
آیا قرآن شناختنی است؟
در تحلیل و شناخت محتوای قرآن نخستین سؤالی که مطرح می شود این است که آیا اساساً قرآن قابل شناخت و بررسی هست؟ آیا می توان در مطالب و مسائل قرآن تفکر و تدبر کرد یا آنکه این کتاب اساساً برای شناختن عرضه نشده بلکه صرفاً برای تلاوت و قرائت و یا برای ثواب بردن و تبرک و تیمن است؟ ممکن است به ذهن خطور کند که این سؤال موردی ندارد زیرا در این جهت که قرآن کتابی برای شناخت است کسی تردید نمی کند. اما نظر به اینکه در دنیای اسلام به علل مختلف جریانهای نامطلوبی در موضوع [25]
شناخت قرآن پیش آمد که در انحطاط مسلمین تأثیر بسزایی داشته است و متأسفانه هنوز هم ریشه های آن افکار منحط و خطرناک در جامعه ما وجود دارد، لازم می دانیم کمی در این باره توضیح بدهیم.
در میان علمای شیعه در سه چهار قرن پیش افرادی پیدا شدند که معتقد بودند قرآن حجت نیست. اینها از میان منابع چهارگانه فقه که از طرف علمای اسلام به عنوان معیار شناخت مسائل اسلامی عرضه شده بود یعنی قرآن و سنت و عقل و اجماع، سه منبع را قبول نداشتند. در
مورد اجماع می گفتند این رسم سنی هاست و نمی توان از آن تبعیت کرد. در خصوص عقل می گفتند با این همه خطای عقل اعتماد به آن جایز نیست. اما در مورد قرآن محترمانه ادعا می کردند که قرآن بزرگتر از آن است که ما آدمهای حقیر بتوانیم آن را مطالعه کنیم و در آن بیندیشیم؛ فقط پیامبر و ائمه حق دارند در آیات قرآن غور کنند، ما فقط حق تلاوت آیات را داریم. این گروه همان اخباریین هستند.
اخباریین تنها مراجعه به اخبار و احادیث را جایز می دانستند. شاید تعجب کنید اگر بدانید در بعضی از تفاسیری که توسط این افراد نوشته شد، در ذیل هر آیه اگر حدیثی بود آن را ذکر می کردند و اگر حدیثی وجود نداشت از ذکر آیه خودداری می کردند آن طور که گویی اصلًا آن آیه از قرآن نیست.
این عمل یک نوع ظلم و جفا بر قرآن بود. و پیداست جامعه ای که کتاب آسمانی خود، آنهم کتابی مانند قرآن را به این شکل طرد کند و آن را به دست فراموشی بسپارد هرگز در مسیر قرآن حرکت نخواهد کرد. بجز اخباریون گروههای دیگری نیز بودند که قرآن را دور از دسترس عامه می دانستند. از جمله اینان اشاعره را می توان نام برد که معتقد بودند شناخت قرآن معنایش تدبر در
[26]
آیات قرآن نیست بلکه معنای آن فهم معانی تحت اللفظی آیات است، معنایش این است که هرچه از ظاهر آیات فهمیدیم همان را قبول کنیم و کاری به باطن آن نداشته باشیم. طبیعی است که این شیوه برخورد با قرآن خیلی زود باعث انحراف و گمراهی می شود زیرا اینان ناگزیر از توضیح معنای آیات بودند اما چون عقل را تعطیل کرده بودند قهراً نوعی برداشت عوامانه از قرآن برایشان حاصل می شد. آنها به دلیل همین طرز تفکر خیلی زود از جاده درک صحیح منحرف شدند و اعتقادات نادرستی پیدا کردند. از جمله اینکه به تجسم (یعنی جسم بودن خدای تعالی) و صدها اعتقاد انحرافی دیگر نظیر امکان رؤیت خدا با چشم و گفتگو با خدا با زبان بشری قائل شدند.
در مقابلِ گروهی که اساساً قرآن را رها کرده بودند، گروهی دیگر پیدا شدند که آن را وسیله رسیدن به هدفها و اغراض خود قرار دادند. اینان در هر زمینه ای که منافعشان اقتضا می کرد به تأویل آیات قرآن پرداختند و مسائلی را به قرآن نسبت دادند که اساساً روح قرآن از آنها بی خبر بود. در مقابل هر اعتراضی هم پاسخ این گروه این بود که باطن آیات را تنها ما می دانیم و این معانی که می گوییم از شناخت باطن آیات به دست آمده اند.
قهرمانان این جریان در تاریخ اسلام دو گروهند: اول اسماعیلیه که به آنها باطنیه هم می گویند و دوم متصوفه. اسماعیلیه بیشتر در هندوستان و کم و بیش در ایران هستند. اینها یک دوره حکومت نیز تشکیل دادند که حکومت فاطمیان مصر بود. اسماعیلیان به اصطلاح شیعه شش امامی هستند ولی به طور قطع، اجماع و اتفاق تمام علمای شیعه دوازده امامی این است که این شش امامی ها از هر غیرشیعه ای از تشیع دورترند؛ یعنی حتی اهل تسنن
[27]
که هیچ یک از ائمه شیعه را آن گونه که شیعه اعتقاد دارد قبول ندارند، به اهل تشیع نزدیکتر از این به اصطلاح شیعه های شش امامی هستند (8). اسماعیلیان به واسطه باطنی گری شان خیانتهای زیادی در تاریخ اسلام مرتکب شدند و نقش بزرگی در ایجاد انحراف در مسائل اسلامی داشتند.
از اسماعیلیه که بگذریم، متصوفه در زمینه تحریف آیات و تأویل آنها مطابق عقاید شخصی خود ید طولایی داشته اند. در اینجا یک نمونه از تفسیرهای آنها را ذکر می کنم تا شیوه تحریفهای آنان روشن گردد و خواننده از این مجمل بتواند حدیث مفصل بخواند.
در قرآن آنجا که داستان حضرت ابراهیم و پسرش اسماعیل ذکر شده، چنین آمده است که به حضرت ابراهیم چند بار در رؤیا دستور قربانی کردن فرزندش در راه خدا داده می شود. ابراهیم علیه السلام ابتدا از این دستور تعجب می کند، اما بعد از آنکه رؤیا چند بار تکرار می گردد، یقین پیدا می کند و تسلیم امر پروردگار می شود. بعد موضوع را با پسرش در میان می گذارد، او هم خالصانه می پذیرد و تسلیم حکم الهی می شود (9). منظور هم همین ظهور تسلیم و رضا به قضای حق بوده است و به همین دلیل وقتی پدر و پسر هردو از روی صفای باطن و خلوص نیت آماده اجرای فرمان خداوند تبارک [28]
و تعالی شدند، اجرای حکم به اذن خدا متوقف شد. در تفسیر همین واقعه، متصوفه می گفتند مقصود از ابراهیم، ابراهیم عقل است و مقصود از اسماعیل، اسماعیل نفس؛ و عقل در اینجا قصد آن داشت تا نفس را ذبح کند!
روشن است که چنین برداشتی بازی کردن با قرآن است و ارائه یک نوع شناخت انحرافی. و درباره همین برداشتهای انحرافی و مبتنی بر خواستها و امیال شخصی و گروهی است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیهِ فَلْیتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ (10). اینچنین بازی با آیات، خیانت به قرآن محسوب می شود، آنهم خیانتی بسیار بزرگ (11).
قرآن در برابر جمود و خشک اندیشی اخباریون و نظایر آنها و همچنین در مقابل انحرافات و برداشتهای ناروای باطنیه و دیگران راه وسطی پیشنهاد می کند که عبارت است از تأمل و تدبر بی غرضانه و منصفانه. قرآن نه تنها مؤمنین که حتی مخالفین را به تفکر و اندیشه درباره آیات خود فرا می خواند و گوشزد می کند که به جای جبهه گیری در برابر آن، به تأمل درباره آیاتش بپردازند. درباره مخالفین قرآن می گوید چرا به تدبر در قرآن نمی پردازند، این دلها چگونه دلهایی است که گویی بر آنها مهر زده شده است (12). در آیه دیگری می فرماید: کتابٌ انْزَلْناهُ الَیک مُبارَک . (13) کتابی است پر[29]
ثمر و پر برکت که ما به سوی تو فرود آوردیم، چرا؟ لِیدَّبَّروا ایاتِهِ برای این فرود نیاوردیم که ببوسند و بالای طاقچه بگذارند، بلکه برای اینکه در آیاتش بیندیشند و تدبر کنند، وَ لِیتَذَکرَ اولُوا الْالْبابِ و آنان که دارای فکر و خرد هستند آگاهی یابند.
این آیات و دهها آیه دیگر در تأکید بر تدبر در قرآن، همه مجاز بودن تفسیر قرآن را تأیید می کنند، اما تفسیری نه از روی میل و هوای نفس بلکه بر اساس انصاف و صداقت و بدون غرض. وقتی که ما در قرآن منصفانه و بی غرضانه تأمل می کنیم هیچ ضرورتی ندارد که بتوانیم همه مسائل آن را حل کنیم. قرآن از این حیث شبیه طبیعت است. در طبیعت بسا رازها وجود دارد که حل نشده و در شرایط فعلی نیز برای ما امکان حل آنها وجود ندارد. اما این مسائل در آینده حل خواهند شد. بعلاوه در شناخت طبیعت، انسان باید اندیشه خود را با طبیعت آن گونه که هست مطابق کند نه آنکه طبیعت را آن گونه که می خواهد توجیه و تفسیر کند. قرآن نیز همچون طبیعت کتابی است که برای یک زمان نازل نشده است. اگر غیر از این بود، در گذشته همه رازهای قرآن کشف می شد و این کتاب آسمانی جاذبه و تازگی و اثربخشی خود را از دست می داد، حال آنکه استعداد تدبر و تفکر و کشف جدید همیشه برای قرآن هست و این نکته ای است که پیامبر و ائمه آن را توضیح داده اند.
در حدیثی از پیامبر نقل شده است که فرمودند: مَثَل قرآن مَثَل خورشید و ماه است و مانند آندو همیشه در جریان است، یعنی ثابت و یکنواخت نیست و یک جا میخکوب نمی شود. و یا فرمود: قرآن ظاهرش زیبا و باطنش ژرفاست (14).
در عیون اخبار الرضا از قول امام رضا علیه السلام نقل شده که از امام جعفرصادق علیه السلام پرسیدند چه سرّی است که قرآن هرچه [30]
زمان بیشتر بر او می گذرد و هرچه بیشتر تلاوت می شود بر طراوت و تازگی اش افزوده می گردد؟ امام فرمود: لِانَّ الْقُرْآنَ لَمْ ینْزَلْ لِزَمانٍ دونَ زَمانٍ وَ لِناسٍ دونَ ناسٍ برای اینکه قرآن تنها برای یک زمان و نه زمان دیگر، و برای یک مردم و نه مردم دیگر، نازل نشده، بلکه برای همه زمانها و همه مردم نازل شده است. فرودآورنده، آن را طوری ساخته است که در هر زمان با وجود همه اختلافهایی که در طرز فکر و در معلومات و وسعت اندیشه ها به چشم می خورد، باز هم قرآن بر زمانها و افکار پیشی می گیرد. در عین حال که در هر دوره مجهولاتی برای خوانندگان در بر دارد، اما آنقدر معانی و مفاهیم قابل درک و استناد نیز عرضه می کند که ظرفیت زمانه را اشباع می سازد.
8-در کنگره تقریب بین المذاهب الاسلامی که تقریبا 35 سال پیش تشکیل گردید و طی آن مذاهب مختلف اسلامی برای رفع سوء تفاهم ها دور هم جمع شدند .عده ای هم بنمایندگی از اسماعیلیان شرکت کردند اما در همانجا شیعه و سنی بالاتفاق گفتند که ما اساسا شما را جزء فرق اسلامی بحساب نمی آوریم و شما اجازه شرکت در این مجمع را ندارید.9- یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ماذا تری قال یا ابت افعل ماتومر ستجدنی ان شاء الله من الصابرین. سوره صافات آیه 10210- هر که قرآن را بمیل خود تفسیر کند جایگاهش در آتش مهیا شده است .11- در زمان ما نیز متاسفانه بازار برداشتهای انحرافی و تفسیر های التقاطی و اندیشه های ضد اسلامی به رنگ اسلام در امده بسیار گرم شده است. استاد شهید در مواجهه با این جریانات مبارزه ای گسترده را آغاز کرده بود ودر این راه نه فقط با اندیشه و قلم قدرتمندش پیکار کرد که دست آخر جان پاک خود را نیز صادقانه بر سر این کار گذاشت.12- افلا یتدبرون القرآن ام علی القلوب اقفالها . سوره محمد آیه 24.13- سوره ص آیه 29.14- ظاهر انبق و باطنة عمیق.


