زمینه
(به سبك شبهای جمعه میگیرم هوا تو)
شد اربعینی که من بی حسینم
خون می چکد جای اشک از دو عینم
شد اربعینی که از ماتم یار ، در تاب و در تب به شور و به شینم
آه ، که در پیش چشمان خواهر
شد ، جدا رأس پاک برادر
ای حسین جان
******
زینب کجا درد و رنج اسارت
بی حرمتی ها و ظلم و جسارت
هر جا سرت شد به نیزه نمایان ، آه از نهادم كشیدم برایت
آه ، چه گویم من از حالت خود
آه ، که زینب ز دشمن کتک خورد
ای حسین جان
******
در علقمه بر مزار ابالفضل
طفلان همه سوگوار ابالفضل
قد رشید و چرا قبر کوچک ، دلها شده غمگسار ابالفضل
آه ، دل از داغ تو پر شراره
آه ، شده پیکرت پاره پاره
ای حسین جان
شاعر : محمدرضا انوری
کلمات کلیدی :
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
تاريخ : پنج شنبه 25 آبان 1396 | 11:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید



