تو خواهر غریب من بیا مرا بکن کفن

مانده برای من فقط  لباس کهنه ای به تن

دویدنت به سمت من قبول حق قبول حق

ولی تو دیر آمدی سری ندارد این بدن

 

 ز من برای تو عزیز فقط دو چیز مانده است

یکی سه ساله و یکی امام پر غم و محن

قدت شده خمیده و سپید گشته موی تو

برای تو عجیب نیست شبیه مادرت شدن

تمام بار عشق را کشیده ای به دوش خویش

به چشم من مکن نگاه که تار گشته چشم من

و چشم تو به کعب نی، به سیلی و به رأس نی

و هر چه زد تو را تو باز، بگو بزن بگو بزن

سروده جعفر ابوالفتحی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

زبانحال حضرت زینب (س) با سر بریده ارباب روی نیزه

ای یوسف من پیرهنت غارت شد

در اشک همی دیده ی من یارت شد

خون دل از این دیده ی غمبار تو رفت

چون نیزه ای بر دیده ی غمبارت شد

 

هر شب ز غم دوری زینب داداش

پر اشک همی دیده ی بیدارت شد

آندم که مرا پیش نظرهای تو زد

آن لحظه فقط کوه الم بارت شد

من را جلوی چشم تو سیلی می زد

بر نیزه فقط گریه به من کارت شد

رو نیزه بخوان سوره کهف از دو لبت

پیش سر تو خواهر تو زارت شد

سروده : جعفرابوالفتحی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

این اسبها که روی تن تو دویده اند

طرحی جدید از بدنت آفریده اند

ای عطر سیب سرخ ، تمامی قافله

از روی نیزه رایحه ات را شنیده اند

ساعات عصر ابر سیاه براده ها

از هم تمام پیکرتان را بریده اند

تنگ غروب در پی هفده سر دگر

عکس  تو ا به صفحه نیزه کشیده اند

در زیر آفتاب همه برق می زنند

سر نیزه های کوفی عجب آب دیده اند

=-=-=-=-==-=-=-=-=- محمد رضا شمس


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

کلاف و یوسفم را هر دو در بازار گم کردم

گل زهرائی ام را من در این گلزار گم کردم

بر آن بودم دل شیدا کنم در گیسویش پیدا

خدایا با چه کس گویم دل و دلدار گم کردم

اناالحق گوی می گردم به دنبال خم زلفش

سیه روزی تماشا کن طناب دار گم کردم

چه پیش آمد که در گودال زیر نیزه ها امروز

گلم را در زمان واپسین دیدار گم کردم

بگو یارا چرا صحرا ز عطر یاس لبریز است

همان یاسی که من بین در و دیوار گم کردم

بیا مادر که هم دردیم یادم هست می گفتی

که راه خانه را در کوچه چندین بار گم کردم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=سید جعفر فاطمیان منش


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:49 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست

واز این پیر جوانمرده کمانی تر نیست

دست و پایی نفسی نیمه نگاهی اهی

غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست

در کنار تو ام و باز به خود می گویم

نه حسین، این تن پوشیده به خون اکبر نیست

هر کجا دست کشیدم زتنت گشت جدا

از من اغوش پر و از تو تنی دیگر نیست

دیدنی گشته اگر دست و سر سینه تو

دیدنی تر زمن و خنده آن لشگر نیست

استخوانهای تو پشت پدر هر دو شکست

باز هم شکر کنار من و تو مادر نیست

                                              

حسن لطفی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:49 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
اگر از خنجر خونریز لبِ تشنه ببرند سرم را، اگر از تیغ شکافند در این عرصه ی خونین جگرم را، اگر از تیر سه شعبه بدهند آب عوض شیر گل نوثمرم را، اگر از داغ برادر شکند خصم ستمگر کمرم را، اگر از چار طرف خصم زند برجگرم تیر، اگر آید به سر و کتف و تنم ضربت شمشیر، اگر از سنگ شود غرقه به خون روی منیرم، اگر آتش عوض آب دهد خصم شریرم، اگر از داغ پسر سوزم و صد بار بمیرم، به خدایی که مرا خواسته با پیکر صدچاک ببیند به تنم زخم دوصد نیزه وشمشیر نشیند، به ستمگر نکنم کرنش و ذلت نپذیرم، اگر آرند به جنگم همه ی اهل زمین را و سما را

انا مظلوم حسین

منم و عهد الستم، نه گسستم نه شکستم، به خدا غیر خدا را نپرستم، به خدا من پسر شیر خدا و پسر فاطمه هستم، همه ی دار و ندارم همه هفتاد و دو یارم به فدای ره جانان، منم و سرخی رویم، منم و خون گلویم، منم وحنجر عطشان، منم و داغ جوانان، منم و خاک بیابان، منم و سُمِ ستوران، من و 
رگ های بریده، منم و قلب دریده منم وطفل صغیرم، منم و کودک شیرم، منم و دخت اسیرم، منم و حیّ قدیرم، منم و زخم فراوان، منم و آیه ی قرآن، منم و زخم زبان ها، منم و تیغ و سنان ها، همه آیید و ببینید مقام و شرف و عزت ما را

انا مظلوم حسین

به خدا و به رسول و به علی ابن ابی طالب و زهرای بتول و حسن آن سید ابرار، به هفتاد و دو یارم به حبیبم به زهیرم به طرماح و به جون و وهب پاک سرشتم، به جلال و شرف عابس و عباس و به عثمان و به جعفر، به شهیدان عقیل و به خلوص دل عبد اللَّه و قاسم، به علی اکبر و داغش به علی اصغر و خونش به گل یاس مدینه، به رقیه به سکینه، به دل سوخته ی زینب کبرا و دو فرزند شهیدش، به لب تشنه ی اطفال صغیرم، به تن خسته ی سجاد عزیزم، من از این قوم ستمگر نگریزم، نکنم بیعت و با خصم ستمگر بستیزم، من و ذلت، من و تسلیم، من و خواری و خفت، سر من بر سر نی راه خدا پوید و با دوست سخن گوید و گردد هدف سنگ و خورد چوب، نبینم به خدا غیر خدا را

انا مظلوم حسین
 

                                          حاج غلامرضا سازگار(میثم)


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:49 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام

بهر حفظ دین و کسب و افتخار افتاده ام

در مقام سر نوشتم چاره جز تسلیم نیست

بر گ زردم در مسیر جویبار افتاده ام

یوسفی هستم که از جور و جفای ظالمان

کنج زندان با دو چشم اشکبار افتاده ام

من حسینی مذهبم که از بهر ارشاد بشر

گوشه محبس حزین وبی قرار افتاده ام

من امام هفتمینم کز پی ترویچ دین

بی کس و تنها در این زندان تار افتاده ام

من گلی از گلشن آل رسولم کز ستم

بارخ پژمرده ای درپای خار افتاده ام

محرم رازم به غیر از کنده و زنجیر نیست

کاین چنین بی مونس و بی غمگسار افتاده ام

مرغ بی بال و پری هستم که از جور عدو

اندر این کنج قفس دور از دیار افتاده ام

شد دل شوریده از این ماتم عظمی حزین

کاندر این محبس غریب و دل فکار افتاده ام

                                                                      

   ژولیده نیشابوری


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:49 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-عاشورا

 

بعد از هجوم خنجر و تاراج نیزه ها

آرام رفته بود به معراج نیزه ها

تصویر سبز صورت او سرخ شد ولی

خندید لحظه ای که شد آماج نیزه ها

خنجر به روی حنجرش آمد ولی سرش

رفت و نشست بر سر مواج نیزه ها

گودال نیست، تخت سلیمان کربلاست

حالا که می ­شود سر او تاج نیزه ها

شعر بلند پیکر او نیزه نیزه شد

آرایه کرده بود به خود واج نیزه ها


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:49 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-کربلا

 

لبریز آه و ندبه و غم گریه می كنم

دلتنگم و به یاد حرم گریه می كنم

یادش بخیر سینه زدن در طواف عشق

یادش بخیر كنج حرم اعتكاف عشق

یادش بخیر عطر گل یاس و علقمه

یادش بخیر روضه‌ی عباس و علقمه

هر شب دوباره گریه‌ی اشك و حضور غم

با روضه ها و مرثیه های صبور غم

آن جا كه لاله می چكد از بغض هر نگاه

در بین تل گریه و گودال قتلگاه


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:48 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-شهادت

 

گمان نمی كنم این روح پیكرم باشد

تنی كه مثله شده در برابرم باشد

بدن بدن كیست این چنین شده است؟

اگر خدای نكرده برادرم باشد ...!

فدای خواهر مظلومه ای كه نالان گفت

كنار كشته ی گودال مو پریشان گفت

گمان نمی كنم این زیر نیزه افتاده

حسین فاطمه یعنی برادرم باشد

تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم

كه قول می دهم این بار بار آخرم باشد

كفن كه نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟

بد است بی كفن این مرد محترم باشد

برای آن كه روی پیكرش بیندازم

نمی شود بگذارید معجرم باشد؟


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396  | 12:48 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید