محمّد سهرابی

امام حسین (ع)-پایان محرّم

 

دهنی بسته و توفیق فغانم دادند

یک فلک ناله و یک حلقه دهانم دادند

جوهر درد، متاعی است که هر جایی نیست

از چنین جنس، در این کوچه دکانم دادند

جگر و چشم و سر و دست بگویند حسین

ای عجب یک دهن و چند زبانم دادند

من نه آنم که فروشم به کسی یارم را

قدر این مرحله را هر دو جهانم دادند

دل گرفت از من و فرمود دلت را بردار

پای رفتار شکستند و عنانم دادند

سر قبرم بنویسید حسین بن علی

زان که از خویش گرفتند و نشانم دادند

ز محرّم نروم بار مبندید مرا

سوختم تا که در این خیمه مکانم دادند


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وحید قاسمی

وداع با محرم و صفر

 

من با لباس مشکی تان خو گرفته ام

از طینت پلید خودم رو گرفته ام

با قایق شکسته ی اشک دو دیده ام

بر ساحل عزای تو پهلو گرفته ام

بهر غبار روبی فرش عزایتان

در این دو ماه از مژه جارو گرفته ام

از صحن روضه های پر از عطر سیب تان

شکر خدا حسین کمی بو گرفته ام

هر سال مزد نوکریم آخر صفر

از دست سبز ضامن آهو گرفته ام


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

جواد حیدری

وداع با محرم و صفر

 

با دست خالی آمدم با دست خالی می روم

من به امید تو یا مولی الموالی می روم

روز اول کامدم تربت به کامم ریختند

با چه حالی آمدم من با چه حالی می روم

من که در دنیا ندیدم چهره ارباب را

سوی قبر خویش با شوق وصالی می روم

تا که من خدمتگذار روضه های زینبینم

در صراط حق من از سیر کمالی می روم

من که جا ماندم ز پرواز رفیقان شهید

سوی روضه تا بگیرم پرّ و بالی می روم

محضر ارباب را بهر تعالی طالبم

تا بگویم «اَفرَطَ بی سوءُ حالی» می روم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:08 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وحید قاسمی

وداع با محرم و صفر

 

بوی فراق می دهد این گریه های من

 ماتم گرفته شال سیاه عزای من

 شرمنده ام كه از غم زینب نمرده ام

 آقا ببخش، درگذر از این خطای من

 با زعفران شهر خراسان نمی شود!؟

 رنگی دهی امام زمان برحنای من

 از بس كه پای طشت طلا گریه كرده ام

 چیزی نمانده مثل شما از صدای من

 با نوحه های این دهه ی آخر صفر

 شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من!

 ای خوش حساب، مزد مرا زودتر بده

 بعد از دو ماه گریه چه شد كربلای من؟

 سر زنده ام به عشق حسن، خضر گریه ام

 این چشم خیس، چشمه ی آب بقای من

 من غصه ی بهشت خدا را نمی خورم

 جایی گرفته حضرت زهرا برای من


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:07 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محمد فردوسی

امام حسین(ع)-مناجاتی،آخر صفر

 

بوی جدایی می رسد از گریه هایم

بر درد هجرانت حسین جان مبتلایم

در این دو ماهی که عزادار تو بودم

آیا قبولم کرده ای ای مقتدایم؟

با این گناهان بزرگ و بی شمارم

لایق نبودم تا کنی آقا صدایم

امّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتی

از مجلس روضه نکردی تو جدایم

رزق حلالم گریه بر داغ تو بوده

 آن گریه هایی که بُوَد آب بقایم

یادش به خیر در اوّلین روز مُحرّم

سوز دل و اشک و نوا کردی عطایم

یادش به خیر هنگام هیئت بین گریه

حس می نمودم زائر عرش خدایم

یادش به خیر با هر سلام و عرض حاجت

رنگ حسینی می گرفت حال و هوایم

وقتی به تن کردم لباس مشکیم را

گفتم دگر وقف شهید نینوایم

پیراهن احرام حج کربلا را

حالا چگونه از تنم بیرون نمایم؟

دل کندن از روضه برای من چه سخت است

مشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایم

هر ساله مُزد نوکریم را حسین جان

می گیرم از دست علی موسی الرّضایم

آقا به حقّ مادر پهلو شکسته

امضا نما امشب برات کربلایم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:06 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وحید قاسمی

وداع با محرم و صفر-امام زمان (عج)

 

بوی فراق می دهد این گریه های من

ماتم گرفته شال سیاه عزای من

شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام

آقا ببخش در گذر از این خطای من

با زعفران شهر خراسان نمی شود؟

رنگی دهی امام زمان بر حنای من؟

از بس که پای طشت طلا گریه کرده ام

چیزی نمانده مثل شما از صدای من

با نوحه های این دهه ی آخر صفر

شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من

ای خوش حساب مزد مرا زودتر بده

بعد از دو ماه چه شد کربلای من؟

سر زنده ام به عشق حسن، خضر گریه ام

این چشم خیس،چشمه ی آب بقای من

من غصه ی بهشت خدا را نمی خورم

جایی گرفته حضرت زهرا برای من


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:05 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

عباس احمدی

وداع با محرم و صفر

 

امید ترک گنه، فرصت صعود گذشت

مجال عرض ارادت به آن وجود گذشت

بهار روضه ی غم بود و اشک بود عزا

بهار رفت و عزا رفت و هر چه بود گذشت

دو ماه مستی ما طی شد و ندیدیمت

چقدر جمعه دمید و ولی چه سود گذشت

دو ماه هر شبه مهمان روضه ات بودیم

چه سفره ای، چه طعامی ولی چه زود گذشت

حدیث غربت اربابمان که می آمد

هجوم سنگ به پیشانی اش فرود، گذشت

حکایت قمر هاشمی امید حرم

که می زدند به فرق سرش عمود، گذشت

و داستان غم انگیز شام و زخم زبان

به سمت قافله در موقع ورود، گذشت

عروج دخترکی گوشه ی خرابه ی درد

حدیث سیلی و آن صورت کبود گذشت

برات کرب و بلامان چه شد اباصالح؟

مگو که مجلسمان بی ریا نیود و گذشت


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:02 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یاسر مسافر

وداع با محرم و صفر

 

پایان ماه روضه شده، غم گرفته ام

هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام

بعد از دو ماه گرفت صدا های ذاكران

تازه دلم شكسته شده دم گرفته ام

بعد از دو ماه كه در مطبت هستم ای طبیب

از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام

مرهم برای درد دلم اشك روضه بود

اینگونه بوده اشك دمادم گرفته ام

شبها چقدر گم شده ام بین كوچه ها

وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام

از مادرت بپرس ، نوكریم را قبول كرد ؟

آیا برات كرببلا هم گرفته ام ؟

افسوس می خورم كه زخیرات سفره ات

از دست مهر مادرتان كم گرفته ام

دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت

خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام

***

ای روضه خوان ادامه بده اشك و آه را

شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:01 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

پايان ماه روضه شده ، غم گرفته ام

هيئت تمام گشته و ماتم گرفته ام

 

بعد از دو ماه گرفت صدا هاي ذاكران

تازه دلم شكسته شده  دم گرفته ام

 

بعد از دو ماه كه در مطبت هستم اي طبيب

از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام

 

مرهم براي درد دلم اشك روضه بود

اينگونه بوده اشك دمادم گرفته ام

 

شبها چقدر گم شده ام بين كوچه ها

وقتي سراغ هيئت و پرچم گرفته ام

 

از مادرت بپرس ، نوكريم را قبول كرد ؟

آيا برات كرببلا هم گرفته ام  ؟

 

افسوس مي خورم كه زخيرات سفره ات

از دست مهر مادرتان كم گرفته ام

 

دلتنگ مي شوم به خدا بر محرمت

خرده مگيريم  زچه ماتم گرفته ام

***

اي روضه خوان ادامه بده اشك و آه را

شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام

ياسر مسافر


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:00 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید