.jpg)
پايان ماه روضه شده ، غم گرفته ام
هيئت تمام گشته و ماتم گرفته ام
بعد از دو ماه گرفت صدا هاي ذاكران
تازه دلم شكسته شده دم گرفته ام
بعد از دو ماه كه در مطبت هستم اي طبيب
از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام
مرهم براي درد دلم اشك روضه بود
اينگونه بوده اشك دمادم گرفته ام
شبها چقدر گم شده ام بين كوچه ها
وقتي سراغ هيئت و پرچم گرفته ام
از مادرت بپرس ، نوكريم را قبول كرد ؟
آيا برات كرببلا هم گرفته ام ؟
افسوس مي خورم كه زخيرات سفره ات
از دست مهر مادرتان كم گرفته ام
دلتنگ مي شوم به خدا بر محرمت
خرده مگيريم زچه ماتم گرفته ام
اي روضه خوان ادامه بده اشك و آه را
شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام
ادامه مطلب
.jpg)
یار من ریز ز نی شهید حلاوت
می کند قرآنِ من قرآن تلاوت
ای امیر کاروان یا اخا قرآن بخوان
کوفیان بی وفا آرام و خاموش
تا به قرآن حسین خود دهم گوش
هر کجا لب واکنم غوغا کنم من
تو ز نی قرآن بخوان معنا کنم من
ای امیر کاروان یا اخا قرآن بخوان
جای همدردی و جای یاریِ من
سنگ کین گردیده مزد قاری من
آنچنان با صوت خود بردی ز من دل
که زدم پیشانی خود را به محمل
ای امیر کاروان یا اخا قرآن بخوان
ای هلال یک شبه کردی هلالم
من الف بودم ولی کردی تو دالم
یا برو رخسار خونینت نبینم
یا بیا یک گل ز روی تو بچینم
ای امیر کاروان یا اخا قرآن بخوان
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار امام زمان(عج) - خداحافظی محرم
ای داغدار اصلی این روضه ها بیا
صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا
تنها امید خلق جهان یابن فاطمه
ای منتهای آرزوی اولیاء بیا
بالا گرفته ایم برایت دو دست را
ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا
فهمیده ایم با همه دنیا غریبه ای
دیگر به جان مادرت ای آشنا بیا
از هیچکس به جز تو نداریم انتظار
بر دستهای توست فقط چشم ما بیا
هفته به هفته می گذرد با خیال تو
پس لا اقل به حرمت خون خدا بیا
بیش از هزار سال تو خون گریه کرده ای
ای خون جگر ز قامت زینب بیا
عرض ارادت کم ما را قبول کن
امسال هم محرم ما را قبول کن
ادامه مطلب
.jpg)
دارد تمام می شود آقا عزای تو
کم گریه کرده ایم محرم برای تو
دارد چه زود سفره تو جمع می شود
تازه نشسته ایم بخوریم از غذای تو
هر روز روز تو همه جا محضر شما
یعنی که هست هر چه زمین کربلای تو
میل دوبارگی بهشت آدمی نداشت
وقتی شنید گوشه ای از روضه های تو
کی دست خالی از در این خانه رفته است
دست پر است تا به قیامت گدای تو
تنها بلد شدیم تباکی کنیم و بس
گریه کند برای تو صاحب عزای تو
گریه کن تو حضرت زهراست والسلام
جانم فدای فاطمه و جانم فدای تو
تازه به شام می رسد از راه قافله
تازه رسیده نوبت تشت طلای تو
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار خداحافظی با محرم و صفر - محمد بیابانی
اندازه دو ماه عزا غم گرفته ام
چشمم گواه این دل ماتم گرفته ام
پیراهن سیاه تنم را شب فراق
بر سینه ام نهاده و محکم گرفته ام
صاحب عزا بیا که سراغ تو را دوماه
با قطره های جاری اشکم گرفته ام
یک روز مثل چشم تو خون گریه می کند
این دیده های ابری شبنم گرفته ام
هر روز پا به پای تو در بین روضه ها
با نوحه خوان هیئتمان دم گرفته ام
تا فاطمیه دست دلم را رها مکن
من با غم تو انس دمادم گرفته ام
امشب بیا و کرب و بلای مرا بده
دست دخیل بر نخ پرچم گرفته ام
این عطر کربلاست که از مشهدالرضاست
امشب دوباره شور محرم گرفته ام
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار خداحافظی با محرم و صفر
اگرچه گریه نمودم دو ماه با غمتان
مرا ببخش نمردم پس از محرمتان
لباس مشکی من یادگاری زهراست
چگونه دل کنم از آن؟ چگونه از غم تان؟
بگیر امانتی ات را خودت نگه دارش
که چند وقت دگر میشویم محرمتان
برای سال دگر نه برای فاطمیه
برای روضه مادر برای ماتمتان
دلم بگیر که محکم ترش گره بزنی
به لطف فاطمه بر ریشه های پرچم تان
هزار شکر که از لطف پنجره فولاد
میان حلقه ماتم شدیم هم دمتان
بیا دوباره بخوان روضه های یابن شبیب
که من دوباره بسوزم دوباره با دمتان
چه شام ها که زدی سر به گریه ام اما
مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار خداحافظی با محرم و صفر - مهدی نظری
فصل عزا و اشک دمادم تمام شد
باز این چه شورش استُ چه ماتم تمام شد
پیراهن سیاه دلم گریه می کند
من زنده ام به گریه بر او ،غم تمام شد
در این دو ماه چشم من ازباده خیس بود
فصل عزای عالمُ آدم تمام شد
امسال هم بهار دل ما دوماه بود
دیگر بهار بیرقُ پرچم تمام شد
دیشب دلم گرفت ، غرورم شکسته شد
پرچم که رفت بارش نم نم تمام شد
یادش بخیر روز دهم ناله ها زدیم
دیشب به بعد خاطره هایم تمام شد
یادم نمی رود دل خون سه ساله را
سیلی که خورد گفت:سه سالم تمام شد
وقتی کتیبه های دلم جمع می شوند
یعنی زمان عفو گناهم تمام شد
درپستوی دلم همه راجمع می کنم
مشکی در آورید صفر هم تمام شد
ادامه مطلب
.jpg)
وداع با محرم و صفر
هر آن چه گریه بریزم به قلب شعله ورم
دوباره سر شود آتش از آتش جگرم
غم فراق تو و هجر این دو ماه عزا
دو غصه می شود و بیشتر زند شررم
نمی توانم باور کنم، خدا! دارد
تمام می شود امشب محرم و صفرم
بیا ببخش مرا قول می دهم دیگر
که جان سالم از روضه ها به در نبرم
کبوترانه ببین جلد بام گریه شدم
از این به بعد کجا سر کنم کجا بپرم؟!
تو چشمه چشمه خروشی منم که خاموشم
تو گریه می کنی و این منم که بی خبرم
مرا جدا نکن از جامه عزا آقا
اگر جدا شوم از روح خویش محتضرم
مقیم روز و شب کوی روضه بودم من
بدون روضه درین روزگار در به درم
خدا کند زمان زودتر گذر کند و
برای فاطمیه جامه عزا بخرم
بیا و امشب از مشهد الرضا آقا
به کربلا برسانم مرا ببر به حرم
ادامه مطلب
.jpg)
دو ماه روضهی ارباب خوبمان خواندیم
دو ماه نه، همهی عمرمان از آن خواندیم
محرم و صفر آمد تمام هم شد و رفت
و ما ز منتهیالآمال بیامان خواندیم
خدا به مادر اصغر، رباب، رحم کند
چقدر روضه که از تیر و از کمان خواندیم
دوباره صحن دل عاشقان شود پر غم
به یاد هرچه مصیبت که از جوان خواندیم
دو ماه دربدر داغ زینبی بودیم
که پا به پای غماش از نوک سنان خواندیم
دو ماه چای عزاداری و دو دریا اشک
ز بس ز تشنگی و خنجر خزان خواندیم
میان هقهق و داغ اسارت و اندوه
غزل برای اسیران کاروان خواندیم
لباس مشکی و اشک روان! خداحافظ
چه نوحههای حزینی ز عمق جان خواندیم
بلور گریهی مادر! خدا نگهدارت
در این عزا بهخدا با همه توان خواندیم
خدا کند که همیشه مرامم این باشد
چو این دو ماه که از مرد قهرمان خواندیم
خدا کند بپذیرد به لطف خود ارباب
هر آن چو زینب کبرای خطبهخوان خواندیم
مصطفی کارگر
ادامه مطلب
.jpg)
غروب ماه صفر
همیشه حاصل جمع فراق سنگین است
مسافران صفر اتّفاق سنگین است
از اربعین غمین تا غروب ماه صفر
شفق به خون مدینه ، عراق ، سنگین است
به داغ رحمت للعالمین چه غمگین است
فلک ، به سوگ عظیم ، این سیاق سنگین است
به یاد زخمِ دل ِ مجتبی دلم خون است
به خانه، خوردن زهر و نفاق سنگین است
غروب تلخ غریب و دلم حوالی شرق
طنین داغ رضا در رواق سنگین است
خدا کندکه بیایی ، سلاله ی خورشید
ندیدنت به چنین اشتیاق سنگین است
چهارده قمر عشق و آخرین قمری
بیا که بودن مه، درمحاق سنگین است
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


