سفـرِصفر
 
 
صفر عزم سفــــــر دارد خدایا رحم کن بر ما

گمانم یک خـــــــبر دارد خدایا رحم کن بر ما

به پایان می شـود نزدیک این ماه ســراسرغم

چه صبری این صفردارد خدایا رحم کن برما

به چشمم اشک خشـــکیده توان گریه کی باشد

مگر اشکی دگـــر دارد؟ خدایا رحم کن بر ما

نمی دانم چه میخــواهد زجانم پشت هرغم،غم

زغم هم بیشتـــــــر دارد خدایا رحم کن بر ما

غم داغ پیمبر کم نبــــــــــود ای وای می دانم

به مشهد هم گـــذر دارد خدایا رحم کن بر ما

سه دنیا ازغم و ماتم، گـــــرفتار سه دریا غم

به لطف تو نظــر دارد، خدایا رحم کن بر ما
 


مصطفی معارف


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بسم رب الحسین(ع) وله الحمد

 

حواسم نبود ماه غم هم که رفت

چه شورش شده محتشم هم که رفت

حواسم نبود، آمد و باز رفت

چه خوانم دگر، سوز آواز رفت

محرم عجب حالتی داشت، حیف

به دل روضه و ماتمی کاشت، حیف

اگر در عزا جان ندادیم ما را ببخش

و در خواب غفلت فتادیم ما را ببخش

بنوشم ز خوناب دل تا به کی

و ذاکر نشیند به گل تا به کی

به سالی نشینم سر کوچه ی انتظار

که شاید دوباره شود موسم وصل یار

کجایی محرم عزا لنگ شد

بیا ای محرم دلم تنگ شد

غلامحسینی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:13 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وداع با ماه صفر

 

تقدیم به امام عصر (عج)

از من بپذیر نوکری هایم را

کوتاهی چشم و سینه و پایم را

آقا شب آخر صفر خالی کن

در صحن امام رضا خودت جایم را

***

تقدیم به علی بن موسی الرضا (ع(

ما را ز مسیر کربلا آوردند

با گریه ز شهر غصه ها آوردند

دیشب دلمان مدینه بود و امشب

ما را سر سفرۀ شما آوردند

 

مهدی صفی یاری


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:12 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بوي فراق مي دهد اين گريه هاي من

ماتم گرفته شال سياه عزاي من

شرمنده ام كه ازغم زينب نمرده ام

آقا ببخش،درگذرازاين خطاي من

با زعفران شهر خراسان نمي شود؟

رنگي دهي امام زمان برحناي من

از بسكه پاي طشت طلا گريه كرده ام

چيزي نمانده مثل شما از صداي من

با نوحه هاي اين دهه ي آخر صفر

!شب ها چه قدر سينه زدي پابه پاي من

اي خوش حساب، مزد مرا زودتر بده

بعد ازدو ماه گريه چه شد كربلاي من؟

سرزنده ام به عشق حَسن، خضر گريه ام

اين چشم خيس، چشمه ي آب بقاي من

من غصه ي بهشت خدا را نمي خورم

جايي گرفته حضرت زهرا براي من

شاعر: وحيد قاسمي


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:11 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

پایان محرم و صفر-مناجاتی

 

تا آمدم کاری کنم عمرگران رفت

عمر گرانم پای این و پای آن رفت

گفتم که توبه میکنم این ماه اما

توبه نکردم آخر از دستم زمان رفت

پرحرفی من آتشی بر جانم انداخت

اعمال من پای گناهان زبان رفت

دل را به هرکس جزتو دادن روسیاهیست

باید برای تو فقط تا پای جان رفت

دنیا تمام لحظه هایم را گرفت و

سعی و تلاشم در پی یک لقمه نان رفت

فیض سحرها رفت و ما درخواب بودیم

غافل شدیم و روزها از دستمان رفت

باهر گناهم چشم آقا تار ترشد

آه دل پرناله اش تا آسمان رفت

پیر علی اکبر شدم در روضه هایش

عمرم به پای زخمهای این جوان رفت..

یوسف شد و پیراهنش را پاره کردند

لبهای بابا گفتنش را پاره کردند

 

سید پوریا هاشمی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام رضا(ع)-تشکر بعد از دهه محرم

 

گرچه از دست خودم یه خرده دلخور اومدم

راستش و بخواى برا عرض تشكر اومدم

نه گداىِ خوبیَم نه عاشقى خوب بلدم

اومدم ده شب عزاداریمو تحویلت بدم

یه دهه سینه زنى و گریه هرچى بود گذشت

شب هفتمى كه چشم به راش بودم چه زود گذشت

به صدام تو روضه جون تازه دادى مهربون

برا نوكرى بهم اجازه دادى مهربون

قسمتم شد كه باگریه خیمه رو علم كنم

واسه سینه زناى جد تو چایی دم كنم

راه دادى تاخودمو پا این علم دٌرٌس كنم

شعر بگم نوحه بخونم و دو دم دٌرٌس كنم

واسه مزد نیومدم، گفتى ولی به هرجهت

نمك سفرتونم از خودمون بخواین فقط

جواب حرفاى توى دلمو خودت بده

من گداى خودتونم صلمو خودت بده

حرفاى دلم باید كه هر گوشش بیتى بشه

اولش مى خواستم این ترانه هش(ت) بیتى بشه

ولى این یادم اومد روبروى باب الجواد

روزى كن از این به بعد تنها بیام حرم زیاد

 

علی زمانیان


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وداع با محرم و صفر

 

سالها منتظرم ، تا که بیایم به حرم
به سرم شوقِ وصال است، به سویت بپرم
بخدا خسته شدم ، لطف کن آقا ، بِبَرم
همه رفتند ، کسی نیست دگر دور و بَرم

چشمِ گریان و دو تا عکسِ حرم ، روزیِ من
دستِ خالی و توسّل به کراماتِ حسن

رو سیاهیِ خودم بود ، گرفتار شدم
باز ، جا مانده ترین ، در نظرِ یار شدم
کارم از گریه گذشته است ، که بی عار شدم
پخشِ زنده ، ز حرم دیدم و بیمار شدم

نوکرت حال ندار است ، حسین بن علی
بخدا بی کس و کار است ، حسین بن علی

تو که با گوشه ی چشمت ، غمِ عالَم ببری
بینِ خوبانِ جهان ، از همه کَس خوب تری
مُردم از حسرتِ دوری و غمِ خون جگری
کربلایی شدنم ، شد بخدا دردسری

باز هم دردِ سرت را به دل و جان بخرم
نوشِ جانم ، غمِ دوریِ تو و دردِ حرم

گله ای نیست ، اگر دور ز بوی وطنم
بازهم میوه ی گندیده ی این بار منم
لرزه افتاده ز دوریِ حرم ، در بدنم
باز تاکید کنم ، سائلِ کوی حسنم

نامش آمد که دلم گرم شود از کَرَمش
آه... از غربتِ آن قبرِ بدونِ حرمش

ما دو ماه است که دلهای پریشان داریم
ناله و گریه برای لب عطشان داریم
ما به این روضه و این مرثیه ایمان داریم
آخرش روی دو لب ذکر حسن جان داریم

اختتامیه ی این بزم، عزای حسن است
اولین روضه بگیرش شه عریان بدن است

عرق سینه زنی روی جبین است هنوز
بیرق مشکی مان روی زمین است هنوز
گریه ها از کرم ام بنین است هنوز
حاجت اولمان منجی دین است هنوز

عجل الله فرج، مهدی ما را برسان
نامه های سفر کرببلا را برسان


پوریا باقری


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:07 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

پایان محرم و صفر

 

اگــر چـه مـن تمـام عــمر خـود را

نشســتم در عــزایت گــریه کـردم

تمام حسرتم در محشر این است

چــرا کمـتر بـرایـت گــریه کـردم؟

 

احسان محسنی فرد


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:06 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

پایان محرم و صفر

 

یك به یك از نوكران اینجا تشكر می كنند

حیدر و پیغمبر و زهرا تشكر می كنند

جفت و جور كارها اینجا به دست فاطمه است

كار را او می كند... از ما تشكر می كنند

 

محمد جواد پرچمی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 آذر 1395  | 9:05 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید