.jpg)
دل کندن ازاین روضهء هرشب سخت است
کم بردن نامت به روی لب سخت است
غم گر بشود به دل لبالب سخت است
بی تاب تو،گر بمیرد از تب سخت است
دل کندن ازاین کتیبه ها.. نه، والله
یک لحظه جدا ز روضه ها.. نه، والله
.
دلخوش به همین گریه و غم بودیم و
مشغول به نوحه و عزا و دم بودیم و
ما سایه نشین پرچم و عَلَم بودیم و
فارغ ز جهان و بیش و کم بودیم و
بگذشت ز عالَمی فغانم ارباب
یک لحظه ی بی غمت ندانم ارباب
.
صدشکر،که درکشتی امن تو سواریم
چون ابر بهاران ز غمت زار بباریم
جز بذر غمت در دلِ خود،هیچ نکاریم
جز خامس اصحاب کسا یار نداریم
بر صاحب این بزمِ عزا، اشکْ فشانیم
تا عُمر بُوَد بر در این خانه بمانیم
.
از شور تو ای عشق نوا می خواهیم
چون اهل وِلا فقط بلا می خواهیم
ما مزد دو ماهه ی عزا می خواهیم
از دوست برات کربلا می خواهیم
تا آنکه کنم فهم، تمام روضه
قدری بچشان به من ز جام روضه
.
وقتی به وداع،حسین..عطشان آمد
زینب ز درون خیمه گریان آمد
با یاد وصیّتی پریشان آمد
بوسید گلوی شاه و نالان آمد
بوسید گلوی او که خنجر نَبُرَد
شاید که ز پیکرش دگر سر نَبُرَد
.
چون ابر سیاه بر روی ماه نشست
او خنجر خود کشید و ناگاه نشست
در سینه ی اهل آسمان آه نشست
شمر آمد و روی سینه ی شاه نشست
شد کشتن مرغ بسمل اینجا مرسوم
از نحوهء این ذبح شده فاطمه مغموم
ادامه مطلب

این سی شبه ازدست ما راضی شدی یا نه؟
ارباب جانم از گدا راضی شدی یا نه؟
سی روز میخواندیم سی شب گریه میکردیم
هم پای تو هم پای زینب گریه میکردیم
روضه به روضه گشتن مارا خودت دیدی
جانم حسین سینه زنهارا خودت دیدی
چه دستهایی که برای دیگ نذری سوخت
این سوختن را دخترت اصلا به ما آموخت
از برکت تو بینوا هم بانوا میشد
هرسفره خالی پر از ظرف غذا میشد
بک ماه گرم نوکری شب تا سحر بودیم
ازعالم و آدم به جزتو بیخبر بودیم
دم را که میدادند نوکرها شنیدن داشت
قل قل زدن های سماورها شنیدن داشت
هرخستگی را باشراب ناب در کردیم
لب را همیشه ما ز چای روضه تر کردیم
تا میکده جز با دوپیمانه نمیرفتیم
در روضه میماندیم ما خانه نمیرفتیم
جارو زدیم و ازقبالش خیرها دیدیم
باگریه فرش روضه را صدبار بوسیدیم
عشق تو حتی حال بدها را خدایی کرد
یک "برمشامم میرسد" مارا خدایی کرد
ازنوکرت خوبی بدی دیدی حلالش کن
از کارهایش گرکه رنجیدی حلالش کن
ما لکه ننگیم خیلی بی کس و کاریم
اما به جان مادرت که دوستت داریم
دردیم ما اما شفا را میدهد زهرا س
مزد عزاداری مارا میدهد زهرا س
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


