حسین رستمی
حضرت زینب(س)-وداع
اگر چه ایل و تبار مرا به همراهت...!
برو حسین که دست خدا به همراهت
دعای حرز لبم را به گردنت بستم
برو حسین که این بوسه ها به همراهت
تویی که جان مرا می بری به همراهت!
نمی بری بدنم را چرا به همراهت؟!
فدای موی بلندت شوم که دست نسیم
چگونه می زند این نظم را به هم، راحت!
برو که با خبری من چگونه می آیم
برای یافتنت تا کجا به همراهت
فقط کنار تنت نیمی از مرا بگذار
که نیم دیگر من تا خرابه همراهت...
دلی دو تا و قد و قامتی دو تاتر از آن
برو که من شده ام چند تا به همراهت
نگفته بودی اگر سمت خیمه ها برگرد!
می آمدم به خدا بی هوا به همراهت
تو دور می شوی اما هنوز این جایی
برای آن که نبردی مرا به همراهت
ادامه مطلب
اجرا شده توسط حاج محمود کریمی-10محرم1390-بیت رهبری
حضرت زینب(س)-وداع-مصائب
تشنه رفتن برا تو | مرثیه خوندن برا من
برنگشتن برا تو | تو خیمه موندن برا من
پر پرواز برا تو | پرهای بسته برا من
خسته رفتن برا تو | این همه خسته برا من
غم امت برا تو | حفظ امامت برا من
دست بیعت برا تو | خط ولایت برا من
قمرامون برا تو | این همه اختر برا من
پسرهامون برا تو | این همه دختر برا من
غم زینب برا تو | تموم غم ها برا من
علی اكبر برا تو | ناله لیلا برا من
اینجا موندن برا تو | تا كوفه رفتن برا من
خواب راحت برا تو | گریه براتون برا من
نیزه خوردن برا تو | رو نی سراتون برا من
علی اصغر برا تو | رباب مضطر برا من
لب خنجر برا تو | بوسه به حنجر برا من
سنگ اینجا برا تو | سنگ های كوفه برا من
زخم غارت برا تو | زخم جسارت برا من
پاره پیرهن برا تو | رنج اسارت برا من
گوش پاره برا من | گریه و ناله برا من
روی نیلی برا من | طفل سه ساله برا من...
ادامه مطلب
قاسم نعمتی
حضرت زینب(س)-وداع
مُردم از دل واپسی بس که پریشان خاطرم
سایه ات تا بر سرم باشد خدا را شاکرم
دیگر از امروز یک لحظه مشو از من جدا
تو شبیه کعبه باش و من شبیه زائرم
در نماز شب دعا کردم نبینم داغ تو
تو سلامت باشی اما من بمیرم حاضرم
تو به فکر حنجرت باش و غم من را مخور
دختر زهرایم و در حفظ معجر ماهرم
دست خود روی سرم بگذار و یا ستار گو
بوی خاک چادر مادر گرفته چادرم
ناز کم کن ای نگار نازنینم یاحسین
ترس من این است داغت را ببینم یا حسین
ادامه مطلب
امیرحسین محمودپور
حضرت زینب(س)-وداع و...
گریه هایم اگر چه کاری نیست
چه کنم؟ غیر گریه کاری نیست
بعد عمری کنار هم بودن
می روی و مرا نگاری نیست
فصل سرد خزان عمرم شد
باغ من را دگر بهاری نیست
می بری جان خواهرت با خود
بعد تو پای استواری نیست
روی شانه تو منزلت داری
لااقل وقت نی سواری نیست
رفتنت می برد امید حرم
کودکان را دگر قراری نیست
گرگ ها صف کشیده اند این جا
آهوان را ره فراری نیست
می روی و به خیمه می تازند
پس مپرسم چرا وقاری نیست!
***
ای به قربان آیه ی کهفت
سر شکسته تر از تو قاری نیست
چه بلایی سر تو آوردند؟
جز به نیزه تو را مزاری نیست
بعد تو زینب است و طفلانت
چه کنم؟ جای گریه زاری نیست
ادامه مطلب
علی اکبر لطیفیان
امام حسین(ع)-روضه وداع
باطن ترین من، نه خدا حافظی مکن
هر چند ظاهراً، نه خدا حافظی مکن
من نیمه توام جلویت ایستاده ام
با نیمِ خویشتن، نه خدا حافظی مکن
یک اهل بیت را ته گودال می بری
ای خُمس پنج تن، نه خدا حافظی مکن
اصلاً بدون من سفری رفته ای بگو
حالا بدون من، نه خدا حافظی مکن
پس حرف میزنی که خداحافظی کنی
این گونه نه نزن، نه خدا حافظی مکن
شاید کسی نبرد خدا را چه دیدی
با کهنه پیرهن، نه خدا حافظی مکن
این سمت عزیز، محترم، با کفن، ولی
آن سمت بی کفن، نه خدا حافظی مکن
بعد از تو چند مرد به دنبال چند زن
بعد از تو چند زن، نه خدا حافظی مکن
ادامه مطلب
عمان سامانی
ظهر عاشورا-وداع
سیل اشکش بست بر شه راه را
دود آهش کرد حیران شاه را
در قفای شاه رفتی هر زمان
بانگ مهلاً مهلیاش بر آسمان
ادامه مطلب
حسین سنگری
شب عاشورا-حضرت زینب(س)
از نگاهت خوب فهمیدم که بار آخر است
این که می بینم تو را - امشب قرار آخر است
چشم در چشم تو می دوزم، تو می گویی به من
با زبان بی زبانی این بهار آخر است
صبح فردا از ترک های زمین خون می چکد
با خَطِ خون می نویسم انتظار آخر است
می روی و در غبار حادثه گم می شوی
می رسی و می نویسم این غبار آخر است
بر مدار عشق می چرخی و می اُفتی زمین
عشق می گوید که برخیزی! مدار آخر است
عشق می ریزد زمین از گوشه ی چشمان تو
چشم هایت قسمتی از شاه کار آخر است
قسمتی دیگر کبود بغض های زینب است
کربلا در کربلا این یادگار آخر است
شعله می پاشند روی خیمه ها، روی دلم
گفته بودی در غزل! این شعله زار آخر است
روی خاک افتاده خورشید و نگاهم می کند
از نگاهش خوب می فهمم که بار آخرست
ادامه مطلب
ای ذوالجناح با وفا کو حسین من ، نور دو عین من
ای ذوالجناح بهر خدا کو حسین من ، نور دو عین من
بابای من بردی کجا کو حسین من ، نور دو عین من
کاکل و یالت پر زخون کو حسین من ، نور دو عین من
راکبت از زین شد نگون کو حسین من ، نور دو عین من
زینب و کلثوم حزین کو حسین من ، نور دو عین من
گفتند با قلب حزین کو حسین من ، نور دو عین من
بی صاحب آمدی چنین کو حسین من ، نور دو عین من
ای ذوالجناح خوش سِیَر کو حسین من ، نور دو عین من
بر گو اگر داری خبر کو حسین من ، نور دو عین من
اطفال محزون خون جگر کو حسین من ، نور دو عین من
ادامه مطلب
کـــی پیکرت را به خون کشده عزیز زهــرا، حسین مظلوم
کـــــی حنجرت را چنین بریده عزیز زهــرا، حسین مظلوم
ز تیر و نیزه، تن تو صد چاک فتاده جــسمت به دامن خاک
ز کــــودکانت، فغان بر افلاک از ایـــن مصیبت قدّم خمیده
شهیـــــد عطـــــشان برادر من عزیـز زهرا، حسین مظلوم
تــــن تو عریان، در این بیابان کنــــــار اجساد این شهیدان
تــــوئی گل من در این گلستان به این گلستان خزان رسیده
کـــــی حنجرت را چنین بریده عزیز زهرا، حسین مظلوم
ادامه مطلب
ای یـــــــــادگار مادرم (2) ای مهربان برادرم
آهستـــــــه رو، آهستــــــــــــه رو
کرده وصیت مادرت (2) تا من ببوسم حنجرت
در وقت مـــــیدان رفتَنت، آهسته رو، آهسته رو
صبری نما تا خواهرت(2) قرآن بگیرد بر سرت
در وقت میــــــــدان رفتنت، آهسته رو، آهسته رو
کُو قاسم و کُو اکبرت (2) عباس و عون و جعفرت
زینب بمیرد خــــــــــواهرت، آهسته رو، آهسته رو
ای نخــــل ایمــــــان را ثمر (2) ای زادۀ خیر البشر
بــــــــــــــر فاطمه نور بَصَر، آهسته رو، آهسته رو
قــــــــربان روی انورت(2) گردد، فدایت خواهرت
در وقــــــــــــت میدان رفتنت، آهسته رو، آهسته رو
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


