به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

از زلف کافر تو نجسته است هیچ کس

قید فرنگ رانشکسته است هیچ کس

از خود برون نیامده نتوان به حق رسید

گوهر به چشم بسته نجسته است هیچ کس

غیر از سپند خال که رو سخت کرده است

در آتش این چنین ننشسته است هیچ کس

با زاهد فسرده مگو حرف درد و داغ

نان در تنور سرد نبسته است هیچ کس

پرهیز چون کنم ز می ایام نوبهار؟

ازآب خضر دست نشسته است هیچ کس

غیر از قبا کسی ز اسیران سینه چاک

بر قامت تو بند نبسته است هیچ کس

جز خط دل سیاه که آن زلف راشکست

بال و پر هما نشکسته است هیچ کس

جز من که مایلم به دهان و میان تو

دل رابه هیچ و پوچ نبسته است هیچ کس

یک مو نمانده است تعلق به جان مرا

این رشته را چنین نگسسته است هیچ کس

زین سرکشان که دعوی زورآوری کنند

شاخ غرور رانشکسته است هیچ کس

در هیچ ذره نیست که شوری ز عشق نیست

صائب ز قید عشق نجسته است هیچ کس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

از ناکسان وفانشنیده است هیچ کس

بوی گل از گیانشنیده است هیچ کس

از روزگار تلخ بودناله حزین

از نیشکر نوانشنیده است هیچ کس

بیگانه شوزخلق کز این دورمطلبان

پیغام آشنا نشنیده است هیچ کس

خامش نشین که ناله جانسوز از سپند

درمحفل رضا نشنیده است هیچ کس

کردار بی نیاز ز گفتار بیهده است

دعوی ز کیمیا نشنیده است هیچ کس

عاشق به بال جذبه معشوق می پرد

تمکین ز کهربانشنیده است هیچ کس

گفتار درمیان صواب و خطا بود

از خامشان خطا نشنیده است هیچ کس

عشق از دوکون گرد برآورد نرم نرم

سیلاب بی صدا نشنیده است هیچ کس

صائب خموش باش کز این حرف دشمنان

آواز مرحبانشنیده است هیچ کس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

چه شد که یار خط آورد با صفاست هنوز

فروغ صبح بنا گوش دلگشاست هنوز

اگر چه خط رقم عزل خواند درگوشش

درازدستی مژگان او بجاست هنوز

به یاد بوسه دهن خوش کنید ازان نوخط

که نوسواد سخنهای آشناست هنوز

به دستهای نگارین، عذار نو خط او

ز کار درهم عاشق گرهگشاست هنوز

اگر چه دود برآورد خط ز رخسارش

هزار تشنه جگر رالبش دواست هنوز

به ناامیدی از اینجا مرو که حاجتها

ز فیض صبح بنا گوش او رواست هنوز

ازو توقع حلوای آتشی زودست

عتاب و رنجش بیجای او بجاست هنوز

هزار تشنه جگر را به چشمه حیوان

لبش به خضر خط سبز رهنماست هنوز

فسانه می شمرد حرف بیوفایی حسن

ازو توقع مهر و وفا خطاست هنوز

نگشته است به دلها گران غبار خطش

عزیز دیده مردم چو توتیاست هنوز

به عرض حال زبان آشنا مکن صائب

که تیغ غمزه او برسر جفاست هنوز

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

زپرده داری هستی است در حجاب، نفس

که درفنا زته دل کشد حباب، نفس

ز اضطراب دل آید به اضطراب نفس

زآرمیدگی دل رود به خواب نفس

میان گریه وگفتار من تفاوت نیست

زبس که در دل گرمم شده است آب نفس

درین محیط، نشان گهر زجمعی جوی

که سر به مهر کشیدندچون حباب نفس

علاج خنجر سیراب عشق تسلیم است

چه دست و پای تواند زدن درآب نفس؟

به مرگ باز نمانند سالکان ز طلب

همان تردد خود می کند به خواب نفس

غبار حادثه از یکدیگر نمی گسلد

بجان رسید درین منزل خراب نفس

چو آب خضر سیه پوش شد محیط سراب

ز بس که سوخت درین دشت سینه تاب نفس

ز عرض حال ازان خامشند سوختگان

که شعله می کشد ار جانب کباب نفس

به جستجو نتوان دامن وصال گرفت

و گرنه سوخت درین راه آفتاب نفس

ز وصف لعل لبش شد حدیث من رنگین

اگر چه رنگ نمی گیرد از شراب نفس

محاسبان قیامت حساب می طلبند

درین بساط مکن خرج بی حساب نفس

بنای خانه گردون چو همتش پست است

چگونه راست کند قد درین خراب نفس

زبیم خوی تو چون موی زنگیان شده است

درون سینه صائب ز پیچ و تاب نفس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

دردی که سازگار تو گردد دواشناس

زهری که خوشگوار شد آب بقاشناس

نان جوین خویش به از گندم کسان

پهلوی خشک خویش به از بوریا شناس

هر طایری که سایه به فرق تو افکند

از بهر فال، سایه بال هماشناس

از هردری که دست کرم رو گشاده نیست

چون برق و باد بگذر و دارفناشناس

هرخون که در دل تو کند دور آسمان

خون جگر مخور، می لعلی قباشناس

آب مروت از قدح هیچ کس مجوی

خود را حسین و روی زمین کربلاشناس

چون عقل عشق رابشناسد چنان که هست ؟

عیسی شناس نیست طبیب گیاشناس

خود را ز چار موجه تدبیر وارهان

دارالامان خاک، مقام رضاشناس

هر آدمی که نیست دراو رنگ مردمی

بی قدر و اعتبار چو مردم گیاشناس

این آن غزل که گفت نظیری خوش سخن

اقبال اهل دل ز قبول خداشناس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

از ما حدیث زلف و رخ دلستان مپرس

طوفان رسیده را ز کنار و میان مپرس

حیران عشق راخبراز هجر و وصل نیست

از خار خشک حال بهار و خزان مپرس

ناخن مزن به سینه ماتم رسیدگان

از بیدلان حدیث دل خونچکان مپرس

پیش خدنگ او سخن از نیشکر مگو

تا مغز هست، یکقلم ار استخوان مپرس

چون گل نظر به سینه صدچاک من فکن

از تیغ بازی مژه دلستان مپرس؟

از دشمنان خود نتوان بود بی خبر

آخر ترا که گفت که از دوستان مپرس؟

دوری نیازموده چه داند هجر چیست

از موج آب، حال جگر تشنگان مپرس؟

تیر کج ازنشان خبر راست چون دهد؟

از طالب نشان، خبر بی نشان مپرس

آن را که هست باتو زبان و دلش یکی

دل رابه خامه تانکنی یکزبان مپرس

در زیر کوه قاف پر مور راببین

از بار عشق، حال دل ناتوان مپرس

تا می توان شنید ز موران تلخکام

وصف شکر ز طوطی شیرین زبان مپرس

در خاک و خون تپیدن خورشید راببین

دیگر ز بی نیازی آن آستان مپرس

بنگر چه رغبت است به ساحل غریق را

صائب عیار شوق من و اصفهان مپرس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

طاق ابروی توازکون ومکان مارا بس

گوشه چشم تو از ملک جهان مارا بس

هوس بوس نداریم وتمنای کنار

جلوه خشکی ازان سرو روان مارا بس

ماکه باشیم که زخم تو شود قسمت ما؟

دیدن تیر درآغوش کمان مارا بس

می توان دفتری از نیم سخن انشا کرد

حرف رنگینی ازان غنچه دهان مارا بس

خضر در چشمه حیوان ز سیاهی ره برد

خال و خط رهبر آن کنج دهان ما را بس

ساغر می بدل چشمه کوثر داریم

روی ساقی عوض باغ جنان مارا بس

واصل بحر شود خاک ز همراهی سیل

مرکب تن می چون آب روان مارا بس

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

این اشارت ز جهان گذران ما را بس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

حجت شور قیامت لب خندان تو بس

هم نبرد صف محشر صف مژگان تو بس

قبله زنده دلان غنچه خندان تو بس

زمزم سوختگان چاه زنخدان تو بس

گر همه روی زمین لشکر ایمان گیرد

علم افراختن زلف پریشان تو بس

نگشایند در جنت اگر بر رخ ما

دلگشاینده ماچاک گریبان تو بس

خط یاقوت اگر از لوح جهان محو شود

سرخط سبزه جنت خط ریحان تو بس

گل رخسار ترا شبنم بیگانه مباد

عرق شرم به صد چشم نگهبان تو بس

لاله زاری شود از نامه سیاهان گرخاک

همه را شبنمی از قلزم احسان تو بس

مهر و مه گر به شبستان تو پرتو ندهند

چون گهر، صافدلی شمع شبستان تو بس

ای دل از شور قیامت چه توقع داری ؟

شوری بخت، نمکدان سر خوان توبس

گر نبخشد گل جنت به تهیدستی ما

دامن پرگل ما گوشه دامان تو بس

صائب این آن غزل خواجه نظیری است که گفت

هر که برهان طلبد قول تو برهان تو بس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

داشت امروز رخ یار حجابی که مپرس

زد به روی دل مدهوش گلابی که مپرس

اگر از شرم و حیا بوددوچشمش مخمور

از عرق داشت رخش عالم آبی که مپرس

خنده می کرد، ولی داشت ز پر کاری حسن

درشکرخنده نهان زهر عتابی که مپرس

گرچه می زدنگه شوخ به بازی در صلح

داشت بابوسه دهانش شکرابی که مپرس

داشت از سنگدلی هر مژه خونخوارش

پیش دست از دل صدپاره کبابی که مپرس

هر سؤالی که ازو خیرگی شوق نمود

داد در زیر لب خویش جوابی که مپرس

گرچه بی پرده برون آمده بود ازخلوت

داشت از حیرت دیدار نقابی که مپرس

ناز هر چند به دامان نگه می آویخت

می دوید از پی دلها به شتابی که مپرس

با خط و زلف خود از رهگذر دلها داشت

مو شکافانه حسابی و کتابی که مپرس

از خیال لب میگون خراباتی خود

داشت در ساغر اندیشه شرابی که مپرس

با خیالش دل سودایی صائب همه شب

بود مشغول سؤالی و جوابی که مپرس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

بازدارم به نظر خط غباری که مپرس

سایه کرده است به من ابربهاری که مپرس

نیست در رفتن دل هیچ گناهی از من

کششی دیده ام از جلوه یاری که مپرس

گر چو گل چاک زنم جامه جان معذورم

دیده ام صبح بنا گوش نگاری که مپرس

عجبی نیست زمن طاقت اگر وحشی شد

زده ناخن به دلم شیر شکاری که مپرس

چه خیال است دل از پای نشیند دیگر؟

جلوه ای دیده ایم از شاهسواری که مپرس

دیده ام نقش مرادی که تماشادارد

داده ام دست ارادت به نگاری که مپرس

من حیران نکنم مشق جنون،پس چه کنم ؟

هست درمد نظر خط غباری که مپرس

چون نسوزد جگر سنگ به نومیدی من ؟

روی گردانده زمن لاله عذاری که مپرس

کرده ام عهد که کاری نگزینم جز عشق

بی تأمل زده ام دست به کاری که مپرس

شب که آن مور میان تنگ درآغوشم بود

داشتم از غم ایام کناری که مپرس

من نه آنم که خورم بار دگر بازی چرخ

خورده ام زین قفس تنگ فشاری که مپرس

چون به شکرانه نسازم دو جهان راآزاد؟

چشم دامم شده روشن به شکاری که مپرس

نکند وقت مرا زیر و زبر صحبت خلق

کز دل تنگ مرا هست حصاری که مپرس

غنچه خسبان گلستان جهان را صائب

هست در پرده دل باغ و بهاری که مپرس

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:57 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5015894
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث