به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

دل به آن زلف چلیپا می کشد بی اختیار

رشته مجنون به سودامی کشد بی اختیار

آب چون شد دل، غم دوری خیال باطل است

مهر شبنم را به بالامی کشد بی اختیار

اختیاری نیست درکوی مغان افتادگی

زور می دامان دلها می کشد بی اختیار

برنمی دارد ز روزن مرغ زیرک چشم خود

دل به آن خورشید سیما می کشد بی اختیار

خود نمایی لازم افتاده است حسن شوخ را

باده از خم سر به مینا می کشد بی اختیار

لیلی از تمکین عبث بر خود بساطی چیده است

شوق محمل رابه صحرا می کشد بی اختیار

آه عاشق درزمان خط دو بالا می شود

دربهاران سرو بالا میکشد بی اختیار

در ته دیوار، کاه از کهرباداردخبر

عشق دلها رابه دلها می کشد بی اختیار

چشم برمنزل بود از راه صائب شوق را

دوربین را دل به عقبی می کشد بی اختیار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

خاک راجان کرد درتن ابر احسان بهار

صبح محشر سر زد ازچاک گریبان بهار

چون پرو بال پری، ابرپریشان سایه کرد

بر سریر عالم آرای سلیمان بهار

سر برآوردند چون طوطی ز جیب شاخسار

برگها از اشتیاق شکرستان بهار

هر سر شاخ ازشکوفه دفتر احسان گشود

از برات عیش پرشد جیب ودامان بهار

جامه احرام پوشیدند اشجار چمن

شد جهان پر غلغل از لبیک گویان بهار

چون لب سوفار می خندد درآغوش کمان

غنچه پیکان ز فیض عام احسان بهار

می فروشد جلوه رنگین به طاوس بهشت

خار بن از فیض تشریف نمایان بهار

رفت بیرون خشکی زهد ازمزاج روزگار

تابرآمد از تنور خاک ،طوفان بهار

شرم معشوقی نمیگردد حجاب خنده اش

زعفران خورده است گل از روی خندان بهار

می دهد دیوانگی راشاخ وبرگ تازه ای

دست صائب برمداراز طرف دامان بهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

نیست بی می باغ رانوری می روشن بیار

تیره می سوزد چراغ لاله ها روغن بیار

صندلی شد آبها وتوبه درد سر نبرد

وقت امدادست ساقی رطل مردافکن بیار

پیش راه ماکه درظلمات غم سرگشته ایم

لطف کن ساقی چراغ از باده روشن بیار

نقد عیش و شادمانی برسرهم ریخته است

سعی کن چون گل به این بستانسرا دامن بیار

نیست جان کهنه راپروای این جسم خراب

از شراب کهنه جان نو مرادرتن بیار

آنچه باید با خود آورده است حسن نوبهار

همچو شبنم دیده پاکی به این گلشن بیار

عافیت در بیخودی ،آسودگی در نیستی است

تاحیاتی هست رخت خود به این مأمن بیار

نیست غیر از رخنه دل روزنی این خانه را

سیر اگر خواهی سری بیرون ازین روزن بیار

خاطر آزاده می خواهد ره باریک عشق

رشته خود بی گره کن روبه این سوزن بیار

بی دم گرم تو صائب بوستان افسرده است

سینه گرمی به این هنگامه چون گلخن بیار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار

تا ز تیغ کیست این زخم نمایان بهار

می توان دانست داغ آتشین رخساره ای است

زآتشی کز لاله افتاده است در جان بهار

بهر ایمان باختن هر شبنم گل چشمکی است

دین کجا ماند بجا در کافرستان بهار

کی برآید بوی گل ازعهده خرج نسیم ؟

زود خواهد رفت هوش مابه جولان بهار

از نسیم اولم چون گل گریبان چاک کرد

تا چه گلها بشکفد دیگر ز احسان بهار

تازه رویان توکل فارغند ازفکر رزق

کی شود خالی زبرگ عیش، دامان بهار؟

در فضای سینه ام پر درپر هم بافته است

آه اشک آلود چون ابر پریشان بهار

هست صائب چشم اشک آلود ابر تلخروی

در حقیقت چشم زخم روی خندان بهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهار

پر برآرد لنگر تمکین درایام بهار

خنده شادی نمی دارد دوامی همچو برق

طی به لب وا کردنی می گردد ایام بهار

نعل ابر نوبهاران است در آتش ز برق

جام می رابرزمین مگذار هنگام بهار

می شود در جلوه ای کوتاه چون مد شهاب

دل منه چون غافلان بر طول ایام بهار

تا چو شبنم ازسحر خیزی است روشن دیده ات

آب ده چشم خود از رخسار گلفام بهار

چون شکوفه پنبه غفلت برون آور ز گوش

تا شوی صاحب ثمراز لطف پیغام بهار

پرده غفلت اگر برداری از پیش نظر

خوش تماشاهای رنگین است در دام بهار

طاق ابروی بهاران است از قوس قزح

از رگ ابرست زلف عنبرین فام بهار

همچو طوق قمریان هرکس سراپا چشم شد

گل تواند چید از سرو گل اندام بهار

دانه مارا سموم ناامیدی سوخته است

ورنه کوتاهی ندارد مد انعام بهار

در حریم کعبه هر ناشسته رو را بار نیست

تازه در هر جام می کن غسل احرام بهار

آرزوها را کند بیدار چون اصحاب کهف

از سحاب گوهرافشان رحمت عام بهار

خنده بیدردی بود چون صبح باموی سفید

از شکفتن کام دل بردار هنگام بهار

باده روشن علاج ظلمت غم می کند

از هلال جام، صبح عید کن شام بهار

چیست نقد جان کزان جان جهان داری دریغ؟

با رخ خندان چو گل تسلیم کن وام بهار

چون گل رعنا شود طی در ورق گرداندنی

در جهان بیوفا آغاز و انجام بهار

تخم امید جهانی تشنه جولان اوست

تاکه راز خاک بردارد دلارام بهار

ابرهای تیره بی می می کند دل را سیاه

باده روشن به دست آور در ایام بهار

خار و گل در پله میزان تردستان یکی است

چون کنم قطع امید از رحمت عام بهار؟

نامداری چشم اگر داری، سخاوت پیشه کن

کز ره ریزش بلند آوازه شدنام بهار

ز انقطاع فیض، کوته گردد ایام خزان

هست روزافزون ز راه فیض، ایام بهار

بر مجاور عزت مهمان غیبی واجب است

سعی کن زنهاردر تعظیم واکرام بهار

از رخ چون آفتاب گل نظر را آب ده

تا نگردیده است غایب از لب بام بهار

چشم پوشیدن ز پاس وقت صائب مشکل است

خواب بلبل کی شود سنگین در ایام بهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

 

سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار

تاکند در وقت فرصت حلقه درگوش بهار

از نگاه اولینم چشم او دیوانه کرد

نشأه جام نخستین است سر جوش بهار

در چمن تا قامت موزون او پیدا نشد

در کشاکش بود از خمیازه آغوش بهار

کی توانستی ز شور عندلیبان خواب کرد؟

از شکوفه گر نبودی پنبه در گوش بهار

خط دمید و همچنان رنگینی حسنش به جاست

درخزان ننشست این گلزار از جوش بهار

صائب از چندین هزاران خرمن امید خلق

دانه بی حاصلی باشد فراموش بهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

از دل پرخون بلبل کی خبردارد بهار؟

هر طرف چون لاله صد خونین جگر دارد بهار

شاهدان غیب رابی پرده جولان می دهد

منت بسیاربراهل نظر داردبهار

مستی غفلت حجاب نشأه بیگانه است

ورنه بیش از باده در دلها اثر داردبهار

از قماش پیرهن غافل ز یوسف گشته اند

شکوه هااز مردم کوته نظر دارد بهار

خواب آسایش کجا آید به چشم شبنمش ؟

همچو بوی گل عزیزی د رسفر داردبهار

از سرشک ابروآه برق وهای وهوی رعد

می توان دانست شوری در جگر داردبهار

رنگ و بورا دام اطفال تماشا کرده است

ورنه صد دام تماشای دگر داردبهار

از عزیزیهای شبنم می تراود درچمن

گوشه چشمی که بااهل نظر داردبهار

از برای موشکافان دررگ هر سنبلی

معنیی پیچیده چون موی کمر دارد بهار

هر زبان سبزه او ترجمان دیگرست

ازضمیر خاکیان یکسر خبر داردبهار

ناله بلبل کجا از خواب بیدارش کند؟

بالش نرمی که از گل زیر سردارد بهار

بس که می بالد زشوق عالم بالا به خود

خاک رانزدیک شد از جای برداردبهار

می کند از طوق قمری حلقه نام سرورا

قد موزون که راتا درنظر داردبهار

عشق دردلهای سنگین شور دیگر می کند

جلوه مستانه درکوه وکمر داردبهار

قاصد مکتوب ما صائب همان مکتوب ماست

از شکوفه نامه های نامه برداردبهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

از خرام ناز منت بر زمین داردبهار

هر طرف صد خرمن گل خوشه چین داردبهار

تختش از بادست وچتراز ابرولشکر ازپری

اسم اعظم چون سلیمان برنگین داردبهار

یک نفس یک جا ز شوخیها نمی گیرد قرار

طرفه گلگونها زگل در زیرزین دارد بهار

می تواند یک نفس تسخیر کرد آفاق را

صبح اقبالی چو شاخ یاسمین داردبهار

نامه ای سربسته از هر غنچه نشکفته ای

از برای بلبلان در آستین داردبهار

ازدل ودین می کند بی برگ هر کس راکه یافت

دست تاراج خزان درآستین داردبهار

خنده های دلگشا صائب بود در سینه اش

گربه ظاهر برجبین از غنچه چین داردبهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار

چون گل رعنا خزان را در قفا دارد بهار

چشم تا وا کرده ای چون شبنم گل رفته است

در رکاب زرنگار برق، پا دارد بهار

غنچه های تنگ میدان را مقام جلوه نیست

ورنه چندین جلوه چون باد صبا دارد بهار

زاهدان خشک را گوش زبان فهمی کرست

ورنه ازآن بی نشان پیغامها دارد بهار

چشم ظاهر بین چو شبنم نگذرد از رنگ و بو

دیده دل باز کن بنگر چها دارد بهار

خارخار عشق را پوشیده نتوان داشتن

خار در پیراهن (از) نشو و نما دارد بهار

چشم اگر گردد سفید از گریه، خون دل مخور

چون نسیم مصر با خود توتیا دارد بهار

می کند در هر مزاجی کار دیگر چون شراب

زاهد میخواره را سر در هوا دارد بهار

جوش حسن لاله و گل نیست بیش از هفته ای

حسن (روز)افزون مشرب را کجا دارد بهار؟

پرده از پوشیده رویان تجلی باز کرد

طرفه دستی بر گریبان حیادارد بهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار

چون گل رعنا خزان رادر قفا دارد بهار

باکمال آشنایی می رمد بیگانه وار

گوییا بویی ازان نا آشنادارد بهار

گوش گل از شبنم غفلت گران گردیده است

ورنه در هر پرده ای چندین نوادارد بهار

گر چه گوهر می فشاند در کنار خار و خس

جبهه ای دایم تر از شرم سخا دارد بهار

سبحه دور افکن درین موسم، که سنگ تفرقه است

جام پیش آور که چشم رونمادارد بهار

خاکیان را از شکر خواب عدم بیدار کرد

سرخط جان بخشی از صبح جزا دارد بهار

درد و صاف عالم امکان به هم آمیخته است

آبها نا صاف باشد تاصفا دارد بهار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:36 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5016259
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث