به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

عشق مقید به خط وخال نگردد

رهزن مرغان قدس دانه نباشد

بوالهوس وعشق بی غرض چه خیال است

گریه اطفال بی بهانه نباشد

کار سپر می کند گشاده جبینی

وای بر آن کس که شادمانه نباشد

سلسله جنبان چه می کند دل عاشق

جنبش گردون به تازیانه نباشد

لازم فقرست تیره رویی دارین

لیلی ما بی سیاه خانه نباشد

عشق به رنگ هوس ز پرده برآید

صائب اگر شرم در میانه نباشد

مستی ما از می شبانه نباشد

مطرب ما از برون خانه نباشد

جوش شکایت کجاوخون شهیدان

آتش یاقوت را زبانه نباشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

ز شور عشق مرا شد دل خراب لذیذ

که می شود چو نمکسود شد کباب لذیذ

به کام نشائه شناسان شیوه معشوق

بود چو تلخی می تلخی عتاب لذیذ

ز خط به خوردن خون چشم یار مایل شد

که در بهار به مستان بود شراب لذیذ

مدار از دل من تیغ آبدار دریغ

که هست بر جگر تشنه همچو آب لذیذ

غم از عتاب ندارم که در مذاق من است

نگاه تند تو چون تلخی شراب لذیذ

در آفتاب توان زیر ابر دید دلیر

جمال یار بود در ته نقاب لذیذ

به وعده های دروغ از تو قانعم که بود

به چشم تشنه لبان موجه سراب لذیذ

ز خط رقیب شد از حسن یار روگردان

که با شعور بود صحبت کتاب لذیذ

به چشم آن که به شیرین لبی نظر دارد

بود چو شیر و شکر سیر ماهتاب لذیذ

جواب خشک ازان لعل آبدار، بود

به گوش تشنه لبان چون صدای آب لذیذ

ز روی گرم سخن پخته می شود صائب

که می شود ثمر خام از آفتاب لذیذ

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

از حب جاه خواری دنیا شود لذیذ

از ذوق نشائه تلخی صهبا شود لذیذ

از طفل مشربی است که در کام ناقصان

این میوه های خام تمنا شود لذیذ

خوش کن به شور عشق دهن تاچو ماهیان

در مشرب تو تلخی دریا شود لذیذ

دیوانه شو که سنگ ملامتگران ترا

درکام همچو میوه طوبی شود لذیذ

آن دم رسی به کام که چون گوشه دهن

عزلت ترا به دیده بینا شود لذیذ

این تلخی سپهر ز راه مروت است

تابر تو زهر مرگ چو حلوا شود لذیذ

صائب به تلخی آن که بسازد درین چمن

چون میوه بهشت سراپا شود لذیذ

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ

در فراقت در دل شبهای تار افغان لذیذ

گر چه در شیرینی و لذت مثل آمد نبات

حاش لله کان بود همچون لب جانان لذیذ

از در و دیوار جانان حسن می ریزد مدام

زان زلیخا را بود نظاره زندان لذیذ

بردن نام خدنگت کام جان شیرین کند

تیر مژگان ترااز بس بود پیکان لذیذ

گر چه آب تیغ او باشد گوارادر مذاق

لیک صائب راست آب خنجر مژگان لذیذ

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند

خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند

بر سر دست دعاست روی به هر جا کند

ابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند

سلسله پردازشو رو به بیابان گذار

چند سراسر توان رفت درین کوچه بند

نغمه اول که ریخت غنچه منقار من

بر نفس گرم من سوخت زر گل سپند

صحبت ارباب حال جای شروشورنیست

سرمه به آواز خود می دهد اینجا سپند

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

فلک از ناله ما نرم نشد

کجروان سخت کمان می باشند

با قلم راز ترا چون گویم

دل سیاهان دو زبان می باشند

تا دم باز پسین اهل نظر

چون شرر دل نگران می باشند

بیشتر خوش نفسان چون نافه

در ته خرقه نهان می باشند

نافه دامن صحرای وجود

ژنده پوشان جهان می باشند

شعله ها پیش لب ما صائب

خامش و بسته زبان می باشند

صوفیان صاف روان می باشند

چون صدف پاک دهان می باشند

در ته سبزه شمشیر بلا

صاف چون آب خزان می باشند

روز آسوده و شبهای دراز

همچو انجم نگران می باشند

گنج زیر قدم و بر در خلق

شی ء لله زنان می باشند

گل خامی است سخن پردازی

پختگان بسته زبان می باشند

بلبلانی که چمن مشتاقند

در قفس بال زنان می باشند

تا نسیم سحری جلوه گراست

برگها بال فشان می باشند

چون کف بحر سبک جولانان

بر سر آب روان می باشند

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

عشق تو ز دل بدر نمی آید

سیمرغ ز قاف برنمی آید

مأوای دل از دو کون بیرون است

این بیضه به زیر پرنمی آید

تر دامنی وصفای دل هیهات

آیینه ز آب برنمی آید

شبنم ز کنار آفتاب آمد

از یوسف ما خبر نمی آید

دل پخته چو شد به خاک می افتد

خودداری ازین ثمر نمی آید

تا پای ترا رکاب بوسیده است

پایش به زمین دگر نمی آید

امید نگاه دارم از چشمش

از بیخبران خبر نمی آید

از کوچه نی کدام شب صائب

صد قافله شکر نمی آید

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

خال او یک نظر از دیده ما دور نباشد

دانه سوخته اینجاست که بی مور نباشد

زند آتش به جهان بلبل آتش نفس من

اگرم چون قفس از شجر طور نباشد

دو نگاهت ز پریشان نظری نیست به یک کس

چون زید عاشق بیچاره اگر کور نباشد

سخن حق نکند گوش کس امروز وگرنه

هیچ کس نیست که در پله منصور نباشد

هر گه از فیض هواقد بکشد سبزه مینا

پنبه شیشه گل ابر شود دور نباشد

خون دل نغز شرابی است اگر کام نسوزد

خوش کبابی است کباب دل اگر شور نباشد

دمبدم تشنه دیدار کند ساده رخان را

آب آیینه عجب دارم اگر شور نباشد

چه رسایی است که با طبع تو آمیخته صائب

مصرعی نیست ز دیوان تو مشهور نباشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

خطی کان رخ تازه می آورد

جهان را به شیرازه می آورد

شرابی است لبهای میگون یار

که مستی وخمیازه می آورد

ز رخسار خوبان شراب کهن

برون صد گل تازه می آورد

ازان ساختم با خیال از وصال

که مستی به اندازه می آورد

دلی را که آشفته شد از خمار

خط جام شیرازه می آورد

به آهستگی آنچه انشا کنند

بلندی آوازه می آورد

مگر پوچ تا نشنوی حرف پوچ

که خمیازه خمیازه می آورد

ز گفتار صائب ازان خون چکد

که از خون دل غازه می آورد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

آتش لعل از رخت در عرق شرم مرد

سیب زنخدان تو دست ز خورشید برد

نقش شب وروز ما با مه وخور بدنشست

یک ره ازین کعبتین خنده نزد نقش برد

گرچه سرم رفته است صرفه همان با من است

تیغ کشید آفتاب قطره شبنم سترد

قدرشناسان وقت جان به صبوحی دهند

بر سر پیمانه ای صبح نفس را سپرد

از ستم روزگار صائب آسوده باش

هر کس نیشی که داشت در جگر ما فشرد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:26 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5016999
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث