به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

زان سفله حذرکن که توانگرشده باشد

زان موم بیندیش که عنبر شده باشد

امید گشایش نبود در گره بخل

زان قطره مجوآب که گوهرشده باشد

بنشین که چوپروانه به گرد توزند بال

از روز ازل آنچه مقدر شده باشد

ایام حیاتش همه ایام بهارست

روز و شب هرکس که برابرشده باشد

موقوف به یک جلوه مستانه ساقی است

گر توبه من سد سکندر شده باشد

جایی که چکد باده ز سجاده تقوی

سهل است اگر دامن ما تر شده باشد

در دامن محشر رگ ابری است گهربار

مژگان تواز گریه اگرترشده باشد

از سنبل فردوس پریشان شودش مغز

از زلف دماغی که معطرشده باشد

خواهند سبک ساخت به سرگوشی تیغش

از گوهر اگر گوش صدف کر شده باشد

آزاده نخوانند گرفتارهوا را

گرصاحب صددل چو صنوبر شده باشد

از گریه شادی مژه اش خشک نگردد

چشمی که در او یار مصور شده باشد

زندان غریبی شمرد دوش پدر را

طفلی که بدآموزبه مادر شده باشد

برباد دهد همچو حباب افسرخودرا

بی مغزاگرصاحب افسر شده باشد

عشق است درین عالم اگربال وپری هست

رحم است برآن مرغ که بی پرشده باشد

لبهای می آلودبلای دل وجان است

زان تیغ حذر کن که به خون ترشده باشد

هر جا نبود شرم به تاراج رود حسن

ویران شود آن باغ که بی در شده باشد

در غنچه بوددامن صحرای بهشتش

آن را که دل تنگ میسر شده باشد

دانی که چه می بینم ازان قدورخ وزلف

چشم توگرآیینه محشرشده باشد

نسبت به رخ تازه اودیده شورست

آیینه اگرچشمه کوثرشده باشد

تکرار حلاوت برد از چاشنی جان

پرهیز ز قندی که مکرر شده باشد

در دیده ارباب قناعت مه عیدست

صائب لب نانی که به خون ترشده باشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد

شهباز نظر دوخته محجوب نباشد

یوسف صفتی را که زلیخا برداز راه

پروای نظربازی یعقوب نباشد

از چهره بی شرم شود عشق هوسناک

زان حسن بپرهیز که محجوب نباشد

حسنی که ز صورت نبود معنی او بیش

گرماه تمام است که مرغوب نباشد

درد همه کس بیشتر از تاب و توان است

در پله خودکیست که ایوب نباشد

چندان که چو گل گوش فکندیم درین باغ

حرفی نشنیدیم که دلکوب نباشد

بی سختی ایام بصیرت نتوان یافت

کورست هرآن ره که لگدکوب نباشد

عقل است حجاب کشش عالم بالا

دیوانه محال است که مجذوب نباشد

صائب دل عاشق به چه امید شود خون

خونخواری اگر شیوه محبوب نباشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

این اشک جگرگون چه اثرداشته باشد

پیداست که طفلی چه جگرداشته باشد

با هردوجهان عشق به یک دل نتوان باخت

یک خوشه محال است دو سرداشته باشد

بی برگ توکل بودآن کس که نشیند

در سایه نخلی که ثمر داشته باشد

آن کس که زصاحب نظران است چونرگس

بایدبه ته پای نظرداشته باشد

مانند حباب آن که ندارد به گره هیچ

از باد مخالف چه خطر داشته باشد

من بر سرآنم که به زلف تو زنم دست

تا سنبل زلف تو چه سرداشته باشد

بال قفس آلودسزاوارچمن نیست

این مرغ مگر بال دگرداشته باشد

فردوس چه دارد که دهد عرض به عاشق

نقشی مگر از روی تو برداشته باشد

نسبت به بدان در چه شمارندنکویان

دریا چه قدرآب گهرداشته باشد

صائب خبرش هست ز حال من بیدل

هرکس که عزیزی به سفر داشته باشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

اندیشه چرا عشق ز کس داشته باشد

پروانه چه پروای عسس داشته باشد

در سینه صد چاک نگنجد دل عارف

سیمرغ محال است قفس داشته باشد

چشمی که در او نور حیا پرده نشین نیست

ره در همه جا همچو مگس داشته باشد

رخساره چون ماه تو امروز گرفته است

آیینه که راپیش نفس داشته باشد

چشمی است که برهم زده از موی زیادست

تا دل رگ خامی ز هوس داشته باشد

از مردم کم ظرف نیاید سفر بحر

پیداست حبابی چه نفس داشته باشد

شادآن دل صد چاک که در خلوت محمل

راه سخنی همچو جرس داشته باشد

در میکده صائب چه نفس راست نماید

از سایه خود هرکه عسس داشته باشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد

عیسی شود ان خسته که بیمارتو باشد

گر خاک شود سرمه خاموشی سیل است

آن سینه که گنجینه اسرار تو باشد

چون برق سبکسیر بود شمع مزارش

هر سوخته جانی که طلبکار تو باشد

هر چاک قفس از تو خیابان بهشتی است

خوش وقت اسیری که گرفتارتو باشد

سیلاب قیامت به نظر موج سراب است

آن را که نظرواله رفتار تو باشد

بر چهره گل پای چوشبنم نگذارد

آن راهروی را که به پاخار تو باشد

خوابی که به از دولت بیدار توان گفت

خوابی است که در سایه دیوارتو باشد

از چشمه خورشید جگر سوخته آید

هر دیده که لب تشنه دیدارتو باشد

در رشته کشد گوهر خورشید نگاهش

چشمی که به رخسار گهربارتو باشد

صائب اگر از خویش توانی بدر آمد

این دایره ها نقطه پرگار تو باشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

در راه توهر کس دل ودین باخته باشد

از زنگ خودی آینه پرداخته باشد

چون تیر خدنگی که پر وبال ندارد

ناقص بود آن سرو که بی فاخته باشد

در بزم نگاری که ز خود صبر ندارد

در خلوت آیینه چه پرداخته باشد

پروای زبان بازی شمشیر ندارد

هر کس ز تحمل سپر انداخته باشد

در عین تمامی بود آماده نقصان

هر ساده عذاری که چو مه ساخته باشد

چون سایه زمین گیر بود روز قیامت

سروی که در اینجا علم افراخته باشد

از عشق شود پاک دل ز قید علایق

ناقص بود آن سیم که نگداخته باشد

در آب حیات آمده بر سنگ سبویش

در بحر حبابی که نفش باخته باشد

از طایر بی بال وپر ما چه گشاید

سیمرغ به جایی که پر انداخته باشد

معمور بود خاطر آن کس که چو صائب

با گوشه ویرانه دل ساخته باشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

عاشق غم اسباب چرا داشته باشد

دارد همه چیز آن که تراداشته باشد

دل پیش تو مشکل سر ماداشته باشد

ما راچه کند آن که تراداشته باشد

مجنون اگر از حلقه زنجیر کشد پای

این سلسله را کیست بپاداشته باشد

در مرتبه دوستی آن کس که تمام است

با دشمن خود کینه چراداشته باشد

بر آینه خاطر ما نیست غباری

گر یار سر صلح وصفاداشته باشد

آن کس که دل از خلق رباید رخ کارش

در پرده که داند که چهاداشته باشد

با دانه محال است کند دست در آغوش

کاه من اگر کاهربا داشته باشد

دولت نه چراغی است که خاموش شود زود

فانوس اگر از دست دعا داشته باشد

گفتی سر خود گیر و ازین کوی برون رو

این رابه کسی گوی که پا داشته باشد

بی مغز بود دعوی آزادگی از سرو

تا پای به گل سر به هوا داشته باشد

خار سر دیوار شود پنجه گلچین

گر چهره گل رنگ حیا داشته باشد

تا سنگ بود در بغل و دامن اطفال

دیوانه غم رزق چرا داشته باشد

زنگار کند در نظرش جلوه طوی

آیینه هر دل که جلا داشته باشد

بی صحبت یاران موافق چه کند خضر

در ساغر اگر آب بقا داشته باشد

وارستگی سایه ز خورشید محال است

مجنون تو زنجیر چرا داشته باشد

صائب دو قیمت یک جلوه او نیست

گر جلوه او روی نما داشته باشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

چشم تو ز دلها چه خبر داشته باشد

آن بیخبر از ما چه خبر داشته باشد

از ما دل شیدا چه خبر داشته باشد

مشغول تو از ما چه خبر داشته باشد

حیران تو یک عمر ابدهرکه نبوده است

زان قامت رعنا چه خبر داشته باشد

در عالم حیرت مبود تفرقه را راه

محو تو ز دنیا چه خبر داشته باشد

کوتاه نظر رتبه حسن تو چه داند

سوزن ز مسیحا چه خبر داشته باشد

هر لحظه نسیم سحر امروز به رنگی است

تا زان گل رعنا چه خبر داشته باشد

در حلقه چشمی چه قدر جلوه کند حسن

گرداب ز دریا چه خبر داشته باشد

آن را که نبرده است برون بیخودی از خویش

از دامن صحرا چه خبرداشته باشد

طفلی که بود بال وپرش دامن مادر

از سیر و تماشا چه خبر داشته باشد

بویی که جدا شد ز گل از گل نکند یاد

از ما دل شیدا چه خبر داشته باشد

از زاهد بی مغز مجو معرفت حق

کف از دل دریا چه خبر داشته باشد

هرکس که نداده است ز کف دامن فرصت

از گمشده ما چه خبر داشته باشد

آن خواجه غافل که فرو رفته به دنیا

از عالم بالا چه خبر داشته باشد

آن چشم سیه مست که از خود خبرش نیست

صائب ز دل ما چه خبر داشته باشد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

روزی که مرا موج نفس دام سخن شد

شدطوطی چرخ آینه وواله من شد

هر مد فغان کز دل پردرد کشیدم

شد شاخ گل وسر خط مرغان چمن شد

در خدمت آیینه دل صرف شدی کاش

عمری که مرا صرف به پرداز سخن شد

هر آه که بی خواست برآمدزدل من

از بهر برون آمدن از خویش رسن شد

برپیری من چرخ سیه کاسه نبخشید

هرچندکه هرموبه تنم تیغ وکفن شد

هشدار که از باغ سرافکنده برون رفت

هر کس که مقید به تماشای چمن شد

از تبت وارونه خط هرشکن زلف

آغوش وداع دل سرگشته من شد

صائب گره دل به تکلف بگشاید

دستی که گرفتار سر زلف سخن شد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد

این شوره زمین از گل روی تو چمن شد

کامت شکرین باد که هر رخنه ای از دل

شیرین ز شکر خند تو چون کنج دهن شد

بوی خوش آهوی تو بردشت گذرکرد

داغ جگر لاله ستان ناف ختن شد

خاری که کشیدم ز قدم راهروان را

چون شمع درین بادیه خضر ره من شد

برصومعه افتاد ز چشم تو نگاهی

صد زاهد پیمانه شکن توبه شکن شد

ریحان که رخ گلشن ازو تازه وتر بود

از تازگی خط تو تقویم کهن شد

در نشأه سردرگم جان را نبردم

هرچند که در جام من این باده کهن شد

هرقطره که در پرده شب ریخت ز چشمم

چون شبنم گل آینه روی چمن شد

فریاد که یعقوب نظر بسته ما را

پیراهن یوسف دوم بیت حزن شد

عمری است که در بوته فکرست گدازان

صائب عجبی نیست اگر پاک سخن شد

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 12:43 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5019267
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث