به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

این و آن بود جمله آن گردید

این چنین بود آن چنان گردید

باز علم بدیع می خوانیم

این معانی از آن بیان گردید

هر که در صحبتم دمی بنشست

محرم راز عاشقان گردید

در مقامی که جان نمی گنجد

گرد آنجا کجا توان گردید

وانکه چون ما فتاد در دریا

قطره ای بحر بیکران گردید

هر که دل را به دلبری بسپرد

مونس جان دلبران گردید

نعمت الله پیر عارف بود

این زمان باز نوجوان گردید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:26 AM

 

عاشق آن است که معشوق به جان می جوید

می رود بی سروپا گرد جهان می جوید

همچو مجنون همه جا لیلی خود می طلبد

همه لیلی طلبد وز همگان می جوید

می کند دلبر سرمست مرا دلجوئی

بی تکلف دل من نیز چنان می جوید

عارف از اول و آخر چو خبر می جوید

ظاهر و باطن و پیدا و نهان می جوید

هر کسی آنچه طلب می کند ار داند باز

دامن خویش به دست آرد و آن می جوید

رسته از نام و نشان ، نام و نشان جوید نه

رسته از نام و نشان ، نام و نشان می جوید

نعمت الله ز خدا از سر اخلاص مدام

صحبت ساقی سرمست مغان می جوید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:26 AM

 

هر که او عین ما به ما جوید

یابد او هر چه از خدا جوید

دُرد دردش به ذوق می نوشد

دردمندی که او دوا جوید

مبتلائی که یافت ذوق بلا

روز و شب از خدا بلا جوید

در خرابات عشق مست و خراب

دائما گردد و مرا جوید

جام گیتی نما گرفته به دست

هرچه او را سپرده واجوید

عقل باشد ز عشق بیگانه

آشنا یار آشنا جوید

رند مستی که نعمت الله یافت

دنیی و آخرت کجا جوید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:26 AM

 

عالم چو مثالی است که در آب نماید

یا نقش خیالی است که در خواب نماید

یا ظل وجودی است که موجود به جود است

همسایه در این سایه به اصحاب نماید

هر ذره ز خورشید جمالش که نموده

نوری است که در صورت مهتاب نماید

خوش جام حبابی است که پر آب حیاتست

از غایت لطف است که آن آب نماید

یک نقطهٔ اصلی است کتبخانه و فرعش

حرفی است که صد فصل ز هر باب نماید

ذات است و صفات است که محبوب و محبند

این هر دو محبانه به احباب نماید

در آینهٔ روشن سید نظری کن

تا نور ظهورش به تو از باب نماید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:26 AM

 

مرا هر دم خیالی رو نماید

در آن نقش خیالم او نماید

به بیداری و خواب ار بینم او را

به هر صورت مرا نیکو نماید

یکی رو در دو آئینه چو بنمود

یکی باشد اگر چه دو نماید

حباب و موج و دریا جمله آبند

گهی در چشمه گه در جو نماید

هزاران آینه گر بینم ای دوست

همه امثال او یک رو نماید

دو تو بنماید این رشته با حول

ولی در چشم ما یک تو نماید

همه کس نعمت الله را نبیند

ولی تا او به هر کس چو نماید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:26 AM

 

جسمی دارم که جان نماید

جانی است که آن روان نماید

عالم چو ظهور نور اسماست

هر نام از او نشان نماید

عینی است که صدهزار صورت

در دیدهٔ این و آن نماید

خوش آینه ایست جام و باده

معشوق به عاشقان نماید

ساغر متنوع است از آن می

دائم در وی چنان نماید

در آینه هر چه تو نمائی

آئینه به تو همان نماید

یک معنی و صدهزار صورت

سید به جهانیان نماید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:25 AM

 

خیال غیر خوابی می نماید

همه عالم سرابی می نماید

به چشم نقش بندان خیالش

جهان نقشی بر آبی می نماید

در این خمخانه هر رندی که یابی

به ما جام شرابی می نماید

به هر صورت که می بینی به معنی

نگاری بی حجابی می نماید

بده جامی به هر رندی که باشد

که خیر است و ثوابی می نماید

ضمیر روشن هر ذره ما را

ز نورش آفتابی می نماید

وجود نعمت الله درخرابات

چو گیتی در خرابی می نماید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:25 AM

ذاتش به صفات می نماید

یا ذات به ذات می نماید

خواهد که نمایدت و گرنه

آئینه چرات می نماید

هر بی سر و پا که پیشت آید

شاه است و گدات می نماید

نقشی که خیال او نگارد

شیرین حرکات می نماید

خوش دُردی درد عشق می نوش

کاین درد دوات می نماید

هر جام حباب بر کف ما

پر آب حیات می نماید

در دیدهٔ سیدم نظر کن

کو نور خدات می نماید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:25 AM

 

ذاتش به صفات می نماید

یک ذات ذوات می نماید

در جام جهان نمای اول

خود راز برات می نماید

عینی به ظهور در مراتب

ما را درجات می نماید

گر کشته شوی ز جان میندیش

کان موت حیات می نماید

چون کردهٔ اوست کردهٔ ما

جمله حسنات می نماید

هر لحظه به صورتی برآید

شیرین حرکات می نماید

عمری که به عشق می گذاری

در وی حرکات می نماید

خوشدل باشی به درد نوشی

کز درد دوات می نماید

در دیدهٔ سیدم نظر کن

کو نور خدات می نماید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:25 AM

 

نوش کن می که روحت افزاید

لب ساغر فتوحت افزاید

ذوق عمر عزیز اگر خواهی

باده وقت صبوحت افزاید

نوش کن جام می که نوشت باد

تا حیاتی چو نوحت افزاید

شرح علم بدیع ما دریاب

که بیان در شروحت افزاید

جرعهٔ جام نعمت الله نوش

تا از آن راح روحت افزاید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:25 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123525
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث