به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

هر کجا صاحبجمالی رو نمود

روی او دیدم چو برقع برگشود

دیدمش در آینه عین العیان

آینه او بود دوری می نمود

آفتاب خاطرم تا روشنست

ذرهٔ بی مهر او هرگز نبود

هر چه موجودست از جود ویست

خود کجا موجود باشد بی وجود

ساجد و مسجود نزد ما یکیست

سجده می کن تا ببینی در سجود

دوش رفتم درخرابات مغان

ساقی سرمست دیدم یار بود

نکته های عارفانه سیدم

خود به خود می گفت و از خود می شنود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

صبحدم آفتاب رو بنمود

زهره و مشتری چه خواهد بود

خانه تاریک بود روشن شد

نور چشمی به ما عطا فرمود

آفتابی درآمد از در ما

در دولت به روی ما بگشود

جام گیتی نما به ما بخشید

در چنین آن چنان به ما بنمود

آتش عشق عود جانم سوخت

عود آتش شد و نماندش دود

دامن خود بگیر ای عارف

تا بیابی ز خویشتن مقصود

بزم عشق است و سیدم سرمست

هرکه آمد به مجلسش آسود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

بیا که مجلس عشق است و طالع مسعود

بیا که نوبت وصلست و وقت گفت و شنود

بیا که مطرب عشاق ساز ما بنواخت

بیا که ساقی وحدت سرسبو بگشود

بیا و جان عزیزت بیار در مجلس

که نقل مجلس ما غیر جان نخواهد بود

بیا و کشتهٔ ما شو که تا شوی زنده

بیا و بندهٔ ما باش و خواجهٔ موجود

بیا و جبههٔ دستار عقل را بفروش

که پیر میکدهٔ عشق این چنین فرمود

بیا که از لب ساغر حیات می ریزد

بیا که از دم مطرب همی سوزد عود

رسید عشق ز خمخانهٔ قدم سرمست

به یک کرشمه دل از دست عالمی بربود

کشیده بر کتب دل که ما محب تو ایم

نوشته بر ورق جان که ای مرا مقصود

بیا که میر خرابات نعمت اللهست

بیا که اول تلخ است و عاقبت محمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

خوش خیالی به خواب رو بنمود

نقش نقاش را نکو بنمود

همه عالم جمیل پیدا شد

حضرت او جمال چو بنمود

جام گیتی نما پدید آورد

چون نگه کرد او به او بنمود

هر که با ما نشست در دریا

عین ما دید سو به سو بنمود

چشم احول یکی دو می بیند

لاجرم او یکی به دو بنمود

رشته یک توست در نظر ما را

گر به چشم کسی دو تو بنمود

در هر آئینه ای که ما دیدیم

سید و بنده روبرو بنمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

پادشه حکم ما روان بنمود

هم به نام خودش نشان بنمود

هر چه در غیب و در شهادت بود

همه ایثار بندگان بنمود

در میخانه را گشود به ما

راز پنهان به ما عیان بنمود

حکم تاج و کمر به ما بخشید

این عطا او به ما چنان بنمود

رو در آئینهٔ دلم بنمود

نام تمثال خویش جان بنمود

نقد گنج خزانهٔ اسما

جمله انعام این و آن بنمود

نعمت الله در ازل بنواخت

تا ابد میر عاشقان بنمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

این سعادت بین که ما را رو نمود

حضرت بی چون نگویم چو نمود

روشن است آئینهٔ گیتی نما

حسن روی او به ما نیکو نمود

در دو آئینه یکی پیدا شده

بیشکی باشد یکی و دو نمود

آفتابی نیمشب بر ما بتافت

نور او در چشم ما مه رو نمود

گه به ترکستان به ما بنمود ترک

گه به هندستان به ما هندو نمود

در محیط بیکران افتاده ایم

عین ما بر عین ما هر سود نمود

ما نظر از سید خود دیده ایم

هم به نور دیدهٔ او او نمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

آفتاب مه نقابی رو نمود

تو نکو می بین که او نیکو نمود

ذره ها روشن شدند از آفتاب

نور او بنگر که مارا هو نمود

دیده ام آئینهٔ گیتی نما

او جمال و بر کمالش رو نمود

خود به خود بنموده است در عین ما

تا نگوئی او به ما و تو نمود

صدهزار آئینه دارد در نظر

در دو آئینه یکی رو دو نمود

آب چشم ما به هر سو شد روان

آبروی ما از آن هر سو نمود

خوش برو بر دیدهٔ سید نشین

تا ببینی روی او چون رو نمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

جان مجنون فدای لیلی بود

در دل او هوای لیلی بود

خاطر دل شکستهٔ مجنون

مبتلای بلای لیلی بود

ذوق لیلی نبود بی مجنون

بود مجنون برای لیلی بود

عاشق و رند و مست و لایعقل

روز و شب در قفای لیلی بود

هر خیالی که نقش می بستی

نظرش بر لقای لیلی بود

راحت جان خستهٔ مجنون

از جفا و وفای لیلی بود

جان سید فدای مجنون باد

زانکه مجنون فدای لیلی بود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

گر یکی در هزار خواهد بود

که مرا یار غار خواهد بود

بحر و موج و حباب و جو آبند

چار ناچار چار خواهد بود

می ما نوش کن که نوشت باد

که می بی خمار خواهد بود

گاه عشقست عشق بازی کن

که تو را آن به کار خواهد بود

عقل اگر منع ما کند از عشق

تا ابد شرمسار خواهد بود

هر که گیرد میان او به کنار

بی میان و کنار خواهد بود

در قیامت چو چشم بگشایم

نظرم بر نگار خواهد بود

هر که او دوستدار ما باشد

هم ورا دوستدار خواهد بود

سیدی چون ز بندگی یابند

سیدم بنده وار خواهد بود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

یک دم بی می نمی توان بود

بی می خود حی نمی توان بود

بی عشق دمی نمی توان زیست

بی ساغر می نمی توان بود

ما سایه و عشق یار خورشید

بی بودن وی نمی توان بود

بی جام شراب و عشق لیلی

مجنون در حی نمی توان بود

مستیم و خراب و لاابالی

بی نالهٔ نی نمی توان بود

تا کی غم این و آن توان خورد

در ماندهٔ کی نمی توان بود

بی بود وجود نعمت الله

والله که شی نمی توان بود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123533
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث