به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

عقل هر دم که در سرود آید

به دم سرو باده پیماید

سخن عقل پیش عشق مگو

کان سخن خود به کار می ناید

عشق را خود گشایشی دگرست

هیچ کاری ز عقل نگشاید

جام گیتی نمای را به کف آر

که به تو روی خویش بنماید

آفتابی مدام در دور است

به یکی جا دمی نمی پاید

عشق هر لحظه مجلسی سازد

هر زمان بزم نو بیاراید

نفسی باش همدم سید

گر تو را همدم خوشی باید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

بر بسته نقاب ، دل رباید

بنگر چه کند اگر گشاید

در آینهٔ وجود عالم

خود بیند و خود به خود نماید

ما دولت سر لی مع الله

یابیم ولی دمی نیاید

در دور دو چشم مست ساقی

توبه نکنیم و خود نشاید

چندان که خوریم می از این خم

نه کم شود آن و نه فزاید

یک ذات و صفات او فراوان

در هر صفتی دمی برآید

سید رند است و جام در دست

مستانه سرود می سراید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیاراید

در میخانه بگشاید به رندان باده بخشاید

به هر دم مهر می جوید که با وی راز خود گوید

حیات جاودان است او ولی با کس نمی پاید

جمالش در نظر دارم به هر حسنی که می بینم

خیالش نقش می بندم به هر حالی که پیش آید

مرا ساقی سرمستان دهد هر لحظه ای جامی

به هر جامی که می نوشم مرا جانی بیفزاید

اگر جامی به بزم آری ز خم می بری پر می

وگر پیمانه ای آری به تو پیمانه پیماید

بیا ای جان رها کن دل اگر جانانه می جوئی

برو ای دل ز جان بگذر گرت دلدار می باید

حدیث عاشقی بشنو که تا ذوق خوشی یابی

حریف نعمت الله شو که تا جانت بیاساید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

در مرتبه ای ساجد در مرتبه ای مسجود

در مرتبه ای عابد در مرتبه ای معبود

در مرتبه ای عبد است در مرتبه ای رب است

در مرتبه ای حامد در مرتبه ای محمود

در مرتبه ای فانی در مرتبه ای باقی

در مرتبه ای معدوم در مرتبه ای موجود

در مرتبه ای طالب در مرتبه ای مطلوب

در مرتبه ای قاصد در مرتبه ای مقصود

در مرتبه ای آدم در مرتبه ای خاتم

در مرتبه ای عیسی در مرتبه ای داود

در مرتبه ای موسی در مرتبه ای فرعون

در مرتبه ای عیسی در مرتبه ای داود

در مرتبه ای بی حد در مرتبه ای بی عد

در مرتبه ای محدود در مرتبه ای معدود

در مرتبه ای ظاهر در مرتبه ای باطن

در مرتبه ای غایب در مرتبه ای مشهود

در مرتبه ای سید در مرتبه ای بنده

در مرتبه ای واجد در مرتبه ای موجود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

در همه آینه جمال نمود

از همه رو دری به ما بگشود

غیر را سوخت آتش غیرت

خوش بود آتشی چنین بی دود

دع نفسک به ذوق دریابش

تا بیابی ز وصل او مقصود

دُرد دردش دوای درد دل است

نوش می کن که این بود بهبود

این عنایت نگر که آن حضرت

در حق بندگان خود فرمود

می خمخانهٔ حدوث و قدم

ساقی مست ما به ما پیمود

خود نماید جمال و خود بیند

از خودش با خود است گفت و شنود

خیز ساقی بیار جام شراب

وقت صبح است و عاقبت محمود

هر که انکار نعمت الله کرد

بیشکی باشد از خدا مردود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

قادر پر کمال کن فیکون

آنکه او هست و بود و خواهد بود

هر چه امکان لطف بود و کرم

همه در حق بنده اش فرمود

با چنین نعمتی که او بخشید

شکر این بنده را چه خواهد بود

او یکی سایه اش به ما افکند

لاجرم در ظهور دو بنمود

همه عالم نشان او دارد

این نشان هم به نام او فرمود

ره به خلوتسرای عشق نبرد

عقل بیچاره گر چه جان فرسود

هر که یک دَم ندیم سید شد

نفسی خوش ز عمر خود آسود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

هرچه امکان لطف و رحمت بود

حضرت او به ما عطا فرمود

هر کسی را قراضه ای بخشید

در گنجینه را به ما بگشود

گل تبسم کنان به باغ آمد

چون ترنم ز بلبلان بشنود

عقل دود است و عشق آتش آن

خوش بود آتش ار بود بی دود

آتش عشق ، عود جانم سوخت

به ازین کس نسوخت هرگز عود

هرچه بودست و هر چه خواهد بود

همه از جود او بود موجود

هر که آمد به مجلس سید

جان او همچو جان ما آسود

فیض فیاض از خزانهٔ جود

داد ما را به لطف خویش وجود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

مائیم ایاز و یار محمود

مائیم عباد و دوست معبود

دل ذره و مهر یار خورشید

عشق آتش و جان عاشقان عود

چون سایه مرا ز خاک برداشت

مهرش چو جمال خویش بنمود

بربست زبان ما به حیرت

چون پرده ز روی کار بگشود

جز جود وجود مطلق حق

در دار وجود نیست موجود

یک جرعه ز دُرد درد ساقی

خوردیم چنان که بود مقصود

مستیم چو سید از می عشق

آسوده شده ز بود و نابود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

هستی ما همه بود به وجود

نفسی بی وجود نتوان بود

بنماید یکی به نقش و خیال

در دو آئینه آن یکی دو نمود

جسم و جان ، جام و می ، دل و دلدار

هر چه دارد همه به ما بنمود

همچو پرگار بود دل پر کار

نقطه نقطه محیط را بنمود

اول و آخرش به هم پیوست

ظاهر و باطنش ز هم آسود

لیس فی الدار غیره دیار

هر موحد که بود این فرمود

نعمت الله که میر مستان است

در میخانه بر جهان بگشود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

ساقی ما به ما کرم فرمود

در میخانه را به ما بگشود

جام گیتی نما به دور آورد

می میخانه را به ما پیمود

گر یکی ور هزار جام گرفت

وجه خاصی به هر یکی بنمود

آتش عشق او بسوخت مرا

خوش بود آتشی چنین بی دود

در مقامی که جسم و جان نبود

بود و نابود خود نخواهد بود

این چنین گفته های مستانه

در جهان خود که گفت یا که شنود

نفسی باش همدم سید

تا بیابی ازین نفس مقصود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123532
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث