به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

لطف ساقی بسی کرم فرمود

در میخانه را به ما بگشود

جام گیتی نما به ما بخشید

می میخانه را به ما پیمود

نقد گنجینهٔ حدوث و قدم

جمع کرده همه به ما بنمود

از ازل تا ابد عنایت او

هست با بندگان و خواهد بود

هو هو لا اله الا هو

لیس فی الدار غیره موجود

نقش غیری خیال اگر بندی

آن خیالت محال خواهد بود

گر صد است ار هزار جمله یکی

جز یکی نیست بنده را مقصود

وحده لاشریک له گفتم

غیر او نیست شاهد و مشهود

بزم ما مجلسی است شاهانه

سید ما ایاز و او محمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

لطف ساقی بسی کرم فرمود

در میخانه ای به ما بگشود

هر چه در غیب و در شهادت بود

بود و نابود را به ما بنمود

جام گیتی نما هویدا کرد

می خمخانه را به ما پیمود

آتش عشق اوست در دل ما

خوش بود آتشی چنین بی دود

هو هو لا اله الا هو

لیس فی الدار غیره موجود

از ازل تا ابد عنایت او

بود با بندگان و خواهد بود

نعمت الله حریف و ساقی او

هر که آمد به بزم ما آسود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

هر کسی را عنایتی فرمود

این عنایت همه به ما بنمود

تا ببیند به نور خود خود را

چشم خود هم به روی ما بگشود

طینت ما ز خاک میخانه است

میل ما جز به می نخواهد بود

هر که آمد به خلوت دل ما

در بهشت آمد و خوشی آسود

آتش عشق سوخت عود دلم

خوش بود آتشی چنین بی دود

آینه هم ز جود پیدا شد

دل خود را هم او ز خود بربود

از سر ذوق گفته ام سخنی

به ازین گفتهٔ دگر که شنود

چون وجود است هرچه می یابم

غیر او نیست در جهان موجود

می و جام و حریف و ساقی اوست

نعمت الله این چنین فرمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

به سر عاشقان که عین وجود

در دو عالم جز او نبود وجود

آن یکی در دو کون پیدا شد

این دوئی زان سبب نمود وجود

آینه چون وجود از آن رو یافت

لاجرم روی او در او بنمود

سایه بی آفتاب کی باشد

خلق بی حق کجا بود موجود

نشنیدم ندیده ام هرگز

دل بی درد و آتش بی دود

بلبل مست گلشن عشقم

جانم از ناله یک دمی نغنود

ظاهرم جام و باطنم باده

اولم خیر و عاقبت محمود

توبه از می چرا کنم نکنم

پیر من این سخن کجا فرمود

نعمت الله و زاهدی حاشا

این حکایت که گفت یا که شنود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

عالم از جود او بود موجود

هرچه دیدیم بی وجود نبود

نامرادیم او مراد همه

یافتیم از عطای او مقصود

جام گیتی نما به ما بخشید

نور خود را به عین ما بنمود

بزم عشق است و ما چنین سرمست

هر که آمد به بزم ما آسود

خوش بیا جام می بگیر و بنوش

ساقی عاشقان چنین فرمود

عود دل سوخت آتش عشقش

عود خوش بود و آتشی بی دود

صفت و ذات او ظهوری کرد

نعمت الله از آن شده موجود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:14 AM

 

یک نفس یعقوب بی یوسف نبود

گر چه هجرانش به ظاهر می نمود

هر که را دیدی نمودی یوسفش

هر چه بشنیدی ز یوسف می شنود

تا مگر یوسف در آید از درش

در بر وی هر که بودی می گشود

هر که در کنعان بدیدی پیش او

یوسف مصری خود را می ستود

چون بر تخت این ظهورش را بیافت

سر حق خود دید از آن گردش سجود

هرچه بود و هست و خواهد بود اوست

هر چه باشد باشد از جود وجود

گر خلیل الله به صورت غایب است

نعمت اله یکدمی بی او نبود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

آفتاب از رخ نقاب مه گشود

شب گذشت و روز روشن رو نمود

شد منور عالمی از نور او

یک ستاره گوئیا هرگز نبود

هر چه موجود است از نور ویست

خود کجا موجود باشد بی وجود

خانقاه و صومعه در بسته شد

چون در میخانه ساقی برگشود

آتش عشقش دل ما را بسوخت

سوخت درد عشق او جانم چه عود

گفتهٔ مستانهٔ ما قول اوست

عاشقانه این سخن باید شنود

نعمت اللهی و از خود بی خبر

قدر این نعمت نمی دانی چه سود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

روی خود را به نور دل بنمود

نظری خوش به چشم ما فرمود

ساقی ما چو رند مستی دید

می خمخانه را به ما پیمود

دل ما را به لطف خود بنواخت

رحمتی هم به جای خود فرمود

آتشی رو نمود موسی را

در حقیقت اله موسی بود

در میخانهٔ همه عالم

ساقی ما به روی ما بگشود

دُرد دردش دلی که نوش نکرد

درد او را کجا بود بهبود

جان عارف فدای سید باد

که دل عارفان از او آسود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

نور روی او به چشم ما نمود

هر چه ما دیدیم غیر او نبود

گفتگوی ما خیالی بیش نیست

خود سخن فرمود و هم او خود شنود

در حجاب عالمی درمانده ای

آن چنان گیرش که عالم خود نبود

جود او داده به این و آن وجود

ورنه بی جودش ندارد کس وجود

بر در میخانه مست افتاده ام

سر به پای خم نهاده در سجود

آتش عشقش دلم در بر بسوخت

عالمی خوشبو شده زین بوی عود

گر در غیری به ما دربسته شد

نعمت الله خوش دری بر ما گشود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

 

جیب شب آفتاب چون بگشود

از گریبان روز رو بنمود

شب امکان خیال بود نماند

هست روز و وجود خواهد بود

غیر او نیست ور تو گوئی هست

او به خود دیگران به او موجود

عقل چون شب برفت و روز آمد

خاطر ما از این و آن آسود

یک حقیقت که آدمی خوانند

گه ایاز او به نام و گه محمود

عالمی را به رقص آورده

قول مستانه ای که او فرمود

نعمت الله گرد نقطهٔ دل

همچو پرگار دایره پیمود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 11:05 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123533
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث