به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

غنچه خسبانی که از زانوی خود بالین کنند

از شکست تن کمند شوق را پرچین کنند

گرچه در ظاهر به زیردست و پا افتاده اند

بگذرند از نه فلک چون رخش همت زین کنند

سالها در خرقه پشمینه خون خود خورند

تا دم خود را چو آهوی ختا مشکین کنند

در محیط تلخ، دندان بر سر دندان نهند

تا چو گوهر استخوان خویش را شیرین کنند

کوههای درد چون رطل گران بر سر کشند

تا زطاعت پله میزان خود سنگین کنند

سنگ را سازند لعل از روی دل چون آفتاب

خانه ها را زرنگار از چهره زرین کنند

بر چراغ مرده از نور یقین عیسی شوند

دردهای کهنه را درمان به درد دین کنند

در هوا چون خرده جان شرر رقصان شود

گر ز روی شوق خون مرده را تلقین کنند

می شود در یک دم از اوتاد، چون کوه گران

کاه برگی را که آن دریادلان تمکین کنند

گرچه دارند اختیار بالش زانوی حور

چون سبو در پای خم از دست خود بالین کنند

مایه داران مروت با لب خندان چو گل

خون خود با خونبها در دامن گلچین کنند

صائب از دامان ایشان دست رغبت بر مدار

کآبهای تلخ را این ابرها شیرین کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

هر کجا خوبان چراغ دلبری بر می کنند

شمع را پروانه، آتش را سمندر می کنند

عشق را با ناتوانان التفات دیگرست

فربه انصافان شکار صید لاغر می کنند

آه ازین خورشید رخساران که از تردامنی

از گریبان دگر هر صبح سر برمی کنند

غافلان را عمر در امروز و فردا می رود

عارفان امروز را فردای محشر می کنند

نامه پردازان در ایام فراق دوستان

با کدامین دست و دل یارب قلم سر می کنند

در زمین پاک خرسندی قناعت پیشگان

خاک می لیسند و استغنا به شکر می کنند

هوشیاران را غم ایام می سازد زبون

درد نوشان زود غم را خاک بر سر می کنند

پخته شو تا روز محشر ایمن از دوزخ شوی

ورنه عود خام را در کار مجمر می کنند

صحبت دریادلان صائب بهار رحمت است

موم را در یک نفس این قوم عنبر می کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

کو جنون تا خاک بازیگاه طفلانم کنند

رو به هر جانب که آرم سنگبارانم کنند

هست بیماری مرا صحت چو چشم دلبران

می شوم معمورتر چندان که ویرانم کنند

روی گل شد آتشین از شعله آواز من

از مروت نیست بیرون زین گلستانم کنند

می کنم گنجینه گوهر صدفها را تمام

از کرم سیراب اگر چون ابر نیسانم کنند

تازه چون ابرست از تردستیم روی زمین

می شود عالم پریشان گر پریشانم کنند

همچو مور از خاکساری دارم آتش زیر پا

مسند عزت گر از دست سلیمانم کنند

گر به دست افتد چو ماه نو لب نانی مرا

خلق از انگشت اشارت تیربارانم کنند

بسته ام چشم از تماشای زلیخای جهان

چشم آن دارم که با یوسف به زندانم کنند

می فشارم چون صدف دندان غیرت بر جگر

گر به جای آبرو گوهر به دامانم کنند

زان لب میگون به پیغامی قناعت کرده ام

جای آن دارد که خوبان بوسه بارانم کنند

نور من چون برق صائب پرده سوز افتاده است

نیستم شمعی که پنهان زیر دامانم کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

نقش پردازان میسر نیست تصویرش کنند

ساده لوح آنان که می خواهند تسخیرش کنند

چون شرر از سنگ آسان است بیرون آمدن

وای بر آن کس که از حیرت زمین گیرش کنند

غافلی از حال دل، ترسم که این ویرانه را

دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند

بال اقبال هما را بهر دور انداختن

گر به دست اهل دل افتد پر تیرش کنند

نعمت الوان عالم را کند خون در جگر

هر فقیری کز قناعت چشم و دل سیرش کنند

رحم کن بر خود، زبان شکوه ما را ببند

می شود معزول هر عامل که تقریرش کنند

خط آزادی بود مشق جنون در ملک عشق

هر که عاقل می شود اینجا به زنجیرش کنند

کشتگان را ز خط تسلیم سر پیچیدن است

گر نگاه کج زبیتابی به شمشیرش کنند

کودکی کز جود بی بهره است در مهد زمین

خون خود را می خورد طفلی چو هم شیرش کنند

این جواب آن غزل صائب که می گوید ملک

بال جبریل ار به دست افتد پرتیرش کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

کی به هر چشمی نظربازان تماشایش کنند؟

هم مگر نور اقتباس از روی زیبایش کنند

حلقه چشمی چو دور آسمان باید وسیع

تا تماشای جمال عالم آرایش کنند

با خیال از وصل قانع شو که آن حسن لطیف

می شود پوشیده تر چندان که پیدایش کنند

چون الف در مد بسم الله پنهان می شود

گر برابر سرو را با قد رعنایش کنند

در گرانی عقل اگر پهلو زند با کوه قاف

چون سپند این آتشین رویان سبکپایش کنند

هر که چون شبنم زند بر ساغر گل پشت دست

هم قدح با آفتاب عالم آرایش کنند

دیده صاحب بصیرت می برد در هر نظر

از تماشا، لذت کوری که بینایش کنند

نقطه ای کز خامه صائب چکد، صاحبدلان

در نظرها مردمک، در دل سویدایش کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

من نه آن دریای پرشورم که خس پوشم کنند

یا به گفتار خنک دلسرد از جوشم کنند

از فروغ مهر تابان زندگی گیرم زسر

چون چراغ ماه اگر صدبار خاموشم کنند

شور من حق نمک بسیار دارد بر جهان

دشمن چشمند اگر مردم فراموشم کنند

می مرا بیخود نمی سازد، مگر سیمین بران

شیر مست از پرتو صبح بناگوشم کنند

در می روشن رگ تلخی شود رگهای خواب

پنبه مینا اگر از پنبه گوشم کنند

سالها شد پیچ و تاب بیقراری می زنم

تا مگر چون رشته با گوهر هم آغوشم کنند

چون چراغ روز نوری نیست در سیما مرا

آن زمان گردد دلم روشن که خاموشم کنند

مصرع برجسته ام دیوان موجودات را

زود می آیم به خاطر گر فراموشم کنند

آسمان صائب عبث خم در خم من کرده است

من نه آن شمعم که پنهان زیر سرپوشم کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

هر که خود را بشکند در دیده هایش جا کنند

هر که گردد حلقه، بر رویش در دل وا کنند

پاک اگر شویند دست از چرک دنیا خاکیان

دست در یک کاسه با خورشید چون عیسی کنند

آبروی خود به خاک تیره یکسان کرده اند

هر چه جز همت گدایی از در دلها کنند

از شکست گوهر خود شاد گشتن سهل نیست

زین جواهر سرمه تا چشم که را بینا کنند

صحبت یاران یکدل رهنمای مطلب است

آبها یکجا شوند و روی در دریا کنند

بیغمان باشند باغ دلگشای یکدیگر

کودکان گردند تا دیوانه ای پیدا کنند

شور ما را نیست با فرهاد و مجنون نسبتی

کوه و صحرا را بگو تا لنگری پیدا کنند

پر گره شد سینه تنگ صدف تا لب گشود

وای بر جمعی که لب را بی تأمل وا کنند

هیچ مرغ از بیضه نتواند برون آورد سر

آسمان سیران اگر بال و پر خود وا کنند

گرد عالم چرخ این بیهوده گردان می زنند

مصرع پوچی اگر چون گردباد انشا کنند

صفحه آیینه را سامان این تعلیم نیست

طوطی ما را به روی دل مگر گویا کنند

آنچه می خواهند از دنیا به ایشان رو نهد

رو به دنیا کردگان گر پشت بر دنیا کنند

جلوه دنیا بود در دیده اش موج سراب

هر که را صائب درین عبرت سرا بینا کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنند

تلخکامان کام شیرین از شکر خندش کنند

هر که پیچد همچو مجنون گردن از زنجیر عشق

آهوان در دامن صحرا نظربندش کنند

در حریم حسن هر شمعی که برخیزد زخاک

از پر پروانه ما برگ پیوندش کنند

بی دل خرسند در فقر و غنا آرام نیست

آن زمان آسوده گردد دل که خرسندش کنند

زان به سالک زهر پیمایند از جام وجود

تا به تلخیهای مردن آرزومندش کنند

هست اگر آسایشی، چون سرو در دست تهی است

وای بر نخلی که می خواهد برومندش کنند

آب در روغن برآرد از دل آتش فغان

وای بر آن کس که با ناجنس دربندش کنند

چون صدف هر کس که شد افتادگان را دستگیر

چون نباشد در میان، نیکی به فرزندش کنند

برنخیزد، عالم ایجاد را هر کس که دید

از شکر خواب فنا بیدار هر چندش کنند

هر که چون صائب شود قانع به درد و داغ عشق

بی نیاز از لاله دامان الوندش کنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند

آه ازین دزدان که ره را با سلاسل می زنند

رهروان کعبه دل بی مروت نیستند

کاروان را می کنند آگاه و غافل می زنند

نقش حق چون موج آب زندگانی در نظر

ساده لوحان بر دل خود نقش باطل می زنند

می نهند آنان که دندان خموشی بر جگر

بخیه آسودگی بر رخنه دل می زنند

از تنور لاله طوفان خزان سر می کشد

عندلیبان رخنه دیوار را گل می زنند

غنچه خسبانی که سر در جیب فکرت برده اند

باده گلرنگ را در پرده دل می زنند

صائب آن جمعی که زخم زندگانی خورده اند

بی تأمل سینه بر شمشیر قاتل می زنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند

خوش خیالان با پری در زیر یک پیراهنند

از ملک پهلو تهی سازند از خود رفتگان

خودپرستان روز و شب محشور با اهریمنند

ناقصان از تندخویی در گذار برق و باد

کاملان از چرب نرمی در حصار آهنند

ظلمت آبادی است از ناشسته رخساران زمین

آتشین رویان درین ظلمت چراغ روشنند

تا سر بی مغز خود را بوالفضولان جهان

بر خط تسلیم نگذارند، در جان کندنند

گوشه گیرانی که از دنیا نظر پوشیده اند

می خلد در پای هر کس نوک خاری سوزنند

عاقبت جانهای روشن محفل آرا می شوند

گر دو روزی چون چراغ از جسم زیردامنند

عاجزان را دستگیری کن که موران ضعیف

حفظ خرمن را زنقش پا دعای جوشنند

خانه بر دوشان که دارند از توکل پشتبان

هر دو عالم گر شود زیر و زبر در مأمنند

پیش مردانی که ناموس قناعت می کشند

کمترند از زن گروهی کز طمع آبستنند

نیل چشم زخم افتاده است لازم حسن را

زین سبب دیوانگان صائب مقیم گلخنند

ادامه مطلب
چهارشنبه 26 خرداد 1395  - 12:08 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5100182
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث