به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

وقت ما از ساغر و مینا خوش است

وقت ساقی خوش که وقت ما خوش است

عشق می باید به هر صورت که هست

عاشقی با صورت دیبا خوش است

ناخوشیها از دل بی ذوق ماست

ذوق اگر باشد همه دنیا خوش است

مرد عشقی، خیمه بیرون زن زخود

در بهاران دامن صحرا خوش است

دامن صحرا چه گرد از دل برد؟

سیل گردآلود را دریا خوش است

سایه غماز را پامال کن

قطع راه بیخودی تنها خوش است

آن قدر کز ما تحمل خوشنماست

از نکویان ناز و استغنا خوش است

سر به صحرای جنونم داد عقل

دشمنی با مردم دانا خوش است

جامه گلگون بود برق جلال

عشق را با چشم خونپالا خوش است

تیره در پروا ندارد از گناه

زنگیان را وقت در شبها خوش است

ناز و تمکین حسن را زیبنده است

عشق چون سیلاب بی پروا خوش است

شکرلله صائب از اقبال عشق

ناخوشیهای جهان بر ما خوش است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:14 PM

از نظر هرگز خیالش دور نیست

یک نفس دریای ما بی شور نیست

در دهان اژدهای خم رود

مست بی پرواتر از مخمور نیست

خنده بر برق تجلی می زند

خانه دل چون بنای طور نیست

نیست در فرمان بدگویان زبان

اختیار نیش با زنبور نیست

گر ندارد سکته چین بر جبین

بیت ابروی تو چون مشهور نیست؟

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:14 PM

همت ما را مکانی دیگرست

آسمان را آسمانی دیگرست

لطف او در پرده دارد چشم را

مغز او را استخوانی دیگرست

گو اجل این جان رسمی را برد

زندگی ما را به جانی دیگرست

آه ازان قاتل که لوح کشتگان

بهر تیغ او فسانی دیگرست

در بساط آسمان راحت مجوی

این متاع کاروانی دیگرست

چند بتوان دید ماه عید را؟

نوبت ابرو کمانی دیگرست

حسن هر ساعت به رنگی می شود

شعله را هر دم زبانی دیگرست

باغبان را می توان با زر فریفت

شرم بلبل باغبانی دیگرست

در زمین خشک کشتی رانده ایم

همت ما بادبانی دیگرست

تیغ را از زلف جوهر ساده کرد

غمزه را تیغ زبانی دیگرست

حسن دایم بوالهوس پرور بود

خس برای شعله جانی دیگرست

چون کشد صائب ز دل گلبانگ عشق؟

مرغ ما از بوستانی دیگرست

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:14 PM

در خودآرایی خطرها مضمرست

حلقه فتراک طاوس از پرست

بی سبکروحی و تمکین آدمی

کشتی بی بادبان و لنگرست

قرب خوبان رنج باریک آورد

رشته را کاهش نصیب از گوهرست

عشق می بخشد تمامی حسن را

شمع بی پروانه تیر بی سرپرست

خلق نیکو عیب را سازد هنر

خامی عنبر کمال عنبرست

بی طلب سیراب می گردد ز می

چون سبو دستی که در زیر سرست

پرتو منت کند دل را سیاه

زنگ این آیینه از روشنگرست

در سخن لعلش قیامت می کند

این نمکدان پر ز شور محشرست

بر عذار لیلی آن خال کبود

چشمه خورشید را نیلوفرست

آتش درویشانه خود ای پسر

از طعام میهمانی بهترست

شیر بیگانه است آش دیگران

شوربای خویش شیر مادرست

صائب از شیرینی گفتار خود

طوطی ما بی نیاز از شکرست

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:14 PM

عقل را گوشه سرایی هست

عشق را دشت دلگشایی هست

راه عشق است بی نشان، ورنه

در ره عقل نقش پایی هست

مرو از ره که این بیابان را

طرفه موج غلط نمایی هست

داغ ما زود به نمی گردد

گل این باغ را وفایی هست

بی عوض نیست هر چه می گیرند

نی بی برگ را نوایی هست

نیست بی عیب هیچ موجودی

روی آیینه را قفایی هست

خانه ای را که نیست دربانی

چین ابروی بوریایی هست

سایه اهل جود، بال هماست

باده پیش آر تا هوایی هست

در گریبان ز بوی پیرهنت

غنچه را باغ دلگشایی هست

چشم بیمار اگر شفا یابد

دل بیمار را شفایی هست

اگر ز خود برون توانی رفت

دامن دشت دلگشایی هست

چون قلم، شاهراه معنی را

می روم تا شکسته پایی هست

وسعت مشربی اگر داری

همه جا باغ دلگشایی هست

برو ای داغ فکر دیگر کن

در دل اهل درد جایی هست

شعله تا این زمان نمی داند

که سپند مرا صدایی هست

صائب ساده دل چه می داند

که اشارات یا شفایی هست

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

 

به چشم من فلک یک چشمخانه است

که انسان مردمک، نور آن یگانه است

نباشد چون سبکرو توسن عمر؟

که هر موج نفس چون تازیانه است

بود در زیر لب، جان عاشقان را

که جای رفتنی بر آستانه است

گناهان را ز خردی سهل مشمار

که خرمنهای عالم دانه دانه است

چنان غفلت ترا مدهوش کرده است

که خواب مرگ در گوشت فسانه است

به غیر از آه، مکتوبی ندارم

چو آتش ترجمان من زبانه است

مکن بر عشق، آه بوالهوس حمل

که چون تیر هوایی بی نشانه است

ازان خورشید شد صائب جهانگیر

که از رخسار زرینش خزانه است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

خوشم با ناله خود، دم همین است

چراغ حلقه ماتم همین است

مگو در بیغمی آسودگی هست

که غم گر هست در عالم همین است

مبند آزار موری نقش در دل

که اسم اعظم خاتم همین است

نرنجم گر چه مجنونم شمارند

تمیز مردم عالم همین است

جمال کعبه می خواهد سپندی

دلیل شوری زمزم همین است

به قرب گلعذاران دل مبندید

وصیت نامه شبنم همین است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

ز نغمه تا خدا یک کوچه راه است

بر این حرف بلندم نی گواه است

به حق از تنگنای نی رسیدم

خوشا ملکی که اینش شاهراه است

همه سر اناالحق می سراید

ندانم آب این نی از چه چاه است

نوایش گوش را تنگ شکر کرد

دهان نی که را تا بوسه گاه است

کباب شعله آواز گردم

که یک زنجیره او زلف آه است

نوای عود در طاقت گدازی

به آتشدستی برق نگاه است

مشو از کاسه طنبور غافل

که لبریز از شراب عقل کاه است

بکش دست نوازش بر سر چنگ

که لوح سینه ام بر مد آه است

تأمل چیست در دلها شکستن؟

تصور کن همان طرف کلاه است

گناه شرمگینان را چو صائب

زبان بی زبانی عذرخواه است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

به چشمم بی تو گلشن خارزارست

لب پیمانه تیغ آبدارست

شراب کهنه چون غوره است در چشم

گل امسال چون تقویم پارست

به هر سو رو کنم تیغ برهنه است

به هر جا پا گذارم نیش خارست

زمین در دور داغ من نمکزار

هوا در عهد زخمم مشکبارست

اگر زینسان شکست آید به کارم

خوشا آیینه کاندر زنگبارست

چرا بلبل به خاک و خون نغلطد؟

که نبض شاخ گل در دست خارست

ز اشکم در تب رشک است دریا

از آتش موج، نبض بیقرارست

همیشه عید باد در خرابات

ز می دست سبو دایم نگارست

بیا کز شوق آن لبهای میگون

گل خمیازه صد برگ از خمارست

به گل یک پشت ناخن نیست میلم

درین گلشن دلم پابست خارست

گلیم خود برآر از آب صائب

ترا با این گرانجانان چه کارست؟

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

شراب نامرادی بی خمارست

به قدر تلخی این می خوشگوارست

جواب خشک ازان لبهای سیراب

به کشت عاشقان ابر بهارست

ازان چشم تو رنجورست دایم

که هم بیمار و هم بیماردارست

ز چشم یار قانع شو به دیدن

که پرسش بر دل بیمار بارست

نمی خیزد سپند از جا ز حیرت

در آن محفل که آن آتش عذارست

صبا را منفعل دارد ز جولان

اگر چه بوی گل دامن سوارست

بود لازم غضب را دل سیاهی

پلنگ از خشم، دایم داغدارست

وصال آفتاب عالم افروز

نصیب شبنم شب زنده دارست

به نرمی کن زبان خصم کوتاه

که عاجز از نمد، دندان مارست

گذشتن مشکل است از سینه صافان

که در گل پای سرو از جویبارست

محک را از سیه رویی برآرد

زر سرخی که کامل در عیارست

رخ مقصود بی پرده است صائب

اگر آیینه دل بی غبارست

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5101931
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث