به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

از خودگذشتگان را آیینه بی غبارست

پیوسته صاف باشد بحری که بی کنارست

دنیا طلب محال است در خاک و خون نغلطد

موج سراب این دشت شمشیر آبدارست

ته جرعه خزان است رنگ شکسته من

رنگ شکفته تو سرجوش نوبهارست

دلجویی حریفان بالاترست از برد

از باختن شود شاد رندی که خوش قمارست

از درد و داغ عاشق بر خویشتن نلرزد

آتش بود گلستان بر زر چو خوش عیارست

چون شعله سرکش افتاد محتاج خار و خس نیست

سودا چو گشت کامل مستغنی از بهارست

گر اعتبار ناقص باشد کمال مردم

بی اعتباری ما موقوف اعتبارست

مجبور حق نگردد آلوده معاصی

بد کردن خلایق برهان اختیارست

از آفتاب پرتو صائب جدا نباشد

واصل بود به جانان جانی که بیقرارست

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

از خود گذشتگان را آیینه بی غبارست

پیوسته صاف باشد بحری که بیکنارست

آن را که خلق خوش هست تنها نمی گذارند

کی بی حریف ماند رندی که خوش قمارست؟

با ناز برنیایند اهل نیاز هرگز

گل گر پیاده باشد در بلبلان سوارست

دیوانه را ملامت اسباب خنده گردد

بر کبک مست سختی دامان کوهسارست

عاشق ز خاکساری بی بهره است از وصل

دیوار بوستان را از گل نصیب، خارست

تا دل برید ازان زلف از سر نهاد شوخی

چشم به خواب رفته است دامی که بی شکارست

از خون مرده صائب سنگین ترست خوابت

جایی که هر رگ سنگ چون نبض بیقرارست

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است

تیغ برهنه باشد رویی که بی نقاب است

می در جبین پاکان از شرم آب گردد

رخسار شرمگین را خط پرده حجاب است

با بد گهر میامیز تا بد گهر نگردی

حکم شراب دارد آبی که در شراب است

تاج سر بزرگی است دلجویی ضعیفان

دریای پاک گوهر همکاسه حباب است

ما شکوه ای نداریم از تنگدستی، اما

در ماه ناتمامی نقصان آفتاب است

از بیقراری ماست این خاکدان برونق

شیرازه بیابان از موجه سراب است

از سینه های روشن در مغز پی توان برد

در بند پوست باشد علمی که در کتاب است

در جای خویش دارد بد آبروی نیکان

شیرین ترست از جان تلخی چو در شراب است

مکتوب خشک صائب سوهان روح باشد

چون نیست چرب نرمی خط آیه عذاب است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:08 PM

قد تو کجا و قد رعنای قیامت

این جامه بلندست به بالای قیامت

ای از مژه شوخ صف آرای قیامت

وز زلف دلاویز دو بالای قیامت

در دامن کهسار کم از خنده کبک است

در پله تمکین تو غوغای قیامت

هم جنتی از چهره و هم دوزخی از خوی

نقدست در ایام تو سودای قیامت

خورشید تو چون از افق زلف برآید

ریزد عرق شرم ز سیمای قیامت

از داغ بود گرمی هنگامه دلها

خورشید بود انجمن آرای قیامت

در سینه ما سوختگان نم نتوان یافت

بی آب بود دامن صحرای قیامت

از شرم گنه بس که کشیدم به زمین خط

مسطر زده شد دامن صحرای قیامت

در سایه کوه گنه ما ز بلندی

آسوده بود خلق ز گرمای قیامت

از سینه آتش نفسان دود برآید

چون خامه صائب کند انشای قیامت

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:02 PM

آب خضر و می شبانه یکی است

مستی و عمر جاودانه یکی است

بر دل ماست چشم، خوبان را

صد کماندار را نشانه یکی است

پیش آن چشمهای خواب آلود

ناله عاشق و فسانه یکی است

در مقامی که غور باید کرد

قطره و بحر بیکرانه یکی است

کثرت خلق، عین توحیدست

خوشه چندین هزار و دانه یکی است

پله دین و کفر چون میزان

دو نماید، ولی زبانه یکی است

رهروانی که راست چون تیرند

همه را مقصد و نشانه یکی است

دو جهان سنگ راه سالک نیست

نسبت تیر با دو خانه یکی است

گر هزارست بلبل این باغ

همه را نغمه و ترانه یکی است

نشود نور مهر پست و بلند

پیش ما صدر و آستانه یکی است

عاشقی را که غیرتی دارد

چین ابرو و تازیانه یکی است

خنده در چشم آب گرداند

ماتم و سور این زمانه یکی است

پیش مرغ شکسته پر صائب

قفس و باغ و آشیانه یکی است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:02 PM

 

تا به دل تخم عشق کشته شده است

آه من در جگر برشته شده است

پا مزن بر حنای گریه من

که به خون جگر سرشته شده است

آدمیزاده من از خط سبز

تا نظر می فکنی فرشته شده است

زان میان پیچ و تابها دارم

که خدایا چگونه رشته شده است!

خال را چون سپند نیست قرار

تا ز می چهره ات برشته شده است

ندهم دل به نوخطان چه کنم

چون قلم بر سرم نوشته شده است

شد ز خط خال او دراز زبان

این گره را ببین که رشته شده است

برندارم نظر ز موی میان

سوزنم مبتلای رشته شده است

تا ز زانو نموده ام بالین

بسترم پر پر فرشته شده است

همچو خورشید نان من ز شفق

سالها شد به خون سرشته شده است

نسخه زلف و سنبل و ریحان

همه از روی هم نوشته شده است

نیست چون موج بیمم از طوفان

تا عنانم ز دست هشته شده است

صائب از نامه ام سبک مگذر

که به صد خون دل نوشته شده است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:02 PM

لطف و قهر زمانه هر دو یکی است

گره دام و دانه هر دو یکی است

پشت و رو نیست کار دنیا را

شب و روز زمانه هر دو یکی است

دیده خوابناک غفلت را

صور حشر و فسانه هر دو یکی است

خنده برق در سبکسیری

با نشاط زمانه هر دو یکی است

خاکساران بی تعین را

مسند و آستانه هر دو یکی است

نقد باشد قیامت عاشق

پیش ما گور و خانه هر دو یکی است

نیست از هم جدا دل و دلدار

چون دو لب، این دو دانه هر دو یکی است

جلوه آب خضر در ظلمات

با شراب شبانه هر دو یکی است

خانه با یار خانگی زیباست

ورنه زندان و خانه هر دو یکی است

ما که از بال خویش در قفسیم

بیضه و آشیانه هر دو یکی است

نسبت کشتی شکسته ما

با کنار و میانه هر دو یکی است

صائب این آن غزل که تنها گفت

بد و نیک زمانه هر دو یکی است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:02 PM

صدق، روشنگر ضمیر من است

صبح روشن ضمیر، پیر من است

موری از من نمی شود پامال

کف دست دعا سریر من است

نیستم امت تن آرایان

خلق خوش جامه حریر من است

دولت افتاده است در قدمم

پر و بال هما حصیر من است

به گریبان اگر نپردازم

کاوش سینه دستگیر من است

رم آهو به آن سبکپایی

داغ طبع کناره گیر من است

بلبل خوش نوای نیشابور

خجل از طبع بی نظیر من است

آفتاب شکفته رو صائب

گلی از گلشن ضمیر من است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:02 PM

مژه ام جلوه گاه پروین است

گل خورشید طلعتان این است

سیب غبغب اگر به دست افتد

بهتر از صد انار یاسین است

کی توانی سبک به منزل رفت؟

سنگ راه تو خواب سنگین است

همه شب همچو دسته سنبل

خواب آشفته ام به بالین است

سنگداغ فروغ چهره اوست

کوه طوری که کوه تمکین است

می کند چهره ای، نگاه مرا

گل رویش ز بس که نگین است

شعر صائب نمی شود کاسد

همه وقت این متاع شیرین است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:02 PM

به که بر خود نبندد از دربان

در دولت به هر که باز شده است

کرده تا روی خود به درگه حق

صائب از خلق بی نیاز شده است

خطش از خال حقه باز شده است

خالش از خط زبان دراز شده است

چون سپر روی چرخ پرچین است

گره از جبهه که باز شده است؟

صف مژگانش در زبان بازی است

گر چه چشمش به خواب ناز شده است

نیست یک دل گشاده، حیرانم

که در فیض بر که باز شده است

خط مشکین او که ابجد ماست

بوالهوس را خط جواز شده است

رو به دریا نهاده بی لنگر

بی حضور آن که در نماز شده است

ادامه مطلب
سه شنبه 25 خرداد 1395  - 12:02 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5102147
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث