به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

نفس سوخته شمع سر بالین من است

مهر خاموشی من جام جهان بین من است

تیغ چون بید ز جان سختی من می لرزد

موج بی بال وپر از لنگر تمکین من است

بر دلم گرد یتیمی چو گهر نیست گران

عشرت روی زمین در دل غمگین من است

لنگر از خویش سرانجام دهد کشتی من

پله خواب، گران از دل سنگین من است

حسن از تربیت عشق شود عالمسوز

سرخی روی گل از نغمه رنگین من است

خواهد از نقش به نقاش رسانید مرا

اتحادی که در آیینه حق بین من است

بحر از پنجه مرجان نپذیرد آرام

ناصح از ساده دلی در پی تسکین من است

شده ام خانه دربسته ز حیرت صائب

می خورد خون خود آن کس که سخن چین من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:04 PM

دخل و تحسین بجا باعث احیای من است

هر که را درد سخن هست مسیحای من است

گر چه صد پایه ز نقش قدم افتاده مرا

کهکشان جاده همت والای من است

به تماشای گل و لاله به بستان نروم

گل رخسار سخن لاله حمرای من است

غیر زنجیر که سر در قدم من دارد

در بیابان طلب کیست که همپای من است؟

تکیه بر بالش دیبا نکنم چون صورت

خواب سنگین چو شود بالش خارای من است

هر کجا حلقه زند هاله سرگردانی

مرکز دایره اش آبله پای من است

چون سخن از نفسم سبز نگردد صائب؟

طوطی هند سخن، کلک شکرخای من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:04 PM

شور دریای سخن از دل پر جوش من است

قفل گنجینه معنی لب خاموش من است

معنی بکر که در پرده غیب است نهان

بی تکلف همه شب تنگ در آغوش من است

هر خیالی که به آن اهل سخن فخر کنند

در شبستان سخن، خواب فراموش من است

چرخ دودی است که از خرمن من خاسته است

خاک گردی است که افشانده پاپوش من است

آسمان حلقه فتراک بود صید مرا

لامکان منزل سهل سفر هوش من است

چرخ نیلی که به روشن گهری مشهورست

چون به معنی نگری، نیل بناگوش من است

کاسه در خون جگر می زنم و می نوشم

خون منصور مزاجان می کم جوش من است

چهره پرده نشینان فلک، مهتابی است

زان چراغی که نهان در ته سرپوش من است

صوفیان را سخن من به سماع آورده است

خم میخانه وحدت دل پر جوش من است

خشت از مستی من چون خم می می جوشد

در و دیوار درین میکده بیهوش من است

در خرابات رضا نشو و نما یافته ام

درد میخانه قسمت می سرجوش من است

از قبا خرقه، ز دستار کله ساخته ام

نافه خونین جگر از فقر قباپوش من است

زاهدی نیست به عیاری من در عالم

این ردا، پرده گلیمی است که بر دوش من است

حلقه بندگی عشق بود در گوشم

چشم بد دور ازین حلقه که در گوش من است

بی هم آواز، نفس سرمه گفتار شود

ورنه شور دو جهان در لب خاموش من است

نرسد چون سخن من به دو عالم صائب؟

عشق را دست نوازش به سر دوش من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:04 PM

 

مانع مستی غفلت دل هشیار من است

پادشاه شب من دیده بیدار من است

می سپارند به هم دست به دست اطفالم

شور مجنون خجل از گرمی بازار من است

هر که افتاده ز خود پیش ز وحشت زدگان

در بیابان طلب قافله سالار من است

خصم را می کنم از راه تنزل مغلوب

سیل خونین جگر از پستی دیوار من است

لب خمیازه من باز ز گفتار شود

مهر خاموشی من ساغر سرشار من است

چون فلاخن ز گرانی است مرا دور نشاط

هر که باری ننهد بر دل من بار من است!

خطر از لغزش پا نیست مرا در مستی

طارم تاک به صد دست نگهدار من است

کمر خدمت بت بسته ام از رشته جان

صد گره در دل تسبیح ز زنار من است

می کند دامن صحرای قیامت تنگی

به سرشکی که گره در دل افگار من است

جوی خون می کند از ناخن الماس روان

گرهی چند که از زلف تو در کار من است

قفل، مفتاح در بسته نگردد هرگز

لب خاموش تو مهر لب اظهار من است

گر چه آزار به موری نپسندم صائب

هر که را می نگرم در پی آزار من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:04 PM

 

موج سنبل ز پریشانی پرواز من است

گل برافروخته شعله آواز من است

سینه ای کز گل صد برگ ز هم نشناسند

مخزن درد نهان و صدف راز من است

لامکان سیرتر از عشق بود همت من

چرخ کبکی است که در چنگل شهباز من است

منم آن سلسله جنبان نواهای غریب

که ز گل مرغ چمن گوش بر آواز من است

می توان خواند ز پیشانی من راز جهان

جام جم داغ دل آینه پرداز من است

زهره شوخ که سر حلقه نه دایره است

در شبستان حیا پردگی از ساز من است

چون به آیینه رسم طوطی شیرین سخنم

صحبت تیره دلان سرمه آواز من است

نیشکر را ز خموشی به زبان چندین بند

همه از رهگذر کلک سخنساز من است

حرف مردم ز بدونیک نیارم به زبان

جای رحم است بر آن خصم که غماز من است

نیستم چشم درین دایره، لیکن چون چشم

گر پر کاه بود، مانع پرواز من است

عندلیبی که به آتش نفسی مشهورست

کف خاکستری از شعله آواز من است

شبنم بیجگر آن زهره ندارد صائب

داغ دامان گل از گریه غماز من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:04 PM

سیل درمانده کوتاهی دیوار من است

بی سرانجامی من خانه نگهدار من است

می کند کار نسیم سحری با دل من

خامشی گر چه به ظاهر گره کار من است

چون نشد پیش شکر سبز چو طوطی سخنم

زین چه حاصل که جهان واله گفتار من است؟

چشمه ای را که سکندر به دعا می طلبید

شبنم سوخته چهره گلزار من است

می توانم سر طومار شکایت وا کرد

عرق شرم تو مهر لب اظهار من است

دوستان آینه صورت احوال همند

من خراب توام و چشم تو بیمار من است

منم آن آینه خاطر که رگ خواب جهان

همچو مژگان به کف دیده بیدار من است

نیست آیینه بینایی من عیب نما

به چه تقصیر فلک در پی آزار من است؟

در خرابات من آن باده پرستم صائب

که رگ تلخی می رشته زنار من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:04 PM

آنچنان بلبل من واله و حیران گل است

که شکاف قفسم چاک گریبان گل است

هر طرف می نگری نعمت الوان گل است

قاف تا قاف جهان سفره احسان گل است

می شود مایده حسن گلوسوز از عشق

شور مرغان گلستان نمک خوان گل است

آب گردد به نظر خنده چو سرشار افتد

اشک شبنم اثر چهره خندان گل است

چه خیال است که دیوانه نگردد بلبل

تا نسیم سحری سلسله جنبان گل است

حسن را تربیت عشق کند صاحب درد

شور بلبل نمک زخم نمایان گل است

نتوان کرد نظر بند پریرویان را

ورنه شبنم به دو صد چشم نگهبان گل است

چون به خورشید درخشان سر شبنم نرسد؟

تربیت یافته گوشه دامان گل است

اگر از بال پری بود سلیمان را چتر

شهپر بلبل ما چتر سلیمان گل است

خار گل می شود از پرتو روشن گهران

مژه در دیده خونبار خیابان گل است

نفس از سینه مجروح شود صاحب فیض

خرج باد سحر از کیسه احسان گل است

ناتوانان سبب نظم جهان می باشند

خار شیرازه اوراق پریشان گل است

دل صد اره به از آه ندارد اثری

بوی خوش مصرع برجسته دیوان گل است

حاصل ما ز نکویان جگر پر داغی است

سوز دل قسمت بلبل ز چراغان گل است

تا فتاده است به آن گوشه دستار رهش

گر همه باغ بهشت است که زندان گل است

مشت خاکستری از نغمه سرایان مانده است

زان چراغی که نهان در ته دامن گل است

دو سه روزی که بود خون بهاران در جوش

کشتی می مده از دست که طوفان گل است

صحبت جسم و روان زود ز هم می پاشد

یک نفس شبنم غربت زده مهمان گل است

زخمی خار گمان است دل بیجگران

ورنه از گریه من راه خیابان گل است

رنگ و بو پرده بینایی بلبل شده است

ورنه هر خار درین باغ رگ جان گل است

مغتنم دان اگر از عشق ترا داغی هست

که سبکسیرتر از اختر تابان گل است

نقد شادی که چو اکسیر نهان بود، امروز

جمع یکجا همه در پله میزان گل است

برگریزان فنا را پس سر خواهد دید

تازه هر دل که ز روی عرق افشان گل است

نقطه خاک که دلتنگی ازو می بارید

یک دهن خنده ز رخساره خندان گل است

می چکد از نفسم خون شکایت صائب

مغز من گر چه پریخانه ز احسان گل است

چشم صائب ز تماشای تو گل می چیند

دیده شبنم اگر واله و حیران گل است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:01 PM

گریه ابر بهار از دل پر درد من است

چهره زرد خزان از نفس سرد من است

به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟

گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است

غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیست

جای رحم است بر آن کس که هماورد من است

پسته پوچ محال است که خندان گردد

سینه چاک گواه دل پر درد من است

سالها شد که برون رفته ام از خود صائب

آنچه مانده است درین عرصه به جا، گرد من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:01 PM

این چه لطف است که با یار وفادار من است

که به من همسفر و خانه نگهدار من است

هر که را طبل رحیل از تپش دل باشد

در بیابان طلب قافله سالار من است

خواب در خلوت من حلقه بیرون درست

تا خیال تو انیس دل بیدار من است

فلک بی سروپا ذره شیدایی اوست

آفتابی که نهان در پس دیوار من است

محو دیدار ترا پای سفر در خواب است

ورنه این دایره ها مرکز پرگار من است

زشت را آینه صاف مکدر سازد

چه عجب دشمن اگر منکر اطوار من است؟

زان غباری که خط از روی تو انگیخته است

محنت روی زمین بر دل افگار من است

از تهیدستی خود شکوه ندارم صائب

خار صحرای قناعت گل بی خار من است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:01 PM

شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است

سرمه ناله زنجیر ز هم ریختن است

امتحان کردن شمشیر به این خاک نهاد

جرعه اول مینا به زمین ریختن است

ساختن غالیه آلود سر زلف ترا

مشک را با جگر سوخته آمیختن است

مژه ها را به هم افکنده ز شوخی چشمش

مست را کار همین فتنه برانگیختن است

دل به تار نفس سست مبند از غفلت

که بر هر دم زدن آماده بگسیختن است

بر سر داغ کهن، داغ نهادن صائب

گل ز بسیاری گل بر سر هم ریختن است

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 7:01 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5112670
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث