به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

روشن ز داغ های نهان ساز سینه را

از پشت، رو شناس کن این آبگینه را

یک دم بود گرفتگی ماه و آفتاب

روشن گهر به دل ندهد جای کینه را

دارد ترا همیشه معذب فشار قبر

از گرد کینه تا نکنی پاک سینه را

بی آه سرد دل به مقامی نمی رسد

موج خطر بود پر و بال این سفینه را

با جسم، روحی من چو مسیحا کند عروج

شهباز من به جا نگذارد نشینه را

دل می کنم به خط خوش ازان زلف مشکبار

ته جرعه ای بس است خمار شبینه را

از حرف وصوت خرده جان می رود به باد

از باد دست حفظ نما این خزینه را

در سینه بود مهر رخش تا خطش دمید

آخر به خط یار رساندم سفینه را

صائب به آرزوی دل خود نمی رسی

تا پاک از آرزو نکنی لوح سینه را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:27 PM

گیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟

کز خود کند مضایقه از ناز بوسه را

بیجاده ای است بوسه ربا آن عقیق لب

کز جذبه می دهد پر پرواز بوسه را

جمعیت حواس بود رزق گوشه گیر

باشد ازان به کنج لب، انداز بوسه را

من چون کنم، که می کند آن لعل آبدار

چون ماهیان تشنه، دهن باز بوسه را

ترسم که گیرد آن لب یاقوت فام را

خونی که می کنی به دل از ناز بوسه را

سازد لب و دهان تو ای کبک خوش خرام

گیرنده تر ز چنگل شهباز بوسه را

زان لب که آب از نگه گرم می شود

پوشیده دار چون گهر راز بوسه را

دندان به دل چگونه فشارم، که می شود

لب بازکردنت پر پرواز بوسه را

بر لب چگونه مهر گذارم، که می کند

خاموشی دهان تو آواز بوسه را

دندان به دل فشار کزان لعل آتشین

روزی بریده می شود از گاز بوسه را

از کف عنان صبر چو سیماب برده اند

خوبان ز روی آینه پرداز بوسه را

دست نگاربسته سیمین بران کند

در عیدگاه وصل، سبکتاز بوسه را

امید پای بوس ندارم، مگر کنم

از آستانه تو سرافراز بوسه را

هر چند در گرفتن بوسم گرسنه چشم

آسان توان گرفت ز من باز بوسه را؟

چون کنج لب کجاست کز از بوسه زیب نیست؟

صائب من از کجا کنم آغاز بوسه را؟

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:27 PM

افتادگی برآورد از خاک دانه را

گردنکشی به خاک نشاند نشانه را

آن بلبلم که دیدن بال شکسته ام

از آب چشم دام کند سبز دانه را

کو جذبه ای که تا نفس از دل برآورم

خاشاک گردباد کنم آشیانه را

در پیری از سرشک ندامت مدار دست

بشکن به آب صبح، خمار شبانه را

ما را بهم مزن به زبردستی ای سپهر

کز موی درهم است خطر، دست شانه را

ترسم به عجز حمل نمایند، اگر نه من

شرمنده می کنم به تحمل زمانه را

از زاهدان خشک حدیث گهر مپرس

کز بحر نیست بهره به جز خس کرانه را

در خود گمان منزلتی هر که را که هست

بر صدر اختیار کند آستانه را

وحشت کند ز خود دل روشن، چه جای خلق

یک تن، هزار تن بود آیینه خانه را

با نیک و بد چو آینه یکسان سلوک کن

کاین زخم ها ز موی شکافی است شانه را

صائب صبور باش که در روزگار ما

از دست داده اند عنان زمانه را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:27 PM

دایم ز نازکی است دل افگار شیشه را

خون می چکد مدام ز گفتار شیشه را

یادآور از خمار گلوگیر صبحگاه

خالی مکن ز باده به یکبار شیشه را

هر چند خوشگوار بود باده غرور

زین می فزون ز سنگ نگه دار شیشه را

از خنده صلح کن به تبسم که می شود

قالب تهی ز خنده بسیار شیشه را

شاید به جوی رفته کند آب بازگشت

چون شد تهی ز باده، مبین خوار شیشه را

در شکوه های تلخ مرا اختیار نیست

می آورد شراب به گفتار شیشه را

چون آمدی به کوی خرابات بی طلب

بر طاق نه صلاح و فرود آر شیشه را

دل می دود به سنگ ملامت به زور عشق

می سازد این شراب جگردار شیشه را

باشد قدح همیشه ز افتادگی عزیز

از سرکشی کنند نگونسار شیشه را

در محفلی که راز شرر می جهد ز سنگ

ما کرده ایم پرده اسرار شیشه را

با مشت خاک من چه کند آتشین میی

کآورد در سماع فلک وار شیشه را

سنگ و سبوست دشمنی توبه و شراب

تا از خم است پشت به کهسار شیشه را

در ساغر من است شرابی که می برد

بیخود به سیر کوچه و بازار شیشه را

این باده ای که آن لب میگون رسانده است

چون نار شق کند دل بسیار شیشه را

صید از حرم برون چو نهد پای، کشتنی است

زنهار زیر خرقه نگه دار شیشه را

خوردم فریب چرخ به همواریی که داشت

کردم غلط به مرهم زنگار شیشه را

بر چرخ سست عهد منه دل ز سادگی

طاق شکسته نیست سزاوار شیشه را

صائب ز پرده داری ناموس شد خلاص

هر کس شکست بر سر بازار شیشه را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:27 PM

 

دادم ز شور عشق به سیلاب خانه را

کردم به خارخار بدل آشیانه را

افزود نشأه لب میگون او ز خط

کیفیت است بیش، شراب شبانه را

در آه اختیار ندارند اهل درد

آتش گره به سینه کند چون زبانه را؟

از خط سبز اگر چه سیه مست شد لبت

بی اختیار می کند انشا بهانه را

گلبانگ خوبتر بود ای شاخ گل ز زر

از بلبلان دریغ مدار آب و دانه را

در شوره زار نیست ثمر تخم پاک را

بر زاهدان مخوان غزل عاشقانه را

بلبل گلوی خویش عبث پاره می کند

تأثیر نیست در دل خندان ترانه را

حق گرهگشا به گره بی نهایت است

کاکل چرا به سر ندهد جای شانه را؟

ممنون شوم ز هر که به من کج کند نگاه

کز تیر کج ز جا نرود دل نشانه را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:27 PM

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

هر جلوه ای ز قد قیامت خرام تو

از دل نفس گسسته برون آرد آه را

در دیده نظارگیان میل سرمه کرد

رخسار آتشین تو مد نگاه را

از خط رسد به نشو و نما سبزه امید

باران بود زیادتر، ابر سیاه را

تا بر سرشکسته نوازی است آفتاب

پروایی از شکستن خود نیست ماه را

سستی مکن که جاذبه کعبه امید

بسیار کرده شهپر دیوار، کاه را

مستغنی از دلیل بود دل چو آگه است

ننموده کس به قبله نما قبله گاه را

جای قرار نیست درین تیره خاکدان

در بحر همچو سیل فشان گرد راه را

جایی که بحر و کان، لب خشک است و چشم تر

پیداست تا چه قدر بود خاک راه را

چون سرخوشان مکن به یمین و یسار میل

از عرض ره دراز مکن طول راه را

شیرازه قلمرو کثرت ز وحدت است

دارد علم بپا ز ستادن سپاه را

بال و پر نهال امیدست خاک پاک

زنهار وقت صبح مکن فوت آه را

صائب مباش در صدد معذرت که نیست

بهتر ز انفعال، شفیعی گناه را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:18 PM

رفتم ز راه دل خس و خار گناه را

کردم به آه همچو کف دست راه را

موج کرم به قیمت اکسیر می خرد

در بحر رحمت تو غبار گناه را

روز ازل به قامت عاشق بریده اند

مانند کعبه، جامه بخت سیاه را

پیش رخ تو زخم دندان حیرت است

دستی که چاک کرد گریبان ماه را

یک گوهر نسفته درین بحر خون نماند

در چشم خود ز بس که شکستم نگاه را

از خوی آتشین تو، چون موی زنگیان

دارند عاشقان تو در سینه آه را

صائب به بخت تیره و روز سیه بساز

از دل ببر هوای زمین سیاه را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:18 PM

طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟

آرام نیست کشتی طوفان رسیده را

شبنم ز باغبان نکشد منت وصال

معشوق در کنار بود پاک دیده را

با هیچ بد گهر نشود چرخ سینه صاف

خون است شیر، کودک پستان گزیده را

از بس شنیده ام سخن ناشنیدنی

گویم شنیده ام سخن ناشنیده را

بی شور عشق چاشنیی با حیات نیست

تلخ است زندگی ثمر نارسیده را

یاد بهشت، حلقه بیرون در بود

در تنگنای گوشه دل آرمیده را

چون سگ گزیده ای که نیارد در آب دید

آیینه می گزد من آدم گزیده را

در پرده ماند شور من از سردی سپهر

آب است شیشه جوش می نارسیده را

خونی که می خورند به از شیر مادرست

مردان از محبت دنیا بریده را

شوخی که دارد از دل سنگین به کوه پشت

می دید کاش صائب در خون تپیده را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:18 PM

با زلف کار نیست رخ یار دیده را

ره می گزد چو مار، به منزل رسیده را

بی حسن نیست خلوت آیینه مشربان

معشوق در کنار بود پاک دیده را

بسیار زخم هست که خاک است مرهمش

نتوان به رشته دوخت دهان دریده را

دایم ز خوی خود کشد آزار بدگهر

خون است شیر، کودک پستان گزیده را

زندان جان پاک بود تنگنای جسم

در خم قرار نیست شراب رسیده را

ما را مبر به باغ که از سیر لاله زار

یک داغ صد هزار شود داغ دیده را

از درد بی خبر بود آن کس که می کند

با سگ گزیده نسبت مردم گزیده را

با قد خم ز عمر اقامت طمع مدار

در آتش است نعل، کمان کشیده را

در بحر تنگ ظرف جهان، چند چون حباب

در دل گره کنم نفس آرمیده را؟

از صحبت خسیس حذر کن که می شود

یک برگ کاه، مانع پرواز دیده را

در علم آشنایی آن چشم عاجزست

صائب که رام کرد غزال رمیده را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:18 PM

خال لب تو راهنمایی است بوسه را

این عقده، طرفه عقده گشایی است بوسه را

در جلوه گاه سرو قیامت خرام تو

هر نقش پا، بهشت جدایی است بوسه را

امید بوسه ام به لب از خط زیاده شد

آن خط سبز، مهر گیایی است بوسه را

سیماب را ز آینه لغزش بود نصیب

رخسار صیقلی چه بلایی است بوسه را!

پرهیز مشکل است ز رخسار نیمرنگ

رنگ شکسته کاهربایی است بوسه را

تا چون بود لبت، که سخن های سخت تو

رطل گران هوش ربایی است بوسه را

هر چند از دهان تو حرفی است در میان

نقل و شراب روح فزایی است بوسه را

در عهد پاکدامنی او، دل خودست

گر زان دهان تنگ، غذایی است بوسه را

من بسته ام لب طمع، اما عذار دوست

آیینه ضمیرنمایی است بوسه را

هر گوشه ای که هست در اقلیم حسن تو

کنج دهان بوسه ربایی است بوسه را

صائب نهفته زیر لب تازه خط او

آب حیات روح فزایی است بوسه را

ادامه مطلب
چهارشنبه 19 خرداد 1395  - 1:18 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5118671
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث