سلطان کربلا

جستجو


دانشنامه عاشورا

 

مجلس هشتم- پاسخ امام حسین ( ع ) به نامه مسور بن مخرمه

 

( ( استخیر اللّه فی ذلک ) ) . از جـمـلـه کـسـانـی کـه امـام ( ع ) را از رفـتـن بـه سـمـت عـراق بـرحـذر داشـتـه , ( ( مـسـور بن مخرمه ) ) ( ( 67 ) ) است او نامه ای به این مضمون برای حضرت نوشت : . ( ( ایـاک ان تـغتر بکتب اهل العراق , ویقول لک ابن الزبیر, الحق بهم , فانهم ناصروک , ایاک ان تبرح الـحـرم , فـانهم ان کانت لهم بک حاجة فسیضربون اباط الابل حتی یوافوک , فتخرج الیهم فی قوة وعدة ) ) ( ( 68 ) ) .
یـعـنـی : ( ( مـبادا به نامه های مردم عراق , مغرور شوی وسخن عبداللّه بن زبیررابپذیری وبه عراق بـروی , مـبادا از مکه دور شوی , اگر مردم عراق واقعا به شما احتیاج دارند, زیر بغلهای شتر بزنند ( یـعـنـی بر شتران را هوار سوار شوند ) وخودرا به زحمت بیندازند تا به خدمت شما رسیده آنگاه با قدرت وامکانات , خارج شوید ( یعنی تنهانوشتن نامه کافی نیست بلکه باید حرکت کنند وخودشان به حضور برسند ) ) ) .


 

نظرات 0 نویسنده : سه شنبه 5 بهمن 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

مجلس هفتم- پاسخ امام حسین ( ع ) از اشعار یزید

 

( ( بـسـم اللّه الـرحمن الرحیم , ( فان کذبوک فقل لی عملی ولکم عملکم انتم بریئون مما اعمل وانا بری مما تعملون ) , والسلام ) ) . ( ( یـزیـد بن معاویه نامه ای بهمراه اشعاری برای ( ( عبداللّه بن عباس ) ) , یا طبق نقلی ,برای ( ( عمرو بـن سـعـیـد ) ) حـاکـم مکه فرستاد تا آن را در مراسم حج بخواند, یزید چون ازروحیه مردم مدینه وروحـیـه سـلحشوری سید الشهدا ( ع ) مطلع بود ومی دانست که آنان زیربار حکومت غاصبانه یزید نـمـی روند , لذا تصمیم داشت از باب مصالحه ونرمش , وقوع جنگ را بگیرد, زیرا می دانست جنگ وکـشـتـه شـدن حـسین بن علی ( ع ) برای او گران تمام می شود, مردم مدینه وقتی اشعار یزیدرا دیـدند, آن را خدمت امام حسین ( ع ) فرستادند, رهبر آزادگان جهان با یک نظر به فراست دانست کـه ایـن اشـعـاررا یزید فرستاده , لذا در پاسخ او به یک آیه از قرآن کریم بسنده کردند که خطاب به پیامبر ( ص ) می فرماید : . ( وان کذبوک فقل لی عملی ولکم عملکم انتم بریئون مما اعمل وانا بری مماتعلمون ) . ( ( اگـر کـفـار تـورا تـکـذیب کردند, بگو من مسؤول اعمال خودم هستم وشما هم مسؤول اعمال خودتان , شما از اعمال من بیزار هستید ومن هم از آنچه شما انجام می دهید بیزار هستم ) ) .


 

نظرات 0 نویسنده : سه شنبه 5 بهمن 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

مجلس ششم- وصیتنامه امام حسین ( ع )

 

بسم اللّه الرحمن الرحیم : هذا ما اوصی به الحسین بن علی الی اخیه محمد بن الحنفیة . یـشـهـد ان لا اله الا اللّه وحده لا شریک له وان محمدا عبده ورسوله , جا بالحق من عن د الحق وان الـجـنة والنار حق وان الساعة اتیة لا ریب فیها وان اللّه یبعث من فی القبور, وانی لم اخرج اشرا ولا بـطـرا ولا مفسدا ولا ظالما وانما خرجت لطلب الاصلا ح فی امة جدی ( ص ) ارید ان امر بالمعروف وانـهـی عـن المنکر واسیر بسیرة جدی وابی علی ابن ا بی طالب ( ع ) فمن قبلنی بقبول الحق فاللّه اولـی بـالـحـق ومن رد علی هذا اصبرحتی یقضی اللّه بینی وبین القوم بالحق وهو خیر الحاکمین وهذه وصیتی یا اخی الیک وما توفیقی الا باللّه علیه توکلت والیه انیب ) ) ( ( 56 ) ) . بعد از آنکه ( ( محمدبن حنفیه ) ) خدمت برادر بزرگوارش سیدالشهدا ( ع ) شرفیاب شد وحضرت را از رفـتن به سمت عراق بر حذر داشت ) ) وحضرت امتناع کرد, آنگاه کاغذ وقلم طلب کرد ووصیتنامه فوق را مرقوم فرمود وبه دست برادر سپرد : . ( ( بـعـد از حـمد وثنای الهی , این چیزی است که حسین بر برادرش محمد حنفیه وصیت می کند : شهادت می دهم به توحید ویگانگی خداوند واینکه محمد بنده وفرستاده بحق اوست واینکه بهشت وجـهـنـم حـق است وقیامت بدون هیچ شکی واقع می شود وخداوند انسانهارا زنده می کند خروج وقـیـام من از روی سرکشی وخوشگذرانی وفساد وظلم در روی زمین نیست , بلکه قیام من برای اصـلاح در امـت پـیـامـبـر ( ص ) وامـر بـه مـعـروف ونـهـی از مـنـکـراست , ومی خواهم به سیره پـیـامـبـر ( ص ) وپـدرم عـلـی بـن ابـیـطـالـب عـمـل کـنـم پـس هـر کـس قبول کند, در واقع خـداونـدراپـذیـرفـته است ( چون راه من از راه خدا جدا نیست ) وهر که تخلف کند, صبر می کنم تـاخداوند بین من ومردم ستمکار, حکم کند برادرم ! این وصیت وسفارش من به تواست وتوفیق از خداونداست وتوکل به او می کنم وبازگشت هم به سوی اوست ) ) . هـمـچنان که از متن وصیتنامه آشکاراست , این از قبیل وصیتنامه های معمولی وعرفی نیست که اشخاص درباره اموال ودارایی خود می نویسند, بلکه اهداف وخطمشی وانگیزه امام حسین ( ع ) را در حـرکـت خـود بـازگـو مـی کـند هر چند دروصیتنامه های شرعی گفته شده که سزاوار نیست مسلمانی شب بخوابد مگر آنکه وصیتنامه اش در زیر سرش باشد ( ( 57 ) ) .


 

نظرات 0 نویسنده : سه شنبه 5 بهمن 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

مجلس پنجم- پاسخ امام حسین ( ع ) به نامه معاویه در مورد تقاضای بیعت با یزید

 

( ( وانی لا اعلم لها فتنة اعظم من امارتک علیها ) ) . مـعـاویـه , طی نـامـه ای به ( ( عمرو بن سعید ) ) حاکم مدینه , از او خواست که از ( ( حسین ( ع ) , ابن عـبـاس , عبداللّه بن جعفر وعبداللّه بن زبیر ) ) برای ولایت عهدی یزیدبیعت بگیرد وچون حاضر به بیعت نشدند, معاویه برای هر یک نامه ای جداگانه نوشت , از جمله نامه ای هم برای امام حسین ( ع ) نوشت ومتذکر شد اخباری از شمارسیده که متوقع نبود متن نامه معاویه این است : . ( ( اما بعد : فقد انتهت الی منک امور, لم اکن اظنک بها رغبة عنها وان احق الناس بالوفا لمن اعطی بیعة من کان مثلک فی خطرک وشرفک ومنزلتک التی انزلک اللّه فلا تنازع الی قطیعتک واتق اللّه ولا تردن هذه الامة فی فتنة وانظر لنفسک ودینک وامة محمدولا یستخ فنک الذین لا یوقنون ) ) . ( ( امـا بـعد, اخباری از شما به من رسیده که خیال نمی کردم آنهارا از روی میل ورغبت انجام داده باشی وسزاوارترین مردم در میان کسانی که بیعت کرده ودرموقعیت وعظمت وشرافت خدادادی شما باشد, باید به بیعت وفادار بماند, از خدابترس ومردم را به فتنه نینداز وبه خودت ودینت وامت پیامبر ( ص ) دقت کن وکسانی که یقین به آخرت ندارند, شمارا سبک نکنند ) ) .


 

نظرات 0 نویسنده : سه شنبه 5 بهمن 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

مجلس چهارم- نامه امـام حسین ( ع ) به معاویه در مورد ازدواج با کنیزی

 

( ( قـد رفـع اللّه بالا سلا م الخسیسة ووضع عنابه النقیصة , فلا لوم علی امرئ مسلم الا فی امر ماثم وانما اللوم لوم الجاهلیة ) ) . ( ( معاویه در مدینه جاسوسی داشت که موظف بود اخباررا به اطلاع او برساند,در یکی از گزارشها بـه مـعـاویـه اطـلاع داد که حسین بن علی ( ع ) کنیزی را که داشته , آزادکرده وسپس با او ازدواج کرده است , عملی که در آن عصر, چندان مورد پسند اجتماع نبود که شخصیت بزرگی با یک کنیز آزاد شـده , ازدواج کـنـد وقـهرا افرادی که مادرشان کنیز بود, در اجتماع از اعتبار واحترام بالایی برخوردار نبودند وچه بسا مورد ملامت وسرزنش دیگران هم قرار می گرفتند . معاویه به استناد این گزارش , نامه ای به این مضمون برای حضرت نوشت : . به من خبر رسیده که با کنیزی ازدواج کرده ای , وزنان قریش که کفو وشان توبوده اند رها کرده ای , کـه ازدواج با آنان موجب مجد وسرافرازی وبرای اولاد, موجب نجابت وآبرو می شود, با این عمل نه مصلحت خودرا در نظر گرفته ای ونه فرزندانت را ! ! ) ) .


 

نظرات 0 نویسنده : سه شنبه 5 بهمن 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

مجلس سوم - نامه امام حسین ( ع ) به معاویه در مـورد مصـادره اموال معاویـه

 

 ( ( مـن الحسین بن علی الی معاویة بن ابی سفیان : اما بعد, فان عیرا مرت بنا من الیمن , تحمل مالا وحـلـلا وعـنـبرا وطیبا الیک لتودعها خزائن دمشق , وتعل بها النهل ببنی ابیک وانی احتجت الیها فاخذتها, والسلام ( ( 34 ) ) ) ) . کـاروانـی از یـمـن , اموال وزینت آلات وعنبر وعطریات را به دمشق حمل می کرد, امام حسین ( ع ) اینهارا ضبط نمود وبه معاویه نوشت که : . ( ( کاروانی از یمن , عطریاتی را به دمشق حمل می کرد که تو آنهارا در خزائن دمشق ذخیره نمائی تا تشنگان اولاد پدرت را مکرر سیراب کنی , من به آن اموال نیازداشتم , لذا آنهارا مصادره کردم ) ) .

مـصـادره دومـی هم توسط امام حسین ( ع ) در زمان یزید اتفاق افتاد که اموالی رااز یمن برای یزید مـی بـردند, حضرت در محل تنعیم آنهارا مصادره کرد وسپس به صاحبان شتر فرمود : ( ( هر یک از شـمـا مـی خـواهد همراه ما به عراق بیاید وهر کس هم که می خواهد از اینجا برود, ما کرایه اورا به مقداری که آمده , پرداخت می کنیم ( ( 35 ) ) ) ) .

نظرات 0 نویسنده : سه شنبه 5 بهمن 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

صفحات سایت

تعداد صفحات : 2
  • ترجمه سایت
  • آمار
  • لینک دوستان
  • پیوندها

نویسندگان

روز شمار محرم

روزشمار محرم عاشورا

اوقات شرعی


تاریخ روز

ذکر ایام هفته

حدیث

حدیث موضوعی

امکانات جانبی