ماربين حضرت امام حسين (ع) را شخصيت سياسي، مذهبي استثنائي در چهاردهقرن اخير دانسته، و علت جاودانگي قيام حسين را مبارزه با ظلم و ستم و جور بني اميه، كهغاصب حكومت بودند، ذكر كرده است. ماربين با تجزيه و تحليل قيام عاشورا، ريشةنهضتهاي عظيم اسلامي را تا امروز در شهادت امام حسين و ياران با وفاي او دانستهاست كه تن به بيعت با يزيد را نه تنها نپذيرفتند كه زندگي در حكومت يزيد را ذلت وخواري ميدانستند و از اين رو براي رسيدن به مقصود عاليشان، خود گذشتگي و شهادترا انتخاب كردند.
«...حسين(ع) تنها كسي است كه در چهارده قرن پيش در برابر حكومت جور و ظلم قدعلم كرد...او اول شخص سياسيتمداري بود كه تا به امروز احدي چنين سياست مؤثرياختيار ننموده است حسين (ع) به شعار هميشگي خود ميگفت من در راه حق حقيقتكشته ميشوم و دست بنا حق نخواهم داد...
حسين (ع) ديد حركات بني اميه كه سلطنت مطلقه داشتند و دستورات اسلام را پايمال ميكردند نزديك است پايههاي استوار ومستحكم اسلام را در هم ريزد و اگر بيش از اين مسامحه كند نام و نشاني از اسلام ومسلماني باقي نخواهد ماند تصميم گرفت در برابر حكومت جور و ظلم قد علم كند...
اينسرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست وبناي ستم هر جند ظاهراًعظيم و استوار باشد در برابر حق و حقيقت چون پركاهي بر بادخواهد رفت، مشروط بر اينكه مردمي حق طلب و حق پرست براي احياي حقيقت قيامكنند و با مبارزة فداكارانه خود دست از جان بشويند و بطلان ظلم و جور و حقانيت دين واخلاق را با خون خود بر صفحه تاريخ گيتي ثبت كنند... .
حسين (ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيتخود به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و درعالم بلند آوازه ساخت. اگر چنين حادثة جانگدازي پيش نيامده بود قطعاًاسلام واسلاميان محو و نابود ميگرديدند... .
حسين به يارانش گفت: من ننگ دارم كه پسر معاويه شراب ميخورد و اشعارهوس آلود ميسازد...من بايد قيام كنم اگر شما از اين راه پر خطر ميترسيدفوراًبرگرديد...ولي يارانش كشته شدن و فداكاري را بر زندگي ترجيح دادند...
هدف و ايده آل حسين(علیه السلام)، جلوگيري از ظلم و ستم بود و اين همه قوت قلب و از خودگذشتگي را در راه مقصود عالي خويش به خرج داده است حتي در آخرين دقايق زندگي
طفل شيرخوار خود را قرباني حق و حقانيت نمود و با اين عمل انديشه فلاسفه و بزرگانعالم را متحير ساخت...
حسين (ع) مدتها بود كه خود را آمادة پيكار كرد و در انتظار چنينروزي دقيقه شماري ميكرد و ميدانست كه زنده ماندن نام جاويدان اسلام و قرآنمستلزم اين است كه او را شهيد كنند... با شهادت حسين، زن و فرزندان او را اسير كردند وآن وقايع دردانگيز پيش آمد يك مرتبه قبايح و فجايع اعمال بني اميه ظاهر شد و يكمرتبه جنبش و نهضت عظيمي در مسلمانان پيدا و عليه سلطنت يزيد و آل اميه قيامكردند و آنها را ظالم و غاصب ناميدند...
نهضتهاي عظيم اسلامي شروع شد و دنباله آنتا به امروز امتداد يافت روز به روز واقعة بزرگ كربلا اهميت و درخشندگي بيشتري يافتدر كمتر از يك قرن سلطنت بني اميه منهدم شد و اگر در متن كتب تاريخي نامي از اينقوم ذكر شده و تعقيب آن هزاران نفرين و ناسزا هم نوشته شده... .»
السلام عليك يا ابا عبدالله و لعن الله امة قتلتكم و لعن الله الممهدين لهمبالتمكين من قتالكم...
سلام بر حسين ولعنت خدا بر مردمي كه شما را كشتند و بر مردمي كه وسايلجنگ با شما را فراهم نمودند... .
منبع : موسسه جهانی سبطین