رد مظالم چیست و چگونه باید پرداخت شود؟! 


همه ما وقتی به گذشته خود نگاه می کنیم میبینم که زمانی که اطلاعات مذهبی ما کم بوده است یا اینکه به لحاظ رشد عقلی به رشد کاملی نرسیده بودیم،گاهی حقوق دیگران را رعایت نمی کردیم.


صدقه، کمک

واژه مظالم جمع مظلمه عبارت است از چیزى كه به ستم از كسى گرفته شده است و در اصطلاح اموال حرامى است در دست انسان و صاحبان آن را نمى‏شناسد. در این صورت باید با اجازه مجتهد جامع شرایط به فقیر بدهد . (لسان العرب و دهخدا، ماده «ظلم»)

عدم رعایت حقوق دیگران دوقسم دارد: یک قسم امور مالی و قسم دیگر امور غیر مالی.  همه ما میدانیم که اگر کسی مالی پیش ما داشته باشد حال پول باشد یا جنس فرقی نمی کند باید به آن شخص برگردانیم و توبه ما قبول نمی شود تا این کار را بکنیم،اما سوال اینجاست گاهی ما به خاطر علل مختلفی(کمی سن و...) دیگر به خاطر نداریم که از چه کسی پول قرض گرفته یا خدای ناکرده بدون اجازه برداشته ایم و بعدا هم پرداخت نکرده ایم یا به اموال کسی ضربه ای زده ایم و جبران نکرده ایم، و حالا هم دیگر آن اشخاص را نمی شناسیم چکار باید کنیم؟

 

جواب

اگر صاحبش را می شناسد باید به او برگرداند یا حلالیت بطلبد. و اگر به هیچ وجه انسان صاحبان آن ها را نمیشناسد، یا میشناسد ولی پیدا کردن صاحبان آن ها ممکن نیست، در این صورت با اجازه مرجع تقلید اموال و یا قیمت آن ها را (در صورتی که اموال از بین رفته باشد) به فقرا صدقه بدهد.

 

محاسبه رد مظالم

اگر شخص مقدار آن را می داند همان مقدار را در صورت نومیدی از یافتن صاحبان آن با اجازه مرجع تقلید، صدقه بدهد، اگر مقدار آن را نمی داند به هر مقداری که یقین دارد، آن را صدقه بدهد. اگر مقدار را به هیچ وجه نمی داند باید یک پنجم مالی که در آن حرام قرار دارد را به نیت ادای وظیفه اعم از خمس و صدقه با اجازه مرجع تقلید صدقه بدهد.

اگر ورثه می دانند میان اموال میت مال حرام وجود دارد، چنانچه صاحبان شان را می شناسند اموال شان را به صاحبان آن ها بازگردانند، اگر صاحبان اموال را نمی شناسند و امکان شناسایی آن ها هم وجود ندارد باید با اجازه مرجع تقلید به مقداری که یقین دارند مال دیگران است را به فقرا صدقه بدهند، اگر مقدار را هم نمی دانند یک پنجم اموال را به با اجازه مرجع تقلید به نیت قصد ادای وظیفه اعم از خمس و صدقه به فقرا صدقه بدهند.

اگر میت وصیت کرده باشد که فلان مبلغ بابت رد مظالم بدهند، لازم است آن مبلغ را با اجازه مرجع تقلید به فقرا صدقه بدهند، در این صورت حتی اگر مقدار مال مورد وصیت بیش از ثلث مال میت باشد باید به آن عمل شود.

 

اگر میت وصیت کرده باشد که فلان مبلغ بابت رد مظالم بدهند، لازم است آن مبلغ را با اجازه مرجع تقلید به فقرا صدقه بدهند، در این صورت حتی اگر مقدار مال مورد وصیت بیش از ثلث مال میت باشد باید به آن عمل شود.

اگر ورثه نمی دانند که در مال میت مال حرامی وجود دارد یا نه؟ و میت وصیت هم نکرده باشد ولی ورثه احتمال می دهند که در مال میت مال حرامی وجود داشته باشد، در این فرض لازم نیست چیزی بابت رد مظالم به فقرا صدقه بدهند، اما اگر به نیت رد مظالم و یا صدقه از جانب میت به فقرا اموالی را صدقه بدهند مستحب است.

 

یک حکایت تأثیر گذار

الكافی عن علیِّ بنِ أبی حمزةَ :كانَ لی صَدیقٌ مِن كُتّابِ بَنی اُمیّةَ فقالَ لی : استأذنْ لی عن أبی عبدِ اللّه ِ علیه السلام ، فاسْتَأذَنتُ لَه علَیهِ ، فأذِنَ لَه ، فلَمّا أنْ دَخلَ سَلّمَ و جَلسَ ، ثُمّ قالَ : جُعِلتُ فِداك ، إنّی كنتُ فی دِیوانِ هولاءِ القَومِ فأصَبْتُ مِن دُنیاهُم مالاً كثیرا ، و أغمَضتُ فی مَطالِبهِ ··· فهَل لی مَخرَجٌ مِنهُ ؟ قالَ : إنْ قُلتُ لكَ تَفْعَلْ ؟ قالَ : أفعَلُ. قالَ لَهُ : فاخْرُجْ مِن جمیعِ ما اكْتَسَبتَ فی دِیوانِهِم ، فمَن عَرَفْتَ مِنهُم رَدَدْتَ علَیهِ مالَهُ، و مَن لَم تَعْرِفْ تَصَدّقْتَ بهِ ، و أنا أضْمَنُ لكَ على اللّه ِ عزّ و جلّ الجَنّةَ . (الكافی : 5/106/4 ، انظر تمام الحدیث)

الكافى ـ به نقل از على بن ابى حمزه ـ : دوستى داشتم كه از دبیران بنى امیّه بود؛ به من گفت : از امام صادق علیه السلام براى من اجازه ملاقات بگیر. من از حضرت اجازه خواستم و ایشان اجازه داد. وقتى آن مرد به حضور حضرت رسید، سلام كرد و نشست و سپس گفت: فدایت شوم، من در دستگاه ادارى این جماعت كار مى كردم و از دنیاى آنان به مال و منال فراوانى رسیدم و براى به دست آوردن آن ، چشم بر هم نهادم (به حلال و حرام توجّهى نكردم) ··· آیا راهى براى بیرون آمدن [از این وضع ] دارم؟ فرمود: اگر برایت بگویم انجام مى دهى؟ عرض كرد: انجام مى دهم. فرمود: از تمام مال و ثروتى كه در دستگاه ادارى آنها به دست آورده اى خودت را خلاص كن. كسانى را كه مى شناسى مالشان را به آنها برگردان و كسانى را كه نمى شناسى از طرفشان صدقه بده. در این صورت ، من براى تو ضمانت مى كنم كه خداوند عزّ و جلّ تو را به بهشت برد.

فرآوری: محمدی                

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 6 مرداد 1394  | 8:39 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

می توانیم همنشین امام حسین (علیه السلام) شویم !!  

 

دریا

در سنین جوانی گاهی انسان فکر می کند که اگر من شخص دیگری بودم و اگر پدر و مادرم شخص دیگری بود و یا اگر موقعیت وجودی و استعدادی من به گونه ی دیگری بود؛ می توانستم بهتر از این که هستم باشم و بعد یک حالت افسردگی در او ایجاد می شود. چون فکر می کند که آن کسی که باید باشد نیست و در آینده هم نخواهد بود. چون ظرفیت وجودی او این گونه نیست.

 

 


ظرف وجودی

هر فردی که در عالم به دنیا می آید یک ظرف وجودی مخصوص به خود دارد و منظور از ظرفیت، استعداد مادی و معنوی، و جسمی و روحی ای است که در انسان ها نهاده شده است (1) و آن همان دل آدمی است.
چنانچه در کلام نورانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: إِنَّ للهِ تَعَالَی آنِیةً فِی الْأرْضِ ...(2): به راستی خدای تعالی در زمین ظرف هایی دارد که همان دل ها[ی انسان ها]ست.

اندازه و گنجایش ظرف ها با هم متفاوت است ، ظرف وجودی انسان ها با هم یکسان نیست. مثلاً ممکن است ظرف وجودی فردی به اندازه یک فنجان و ظرف وجودی فردی دیگر به اندازه یک استخر باشد.
 وجود این تفاوت ها منافاتی با عدالت خداوند سبحان ندارد؛ زیرا خود این تفاوت ها، میزان سختی تکلیف فرد را مشخص می کند و هر چقدر توانایی انسان در شناخت و سنجش بیشتر باشد، مسئولیت و تکلیف او در انجام کارهای نیک بیشتر خواهد بود. چنان چه در آیه 165 سوره مبارکه انعام، خداوند هدف از این تفاوت ها و وجه تمایز و برتری برخی بر دیگران را ابتلای افراد معرفی میکند: «وَ هُوَ الَّذی جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَكُمْ فی‏ ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَریعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحیم‏»: و اوست كسى كه شما را در زمین جانشین [یكدیگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید آرى پروردگار تو زود كیفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است.

 

محبوب ترین ظرف وجودی در نزد خداوند

1. ظرف رقیق تر و استوارتر و با صفاتر
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) در توصیف محبوب ترین ظرف وجودی انسان نزد خداوند فرموده است: فَأحَبُّهَا إِلَی اللهِ تَعَالَی مَا صَفَا مِنْهَا وَ رَقَّ وَ صَلُبَ وَ هِی الْقُلُوبُ فَأمَّا مَا رَقَّ مِنْهَا فأرَقُّهُ [فَالرِّقَّةُ] عَلَی الْإِخْوَانِ وَ أمَّا مَا صَلُبَ مِنْهَا فَقَوْلُ الرَّجُلِ فِی الْحَقِّ لَا یخَافُ فِی اللهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ وَ أَمَّا مَا صَفَا مَا صَفَتْ مِنَ الذُّنُوبِ (3): محبوب ترین این ظرف ها در نظر خدا آن است که پاک تر، رقیق تر، و استوارتر باشد.

 قلب رقیق تر آن است که به برادران خود رقّت داشته باشد؛
و استوارتر، آن است که در راه خدا حق گوید و از سرزنش هیچ سرزنش گری بیم نداشته باشد؛
 و پاک ترین و با صفاترین آن ها آن است که از آلودگی گناهان پاک باشد.

کسی که ظرف وجودیش کوچک است، دعاهای بزرگ او به اجابت نمی‌رسد؛ چون معیارهای ظرف وجود خود را گسترده نکرده است.

2. ظرف وسیع تر و پرگنجایش تر
قلب انسان، محل نزول الطاف و فیوضات الهی است، از این رو دریادلان، بیشترین سهم را از بارش مستمر رحمت خدا و برکات ویژه ی ایامی همچون ماه مبارک رمضان دارند.
چنانچه امیرمومنان علی (علیه السلام) به کمیل می فرمایند: یا کمیل! إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أوْعِیةٌ فَخَیرُهَا أوْعَاهَا (4)؛ ای کمیل! این دل ها ظرف هایی است که بهترین آن، وسیع ترین و پرگنجایش ترین آن است.
کسی که ظرف وجودیش کوچک است، دعاهای بزرگ او به اجابت نمی‌رسد؛ چون معیارهای ظرف وجود خود را گسترده نکرده است.

 

از کجا بدانیم ظرف وجودی ما کوچک است؟

از آنچه از روایات بر می آید از دو طریق می توان دریافت که ظرف وجودی و دل ما کوچک است یا خیر؛ این دو به قرار زیر هستند:
1. درگیری دل با شبهات اعتقادی و فکری
امام حسن علیه السلام فرمودند:أسْلَمُ الْقُلُوبِ مَا طَهُرَ مِنَ الشُّبُهَاتِ: سالم ترین قلب ها آن است که از آلودگی شبهات پاک باشد. (5)
اگر انسان در مسائل اعتقادی همچون وجود خدا، صفات الهی، حقانیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و قرآن، مسائل امامت و معاد و امثال آن شک و تردیدی داشته باشد، به حکم عقل و به دستور اولیای دین، باید در اولین فرصت با تحقیق و سوال و مطالعه، در صدد رفع آن برآید، وگرنه این شک و شبهه در قلب او به مانعی غلیظ و شدید تبدیل خواهد شد که وی را از درک و دریافت فیوضات الهی محروم خواهد ساخت. حل دغدغه ها و پرسش های مربوط به باورهای بنیادی دینی را اولین گام های سلوک است.(6)

2. درگیری دل با شهوات و گناهان
از حضرت عیسی مسیح علیه السلام نقل شده است: کذَلِک الْقُلُوبُ مَا لَمْ تَخْرِقْهَا الشَّهَوَاتُ وَ یدَنِّسْهَا الطَّمَعُ وَ یقْسِهَا النَّعِیمُ فَسَوْفَ تَکونُ أوْعِیةً لِلْحِکمَة (7): دل ها تا زمانی که شهوات، آن را ندریده، و حرص و طمع، آن را نیالوده است و نعمت ها آن را سخت نگردانیده، ظرف حکمت خواهد بود.
کسی که ریشه تکبر در دل دارد و خود را برتر از دیگران می بیند، یا به پیشرفت ها و موفقیت های دیگران حسادت می ورزد و یا گرفتار بخل و کینه توزی و غضب و امثال آن است و نیز کسی که همت و هدفش فقط دنیا باشد نمی تواند انتظار داشته باشد که از نورانیت و برکت و مغفرت و رحمت شب های قدر و لحظات بی نظیر ماه رمضان بهره ی شایسته ای برگیرد.

اگر بتوانیم به اندازه توان خود، شبهات فکری و اعتقادی را از دل بزداییم و دل خود را با توکل بر خداوند و سبحان و توسل به معصومین علیهم السلام از درگیری با شهوات و گناهان بزداییم؛ خداوند در شب های قدر و اوقات شریفی مثل شب و روز عید فطر، ظرف وجودی ما را بزرگتر می کند.

راه وسیع کردن ظرف وجودی

اگر بتوانیم به اندازه توان خود، شبهات فکری و اعتقادی را از دل بزداییم و دل خود را با توکل بر خداوند و سبحان و توسل به معصومین علیهم السلام از درگیری با شهوات و گناهان بزداییم؛ خداوند در شب های قدر و اوقات شریفی مثل شب و روز عید فطر، ظرف وجودی ما را بزرگتر می کند.
در روز قیامت به انسان با ظرف وجودی به اندازه یک فنجان نمی گویند چرا به اندازه ی یک استخر زحمت نکشیدی؛ بلکه از او می پرسند که چرا ظرف وجودی خود را پُر نکردی و چرا به اندازه ی ظرف وجودی خود زحمت نکشیدی؟
انسان زمانی که می بینید توانایی این را داشته تا بهتر بندگی کند و به رشد بهتری برسد؛ اما با تنبلی، کوتاهی و غفلت خود را از آن محروم کرده؛ حسرت می خورد.

 

مانند «جون» باش

«جون»، برده ای سیاه، روز عاشورا خواست تا به میدان برود؛ ولى امام(علیه السلام) از او خواست که از این کار منصرف شود. اما جون، ضمن پافشارى براى رفتن به میدان به امام(علیه السلام) گفت: به خدا سوگند بویى بد، تبارى پست و رنگى سیاه دارم، پس بهشت را از من دریغ مَدار تا بویم خوش و تبارم نیکو و رویم سپید شود! نه! به خدا سوگند، از شما جدا نمى‌شوم تا اینکه خون سیاهم با خون شما در آمیزد.
او عاقبت در رکاب امام حسین (علیه السلام) شده و با 72 تَن از شهدای کربلا در روز قیامت محشور می شود. این 72 تن یک حشر دارند. یعنی امام حسین (علیه السلام) با آن مقام متعالی و جون با هم یک حشر دارند. وقتی که این فرد با امام حسین (علیه السلام) محشور شده و هم نشین ایشان می شود؛ یعنی اینکه توانسته ظرف وجودی خود را پُر کند.
بنابراین من که ظرف وجودی ام در حد یک فنجان است می توانم هم نشین امام حسینی (علیه السلام) شوم که ظرفیت وجودی او از یک اقیانوس هم بزرگتر است.
بارالها بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و به ما این لیاقت را بده تا در روز قیامت همنشین امام حسین (علیه السلام) شویم. بحق محمّدٍ و آله الطّاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و عجّل فی فرج مولانا صاحب الزمان.

عمریست که بر درش تمنا داریم                      خاریم و سری میان گلها داریم
والله تمام آبروی خود را                                    از نوکری حسین زهرا داریم

 

پی نوشت ها :
1. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج6، ص69
2. النوادر(للراوندی)، فضل الله بن علی راوندی کاشانی، دارالکتاب، قم، اول، بی تا، ص 7
3. همان
4. تحف العقول، حسن بن علی ابن شعبه حرانی، جامعه مدرسین، قم، دوم، 1404 - 1363ق، ص 169
5. همان، ص 235
6. رسالة لب الباب، مرحوم علامه حسینی تهرانی
7. تحف العقول، پیشین، ص 504

 

فاطمه سرفرازی

کارشناس ارشد علوم قرآن  و حدیث

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 6 مرداد 1394  | 8:39 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

صدای سگان جهنم می آید !!

 

 

دوزخ

اگر كسی در مسائل معنوی سبقت گرفت و این راه را طی كرد گویا عُوا و زوزه سگان جهنم را هم‌اكنون كه اینجا نشسته‌است می‌شنود، گویا بهشت و اهل بهشت را می‌بیند نه بعد از مرگ، چرا که بعد از مرگ كفّار هم می‌بینند و می‌گویند: ﴿رَبَّنَا ابْصَرْنَا وَ سَمِعْنَا﴾. (سوره سجده آیه 12)

 


اگر کسی روی خودش کار بکند از محرمات پرهیز کند و واجبات را انجام دهد،  و مدام مراقب نفس سرکش باشد که به بیراهه نرود نتایجی به دست می آورد که طی کردن مسیر سلوک برای او راحتتر می شود ، یعنی به جایی می رسد که چشم دلش باز می شود ، او چیزهایی خواهد دید و شنید که دیگران قادر نیستند، به جایی می رسند که صدای سگان جهنم را خواهند شنید ، این صدای مهیب خود به خود یک عامل بازدارنده می شود .

این شخص می داند که غیبت خوراک سگ های جهنم است ، وقتی روحش را تلطیف کرده و این صداها را شنید از هر غیبت و هر گناهی پرهیز میکند .

 امام على علیه السّلام فرمودند: «ألغَیبَةُ قُوتُ كِلابِ النّارِ؛غیبت، خورشت سگان جهنم است.» (غررالحكم 1: 298 ح 1144)

کسانی که دنیا تنها هم و غم آن ها نیست ، و به روزگار پس از دنیا هم فکر می کنند ، و این ها مومنان واقعی هستند، همان ها که امام علی علیه السلام در وصفشان می فرماید: ... فکانّما قطعوا الدنیا الی الاخره و هم فیها فشاهدوا ماوراء ذلک فکانّما اطّلعوا غیوبَ اهل البرزخ فی طول الاقامة فیه و حَقَّقَت القیامة علیهم عدالتها فکشفوا غطاءَ ذلک لاهل الدنیا حتی کانّهم یرون مالا یری الناس و یسمعون مالا یسمعون . [نهج البلاغه، خطبه۲۲۲] ؛

«...گویی دنیا را سپری کرده و به آخرت رسیده اند و در عالم آخرت زندگی می کنند و آنچه از پس دنیاست دیده اند و بر نهان برزخیان آگاهند که چه مدتی است در آن به سر می برند و قیامت و عده هایش را برای آنان محقق داشته است و آنان برای مردم دنیا پرده از آن برداشته اند گویی می بینند آن را که مردم نمی بینند و می شنوند آن را که مردم نمی شنوند .»

حضرت علیه السلام اشاره می کند به این نکته بسیار مهم که کسانیکه به این مرحله از تکامل رسیده اند عالم برزخ را می بینند قبل از آنکه وارد آن عالم شوند و از احوال پنهانی برزخیان باخبرند تا جایی که گویا چیزهایی می بینند که مردم نمی بینند و چیزهایی می شنوند که مردم نمی شنوند .

آیت الله بهجت رضوان الله علیه می فرمودند : عاقبت ذکر ، عجایب است این عجایب همان است که گفته شد یعنی چیزهایی می بیند و می شنود که دیگران نمی بینند و نمی شنوند .

 خلاصه کلام اینکه اگر کسی به این مقامات دست پیدا کند به جایی می رسد که اسرار عالم برزخ بر او مکشوف می شود و در همین جهان عذاب ها و نعمت ها ی برزخ برای آن ها نمایان می شود . آیت الله بهجت رضوان الله علیه می فرمودند : عاقبت ذکر ، عجایب است این عجایب همان است که گفته شد یعنی چیزهایی می بیند و می شنود که دیگران نمی بینند و نمی شنوند .

 عمر دنیا کوتاه است و به زودى پایان مى گیرد و هنگامى که انسان در آستانه مرگ قرار گرفت چشم برزخى پیدا مى کند. پرده هاى غفلت کنار مى رود و هر انسانى نتایج اعمالش را با چشم خود مى بیند و به استقبال آن چه را از خود دور مى دید یعنى سراى دیگر مى شتابد و به این دنیا که به او روى آورده بود پشت مى کند.

همه چیز دگرگون مى شود و تمام رشته هایى که او را به هم تابیده بود، پاره مى شود.

و آنجا دیگر امیدی برای بازگشت نیست ، همین است که در آیات و روایات بسیار آن لحظه اندهبار و پر از حسرت به ما یادآوری شده است که همگان آرزوی بازگشت به دنیا را دارند که جبران کنند اما دیگر فرصتی در کار نیست.

و خوشا به حال مومنان که در همین دنیا ،خودشان حساب کارشان را کردند و از وحشت روز حسرت ها و آه های بی ثمر گریختند.

 

 

فرآوری : محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 6 مرداد 1394  | 8:38 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

مراحل خودسازی بزرگان

خودسازی

یکی از مهمترین مباحث اخلاق،  خودسازی است که به بعد روحانی و معنوی انسان مربوط می شود؛ آدمی در جهت نیل به کمال لازم است به تزکیه نفس و خودسازی رو آورد.


 که معنای لغوی آن عبارت است از: پاک نمودن خود از ناپاکی ها و در اصطلاح یعنی: فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی خود و به ظهور و فعلیت رساندن امكانات بالقوه ای كه خدای متعال در فطرت انسان قرار داده است. حال باید دید انسانی که قصد دارد به سعادت و خوشبختی برسد از چه راههایی می تواند به خودسازی و تزکیه دست یابد.

مراحل خودسازی

از روش های بسیار موثر در خودسازی معنوی، استفاده از ابزاری است که بزرگان اهل معرفت و پیشتازان وادی معنویت و تقوا بیان کرده اند. و آن دارای چند مرحله است:

 

الف)آگاهی و تنبه

 تا انسان از خود فراموشی خارج نشود نمی تواند به بیداری و آگاهی برسد.بدین جهت اولین مرحله تزکیه آگاهی است چنانچه حضرت امام (رحمه الله علیه) می فرماید: «... منزل اول انسانیت یقظه است و آن بیدار شدن از خواب غفلت و هشیار شدن از سکر طبیعت است و فهمیدن این که انسان مسافر است و هر مسافر زاد و راحله می طلبد و راحله انسان خصال خود انسان است.»(1)

خواجه عبدالله می‌فرماید: «قیام لله عبارت از بیداری از خواب غفلت و برخاستن از دره سستی است و آن نخستین نوری است که قلب بنده ـ به دلیل دیدار نور تنبه و هوشیاری ـ به آن زندگی یابد.»(2)

ب) تفکر

تفکر در این مقام عبارت است از آنکه انسان لااقل در هر شب و روز مقدارى ولو کم ، تفکر کند در اینکه آیا مولاى او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتى را از براى او فراهم کرده و بدن سالم و قواى صحیح که هر یک داراى منافعى است به او عنایت کرده و این همه نعمت و رحمت برای او فراهم کرده و از طرفى هم این همه انبیا فرستاده و کتاب‌ها نازل کرده و راهنمایى‌ها نموده است. پس وظیفه ما در مقابل مالک الملوک چیست؟

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «لا عمل کالتفکر؛ هیچ عملی هم چون تفکر و اندیشیدن نیست»(3)

 انسانی که قصد حرکت در جهت کمال و تربیت نفسانی خود دارد ابتدای هر روز لازم است با خود شرط کند که در طول روز مرتکب گناهی نگردد.

ج) مشارطه و عزم

عزم یعنی تصمیم بر ترک گناهان و انجام واجبات بگیری، تصمیم و اراده ای قاطع و سخت. چرا که قدم در راهی نهادی که دارای مشکلات و سختی های زیادی می باشد که بدون صبر و عزم نمی توان به مقابله با آنها برخواست و سالک و مجاهد می بایست به حول و قوه خداوند چنان عزمی داشته باشد(4)

که در مقابل همه مشکلات بایستد و بر آنها فائق آید. حضرت امام خمینی (ره) در اهمیت عزم از استاد خویش نقل کرده اند که ایشان عزم را جوهره انسانیت و میزان امتیاز انسان دانسته اند. و فرموده اند بیشتر از هر چیز گوش دادن به موسیقی، ‌عزم و اراده را ضعیف می کند.(5)

و مشارطه یعنی انسانی که قصد حرکت در جهت کمال و تربیت نفسانی خود دارد ابتدای هر روز لازم است با خود شرط کند که در طول روز مرتکب گناهی نگردد. مثلاً کسی که می خواهد با یک صفت بدی که در او وجود دارد و یا عادت زشتی که در خود احساس می کند به مبارزه برخیزد، باید با خود عهد کند که آن صفت و یا عادت را از صحنه عمل و رفتار خود دور کند و شیوه زندگی خود را از حاکمیت آن بر کنار نگه دارد و این قدم اول است.(6)

د) مراقبه

پس از تصمیم و اراده قطعی در این خصوص باید همواره در طول روز و تا هنگام استراحت شبانگاهی به کشیک نفس پرداخته و لحظه ای از آن غافل نباشد تا وسوسه های نفسانی و حالات شیطانی نتواند او را از جاده حق و اعتدال خارج کرده و به سوی آن عمل و یا صفت زشت سوق دهد و یا کار پسندیده را در نظرش به صورت دیگری جلوه دهد و یا با تنبلی و کسالت او را از اقدام و ادامه بر انجام آن منصرف کند.(7)

در حالات علماء ربّانی و بزرگان دین نیز وقتی نظر می افکنیم ،‌دائماً مراقب نفس خویش بوده و اهمیّت فوق العاده ای برای تهذیب نفس و خودسازی قائل بوده اند، به طوری که پیوسته به مراقبت و محاسبه از نفس خویش می پرداخته اند.آیة الله سید احمد کربلائی(ره): در دستور العملی به یکی از شاگردان خویش می نویسد:«مواظبت کامل بر اداء‌ واجبات و ترک محرمات داشته باش و اولاً: در ابتدای صبح در این اندیشه کن. ثانیاً: کمال مراقبت را در طول روز داشته باش. ثالثاً: هنگام اراده خوابیدن محاسبه نفس کن. رابعاً: در صورتی که نفس مخالفتی نموده آن را جبران نما و نفس را با انجام ضّد میل آن مجازات نما.(8)

ر) محاسبه

«محاسبه» یعنی حسابرسی و بازنگری نسبت به گذشته و تعهد نسبت به آینده. حسابرسی و تفتیش نسبت به حالات نفسانی و اعمال صادر شده از شخص در طول روز، از ضروری ترین کارهاست که بدون آن هیچ حرکتی رو به سامان نخواهد رفت. پس اگر طاعتی انجام داده بر آن بیفزاید و اگر معصیتی مرتکب شده در صدد جبران آن برآید.

امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «لیس منا من لم یحاسبه نفسه فی کل یوم، فإن عمل حسناً استزاد الله و إن عمل سیئاً استغفرالله منه و تاب إلیه؛ هر کس روزانه به حساب خود رسیدگی نکند، تا اگر کار نیکی انجام داده است از خداوند تقاضای توفیق بیشتری کرده و چنان چه مرتکب عمل زشت و گناهی شده است و از او طلب آمرزش و توبه کند، از ما نیست».(9)

بهترین علاج ها كه علما اخلاق و اهل سلوک برای معالجه مفاسد اخلاقی فرموده اند این است كه هر یک از اخلاق های زشت را كه در خود می بینیم در نظر بگیریم و بر خلاف آن تا مدتی مردانه اقدام كنیم و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب كنیم مسلماً بعد از مدتی آن خُلق زشت رفع خواهد شد.و در این راه خودسازی بهتر است با خوبان همنشین باشیم و دعا و توسل را نیز فراموش نکنیم.

ه) مۆاخذه

پس از فراغت از محاسبه و بازنگری در اعمال روزانه و داد خواهی انسان از خود در محکمه وجدان و مقصر شناختن خود، نوبت به مواخذه می رسد. قدم نهایی در طی این عملیات این است که با برخورد جدی با خود و گریبان گیری از خویشتن و تنبیه نفس به وسیله روزه و مانند آن در صورت نقض پیمان، از او برای رعایت کردن و نشکستن دوباره آن تعهد بگیرد.

و در آخر نیز بهترین علاج ها كه علما اخلاق و اهل سلوک برای معالجه مفاسد اخلاقی فرموده اند این است كه هر یك از اخلاق های زشت را كه در خود می بینیم در نظر بگیریم و بر خلاف آن تا مدتی مردانه اقدام كنیم و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب كنیم مسلماً بعد از مدتی آن خُلق زشت رفع خواهد شد.و در این راه خودسازی بهتر است با خوبان همنشین باشیم و دعا و توسل را نیز فراموش نکنیم.

 

 

پی نوشتها:

1ـ چهل حدیث امام خمینی،ص98.

2ـ منازل السائرین، ص 34.

3ـ نهج البلاغه صبحی صالح، حکمت 113.

4ـ علامه تهرانی، رساله لب اللباب، ص 105.  

5ـ چهل حدیث، امام خمینی (ره)، ص 7.

6ـ مهدی موسوی کاشمری، كتاب روش های تربیت،ص 33.

7ـ همان.

8ـ تذکره المتقین، ص 176.

9ـ اصول کافی، ج 2، ص 453.

زهرا انصاری نسب

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 6 مرداد 1394  | 8:37 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

رابطه مرگ و آرزوها از نگاه امیرالمۆمنین (علیه السلام)!!

آرزو

 


مرگ ‌یکی از قوانین فراگیر و قطعی جهان هستی است که همه موجودات طعم آن را خواهند چشید و آن انتقال از دنیا به سرای جاودان آخرت است.

وقتی روح بدن را ترک می ‌کند، دیگر بازگشت ندارد. همه انسان ها ناگزیر باید مسیر زندگی را طی کرده و مرگ را تجربه کنند؛ حال برخی چنان دل به دنیا بسته اند که گویا مرگ فقط برای دیگران است و آنها فرصت دارند سالیان سال زندگی کنند و به تمام خواسته ها و آرزوهایشان برسند.

این نوشتار رابطه مرگ و آرزوها را از نگاه مولا علی (علیه السلام) تبیین می کند.

 


رابطه مرگ و آرزوها از نگاه امیرالمۆمنین (علیه السلام)

قال علی (علیه السلام): «مَن جَرى فى عِنانِ اَمَلهِ عَشر باِجلِهِ»(1) هر كسى كه به دنبال امیال و آرزوى خود شتاب كند اجلش پیش از آرزویش به او خواهد رسید.

منظور امام (علیه السلام) از جرى فی عنان امله: آرزو هاى دراز است كه موجب كم توجّهى به خداوند و مطالب بلند و لغزیدن به طرف مرگ است.

پس امام عنان و افسار را به آرزو تعبیر كرده و آن را به سواركارى كه افسار اسبش رهاست تشبیه نموده است. و لغزش به طرف اجل را از این باب فرموده كه آن را به چیزى كه باعث لغزش انسان مى‏شود از قبیل سنگ یا چوب تشبیه كرده است، و تمام این امور مجازها و تشبیه‏ هاى لطیف است. و قطعا كسى كه در اختیار آرزویش حركت مى‏كند، حركت او ناشی از نیروى شهوانى او است.

در این گفتار امام(علیه السلام) به کسانی که آرزوهای دراز دارند هشدار می دهد که به سبب این آرزوها از آنچه خدا از آنها خواسته غافل مى‏شوند و باید از خواب غفلت بیدار شوند و بفهمند كه آنچه از آنها خواسته شده، فرو رفتن در خواسته‏ هایشان نیست به این كه در پى تقاضاى خود حركت كنند. چون آرزوها و تقاضاهاى آنها ناگزیر زوال پذیر و موجب لغزش به طرف مرگى است كه براى حیوان حتمى است. پس شایسته است كه در پى آرزویى باشند كه بر اساس قرآن و سنّت خاتم پیامبران مطلوب است. (2)

نیكوكاران و پارسایان كه به دنبال امیال و آرزوهاى دور و دراز خود نمى‏شتابند و به فكر عبادتند سعادت آخرت را می خواهند و مى‏دانند كه بر هر قدمشان مرگ نهفته است و همین امر سبب شود كه به یاد خدا بوده و كمتر به دنبال امیال دور و دراز خود بروند.

نیكوكاران و پارسایان كه به دنبال امیال و آرزوهاى دور و دراز خود نمى‏شتابند و به فكر عبادتند سعادت آخرت را می خواهند و مى‏دانند كه بر هر قدمشان مرگ نهفته است و همین امر سبب شود كه به یاد خدا بوده و كمتر به دنبال امیال دور و دراز خود بروند.

یا ایشان در جای دیگر می فرمایند: «عند حضور الآجال تظهر خیبة الآمال»(3) با فرا رسیدن مرگ‏ها، پوچى و زیان آرزوها نمایان مى‏شود.

«عند هجوم الآجال تفتضح الأمانىّ و الآمال».(4) با هجوم مرگ‏ها، امیدها و آرزوها رسوا مى‏گردند.

وقتی که انسان از نظر فکری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت کند، ترس را هنگام مرگ به خود راه نمی دهد و در می یابد که در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنج ها، و روی آوردن به شادی ها انتقال پیدا خواهد کرد.

 

رابطه روزی و مرگ

«و قیل له علیه السلام: كیف الرّزق و الأجل. فقال علیه السلام: إنّ لك عند اللّه رزقا، و له عندك أجلا، فإذا وفاك ما لك عنده أخذ ما له عندك».(5)

به امام علی (علیه السلام) گفته شد: روزى و مرگ چگونه ‏اند فرمود: براى تو نزد خدا روزى معینى است و براى خدا هم نزد تو مهلت معینى است، هرگاه آنچه مال توست به تو داد، آنچه از خود نزد تو دارد، مى ‏گیرد.

قال علی(علیه السلام) : «إنّك لست بسابق أجلك، و لا مرزوق ما لیس لك» (6) به راستى كه از اجل و سرانجامت پیشى نخواهى گرفت و از آنچه روزى تو نیست بهره ‏مند نخواهى شد.

 از این گونه روایات استفاده می شود که اجل معلق انسان ها تا حد زیادی وابسته به اعمال خود آنهاست؛ لذا می توانند با شناسایی عوامل افزایش و کاهش عمر از طریق روایات اهل بیت(علیهم السلام)، زندگی خود را به گونه ای برنامه ریزی کنند که احتمال عمر طولانی را در مورد خود افزایش دهند.

اسباب تعجیل و تأخیر مرگ

امام علی(علیه السلام)  یکی از اسباب تأخیر در مرگ را صله رحم می دانند؛ قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (علیه السلام) : «صلة الرّحم مثراة للمال و منسأة للأجل» (7) صله رحم، دارایى را فزونى بخشد و مرگ را به تأخیر اندازد.

البته بسیاری از مردم به سبب گناهان، مرگ خویش را پیش می اندازند؛ پیامبر (صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله) : «مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنوبِ اَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاَجَلِ وَ حَیاتُهُ بِالبِرِّ اَكْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمُرِ؛»(8)

مرگ انسان ‏ها در نتیجه گناهان، بیشتر از مرگ آنها در نتیجه فرا رسیدنِ اَجَل است و زنده ماندن انسان ‏ها درنتیجه نیكى ‏هایشان، بیشتر از زندگى كردنشان به خاطر باقى بودنِ عمر است. 

از این گونه روایات استفاده می شود که اجل معلق انسان ها تا حد زیادی وابسته به اعمال خود آنهاست؛ لذا می توانند با شناسایی عوامل افزایش و کاهش عمر از طریق روایات اهل بیت (علیهم السلام)، زندگی خود را به گونه ای برنامه ریزی کنند که احتمال عمر طولانی را در مورد خود افزایش دهند.

 

کلام آخر:

پس بهتر آن است که به دنبال آرزو های دراز و دست نایافتنی نرویم و خود را به دنیا وابسته نسازیم تا بتوانیم در هنگام مرگ شیرینی لقای خداوند و همنشینی با انبیاء و اولیاء را بر هر گونه متاع دنیوی ترجیح دهیم.

        

اى آنكه روانه سوى امیال شدى                    با هر قدمت راهى اقبال شدى‏

         غافل مشو از مرگ كه در هر قدمت                     نزدیك شود همان كه دنبال شدى

زهرا انصاری نسب

بخش نهج البلاغه تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 6 مرداد 1394  | 8:36 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

دبّه کردن ، آن هم با خدا ؟!!

خدا

تصویر قابلیت بزرگنمایی دارد

 

ماه خوب خدا هم به پایان رسید، ماه رحمت و غفران، ماه توبه و بخشیده شدن، ماه بازگشت و آشتی با خوبی ها و خدای خوبی ها. ماهی که ابتدای آن فکر نمی کردیم که آنقدر زود بگذرد و تمام شود و اکنون که تمام شده در حسرت روزها و شب های با برکتش افسوس می خوریم...

شاید این زمزمه ی خیلی از ماها باشد که این روزها با خودمان داریم: ای کاش بهتر استفاده کرده بودم .... ای کاش بیشتر بهره برده بودم ... خدایا این ماه رمضان را آخرین سالی که بتوانم میهمان تو باشم قرار مده ...

رسمه که وقتی یه مدتی را میهمان کسی می شویم در آخر از او حلالیت می طلبیم ... خدایا این مدت میهمان خوبی برایت نبودم ، اما تو بهترین میزبانی را داشتی ... هر چی بدی از ما دیدی، بگذر و حلال کن و ما را ببخش ...
با تمام شدنش از طرفی بغضی سینه مان را فشار می دهد و از طرفی شور و شعفی داریم برای حضور در عید فطر، خواندن نماز زیبای عید فطر ، قرار گرفتن در لحظاتی که اشک پاک شدن از گناهان انشالله جاری خواهد شد ...
روزها و شب ها در این ماه هر کسی فرا خور حال و توانی که داشت با خدایش خلوت داشت ... حتی به نظر من اون کسی که توفیق اقامه روزه را هم به هر دلیلی ... نداشته حتما با خودش خلوتی داشته، مناجاتی کرده، اشکی ریخته و دلش شکسته است ؛ آخر مگر می شود شب قدر بیاید و از من صدایی در نیاید، العفو بگویم و اشکم روان نشود ...
رحمت خدا را ببینم، وعده هایش را بشنوم و منقلب نشوم .... مگر من از سنگ سخت ترم ....
نه! من با خدا قول و قرارهایی گذاشته ام ... قول هایی داده ام ... خواسته هایی داشته ام ... فقط و فقط یک ترسی تمام وجودم را فرا گرفته ...

و چون انسان را آسیبی رسد، ما را - به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده- می خواند، و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان می رود که گویی ما را برای گرفتاریی که به او رسیده ، نخوانده است. این گونه برای اسرافکاران آنچه انجام می دادند زینت داده شده است.

یک ترس آن هم به خاطر عملکرهای گذشته ام، نمک خوردن ها و نمکدان شکستن هایم ... خدا کند دوباره مثل قبل دبه نکنم ... زیر حرف هایم نزنم ... مصداق این آیه قرآن نشوم:

وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلی‏ ضُرٍّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ: و چون انسان را آسیبی رسد، ما را - به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده- می خواند ، و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان می رود که گویی ما را برای گرفتاریی که به او رسیده ، نخوانده است. این گونه برای اسرافکاران آنچه انجام می دادند زینت داده شده است. (سوره یونس، 12)
ان شاء لله که حواسم به حرف هایی که در این 30 روز بین خودم و خدایم داشته ام هست ...
خدا رو شکر در حد توان با این ماه خدا ارتباطی برقرار کردم ... پلی زده ام و عید فطر را با سرفرازی با اطمینان بر اینکه خدا هم با من آشتی کرده است ... صداهایم را شنیده ... ناله هایم را دیده و اجابتم کرده است برای نماز حاضر می شوم ...
به لطف و کمک خودش عید فطر در اجتماع مسلمین حضور پیدا خواهم کرد تا با نماز زیبای عید فطر از او بخواهم در ادامه ی مسیر بندگی که شروعش را ماه مبارک رمضان برای خود انتخاب کرده ام، کمکم کند و مرا تنها نگذارد ...

از او می خواهم بهترین چیزی را که بندگان صالح خدا از او طلب می ‌کنند، به ما عطا کن و از آنچه که بندگان مخلص خدا، به خدا پناه می‌ برند، ما نیز به خدا پناه می‌ بریم ....

از او می خواهم هر آن چه برای تقرّب به او لازم است را به من بدهد، توفیق عمل برای خودش را بر من عرضانی کند و از هوای نفس، بندگی نفس، بندگی غیر خدا به خودش پناه می برم.

رستگار شدن هدف اصلی زندگی من است ... خودش وعده داده است کسی که خواهان رستگاری است، خود را تزکیه کند (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی) (سوره اعلی، 14) و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی) (سوره اعلی،15)

با این نماز عاشقانه از او تشکر می کنم ... تشکر به خاطر یک ولادت جدید ... و به او عرضه می کنم: «ادخلنی فی کلّ خیر ادخلت فیه محمّدا و آل محمّد»؛ ما را به آن بهشت مصفای ایمان و اخلاق و عمل که این برگزیدگان را در آن جا دادی، وارد کن. «و اخرجنی من کلّ سوء اخرجت منه محمّدا و آل محمّد صلواتک علیه و علیهم»؛ از آن دوزخ عمل ناشایست، اخلاق ناشایست، عقیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ناشایست که این بزرگواران و عزیزان عالم خلقت را از آن محفوظ و مصون نگاه داشتی، ما را خارج کن. (بیانات آیت الله خامنه ای در شرح نماز عید فطر)

از او خواسته ام که رستگار شوم ... در حقیقت این نماز پلی است برای نزدیک شدن به آن مقصد ... رستگار شدن هدف اصلی زندگی من است ... خودش وعده داده است کسی که خواهان رستگاری است، خود را تزکیه کند (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی) (سوره اعلی، 14) و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی) (سوره اعلی،15)

زهرا اجلال

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 5 مرداد 1394  | 5:34 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

دوستت را در این 3 چیز امتحان کن!

دوست واقعی
امام صادق (علیه السلام) درباره این که دوستان خود را به داشتن چه خصلت‌هایی امتحان کنیم؟ فرمودند: "برادران خود را به دو خصلت بیازمایید. اگر آن دو خصلت را داشتند با آنها دوستی کن و گرنه از ایشان دوری کن، دوری کن، دوری کن. (آن دو خصلت این‌ هاست): "پایبندی به خواندن نماز در وقت خود و نیکی کردن به برادران در روزگار سختی و آسایش.

دوستى، رفاقت و برادرى را مى ‌توان یكى از شاخ و برگ ‌هاى درخت اجتماع و از جمله نعمت‌ هاى بزرگ الهى به حساب آورد كه خداوند نیز به آن عنایت خاصى دارد، تا آنجا كه مى‌فرماید:

«... وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً ...» (آل عمران / 103)؛ به یاد آرید نعمت ‌هاى خداوند را كه دشمن یكدیگر بودید و او میان دل هاى شما الفت ایجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شدید.

بنابراین اسلام نه ‌تنها دوستى و رفاقت با افراد واجد شرایط را تأیید مى‌كند، بلكه ما را به برادرى و دوستى و رفاقت امر فرموده است. چرا که مصاحبت با صالحان رنج و تعب را مى ‌بَرد، به روح و روان نشاط مى‌ بخشد و هنگام گرفتارى، بسیارى از مشكلات بدین وسیله حل مى ‌شود. و بالاتر از همه اینکه زندگى را از ابتذال و پوچى نجات مى ‌دهد و با ارزش‌ هاى متعالى آشنا مى ‌كند و موجب قرب به خدا مى ‌شود.

چنانچه در روایتى پیامبر صلى الله علیه وآله مى ‌فرمایند:

«أُنْظُرُوا مَنْ تُحادِثُونَ، فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَد یَنْزِلُ بِهِ الْمَوْتُ إِلاّ مُثِّلَ لَهُ أَصْحابُهُ إِلى اللّهِ، فَإِنْ كانُوا خِیاراً فَخِیاراً وَإِنْ كانُوا شِراراً فَشِراراً...» (اصول كافى، ج 4، ص 451)

بنگرید با چه كسى هم سخن مى‌شوید، زیرا هر كس كه مرگش فرا رسد، در پیشگاه خداوند یارانش در برابرش مجسّم مى ‌شوند. اگر از نیكان باشند، او نیز در زمره نیكان قرار مى‌ گیرد و اگر از بدانند، او نیز در زمره بدان قرار مى‌ گیرد.

در این میان اسلام برای اینکه چه کسانی را برای دوستی خود انتخاب کنیم راهکارها و کدهایی ارائه نموده است که در این فرصت به چند نمونه از این کدها با توجه به روایات می پردازیم:

بنگرید با چه كسى هم سخن مى‌شوید، زیرا هر كس كه مرگش فرا رسد، در پیشگاه خداوند یارانش در برابرش مجسّم مى ‌شوند. اگر از نیكان باشند، او نیز در زمره نیكان قرار مى‌ گیرد و اگر از بدانند، او نیز در زمره بدان قرار مى‌ گیرد.

رسول خدا صلى الله علیه وآله می فرماید:

اى ابوذر، همنشین و دوست صالح بهتر از تنهایى است و تنهایى بهتر از همنشین بد است. (بحارالانوار، ج 77، ص 84)

در روایتی از امام صادق علیه السلام داریم که می فرمایند: "هیچ کس را دوست خود مخوان، مگر آن که در سه ‏چیز او را بیازمایی: او را به خشم آوری و ببینی که آیا این خشم او را از حقّ به باطل می‏ کشاند؛ در درهم و دینار و در سفر کردن با او". (همان)

 

سعه صدر در مقابل عصبانیت

در جمع های دوستانه, این طور نیست كه همه امور و برخوردها رضایت بخش و با سلیقه و میل و روحیات یكایك افراد سازگار باشد. به جز معصومان(علیهم السلام)، انسان های دیگر مصون از خطا و اشتباه نیستند و ممكن است از روی عمد یا خطا لغزش هایی از سوی برخی دوستان صورت گرفته و سبب رنجش دیگران شوند.

از این رو هر یك از دوستان بر اساس حكم عقل و آموزه های دینی باید قبل از هر چیز با تمرین و ممارست، سعه صدر و قدرت لازم برای تحمل این قبیل لغزش ها را كسب كنند تا بتوانند با اخلاق نیكو و برخوردی شایسته و به دور از عصبانیت و خشم و متوسل شدن به ابزار ناروا از كنار آن ها عبور كنند و بر دوستی های خود تداوم بخشند .

بزرگان دین، ظرفیت نداشتن و برخوردار نبودن از سعه صدر و قدرت تحمل لغزش های دوستان را از جمله عوامل منفی و از صفات ناپسند دوستان دانسته و توصیه كرده اند دوستان خود را با توجه به این نكته انتخاب كنید .

بزرگان دین، ظرفیت نداشتن و برخوردار نبودن از سعه صدر و قدرت تحمل لغزش های دوستان را از جمله عوامل منفی و از صفات ناپسند دوستان دانسته و توصیه كرده اند دوستان خود را با توجه به این نكته انتخاب كنید .


امام صادق(علیه السلام) به بعضی از اصحاب خود فرمود: كسی كه سه بار به تو خشمگین شد و در حق تو بد نگفت، او را دوست خود كن. (بحارالانوار، ج 78، ص 251)

آن حضرت در جایی دیگر می فرماید:

كسی را به علامت دوستی نشناس تا او را در سه چیز آزمایش كنی:

1ـ به خشمش بنگر كه آیا او را از حق به باطل می كشاند یا خیر;    2ـ در درهم و دینار;       3- مسافرت كردن. (همان)

سعدی گوید:
یار آن بـود كه صبر كند بـر جفای یار                                           ترك رضای خویش كند در رضای یار
دوست واقعی كسی است كه به ستم و جفای دوست خود بردبار باشد و رضایت او را بر رضای خود مقدم دارد.

در حال بی ‌نیازی و فقر، دوستی او عوض نشود

امام ‌باقر علیه السلام فرمود: بدترین دوست كسی است كه تو را به هنگام بی ‌نیازیت حفظ كند و به وقت تنگدستی رها سازد. (میزان الحكمه، ج 1، ص 53)

سعدی گوید:
                         دوست مشمار آن كه در نعمت زند                               لاف یاری و برادر خواندگی
                        دوست آن باشد كه گیرد دست دوست                        در پریشان حالی و درماندگی

 

به نماز اهمیت بدهد

قرآن می‌ فرماید: «ای اهل ایمان با آن گروه از اهل كتاب و كافران كه دین شما را به بازیچه گرفتند دوستی مكنید. زمانی كه شما ندای نماز بلند می ‌كنید آن را به مسخره و بازی می ‌گیرند زیرا آن قوم مردمی نادان و بی‌ خردند.» (مائده، آیه 57)

ان شاء لله که بتوانیم با انتخاب دوستان شایسته مسیر قرب الی الله را به راحتی و زیبایی طی کنیم.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 5 مرداد 1394  | 5:33 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

اصول و تکنیک های ارتباط موثر با قرآن مجید

 
قرآن کریم  
ماه رمضان با تمام بركت ها و فیوضات بی حد و حصرش به پایان رسید.

 

از اعمالی که در این ماه به آن بسیار سفارش شده، تلاوت قرآن کریم است.

ان شاءالله که با اتمام این ماه مبارک، بر تلاوت قرآن همت بیشتری داشته و روزی را بدون این کتاب الهی به اتمام نرسانیم.

 


ماه خدا به پایان رسید ... ماهی كه بندگان خدا برای رسیدن به آن لحظه شماری می كردند و وقتی خطبه های پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مبنی بر ورود این ماه با گوش جان می شنیدند، جسم و جان آنان حیاتی دوباره می گرفت.

ماهی كه عظمت آن به نزول قرآن مجید است و تنها ماهی است كه در قرآن مجید از آن به صراحت نام برده شده است.

ماهی سرشار از فرصت های طلایی برای خدایی شدن، فرصت هایی طلایی كه اگر از آنها استفاده نکرده باشیم، کوله باری از غم و غصه ما را همراهی می کنند چرا كه مولای متقیان امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:

« اذا أمکنک الفرصه فانتهزها فان اضاعه الفرصه غصه: اگر فرصتی برایت پیش آمد، به سرعت از آن بهره بگیر؛ چرا که از دست دادن فرصت ها اندوه، در پی خواهد داشت.» [غررالحكم:ح4124]

و به همین جهت یكی از بهترین نام هایی را كه می توان برای این ماه انتخاب كرد، ماه فرصت هاست.

فرصت خوبی بود ... فرصت خلوت کردن با خود ... خلوت کردن با خدا ... درد و دل کردن ... مناجات کردن ... و در یک کلام آشتی کردن با خدای مهربان .

یكی از ویژگی های مهمی كه رسول خدا صلی الله و علیه وآله برای این ماه ذكر كردند، فرصتی برای آشتی دوباره با قرآن مجید است، كتابی كه در طول سال در طاقچه خانه گرد و غبار مظلومیت بر آن می نشیند و ماه رمضان فرصتی دوباره برای انس و آشتی با آن است و به همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ: و هر كس كه در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسی را دارد كه در ماه های دیگر قرآن را ختم كرده باشد.» [خطبه شعبانیه]

و خوشا به حال كسانی كه در این مهمانی، موفق به ختم قرآن مجید شده اند.

نکته ای که از باب تذکر اول به خودم بعد به دوستان عزیزم دارم این است که حواسمان باشد تلاوت قرآن را منوط به روزهای ماه رمضان ندانیم، قرآن را وارد برنامه های روزانه ی خودمان بکنیم به طوری که روزی بدون تلاوت آیات این کلام الله نور طی نشود.

اگر فرصتی برایت پیش آمد، به سرعت از آن بهره بگیر؛ چرا که از دست دادن فرصت ها اندوه، در پی خواهد داشت

در اینجا یك معادله و برنامه ریزی بسیار ساده را برای شما همراهان گرامی بیان می كنیم تا به راحتی بتوانیم همان طور که توفیق تلاوت و ختم قرآن را در ماه رمضان داشته ایم، در طول سال هم از آن بهره مند باشیم...

 

معادله:

قرآن 600 صفحه است (به علاوه 4 صفحه از سوره های كوچك)

اگر عدد 600 را بر 30 روز تقسیم كنیم، سهم هر روز 20 صفحه می شود.

حال اگر عدد بیست را بر نمازهای پنج گانه تقسیم كنیم برای هر وعده نماز تنها 4 صفحه اختصاص پیدا می كند و با این معادله ساده اگر تنها بعد از هر نماز 4 صفحه از این كتاب الهی را تلاوت كنیم می توانیم در هر ماه یك ختم كامل قرآن مجید داشته باشیم.و چه زیبا می شود آن سالی که هر ماهش قرآنی ختم می شود ...

اما در ارتباط با انس با قرآن مجید و تلاوت آیات الهی، از آیات و روایات اسلامی نكات مهمی استفاده می شود كه با به كار گیری این نكات می توانیم از بركت های آن استفاده بیشتری ببریم و تأثیرات مادی و معنوی آن را در زندگی كاملاً احساس كنیم.

نكته اول: یكی از الفاظ مهمی كه در آیات الهی برای خواندن و ارتباط با قرآن مجید بیان شده است لغت تلاوت است كه 63 مرتبه در آیات متعدد تكرار شده است، آیاتی چون:

«لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ: [ولى همه آنان‏] یكسان نیستند. از میان اهل كتاب، گروهى درستكردارند كه آیات الهى را در دل شب مى‏ خوانند و سر به سجده مى ‏نهند» [آل‏ عمران :113]

اینكه منظور از تلاوت چیست، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان روایتی را از وجود مبارك امام صادق علیه السلام نقل می كنند كه هشت نكته مهم را در این باره بیان می كند:

«1- ترتیل آیات.     2- تفقّه در آیات.    3- عمل به آیات.     4- امید به وعده ‏ها.    5 - ترس از وعید ها.   6- عبرت از داستان‏ها.    7- انجام اوامر الهى.    8 - ترك نواهى

در پایان حضرت می فرماید: حقّ تلاوت تنها حفظ آیات، درس حروف، قرائت و تجوید نیست.»[كافى، ج 1 ص 215]

حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها : «سه چیز از دنیای شما محبوب من گشته است: تلاوت كتاب خدا، نگاه به صورت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) و انفاق در راه خدا»

همچنین رسول خدا صلی الله و علیه وآله در خطبه شعبانیه در ارتباط با انس قرآن مجید لغت تلاوت را به كار برده اند. در این جا این سوال مهم مطرح می شود كه منظور از تلاوت قرآن چیست؟ آیا به مطالعه سریع قرآن آن هم بدون توجه به معانی و نكات و توصیه هایی كه در آن مطرح شده است نیز می توان تلاوت قرآن گفت؟

برای پاسخ به این سوال مهم یك روایت شنیدنی از حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها نقل شده است كه به خوبی هر چه تمام تر روش ارتباط با قرآن مجید را به ما می آموزد، ایشان در روایتی گهربار می فرمایند:

«حُبّب اِلَیَّ مِنْ دنیاكُم ثلاثُ: تلاوة كتاب الله والنّظر فی وجه رسول الله والانفاق فی سبیل الله: «سه چیز از دنیای شما محبوب من گشته است: تلاوت كتاب خدا، نگاه به صورت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) و انفاق در راه خدا».[ وقایع الایام- ص 295]

اولین چیزی که محبوب حضرت زهرا سلام الله علیها است تلاوت كتاب خداست، اما منظور از تلاوت چیست؟

همانطور كه بیان شد و از روایات نیز استفاده می شود، می توان سه ركن اساسی و مهم برای تلاوت قرآن مجید ذكر كرد:

1- قرائت قرآن مجید

2- فهم قرآن مجید

3- عمل به قرآن مجید

امید است كه این سه ركن اساسی را (قرائت، فهم، عمل) را رعایت كنیم تا هر چه بیشتر از بركات انس با كتاب خدا بهره مند شویم، چرا كه با این سه بعد مهم است كه تاثیرات شگرف این ارتباط در جامعه هویدا می شود و جامعه اسلامی به سوی پیشرفت و تعالی در ابعاد مختلف حركت می كند.

امین ادریسی

کارشناس حوزه

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 5 مرداد 1394  | 5:33 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

نمازت را قضا کن!

ریا کاری

مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجد می سازیم.
گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا.
بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد بهلول» و شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.
سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول».

ناراحت شدند؛ بهلول را پیدا کردند و به باد کتک گرفتند که زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می کنی؟
بهلول گفت: مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضاً مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند ...

 


نمازت را نیز قضا کن

مرد زاهدی، روزی به مهمانی شخصیتی بزرگ رفت. هنگام غذا خوردن فرا رسید. زاهد از عادت همیشگی غذا کمتر خورد .
بعد از غذا، نوبت نماز خواندن رسید. مرد زاهد به نماز ایستاد، اما بر خلاف همیشگی، نماز را طولانی به جا آورد. پس از آنکه به خانه رسید، از همسرش طعام خواست.
پسر او که همراهش بود، با تعجب پرسید: مگر در مهمانی به اندازه کافی غذا نخوردی؟
پدر گفت: کم خوردم تا آدم پرخوری جلوه نکنم و برای روزهای آینده برای خود موقعیتی کسب کنم !
پسر با شنیدن شرح ریا کاری پدر به او گفت: پدر جان! نمازت را نیز قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید !

مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضاً مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند ...

دو داستانی که در بالا ذکر شده، به طرق مختلف در زندگی هر یک از ما گاهاً اتفاق افتاده است ... یا برای خودمان یا در رفتار آدم های اطرافمان مشاهده کرده ایم... در درجه بندی های مختلف ... کم یا زیاد ... کم رنگ یا پر رنگ ...

موضوع ریا یکی از مهم ترین موضوعاتی است که ما در رفتارها و اعمالمان خیلی باید به آن توجه داشته باشیم ... در انفاق کردن هایمان ... در نیت هایمان ...

خطرناک بودن ریا آن وقت بدن را می لرزاند که این روایت از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله را می خوانیم:

«ان اخوف ما اخاف علیکم الشرک الاصغر قالوا و ما الشرک الاصغر یا رسول الله؟ قال الریا، یقول الله تعالی یوم القیامه اذا جاء الناس باعمالهم اذ هبوا الی الذین کنتم ترائون فی الدنیا، فانظروا هل تجدون عندهم من جزاء ؟!

خطرناک ترین چیزی که از آن بر شما می ترسم،شرک اصغر است اصحاب گفتند شرک اصغر چیست ای رسول خدا؟ فرمود: ریاکاری، روز قیامت هنگامی که مردم با اعمال خود در پیشگاه خدا حاضر می شوند، پروردگار به آنها که در دنیا ریا کردند می فرماید: به سراغ کسانی که به خاطر آنها ریا کردید بروید، ببینید پاداشی نزد آنها می یابید» (بحار الأنوار، ج 72، ص 303)

 

ریا کاری

ریاکاران چه کسانی هستند؟

قرآن کریم در آیات نورانی خود ریاکاران را معرفی می کند:
کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت ندارند:
«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَ الاذَی کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ» (بقره/264)
با توجه به تفسیری که در مورد این آیه آمده است افرادی را که صدقه می‌ دهند و به دنبالش منّت می‌ گذارند و اذیّت می ‌کنند تشبیه به افراد ریاکار بی ‌ایمان کرده که صدقاتشان باطل و بی ‌اجر است. (طباطبایی، محمد حسین؛ تفسیر المیزان، سید محمد باقر همدانی، ج2، ص597)

عمل شخص ریاکار از ابتدای عملش باطل است چون چنین شخصی اصلاً ایمان به خدا و روز جزا ندارد که از او کاری پذیرفته شود.

منافقان:

«إِنَّ الْمُنَافِقِینَ ... یُرَآوُونَ النَّاسَ وَ لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً » (نساء/142)
«منافقان... هنگامی که به نماز بر می ‌خیزند با کسالت بر می ‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌ کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی ‌نمایند.»

تکذیب کنندگان روز جزا:

«ارَایتَ الَذی یُکَذِّبُ بِالدِین... الَذینَ هُم یُراوُون» (ماعون/1و6)
«آیا کسی که روز جزا را پیوسته انکار می ‌کند دیدی؟!... همان کسانی که ریا می‌ کنند.»

همنشینان شیطان:

« وَ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ مَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاء قِرِینًا »(نساء/38)
«و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌ کنند و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند (چرا که شیطان رفیق و هم نشین آنهاست) و کسی که شیطان قرین او باشد بد همنشین و قرینی است.»

هر چه فكر كردم، دیدم در نفسم یك تغییری هست در صورتی كه مثل شیخ بهایی پشت سر من نماز بخواند. این بود كه از ترس ریا نماز نخواندم. 

 ریاکار از محبت خدا به دور است

« ...إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا...و َالَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ...» (نساء/36-38)
«... خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است دوست نمی ‌دارد...و آنها کسانی هستند که احوال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کنند...»

ریاکاری شرک است

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده:
«کُلُّ رئاءٍ شِرْکٌ إنَّه مَنْ عَمِلَ لِلنّاسِ کان ثَوابُهُ عَلَی النّاسِ و من عَمِلَ للهِ کان ثوابُهُ عَلَی اللهِ»
«هرگونه ریایی شرک است، هر کس برای مردم کار کند پاداشش به عهدۀ مردم است و هر کس برای خدا کار کند ثوابش بر خداست.» (مكارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، ج 13، ص 407)

ریا که به جای خود، از ترس ریا فرار کنیم

مولا عبد اللّه شوشتری به منزل شیخ بهایی رفت. وقت نماز شد. شیخ بهایی از او خواست كه نماز جماعت بخواند. مرحوم شوشتری مقداری فكر كرد، جوابی نداد و با سرعت به منزل خود برگشت.

بعضی از دوستان از او سوال كردند كه آقا شما با اهتمامی كه به نماز اوّل وقت دارید، چرا در منزل شیخ بهایی نماز نخواندید؟

گفت: هر چه فكر كردم، دیدم در نفسم یك تغییری هست در صورتی كه مثل شیخ بهایی پشت سر من نماز بخواند. این بود كه از ترس ریا نماز نخواندم.  

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 5 مرداد 1394  | 5:32 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

ذکری بسیار مجرب برای رفع گرفتاری ها

دعا کردن

تنها مونس و محبوب حقیقی انسان، خداوند مهربان می باشد و اوست که می تواند تمام مشکلات و گرفتاری های آدمی را رفع نموده و حاجات وی را برآورده نماید .


در کتب روایی بابی داریم به اینکه دعا سلاح پیامبران علیهم السلام می باشد. قرآن کریم از پیامبران علیهم السلام دعاهای متعددی را ذکر می کند.
از جمله از زبان حضرت یونس علیه السلام وقتی که در ظلمات شکم ماهی گرفتار شدند ، ذکر می کند:
لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
او در ابتدا خدا را به وحدانیت یاد می کند؛ اینکه که هیچ معبود و هیچ تکیه گاهى به جز الله نیست .
در مرحله بعدی خدا را تمجید و ستایش می کند و بعد عرضه می کند که خدایا مشکلی که برای من پیش آمده است علتش تو نیستی ... من خودم گناهکار و مقصر هستم و با رفتار خودم، به خودم ظلم کرده ام. ...

 

قانون کلی:

« وَكَذَلِكَ نُنجِی الْمُوْمِنِینَ؛ و بدین سان مومنان را نجات می دهیم.»

این قسمت از آیه نشان مى دهد آنچه بر سر یونس پیامبر علیه السلام آمد از گرفتارى و نجات یک حکم خصوصى نبود، بلکه با حفظ سلسله مراتب ، جنبه عمومى و همگانى دارد.

بسیارى از حوادث غم انگیز و گرفتاری هاى سخت و مصیبت بار، مولود گناهان ما است، تازیانه هایى است براى بیدار شدن، و یا کوره اى است براى تصفیه فلز جان آدمى، هر گاه انسان در این موقع به همان سه نکته اى که یونس علیه السلام توجه کرد توجه پیدا کند، نجات و رهایى حتمى است.

یکى از نام هاى خدا که هر کس او را با آن بخواند به اجابت مى رسد و هرگاه با آن چیزى را طلب نماید، به او مى دهد، دعاى یونس علیه السلام است .

چنانچه حدیثى است درالمنثور، از پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) نقل شده است که فرمود: یکى از نام هاى خدا که هر کس او را با آن بخواند به اجابت مى رسد و هرگاه با آن چیزى را طلب نماید، به او مى دهد، دعاى یونس علیه السلام است .

شخصى عرض کرد: اى رسول خدا، آیا او مخصوص یونس علیه السلام بود یا شامل جماعت مسلمانان نیز مى شود؟

فرمود: هم مربوط به یونس علیه السلام و هم همه مومنان، هنگامى که خدا را به آن مى خوانند. آیا گفتار خداوند را در قرآن نشنیده اى وَكَذَلِكَ نُنجِی الْمُوْمِنِینَ

این دلیل بر آن است که هر کس چنین دعایى کند، خداوند اجابت آن را تضمین فرموده است. (تفسیر نمونه، ج 13، ص 489)

در حقیقت این آیه مژده ای است برای مومنان که خدا نجات می دهد و وعده ای است از جانب خداوند.

بنابر این در موقع گرفتاری ها از خدا گلایه نکینم، خدا را متهم به ظلم نکنیم، به جای این کار ها خدا را این گونه بخوانید ...لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

 

دعا کردن

آثار برکات ذکر یونسیه

این ذکر شریف اثر بسیار عجیبی در رفع غم و اندوه دارد؛
امام صادق علیه السلام فرمودند: تعجب می کنم از چهار کس که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمی برند.
از جمله اینها فرمودند: تعجب می کنم از کسی که دچار غم و اندوه شده است اما به این سخن پناه نمی برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: "و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین "یعنی ما او را " حضرت یونس را به سبب این سخن " از غم و اندوه نجات دادیم و اینگونه ما مومنان را نجات می بخشیم. (کتاب راهنمای گرفتاران)
مرحوم کلینى نقل مى کند: مردى خراسانى بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود وعرضه داشت: فدایت شوم من تاکنون فرزند دار نشده ام، چه کنم؟

حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت بروی، آیه ( 87 سوره انبیاء) را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .
عالم بزرگوار حاج میرزا جواد ملکى تبریزى گوید: مداومت ذکر یونسیه در شبانه روز ترک نشود، هر چه زیادتر، اثرش هم زیادتر. اقل اقل آن چهار صد مرتبه است ، خیلى اثرها دیدم ، بنده هم تجربه کرده ام ، چند نفر هم مدعى تجربه اند. ( مجله حوزه علمیه ، شماره 4، ص 68)
آقا ملكی تبریزی از استادش ملاحسینقلی همدانی نقل می‌كند كه، برای تحصیل كمالات انسانی و معارف الهی هیچ چیزی به اندازه مداومت برسجده طولانی و گفتن ذكر یونسیه (لا إلهَ إلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین) موثر نمی ‌باشد.

ختم یونسیه:

از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصاً در میان نماز مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین جهت افاضات روحانی نقل شده است و این یکی از ختوماتی است که معمولاً اساتید در ابتدای سلوک به شاگردانشان توصیه می کنند.

ناگفته نماند که این ختم به منزله توبه ای حقیقی است اگر خالصانه برای خدا به جای آورده شود اثر شگرفی در پیشبرد انسان دارد .

مداومت ذکر یونسیه در شبانه روز ترک نشود، هر چه زیادتر، اثرش هم زیادتر. اقل اقل آن چهار صد مرتبه است ، خیلى اثرها دیدم

وقتی از مرحوم آیت الله کشمیری پرسیدند بهترین کار برای سالک در کدام یک از اعمال عبادی است؟ فرمودند: بهترین آن سجده است که ذکر یونسیه در آن گفته شود و فرمودند: ذکر یونسیه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد. (آفتاب خوبان اثر استاد علی اکبر صداقت)

 

ذکر بعد از نماز مغرب و عشاء در شب جمعه

امام صادق (علیه السلام) دعایى را از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) و آن حضرت از امام زین العابدین (علیه السلام) و آن حضرت از امام حسین بن على (علیه السلام) و آن حضرت از امیرالمومنین (علیه السلام) و آن حضرت از رسول خدا (صلی الله و علیه وآله ) و آن حضرت از جبرئیل - صلوات الله علیه - و جبرئیل هم از خداوند بزرگ گرفته است، براى شفاى هر دردمند و گرفتارى نقل فرموده است .
آن دعا این است که در شب جمعه بعد از نماز مغرب و عشاء بگوید: لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (بحارالانوار، ج 95، ص 10)

فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 5 مرداد 1394  | 5:31 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 20 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید