جواني و زيبايي
کلام امير کلام

سلسه مباحث( کلام امير کلام) به شرح و توضيح برخي از سخنان برگزيده علي عليه السلام مي پردازد. در اين شماره بخشي از وظايف محبّين اهل بيت عليهم السلام را از منظر اميرالمومنين مورد بررسي قرار مي دهيم.
اَعيُنوني بِوَرَع و اجتهادٍ وعِفَّة و سَدادٍ.
مرا با ورع و تقوي، تلاش و كوشش، خويشتنداري و عفت، ثبات و استواري كمك كنيد.
چگونه علي عليه السلام را ياري كنيم؟
پيوند معنوي انسان با پيشوا و مقتدا، ريشه امامت و پيشوايي است كه بدون آن، اساساً مفهوم پيشوايي و امامت، معني و مصداقي نخواهد داشت. تفاوت رابطه اي كه بين امام و ماموم ـ يعني پيشوا و پيرو ـ وجود دارد با ساير اقسام روابط ـ مانند رابطه استاد و دانشجو، والدين و فرزند، دو همسر يا دو دوست ـ در همين
«پيوندِ فكري و عملي» است كه نقطه وصل معنوي ماموم و پيرو، با امام و پيشوا است. هر قدر استحكام و عمق اين پيوند بيشتر شود، پيروي از پيشوا، نتيجه و بازدهي متعالي تر و كامل تري خواهد داشت و قرب و نزديكي ماموم به امام بيشتر خواهد شد و نيل به كمال مطلوب و سعادت ابدي ـ كه جز در پرتو پيوند با خليفة الله و انسان كامل تحقق نخواهد يافت ـ حاصل خواهد گشت.
از ديدگاه امام علي عليه السلام، هر مامومي، امامي دارد كه به او اقتدا مي كند و از تابش دانش وي بهره مي بَرد، و
جوهره امامت و ولايت، همين پيوند عملي و علمي است. اما قله انديشه و چكاد عمل و رفتارِ امامي همچون اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه السلام، آنچنان بلند و باعظمت است كه براي پيروان عاشقِ او، دور از دسترس مي نمايد. اين واقعيتي است كه امير عاشقان خود بدان واقف است و صريحاً بيان مي كند كه: «شما نمي توانيد همچون رفتار من، عمل نمائيد»
پس چه بايد كرد؟
رهنمود امام عليه السلام اين است كه:
«مرا با ورع ، مجاهدت، عفت و استواري ياري كني * * * * * * * * 1- «ورع» يعني خداترسي، خودداري از انجام گناه، تقوي و پرهيزگاري. وَرَع ، شعار متقين و همراه و همگام تقوي و اساس و پايه آن است. زينت و زيبايي مومن و برترين صفتي كه يك انسان مي تواند داشته باشد، وَرَع و پرهيزگاري است: مراقبت و حفظ خويش از آلوده شدن به هر انديشه اي يارفتاري و يا گفتاري. وَرع موجب حيات و تحرك معنوي انسان و واسطه تزكيه و پاكشدن روح و جان انسان است و همين خصلت، انسان را از سطح ماديّت و حيوانيّت برمي كشد و به افق انسانيت ـ كه همان برخورداري از نفحه الهي وحركت در مسير خليفة اللهي است ـ مي رساند. بدون ورع و تقوي، هيچ تلاش و رفتاري نمي تواند زمينه سعادت و فلاح انسان را فراهم سازد. * * * * * * * * 2- «اجتهاد» يعني تلاش و كوشش سخت و مجدّانه، تمام سعي خود را بكاربردن براي رسيدن به تعالي و سعادت، همّت ورزيدن براي خودسازي و آمادگي مبارزه با كژي ها و كاستي ها. بدون اين تلاش و سعي، پيوند بين ماموم با امامش حاصل نخواهد شد.
كسي كه تلاش و سعي را فرو گذارد و همّت و كوشش براي خودسازي و رشد نداشته باشد، به جايي نخواهد رسيد. اولين مرحله و مهم ترين گام درجهاد، جهاد با نفس است ـ به معني تلاش براي غلبه بر شهوات و خواست هاي نامحدود حيواني ـ و البته چنين جدّ و اجتهادي با
تمرين، تكرار، مراقبت، استواري، محاسبه و عزم راسخ حاصل مي شود. * * * * * * * * 3- «عفّت» يعني پارسايي، پاكدامني، خويشتنداري در برابر شهوات و تمايلات حيواني و زمام نفس را در دست داشتن. بدون پاكدامني و خويشتنداري در برابر شهوات، مجال و فرصتي براي گرايش هاي عالي انساني و الهي فراهم نخواهد شد. به خصوص جواني و زيبايي، دو نعمت بزرگي است كه بدون «عفّت» نمي تواند در جهت تعالي و تكامل انسان بهره برداري شود، به همين جهت از منظر حضرت علي عليه السلام، زكات زيبايي، عفّت و حفظ خويش از دستبردِ نامحرمان است. كسي كه خُلق و خوي عفت را در خود بپرورد و ريشه دار كند، بار گناهش كم مي شود و ارزش او نزد خداوند بالا مي رود. درحقيقت عفاف وسيله اي است براي صيانت و حفظ نفس و پاك كردن آن ازپستي ها و زشتي ها. * * * * * * * * 4- «سداد» يعني استواري و درستي گفتار و كردار، بي عيب و نقص بودن و معقول و منطقي بودن رفتار و سخن. سفارش قرآن كريم نيز همين است كه در نظر و گفتار، استواري و درستي را در نظر بگيريد و گفتار شما «قول سديد» باشد. در هر كاري و هر سخني مراقبت كردن كه خلاف رضاي الهي نباشد و در هر اظهارنظري دقت كردن كه سُست و بي پايه و بيهوده نباشد، مقتضاي سَداد است.
علي عليه السلام از پيروان خود مي خواهند كه اكنون كه نمي توانند به قله هاي عمل و رفتارِ آن حضرت برسند، آن حضرت را با اين
چهار ويژگي كمك كنند و ورع ، كوشش، عفت و درستي كلام و عمل را رعايت كنند و بدين وسيله امام متقيّن و پيشواي مومنين را در راهي كه براي آن حضرت هدف نهايي وغايي است ـ كه همانا راه تعالي انسان ها و نزديكشدن آنان به تقوي و ايمان است ـ ياري و كمك رسانند.
ادامه مطلب
نکاتی از عظمت و برکات عید فطر !

یک ماه سخت بندگی را پشت سر گذاشتیم ، ماه تشنگی ها و گرسنگی های دلچسب بندگی ، ماه زیبای همجواری با خداوند متعال ، ماه بارش رحمت و برکت ، ماه مبارک رمضان با همه سختی ها و شیرینی هایش گذشت و اینک در آستانه یک بزم باشکوه هستیم ، روز تقدیر از اطاعت کردن های ما ، روز بزرگ پاداش گرفتن .
عید فطر از بزرگترین اعیاد مسلمانان است، روزی بزرگ که خداوند متعال در این روز بهترین ها را به بندگان روزه دارش عطا می کند ، بندگانی که نه گرما را شناختند نه طولانی بودن روز را ، با همه سختی ها امر پروردگار مهربانی ها را گردن نهادند و دم بر نیاوردند.
پیامبر اكرم(صلیاللهعلیهوآله) طی خطبهای در عید فطر فرمودند: آگاه باشید كه خداوند این روز را عید و شما را اهل آن قرار داد، پس یاد خدا کنید تا شما را یاد کند، او را بخوانید تا شما را استجابت کند، استغفار کنید تا شما را ببخشد و فطره خود را بپردازید که آن سنّت پیغمبر شما است.[1]
جایگاه ویژه عید فطر
در اهمیت این روز همین نكته كافی است كه نوشته اند: « امّا خیرته من الایام یوم الفطر » ؛ (2) برگزیده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از روزها، روز فطر است.»
امام علی علیه السلام می فرمود: « الا و ان هذا الیوم یوم جعله الله لكم عیدا و جعلكم به اهلا فاذكروا الله یذكركم و ادعوا یستجب لكم؛ (3) هان امروز روزی است كه خداوند آن را برای شما عید قرار داده و شما را نیز شایستة آن ساخت، پس به یاد خدا باشید تا او نیز شما را یاد كند و او را بخوانید تا خواسته تان را به اجابت برساند.»
شبی چون شب قدر و روزی چون روز قیامت
امام علی(علیه السلام) در خطبه ای فرمودند: «اى مردم! امروز شما روزى است که در آن به نیکوکاران پاداش داده مىشود و بدکاران در آن زیان مىکنند. امروز، شبیه ترین روزها به قیامت شماست. با بیرون آمدن خود از خانه هایتان به مصلاى خود، از بیرون آمدن از گورها و رفتن به پیشگاه خداوند یاد کنید. و از توقف و ایستادن خود در مصلى، وقوف خود در برابر خدا را یاد کنید و از بازگشت خود به خانه هایتان بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا یاد آرید. و اى بندگان خدا! بدانید نزدیک ترین و کمترین چیز که براى مردان و زنان روزهگیر فراهم است، این است که فرشتهیى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد که اى بندگان خدا! بر شما مژده باد که گناهان گذشته شما آمرزیده شد و بنگرید که در آینده چگونه خواهید بود.» (روضة الواعظین/ ترجمه مهدوى دامغانى/ 565 )
شب عید فطر شب بسیار با عظمتی است ، شبی که آن را هم پایه ی شب قدر می دانند، در روایتی آمده است: «... کارگر وقتى از عملش فارغ شد اجرتش را مىدهند و پایان عمل روزه دار شب عید است بنا بر این در شب عید مغفرت و آمرزش که پاداش روزه داران است نازل مىشود. ....(و سفارش شده است ) وقتى آفتاب غروب کرد غسل کن و بعد از خواندن نماز مغرب دو دست را بلند کن و بگو: یا ذا الطّول، یا ذا الحول، یا ذا الجود، یا مصطفى محمّد و ناصره صلّ على محمّد و على اهل بیته و اغفر لى کلّ ذنب احصیته علىّ و نسیته و هو عندک فی کتاب مبین. سپس به سجده برو و صد مرتبه بگو: اتوب الى اللَّه. بعد حوائج خود را از خدا بخواه.» (علل الشرائع / 259)
امیرمومنان علی علیه السلام می فرماید: « شایسته می دانم آدمی در سال، چهار شب دست از هر كاری بكشد و خود را به عبادت آماده سازد: شب عید فطر، شب عید اضحی، شب نیمةشعبان و شب اول رجب.» (بحارالانوار، ج 97، ص 36 و39 )

جمع شدن برای اظهار بندگی
فضل بن شاذان می گوید: «روز فطر، عید قرار داده شد تا برای مسلمانان محل گردهمایی باشد كه در آن جمع شوند و به خاطر خدای عز وجل به صحنه آیند و خدا را در برابر نعمت هایش به شكوه و بزرگی یاد كنند تا هم روز عید باشد و هم روز اجتماع، هم روز بالندگی باشد و هم روز زكات دادن، هم روز رغبت (و توجه به نعم الهی باشد) و هم روز تضرع. چون روز فطر، روز اول سال است كه خوردن و نوشیدن در آن حلال می شود و چون اول ماه های سال نزد اهل حق، ماه رمضان است. لذا خداوند دوست دارد كه اجتماعی در این روز برای مسلمانان باشد كه خدا را در آن ستایش و تقدیس كنند.»(4)
جشن پیروزی
روزه داری در گرمای طاقت فرسای تابستان هر لحظه اش برای خداوند متعال ارزشمند بود ، لحظاتی که نفس به معنای واقعی اسیر دست ما بود و بر او غالب بودیم ، و این تلاش را خداوند بی نیاز مطلق ارج می نهد و پاداشی در خور به آن می دهد .
امام باقر علیه السلام به جابر فرمود: « رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: هر گاه روز اول ما شوال (عید فطر) فرا می رسد، یك منادی از سوی خدا ندا می دهد؛ ایها المومنون اغدوا الی جوائزكم»؛ ای مومنان به سوی جایزه هایتان بشتابید.» در ادامه حضرت باقر علیه السلام رو به جابر كرد و به تفاوت این پاداش با پاداش های دنیاداران اشاره كرد و فرمود: « یا جابر! جوائز الله لیست بجوائز هولاء الملوك... هو یوم الجوایز؛ (5) ای جابر! جوایز خدا، از نوع جوایز این پادشاهان نیست... آن روز روز جایزه هاست.»
رسول خدا دربارة نوع این جایزه می فرمود: « ان الله بنی الجنه من یاقوت احمر و سكت بالذهب، ستورها السندس و الاستبرق، اشجارها الزمرد، ثمارها الحلل، اعدها الله لهذه الامه یوم الفطر؛ (6) خداوند بهشت را از یاقوت سرخ بنا نهاد و مواد آن را از طلا و پرده هایش را از دیبا و درختانش زمرد و میوه هایش را از جواهرات زیبا ساخت و آن را عیدی این امت در عید فطر قرار داد.»
روز مغفرت و آمرزش
امام علی علیه السلام در یكی از خطبه های عید فطر فرمودند: « عبادالله ان ادنی ما للصائمین و الصائمات ان یتادیهم ملك فی آخر یوم من شهر رمضان ابشروا عبد الله فقد غفرلكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون؛ (7) ای بندگان خدا! كمترین چیزی كه به زنان و مردان روزه دار داده می شود، این است كه فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: هان! بشارتتان باد ای بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزیده شد. پس متوجه باشید در آنچه بعد از این ماه انجام می دهید.»
چگونه برای عیدی گرفتن آماده شویم؟
امام صادق علیه السلام فرمود: « هرگاه آفتاب غروب كرد سه ركعت نماز مغرب را بخوان و دست های خود را بلند كن و بگو:« ای صاحب عطای همیشگی، ای صاحب سال، ای برگزیننده محود و یاری كننده اش! بر محمّد و آل او درود فرست و تمام گناهانی را كه مرتكب شده ام و آن را فراموش كرده ام، برایم بیامرز با آن كه گناهانم در نزد تو در كتاب مبین (نوشتة آشكار) است.» پیشانیت را به خاک بمال و در حال سجده صد بار بگو: « به سوی خدا می روم» و از خدای بزرگ در خواست نیاز كن.» (8)
درباره امام سجاد علیه السلام نوشته اند: «یحیی لیله عید الفطر بالصلاه حتی یصبح و یبیت لیله الفطر فی المسجد و یقول: یا بنی ما هی بدون لیله یعنی لیله القدر؛ (9) شب عید فطر را با نماز زنده نگاه می داشت تا این كه صبح می شود. شب عید را در مسجد می ماند و می فرمود: فرزند عزیزم شب عید فطر كمتر از شب قدر نیست.»
پی نوشت ها:
1. خمینی، سید روح الله، توضیح المسائل (المحشی)، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین، ۱۴۲۴، ق
2) بحارالانوار، ج 97، ص 48
3) من لا یحضره القیه، ج 1،ص517
4) همان، ج 1 ص 522، وسایل الشیعه، ج 5، ص 141
5) وسایل الشیعه، ج 5، ص 140، فروغ كافی ج 4، ص 168
6) مستدرك الوسایل، ح 6677
7) میزان الحكه، ج 7، ص 131. تنبیه الخواطر، ص 392
8) من لا یحضره الفقیه، انتشارات امام مهدی قم، ج 2، ص 109
9) بحارالانوار، ج 88، ص 119
فاطمه محمدی
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
جامعه عقل مدار را نمی توان فریب داد !
توجیه مرحوم شیخ بهایی برای این حدیث شریف این است كه علما و رجال دین سعیشان در این است كه كتاب های سودمند قرآنی و روایی را مطالعه كنند و بهترینش را انتخاب و یادداشت نمایند و برای دیگران بیان کنند.
جامعه عقل مدار را نمی توان فریب داد
اینكه می گویند به حضور بزرگانتان بروید در شهری كه هستید و صرف اینكه انسان كتاب مطالعه كند كافی نیست رازش را مرحوم علامه حلی (رضوان الله علیه) در همان مقدمه كتاب تحریر دارد که می فرماید شما بروید در هر شهری و دیاری كه هستید نزد بزرگانتان, علمایتان آنها كه صاحب نفساند برای اینكه امام معصوم (سلام الله علیه) فرمود: «خُذ العلم من افواه الرجال»؛ دانش را از دهان مردان بزرگ بگیرید.
مطلب دوم كه مرحوم شیخ بهایی در توجیه این حدیث شریف در کتاب کشکولش دارد این است كه علما و رجال دین سعیشان در این است كه كتاب های سودمند قرآنی و روایی را مطالعه كنند:
1- گرچه همه مطالبی كه از كتاب و سنّت معصومین (علیهم السلام) استفاده شد نورانی است ولی بعضی ها نورانی تر، شفاف تر و سودمند تر است.
2- آنها در بین این كتاب ها مطالب فراوانی را كه استفاده كردند بهترینش را انتخاب می كنند یادداشت می كنند.
3- در مجالس و محافل در گفتگو بهترین را انتخاب می كنند برای دیگران می گویند.
4- و قهراً آن كسی كه جزء رجال محسوب می شود باید این مراحل را گذرانده باشد یعنی مجتهد در مطالعه، در انتخاب ، در گزینش از منتخب، در انتخاب در نقل باشد تا عصاره مطالبی كه ائمه (علیهم السلام) فرمودند و برای بشریّت انسان نافع و سودمند است ارائه كنند.
اینكه می بینید یك كالای فاسدی را با تبلیغ و با تكرار آن تبلیغ در جامعه جا می اندازند، سرّش این است كه جامعه, جامعه محقّق نیست در صورتی که آیات ابتدایی سوره حج عهده دار این مطلب است كه فرمود اگر مقلّدی در تقلید محقّق باش اگر مرجعی در مرجع بودن محقّق باش، هیچ كاری را این آیات بدون تحقیق تجویز نمی كند قهراً جامعه اسلامی می شود عقل مدار و علم محور و چنین جامعه ای را نمی شود فریب داد.
فكر پیش از عمل
امیرالمومنین علیهالسلام، در جملهاى مى فرمایند: زبان مردم عاقل پشت قلبشان است و زبان مردم بى اندیشه جلوى قلبشان. (نهج البلاغه، حكمت 40)
عاقل مى گوید و پشیمان نمى شود، ولى جاهل اول مى گوید و بعد پشیمان مى شود. البته، بیمارى جهل درمان پذیر است و كسى كه مى گوید من نمى فهمم، نمى دانم، عقلم قد نمى دهد یا فكرم به جایى نمى رسد، اولین گام را براى درمان خویش برداشته است.

راه درمان جهل
امیرالمومنین(علیهالسلام)، راه درمان جهل را این طور معرفى مى فرمایند:
گوش را باید وقف زبان هاى پاك اندیشمندان و عالمان و آگاهان كرد تا عقل طبیعى به عقل مسموع تبدیل شود. (همان، حكمت 338)
عقل را نیز باید با حرف هاى عالى تغذیه كرد، با بیداران ارتباط برقرار نمود و بزرگان دین را دید و به حرف هایشان گوش داد: «خذ العلم مِن افواه الرجال.» (تحریر الأحكام، علامه حلى، ج 1، ص 39؛ نیز عوالى اللئالى، أحسائى، ج 4، ص 78)
در تاریخ، فراوان اتفاق افتاده كه گاهى بزرگى كلمهاى را گفته و همین یك كلمه جوش و خروشى در شنوندگان ایجاد كرده و سبب شده كه آن شنونده در آینده منشأ عالى ترین آثار در جامعه خود شود.
تأثیر كلام در عمل انسان
زمانى كه نوبت حكومت به عمر بن عبد العزیز رسید، یكى از بهترین كارهایى كه انجام داد این بود كه توانست از قدرتش استفاده كند و ناسزا گفتن به امیرالمومنین علیه السلام را، كه از آثار شوم دوران حكومت معاویه بود، از خطبه هاى نماز جمعه، سخنرانى ها، نوشته ها، خانه ها و جامعه جمع كند و با قدرت بسیار جلوى این كار بایستد.
روزى یكى از دوستان از او پرسید: شما كه از خانواده اموى هستید، به چه دلیل در برابر فرهنگى كه سال هاست در جامعه اسلامى ریشه دوانده ایستادهاید؟
سبب این سوال این بود كه چنین انتظارى از عمر بن عبدالعزیز نمى رفت، چرا كه این مساله از زمان معاویه تا زمان عمر بن عبد العزیز و نزدیك به پنجاه سال ادامه داشت.
گوش را باید وقف زبان هاى پاك اندیشمندان و عالمان و آگاهان كرد تا عقل طبیعى به عقل مسموع تبدیل شود. (همان، حكمت 338)
عقل را نیز باید با حرف هاى عالى تغذیه كرد، با بیداران ارتباط برقرار نمود و بزرگان دین را دید و به حرف هایشان گوش داد
گفتم: بله. گفت: على ابن ابیطالب از افراد بیعت رضوان بود یا نه؟ گفتم: بوده. گفت: آیا پس از این كه خدا در قرآن از على علیه السلام، اعلام رضایت كرد، آیه دیگرى فرستاد كه در آن بگوید من رضایتم را از على پس گرفتم و از این به بعد از على خوشم نمى آید؟
گفتم: نه. گفت: آیا خارج از قرآن خود از ناحیه پروردگار آگاهى پیدا كردهاى كه از على راضى نیست؟ گفتم: نه. گفت: آیا كسى كه از ملكوت آگاه بوده به شما اطلاع داده كه خدا از على ناراضى است؟ گفتم: نه. گفت: پس چرا به انسانى كه خدا از او راضى است، بد مى گویى؟ گفتم: اشتباه كردم. این كلام در ذهن من بود تا وقتى كه حاكم شدم. دیدم تمام قواى مملكت در من جمع شده است؛ از این رو، از این قدرت استفاده كردم و جلوى این كار را گرفتم. (کتاب اندیشه در اسلام)
فرآوری: زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
خدا در قیامت به این افراد رحم می کند!

خداوند مهربان در آیات متعدد در سوره هاى قرآن خویشتن را با صفت رحم و شفقت و مهربانى یاد کرده و خود را به بندگانش با این اوصاف جمیله معرفى نموده است. (المعجم المفهرس ماده رحم از باب نمونه: سوره اعراف (7)، آیه 156 و آیه 151 و سوره یوسف (12)، آیه 64 و آیه 92)
و هنگامى که مسلمانان حقیقى و پیروان واقعى آئین مقدس اسلام را در کتاب آسمانى خود توصیف و تمجید مى کند، درباره آن مى فرماید: مومنین به همدیگر رئوف (فتح (48)، آیه 29، و سوره حدید (57)، آیه 27 و بلد (90)، آیه 17) و مهربان و به یکدیگر دلسوز و غمخوار هستند .
مرحوم علامه مجلسى(ره) در کتاب بحارالانوار بابى راجع به این موضوع و مطلبی به نام "التراحم و التعاطف و التودد" منعقد نموده است.(بحار، ج 74، ص 390)
خود را بنده خدا بدانیم
به هم رحم كنید تا خداى متعال به شما رحم كند. كسانى كه دستشان باز است، دست تعدّى به سمت منافع و مصالح دیگران دراز نكنند. كسانى كه زرنگى و هوش و امكانات و قدرت و مسئولیت و توانایی هاى گوناگون فردى و اجتماعى دارند، از این توانایی ها در راه تعدّى به دیگران استفاده نكنند.
خود را بنده خدا بدانیم؛ در مقابل بقیه بندگان خدا، خود را موظّف به همراهى، احسان، نیكى و رعایت انصاف بدانیم؛ آن گاه باران رحمت و فضل خدا بر سر ما خواهد بارید؛ ما را شستشو خواهد داد و بركات خود را بر ما نازل خواهد كرد.
البته این وظیفه همه است؛ ولى كسانى كه در جامعه تمكّن و قدرت و مقام و ثروت و نفوذ كلمهاى در میان مردم دارند، بیش از دیگران در مقابل این بار سنگین - بار خودسازى و محدود كردن قواى خود از تجاوز به دیگران - مسئولند.(بیانات آیت الله خامنه ای)
موفقیت در پرتو دلسوزی
ما اگر صفحات تاریخ پیشینیان و گذشتگان را ورق بزنیم و حالات آنان را تجزیه و تحلیل نموده و کاملا بررسى کنیم ، خواهیم دید که اکثریت موفقیت و کامیابى آنان در پیشرفت اهداف مقدسه و عامل نفوذ افکار پاک تربیتى آن بزرگواران در روحیه مردم جهان از همین راه بوده است و به وسیله شفقت و مهربانى، پله هاى تعالى و ترقى را پیموده اند و به درجه نهائى رسیده اند.
چنانچه از فضیل بن عثمان منقول است که گفت: از حضرت صادق (علیه السلام ) شنیدم فرمود: هر که واجد نرم خوئى و ملایمت بوده و با مردم خوش رفتارى نماید، هر هدفى که داشته باشد، مى تواند فراهم کرده و به دست آورد. کافى، ج 2، ص 120)
چنانچه خداوند متعال درباره خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله) مى فرماید: اگر تندخوى و بى رحم و سنگدل بودى، از اطراف و پیرامونت متفرق و پراکنده مى شدند. (آل عمران (3)، آیه 159)

علامت تقوا
صفت مزبور را رهبران دینى نشانه تقوا و پرهیزگارى معرفى نموده اند چنانچه حضرت باقر (علیه السلام ) از پدر بزرگوارش امیرالمومنین على (علیه السلام ) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: براى متقین و پرهیزگاران و دینداران علائم و آثارى است که به وسیله آنها معلوم و شناخته مى شوند. و حضرت پس از شمردن چند نشانه یکى را هم دلسوزى و غمخوارى ضعفا و ناتوانان و بیچارگان نام برد. (بحار، ج 70، ص 282، حدیث 2)
اعمال سنگدلان توقیف مى شود
از بعضى اخبار معلوم مى شود کسانى که با مخلوقات و بندگان خدا رئوف و مهربان نیستند و در مواقع گرفتارى و مصائب از وضع رقت بار و اسف انگیز آنان ناراحت نمى شوند و به داد و فریادشان نمى رسند، خداوند عبادات و اعمالشان را قبول ننموده و نمى پذیرد و به فرشتگان و حافظین اعمال دستور مى دهد که اعمالشان را به طرف خودشان برگردانید.
چنانچه در خبر معاذ از پیامبر خدا به این مطلب تصریح شده است و در آخر آن خبر است که: فرشتگان و حافظین اعمال کارهاى نیک و شایسته انسان را با طمطراق و شأن و شوکت مخصوص به آسمان ششم مى رسانند و دربان و نگهبان آسمان مزبور دستور مى دهد توقف کنید زیرا من مأمور رحمت و شفقتم . پس از رسیدگى و ارزیابى، امر مى کند آن را به صورت صاحبش بزنید تا چشمانش کور و نابینا گردد زیرا صاحب آن رحم ندارد و اگر بنده و عبد پروردگار به چیز دنیوى و یا اخروى دچار و گرفتار مى گشت دلش براى او نسوخته بلکه او را سرزنش و مسخره مى کرد و من موظف و مکلفم که نگذارم عمل او از من بالاتر برود. (انوار نعمانیه ، ج 2، ص 210 و بحار، ج 70، ص 247، حدیث 20)
و از این جهت است که نرم خویى و خوش رفتارى را بهترین و با فضیلت ترین اعمال و کردار بشر معرفى نموده اند و سخت گیرى و درشتى و تندخویى را معادل شرک و کفر ذکر کرده اند.
خدا در قیامت به این افراد رحم می کند
از پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) نقل شده که فرمودند: "هر کس به مسلمانان رحم نکند، خداوند به وی رحم نمی کند." (نهج الفصاحه، ص745 ، ح2885 )
همان حضرت (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: "جز این نیست خداوند از میان بندگانش به رحم کنندگان رحم می کند." (همان)
از پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) نقل شده که فرمودند: "مَثل مومنین در رحم آوردن به یکدیگر و دوستی کردن و پیوستن به همدیگر مانند یک جسدند چون عضوی از آن به درد آید سایر اعضاء در بیدار ماندن و تب داری با آن همدردی می کنند." (نهج الفصاحه، ص745)
از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: "رساترین چیزی که رحمت حق به وسیله آن کشیده می شود آن است که برای همه مردم مهربانی را در دل داشته باشی." (سفینه البحار)
و در بعضی از روایات امیرالمومنین (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) نقل کرده اند که آن بزرگوار فرمودند: "خداوند به مخلوقات و بندگان خویش شفیق و مهربان است و کسانی که دلشان برای آنان می سوزد مورد توجه خدا قرار گرفته و ایشان را دوست می دارد." (بحار الانوار)
در آثار رحم کردن در اخبار و روایات وارد شده است: "به آنکه نرم خوئی و خوش رفتاری با بندگان خدا داده شده است، خیر و سعادت و خوشبختی هر دو جهان به او عطا شده است و هر که از این خوی نیکو و خصلت پسندیده محروم شده از خیر نیکبختی هر دو گیتی بی نصیب و بی بهره گردیده است." (همان)
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
عید فطر فرصتی که نباید از دست داد !

بندگانی که یک ماه به عبادت پروردگارشان مشغول بوده اند در این عید مبارک و بزرگ از هدایای الهی بهره مند می شوند همانگونه که در روز قیامت و پس از اتمام حسابرسی هایشان بسوی بهشت جاودان پروردگارشان رهسپار می گردند .
زندگی کوتاه دنیوی فرصتی است بی بازگشت به منظور توشه اندوزی برای دیار باقی. بهره گیری از نعمت وجود و تلاش به جهت بهره مندی هر چه بیشتر از زمان و فرصت ها به منظور حرکت در مسیر عبودیت پروردگار دغدغه ی افرادی است که خواهان زندگی ای پاک و سالم اند. آنانکه به فرموده ی امیرالمومنین علی(علیه السلام) دنیا را بسان مزرعه ای دانسته اند که هر چه در آن کشت نمایند روزی درو خواهند کرد.
از اینرو تا به هر اندازه کشت هایشان بیشتر باشد فردا روز، محصولی پر بارتر خواهند داشت. از آنجاست که ایشان پیشتازان و سبقت گیرندگان در انجام امور نیک اند. توجه به جهان ابدی از یک سو و گذرا بودن دنیای فانی از سویی دیگر سبب می گردد تا هیچگاه سعی و کوشش در انجام نیکی ها از میان نرود. هر چه باور افراد به زندگی پس از مرگ بیشتر باشد و کمتر دچار غفلت از آن شوند تلاششان افزون تر می شود. خواه ناخواه تمامی افراد روزی حاصل اندوخته های حیات مادیشان را دریافت خواهند کرد.
روزی پر از سرور و شادی برای آنانکه با دستانی پر آمده اند و سرشار از اندوه و حسرت برای آنانکه باورش نداشته اند. آن روز فرصت عمل از بین می رود و تنها موعد حسابرسی است. آنانکه وقوع چنین روزی را باور نداشتند در تمنای بازگشت به دنیا و انجام عمل نیک خطاب به پروردگار خویش فریاد بر می آورند که « رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما یَتَذَكَّرُ فیهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذیرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمینَ مِنْ نَصیر» (سوره فاطر، آیه 37) ؛ «پروردگارا، ما را بیرون بیاور، تا غیر از آنچه مىكردیم، كار شایسته كنیم.» مگر شما را [آن قدر] عمر دراز ندادیم كه هر كس كه باید در آن عبرت گیرد، عبرت مىگرفت و [آیا] براى شما هشدار دهنده نیامد؟ پس بچشید كه براى ستمگران یاورى نیست. » اما عذرشان پذیرفته نیست و مهلتشان به سر رسیده است بدین جهت دچار افسوسی بی پایان و اندوهی بی منتها می گردند. اما این حال تنها مختص روز قیامت و صحرای محشر نیست.
فرصتی که از سر آغاز تا سرانجامش بیشترین همسانی را با روز قیامت داراست و این فرصت نیست مگر موعد عید مهمانان خدا. ماه مهمانی خدا ماهی سرشار از خیر و رحمت است.
ماهی که روزها و لحظه هایش زمان گشایش درهای رحمت خداوند بسوی زمینیان است و عمل نیک در اوقاتش پاداشی چندین برابر داراست. ایام و لحظاتی خاص، که متمایز از تمامی اوقات سال است و به جهت همین تمایزش فرصتی است که از دست دادنش اندوه آفرین است.
اما آنان که به برکت بهره مندی از راهنمایی های معصومین (علیهم السلام) در مراقبت از ایام این ماه توجهی ویژه داشته اند و از اوقات آن استفاده ی حداکثری نموده اند در پایان این ماه پر نور پاداش اعمالشان را دریافت می کنند و آنانکه فرصت های ویژه ی این ماه را از دست داده اند در آن روز زیان می بینند.
آن هنگام که مومنین از خانه هایشان به سوی مصلی در حرکتند تا در کنار یکدیگر مسرور از توفیقات حاصله در این ماه به سپاس پروردگارشان بپردازند از چنان شکوه و عظمتی برخوردار است که یاد آور خروج از قبرها در هنگامه ی رستاخیز است چنانکه امیر المومنین(علیه السلام) می فرمایند: « ... هُوَ أَشْبَهُ بِیَوْمِ قِیَامِكُمْ فَاذْكُرُوا بِخُرُوجِكُمْ مِنْ مَنَازِلِكُمْ إِلَى مُصَلَّاكُمْ خُرُوجَكُمْ مِن الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّكُم » (مجموعه ورام، ورام بن ابی فارس، مسعود بن عیسی، ج2، ص 157) ؛ (عید فطر) شبیه ترین روز به روز قیامت است وقتی از منازلتان (برای خواندن نماز) بسوی مصلی هایتان خارج می شوید بیاد آورید زمانی را که از گورها به سوی خدای خود خواهید رفت ».
زینب فیاضی
کارشناس ارشد تفسیر
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
باور نداریم کفن جیب ندارد!!

یکی از آداب زیبایی که در پایان ماه رمضان در روز عید فطر انجام می شود پرداخت فطریه است ...
برای چی فطریه می دهیم؟
در حقیقت فطریه یک نوع زکات و صدقه ای است برای بدن انسان و ضامن صحت و سلامتی و تندرستی فرد پرداخت کننده.
از نگاه دیگر فطریه یکی از اصول اقتصاد اسلامی برای یاری محرومان و کمک به فقیران و برطرف کردن نیازهای مستمندان در جامعه اسلامی است .
ابان بن تغلب گفته است: امام جعفر صادق (علیه السلام) در تبیین جایگاه فطریه فرمود: هر کس روزه اش را با گفتار شایسته یا رفتار شایسته به پایان رساند، خداوند روزهاش را قبول می کند.
گفته شد: یا ابن رسول الله! گفتار شایسته چیست؟ فرمود: شهادت به لا اله الا الله و رفتار شایسته جدا کردن فطریه از مال و پرداخت فطریه است. (امالی شیخ صدوق ، ص 34 و بحار الانوار ج 96 ، ص 103)
با توجه به این روایت قبولی روزه ماه رمضان بستگی به پرداخت فطریه دارد و بی اعتنایی و کوتاهی در پرداخت فطریه مانع قبولی روزه است.
کار نیک محدود به ماه رمضان نیست
یکی از کارهایی که در ماه مبارک رمضان رونق خوبی می گیرد و به عبارتی بازارش داغ می شود کمک به محرومان و مستمندان می باشد؛ طرح هایی مثل طرح محسنین، جشن رمضان کمک به ایتام و ...
فطریه عید فطر در حقیقت می تواند تلنگری باشد بر اینکه کمک به محرومان و توجه کردن به آنها را فقط منوط به روزهای ماه رمضان ندانیم.
اینکه ما مردم در ماه مبارک رمضان اقبال بیشتری به محافل خیریه داریم می توان گفت هم خوب است و هم بد چرا که بسیاری از ما در ماه رمضان کار خیر می کنیم و در بقیه اوقات سال کار خیر را فراموش می کنیم و ممکن است حتی کلاه سر هم بگذاریم ....
ما در کشورمان آدم های متمول کم نداریم. ثروتمند بودن اشکالی هم ندارد اما اگر این قشر ثروتمند یک در صد یا یک دهم درصد از اموالشان را برای کمک به نیازمندان و مستمندان جامعه اختصاص دهند، به نظرتان انسان بی پولی در کشور باقی می ماند؟
می بینیم که این اتفاق نمی افتد، اسم این کار را زرنگی آن قشر بگذاریم یا بی لیاقتی یا چیز دیگر اما باید باور کنیم که کفن جیب ندارد و همه ما با دست خالی به قبر می رویم.
نکته ای که قابل توجه است این است که این توجه و دقت در این زمینه را نباید تنها مختص به ماه مبارک رمضان بدانیم و باید در همه ی ایام سال به این مهم توجه کنیم.
حواسمان هم باشد در این میان شیطان کار خودش را خوب بلد است؛ «الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» (بقره، 268)
قرآن می گوید وقتی می خواهی پول بدهید شیطان می آید می گوید: نده پیری داری، كوری داری، دخترت را هنوز عروس نكردی، پسرت هم داماد نكردی، تو هزار تا مشكلات داری .... تو توی خرج زندگی خودت تو این اقتصاد سخت موندی حالا می خواهی کمک هم بکنی؟ ....
فطریه دادن معنی نداره وقتی توی این روزهای سخت و طولانی روزه گرفتی ... خدا خودش می بخشد ... کمک کردن به دیگران بماند برای دیگران ....
این ها همه در حالی است که خداوند در قرآن از انفاق سخن بسیار گفته است(بقره: 272، 262، 265/ سبأ، 39 / آل عمران: 92)

در جایی قرآن كریم پس از رسیدگی به اقوام و خویشاوندان، به رعایت حال همسایگان سفارش فرموده: «وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ» (نساء / 36)
همه ی این نکات و توجهات نشان از این دارد که ما آدم ها حق نداریم فقط به خودمان توجه کنیم و از حال دیگران بی خبر باشیم ...
به عبارتی دیگر اگر همه ی ما با نگاه تیز بینانه به اطراف خود نگاه داشته باشیم و بتوانیم زیر بال و پر بستگان و همسایگان مستمند خود را بگیریم دیگر فقیر و مستحقی در جامعه آن هم به شکلی که امروز وجود دارند وجود نخواهند داشت.
چنانچه آیه قرآن تصریح می فرماید كه در اموال مومنین، حقی برای سائل و برای محروم است و باید مسلمان مقداری از مال را برای محرومین و برای كسانی كه در اثر نیاز چاره ای جز اظهار حاجت ندارند، در نظر بگیرد. (معارج، 24-25)
در قرآن یكی از اوصاف اهل عذاب و كسانی كه به نماز بی اعتنا هستند و زكات را پرداخت نمی كنند این است كه «و یَمْنَعُونَ الْماعُونَ» (ماعون / 7)
کسانی که از کمک کردن به دیگران و باز کردن گره دیگران خودداری می کنند.
بعضی اوقات وقتی حرف از کمک به محرومان به میان می آید و یا درخواستی از گروه متمول می شود برای کمک برای مستمندان، باد در گلو انداخته و می گویند: این وظیفه دولت و نظام است که هوای این ها را داشته باشد، این مالیات ها و... که می گیرند را پس چیکار می کنند؟
ای کاش که ما آدم ها باور داشتیم که کفن ما جیب ندارد و نمی توانیم اموالی که در این دنیا به دست آورده ایم را حتی ذره ای اش را با خودمان ببریم.
حواسمان باشد کار و وظایف افراد و دولت دو چیز مجزا از هم هستند و هیچ کدام حق ندارند وظایف خود را به دیگری موکول کنند.
در قیامت هر كسی نتیجه عمل خود را می بیند «وَ کُلُّهُمْ آتیهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَرْداً» (مریم/ 95) «لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری» (انعام / 164) هیچ كس مسئولیت دیگری به عهده اش نیست «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی» (نجم / 39) هر كسی به همان اندازه كه سعی و تلاش نموده، از آن بهره می گیرد. این یك اصل كلی در اسلام است.
امام جعفر صادق (علیه السلام) در تبیین جایگاه فطریه فرمود: هر کس روزه اش را با گفتار شایسته یا رفتار شایسته به پایان رساند، خداوند روزهاش را قبول می کند.
گفته شد: یا ابن رسول الله! گفتار شایسته چیست؟ فرمود: شهادت به لا اله الا الله و رفتار شایسته جدا کردن فطریه از مال و پرداخت فطریه است
کمک کردن به دیگران، مایه رشد و شکوفایی است
«لَنْ تَنالُوا الْبِرّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ» (آل عمران / 92) هرگز شما به نیكی نخواهید رسید مگر آنكه از اموالی كه آن را دوست دارید در راه خدا بدهید.
بهترین راه را اسلام قرار داده تا با خودسازی، روحیات فردی تكامل پیدا نموده و یادمان باشد وظایف مالی كه اسلام تعیین كرده، فقط برای این نیست كه امور جامعه سامان بگیرد، بلكه با انجام دادن این وظایف، انسان رشد نموده و تزكیه شود و روح، تكامل پیدا می كند اگرچه مشكلات اجتماعی نیز حل می شود و فقرا به حقوق خود می رسند، اما این در درجه دوم قرار دارد.
برکات کمک به نیازمندان
کمک به نیازمندان گناه پاک کن است و هیچ چیز به این اندازه باعث از بین رفتن و پاک شدن گناهان نمی شود.
پاک کردن گناه در این دنیا خیلی ارزان است در برزخ گران می شود و در قیامت خیلی گران تراست در آنجا با آتش گناه را پاک می کنند اما در اینجا با دستگیری از یک نیازمند و یا برطرف کردن اندوه یک مستمند و یا با پاک کردن اشک یک یتیم، گناه آدم را پاک می کنند و نادیده می گیرند.
صدقه و صرف کردن مال برای خدا و در راه او قرب به خدا و اولیاء را موجب می شود. (توبه، 103)
امام رضا (علیه السلام) فرمود: هر کس گره از کار یک مومن باز کند خداوند در روز قیامت گره از کار او باز می کند.
نتیجه
کمک به نیازمندان و ایتام، گناه پاک کن، بالابر و گره باز کن است.
اگر نیاز به این اسباب داریم باید سرعت بگیرم و به سمت محرومان برویم نه اینکه روی گردان شویم؛ در کار خیر سبقت بگیریم؛ «فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ» (بقره، 148)
اگر محرومی را دیدیم یا به ما معرفی کردند، نگوییم دیگران هستند « وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ الله» (آل عمران، 133)
زهرا اجلال
کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
پیری داری، کوری داری، آینده نگر باش!

وقتی انسان بخواهد یك كار خیری كند، شیطان میآید وسوسهاش میكند. میخواهی وقف كنی؟ پیری داری، كوری داری، اولاد کوچک داری. آینده نگر باید باشی. قرآن این مانع تراشی را در این آیه بیان كرده است. «الشَّیْطَانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (بقره/268)
شناخت وسوسه شیطان از الهام الهی
در این آیه دو تا «یَعِدُكُم» داریم: «الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ»، «وَ اللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً» خدا وعده میدهد، شیطان هم وعده میدهد. ما چگونه بفهمیم این الهامها خدایی هستند یا شیطانی ؟
اگر در شما وحشت و قفل ایجاد كرد پیداست الهام، الهامِ شیطانی است. اگر توكل و سعه صدر در شما ایجاد كرد، پیداست خدایی است. «الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ... وَ اللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً»
ترس از فقر، عامل بخل و ترك انفاق
شیطان میگوید: پیری داری، كوری داری.
در جواب به شیطان بگوییم: ممكن است من فردا بمیرم و به آنجاهایی که تو می گویی نرسم؛ چرا که قرآن چهارده بار کلمه «بَغْتَة»: ناگهان است (انعام/31) را بیان کرده است.
مرگ ناگهان به سراغ انسان می آید و ما اصلاً نمی دانیم وقتش چه زمانی است.
ارتباط فقر و گسترش گناه و فساد
«الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ» فقر انسان را به فحشا میكشاند. بین فقر و فحشا رابطه است. خیلی از گناهان بخاطر فقر است. بیپول است، خود فروشی میكند. بیپول است، دلقك میشود. بیپول است، آلت دست میشود، متملق میشود. بله قربان گوی طاغوت میشود. به یك جنایتكار بله قربان میگوید. بیپول است خیلی حرفها را نمیزند، میگوید: اگر بزنم، نان من قطع خواهد شد. بین فقر و گناه رابطه بسیار است.
حواسمان باشد اگر می خواهیم جلوی گناه را بگیریم، باید فقر برطرف شود.
البته این نکته هم قابل توجه است که تنهای تنها نمی توان قسم خورد که فقر دلیل منحصری برای گناه است، ولی می توان گفت که یکی از شاهراه ها می تواند باشد چرا که خیلی ها بودند و هستند که پولدارند و متمول اما گناهی نیست که نکرده باشند.
آدمهایی داریم سرمایه دار درجه یك، اما باز هم كم فروشی میكنند. كلاهبرداری میكنند. بخشی از گناهان بخاطر فقر است. بخشی از گناهان هم بخاطر حرص است. مشكل مالی ندارد، پولش خیلی است ولی باز هم حرص میزند.
از آیه «الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ... وَ اللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً» که هم وعده ی خدا را مطرح می کند و هم وعده ی شیطان را، مشخص می شود که انسان آزاد است. هم میتواند به وعده خدا گوش بدهد، و هم به وعده شیطان.
شناخت شیاطین انسان نما
به عبارتی این آدمهایی كه وعده های شیطان را برای ما بازگو می کنند و ما را از کاری نیک نهی می کنند، در حقیقت شیاطین انسی هستند. درست است قرآن فرموده: «الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» اما حواسمان باشد اگر انسانی هم از این الهامها داد، آن انسان هم شیطان است.
در جایی دیگر قرآن می فرماید: بعضی از شیطانها خود انسان هستند. «شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ » (انعام/112) یعنی پیداست انسان هم شیطان است.

برتری علم و حكمت بر مال و ثروت
آیه بعد میگوید: «یُوتِی الْحِكْمَةَ مَن یَشَاء وَمَن یُوْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا كَثِیرًا» (بقره/269)
با توجه به آنچه در آیه قبل گذشت، كه به هنگام انفاق، وسوسههاى شیطانى دائر به فقر و جذبههاى رحمانى درباره مغفرت و فضل الهى آدمى را به این سو و آن سو مىكشد، در آیه مورد بحث سخن از حكمت و معرفت و دانش مىگوید، چرا كه تنها حكمت است كه مىتواند بین این دو كشش الهى و شیطانى فرق بگذارد و انسان را به وادى مغفرت و فضل بكشاند و از وسوسههاى گمراه كننده ترس از فقر برهاند.
به تعبیر دیگر خداوند به بعضى از افراد بر اثر پاكى و جهاد با نفس، نوعى علم و بینش مىدهد كه آثار و فوائد اطاعت الهى و از جمله انفاق و نقش حیاتى آن در اجتماع را درك كند و میان آن و وساوس شیطانى فرق بگذارد.
مىفرماید: خداوند دانش را به هر كس بخواهد (و شایسته بداند) مىدهد (یُوْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشاءُ).
در تفسیر حكمت، معانى زیادى ذكر شده از جمله معرفت و شناخت اسرار جهان هستى و آگاهى از حقایق قرآن و رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل و معرفت و شناسایى خدا و آن نور الهى كه وسوسههاى شیطانى را از الهامات الهى جدا مى سازد.
ظاهر این است حكمت یك معنى وسیعى دارد كه تمام این امور، حتى نبوت را كه بعضى، از معانى آن شمردهاند شامل مىشود كه آن نوعى از علم و آگاهى است، و در اصل از ماده حكم (بر وزن حرف) به معنى منع گرفته شده و از آنجا كه علم و دانش و تدبیر، انسان را از كارهاى خلاف باز مىدارد به آن حكمت گفتهاند.
بدیهى است منظور از جمله مَنْ یَشاءُ (هر كس را كه بخواهد) این نیست كه خداوند بدون هیچ علتى، حكمت و دانش را به این و آن مىدهد، بلكه اراده و مشیت خداوند همه جا آمیخته است با شایستگىهاى افراد، یعنى هر كس را شایسته ببیند از این سرچشمه زلال حیات بخش سیراب مىنماید.
سپس مىفرماید: و هر كس كه به او دانش داده شود، خیر فراوانى داده شده است (وَمَن یُوْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا كَثِیرًا)
و به گفته آن حكیم: هر كس را كه عقل دادى چه ندادى و هر كس را كه عقل ندادى چه دادى!
قابل توجه اینكه بخشنده حكمت خداوند است در عین حال در این جمله نامى از او به میان نیامده تنها مىفرماید: به هر كس حكمت داده شود خیر فراوانى داده شده است.
این تعبیر گویا اشاره به این است كه دانش و حكمت ذاتاً خوب است از هر جا و از ناحیه هر كه باشد، تفاوتى در نیكى آن نیست.
قابل توجه این كه در این جمله مىفرماید: به هر كس دانش و حكمت داده شد، خیر و بركت فراوان داده شده است نه خیر مطلق زیرا خیر و سعادت مطلق تنها در دانش نیست بلكه دانش تنها یكى از عوامل مهم آن است.
به عبارتی حكمت به معنی بصیرت است. حكمت به معنی شناخت اسرار و آگاهی از حقایق است.
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
محبت واقعى این است!

رفتار و گفتار و كردار پیامبر حجّت است، زیرا اطاعت از پیامبر در كنار اطاعت خداست و البته اطاعت و پیروى از پیامبر، موجب دریافت عفو الهى است و سرپیچى از فرمان پیامبر، برابر با كفر است.
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (آل عمران ـ 31)
بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى كنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است.»
قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْكَافِرِینَ (آل عمران ـ 32)
بگو: «خدا و پیامبر [او] را اطاعت كنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد.
معناى واژهها
[تحبون]: محبت به معنى اراده و خواستن است كه گاه به مراد نسبت داده مىشود و گاه به معنى متعلق به مراد كه گاهى مىگویى «زید را دوست مى دارم» و گاهى دیگر مىگویى «اكرام زید را دوست مىدارد». و محبت بنده نسبت به خدا به معنى خواستن طاعت است. (تفسیر هدایت، ج 1)
شأن نزول آیات:
درباره آیات فوق دو شأن نزول در تفسیر "مجمع البیان" و "المنار"، آمده است: نخست این كه جمعى در حضور پیغمبر صلی الله علیه و آله ادعاى محبت پروردگار كردند، در حالى كه "عمل" به برنامه هاى الهى در آنها كمتر دیده مىشد، آیات فوق نازل گردید و به آنها پاسخ گفت.
دیگر این كه جمعى از مسیحیان "نجران" در مدینه به حضور پیامبر صلی الله و علیه وآله آمدند و ضمن سخنان خود، اظهار داشتند كه ما اگر مسیح علیه السلام را فوق العاده احترام مىگذاریم، به خاطر محبتى است كه به خدا داریم، آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.
محبت واقعى این است!
همانگونه كه در شأن نزول خواندیم گروهى بودند كه دم از دوستى پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله یا سایر انبیاء مىزدند، آیات فوق، مفهوم دوستى واقعى را تبیین مىكند و فرق آن را با محبت كاذب و دروغین روشن مىسازد.
از جمله" أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ" استفاده مىشود كه اطاعت خدا و پیامبر صلی الله و علیه وآله از هم جدا نیستند، به همین دلیل در آیه قبل تنها سخن از پیروى و اطاعت پیامبر صلی الله و علیه وآله بود و در اینجا سخن از هر دو است
آیه 31، یعنى محبت تنها یك علاقه قلبى ضعیف و خالى از هر گونه اثر نیست بلكه باید آثار آن، در عمل انسان منعكس باشد، كسى كه مدعى عشق و علاقه به پروردگار است، نخستین نشانهاش این است كه از پیامبر و فرستاده او پیروى كند.
از این آیه ضمناً روشن مىشود كه محبت یك طرفه نمىتواند وجود داشته باشد، زیرا هر محبتى دارنده آن را دعوت مىكند كه عملاً در راه خواستههاى واقعى محبوب گام بردارد و در چنین حالى به طور قطع، "محبوب" نیز به او علاقه پیدا مىكند.
ممكن است در اینجا سوال شود كه اگر شخص "محب"، همواره اطاعت فرمان محبوب كند، دیگر گناهى براى او باقى نمى ماند كه بخشوده شود، پس جمله "یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ" موضوعیت نخواهد داشت.
در پاسخ باید گفت: اولاً ممكن است این جمله اشاره به بخشش گناهان سابق باشد و ثانیاً شخص محب استمرار بر معصیت محبوب نمىكند، ولى ممكن است بر اثر طغیان و غلبه شهوات، گاهى لغزشى از او سرزند كه در پرتو اطاعت هاى مستمر او بخشوده خواهد شد.

نكته: دین و محبت
شخصى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: جانم فدایت، ما فرزندان خود را به نامهاى شما و پدرانتان مىنامیم، آیا براى ما مفید است؟ حضرت فرمودند: مگر دین غیر از محبّت است، خداوند فرموده: «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی» (تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 167)
منظور از این روایت این است كه روح و حقیقت دین همان ایمان و عشق به خدا است. ایمان و عشقى كه شعاع آن، تمام وجود انسان را روشن مىكند و همه اعضاء و دستگاه هاى تن، تحت تأثیر آن قرار مىگیرند و اثر بارز و روشن آن پیروى از فرمان خدا است.
در آیه 32، بحثى را كه در آیه قبل آمده بود تعقیب كرده، مىفرماید: "بگو: اطاعت كنید خدا و فرستاده او را" (قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ)
بنابراین چون شما مدعى محبت او هستید، باید با اطاعت از فرمان او و پیامبرش این محبت را عملاً اثبات كنید.
سپس مىافزاید: "اگر آنها سرپیچى كنند، خداوند كافران را دوست ندارد." (فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْكَافِرِینَ)
سرپیچى آنها نشان مىدهد كه محبت خدا را ندارند، بنابراین خدا هم آنها را دوست ندارد، زیرا محبت یك طرفه بى معنى است.
ضمناً از جمله" أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ" استفاده مىشود كه اطاعت خدا و پیامبر صلی الله و علیه وآله از هم جدا نیستند، به همین دلیل در آیه قبل تنها سخن از پیروى و اطاعت پیامبر صلی الله و علیه وآله بود و در اینجا سخن از هر دو است.
صاحب تفسیر نور در این قسمت عقیده دارد که : پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله علاوه بر آیات الهى، دستوراتى حكومتى داشت. دستوراتى كه به تناسب زمان و مكان و افراد و شرایط تغییر مىكرد. البتّه آنها نیز در پرتو وحى الهى بود، ولى در قرآن مطرح نگردیده بود و معناى اطاعت از رسول در كنار اطاعتِ خداوند، عمل به همان دستورات نبوى است.
پیامهایی از آیه31:
1ـ هر ادّعایى با عمل ثابت مىشود. «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی»
2ـ لازمهى ایمان به خدا، پیروى از اولیاى خداست. «فَاتَّبِعُونِی» (آرى، اسلام منهاى روحانیّت واقعى، محكوم است.)
3ـ هر كس در عمل سست است، در حقیقت پایهى محبّت او سست است. «تُحِبُّونَ»، «فَاتَّبِعُونِی»
4ـ در راه اصلاح جامعه، از عواطف كمك بگیریم. «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ»
5ـ عمل، سخن و سكوت رسول خدا، حجّت و قابل پیروى است. «فَاتَّبِعُونِی»
شخصى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: جانم فدایت، ما فرزندان خود را به نامهاى شما و پدرانتان مىنامیم، آیا براى ما مفید است؟ حضرت فرمودند: مگر دین غیر از محبّت است، خداوند فرموده: «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی»
6ـ پیامبر معصوم است، زیرا فرمان پیروى عام و بى چون و چرا براى غیر معصوم، حكیمانه نیست. «قُلْ»، «فَاتَّبِعُونِی»
7ـ اگر مىخواهید خداوند شما را دوست بدارد، باید از سنّت رسول اللَّه پیروى كنید. «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»
8ـ انسان مىتواند به جایى برسد كه رضاى او، رضاى خدا و پیروى از او، پیروى از خدا باشد. «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»
9ـ امتیاز دین الهى بر قوانین بشرى، وجود عنصر محبّت، الگوى عملى و صلاحیّتِ قانونگذار است. «تُحِبُّونَ»، «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»
10ـ بهترین پاداشها، پاداشِ معنوى است. محبوبیّت نزد خدا و دریافت مغفرت، بهترین پاداش براى مومنان است. «یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»
11ـ نشانهى دوستى، سرپوش گذاردن روى بدىها و برخورد با عفو و رحمت است. «یُحْبِبْكُمُ»، «یَغْفِرْ لَكُمْ»
12ـ كارهاى نیك، مایهى آمرزش گناهان است. «فَاتَّبِعُونِی»، «یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ»
13ـ اطاعت و پیروى از پیامبر، موجب دریافت عفو الهى است. «فَاتَّبِعُونِی»، «یَغْفِرْ لَكُمْ»
پیامهایی از آیه 32:
1ـ رفتار و گفتار و كردار پیامبر حجّت است، زیرا اطاعت از پیامبر در كنار اطاعت خداست. «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ»
2ـ محبوب شدن یا منفور شدن در نزد پروردگار، به دست خود ماست. «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْكافِرِینَ»
3ـ سرپیچى از فرمان پیامبر، برابر با كفر است. «فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْكافِرِینَ»
آمنه اسفندیاری
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
10نکته طلایی برای موفقیت و خدا گونه شدن !

هر پیشرفت و موفقیتی مقدمات و پیش نیازهایی دارد که اطلاع داشتن از آن ها برای ما ضروری است، برای موفقیت در خداگونه شدن هم باید از رموزی آگاهی داشته باشیم که در این مقاله به طور اختصار به چند مورد اشاره می کنیم .
1- قبل از تصمیم و اقدام در هر زمینه و زمانه ای چهار محور کلیدی را فراموش نکنیم:
الف - مطالعه، یعنی جمع آوری اطلاعات در مورد هر آنچه در پیش داریم: ازدواج – خرید مسکن – انتخاب شغل – استفاده از رسانه های مدرن و ...
ب- مشاوره: بهره گیری از تخصص و تجربه ی اهل فن در آن رشته و موضوع تصمیم
ج- مشاهده: مشاهده ی خوبان و بدان – ادب از که آموختی از بی ادبان- ادب از که آموختی از با ادبان – بنابه فرموده امیر مومنان علی (علیه السلام) از آنچه در دیگران می بینی و نمی پسندی دوری کن و از آنچه در دیگران می بینی و می پسندی پیروی کن.
د- مجاهده: تلاش و پی گیری عملی با عزمی راسخ و استوار.
2- خوشبختی و موفقیت تنها یک راه دارد:
حسرت گذشته را نخوردن و حرص آینده را نزدن و حال را در یافتن و از آنچه (مادی و معنوی) داریم بهره گرفتن.
بخش مهمی از ناکامی ها، نا امیدی ها، غم ها و غصه ها یا به جهت افسوس و افسردگی برای گذشته است و یا غصه برای رسیدن به آینده و آنچه نداریم .
3- به همه دهن ها غذا بدهیم:
ما تنها یک دهان نداریم ده ها، دهان داریم به هر یک غذا ندهیم افسرده، پژمرده و بیمار می شویم دهانی که محتاج علم است دهانی که به دعا نیاز دارد، دهانی که از محبت و عشق تغذیه می شود ، دهانی که با خدمت کردن به دیگران سیراب می شود. اگر خود را از هر یک محروم کنیم بیمار و ناکام خواهیم شد.
4- کلنگ را یکجا بزن :
برای رسیدن به آب که مایه حیات است باید تنها به یک نقطه کلنگ زد. (مثلا) اگر به جای 5 هزار مرتبه کلنگ به ده جا و ده نقطه از زمین بزنیم و به آب نرسیم و خسته و ناامید شویم شش هزار مرتبه کلنگ به یک نقطه از زمین بزنیم به آب می رسیم پی گیری و مداومت در هر زمینه ای یک اصل اساسی است. همه دانشمندان تمرکز و پی گیری را اصلی ترین پیش نیاز موفقیت خود می دانستند.
5- با چرا زندگی کنیم:
کسی که با چرا زندگی نکند به چراگاه برده شده و چرانده می شود، چرا این فیلم را ببینم؟ چرا درس بخوانم؟ چرا ازدواج کنم؟ چرا با او دوستی کنم؟ چرا صاحب فرزند شوم؟ و.... اگر پاسخ مثبت بود، یعنی محصول اقدام مفید بود انجام بدهیم وگرنه ممنوع.
6- ضمیر ناخودآگاه خود را مدیریت کنیم :
شخصیت، تربیت و عملکرد محصول رویکرد و ضمیر ناخودآگاه است. به عبارت ساده تر هر آنچه را بدون اختیار و از روی عادت و به راحتی انجام می دهیم خروجی ضمیر ناخودآگاه ماست و مثلا به انگشتان یک تایپیست توجه کنید به رانندگی یک راننده نگاه کنید متوجه خواهید شد که با سرعت و بدون سختی عمل مربوط را انجام می دهند.
بنابراین اگر دیده ها و شنیده ها (ورودی ها) را کنترل کنیم آنچه را که به ظاهر فراموش می کنیم در ضمیر ناخودآگاه بایگانی شده در برخورد با حوادث و پدیده ها و رویدادها عکس العمل خاصی را بروز می دهیم برای برخورد مطلوب ، باید ورودی ها کنترل شود اینها را کنترل کنیم .
7- عقیده محور باشیم نه غریزه محور:
وجه تمایز انسان و حیوان در همین یک جمله است. انسان نه براساس میل که براساس معیار، عمل می کند و حیوان برمبنای میل و غریزه، زندگی می کند. همانطور که در همه حوزه های زندگی به کارشناس مراجعه و از نظراتش تبعیت می کنیم (پزشک، مهندس، وکیل و...) در امور دینی و مهارت های زندگی نیز به کارشناس دین و زندگی مراجعه کنیم و بعد از دریافت احکام و قواعد دینی بر همان محور عمل کنیم تا به قله های موفقیت و شادابی و دینداری برسیم.
8- با سختی ها خود را بسازیم:
از کاخ نشینی ، انسان های آسمانی و موفق و مبارز بیرون نمی آید. مگر اینکه انسان های قرآنی، کاخ نشینان را با خدا آشتی دهند و آلوده را پاک نمایند، بیایم این آیه نورانی را آویزه گوش کنیم که فرمود: « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا » (سوره الشرح آیه 6) ؛به راستی که و بطور قطع با سختی (نه بعد از سختی) آسانی هست.
9- قبل از ورود به هر مجلس و محفلی چه گفتن، چگونه بودن را مرور کنیم و بر همان اساس عمل کنیم، هیجان زده و جو زده نباشیم.
10- با خوبان معاشرت کنیم:
تا عطر معرفت و معنویتشان در جان و جوهرمان تزریق شود در آیات و روایات متعددی بر این مهم تأکید شده است که انسان با آئین و کیش دوستان خود زندگی می کند برای شناخت افراد کافیست دوستان و معاشرانش را بشناسیم رمز موفقیت و خودسازی، آمد و شد با پاکان و نیکان است.
در کتاب عینالیقین مرحوم فیض کاشانی آمده است: بندهای در قیامت بدیهایش بر خوبی هایش بچربد. او را به سوی دوزخ برند. از جانب حق به جبرئیل خطاب رسد: بندهام را دریاب و از او بپرس در دنیا آیا با علما نشسته تا به شفاعت آنان، او را بیامرزم؟ گناهکار گوید: نه. آیا سر یک سفره با عالمی نشسته؟ گوید: نه. آیا درجایی که عالمی نشسته بود نشسته؟ گوید: نه. آیا با عالمی همنام است؟ گوید: نه. آیا دوست کسی بوده که عالم دوست بوده باشد؟ گوید: آری. خطاب میرسد: ای جبرئیل، او را به لطف خویش بخشیدیم، مورد نوازشش قرارده و به بهشت درآور. (عبرتآموز ص 157)
گر تو سنگ صخره و مرمر شوی چون به صاحبدل رسی، گوهر شوی
(مثنوی- دفتر 1 شماره 722-723)
احمد رزاقی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
انجام کاری برای استجابت دعا !

روابط اجتماعی در اسلام در جایگاه محوری قرار گرفته است؛ زیرا انسان از نظر ساختار وجودی به گونه ای است كه بی ارتباط انسانی، از نقص بزرگی رنج می برد و هرگز به كمال بایسته و شایسته خویش نخواهد رسید.
نگاه قرآن به موضوع روابط انسانی تا بدان جا اهمیت دارد كه رهایی از خسران و زیان ابدی كه دامنگیر همه بشریت است، جز بدان تحقق پذیر نیست، به گونه ای كه تنها گلیم خویش از آب بر كشیدن نمی تواند زیان ابدی را از انسان بردارد، بلكه می بایست افزون بر گلیم خویش، در اندیشه گلیم دیگران بود و دستگیر و راهنمای آنان شد.
كمال انسانی در گرو مسئولیت اجتماعی
برخلاف همه ادیان و مذاهب، اسلام دینی با محوریت همگرایی اجتماعی است؛ به گونه ای كه دستیابی به كمالات انسانی، تنها با محوریت اجتماع انسانی تحقق می یابد و این گونه نیست كه انسان بتواند برپایه خودبینی و خود محوری به كمالات بایسته و شایسته برسد.
از این رو عرفان اسلامی، عرفان اجتماعی است؛ چرا كه شناخت خداوندی و خدایی شدن تنها از مسیر خلق می گذرد و انسان در همه مسیر عرفان و شناخت و تزكیه، در ارتباط با خلق عمل می كند تا به موفقیت می رسد.
بر همین اساس هرگونه گوشه نشینی و رهبانیت به عنوان سلوكی غیر اسلامی مطرح می شود و دیر و خرابه نشینی مذموم و ناپسند شمرده شده و چله نشینی، در اعتكاف مساجد و در میان مردم و نمازگزاران معنا می یابد.
خداوند در آیات بسیاری از جمله در سوره عصر به این نكته محوری در سیر و سلوك خدایی گشتن، این گونه اشاره دارد كه هر كسی در زیان و خسران است مگر آن كه به حق، ایمان داشته باشد و كار نیك انجام داده و دیگران را به حق و كار نیك دعوت و سفارش نماید.
هر چند كه عمل صالح دایره وسیع و گسترده ای دارد كه شامل نماز و روزه و دیگر عبادات محض شرعی می شود، ولی اگر به خوبی توجه شود، این معنا به دست می آید كه احسان به دیگران و خدمت به همه موجودات و آفریده های خداوندی از جمله انسان، مهم ترین و اساسی ترین كارهای نیك و اعمال صالحی است كه انسان می تواند در مقام انسانیت و مظهریت ربوبیت به عنوان خلیفه الهی انجام دهد.
به عنوان نمونه خداوند در كنار نماز، مسأله انفاق و پرداخت زكات را مطرح می كند كه یك عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است؛ به این معنا كه هر چیزی را كه از هر طریق از جمله تلاش و كار و كوشش به دست آورده می شود می بایست بخشی از آن را به دیگران بخشید بی آن كه منتی بر آنان گذاشته شود؛ چرا كه آنان در این دستاوردهای شما حقی دارند كه باید ادا شود.
ادای چنین حقی از سوی شما به معنای حركت در مسیر خدایی شدن است؛ زیرا خداوند نیز بی هیچ منتی وجود را به شما هدیه كرده و نعمت های بی شماری را به شما بخشیده و می بخشد.
از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مرد و زن در كنار هم معنا می یابند و به كمال می رسند؛ زیرا زوجیت مبنای هستی است و این اجتماع كوچك در حقیقت نفس واحد و یگانه ای را شكل می دهند. (نساء، آیه 1 و آیات دیگر)
بنابراین، كمال نفس به همراهی زن و شوهر و تحقق زوجیت واقعی است و هیچ یك از مرد و زن نمی تواند به تنهایی به كمال بایسته و شایسته خویش برسد؛ زیرا نقص، زمانی برطرف می شود كه نفس، یكتا و یگانه شود. از این رو كمال هر انسانی دست كم به زوجیت و حركت در این مسیر است. زوجیت بنیاد هر اجتماعی است و از آن جا اجتماعات بزرگ تری از خانواده و عشیره و قبیله و ملت و جامعه بشری شكل می گیرد.
همچنین خداوند در آیاتی دیگر در كنار آموزه وجوب تعبد به توحید، تعبد به احسان به والدین را مطرح می كند كه خود بیانگر جایگاه بلند و رفیع، خدمتكاری به عنوان بخشی مهم از فرآیند خدایی شدن انسان است.
بر این اساس، رسیدن به هر كمال انسانی در گرو انجام مسئولیت هایی در قبال دیگران از جمله خدمتكاری و نوكری خلق است.
ارتباط ایمان واقعی با مسئولیت های اجتماعی
خداوند در آیه 177 سوره بقره می فرماید: «نیكی آن نیست كه روی خود، به جانب مشرق و مغرب كنید؛ بلكه نیكوكار كسی است كه به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و كتاب خدا و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با آن كه دوستش دارد، به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و در بند ماندگان ببخشد و نماز بگزارد و زكات بدهد و اینان چون عهدی می بندند بدان وفا می كنند و در بینوایی و بیماری و به هنگام جنگ، صابرند.»
در این آیه به درستی رابطه ایمان واقعی با فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی بیان شده و عبادات فردی در كنار عبادات اجتماعی معنا و مفهوم می یابد.
از این رو امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: اساس ایمان، همان احسان به مردم است. (غرر الحكم، ج4، ص52)
امام صادق (علیه السلام) نیز در تفسیر ایمان خالص و واقعی می فرماید: نیكی به برادران دینی و تلاش و جدیت برای رفع مشكلات آنان در تمام زمینه ها و در هر شرایط، برخاسته از ایمان خالص است. (بحار الانوار، ج71، ص 317)
پیامبر (صلی الله و علیه وآله) نیز در تبیین همین معنا و نگرش وحیانی قرآن، اسلام و نه ایمان را در گرو خدمت به خلق می داند؛ به این معنا كه اسلام به عنوان دین فطرت همانند عقل سالم، حكم می كند كه كمال را می بایست در خدمت به آفریده های الهی دید و برای خودسازی و تزكیه باید از مسیر خدمت به آفریده ها عبور كرد نه در گوشه نشینی و رهبانیت. از این رو می فرماید: مسلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم و اهتمام در رفع مشكلات آنان نیست. (اصول كافی، ج2، ص167، بحارالانوار، ج71، ص337)
در روایتی دیگر آمده است: بهترین مردم سودمندترین ایشان به مردمان است. این بدان معناست كه معیار در خوب و بد را می بایست در نفع و ضرر فرد به دیگران دید نه در گوشه نشینی و ریاضت كشی و رهبانیت گرایی. بنابراین، انسانیت انسان در گرو مسئولیت های اجتماعی اوست.
از دیگر مفاهیم در این حوزه می توان به مواسات اشاره كرد. پیامبر گرامی (صلی الله و علیه وآله) می فرماید: بلند مرتبه تر در نزد خداوند نیكوترین در مواسات و كمك رسانی و پشتیبانی از دیگران است. (بحارالانوار، ج71، ص341)
کلام را با روایتی از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به پایان می بریم، حضرت می فرمایند:
مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ، فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ ؛
هر كس می خواهد دعایش مستجاب و غمش از بین برود، باید گره از كار گرفتارى باز كند. (مسند ابن حنبل ، ج ۲، ص ۲۴۸، ح ۴۷۴۹)
این روایت جز این نیست که بازگو کننده اهمیت خدمت کردن به خلق می باشد ...
فرآوری: زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
حضرت خضر علیه السلام؛ راهی برای تقرب به امام زمان علیه السلام
خواندن ادعیه مربوط به امام زمان
دورهی مخفی شدنِ امام زمان علیهالسلام
پنج گناه بزرگ شیخ نمر!
عمود چهلم !!
من، با خودِ امام رضا کار دارم!
بهار نیکان! فدای صداقتتان
سوال تأمّل برانگیز تاریخ از دوستداران پیامبری محبوب
نقشه ی گنج گمشده در دستان پیشوای صادق
شاه کلید امام صادق علیه السلام برای استفاده بهتر از دنیا 

