دور و بر قتلگاه... یادت کردیم
در توبه و در گناه... یادت کردیم
خورشید گرفت... یاد کردیم ز تو
شبهای بدون ماه... یادت کردیم
با دیدن هر بلندبالای نجیب،
افتاد ز سر، کلاه... یادت کردیم
یعقوب شدیم، ماه کنعان گم شد!
یوسف شده، بین چاه یادت کردیم
یک عمر، به سمت کعبه خواندیم نماز
با این همه اشتباه... یادت کردیم!
در خشکی هر لبی به یادت بودیم
در شرجی هر نگاه... یادت کردیم
در «گریه» ، همه به یاد تو می افتند...
در «خنده ی قاه قاه» یادت کردیم
بی علت روشنی...! به هرجا دیدیم،
یک پارچه ی سیاه... یادت کردیم
ادامه مطلب
تو روی دست پیمبر تمام قرآنی
تو دست لطف خدا را قدیم الاحسانی
تو زندگاندی خونی تو کشتۀ اشکی
تو در کنار دو دریا ذبیح العطشانی
تویی چراغ هدایت توی تو فلک نجات
تو منجی بشریت به موج طوفانی
تو خون جاری قرآن به رگ رگ توحید
تو روح پاک الهی به جسم ایمانی
تو سایه بان الهی به قلۀ عرشی
چه روی داده که در آفتاب عریانی
تو زیب شانۀ پیغمبر خدا بودی
چه روی داده که زیر سم ستورانی
تنت زتیغ ستم سوره سوره گردیده
به نیزه سوره نوری به خاک فرقنی
یکی نگفت تو تنها عزیز زهرایی
یکی نگفت تو اسلام تو مسلمانی
ز بس کریم و عزیز و بزرگوار استی
برای گریه کنت زیر تیغ گریانی
هنوز وصف تو خرماست نخل میثم را
هنوز بر سرنی آفتاب تابانی
ادامه مطلب
کربلای عمر هرکس بی گمان خواهد رسید
روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید
عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان
ورنه در بستر بِسَر عمرِ گران خواهد رسید
دست و پنجه نرم کردن با شهادت ساده نیست
هرکسی کرب و بلایی شد ، به آن خواهد رسید
نوکرِ ارباب پیوسته دلش باشد جوان
پیر هم گردد به آقایش جوان خواهد رسید
غم مخور ، پای پیاده ،کربلا ، روزی نشد
عاقبت یک روز ، جا مانده ، دَوان خواهد رسید
دستِ بی مهری نباید داد با ارباب، چون
دستِ پر مِهرش به دست دوستان خواهد رسید
آزمایشهای تو در تو ، به دل صیقل دهد
وانگهی ، روزی ، جواب امتحان خواهد رسید
اشک عاشق ، تازه روز اربعین گل می کند
آشنا باشیم ،زنگ کاروان خواهد رسید
ناله زینب کند کاری که بر "هل من معین"
پاسخ لبیک از کلِّ جهان خواهد رسید
گر بماند نزد حق یک روز از عمر جهان
طالب خون خدا،صاحب زمان خواهد رسید
***
از وبلاگ حاج محمود ژولیده
ادامه مطلب
آن روز که شیرین دهنی یاد گرفتیم
در من یمت او یرنی یاد گرفتیم
در عشق شکستیم و شکستن را هم از
دندان اویس قرنی یاد گرفتیم
خون جگری هست اگر در غم ارباب
یکجا ز عقیق یمنی یاد گرفتیم
خونی است درون رگمان که سببی نیست
خون دادن اگر هست ،تنی یاد گرفتیم
گفتند بیاموز حسینی شدنت را
ما شور حسینی حسنی یاد گرفتیم
در عالم ذر سینه ما را به غم آموخت
ما در عوضش سینه زنی یاد گرفتیم
گاهی به خفا خواست بیاموزد از این عشق
فریاد زدیم و علنی یاد گرفتیم
شاگرد حسینیم که در لحظه ی مردن
مانند خودش بی کفنی یاد گرفتیم
ادامه مطلب
ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم
در روز چند بار سر سفره غمیم
بالاى بام خانه تو را جار میزنیم
زهرا اگر قبول کند مثل پرچمیم
دم میدهیم و میت مان زنده میشود
حداقل در این دهه عیسى بن مریمیم
مابین گریه فاطمه سرمیزند به ما
فرقى نمیکند که زیادیم یا کمیم
ما را اگر غلام سیاه آفریده اند
خیلى شبیه رخت سیاه محرمیم
هم تو کنار مایی و هم ما کنار تو
یعنى هنوز هم که هنوز است با همیم
امروز پاى روضه تو گریه مى کنیم
فردا شریک حج رسول مکرمیم
هنگام گریه قطره به قطره تبرکیم
هنگام گریه آب فراتیم، زمزمیم
با تو در این زمین خدا آشنا شدیم
ممنون آن گناه نخستین آدمیم
ما را بخر، ضرر بده اصلا، چه میشود؟
خوبیم یا بدیم همینیم درهمیم
واى از کسى که پیر شد و کربلا نرفت
ما کربلا نرفته فقیر دو عالمیم
گریه بده وگرنه ازینجا نمیرویم
ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم ...
ادامه مطلب
ای مسیحا که کنی زنده دو صد عیسی را
ای که چشم تو کند کار دو صد موسی را
تو حسینی که خدا گشته بهای دم تو
تو حسینی که شدی آینه ، بی همتا را
گفته احمد که حسین از من و من از اویم
جان شیرین شده ای جان و تن طاها را
گفته ای هر چه پسرهست علی بگذاری
تا کنی زنده به دنیا علم مولا را
تا که بر روی لبم نام تو را می گویم
می کنم شاد دل مادرتان زهرا را
کربلا آخر دنیای همه نوکرهاست
دم آخر برسان آخر دنیا ما را
تا که ناکام از این عالم خاکی نروم
کن نصیبم سحری جنت پایین پا را
شوق وصل است که در دیده ما می جوشد
قسمت دیده ی ما کن نظر دریا را
زودتر کار مرا دست علمدار انداز
نیست معلوم ببینم سحر فردا را
کشته ی اشک، بده اشک، بده سوز جگر
تا که از داغ تو پر خون بکنم دلها را
جان به قربان ترک های لب تشنه ی تو
آب کرده لب خشک تو قد سقا را
چه کشیدی تو در آن لحظه که دیدی آقا
پر نموده تن اکبر همه ی صحرا را
طالب خون تو کی می رسد از راه حسین
تا کند پر ز حسینیه همه دنیا را
ادامه مطلب

























