دیروز کسى پیش کسى نام تو را برد
گفتم که بمیرم دگران یاد بگیرند
من عشق تو را از پدرم یاد گرفتم
کار پدران را پسران یاد بگیرند
ای سوخته دل این نظرى که به تو کردند
زود است که صاحب نظران یاد بگیرند
**
اولاد فداى حرم عمه ى سادات
اى کاش تمام پدران یاد بگیرند...
ادامه مطلب
مروه زینب صفا امام حسین
کعبه ی بی منا امام حسین
هست ذکر قنوت هرشب من
ربنا اتنا امام حسین
با دوتا«یا»رسیده ام به خدا
یا ابالفضل یا امام حسین
عشق ماشد پیاده، گریه کنان
اربعین، کربلا، امام حسین
بعد دور ضریح جان دادن
دوقدم مانده تا امام حسین
اول گریه ها اباصالح
آخر گریه ها امام حسین
گریه ی بی صدا امام حسن
گریه ی باصدا امام حسین
می رسد گر سه جا امام رضا
آمده هرسه جا امام حسین
روضه خوان حسین امام رضا
روضه خوان رضا امام حسین
آخر روضه بر امام رضا
گریه کردیم با امام حسین
ادامه مطلب
عهد كردم در عزایت مبتلا باشم، نشد
اربعین، پای برهنه، كربلا باشم، نشد
محرم اسرار گشتم، مجرم عشقت شدم
عهد كردم خاك پای اولیا باشم، نشد
خواستم چون قطره ای در بحر بی پایان عشق
غرق در آب فرات نینوا باشم، نشد
اربعین زخم دل زینب مرا آزار داد
خواستم بر زخم قلب او دوا باشم نشد
من شنیدم شمر دون بر سینه ی آقا نشست
كاش میشد جای شاه سرجدا باشم، نشد
ادامه مطلب
ذکر هوالمعشوق هنگام سحر داریم ما
از دولت عشق است اذکارى اگر داریم ما
هر کس که با ما می نشیند زود عاشق می شود
خیلى براى این محلّه دردسر داریم ما
پیراهن ما نیز درمان می کند یعقوب را
از کوچه ی یوسف هرازگاهى گذر داریم ما
در عشق از اول براى سوختن آماده ایم
یعنى در آغازش ز پایانش خبر داریم ما
یک روز خاکستر شدن را یاد می گیریم ، چون
شب تا سحر پروانه را زیر نظر داریم ما
ما سوختن را در میان گریه کردن یافتیم
در آب می سوزیم ، از بس که هنر داریم ما
گفتیم اگر کلب نجف هستیم ، ایرادى نداشت
چون با سگ کهف آشنایى بیشتر داریم ما
خوب است سائل در گدایى خویشتن دارى کند
اینجا ولى از خویشتن دارى حذر داریم ما
حالا که اجر گریه از اجر شهادت بهتر است
بالاتر از خون گلو ، خون جگر داریم ما
بار سفر را بسته ایم و باز راه افتاده ایم
ماه صفر که می رسد میل سفر داریم ما
داریم در این جاده جبریل مقرب می شویم
پاى پر از تاول به جاى بال و پر داریم ما
ادامه مطلب
دستم نمی رود به تمنای این و آن
چشمم نمی کشد به تماشای این و آن
یوسف ندیده ها هوس چهره می کنند
این دل نمی خورد به زلیخای این و آن
عاشق نگشته اند دو چشمی که هرزه اند
بینا نشد نگاه،ز دنیای این و آن
رخسار تو کجا ، اثر دست ما کجا
رویت شبیه نیست به سیمای این و آن
□□□
باید که گریه کرد بر احوال زار خویش
مؤمن مگر گناه کند پای این و آن
غیبت خطای هر شب و هر روزمان شده
تا کی کنیم،سیرخطاهای این و آن
خود غرق مشگلیم در اطراف خویشتن
اما کنیم حل معمای این و آن!
دستی بکش توبر سر ما یابن فاطمه
خسته شدیم ما ز تسلای این و آن
ما با توییم و جان به کف نایب توییم
ما را رها مکن به تولای این و آن
ما دست از سلاله زهرا نمیکشیم
بالای سر قداستِ فتوای این و آن
حالا که فوج فوج همه کربلایی اند
یک عده میروند کلیسای این و آن
بانک و حساب خارجی و مرجعیت و
تعظیم تا کمر،به تقاضای این و آن
دنیا در آستانه فتح المبین ما
ما در پی مذاکره و رأی این و آن
برگرد ای عزیز سفر کرده ، کعبه شد
با غربتی عجیب مصلای این و آن
ادامه مطلب
مناجات شب جمعه
-----------------
عاقبت جذبه اش كشید مـرا
آخرین لحظه هـا خرید مـرا
كربلا ، اربعین ، شب جمعه
مـادرش كـرد روسـپید مـرا
ادامه مطلب
به دل مهر تو از بَدو تولد داریم
به شما عاطفهای رو به تزایُد داریم
روز و شب سلسله جنبان شهادت هستیم
تیغ در دست و به لب ذكر تشهد داریم
زخمی افتادنِ از اسب در اینجا اصل است
اهل دردیم و به این اصل تعهّد داریم
آشناییم به سرتاسر بین الحَرمین
ما كه عمری است در این جاده تردد داریم
با رخ ماه تو منظومۀ دل كامل شد
زهره و مشتری و شمس و عطارد داریم
همه با دست گدایی به رهت بنشینیم
كه زِ ارباب خود امّید تفقّد داریم
بركت هیئت تو مایۀ افزونی ماست
بی تو خردیم ولی با تو تعدد داریم
در زیارت خم ابروی تو با یاد آمد
هم از آن دم دلی از خود شده بیخود داریم
ادامه مطلب
تا ابد معتکف کوی حسینیم حسین
بسته دل در خم گیسوی حسینیم حسین
در پی جلوه ی دنیا دل ما کی برود
عاشق طلعت دلجوی حسینیم حسین
گلرخان را به حریم دل ما راهی نیست
ما خریدار گل روی حسینیم حسین
صبح محشر که سر از خاک بر آریم برون
مست از رائحه ی بوی حسینیم حسین
به لب خسته ی ما زمزمه جز نامش نیست
شکر للله که ثناگوی حسینیم حسین
سالک کرب و بلائیم حرم خانه ی ماست
فاطمه زاده و رهپوی حسینیم حسین
ما به میخانه ی هیئت به نیاز آمده ایم
طالب ساغر مینوی حسینیم حسین
از در خانه ی ارباب به جایی نرویم
ما گره خورده ی بر موی حسینیم حسین
از ازل گریه کن نائبة الزهراییم
تا ابد سینه زن کوی حسینیم حسین
ادامه مطلب
تا صبح میخوابند و من تاصبح بیدارم
تازه به غیر از درد و دل ، من درد هم دارم
درمان بیندازی نگاهش هم نخواهم کرد
اما بجایش درد بفروشی خریدارم
دیروز مجنون بودم و حالا زلیخایم
من داستانم، قصه ی در حال تکرارم
این کوچه گردی ام برای کوچه گردی نیست
دارم نهال عشق را در کوچه می کارم
اشک مرا هر وقت میبینی تفضل کن
هر وقت گریه میکنم یعنی گرفتارم
من عرضه کردم خویش را، بی مشتری ماندم
مانند جنس دور ریز بین بازارم
جز کنج این کوچه دگر جایى ندارم من
جایى ندارم من ولی این کنج را دارم
هرطور باشی زندگی ما همانطور است
ابرو گره کردی، گره افتاد در کارم
من فقر را مانند فرزندم بغل کردم
نفرین به من گر دست از این کار بردارم
امروز که پشت درم خب دستگیری کن
فردا که اعلامیه ی ترحیم دیوارم
ادامه مطلب
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
شاها سربخت بر در دولت تست یک خیمه فلک ز اردوی شوکت تست
گر خیمهی چرخ را ستونی باید اندازه ستون خیمهی رفعت تست
شب تار من خدايا زچه رو سحر ندارد
مگر اين عزيز زهرا ز دلم خبر ندارد
تو به من مگر نگفتي , غم دل به او بگويم
غم دل بگفتم اما به من او نظر ندارد
همه دم زنم صدايش شنوم مگر نوايش
چه کنم که آه سردم به دلش اثر ندارد
تو بگو کجا روم من که جمال او ببينم
که دلم به جز جمالش هوس دگر ندارد
تو بده نشانم او را که جز او دگر نبينم
که نديده هر که او را به يقين بصر ندارد
ز ظهور او سئوالي بنمودم از يکي گفت
که ز وقت رجعت او خبري بشر ندارد
به کجايي اي عزيزم نگري به حال و دردم
که فراق و دوري تو به جز از ضرر ندارد
تو براي شيعه هستي چو پدر به امر يزدان
تو بيا که شيعه جز تو پدري دگرندارد
نه فقط منم که هجرت زده آتشي به جانم
به حسين نما عنايت که کسي به بر ندارد
تو به کربلا نبودي به حسين کمک نمايي
ز وفابرس به دادش که کسي به سر ندارد
به کنار نعش اکبر بنشست حسين و گفتا
که خبر دهد به ليلا که دگر پسر ندارد
به مصائب حسيني به جهان کسي چوکردي
ز ميان سينه سوزان سخنش اثر ندارد
شنیدم آن که بفرموده احمد مرسل (ص)
شفیع امت زارم حسین مظلوم (ع) است
منبع : وبلاگ نوای بی نوا
ادامه مطلب
شیر ده ساله طفل دیگر نیست
ننگ بر من اگر سپر نشوم
نفسم بند آمده عمه
می دهم قول دردسر نشوم
شب اصغر شب هفتم شب قحط آب مردم
سه شب دیگه تن شه میشه زیر نیزه ها گم
شور شیرین غمش رمز بقای سرمدی است
از سرشک دیده گان ، آب بقا دارد حسین (ع)
شفق مه روی نیزه شد؛ ز کدامین سو به نیزه شد؟
نه ز جای خنجر عدو، سرش از پهلو به نیزه شد!

ادامه مطلب
سودا زده طره جانانه ام امروز
زنجیر بیارید که دیوانه ام امروز
سلام من به محرم محرم گل زهرا
به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم به تشنگی عجيبش
به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش
سلام من به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام من به محرم به کربلا و جلالش
به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

ادامه مطلب
سلام برتو اي وارث آدم ، برگزيده خدا
سلام بر تو اي وارث نوح ، پيامبر خدا
سلام بر تو اي وارث ابراهيم ، دوست خدا
سلام بر تو اي وارث موسي ، همسخن خدا
سلام بر تو اي وارث عيسي ، روح خدا
سلام بر تو اي وارث محمد ، محبوب خدا
سلام بر تو اي وارث علي ، ولي خدا
سوختن ازفاطمه آموخته
در فدک صبر علی را دیده است
عشق را با فاطمه سنجیده است
مرحبا زینب که طوفان کرده است

ادامه مطلب
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
زان تشنگان هنوز بعيوق مىرسد
فرياد العطش ز بيابان كربلا
.
آه از دمى كه لشكر اعداد نكرد شرم
كردند رو بخيمه سلطان كربلا
.
آندم فلك بر آتش غيرت سپند شد
كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
زیر ایوانت اگر روزی کبوتر می شدم.
آنقدر پر میزدم در خون که پر پر می شدم
در حریم تو کبوتر ها به باران میرسند.
گز به کویت راه می بردم کبوتر می شدم
کاش در هنگام طوفان سیاه نیزه ها.
سرخ تر از شرم بغض آلود خنجر می شدم
ز شرم روی ماهش آب شد، آب
ز شوق دیدنش بی تاب شد ، آب
نه بر لب های خود آبی رسانید
نه از لب های او سیراب شد ، آب
زهم پاشيده بي تو لشكر من
گرفتار غمت شد دختر من
وفايت را بنازم كه بيايد
سرت بر نيزه دنبال سر من
منبع : وبلاگ نوای بی نوا
ادامه مطلب














