درباره جشنواره



بر روی عکس کلیک کنید

نويسنده وبلاگ
میثم طاهری
موضوعات
آیین های عزاداری و فرهنگ محرم در شاهرود
اشعار
تصاویر
فلسفه قیام عاشورا
مقالات
اربعین حسینی
اشعار (مشاعره حسینی) ماه محرم به ترتیب حروف الفبا
عاشورا و امام حسین(ع)‏ از دیدگاه اندیشمندان جهان
احادیث
مرثیه شب عاشورا
شخصیت شناسی امام حسین(ع)
دلنوشته
کتاب الکترونیک
نرم افزارهای موبایل
40 پرسش و پاسخ درباره قیام امام حسین (ع)
مناسبتها
مطالب مرتبط
مناجات محرمی با امام زمان (عج)
قطعه ادبی
فایل های فلش
فایل های پاورپوینت
وداع با محرم و صفر
فایل های صوتی (کتاب گویا)
فایل های ورد
فضیلت زیارت امام حسین (ع)
گرافیک
مراجع تقلید
آیت الله خامنه ایَ

آیت الله سیستانی



آیت الله وحید خراسانی
مترجم 36 زبان وبلاگ
زیارت عاشورا
زیارت عاشورا
سخنی از بهشت
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
لينک دوستان
موکب امام حسین (ع)
یاد و خاطره شهدا
صَباحَت
جشن قرآن کریم
مسجد المهدی ناجی اباد کاشان
دومین سوگواره عاشورایی راسخون
حجاب و عفاف
منبرک عاشورا
˙·٠•●✿ حسینیون ✿●•٠·˙
راسخون
حرف چ - قسمت دوم (مشاعره حسینی)

چیده فلک بزم عزای حسین (ع)
جن و ملک نوحه سرای حسین (ع)
اهل زمین مویه کنان ، اشکبار
مویه کنان اند برای حسین (ع)
چون خون ز حلق تشنه‌ی او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه‌ی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:42 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
حرف چ - قسمت اول (مشاعره حسینی)

چون شب رسيد، سر به بيابان گذاشتيم
جان را كنار شام غريبان گذاشتيم

چون خلافت رشته از قران گسیخت

حریت را زهر اندر کام ریخت

تیغ بهر عزت دین است وبس

مقصد او حفظ آیین است و بس
خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد
رمز قران از حسین آموختیم

ز آتش او شعله ها اندوختیم
ای صبا ای پیک دور افتادگان

اشک ما بر خاک پاک او رسان


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:39 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
حرف جیم - (مشاعره حسینی)

جوشيد خونم از دل و شد ديده باز، تر
نشنيد كس مصيبت از اين جانگدازتر
صبحي دميد از شب عاصي سياه تر
وز پي شبي ز روز قيامت درازتر
بر نيزه ها تلاوت خورشيد، ديدني ست
قرآن كسي شنيده از اين دلنوازتر؟
قرآن منم چه غم كه شود نيزه، رحل من
امشب مرا در اوج ببين سرفرازتر
عشق توام كشاند بدين جا، نه كوفيان
من بي نيازم از همه، تو بي نيازتر
قنداق اصغر است مرا تير آخرين
در عاشقي نبوده ز من پاكبازتر
با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد
باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد

جلوه ای کرد از يمين و از يسار دوزخی و جنتی کرد آشکار
جنتی خاطر نواز و دلفروز دوزخی دشمن گداز و غير سوز
پرده ای کاندر برابر داشتند وقت آمد پرده را برداشتند
پس ندا داد او نه پنهان ٫ بر ملا که الصّلا ای باده خواران الصّلا
همچو اين می خوش گوار و صاف نيست ترک اين می گفتن از انصاف نيست
هر که اين می خورد جهل از کف بهشت گام اول پای کوبد در بهشت
جمله ذرات از جا خــــاستند ساغر می را ز ساقی خواستند
بار ديگر آمد از ساقی صدا طالب آن جام را بر زد ندا
اين نه جام عشرت اين جام ولاست درد او دردست و صاف او بلاست
حبذا زين می که هر کس مست اوست خلقت اشيا مقام پست اوست
گرچه اين می را دو صد مستی بود نيست را سرمايه هستی بود
از خمار آن حذر کن کاين خمار از سر مستان برون آرد دمار
درد و رنج و غصه را آماده شو بعد از اين آماده پيمانه شو
در هوای او نفس هر کس کشيد يکقدم نارفته پا وا پس کشيد
سرکشيد اول به دعوی آسمان کاين سعادت را بخود بردی گمان
ذره يی شد زآن سعادت کامياب زآن بتابيد از ضميرش آفتاب
جرعه يی هم ريخت زان ساغر بخاک زان سبب شد مدفن تنهای پاک
بود آن می از تغير در خروش در دل ساغر چو می در خم بجوش
چون موافق با لب همدم نشد آنهمه خوردند اصلا کم نشد
باز ساقي بركشيد از دل خروش گفت اي صافي دلان دردنوش
مرد خواهم همتي عالي كند ساغر ما را ز مي خالي كند
جمله را دل در طلب چون خم به جوش ليكن آن سرخيل مخموران خموش
سر به بالا يكسر از برنا و پير ليكن آن منظور ساقي سر به زير
هر يك از جان همتي بگماشتند جرعه اي از آن قدح برداشتند
باز بود آن جام عشق ذوالجلال همچنان در دست ساقي ماند مال
جان بر كف منتظر ساقي هنوز الله الله غيرت آمد غير سوز
زينت افزاي بساط نشأتين سرور و سرخيل مخموران حسين (ع)
گفت : آن كس را كه مي جويي منم باده خواري را كه مي گويي منم
شرط هايش را يكايك گوش كرد ساغر مي را تمامي نوش كرد
باز گفت از اين شراب خوش گوار ديگرت گر هست يك ساغر بيار
خود به معني باده بود و جام بود گر به صورت رند ، درد آشام بود
شد تهي بزم از مني و از تويي اتحاد آمد به يكسو شد دويي

جز سر غرق خون تو که شد چراغ قافله


     راس بریده بر کسی راهنما نمی شود

جرم است سراپای من خاک نهاد لیکن بودم به عفو او خاطر شاد
ای وای اگر عفو نباشد ، ای وای فریاد اگر جرم نبخشد ، فریاد

منبع : وبلاگ نوای بی نوا


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:37 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
غلامرضا سازگار

دوای درد عالم یا حسین است

شفای روح آدم یا حسین است

به لوح آفرینش با خط نور

نوشته اسم اعظم یا حسین  است

اگر باشد تمام عمر یک دم

همان یک دم مرا، دم یا حسین است

اگر بر مرده جان بخشد عجب نیست

دم عیسی بن مریم یا حسین است

پس از ذکر خداوند تعالی

ز هر ذکری مقدّم یا حسین است

نجات اهل محشر، روز محشر

خموشی جهنم یا حسین است

به یاد آن لب عطشان هماره

صدای آب زمزم یا حسین است

نوار قلب کل سینه زن ها

نفس های محرّم یا حسین است

درون سینه آهم یا ابالفضل

به صورت نقش اشکم یا حسین است

نسیم نینوا، پیک شهادت

صدای کربلا هم یا حسین است

کتاب "نخل میثم" را بخوانید

تمام نخل میثم یا حسین است


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:34 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
سید پوریا هاشمی

آبروی ماست گریه آبروداریم ما

با لباس مشکی ات عمریست خو داریم ما

باطهارت بودن از ارکان مجنون بودنست

حرف لیلا میشود هرجا وضو داریم ما

چشم ما بی اشک بی خیراست بی خیرش نکن

که فقط از دار دنیا دو سبو داریم ما

حرف ما در روضه ها با اشک گفته میشود

درمیان گریه باهم گفتگو داریم ما

دامن آلوده شدیم اما تو پاکش میکنی

روسیاه از غفلتیم اما رفو داریم ما

حضرت عباس حامی عزاداران توست

چه هراس از طعنه ها وقتی عمو داریم ما

هرکسی دل را بدستت داد از مردم برید

تا که دریا هست کی سودای جو داریم ما؟

خوب و بد ما به حسینیه پناه آورده ایم

خوب و بد از پرچم تو رنگ و بو داریم ما

آرزوی کربلا بر پیرها که عیب نیست

کربلایی نیستیم و آرزو داریم ما

شهر با یک یاحسین ما معطر میشود

هرکجا نام تو باشد های و هو داریم ما 

لحظه های آب خوردن هم به فکر روضه ایم

بغض خشکیِ لب و بغض گلو داریم ما

در غمت آیات قرآن روضه خوانی میکند

آب دریا و بیابان روضه خوانی میکند


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:33 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
قاسم نعمتی

تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر

 

هركسى آب و گِلش، آب و گِل حیدر شد

در دل معركه ها یك تنه یك لشكر شد

خون زهرا به رگِ " شیخ نِمِر " ها جاریست

الگوى غیرت ما دختر پیغمبر شد

این خبر را برسانید به سگ هاى یهود

وقت خشم و غضب نسل یَل خیبر شد

یادتان هست على غائله را پایان داد

یادتان هست كه وقت غضبش محشر شد

وقت برهم زدن آل سعود آمده است

عمر این نسل زنازاده دگر آخر شد

مثل آیینه شود جلوه ى نورش تكثیر

اثر خون شهیدان همه جا كوثر شد

باز هم یار على را تك و تنها كشتند

زنده در خاطره ها، خاطره ى مادر شد

نحوه ى كشتن او از همه پنهان مانده

مثل آن سینه كه مجروح، ز میخ در شد

از تن غرق به خونش بخدا معلوم است

همچونان شاخه گُلِ له شده اى پر پر شد

مثل ارباب، گرفتار حرامى ها شد

دست و پا زیر لگدها زده و بى سر شد

خواهرى لحظه ى جان دادنش از دور ندید

آن دمى را كه بریده ز قفا حنجر شد

خون مظلوم به واللهِ گریبان گیر است

سندم كرببلا، خون على اصغر شد


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:33 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
محمد سهرابی

زینب که سینۀ او خود مدفن حسین است

روحش چنان لطیف است گویا تن حسین است

یارب چه نشئه گل کرد؟ ظلم است و استغاثه!!!

دست سنان و اخنس بر دامن حسین است

مقتول عشق جز خود قاتل نمی شناسد

خون حسین اینجا در گردن حسین است

بر ناکسان حرام است تشریف پادشاهی

ای شمر این که بردی پیراهن حسین است

دل کندن از دو عالم سهل است پیش زینب

آن جلوه ای که سخت است جان کندن حسین است

قاسم وداع دارد تا حشر یا که اکبر؟

این موج گیسوی کیست بر گردن حسین است؟

زد بخیه زلف قاسم زخم گناه ما را

مژگان اصغر اینجا خود سوزن حسین است

فرقی ندید معنی بین رقیه و شاه

رأس حسین اینجا بر دامن حسین است


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:32 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
احمد بابایی

اذان سرمه می‌گویند در چشم شبستانَش

صدای صبح می‌پیچید به صحن شبنمستانَش

ز فرط تازگی زخم خدا را بی‌کفن دیدم

شنیدم با حصیر کهنه نتوان کرد پنهانش

تماشا می‌کنم از بین انگشتان بهشتش را

مبادا انگشتری را ساربان دزدد ز رضوانش

غرورش یک سروگردن ز شام و کوفه برتر بود

نخواهد دید چشمِ تیغ هم سر در گریبانش

نه‌تنها خون عشاقش به امر او چکد بر خاک

خبر دارم که بوده دشمنش هم تحت فرمانش

دلی که بشکند جای حسین است و به این معنا

خدا شب‌های جمعه می‌شود انگار مهمانش

عقیق از خون و دُر از اشک، مقتل جمعه بازار است

دمِ اصلی هیاهو بود و غارت گشت دکانش

ز بس در دست و دل‌بازی قیامت کرده در مقتل

برای غارت غفران طمع کرده است شیطانش

به کوفه حرف آخر را به دست حرمله دادند

که روشن کرده تکلیف گلو را تیر و پیکانش

چه حالی یابد آن بانوی سینه‌چاک یا حیدر

اگر مُثله ببیند جسم صد چاک شهیدانش

سر هر کوچه‌ای نام شهیدی روضه می‌خواند

به لطف شاه ری کرب و بلا گردیده تهرانش

اگر با کدخدای جاهلیّت تیغ در تیغیم

اگر هرگز نمی‌ترسیم از کابوس و هذیانش

خدا مستغنی از هر کدخدایی کرده آقا را

نبیند نیزه‌ی تهدیدِ غربی‌ها هراسانش

بگو با کدخدا فرمانده‌ی ما اهل عاشوراست

بگو هرگز نخواهد رفت ایران تحت فرمانش

بگو فرمانده‌ی ما رنگی از خون خدا دارد

نخواهد داد دست بیعتی بر آل مروانش

چه باک از کدخدا وقتی خدا با کربلایی‌هاست

نشد روح خدا محبوس در بند جمارانش

رها از قید و بند مرزها پیچیده در عالم

اگر باور نداری از یمن بین تا به لبنانش

حرم کی بی‌مدافع مانده یارب غیر عاشورا

خدا برکت دهد بر غیرت مردان افغانش


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:32 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
محمد جواد شیرازی

نامحرم آوردم دل و محرم گذشتم

بر دل نوشتم: "دوستت دارم..." گذشتم

عشق است و عاشق هرچه دارد نذرِ عشق است

از مادرم،  دار و ندارم هم گذشتم

گمراه بودم، گریه کردم در عزایت

از نسلِ آدم بودم و آدم گذشتم

از کودکی ام بین هیئت ها نشستم

من پای عشقت از همه عالم گذشتم

فرهادم و با دردِ شیرینی که دارم

از خیرِ طب و بهره ی مرهم گذشتم

یک روز زیر پرچمت من را رساندند

عمری است از زیرِ همین پرچم گذشتم

امشب شبیه تو که درهم می خریمان

از هر کسی ناراحتم درهم گذشتم

شب های جمعه در فراقِ کربلایت

از شهر ری با سینه ای پر غم گذشتم

کم کم مرا سوزاند داغِ روضه هایت

از شعرها... از روضه ها... کم کم گذشتم

مقتل به دستم مانده و مبهوت ماندم

هی بغض کردم، خط به خط خواندم گذشتم

بوسه به زیر حنجرت دردسری شد

از روضه ی جان کندنت مبهم گذشتم

جانم به لب آمد زمانی که به مقتل

از غارت پیراهن و خاتم گذشتم...

شکر خدا این بار هم  از روضه هایت

با قلب خون، با چشم پر شبنم گذشتم


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:31 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
وحید محمدی

کام خشکی تا به دریا می رسد

یک سلام از ما به آقا می رسد

انقلاب عشق بر پا می کند

بیرق آقا به هر جا می رسد

بانگ هیهات حسینی دیر و زود

عاقبت تا کل دنیا می رسد

سربلند روضه هایش می شویم

رزق اشک از سمت بالا می رسد

از سر این سفره های هیئتی است

هر چه از خیرات ما را می رسد

از گدایی در این خانه است

آن غلامی که به هر جا می رسد

ما فقیرانیم و از کرببلا

سالی یکبارش به ماها می رسد

نور این اشکی که زهرا می خرد

وقت وانفسای فردا می رسد

روضه بر پا می شود وقتی به حشر

پیرهن در دست، زهرا می رسد

گریه کن بی بی است وقتی که حسین

با سری مثل معما می رسد ...


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:31 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
صامره حبیبی

یک روز رسیدن به تو رویای من این است

هربار فقط از تو تمنای من این است

ای کاش به دستت برسد عرض سلامم

یک عمر ازاین حنجره آوای من این است

با بردن نام تو دلم رفع عطش کرد

هنگام سحر روزی لبهای من این است

مدیون توو تربت اعلای تو هستم

بیمارم و دور از تو مداوای من این است

چشم از همه بستم که تو را خوب ببینم

چون عاشقم و راه تماشای من این است

در حسرت شش گوشه شدم بی سر و سامان

القصه که از غصه سراپای من این است

از شوق زیارت شده ام خادم هیأت

یک روز رسیدن به تو رویای من این است


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:30 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
محمد بختیاری

در خیال تو فنا می شوم ان شاءالله

با تو همرنگ خدا می شوم ان شاءالله

از اذان علی اکبر تو جا ماندم

با  نماز تو ادا می شوم ان شاءالله

پنبه ی عقل مرا باز  جنون خواهد زد

آخر از خویش  رها می شوم ان شاءالله

بین بین الحرمینت دو دلی خواهم کرد

چون  کبوتر دو هوا می شوم ان شاءالله

هدف از  سجده به پاهای تو افتادن بود

بین یک سجده فدا می شوم ان شاءالله

دیده هرچند شد از حسرت دیدار سپید

با رخت دیده گشا می شوم ان شاءالله

بعد عمری که به گریه سپری شد ، آخر

 تربت کرب و بلا می شوم ان شاءالله

از بس آغوش تو گیراست، یقین در محشر

از دل قبر تو پا می شوم ان شاءالله 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:30 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
رحمان نوازنی

یك عمر در عزای تو باران نوشته ایم

اسم "هواللطیف" فراوان نوشته ایم

اسم هو اللطیف خدا را یکی یکی

دور و بر حسینیه ها مان نوشته ایم

با دست خط گریه، عزای حسین را

یک عمر بر کتیبۀ ایمان نوشته ایم

مومن دلش عزای حسین است و والسلام

این را برای هر چه مسلمان نوشته ایم

ما جملۀ «حسین و نعم الامیر» را

روی کفن به دیدۀ گریان نوشته ایم

هر قطره می چکیم که پیدایتان کنیم

بر روی پلکمان غم کنعان نوشته ایم

این گریه این عبادت شیرین خویش را

نذر كبوتران خراسان نوشته ایم

سرهای ما اگر چه به نیزه نشد ولی

در پای نیزه  گریه فراوان نوشته ایم


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:30 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
محمد جواد پرچمی

در مسیر خانۀ لیلا ز جان باید گذشت

تا وصال یار از صد امتحان باید گذشت

به ابی انت و امی چونکه گفتی بر حسین

دیگر از فرزند و مال و خانمان باید گذشت

در طریق کعبه باید با مغیلان سر کنی

پس دگر از طعنه های این و آن باید گذشت

هر که شد گمنام تر ، زهرا خریدارش شود

بر در این خانه ، از نام و نشان باید گذشت

دل فقط جای حسین است و حسین است و حسین

از هر آنچه غیر او در این جهان باید گذشت

ابر اگر باران نبارد ، سایه می خواهم چکار

واقعآ از چشم بی اشک روان ، باید گذشت

حمد و سوره بر سر قبر محبانش نخوان

از مزار سینه زن ، سینه زنان باید گذشت


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 آبان 1395  | 6:29 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
.: BlackSkin - Edit By Teshneh-Lab:.

تعداد کل صفحات : :: 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >

آرشيو مطالب
فروردین 1396 ،
مهر 1395 ،
آبان 1395 ،
آذر 1395 ،
دی 1395 ،
بهمن 1395 ،
اسفند 1395 ،
نظر سنجی



الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
وَعَجِّل فَرَجَهُم

آخرين مطالب
تصویر بین الحرمین در شهر کربلا
چرا به امام حسین (علیه السلام) اباعبدالله می گویند
دسته های سینه زنی
نرم افزار اندرویدی زندگانی امام حسین (ع) از ولادت تا شهادت
نمای لانگ شات از حرم ارباب دو عالم...
جواد هاشمی (تربت) - مولای غریب
«برآمده از خنده بهار»
ماندگاری امام حسین (علیه السلام) و عاشورا
داستان غلام سیاه امام حسین (علیه السلام) و دعای حضرت
ضریح و شش گوشه امام حسین (ع)
سید رضا مؤیّد - هرکس که حسینى است
«و حسین علیه ‏السلام می‏خندد»
نرم افزار اندروید شهادت نامه امام حسين عليه السلام
حرم مطهر سیدالشهدا علیه السلام
عاشورا؛ آینه حقیقت مطلق
و تو آمدى ...
سین اول سلام بر ارباب
فطرس پر سوخته - سید رضا مؤیّد
خیابان منتهی به حرم اباعبدالله علیه السلام
آورده‌اند که ... : فطرس
ماجرای سلام امام حسین (علیه السلام) به پیرمرد
حرم امام حسین علیه السلام در نمایی دور
ترس از غم طوفان بلا بی معنی است - اصغر چرمی
رازهاى ماندگارى عاشورا
کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف مشهور به لهوف
تاریخ و ساعت

الأربعاء‬، ٧ رجب ١٤٣٨
Wednesday, April 05, 2017

ساعت فلش مذهبی
جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آي پي شما

آمار سايت
كل بازديدها : 180215 نفر
كل مطالب : 1327 عدد
آخرين بروز رساني :
چهارشنبه 16 فروردین 1396 
صوت وبلاگ

تقویم مناسبتی

ذکر ایام هفته

ذکر روزهای هفته