
شکی نیست کار که عبارت از ابراز فعالیت و ظاهر ساختن نیروی و انرژی است بخودی خود دارای ارزش خاصی بوده و یکی از عوامل رفاه و خوشی و کامیابی بشمار میرود و هرگاه در پیرامون علل ترقی و انحطاط ملتها غور نمائیم و تاریخ زندگانی آنها را مورد بررسی قرار دهیم معتقد خواهیم شد که نه تنها کار بیتأثیر در پیشرفت و برتری بعضی از آنها بر بعض دیگر نیست بلکه میزان اساسی برای ارتقاء و رکن مهم اجتماع و اساس سعادتها و ترقیات است
کار در اسلام
شکی نیست کار که عبارت از ابراز فعالیت و ظاهر ساختن نیروی و انرژی است بخودی خود دارای ارزش خاصی بوده و یکی از عوامل رفاه و خوشی و کامیابی بشمار میرود و هرگاه در پیرامون علل ترقی و انحطاط ملتها غور نمائیم و تاریخ زندگانی آنها را مورد بررسی قرار دهیم معتقد خواهیم شد که نه تنها کار بیتأثیر در پیشرفت و برتری بعضی از آنها بر بعض دیگر نیست بلکه میزان اساسی برای ارتقاء و رکن مهم اجتماع و اساس سعادتها و ترقیات است زیرا مکرر دیدهایم که دسته از مردم بر اثر کار و کوشش بموفقیتهای بزرگی نائل و با خوشی و نیکبختی هم آغوش شدهاند بالعکس دسته دیگر که یا از روی سست عنصری و تنبلی و یا بواسطه عدم توجه بارزش کار تن بکاری نمیدهند.در پستی و ذلت جایگزین بوده و از لذت زندگی بیبهره هستند بنابر این موفقیتها و سعادتمندیها بستگی تامی باهمیت کار و درجه ابراز لیقات و شایستگی افراد داد و هیچ چیز نمیتواند با آن رقابت و برابری نماید.
مردمی که برای تهیه مال و ثروت به هر چیگری زور و پارتی بازی و امثال آنها بیش از کارو کاردانی اهمیت قائل هستند باید آنها را فاقد رشد اجتماعی و وامانده از قافله تمدن دانست.
اسلام با ذکر کلمه جامعه(لیس للانسان الاماسعی یعنی بهره انسان بقدر سعی و کوشش اوست)مزیت اشخاص را براساس کار و درجه فعالیت آنها استوار نمود و با همین عبارت کوتاه ارزش و موقعیت کار را روشن ساخت اسلام پیرامون خویش را دعوت بکار و ارتزاق از حاصل دسترنجشان مینماید و دستور میدهد(کل بکدالیمین و عرق الجبین.یعنی بوسیله زحمت دست و عرق پیشانی امرار معاش
نمائید.اسلام کارگر را دوست خدا و شغل برزگری را پیشه پیامبران معرفی مینماید از ترک دنیا و بیاعتنایی بشئون زندگانی سخت نکوهش فرموده است فرمایش یکی از بزرگان دینی است
(لیس منا من ترک دنیاه لاخرته یعنی کسی که دنیا را برای آخرتش ترک گوید از ما نیست)
روش پیشوایان اسلام بهترین سرمشق و دستورالعمل برای پیروان آنها است.علی علیهالسلام با اینکه رئیس و پیشوای مسلمین بود در ساعات فراغت بکار و زراعت اشتغال میورزید حتی اینکه بدست خود باغستانهای متعددی احداث نمود فقرا را از نتیجه زحمات خود اطعام نموده و متمنع میساخت.
اشخاصی که بدون انجام کاری از مال موروثی و یا سرمایه اندوخته خود زندگی مینمایند نباید آنها را پیرو قرآن و دستورهای آن دانست باید گفت آنها مفتخوار و سربار جامعه و مستنکف از اطاعت پیشوایان دین هستند.بشر باید افاده دهد تا مستفید شود هر اندازه که وجود شخص برای جامعه مفید باشد باید بهمان نسبت الز لذت زندگی بهرهمند گردد.
پس مبنای برتری و امیتاز اشخاص بارزش کار و درجه شایستگی آنهاست و این اصل متضمن چندین اثر قهری و فائده اجتماعی و اخلاقی است.
1-حس حسد و کینهتوزی تا حدی کم میشود و در عوض حس رقابت و اظهار وجود و شخصیت در میان مردم روبتزاید میرود زیرا همینکه افراد دانستند که بدون جهت نمیتوان از حیث زندگانی و موقعیت اجتماعی بر دیگران تفوق جست و فقط یگانه راه نیل سعادت و پیروزی کار و کوشش میباشد هر کس جدیت خواهد نمود کار خود را به نیکوترین وجه انجام داده و بدین وسیله بر همگنان سبقت جوید.
2-اگر کار ملاک پیشرفت و ترقی اشخاص نباشد نتیجه این خواهد شد که دلسردی فراوان در میان طبقه روشن فکر و تحصیل کرده و اشخاصی که نقطه اتکاءشان منحصر بشخصیت علمی و فنیشان میباشد ایجاد شده و بالطبع علوم و اکتشافات سیرقهقرائی را خواهد پیمود.
3-تنپروری و کاهلی در افراد مبدل بجدیت و خدمتگزاری میشود
4-سرمایههای اندوخته شده بکار افتاده و دیگران نیز از آن بهرهور خواهند شد.
منبع:http://www.noormags.com
مربوط به موضوع جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی
[ یک شنبه 13 فروردین 1391 ] [ 7:57 AM ] [
حوراءالانسیه ]