
تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در این سه دهه باعث شده است تا مرزهای جنسیتی اشتغال به کمترین حد خود برسد اما سوال اینجاست که آیا این روند به سود جامعه و کشور است یا میبایست اشتغال را دوباره و با توجه به نیازهای افراد و جامعه و نیز ظرفیتها و استعدادها به ویژه تواناییهای جنسیتی افراد بازتعریف کنیم.
تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در این سه دهه باعث شده است تا مرزهای جنسیتی اشتغال به کمترین حد خود برسد اما سوال اینجاست که آیا این روند به سود جامعه و کشور است یا میبایست اشتغال را دوباره و با توجه به نیازهای افراد و جامعه و نیز ظرفیتها و استعدادها به ویژه تواناییهای جنسیتی افراد بازتعریف کنیم.
- با توجه به تغییر برخی ساختارهای اجتماعی و بوجود آمدن نیازهای جدید، آیا نیاز به تعریف جدیدی از اشتغال بر مبنای جنسیت هست؟
در نگرش اسلام، همیشه «انسان» و هدایت او مدنظر بوده، بدون این که زن یا مرد به تنهایی لحاظ شده باشد؛ از این رو، در طرح مباحث جدید مربوط به زنان، نباید منفعلانه برخورد کرد، بلکه باید با استفاده از مبانی متقن اسلامی، سعی کنیم به حل معضلات و مشکلات بپردازیم.
مطلب عمده در اشتغال زنان از منظر اسلام، حفظ جایگاه و منزلت زن است و این امر باید در اشتغال زنان مورد توجه قرار گیرد. در تفکر اسلامی، تحکیم و تعالی نهاد خانواده بر پایه ویژگی های فطری و طبیعی زن و مرد، اولویت و اهمیت خاصی دارد و از نقشهای مهم زن، نقش همسری و مادری تعریف شده است. و البته در کنار آن، بر امکان اشتغال و استقلال مالی زنان نیز تأکید شده است.
از منظر فرهنگ اسلامی و ایرانی برای زنان، اشتغال صرفاً هدف نیست بلکه آن را به عنوان یکی از راه های افزایش قابلیت و شکوفایی استعداد زنان ، در جهت تعالی و کمال آنان و در خدمت خانواده و رفاه و آسایش می¬دانند. از آیات و روایات استفاده می شود که عرصه عمومی و ایفای نقش در موقعیت های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ویژه گروه یا جنس خاصی نیست. زن به عنوان جنس مؤنث، در هیچ آیه و روایتی از فعالیت اجتماعی و کار و تلاش در بیرون از خانه منع نشده است. بنابراین گرچه در طول تاریخ، خدمات خانگی و رسیدگی به خانواده از دغدغه های اصلی و عرصه های مهم فعالیت و مهارت زنان بوده اما هیچ گاه به عنوان حوزه انحصاری مطرح نبوده است.
البته باید توجه داشت که عوامل متعددی نظیر مصلحت خانواده و جامعه، ذوق و سلیقه، استعداد، توانایی جسمی و ویژگی های روانی در تعیین درجه مطلوبیت عمل مؤثر است. با توجه به تحلیل ساختاری خانواده که هر یک از زن و مرددارای نقش های متمایز و مکمل هستند و با ملاحظه تفاوت های تکوینی که سوگیری طبیعی پذیرش نقش ها را فراهم می کند و با توجه به تفاوت های تشریعی که هنجارهای زیر بنایی قوانین و الگوهای مراوده ای در خانواده را مشخص می کند، و نیز با در نظر گرفتن تخصیص اداره مالی خانواده به عهده مرد از دیدگاه اسلام و اولویت اداره تربیتی ـ عاطفی خانواده برای زن، نقش وی در استحکام خانواده غیرقابل انکار است.
در عین حال علاوه بر مسئولیت های خانواد گی، مجموعه ای از مسئولیت های فردی و اجتماعی نیز برای زنان متصور است که حضور ایشان را به عنوان یک موثر و کارگزار اجتماعی در سطح جامعه انسانی به تصویر می¬کشد واسلام چنین مسیری را برای زن مسلمان فراهم کرده است تا خانواده و حیات اجتماعی از وجود زنان سرشار از علم و حکمت و عاطفه و محبت محروم نباشند.
آنچه مسلم است زنان در طول تاریخ نقش های متعدد خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی را عهده دار بوده اند لکن با توجه به تغییرات اجتماعی و الگوهای جدید سبک زندگی بایستی به منظور حفظ ارزش های فرهنگی و ارتقاء کیفی زندگی در جوامع اسلامی، مؤلفه ها و شاخصه های این حضور اجتماعی به ویژه در حوزه اشتغال به خوبی طراحی شده و پاسخگویی مجموعه ابهامات و دغدغه های موجود باشد.
- مهمترین معیارهایی که برای این تعریف از اشتغال باید در نظر بگیریم کدام است؟
در اسلام به چهار نکته اساسی در مورد شرایط اشتغال زنان اشاره شده است؛ در واگذاری شغل به زنان باید دقت کرد که چه پیامدهایی در جامعه خواهد داشت: آیا تأثیر مثبت و مفیدی دارد و به حرکت جامعه به سوی پیشرفت کمک می کند و یا تأثیر منفی و مخربی خواهد داشت و موجب رکود و تزلزل اخلاقی در جامعه خواهد شد؟
از آنجا که قداست و استواری خانواده در جامعه اسلامی بسیار با ارزش و مهم است و باید از آن پاسداری کرد، اشتغال زنان به ویژه مادران در خارج از خانه نیز باید در راستای تحقق این اصل قرار گیرد نه اینکه باعث تزلزل خانواده شود، که اگر چنین شود، اشتغال زن با اشکال روبرو است.
در واگذاری شغل به زنان باید به ویژگی ها و مصالح شخصی او نیز توجه کرد اینکه آیا زن با انتخاب این شغل توانایی انجام آن را دارد یا خیر؟ یا با این شغل رشد می¬کند یا دچارعقب ماندگی میشود و آیا این شغل با توانمندی ها و قابلیتهای او سازگار است یا خیر؟
در واگذاری کار به افراد باید به راندمان کاری و امکانات و توانایی های افراد نیز توجه شود به این معنی که برای یک کار آیا زن متناسب تر است یا مرد . لذا در کل زن در چنين برداشتي، از حالت شي بودن و يا ابزار بودن در خدمت اشاعه مصرف زدگي و استثمار، خارج شده و ضمن بازيافتن وظيفه خطير و پر ارج مادري در پرورش انسانهاي مكتبي، خود همرزم مردان در ميدانهاي فعال حيات خواهد بود و در نتيجه پذيراي مسئوليتي خطيرتر و در ديدگاه اسلامي برخوردار از ارزش و كرامتي والاتر خواهد بود.
براساس این ملاحظات است که حضرت امام خمینی(ره) در عین حال که بر مشارکت اجتماعی سیاسی زنان تأکید کم نظیری نموده¬اند، این مشارکت را در طول نقش مادری و همسری تعریف می¬کند به عنوان مثال، درباره ی اشتغال زنان نظرشان این است که تا حدی که به خانواده لطمه نخورد، اشکالی ندارد؛ چراکه زن را مرّبی جامعه می دانستند گاهی که به شوخی به امام می گفتند چرا زن باید در خانه بماند؟ می گفتند: «خانه را دست کم نگیرید، تربیت بچه ها کم نیست اگر کسی بتواند یک نفر را تربیت کند خدمت بزرگی به جامعه کرده است».
- تأثیرات مثبت یا منفی که اشتغال با نگاه جنسیتی بر جامعه می گذارد کدام است؟
تعالیم دینی همواره بر ضرورت حفظ کانون خانواده و اهميت آن در سازندگي جامعه تأکيد کردهاند به نحوی که به هيچ قيمتي نبايد روابط عاطفي و معنوي خانواده کمرنگ شود و در اين ميان تفکيک نقشها در خانواده جايگاهي اساسي دارد. نميتوان و نبايد گفت همه افراد خانواده بايد نقشهاي مشابه و مشترک داشته باشند زنان و مردان به دليل تفاوتهاي اساسي در روح ، روان و جسم، تواناييها و ويژگيهاي متفاوتي دارند و از اين جهت بايد نقشهاي متفاوتي را در خانواده و جامعه ايفا کنند.
از آنجا که عوامل انسانی مهمترین نقش را در پیشبرد حیات اجتماعی جوامع ایفا میکنند و زن در نقش همسر و مادر در ایجاد تعادل عاطفی و روانی، ایجاد فضائل اخلاقی و استحکام شخصیت مهمترین نقش را عهدهدار است؛ همسری و مادری، دو نقش ارزشمند به حساب آمدهاند. هم تجردگرایی دختران، محرومیت از قرار گرفتن در چنین جایگاه های ارزشی است که غالباً جبرانناپذیر است و هم ایفای نقشهایی که کارآمدی زن در دو نقش فوق را با مشکل مواجه میکند، نامبارک است. از این رو نقش اقتصادی زنان نباید به ناکارآمدی آنان در عرصه حیات خانوادگی بینجامد. ملاک اصلی در عملی ساختن رویکرد اشتغال با نگاه جنسیتی باید در این محدوده سامان یابد و تاثیرات مثبت و یا منفی نیز با توجه به چنین ملاکی تقسیم بندی شود.
اما تحقيقات ميداني و بررسی سياست ها و برنامههاي نظام در موضوع «اشتغال زنان»، نشان از فقدان عناصر جامعيت، آيندهنگري و ضعف مطالعات ديني دارد. از اين رو تدوين طرح جامع تفصيلي اشتغال زنان در نظام جمهوري اسلامي که با توجه همزمان به شرايط کنوني و آينده جامعه ما و جامعه جهاني، ويژگيها و کارآمديهاي زنان، آموزههاي ديني و اهداف انقلاب اسلامي و از همه مهمتر ضرورت تمدن سازی برای امت اسلامی که ارائه کننده طرحي کلان و جامع و قابل دفاع باشد، ضرورتي اجتنابناپذير است.
در بررسی این تاثیرات مثبت و منفی و تقویت و کاهش آنها بايد به عوامل فرهنگى و حساسيتهاى موجود در جامعه در مورد زن و خانواده، توانمندىها و نيازهاى زنان براى رشد و تكامل در مسير تكليف و عبوديت، نقش¬هاى فردی، خانوادگی، اجتماعى، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی زنان، موانع فرهنگى و اجتماعى رشد آنها، حضور و مشارکت زنان، تعريف نقش¬هاى مفيد و جديد (كه اغلب مغفول ماندهاند) بر اساس توانمندىها و نيازهاىزنان، آموزش همگانى (اعم از مرد و زن) در جهت مقبوليت نقشهاى زنانه، اجراى سياست اصلاح ساختار روند اشتغال زنان و ايجاد سيستمهاى نوين جهت بالا بردن كارآيى و استفاده از توانايىهاى زنان اشاره کرد.
- امروزه بحرانی ترین و مهم ترین مسئله زنان شاغل ایرانی چیست ؟
قلب چنین بحرانی در حوزه خانواده می تپد و به تعبیر مقام معظم رهبری حل بحران خانواده در جهان با اصلاح نحوه نگرش به زن و در اصل نگرش به کيفيت دو جنس و هندسه قرار گرفتن دو جنس در کنار هم و در حوزه خانواده و اجتماع، اساسی ترین اقدام برای حل اصلی ترین بحران است. ایشان در جای دیگر صراحتا می فرمایند که مهمترين مشکل بانوان، مشکل درون خانواده است. آنجه امروز در این بخش بیش از هر زمان دیگری به آن محتاجیم این است که بايستي در شناخت مسائل و آسیب ها (در حوزه امور زنان) واقع بيني نشان داد. مطلب عمده در فرهنگ اشتغال زنان، از منظر اسلام، حفظ جایگاه و منزلت زن است و این امر باید در اشتغال زنان لحاظ گردد. در تفکر اسلامی، حفظ و گسترش نهاد خانواده بر پایه ویژگی¬های فطری و طبیعی زن و مرد، اولویت و اهمیت خاصی دارد و در کنار آن، بر امکان اشتغال و استقلال مالی زنان تأکید شده است.
بدیهی است که همه زنان در جامعه به دلایل گوناگون خانوادگی و اجتماعی فرصت ازدواج و حتی ادامه زندگی مشترک تا پایان عمر را ندارند و بنابراین دست یابی عادلانه به فرصت های شغلی جهت تأمین معیشت خویش چه به عنوان خودسرپرست و چه به عنوان سرپرست خانوار به مثابه ضرورتی اجتناب ناپذیر و مسئولیتی انسانی و اجتماعی از منظر مدیریتی است.
لکن از آنجائیکه به لحاظ فطری و فرهنگی مهمترین نقشهای زنان در خانواده تعریف میشود، مدیریت فضای کار و خانه و به طور خاص حل تعارضات این دو حوزه از مهمترین و شاید به جهت آثار و پیامدهای آن بحرانیترین مسائل اشتغال زنان باشد.
منبع:http://www.mehrkhane.com/ShowContent.aspx?ContentID=2276