
کار گُل، اگر با کار دِل هماهنگ نباشد، چون کار گِل است و کار گِل، اگر با کار دل همسو و هم آوا باشد، کار گُل خواهد بود. راز و رمز چنين ترسيمي آن است که اصل هر چيزي را روح ملکوتي آن تشکيل مي دهد.
کارِ دل و کارِ گل
کار گُل، اگر با کار دِل هماهنگ نباشد، چون کار گِل است و کار گِل، اگر با کار دل همسو و هم آوا باشد، کار گُل خواهد بود. راز و رمز چنين ترسيمي آن است که اصل هر چيزي را روح ملکوتي آن تشکيل مي دهد.
بنابراين، براي آن که کار هر کارگزار، صبغه ملکوتي پيدا کند، لازم است دل پذيري و دلاويز بودن، در متن آن
کار ظهور يابد و اين هنگامي است که :
1 ـ گنج کار، معادل رنج آن باشد.
2 ـ بهره آن، نه تنها به خارج از ميهن کارگر و وطن کارگزار به تطاول نرود، بلکه در داخل کشور او نيز در دست گروه خاص و طبقه مُتـْرَف و مُسرِف تداول نشود.
3 ـ هنر فن آوري و ابتکار، در محدوده تنگ و مدار بسته هنرمندان محصور نگردد تا آنچه نوازنده مي نوازد و خواننده مي خواند و ترسيم کننده تصوير مي نمايد، از ابزار هنري به خشت خام و سنگ خارا منتقل شود و در ديوارهاي ني و تابلو بايگاني نگردد؛ در اين هنگام است که هرچه هنرمند در انديشه دارد، کارگر در خشت و گِل پياده مي کند و عصاره آن، کار دل خواهد بود.
منبع:سایت تبیان
مربوط به موضوع جایگاه کار و تلاش در آموز ه های دینی
[ یک شنبه 13 فروردین 1391 ] [ 9:59 AM ] [
حوراءالانسیه ]