اثر زکات در نماز
اثر زکات در نماز
![]()
معارف زکات که یک عبادت مالی است نیز در نماز نهفته است، زیرا زکات محک محبت است و گذشتن از ملک خود در راه تامین رضای دوست و فنای هستی خود در هستی او در پرداخت زکات متبلور است، این اثر در نماز به صورت دل انگیزی تجلی کرده که اوج آن به هنگام قرائت جمله نورانی «مالک یوم الدین»[1] است.[2]
برخی از بزرگان با اشاره به نمود دل انگیز چهره زکات در کسوت نماز، و این که برای صالحان که با براق نماز به معراج وصال راه می یابند و اصل قرآنی:«لِمن المُُلک الیوم، لِله الواحدِ القهار»[3] قبل از گذارندن عقبه کئود مرگ طبیعی و برزخ برای او جلوه می کند چنین تصریح کرده اند: «سر نماز در خرق و پاره کردن همه حجاب های ظلمانی و نوری است و معنای خرق، ندیدن است نه نبودن و خرق نهایی عبارت است از خود را ندیدن، نه نابود شدن، چون نابودی کمال نیست بلکه ندیدن هنر است، سالک که به مقام فناء تام راه یافت، چیزی جز خدا نمی بیند.»[4] بنابراین اگر گفته می شود که زکات به عنوان یکی از احکام و معارف دینی در نماز نیز تجلی کرده است، مراد آن است همان طور که گذشتن از مال و دادن زکات محک محبت است، هستی خود را ندیدن و خویشتن را فانی در هستی مطلق حضرت دوست دیدن کامل ترین زکاتی است که سالک راه و مال آن را در راه دوست می پردازد و این زیباترین و کامل ترین تزکیه است. پس بنابراین اثر زکات نیز در نماز به صورت کامل تر از هر زکاتی در نماز نهفته است.
[1] . سوره حمد.
[2] . حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته ای 103، نشر مرکز فرهنگی رجاء، تهران، 1364.
[3] . سوره غافر، آیه 16.
[4] . جوادی آملی، عبدالله نقل از: سرالصلوة، امام خمینی، ص17، نشر پیشین.
ادامه مطلب
نماز نمودار کامل توحید و یگانه پرستی است
نماز نمودار کامل توحید و یگانه پرستی است
![]()
نماز نمودار کامل توحید و یگانه پرستی است، زیرا نماز با تسبیح و تنزیه ذات حق تعالی شروع می شود و به آن ختم می گردد. به عنوان مثال، گذشته از تسبیح های توحیدی که در رکوع، سجود، اذان، اقامه، تشهد و رکعت های نماز اداء می شود و نماز گزار با گفتارها و کردارهای توحیدی یگانه پرستی خود را به منصه ظهور می رساند، گفتن تکبیرات متعدد در آغاز و انجام نماز زیباترین شعار توحیدی است که در نماز اداء می شود، زیرا تکبیر گرچه نشانه جمال حق است، ولی جلال الهی نیز در آن نهفته است، چون خود تکبیر عین تنزیه الهی است، بدلیل آن که معنای «الله اکبر» این نیست که خداوند بزرگتر از اشیای دیگر است، بلکه معنایش این است که خداوند بزرگتر از توصیف است. و از آن جا که در اذان و اقامه و تکبیر های متعدد افتتاحی و همچنین در تکبیرهای سه گانه تعقیب نماز خداوند تنزیه می گردد،[1] پس بدین ترتیب معلوم می شود که معارف توحیدی به زیباترین وجه در نماز جلوه کرده است که شاید در کمتر عبادتی بدان گونه تجلی کرده باشد.
برخی از بزرگان نکته آموز در این باره می گویند: «در نماز این مرقاة (وسیله) وصول الی الله، پس از هر ستایش تکبیری وارد است، چنانچه در دخول آن تکبیری است، که اشاره به بزرگتر بودن از ستایش است ولو اعظم آن که نماز است. و پس از خروج تکبیر است که بزرگتر بودن او را از توصیف ذات و صفات و افعال می رساند.»[2]
[1] . جوادی آملی، عبدالله، نقل از: سرالصلوة امام خمینی، ص19 تا ص20. نشر موسسه نشر آثار امام 1378ش.
[2] . امام خمینی، سرالصلوة، ص29، نشر پیشین.
ادامه مطلب
نماز، عطیه خداست
نماز، عطیه خداست
![]()
نماز، عطیه خداست و رَهآوردِ سفر معراجى حضرت محمّد (صلّى الله علیه وآله وسلّم) و نمازگزار، سالک وادى عشق است و در هر قدمى سُلوکى و وصالى. نه آنچه قشریان گمان بردند که نماز، تکلیف است و تحمّل سختى.
آرى براى ناآشنایان و دُوران، تکلیف است تا به وظیفه عمل کنند و کم کم تحت جذبههایش قرار گیرند و جذبهها، اُنس بیاورد و اُنس، به عشق مبدّل گردد، تا جایى که نماز تنها روشنى چشم و سُوَیداى قلب حضرت محمّد (صلّى الله علیه وآله وسلّم) و محمدیان باشد که، «وقرّةُ عَینى فى الصَّلاةِ»(1) و عارف به این سرّ عشق گوید:
مرا غرض زنماز آن بود که پنهانى *** حدیث درد فراق تو با تو بگزارم
"مولوی"
آیا این نمازگزار را به دنیا توجّهى هست؟ و یا شیطان را به ایشان راهى است؟
آیا براى چنین عاشقانى، نماز تکلیف است و سنگینى؟(2) حاشا.
بهشت این نمازگزاران را دوام ذکر معشوق و دوام حضور و دوام شهود حضرت حق ودست از غیر حق شستن است که،
دو عالم را به یک بار از دل تنگ *** برون کردیم تا جاى توباشد
پی نوشت:
(1). تفسیر ملاصدرا، ج 3، ص 287؛ خصال صدوق، باب سوم، شماره 217.
(2). با توجه به آیه 7 سوره حجرات و فلاحالسائل سیدبن طاوس، ص 157.
ادامه مطلب
پیکره ظاهرى نمازوتکامل تدریجی آن
پیکره ظاهرى نمازوتکامل تدریجی آن
![]()
در پیکره ظاهرى نماز، مصالح فراوانى وجود دارد، لذا خدا بر همه امَّتها واجب فرمود، تکامل انسانها را در کلاسهاى انبیاء ـ صلى اللّه علیهم اجمعین ـ.
تکامل معنوى انسان، در خدمت انبیا و در گرو زمان است: از آدم تا خاتم (صلّى الله علیه وآله وسلّم) درست مثل مدرسه و کلاسها طبقهبندى است، از کلاس اول به دوم و سوم و بالاتر. و غیر از این، امکان پذیر نیست، از کلاسهاى ابتدایى تا دانشگاه و فوق تخصّصها و مهارتها.
انسان استعداد فهم و کمال را همواره داشته است، تا در طول زمان و طى کلاسهاى انبیا (علیهم السلام) به کمال انسانى که خودشناسى تا خداشناسى و بندگى است برسد.
معلمان این کلاسها و شاگردان و علومى که مىآموزند و درجهبندى اساتید در کمال انسانى، همه با هم متناسب بوده تا از آدم شروع و به خاتم (صلّى الله علیه وآله وسلّم) ختم شود. این جا به شخصیّت حضرت خاتم و امّت و دین خاتم (صلّى الله علیه وآله وسلّم) پى مىبریم که، «کُنتُم خَیرَ اُمّةٍ اُخرجَتْ للنّاس»(1)؛ اى امّت خاتم (صلّى الله علیه وآله وسلّم) شما بهترین امّت تاریخ انسانها هستید.
پی نوشت:
(1). آل عمران (3) آیه 110. یعنى بزرگترین معلّم بشر، آخرین معلّم انسانها حضرت خاتم (صلّى الله علیه وآله وسلّم) است و شاگردانش با استعدادترین شاگردان. و کتاب درسىاش، کاملترین کتاب الهى و محمّدیین، اشرف امّتها. شما بهترین امّتها هستید که با نداى «وَاعْتَصِموا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعا وَلاتَفَرَّقُوا»، مستعدّین را به خوبىها که انسان را به خدا مىرساند، دعوت کنید وگمراهان را با جذبههاى ایمان از گمراهى نجات بخشید و ایشان را به همراه خوبان، در این سلوک الى اللّه تا وصال محبوب قلبىشان همراهى کنید.
ادامه مطلب
