دوام در نماز

دوام در نماز

32786858140356249154.jpeg

از مصادیق اقامه نماز «دوام نماز» است .
در سوره معارج پس از آن که خداوند برخی صفات ناشایست انسان‏ها را مورد تذکر قرار می‏دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذکر می‏کند که از جمله آن: «الاالمصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون; (1) مگر نمازگزارانی که بر نماز خود تداوم دارند» . ظاهر آیه دوام است; یعنی هم به وقت نماز می‏خوانند و هم همیشه نماز می‏خوانند، این گونه نیست که نماز خواندن آنها مقطعی باشد و چنین نمازی است که اگر جزو برنامه زندگی شد و با حدود آن به جای آورده شد انسان را از فحشا و منکر باز می‏دارد . و اصولا برنامه‏های تربیتی جز با تداوم کارآیی لازم را ندارند، لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) می‏خوانیم: «ان احب الاعمال الی الله مادام و ان قل; (2) محبوب‏ترین اعمال نزد خداوند کاری است که انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند کم باشد» .

پی نوشت ها:

1) معارج (70) آیه‏22 .
2) اصول کافی، ج‏2، ص‏82، (چاپ آخوندی) .


ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 10:07 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

برپایی نماز

برپایی نماز

91683009504768208849.jpg

در آیات زیادی برپایی نماز در کنار «ایتاء زکوة‏» ; پرداختن زکات آمده است .
تکیه بر این دو رکن، در حقیقت‏برای بیان این واقعیت است که مسلمان شایسته،هم در پیوند با خداوند باید ارتباط عاشقانه و صمیمی داشته باشد و هم در رابطه با مردم بی‏تفاوت نبوده و وظایف واجب و مستحب مالی خود را انجام داده، به فکر محرومان جامعه باشد . عالی‏ترین شکل ارتباط عاشقانه با خداوندنماز است و بهترین شیوه ارتباط با مردم حل مشکلات مادی آنهاست که با ادای وظایف مالی، از سوی مسلمانان این مهم برآورده می‏شود . (1) در قرآن کریم «اقامه نماز» و «ایتاء زکوة‏» به عنوان محک ایمان، تقوی، اخلاص و . . . شمرده شده (2) و این دو در حقیقت اولین گام وفاداری به دین معرفی شده‏اند .قرآن کریم درباره برخورد با مشرکین می‏فرماید: «فان تابوا و اقاموا الصلاةو آتوا الزکوة فخلوا سبیلهم; (3) هرگاه توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها ساخته و مزاحمشان نشوید . . . .»
در آیه دیگری آمده است «فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة فاخوانکم فی الدین; (4) پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشته و زکات را بپردازند پس برادران دینی شما هستند . . .» .

پی نوشت ها:

1) این برداشت در مواردی از تفسیر ارزشمند المیزان آمده است . از جمله ج‏9، ص‏328; ج‏15، ص‏127 و ج‏15، ص‏340، (چاپ بیروت) .
2) بقره (2) آیه 3; انفال (8)، آیه 3; رعد (13) آیه‏22; لقمان (31) آیه‏3 و حج (22) آیه‏35 و . . . .
3) توبه (9) آیه‏5 .
4) همان، آیه‏11 .


ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 10:06 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز بزرگترین‌ عامل‌ تربیت‌

نماز بزرگترین‌ عامل‌ تربیت‌:

42760253177128367547.jpg

نمازیک‌ ارتباط‌ روحی‌ و معنوی‌ است‌ و هدف‌ از آن‌ یاد خداست‌. اسلام‌ خواسته‌ است‌ این‌ روح‌ را در قالب‌ یک‌ سلسله‌ برنامه‌های‌ تربیتی‌ پیاده‌کند لذا شرایط‌ زیادی‌ را برای‌ آن‌ قرار داده‌ است‌ تا یک‌ نمازگزار درس‌نظافت‌، پاکیزگی‌، استقلال‌ و مراعات‌ حقوق‌ دیگران‌ را بدهد.
نماز بهترین‌ راه‌ کنترل‌ نفس‌ سرکش‌ است‌ که‌ انسان‌ روزی‌ چند مرتبه‌ آن‌ را در نزد خداوند احضار و غفلت‌زدایی‌ می‌کند تا از غرق‌ شدن‌ در منجلاب‌ مادیات‌ نجاتش‌ دهد. نماز ذکری‌ است‌ که‌ مقدمه‌ فکر و فکریکه‌ انگیزه‌ عمل‌ می‌باشد خواهد بود. یاد خدا کردن‌ به‌ هنگام‌ انجام‌ حلال‌ و حرام‌ [1]بنابراین‌ نماز بهترین‌ عامل‌ تربیت‌ کننده‌ خواهد بود

پی نوشت:

 1- بحارالانوار، جلد 82، صفحه‌ 200

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 10:04 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

وطن انسان

وطن انسان

 

محلی را که انسان برای اقامت و زندگی خود اختیار کرده وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده  و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد. و تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمی شود مگر آن که بدون قصد ماندن، آن قدر بماند که مردم بگویند اینجا وطن اوست. همچنین کسی که در دو محل زندگی می کند، مثلا شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر می ماند، هر دو وطن اوست.بنابراین بجز وطن اصلی و وطن غیر اصلی که ذکر شد در جاهای دیگر اگر قصد اقامه نکند نمازش شکسته است چه ملکی در آنجا داشته باشد یا نداشته باشد و چه در آنجا شش ماه مانده باشد یا نه.

اگر انسان در محلی که زندگی می کرده و وطن او بوده، از آنجا اعراض کند، یعنی دیگر قصد نداشته باشد در آنجا زندگی کند، نمازش در آنجا شکسته هست.[1]

آیت الله مکارم: هرگاه انسان جایى را براى «محلّ اقامت» خود انتخاب کند بطورى که وقتى در آنجاست او را مسافر نمى‌گویند، خواه قصد اقامت دائم داشته باشد یا موقّت، مثلًا مى‌خواهد دو سال یا بیشتر در آنجا بماند این محل در حکم وطن مى‌باشد و همین گونه است حال مأموران ادارات که ممکن است هر دو سال در محلّى باشند و آنجا حکم وطنشان را دارد.ممکن است کسى در دو محل زندگى کند، مثلًا شش ماه در شهرى و‌ شش ماه دیگر در شهر دیگر، هر دو وطن او محسوب مى‌شود و حتّى ممکن است انسان داراى سه وطن باشد.[2]

آیت الله خامنه ای: وطن اصلى جایى است که انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پیدا کرده است. وطن دوم هم جایى است که مکلّف آن را براى سکونت دائم، ولو براى چند ماه در هر سال، برگزیده است و یا بناى زندگى در آنجا به مدت هفت، هشت سال داشته باشد. کسى که جایى را به عنوان وطن انتخاب مى‌‌کند، اگر به مقدارى که عرفاً صدق کند آنجا را به عنوان وطن اتخاذ کرده است در آنجا بماند، ـ مثلاً دو سه ماه یا کمتر به نحوى که عرفاً اهل آنجا محسوب شود آن محل براى او وطن مى‌‌شود.و شخصى که قصد مراجعت به وطن اصلى و زندگى در آنجا را ندارد، بلکه قصد عدم مراجعت دارد از وطن اعراض کرده و آنجا برایش حکم وطن را ندارد.[3]

آیت الله سیستانی: جائى را که انسان محل زندگى خود قرار داده ، هر چند قصد نداشته باشد که همیشه در آنجا بماند ، اگر طورى باشد که عرف او را در آنجا مسافر نمى‏گویند ، بطورى که اگر موقتاً ده روز یا بیشتر جاى دیگرى را محل زندگى خود قرار دهد ، باز هم محل زندگیش را جاى اول مى‏گویند ، آنجا براى او حکم وطن را دارد . و کسى که در دو محل زندگى مى‏کند ، مثلاً شش ماه در شهرى ، و شش ماه در شهر دیگر مى‏ماند ، هر دو محل ، وطن اوست . و نیز اگر بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد ، همه آنها وطن او حساب مى‏شود.[4]
آیت الله بهجت: وطن انسان بنا بر اقوى جایى است که عرفاً آنجا را وطن شخص بدانند و لازم نیست در آنجا ملکى داشته باشد و یا اینکه شش ماه آنجا زندگى کرده باشد بلکه همین قدر که عرفاً آن جا وطن او به حساب بیاید کافى است.[5]

پی نوشت ها:

1- رساله سیزده مرجع ص 714
2- رساله آیت الله مکارم م 1160
3- سایت دفتر آیت الله خامنه ای، نماز ، نماز مسافر
4- رساله آیت الله سیستانی م 1314
5- رساله آیت الله بهجت  م1081

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 10:01 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]