جنگ و جهاد برای احیای نماز
جنگ و جهاد برای احیای نماز
![]()
امیرالمومنین –علیه السلام– درباره نماز واهمیت آن فرمایشی دارند که فلسفه وجوب وارزش واهمیت آنرا به خوبی روشن می سازد ، در این فرموده ،حضرت نماز را در رأس همه مسایل قرار داده وحتی جنگ وجهاد در میادین نبرد بادشمن را برای احیای این فریضة ارزشمند معرفی می نماید
اینروایت شگفت انگیز این است که: « لمّا کانَ علی –علیه السلام - یوماً فی حَرْبِ صِفّین مشْتَغِلاً بالحَرْبِ والقتال وهُوَ مع ذلکَ بین الصَفَّیْنِیراقبُ الشمس(1)..»هنگامیکه علی – علیه السلام – در جنگ صفین سرگرم نبرد بود. درمیان هر دوصف کارزار مواظب وضع آفتاب بود.
ابنعباس که شاهد قضیه بود عرض کرد:« یا امیر المومنین ! این چه کاری است که می کنی ؟ چرا به آفتاب می نگری ؟» حضرت فرمودند:« منتظر زوال آفتاب هستم ومی خواهم ببینم که اگروقت نماز فرا رسیده نماز بخوانیم !»
ابن عباس عرض کرد:« آقاآیا الان وقت نماز است با اینکه ما سرگرم جنگیم !(2)
حضرت فرمود:« عَلی مانُقاتِلُهُم ، انّما نُقاتِلُهُم علی الصّلوة(3) چرا ما با اینها می جنگیم ؟
آنگاه امام - علیه السلام - فرمود:« ما تنها به خاطر نماز با آنها می جنگیم ونبرد می نماییم (4)
بنابراین نماز اساس اسلام بوده وحتی جهاد نیز برای اقامه آن صورت می گیرد ونباید هیچ چیز مانع آن گردد حتی جنگ ومبارزه در راه خدا .
چنانچهابن عباس درمورد حضرت علی –علیه السلام– می فرماید: « لَمْ یَتْرُکِ صَلاةَاللَّیلِ قَط حَتی فی لیلة ِ الهَریر(5) « هرگز حضرت نماز شب خود را حتی در لیله الهریر(6)ترک ننمود.»
وهمانطور که می دانیم نماز شب ، نماز مستحبی است وهنگامیکه حضرت در چنین شرایطی مستحبات را فروگذار نمیکند اهمیت انجام فرایض درآن هنگام چندین برابر می شود.
پی نوشت ها:
1.حسن بن محمد دیلمی ، ارشاد القلوب ، ج 1و2 ، ص 217
2. سید حسین موسوی راد لاهیجی ، نماز از دیدگاه قرآن و حدیث ، ص 19 و20.
3. حسن محمد دیلمی ،همان ومحمدباقر مجلسی ، بحار ، ج 83 ، ص 23 ، ح 43.
4.سید حسین موسوی رادلاهیجی ، همان .
5. حسن بن محمد دیلمی ، همان ، محمدباقر مجلسی ، همان .
6. خاتمه جنگ صفین جنگ لیلة الهریر بودکه شب جمعه 11 ماه صفر سنه 38 هجری می باشد ، گویا به مناسبت وضعیت دهشتناک جنگ وهلهله دلاوران این نام بروی اطلاق شده چون هریر صدای سگ را گویند ودر آن شب سپاه شام از شدت سرما مانندسگ صدا می کردند، به علاوه چون دولشکر به پیروزی و فتح خودامیدوار بودند میل نداشتند که جنگ را در شب متارکه کنند وبه مناسبت شدت هول وهراس وکشته شدن بسیاری از مردم آنرا با شب قادسیه همانند می کنند.
محمد هاشم خراسانی ، منتخب التواریخ ، ص 163 .
ادامه مطلب
اقامة نماز در رأس برنامة مؤمنان پس از پیروزی
اقامة نماز در رأس برنامة مؤمنان پس از پیروزی
![]()
برنامهایرا که مؤمنان پس از پیروزی بر کافران و تمکین(1)در زمین به یاری خدا پیدا کرده و جامعه آرمانی خود را بر اساس آن بنا نهاده و پی ریزی کردهاند باید در راستای قوانین و فرمانهای اسلام باشد، در آیه زیر به این برنامه اشاره شده و سرلوحه آن اقامه نماز می باشد که ارزش و اهمیت والای نماز را در میانسایر قوانین روشن میسازد :
«اَلَّذینَإنْ مَکّناهُمْ فِی الأرضِ اقامُوا الصلوة و آتُوا الزکوةَ و أُمِرُوا بِالمَعْروفِ و نُهُوا عن المُنکر ولِلهِ عاقِبَةُ الاُمُور.»
«(آنانکهخدا را یاری میکنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا میدارند و زکات به مستحق میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند و (میدانند) که عاقبت کارها به دست خداست.»
درآیات قبل از این آیه، سخن از کسانی رفته است که به خاطر یکتاپرستی و توحیدگرایی ناگزیر به هجرت شدند و خدا به آنان وعده فرموده که اگر آنان و هر کسدیگر در قرون و اعصار ، دین خدا و راه و رسم عادلانه و انسانی او را یاری کند ، خدا آنان را یاری خواهد کرد.
و اینجا در وصف این مهاجرین حق طلب و یاری کنندگان دین خدا فرموده است:آنان کسانی هستند که اگر در زمین به آنان توانایی و امکانات ارزانی دادیم(2)آنها هرگز پس از پیروزی، همچون خودکامگان و جباران به عیش و نوش و لهو و لعب نمیپردازند و در غرور و مستی فرو نمیروند بلکه پیروزیها و موفقیتها را نردبانی برای ساختن خویش و جامعه قرار میدهند، آنها پس از قدرت یافتن تبدیل به یک طاغوت جدید نمیشوند، ارتباطشان با خدا محکم و با خلق خدا نیز مستحکم است، زیرا نماز سمبل پیوند با خالق و زکات رمزی برای پیوند با خلق است(3) آنها به معروف که برای فطرت شناخته و مورد پسند و هماهنگ آن است امر کرده و از منکر که با فطرت بشری غریبه است نهی میکنند تا پایههای اساسی یک جامعه سالم و آرمانی شکل پذیرد.
پی نوشت ها:
1. تمکین یعنی قدرت بخشیدن و ابزار و امکانات در اختیار کسی قرار دادن و او را بر انجام کاری رهنمون دادن.
2. طبرسی، مجمع البیان، ج 9، جزء 18 و 17، ص 298.
3. عباس عزیزی، سلامت روح، ص 63.
ادامه مطلب
ترک مهمترین جلسات تاریخ به خاطر نماز
ترک مهمترین جلسات تاریخ به خاطر نماز
یکیاز ادیانی که در قرآن آمده«صابئین(1)» است، این فرقه، رهبری بسیار دانشمندولی مغرور داشتند که بارها با امام رضا –علیه السلام– گفتگو کرده ولی زیر بار نمیرفت، وی«عمران صابی» نام داشت.
«روزیدر مجلسی مناظرهای با امام(ع) حاضر شد و در حضور مأمون درباره توحید خدا، با امام رضا –علیه السلام– به بحث پرداخت، هر سؤالی که مطرح میکرد،
امام–علیه السلام– با استدلال محکم، جواب او را میداد، بحث و مناظره به اوج خود رسیده و کاملاً داغ شده بود، در همین هنگام وقت ظهر فرا رسید،
امام رضا - علیه السلام - همان دم به یاد نماز افتاد و به مأمون گفت:
« اَلصلاة ُ قد حَضَرْتَ » « وقت نماز فرا رسید»،
عمران صابی گفت:«یا سیدّی لا تقطَعْ عَلَیَّ مَسْأَلَتی فَقَدْ رَقَّ قَلْبی(2)
«ایآقای من! دنباله بحث و بررسی و پاسخ به سؤال مرا قطع نکن (بنشین پس از پایان بحث، برای نماز برو)، همانا دلم سوخت (نرم شد) و فرو ریخت.»
امامرضا –علیه السلام– (تحت تأثیر احساسات عمران صابی قرار نگرفت، و نماز اول وقت را فدای بحث و بررسی نکرد) و با کمال قاطعیت فرمودند:«نُصَّلی و نَعُودُ(3)«نماز را انجام داده و باز میگردیم».
امام رضا –علیه السلام– با همراهان برخاستند و نماز را خواندند و پس از نماز به همان مجلس بازگشته و به بحث و بررسی ادامه دادند(4).»
تا اینکه او در آن مجلس ایمان آورد(5)بعضی از مؤمنین به خاطر انجام کارهایخیر و شایسته ممکن است نمازشان را به تأخیر انداخته و مشغول آن برنامه باشند، این روایت ارزشمند و حرکت قابل توجه امام رضا –علیه السلام– در حقیقت کلاس نماز آموزی و حفظ و مراقبت از نماز است و بزرگانی همچون شهید رجایی (ره) این ارزش را فهمیده بودند که فرمود:«به کار بگویید نماز دارم، به نماز نگویید کار دارم.»
پی نوشت ها:
1.صابئین به حضرت یحیی علیه السلام گرایش خاصی دارند و ضمناً برای ستارگان تأثیری قائلند و نماز و مراسم ویژهای دارند که هنوز در خوزستان گروهی از آنها وجود دارد.
2.شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ترجمه حمید رضا مستفید و علی اکبر غفاری، ج 1، ص 348.
3.شیخ صدوق ، همان .
4. محمد محمدی اشتهاردی ، سیره چهارده معصوم ، ص 741 .
5. ثم خَرّ ساجداً نحوالقبله وأسْلَم ، شیخ صدوق ، همان.
ادامه مطلب
ترک تجارت و آهنگ نماز
ترک تجارت و آهنگ نماز
با اینکه قرآن صریحاً اعلام گر این شعارست که :
«و لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنیا..(1) یعنی بهره خویش را از دنیا فراموش مکن...»
وهمه جا مؤمنین را به بهرهگیری از«روزیهای پاک» و«زینتهای دنیا» فرا می خواند و به برتری مسلمین در زمینه مادی و معنوی هر دو تکیه دارد و خرید و فروش و تجارتی را که برطبق موازین خدایی صورت میبندد ارج مینهد با این همه در ستایش مؤمنان و مردان حق چنین می فرماید :« رجالٌ لا تُلهیهم تجارة ٌولا بیعٌ عن ذکرِ اللهِ وَاقامِ الصلوة وایتاءِ الزکوةِ یخافون یوماً تتقلَّبُ فیه القلوبُ والأبصارُ»
« پاک مردانی که هیچ کسب وتجارت آنانرا از یاد خدا غافل نگرداند ونماز را به پاداشته وزکات فقیران دهند وازروزی که دلها ودیده ها در آن روزحیران ومضطرب است ترسان وهراسانند(2)»
نمازگزاران وافراد پاک دل از چنان ایمانی برخوردارند که لذت مناجات با حق تعالی را بر همه چیزمقدم می دارند وظواهر دنیا ، اعم از جاه و مال ومقام و.... آنهارا نمی فریبد بلکه دنیا را وسیله ای برای تقرب به پروردگار ورضایت او قرار می دهند زیرا دنیا بد ومذموم نیست بلکه هر چه در آن است از آیات ونعمتهای پروردگار متعال است و آنچه در مورد دنیا مذموم شده شیفته دنیا شدن ودلبستگی به آن است به گونه ای که از یاد خدای یگانه ودستورات اوغافل شده و در راه شقاوت وروسیاهی گام بر دارد(3)
ازدو امام راستین ؛ امام صادق وپدر گرامیشان - علیهما سلام- آورده اند که :«انّهم قومٌ اذا حَضَرَت الصلوة تَرَکوا التجاراة َوانْطَلَقوا إلَی الصَّلوة َوهم أعْظَمُ أجراً مِمّن یتّجر» «اینان ، مردان توحید گرا و شایسته کرداری هستند که به هنگام فرا رسیدن وقت نماز ، تجارت وداد وستد را وانهاده و به سوی نماز می روند وروشن است که پاداش آنان از کسانیکه تجارت می کند پر شکوه تر است (4)برای همین است که آنان سرمایه عمرخودرا به بهای اندک مال دنیا نمی فروشند بلکه به فکرتجارتی هستند که در آن زیان وتباهی وکسادی نباشد ،
چنانچهقرآن کریم می فرماید : « انّ الذین یتَلون کتابَ اللهِ واقاموا الصلوة وأنفقوا ممّا رزقناهم سراً وعلانیة ًیرجونَ تجارةَ لَنْ تبور» « آنها که کتاب خدا را تلاوت کرده ونماز به پا می دارند و از آنچه خدا روزیشان فرمودپنهان وآشکار به فقیران انفاق می کنند ، امید تجارتی دارند که زیان و زوال نخواهدیافت(5) وچه تجارتی دردیدگاه الهی ازنماز سودآور وپر درآمد تر می تواند باشد.
پی نوشت ها:
1. قصص / 77.
2. نور /37 .
3.رحمت الله نوری شهرضایی ، دیدار با محبوب، ص 174 -173 .
4.طبرسی ، همان ، ج 9 ، جزء 17 و18 ، ص 649.
5. فاطر / 91.
ادامه مطلب
