«تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست.

«تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست.

نماز

دراین که فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس مى‌کنند جاى هیچ تردید نیست؛ برخى آیات قرآن که به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است:

1-«وَ‌إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَـئِکَةِ... وَ‌نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ‌نُقَدِّسُ لَکَ...؛ به خاطر بیاور، هنگامى که پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا مى‌آوریم و تو را تقدیس مى‌کنیم.» (بقره/30)

2-« لاَ‌یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَ‌یَسْتَحْسِرُونَ * یُسَبِّحُونَ الَّیْلَ وَ‌النَّهَارَ لاَ‌یَفْتُرُونَ؛ فرشتگان، هیچ گاه ازعبادتش استکبار نمى ورزند و هرگز خسته نمى‌شوند، شب و روز را تسبیح مى‌گویند و سست نمى‌گردند.» (انبیاء/19و20)

3- « وَالْمَلَـئِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و...؛ فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا مى‌آورند.» (شوری/5)

از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است که «تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست.

رسول‌اکرم صلى الله علیه وآله به ابوذر فرمود:

«اىابوذر، هر گاه بنده‌اى وضو بسازد یا تیمم کند، سپس اذان و اقامه بگوید و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مى‌کند که پشت سر او صفى تشکیل دهند که دوطرف آن دیده نشود و به نماز او اقتدا نمایند و به دعاى او آمین گویند.» (وسایل الشیعة، ج5، ص381)


منبع: کتاب پرسمان قرآنی، بااندکی تصرف.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 10:00 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز دارای مراتبی است

 نماز دارای مراتبی است

28818574303540228685.jpeg

مرتبه اول نماز که معمولاً مربوط به  انسانهای عادی است، همان لقلقه زبان می باشد و اصطلاحاً به آن نماز لسانی گفته می شود. این نماز برای انسان رفع تکلیف می کند و باعث می شود چنین انسانی تارک الصلاة نباشد. یعنی جزء کافران به شمار نرود و به اندازه وسعش هم می تواند نیروی کنترل کننده از گناهان باشد. شاید بتوان گفت نود درصد مردم همین نماز لسانی را می خوانند. طبق تحقیقاتی که به عمل آمده تعداد افرادی که نماز خوان بوده اند و جرم و جنایت هم مرتکب شده اند، خیلی کمتر است نسبت به افراد تارک الصلاة که جرم و جنایت مرتکب شده اند. این نتیجه نشان می دهد که همین نماز زبانی و اینکه شخصی اهل نمار جماعت و منبر باشد و لو اینکه این جماعت و منبر رفتن هم ظاهری باشد، بالاخره او را در جاهایی نجات می دهد و به نفع انسان عمل می کند.

این مرتبه نماز از نظر فقهی صحیح است و قضا هم ندارد. 

 مرتبه دوم نماز که از اهمیت بالاتری بر خوردار است، نمازی است که در آن دل انسان به یاد خدا خاشع باشد. در حالی که زبان نماز می خواند، دل او هم نماز بخواند وقتی شخص می گوید «ایاک نعبد و ایاک نستعین» دل نیز واقعاً خاشع در برابر خدا باشد و همین آیة را بخواند و خشیت خداوندی بر دل انسان حکمفرما شود. چنین شخصی جزء مومنون به حساب می آید. چنانچه خدا در سوره مومنون می فرماید:«بسم الله الرحمن الرحیم قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون والذین هم عن اللغو معرضون» همانا رستگار شدند مومنون همان کسانی که در نماز شان خاشع برای خدا هستند و کسانی که از لغو اعراض می کنند.

 در روایت است که وقتی خداوند بهشت را خلق کرد خطاب شد به بهشت که صحبت کن و بهشت آیات اول سوره مومنون که وصف مومنین است را تلاوت کرد. چنین کسانی هستند که وقتی با زبان می گویند «الله اکبر» دل نیز بگوید «الله اکبر» به این معنا که من توجه به هیچ چیز دیگر ندارم جز به خداوند متعال. این همان معنای اول برای ذکر قلبی است که قبلاً اشاره شد و اما معنای دوم برای این مرتبه از نماز اینکه دل مودب در برابر خدا باشد. به این صورت که انسان واقعاً با ادب نماز بخواند و به این طرف و آن نگاه نکند، نگاه روی مهر باشد و دستها با احترام روی دو پا نظیر کسی که در مقابل بزرگی ایستاده است. به این نماز می گویند نماز همراه با خضوع  و رستگار آن کسی است که علاوه بر اینکه نماز می خواند هم با دل نماز بخواند و هم مودب در برابر خدا باشد. به عبارت دیگر می توان گفت خضوع یعنی رعایت ادب ظاهری در نماز و خشوع یعنی ادب دل یعنی اینکه دل نیز با خدا باشد.

  مرتبه سوم از نماز این است که انسان خود را در محضر خدا می یابد و در واقع همان ذکر عملی است. یعنی علاوه براینکه درمی یابد با دل که در محضر خداست و خدا دارد با او حرف می زند. به آنجا می رسد که واقعاً درک می کند که او نیز با خدا حرف می زند. در این صورت است که نماز می شود یک گفتگو یک مکالمه و هرچه انسان در این راه جلو تر برود، نماز به صورت یک معاشقه در می آید انسان به هر درجه از کمال که برسد و معرفت به خدا پیدا کند، خدا نیز به همان اندازه توجه به او دارد اگر نماز ما زبانی شد به همان اندازه هم خدا ما را یاد می کند و اگر نماز قلبی شد خدا هم به همان اندازه به ما توجه دارد. در واقع می شود گفت در نماز مرتبه سوم، شخص نمازگزار عاشق خداست و خدا هم عاشق او می باشد.

برگرفته از صحبت های حضرت آیت الله العظمی مظاهری


ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 9:59 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز کمکی برای برطرف نمودن وسواس

نماز کمکی برای برطرف نمودن وسواس

72645157014492190441.jpeg 

وسواس(1) از قدیمی‌ترین اختلالات شناخته شده روانی است که بین مردم از شیوع نسبتاً بالایی (حدود دو درصد جامعه) برخوردار است، و آن را امروزه در دو عنوان کلی «وسواس فکری» مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناک مانند آتش سوزی و مرگ، افکار آلوده جنسی و ترسهای فرضی و ... و «وسواس عملی» مانند شستشوی دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفلها، مرتب و منظم کردن، احتکار و جمع آوری و ... طبقه‌بندی می‌کنند.
در مورد وسواس فکری که می‌تواند مشکلات متعدد و مسایل آزار دهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد، همچون تصاویر و صحنه‌های وحشتناکی که هرچه بیمار سعی در مقاومت در برابر آنها را دارد نمی‌تواند از آنها خلاص شود،‌ به نظر می‌رسد «مذهب» و شکوهمندترین جلوه آن یعنی «نماز» در زدودن آن نقش بسیار مهمی را ایفا کند.
گواهی این موضوع نیز یادآوری این مسأله است که در منابع اسلامی وسواس پدیده شناخته شده ایست و از آن به عنوان «وسوسه‌ای از سوی شیطان» اشاره می‌شود.به عنوان نمونه روایتی از امام صادق – علیه السلام – که یکی از یاران ایشان در نزد ایشان شخصی را به عقل و درایت یادآور شد ولی شخص نسبت به وضو و نماز خود گرفتار وسواس بود. حضرت فرمود:
«و أیُّ عقلٍ لَه و هُوَ یُطیعُ الشَیْطان» «کدام عقل را دارد که فرمانبر شیطان است.(2) »در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین - علیهم السلام – روشهای متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده‌اند که از آن جمله بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله «لاحول و لا قوه الا بالله» می‌باشد(3) و ما حصل همه آن روشها در «ذکر خدا» خلاصه می‌شود و در روایاتی نیز برای درمان و دفع وسوسه کمک گرفتن از نماز را به شخص وسواسی پشنهاد نموده‌اند.(4) و در مورد وسواس عملی که نمونه های آشنای زیادی را در اطراف و جامعه می‌توان یافت از جمله افرادی که به انجام مکرر فعالیتهای معین مانند وضو و غسل و ... شک دارند این نکته را باید عنوان نمود که علیرغم این که اسلام، آیین نظم و ترتیب و مسلک پاکیزگی و طهارت است اما آنجا که کار به افراط و مبالغه می‌کشد آن را مذموم تلقی نموده و برای نزدیک نمودن آن به تعادل راه حل عملی پیشنهاد می‌کند و بخش قابل توجهی از تعالیم اسلامی و نمود برجسته آن یعنی «نماز» به زدودن وسواس از زندگی انسانها اختصاص دارد.نمونه آن شخص کثیر الشک است که در اجزای نماز زیاد دچار شک می‌شود و به فتوای مراجع نباید به شک خود اعتنا نماید و نمونه دیگر مسائل شکیات در نماز که به برخی نباید اعتنا کند و برخی را به یک طرف شک عمل می‌کند بدین ترتیب آموزشهای نماز،(5) بسی قدرتمندتر از روشهای معمول در علم غرب مانند روش حساسیت زدایی تدریجی، در زدودن وسواس مطرحند چرا که انسان نمازگزاری که در شبانه روز بارها به تعالیم ضد وسواس همراه نماز گردن می‌نهد به نحو مؤثری دور از وسواس خواهد زیست(6).
پی نوشت ها:
1- Obsession.
2- شیخ کلینی، اصول کافی، ترجمه محمد باقر کمره‌ای، ج 1، ص 38.
3- شیخ عباس قمی، حاشیه مفاتیح الجنان، ص 413 تا ص 415.
4- رک به محمد باقر مجلسی، همان، ج 91، ص 354، روایت 17.
5- رساله مراجع.
6- سایت درمانگران ایران، نکته هفدهم و هجدهم‌، ص 417 و ص 418
 

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 9:58 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز و محکم شدن عزم و اراده

نماز و محکم شدن عزم و اراده

  44303394543333977811.jpg

صبح زود به خصوص در فصل بهار که دید‌گان تازه از خواب گشوده می‌گردد و کسالت شب درست از بدن رفع نشده، چقدر برای انسان ادامه به خواب شیرین لذت ‌بخش و برخاستن از رختخواب، سخت است، در واقع هیچ نیرویی، هرچند قوی باشد در این حال نمی‌تواند انسان را به میل و رغبت بیدار کند مگر نیروی ایمان.در حقیقت شیرینی ایمان است که بر تمام لذتها فائق می‌شود و هر لذتی را هرچند قوی باشد می‌زداید، در این حال، نمازگزار مجبور است با نفس خود بجنگد و با شیطان درونی به مبارزه برخیزد زیرا شیطان وقتی بهتر از این برای فریب دادن و گول زدن شخص ندارد و می‌خواهد با هزار نیرنگ او را دوباره به خواب اندازد تا از فیض حضور در درگاه باریتعالی محروم گرداند، در این حالت او از نیروی اراده خود استفاده کرده و یک مرتبه بر نفس غالب شده و بر می‌خیزد(1).روانشناسان نیز عقیده دارند که برای تقویت اراده، چیزی بهتر از این نیست که انسان کارهایی خلاف میل خویش انجام دهد و برای این منظور تمرین‌های عملی مقرر کرده‌اند، آنان پس از مشاهدات و تجربه‌های فراوان ثابت کرده‌اند که انسان، با انجام هر عملی که برخلاف هوای نفس خویش باشد، به عزم و اراده خود، ثبات و توان می‌بخشد(2).نمازگزاری که بامدادان با میل خواب و تن پروری و حس تنبلی باطنی خویش به مبارزه پرداخته و پیروز می‌گردد در مواقع دیگر، با کارها و گرفتاریها که اغلب در زندگی مادی او جایگاه مهمی دارند می‌ستیزد و از وقت آنها گرفته و به عبادت می‌پردازد، تمایلات مذکور و عوامل دیگری چون جنگ، ترس و بیماری، سختی، تنگی، گرما، سرما و ... هیچ‌کدام نمی‌توانند او را از نماز باز دارند و او می‌داند نماز در هیچ شرایطی ساقط نمی‌شود(3)و باید همه موانع را پشت سر بگذارد تا فریضه‌اش را در وقت خود به جای آورد.پس اجرای منظم این تمرینهای بزرگ روحی، در مدت اندکی عزمی آهنین و اراده‌ای پولادین به نمازگزار می‌بخشد و تأثیری که عزم و اراده در پیشرفت امور و تحصیل سعادت دارد بر هیچ کس پوشیده نیست(4)
پی نوشت ها:
1- سید حسین موسوی راد لاهیجی، همان .
2- فرید نهاوندی، همان، ص 82 .
3- فرید نهاوندی، همان، و حسن راشدی، همان، ج 2، ص 191 - 190.
4- حسن راشدی، همان، ص 191.

ادامه مطلب


[ دوشنبه 12 بهمن 1394  ] [ 9:57 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]