بازدارندگىنماز
بازدارندگىنماز
![]()
نمازعملى عبادى و ذکر و توجه خاصى به خداوند سبحان است و اثر طبیعى آن ایجاد روحیهاى در انسان است که او را از فحشا و منکر باز مىدارد و نفسش را از زشتىهاى گناه پاک مىکند. طبیعت نماز، انسان را به یاد نیرومندترین عامل باز دارنده؛ یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مىاندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است، زیرا کسى که روزى پنج بار با بدن پاک و لباس پاک روى به درگاه خدا آورده و تکبیر بگوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر شمرده وبه یاد نعمتهاى او افتد و حمد و سپاس او را گوید و...
این امور سدّ نیرومندى در برابر گناه محسوب مىشود و او را از فحشا و منکر باز مىدارد ولى هر نمازى به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است، نهى از فحشا و منکر مىکند.
کسى که نماز مىخواند، هر چند نمازش صورى و آلوده به گناه نیز باشد، نماز در او بىتأثیر نخواهد بود، گرچه ممکن است تأثیر این گونه نماز ضعیف باشد، زیرا اگر این گونه افراد همان نماز را هم نمىخواندند، چه بسا از این هم آلودهتر بودند، پس نهى از فحشا و منکر مراتبى دارد و هر نمازى با توجه به میزان رعایت شرایط آن، نماز خوان را از آن نهى مىکند و یا ممکن است عدم حضور قلب، عدم خلوص و نقصان شرایط بر نماز با ویژگىهاى یاد شده، اثر آن راضعیف نماید.
بنابراین، هر چه توجه به خدا در نماز، افزایش یابد و خضوع و خشوع در آن کامل و اخلاص در آن بیشتر شود، اثر بازدارندگى آن نیز بیشتر و هر مقدار جنبههاى یاد شده ضعیف شود، بازدارندگى آن نیز ضعیف خواهدشد.
منبع: کتاب پرسمان قرآنی، بااندکی تصرف.
ادامه مطلب
نماز، همه اش ، نماز | آیت الله العظمی اراکی
نماز، همه اش ، نماز | آیت الله العظمی اراکی

((اِنَّ الصَّلاةَعَمُودُ الدّین اِنْ قُبِلَتْ، قُبِلَ ماسِواها وَ اِنْ رُدَّتْ، رُدَّ ماسِواها. وَ هِىَ تَنهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْکَرِ)).
براىهر عضوى از اعضاى بدن وظیفه اى است ، در ابتدا که قیام و قعود و رکوع و سجود باشد که چهار تا بیشتر نیست . براى هر یک وظیفه است ، از فرق سر تا نوک پا، براى چشم ، براى گوش ، کف ، دستها، سر زانو، حتى نوک انگشتها، هم وظیفه و حکمى است . این چنین وظایف و احکامى در هیچ دین و مذهبى وجود ندارد. هیچ نیست و بالاتر از همه این اعضاء مغز و سر و مخ انسان است ، وقتىکه مى گوید ((إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ))بایدمتوجه باشد که مقابل چه کسى ایستاده است . مقابل خانه اى ایستاده که خانه خداست . باید متوجه باشد که تمامى اعضاء از مغز سر تا نوک پا در عبادت او باشد. در بندگى او، خضوع و خشوع او باشد. و دست خضوع به طرفش دراز کنند... روح روان ، مغز سر و کلّه اش با آن خدایى که در مقابل خانه اش ایستاده است شفاهاً لب به لب دارد، صحبت مى کند. باید بفهمد که با چه کسى دارد حرف مى زند. اگر این کار را کرد مى شود: ((تَنْهى عَنِ الْفَحشاءِ وَالْمُنکَر)). اگر هر شبانه روز پنج بار اینکار را کرد مى شود:((تنهى عن الفحشاء و المنکر)). به این خاطر گفته است :((ان قبلت قبل ماسواها و ان ردت ، ردّما سواها)). همه اش نماز است ، نماز، نماز همه اش نماز، نماز، نماز است .
ادامه مطلب
چرا قبل از قنوت “کذلک اللهُ ربّی” می گوییم؟
چرا قبل از قنوت “کذلک اللهُ ربّی” می گوییم؟

سورۀتوحید دارای مضامین بلندی است که به نوعی شناسنامه خداوند است، در این سوره خداوند را به توحید و بینیازی معرفی میکند؛ لذا عبارت «کذلک الله ربّی» تأکید و اعترافی است از طرف قاری و خواننده که خداوند همین گونه است که این سوره مبارکه معرفی میکند.
در روایتی آمده است که امام باقر(ع) بعد از قرائت سورۀ توحید، میفرمود: کذلک الله ربّی؛ یعنی خدای من همانگونه است که در این سوره بیان شده است.[۱]
لذا فقها در باب قرائت سوره توحید در نماز گفتهاند: مستحب است بعد از خواندن سورۀ «قل هو اللّهُ احد»، یک، یا دو، یا سه مرتبه «کَذَلِکَ اللهُ ربّى» یا سه مرتبه «کَذَلِکَ اللّهُ رَبُّنٰا» بگوید.[۲]
پس گفتن این عبارت مخصوص رکعت دوم و قبل از قنوت نیست و در هر رکعت که سورۀ توحید خوانده شود، مستحب است بعد از آن این عبارت گفته شود.
پی نوشت ها :
[۱]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۷۱، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ق.
[۲]. توضیح المسائل(محشی)، ج ۱، ص ۵۶۰٫
ادامه مطلب
نابودی دشمن با نماز شب
نابودی دشمن با نماز شب
![]()
یونسبن عمار می گوید: به محضر امام صادق علیه السلام رفتم و عرض کردم: «همسایهای از قبیله قریش دارم نام مرا (به عنوان شیعه) فاش ساخته است (و مرا در معرض خطر طاغوتیان، که در کمین شیعیان بودند قرار داده است)، به گونه ای نام مرا مشهور نموده که هر وقت از کنارش عبور می کنم می گوید: این رافضی، مال ها را نزد جعفر بن محمد (یعنی امام صادق علیه السلام ) می برد.
امامصادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که نماز شب می خوانی در سجده آخرِ دو رکعت اول نماز شب، او را چنین نفرین کن: «نخست حمد و ثنای الهی به جا آور، پس بگو خدایا! فلانی پسر فلانی، نام مرا فاش و مشهور کرده و مرا به خشم آورده، و در معرض خطرها قرار داده است، او را هدف تیری شتابان قرار بده، بهگونه ای که اثر آن تیر، او را از من باز دارد. بار خدایا! مرگش را نزدیک گردان، و نشانه اش را نابود کن. پروردگارا! در این کار شتاب کن، در همین ساعت و لحظه».
یونسمی گوید: دستور امام را انجام دادم، وقتی که به کوفه بازگشتم، از خانواده ام در مورد آن همسایه مردم آزار پرسیدم، گفت: بیمار است. هنوز سخنم به پایان نرسیده بود که از خانه او شیون برخاست و گفتند «فلانی مُرد».(1)
1. داستانهای اصول کافی، ج 1، ص 81.
ادامه مطلب
