هلاکت افراد سبک شمار در نماز :

هلاکت افراد سبک شمار در نماز :

80587741686788885210.jpg

خداوندبرای افرادی که نماز را سبک میشمارند کلمه ویل را به کار برده است .ویل رابرای کسی که در مهلکه (هلاکت) واقع شود آنرا بکار می‌برد و آن در اصل عذابو هلاک است و حکایت از بدبختی و عذاب دارد و به کسی که در خطری بیفتد که سزاوار آن باشد گفته می‌شود. خداوند در سوره ماعون آیه 4 و 5 می‌فرماید: فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّین * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُون، پس وایبه حال نمازگزاران* امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه فرموده: الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ و هم الّذین یؤخّرون الصّلاة عن أوقاتها (1) آنان که از نمازشان غافل و به آن بی‌اعتنایند کسانی هستند نمازرا از وقتش به تاخیر می‌اندازند. و منظور تاخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است(2) حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: هیچ عمل و طاعتی نزد خدای با عزت و جلال از نماز محبوب‌تر نیست، پس هیچ چیز از امور دنیا از بجاآوردن نماز در وقت‌هایش شما را مشغول نگرداند، زیرا خداوند با عزت و جلال جماعت و گروهی را مذمت کرده و فرموده: الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (کسانی که از نمازشان غفلت می‌ورزند یعنی وقتهای آن را سبک میشمارند) (3)

پی نوشت ها:

1. (قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، 14/ 455 )
2. ( قمی، تفسیر قمی، 2/ 444)
3. (آشتیانی، طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، 2 /452 )

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:13 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

آثار و فضایل نماز شب و شب زنده داری میرزا جواد ملکی تبریزی

آثار و فضایل نماز شب و شب زنده داری میرزا جواد ملکی تبریزی

06537136581661275486.jpeg

آنچه در فضیلت نماز شب و تهجد رسیده، بسیار است و گمان من آن است که اگر کسیدر این روایات فکر نماید و به آن ها ایمان داشته باشد هر چند به کمترین درجات ایمان و از جسم سالمی برخوردار باشد، لذت خواب چنین کسی را از نماز شب باز نمی دارد و او راضی نمی شود خود را از این همه فضیلت، محروم نماید وبا پستی و خسارت و رذائل دیگر که نتیجه ترک نماز شب است آلوده کند؛ چگونه شخص عاقل راضی می شود خود را از این همه فضیلت، محروم نماید و با پستی و خسارت و رذائل دیگر که نتیجه ترک نماز شب است آلوده کند؛ چگونه شخص عاقل راضی می شود که شرافت مناجات با خداوند ملک جبار و لذت انس با او و لذت درخشش نور او و کرامت هم نشینی با او را به خاطر استراحت چند ساعت از شب، از دست بدهد؟!
و خلاصه این که روایاتی که از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در فضیلت سحرخیزی و نماز شب رسیده است عقل ها را حیران می کند واز بس که آن فضیلت بزرگ و زیاد است باور کردنش مشکل به نظر می آید و اگر تصدیق این مطلب می خواهی پس لازم است به حدیثی که از یکی از صدیقین نقل شدهمراجعه نمایی که خدای متعالی در توصیف نشانه های محبانش فرموده یحبهم و یحبونه (1) که آنان کسانی اند که خدا آنان را دوست دارد و آن ها نیز او را دوست می دارند و خداوند مشتاق آن هاست و آنان نیز اشتیاق به خدا دارند و خداوند متعال به آن ها نظر می کند و آنان نیز به خدا نظر می نمایند و هماناآنان در تاریکی های شب برای خدا به سجده می افتند و با او مناجات می نمایند و اشک می ریزند و از محبت او ناله و شکایت به نزدش می برند. پس همانا همین یک روایت کافی است برای کسی که اهل دل است یا با حضور خاطر گوش فرا می دهد لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید(2)
امام صادق (علیهالسلام) فرمود: « همانا سه چیز از روح ایمان به شمار می آید: نماز شب خواندن، به روزه دار افطاری دادن و ملاقات با برادران »(3)
و در ثواب الاعمال شیخ صدوق از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «نماز شب سبب سلامتی بدن و موجب خشنودی پروردگار ـ عزوجل ـ و خود را در معرض رحمتالهی قرار دادن و چنگ زدن به اخلاق پیامبران الهی است».

ودر علل الشرایع شیخ صدوق از جابر نقل شده که گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود: «خداوند متعال حضرت ابراهیم (علیه السلام) را دوست خود نگرفت مگر به خاطر طعام دادن و نماز شب خواندن در حالیکه مردم خفته بودند.»(4)
 
ودر علل الشرایع از امام صادق (علیه السلام) در معنی کلام الهی که فرموده: "ان الحسنات یذهبن السیئات"(5) کارهای خوب، گناهان را از بین می برد فرمود:«نماز شب شخص مومن اثر گناه روز او را از بین می برد».(6)
و در ثواب الاعمال شیخ صدوق از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «نماز شب، چهره را زیبا و اخلاق را نیکو و بوی بدن را پاک و خوش و روزی را فراوان و بدهکاری را ادا و هم و غم را برطرف می سازد و دیده را جلا می بخشد». (7)
و از کتاب غایات از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که راوی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فدایت گردم مرا آگاه ساز که در چه ساعتیبنده به خدا نزدیک است و خدا هم به او نزدیک است؟ حضرت فرمود:«زمانی که بنده در آخر شب به پا می خیزد در حالی که چشم ها در خوابند، آنگاه به سوی وضو ساختن می رود و وضوی کاملی می سازد، سپس در نمازگاه خود به نماز می ایستد و صورت خود را به سوی خدا متوجه می کند و هر دو پا را در کنار هم قرار می دهد و صدای خود را به الله اکبر گفتن بلند می کند و شروع به نماز می نماید پس تعدادی از آیات قرآن را قرائت می نماید و دو رکعت نماز می گزارد و بر می خیزد تا دو رکعت دیگر را به جای آورد که ناگهان ندایی از منادی سمت راست عرش از پهنه آسمان به گوش می رسد که ای بنده ای که پروردگارخود را ندا می کنی همانا نیکی و احسان از پهنه آسمان هم چنان بر سر تو افشانده می شود و فرشتگان از قدم گاه تو تا پهنه آسمان محیط بر تویند و در این هنگام خداوند متعال ندا می دهد: ای بنده من اگر می دانستی با چه کسی مناجات می کنی، هرگز رویگردان نمی شدی».
و حضرت فرمود:«مبغوض ترین خلق نزد خدا کسی است که به شب، مرداری بیش نیست و به روز هم جز تنبلی چیزی از او بر نمی آید». (8)
و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «بهترین شما صاحبان عقل هستند. عرض شد. یا رسول الله! صاحبان عقل چه کسانی اند؟ فرمود: اهل نماز شبهنگامی که مردم در خواب فرو رفته اند.»(9)
از امام سجاد علیه السلام پرسیدند: «چرا اهل نماز شب از بهترین زیبارویان به شمار می آیند؟ فرمود: برای این که آنان با پروردگارشان خلوت می کنند، پس خدا از نور خود به آنها می پوشاند».(10)
و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: «نماز شب موجب خشنودی خداست و دوستی فرشتگان است و سنت پیامبران و نور معرفت و اساس ایمان و آسایش بدن و ناخوشایند شیطان است؛ نماز شب سلاحی است علیه دشمنان و سبب اجابت دعا و قبولی اعمال و برکت در رزق و روزی است؛ و شفیع میان نماز شب خوان و فرشته مرگ است و چراغ خانه قبر و فرش زیر اوست و پاسخی است برای فرشتگان نکیر و منکر و تا روز رستاخیز مونس و زائر او در قبر می باشد؛ پس هنگامی که روز قیامت برپا شد، نماز سایبان او می گردد و تاج سر و لباس بدنش می شود و نوری می شود که پیشاپیش او حرکت می کند و حجابو مانعی میان او و آتش جهنم می گردد و آن حجتی بین او و خدا می شود و سبب سنگینی در ترازوی اعمال می شود و گذرنامه صراط و کلید بهشت خواهد بود؛ برایاین که همانا نماز دارای تکبیر و سپاس گزاری و تسبیح گویی و تمجید و تقدیسو تعظیم و قرائت و دعا است». (11)

پی نوشت ها :
 
1ـ سوره مائده آیه 54.
2ـ سوره ق، آیه 37.
3 ـ ر.ک: بحارالانوار 352/74.
4 ـ علل الشرایع 49/1. باب 32، حدیث 4.
5 ـ سوره هود (11). آیه 114.
6ـ علل الشرایع 62/2، باب 84، حدیث 7.
7 ـ ثواب الاعمال ص 98.
8 ـ بحار الانوار جلد 13 صفحه 354.
9 ـ بحار الانوار جلد 84 صفحه 158.
10 ـ عیون اخبار 282/1.
11 ـ بلدالامین کفعمی، ص 79.

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:12 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

27529247494111705081.jpg

بدونتردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق). پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بُعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینک آن را از بُعد اجتماعی مورد بررسی قرار می‏دهیم.

قرآن کریم می‏فرماید از ویژگی‏های یاران خداوند آن است که: «الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ 1؛ آنها کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زکات را ادا می‏کنند و امر به معروف و نهی از منکر می‏نمایند.»

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمکین (که به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است؛ اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی) می‏توان استفاده کرد که مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می‏کنند، علاوه بر آن که خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح کردن آن در جامعه تلاش می‏کنند.

 شهید علامه آیة الله مطهری :

«بهپا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود؛ یعنی نماز به صورت یک پیکر بی‏روح انجام نگردد، بلکه نمازی باشد که واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکرالله که در آیه شریفه 14سوره طه بداناشاره شده: «اقم ‏الصلوة لذکری» یاد خدا بودن مساوی است با فراموش کردن غیر خدا؛ اگر انسان ولو مدت کوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، ربّ بودن، رحمان بودن،رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم‏یکن له کفوا احد بودن توصیف کند، عالی‏ترین تأثیرها در نفس او گذاشته می‏شود و روح انسان آنچنان ساخته می‏شود که مذهب اسلام می‏خواهد و بدون چنین برنامه‏ای امکان‏پذیر نیست.»2

پی نوشت ها:

1- حج، آیه 41.

2آشنایی با قرآن، سوره ‏های حمد و بقره، ص67 و 68.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:11 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

56592504743250166246.jpg

دردو آیه از قرآن، نماز خواندن با کسالت از ویژگی‏های منافقان شمرده شده است: «وإِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً ؛1ومنافقانخدا را فریب می دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فریب می دهد و، چون به نمازبرخیزند با اکراه و کاهلی برخیزند و برای خودنمایی نماز کنند و در نماز جزاندکی خدای را یاد نکنند.»

 «وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِوَلاَ یَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ کُسَالَى وَلاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ کَارِهُونَ ؛2هیچ چیز مانع قبول انفاقهایشان نشده مگر آنکه به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده اند و جز با بی میلی به نماز حاضر نمی شوند و جز به کراهت انفاق نمی کنند.»

و ویژگی چنین نمازی جز نماز بی‏کیفیت که به همه چیز جز نماز شبیه است، نیست. در روایتی از حضرت امام سجّاد(علیه‌السلام) می‏خوانیم: «انّ المنافق ینهی و لا ینتهی و یأمر بما لایأتی و إذا قام إلی الصّلوة اعترض؛ همانا منافق(از کار زشت) نهی می‏کند، ولی خود از آن کار دستنمی‏کشد و فرمان می‏دهد(به خوبی) ولی خود انجام نمی‏دهد و چون به نماز بایستد اعتراض می‏کند.» راوی می‏گوید: پرسیدم: «ما الإعتراض؛ اعتراض چیست؟»

حضرت فرمود: «الالتفات و اذا رکع ربض؛ رو به راست و چپ گردانیدن و چون رکوع کند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد (یعنی بعد از رکوع نایستدو به همان حال به سجده رود.»3

 پی نوشت ها:

1- نساء، آیه 142.

2- توبه، آیه 54.

3- اصول کافی، ج دوم، ص396 (باب ضعة النفاق والمنافق حدیث3).


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:11 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]