نماز فیض دائمی در ارکان هستی
نماز فیض دائمی در ارکان هستی
![]()
اقسام نماز را میتوان بدین گونه تقسیم بندی کرد.
1.نماز حق تعالی: که همان افاضۀ رحمت بی منتهای اوست که در آیه کریمه زیر جلوه کرده است: «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَرَحِیمًا (1)؛ یعنی او خدایی است که رحمت خود و فرشتگانش را بر شما افاضه میکند تا از تاریکیهای غفلت، خارج و به عالم نور ذکر، برساند و از گمراهیبه هدایت و از شقاوت به سعادت واصل گردند. و این رحمت همه ما سوی الله را فراگرفته است که به رحمت عام تعبیر میشود و در مقابل رحمت رحیمی حق تعالی است که در نتیجه، مؤمنان از آن بهرهمند میشوند و غیر مؤمن را لیافت آن نیست که به رحمت خاص بیان میشود.
بنابراین هرچه که خداوند روشنی رحمت خویش را بر عالم هستی بتاباند، خوبیها و پاکیها به آنها واصل شده است کهدر این جا باید سررشته را نگهداشت تا اولاً این فیض نگسلد، و ثانیاً به مقام احسان الهی نائل شود که او هم، همانند خداوند صفت رحمت را گرفته به بندگان رساند.
2.نماز ملائکه: به معنای رحمت و طلب بخشش و دعا برای مؤمنین است «هو الّذی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلائِکتُهُ»؛ (یعنی فرشتگان خدانیز طلب رحمت و مغفرت برای شما میکنند) و در کریمۀ دیگر دربارۀ ملائکه میفرماید:
«وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ»(2)؛یعنی فرشتگان نیز طلب رحمت و مغفرت برای مؤمنان میکنند و میگویند: پروردگارا، تو که رحمت وعلمت همه چیز را فراگرفته و تو عالِمی که مؤمنان محتاجترین بندگانند، به رحمت واسعۀ تو، پس رحمت و بخشایشت را به مؤمنانی که از کثرات ماسوی گذشتند وراه وحدانیت تو پوییدند. عنایت فرما و ایشان را از عذاب شعله های آتش بازدار و آنان را از دچار شدن به عواقب گناهان، دور فرما.
دلا معاش چنان کن که اگر بلغزد پای
فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد (3)
3.نماز انسان: به معنای رحمت و نیایش و افعال مخصوصی که از صاحب شریعت به ما رسیده است؛ یعنی همان نماز معروف مسلمین که به لفظ «أقیمُوا الصَلاَةَ» ومشابه آن در قرآن زیاد ذکر شده است.
4. نماز همۀ ماسوا: به معنای تسبیح فطری و سجود ذاتی هر موجود است که از ظهور تجلیّات حق است بر آنها وهمۀ ما سوا فقیر الی الله اند و اظهار فقر ذاتشان، صلات و تسبیح پروردگار خویش است و رحمت حق بر ایشان مستدام. «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْعَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ به ما یَفْعَلُونَ» (4)؛ یعنیای محمد(صلی الله علیه و آله)! آیا نمیبینی (یعنی شاهدی و میبینی) که هرکس در آسمانها و زمین است ستایشگر پروردگار خویش است و پرندگان بالهای خود را در جو آسمان میگسترانند و خدای خود را میستایند و به درگاهش نماز میبرند و همه، گاه ستایش و نیایش خود را میدانند و خدا نیز به آن آگاه است و خواسته همه را اجابت میکند.(5)
پی نوشت ها:
1. سوره احزاب، آیه 43.
2. سوره غافر، آیه 7.
3. حافظ.
4. سوره نور، آیه 41.
5. معراج عشق، ص 24 به نقل از فتوحات، ج1، ص 386 و تفاسیر دیگر.
ادامه مطلب
نماز فیض دائمی در ارکان هستی
نماز فیض دائمی در ارکان هستی
![]()
اقسام نماز را میتوان بدین گونه تقسیم بندی کرد.
1.نماز حق تعالی: که همان افاضۀ رحمت بی منتهای اوست که در آیه کریمه زیر جلوه کرده است: «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَرَحِیمًا (1)؛ یعنی او خدایی است که رحمت خود و فرشتگانش را بر شما افاضه میکند تا از تاریکیهای غفلت، خارج و به عالم نور ذکر، برساند و از گمراهیبه هدایت و از شقاوت به سعادت واصل گردند. و این رحمت همه ما سوی الله را فراگرفته است که به رحمت عام تعبیر میشود و در مقابل رحمت رحیمی حق تعالی است که در نتیجه، مؤمنان از آن بهرهمند میشوند و غیر مؤمن را لیافت آن نیست که به رحمت خاص بیان میشود.
بنابراین هرچه که خداوند روشنی رحمت خویش را بر عالم هستی بتاباند، خوبیها و پاکیها به آنها واصل شده است کهدر این جا باید سررشته را نگهداشت تا اولاً این فیض نگسلد، و ثانیاً به مقام احسان الهی نائل شود که او هم، همانند خداوند صفت رحمت را گرفته به بندگان رساند.
2.نماز ملائکه: به معنای رحمت و طلب بخشش و دعا برای مؤمنین است «هو الّذی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلائِکتُهُ»؛ (یعنی فرشتگان خدانیز طلب رحمت و مغفرت برای شما میکنند) و در کریمۀ دیگر دربارۀ ملائکه میفرماید:
«وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ»(2)؛یعنی فرشتگان نیز طلب رحمت و مغفرت برای مؤمنان میکنند و میگویند: پروردگارا، تو که رحمت وعلمت همه چیز را فراگرفته و تو عالِمی که مؤمنان محتاجترین بندگانند، به رحمت واسعۀ تو، پس رحمت و بخشایشت را به مؤمنانی که از کثرات ماسوی گذشتند وراه وحدانیت تو پوییدند. عنایت فرما و ایشان را از عذاب شعله های آتش بازدار و آنان را از دچار شدن به عواقب گناهان، دور فرما.
دلا معاش چنان کن که اگر بلغزد پای
فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد (3)
3.نماز انسان: به معنای رحمت و نیایش و افعال مخصوصی که از صاحب شریعت به ما رسیده است؛ یعنی همان نماز معروف مسلمین که به لفظ «أقیمُوا الصَلاَةَ» ومشابه آن در قرآن زیاد ذکر شده است.
4. نماز همۀ ماسوا: به معنای تسبیح فطری و سجود ذاتی هر موجود است که از ظهور تجلیّات حق است بر آنها وهمۀ ما سوا فقیر الی الله اند و اظهار فقر ذاتشان، صلات و تسبیح پروردگار خویش است و رحمت حق بر ایشان مستدام. «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْعَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ به ما یَفْعَلُونَ» (4)؛ یعنیای محمد(صلی الله علیه و آله)! آیا نمیبینی (یعنی شاهدی و میبینی) که هرکس در آسمانها و زمین است ستایشگر پروردگار خویش است و پرندگان بالهای خود را در جو آسمان میگسترانند و خدای خود را میستایند و به درگاهش نماز میبرند و همه، گاه ستایش و نیایش خود را میدانند و خدا نیز به آن آگاه است و خواسته همه را اجابت میکند.(5)
پی نوشت ها:
1. سوره احزاب، آیه 43.
2. سوره غافر، آیه 7.
3. حافظ.
4. سوره نور، آیه 41.
5. معراج عشق، ص 24 به نقل از فتوحات، ج1، ص 386 و تفاسیر دیگر.
ادامه مطلب
معرفت الله، انگیزه حقیقی نماز
معرفت الله، انگیزه حقیقی نماز
ارتباط،سرّی بین عاشق و معشوق حقیقی است؛ یعنی بین بنده و پروردگارش، که خمیرۀ بنده را با عشق حق سرشتند؛ به دلالت آیه کریمۀ «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»(1)؛یعنی توحید، فطرت خدایی است که انسان را بر آن سرشتهاند که روحش از روح منفوخِ حق است و صعودش از راه علم و عمل به اصل خویش: «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُیَرْفَعُهُ» (2)؛ یعنی روح انسان با دو بال به سوی پروردگار خود در پرواز است: یکی علم که تقویت روح است؛ دوم عمل صالح که بالابرندۀ اوست. (3)
بنابراین رسیدن به گنج مخفی الهی که همان «معرفة الله» و «حبّ الله» است طبق حدیث قدسی «کُنتُ کَنزاً مَخفِیّاً فَأحببتُ أن أعرف، فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکَی أُعرَف» (4)؛ خداوند میفرماید: من گنجی پنهان بودم، پژوهندهو شناسایی نبود و دوست داشتم خلقی شناسا بیافرینم، با استعداد علم و عمل، تا به خلقعت معرفت اللّهی مزیّن شود.
و با این اوصاف حضرت حق جلت عظمتهگنجی مخفی بوده و کشف کنندگان این گنج، عارفان بالله و عاشقان والهاند. بنابراین پوشیدن خلعت «معرفت الله» و محبوب الهی شدن انگیزه نماز است که انسان از طریق ستایش و حمد بی کران الهی بدان دست مییابد و جلوۀ الهی را در وجود خویش روافزون میسازد.
پی نوشت ها:
1. سوره روم، آیه 30.
2. سوره فاطر، آیه 10.
3. معراج عشق، ص 15.
4. قاضی سعید، شرح توحید صدوق، ج1، ص 40(حدیث قدسی).
ادامه مطلب
نماز از مصادیق ذکر الهی
نماز از مصادیق ذکر الهی
![]()
ذکر را به دو قسم قلبی و زبانی تقسیم کردهاند.(1)
از مصادیق ذکر الهی که باید در همه حال انسان بدان پایبند باشد و مستدام در یاد او باشد «نماز» است. همانطور که خداوند متعال میفرماید: « وَأَقِمِالصَّلَاةَ لِذِکْرِی»(2) نماز را به پادار تا به یاد من باشی. و یاد الهیانسان را از «معیشه ضنکا» همان زندگی سخت و نابود کننده دور میسازد. همانطور که قرآن فرمود: « وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا»(3) یعنی کسی که از ذکر و یاد من اعراض و دوری کرد به زندگی سختی گرفتار میشود.
بنابراین نماز مصداق بارز ذکر الهی است که در مقام زندگی سفلی و مادیت که با بسیاری از نگرانیها و اضطرابها روبروستو حتی برخی انسان را به گونه ای به خود مشغول داشته که تمام عمرشان را دربرگفته، ضامن نشاط و شادابی و کمال مطلوب در زندگی است و شاید به همین سبب باشد که در کتاب آسمانی قرآن کمتر عبادتی چون نماز مورد اهمیت قرار گرفته است تا آنجا که حدود صد و چهارده مورد این کلمه در قرآن بکار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در درستی ادعای ما همین بس که جوانی از انصار نماز را با پیامبر(صلی الله علیه و آله) بجا میآورد و با این وصفآلوده به گناهان و زشتیها بود. این مطلب را به عرض پیامبر (صلی الله علیهو آله) رساندند. حضرت فرمودند: «إِنَّ الصَّلاةَ تناهُ یوماً»(4)؛ نمازش او را روزی از این اعمال پاک میسازد.
بنابراین نباید تعجب کرد که نَفسی در اثر قرب به نماز، به نورالله روشن شود که متصل به عالم ربوبی شده ومتخلّق به اخلاق الله و متصّف به صفات الله، آنوقت بقدرة الله، زندگی میکند بگونه ای که در تمام شئوناتش حق را و جلوه های عظیم آن را مشاهده مینماید.
و همانطور که بنده با نماز ذکر و یاد میکند خداوند را، حضرتحق نیز او را به فزونی رحمتها و نعمتها و رضوان خودش بشارت میدهد و زندگی میشود «راضیةً مرضیةً» از این جهت خانه های آنها نیز، تجلیگاه نور شده، ملائکه در آن رفت و آمد مینمایند و بدون اذن در آن وارد نخواهد شد دراین خانه است که شهود مجال درآرای اوست را یافته، جانشان را با نماز از تجلیات حُسن مطلق الهی واله و حیران میسازند؛ پس آیا ارزش ندارد انسان در وقت صوت دل آرای مؤذن که خبر از همنشینی با دوست میدهد انسان دست از همه چیز شسته و دل به دوست دارد و به آستانش حمد و ستایش نموده و قلبش را به حضور او آرامش بخشد؟!
پی نوشت ها:
1. مفردات الفاظ قرآن ،ص 181.
2. سوره طه، آیه 14.
3. سوره طه، آیه 124.
4. تفسیر مجمع البیان، ج7، ص 447.
ادامه مطلب
