داستان نماز (نماز جماعت)
داستان نماز (نماز جماعت)
![]()
در مجمع البیان بهسند خود از حارث از علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ آورده که فرمود: ما در مسجد در خدمت رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودیم و منتظر بودیم تاوقت نماز شود، مردی برخاست و عرض کرد یا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آلهـ من به گناهی رسیدم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از وی روی برگردانید (و به نماز ایستاد) دوباره پس از آنکه رسول خدا ـ صلّی الله علیهو آله ـ نماز را به پایان رسانید برخاست و همان حرف را تکرار کرد حضرت فرمود: آیا با ما نماز خواندی؟و برای آن به نیکوئی طهارت نگرفتی؟ گفت: چرا، فرمود: همان کفاره گناه توست.[1]
پی نوشت:
[1] . هم در المیزان و هم نمونه و مجمع البیان آمده.
ادامه مطلب
اهمیت فوقالعاده نماز
اهمیت فوقالعاده نماز
![]()
درروایات متعددی که ذیل آیات فوق از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ نقل شده تعبیراتی دیده میشود که از اهمیتفوقالعاده نماز در مکتب اسلام پرده برمیدارد.[1]
نماز انسان را در برابر گناه بیمه میکند و نیز نماز زنگار گناه را از آیینه دل میزداید.
نماز جوانههای ملکات عالی انسانی را در اعماق جان بشر میرویاند.
نماز اراده را قوی و قلب را پاک و روح را تطهیر میکند.
نماز در صورتی که به صورت جسم بیروح نباشد مکتب عالی تربیت است.
به هر حال جای تردید نیست که هر گاه نماز با شرایطش انجام شود انسان را درعالمی از معنویت و روحانیت فرو میبرد که پیوندهای ایمانی او را با خدا چنان محکم میسازد که آلودگیها و آثار گناه را از دل و جان او شستشو میدهد.[2]
پی نوشت ها:
[1] . تفسیر نمونه، ج 9 ـ 256 تا 267.
[2] . نمونه، ج 9، ص 269.
ادامه مطلب
نماز جمعه و فرق حق و باطل
نماز جمعه و فرق حق و باطل
![]()
ازدیگر اسرار این عبادت اجتماعى، جدا شدن صف خودى از غیرخودى و مؤمن ازمنافقو افراد منضبط و قانونمند از متخلّفان و قانون شکنان است . جامعه اى مى تواند از امنیت و آرامش برخوردار باشد که مرز میان دوستان و دشمنانش را دقیقاً مشخص نموده و حتى چهره هاى دو گانه و مردد را نیز بطور دقیق شناسایىکرده باشد.
دستیابى به ملاک هاى مرزبندى و شاخصه هاى ارزیابى، بسیار پیچیده و حسّاس است؛زیرا کار دشمن، فریب است و کار منافق، شبهه اندازى، و تبیین حق از باطل در این میدان،تنها با توفیق الهى و اتکا به او میسّر است .حضرت امام صادق (ع) در فرازى از حدیث سابق فرمود: نماز جماعت براى آن است که نماز خوان از بى نماز و وقت شناس از بى انضباط بازشناخته شود و در حدیثىدیگر مى فرماید:
«من خلع جماعة المسلمین قَدْرَ شِبرٍ خلع ربق الایمان مِنْ عنقه».[1]
«هر کس به اندازهء یک وجب از اجتماع اسلامى دور شود، خود را از دایرهء ایمان خارج نموده است .»
و پیامبر(ص) مى فرماید:
«مَنْ تَرَ ثلاث جُمَعٍ متعمّداً من غیر علّةٍ طَبَع اللّهُ عَلى قلبهِ بخاتم النفاق».[2]
«هر کس سه نماز جمعه را بى دلیل و عذر ترک کند، خداوند قلب او را با مهر نفاق مهر مى زند.»
و در حدیث دیگر آمده است:
«لینتهینّ أقوام عَنْ وَدْعِهِم الجمعات، أو لیختمنَّ عَلى قلوبهم ثمّ لَیَکُونَنَّ من الغافلین».[3]
«آن عده که عادت به ترک نماز جمعه کرده اند، باید از این رفتار پرهیز کنندو گرنه مُهر بر دل آنها زده شده و در زمرهء غافلان قرار خواهند گرفت .»
و باز مى فرماید:
«مَنْ تر الجمعة ثلاثاً من غیر عذر، فقد بنذالاسلام وراء ظهره».[4]
«هر کسى که سه نماز جمعه را بدون عذر ترک کند، گویا اسلام را رها کرده است .»
و طى گزارشى به حضرت امیرالمؤمنین (ع) گفته شد که عده اى از همسایگان مسجد درنماز جماعت حاضر نمى شوند، آن حضرت فرمود:
«لیحضرنّ معنا صلاتنا جماعة أو لیتحوّلنّ عنّا و لا یجاورونا و لا نجاورهم .»[5]
«یا در نماز جماعت همراه ما باشند و یا از این منطقه بروند و با ما همسایه نباشندوما نیز همسایهء آنان نخواهیم بود.»
و پیامبر گرامى اسلام در حدیثى جامع، که مشابه آن نقل گردید، مى فرماید:
«لا غیبة الاّ لِمَنْ صَلّى فى بیته و رغب عن جماعتنا و من رغب عن جماعة المسلمین وجب على المسلمین غیبته و سقطت بینهم عدالته و وجب هجرانه و اذا رُفع الى امام المسلمین أنْذَرَه و حذّره فانْ حضر جماعَة المسلمین و الاّ أحرق علیه بَیْتَه».[6]
«کسى که نمازهایش را در خانه مى خواند، غیبتش جایز است و کسى که ازجماعت مسلمانان رویگردان است غیبت او واجب و عدالتش ساقط و دورى ازاو واجب است و هنگامى که نزد حاکم برده شد باید او را بترساند و از عاقبتکارش بیم دهد ودرصورت ادامهء این رویگردانى خانه اش را به آتش کشد.»
البته گرچه قسمت آخر حدیث، همانگونه که از متن آن پیداست ناظر به حکم حکومتى است و دستور آتش زدن خانه تنها در اختیار حاکم اسلام است اما به طور کلى این تهدیدهادلالت بر آن دارد که نماز جمعه و جماعت و بلکه تمامى شعائر دینى، یکعبادت شخصى و فردى نیست تا عدم حضور در آن تنها براى خودخاطى ضرر داشته باشد، بلکه این شعائر میدان مشارکت اجتماعى و حضور در صحنه است و شخص خاطى،به عنوان یک فرد غیر منضبط با رویگردانى از جماعت، حریم مردم رامى شکند و باورهاى آنان را به مسخره مى گیرد و راه نفاق مى پیماید و اسلام در برخورد با منافق بسیار جدّى ترازبرخوردش با کفر است.
پی نوشت ها:
[1] وسائل الشیعه ص377
[2]وسائل الشیعه، ج5، ص6
[3] وسائل الشیعه، ج5، ص6
[4] المحجة البیضاء، ج2، ص14
[5] وسائل الشیعه، ج3، ص479
[6] المحجة البیضاء، ج1، ص342
ادامه مطلب
نماز و صبر
نماز و صبر
![]()
در این آیات، انگشت روی دو دستور از مهمترین دستورات اسلامی که در واقع روح ایمان و پایه اسلام است گذارده شده:
نخست فرمان به اقامه نماز داده میگوید: نماز را در دو طرف روز و در اوایل شب برپادار
سپس برای اهمیت نماز روزانه خصوصاً و همه عبادات و طاعات و حسنات عموماً چنین میگوید:(حسنات، سیئات را از میان میبرد).(ان الحسنات یذهبن السیئات).
و این تذکر و یادآوری است برای آنها که توجه دارند. (ذلک ذکری للذاکرین).
آیه فوق همانند قسمتی دیگر از آیات قرآن تأثیر اعمال نیک را در از میان بردن آثار سوء اعمال بد بیان میکند، در سوره نساء آیه 31 میخوانیم
ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم
اگر از گناهان بزرگ دوری کنید گناهان کوچک شما را میپوشانیم.
و در آیه (7 عنکبوت) میخوانیم
و الذین آمنوا و عملوا الصالحات لنکفرن عنهم سیئاتهم
کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند گناهان آنان را میپوشانیم.
و به این ترتیب اثر خنثی کننده گناه را در طاعات و اعمال نیک تثبیت میکند.
از نظر روانی نیز شک نیست که هر گناه و عمل زشتی یک نوع تاریکی در روح و روان انسان ایجاد میکند که اگر ادامه یابد اثرات آنها متراکم شده به صورت وحشتناکی انسان را مسخ میکند.
ولی کار نیک که از انگیزه الهی سرچشمهگرفته به روح آدمی لطافتی میبخشد که آثار گناه را میتواند از آن بشوید وآن تیرگیها را به روشنایی مبدّل سازد.
اما از آنجا که جمله فوق (ان الحسنات یذهبن السیئآت) بلافاصله بعد از دستور نماز ذکر شده یکی از مصداقهای روش آن نمازهای روزانه است و اگر میبینیم در روایات تنها تفسیر به نمازهای روزانه شده دلیل بر انحصار نیست بلکه همان گونه که بارها گفتهایم بیان یک مصداق روشن قطعی است.
ادامه مطلب
