خواندن نماز هنگام تنگی وقت
اگر حیوان درنده اى به ما حمله کرد و وقت نماز تنگ بود چه کنیم؟ فرمودند: با همان وضعى که دارید نماز بخوانید، گرچه پشت به قبله باشد.
شیوه روان تفسیرآیات قرآن عظیم الشان، توسط حجت الاسلام والمسلمین قرائتی درتفسیر نور ایشان جمع شده است که در اینجا به تفسیر یک آیه در موضوع یاد خدا می پردازیم:
فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالاً أَوْ رُکْباناً فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَما عَلَّمَکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ (البقرة/۲۳۹)
پس اگر (از دشمن یا خطرى) بیم داشتید، پیاده یا سواره (به هر شکل که مى توانید نماز گزارید) و آنگاه که ایمن شدید خدا را یاد کنید، همانگونه که آنچه را نمى توانستید بدانید به شما آموخت.
نکته ها:
در قرآن گاهى به جاى کلمه ى «صلوة»، کلمه «ذکر» گفته شده است، چنانکه درباره نماز جمعه مى فرماید: «فاسعوا الى ذکر اللّه» به سوى ذکر خدا بشتابید. و یا خداوند به موسى علیه السلام مى فرماید: «اقم الصلوة لذکرى» نماز را بپادار تا یاد من باشى. در این آیه نیز مراد از «فاذکروا اللّه» نماز است.
آرى، فلسفه و روح نماز، یاد خداوند است.
این آیه اشاره به نماز خوف دارد که در شرایط جنگى با احکام مخصوصى که در فقه آمده است، اقامه مى شود.
در احادیث مى خوانیم که پیامبر(ص) در جنگ احزاب با اشاره نماز خواندند و حضرت على(ع) در بعضى از جنگها دستور مى دادند که هنگام جنگ با ایماء و اشاره نماز بخوانند. امام کاظم(ع) در جواب شخصى که پرسید: اگر حیوان درنده اى به ما حمله کرد و وقت نماز تنگ بود چه کنیم؟ فرمودند: با همان وضعى که دارید نماز بخوانید، گرچه پشت به قبله باشد. (1)
پی نوشت:
1- تفسیر نمونه، ج۲، ص ۱۴۸ ونورالثقلین، ج۲، ص۲۳۹.
-تفسیر نور /حجت الاسلام و المسلمین قرائتى
ادامه مطلب
چرا نماز رو به قبله؟
![]()
ولي در آيات قرآن و سنت پيامبر (ص) دستور داده شده كه برخي اعمال عبادي و غير عبادي بايد رو به قبله انجام گيرد. مثلا قرآن كريم فرمود:
« فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ حَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ ؛ (3) پس روي به طرف مسجد الحرام كن و شما مسلمانان هر كجا باشيد، در نماز روي بدان جانب كنيد».
در روايات نيز تصريح شده كه نماز بايد رو به قبله باشد. (4)
توجه به قبله از آن رو كه انسان يك وجود مادى است و بالاخره بايد به سويى نماز بخواند، دستور داده شده است كه همه به يك سو نماز بخوانند تا وحدت و هماهنگى در صفوف مسلمانان پيدا شود، و از هرج و مرج و پراكندگى جلوگيرى به عمل آيد. فكر كنيد اگر هر كسى به سويى نماز مىخواند و صفوف متفرق تشكيل مىدادند، چقدر زننده و ناجور بود؟
ضمنا سمتى كه به عنوان قبله تعيين شده (سمت كعبه) نقطهاى است مقدس كه از قديمىترين پايگاه هاى توحيد است و توجه به آن بيدار كننده خاطرات توحيدى مىباشد.(5)
چه اينكه بر اساس آموزه هاي ديني مومن حتي در حال احتضار نيز بايد رو به قبله باشد. گرچه علت واقعي و فلسفه احكام به طور كامل بر ما روشن نيست؛ ولي در روايتي به فلسفه اين كار اشاره شده مثلا امير مومنان فرمود:
«دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَلَي رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ هُوَ فِي السَّوْقِ وَ قَدْ وُجِّهَ بِغَيرِ الْقِبْلَه فَقَالَ وَجِّهُوهُ إِلَي الْقِبْلَه فَإِنَّكُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ أَقْبَلَتْ عَلَيهِ الْمَلَائِكَه وَ أَقْبَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيهِ بِوَجْهِهِ فَلَمْ يزَلْ كَذَلِكَ حَتَّي يقْبَضَ؛ (6) امير المومنين (ع) فرمود : پيامبر (ص) بر مردي از فرزندان عبد المطلب در بازار وارد شد در حالي كه آن مرد در حالت احتضار بود و مردم او را به سويي غير از جهت قبله خوابانده بودند، پيامبر فرمود: او را به سوي قبله كنيد اگر اين كار را بكنيد، ملائكه به او توجه كنند و همواره مورد توجه خداوند عَزَّ وَ جَلَّ قرار گيرد تا جان بدهد».
گرچه نمي خواهيم اين امر را به مورد نماز تعميم بدهيم. اما چه بسا همين علت در ساير امور و اعمال مانند نماز هم وجود داشته باشد كه ما از آن آگاهي نداشته باشيم.
پس چرا وقتی خداوند در همه جا هست و از هرکسی به ما نزدیکتر است باید به سمت کعبه نماز خواند؟؟؟شاید بهتر باشد دلیل این سوال را نیز از خود قرآن جستجو کنیم. همان خدایی که فرموده از رگ گردن هم به انسان ها نزدیکتر است در آیه های قرآن کریم ما را به خواندن نماز رو به قبله فرمان داده است.
درست است که خداوند در همه جا هست ولی در آیات قرآن و سنت پیامبر (ص) دستور داده شده كه برخی اعمال عبادی و غیر عبادی باید رو به قبله انجام گیرد. مثلا قرآن كریم فرمود:
« فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ حَیْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ ؛ پس روی به طرف مسجد الحرام كن و شما مسلمانان هر كجا باشید، در نماز روی بدان جانب كنید».(سوره بقره آیه 144)
همچنین در آیه 149 سوره بقره نیز آمده است:....
« وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ (و هنگام نماز) از هر جا بیرون شدی روی خود را جانب مسجد الحرام کن که این براستی حقی از جانب پروردگار توست و خدا از آنچه می کنید غافل نیست » (سوره بقره آیه 149)
از سوی دیگر اگر قرار بود هر فردی به هر سویی نماز بخواند باعث ایجاد صفوف مختلف نماز و هرج و مرج در هنگام نماز می شد که شایسته عمل شایسته نماز نیست، همچنین مشخص بودن قبله ی واحد كه همه به یك سو نماز بخوانند وحدت و هماهنگى در صفوف مسلمانان را به همراه خواهد داشت و موجب نزدیکی مسلمانان به یکدیگر می شود.
ضمنا سمتى كه به عنوان قبله تعیین شده (سمت كعبه) نقطه اى است مقدس كه از قدیمى ترین پایگاه هاى توحید است و توجه به آن بیدار كننده خاطرات توحیدى مى باشد.(1)
در حدیثی از حضرت محمد(ص) نماز خواندن به سمتی غیر از مسجدالحرام نفی شده که در زیر به آن اشاره میکنیم:
« اما یخاف الذى یحول وجهه فى الصلاة ان یحول الله وجهه وجه حمار؛ آیا آن كس كه در نماز صورتش را از قبله برمى گرداند نمى ترسد از این كه خداوند او رامسخ نماید و صورتش را مبدل به صورت حمار كند.» (2)
پينوشت ها:
1. بقره (2) آيه 115.
2. جوادي آملي، صهباي حج، نشر مركز اسراء، قم، 1383ش، ص226.
3. بقره (2) آيه 144.
4. حر عاملي، وسائل الشيعه، نشر دار الاحياء التراث العربي، بيروت 1412 ق. ج4، ص 295.
5. ناصر مكارم، تفسير نمونه، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران بي تا، ج1، ص 415.
6. وسائل الشيعه،همان، ج 2، ص 454. موفق و موید باشید
ادامه مطلب
در چه سفری نماز کامل است؟
در چه سفری نماز کامل است؟

شرط اول در نماز شکسته آنكه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد پس كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است اگر رفتن او كمتر از چهار فرسخ نباشد بايد نماز را شكسته بخواند بنابر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد بايد نماز را تمام كند و همچنین اگر بين دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد كند اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود بايد نماز را تمام بخواند.
شرط دوم از سفر آنكه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگربه جايى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آن جا قصد كند جايى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و به وطنش يا به جايى كه مى خواهد ده روز بماند برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.
كسى كه نمى داند سفرش چند فرسخ است مثلا براى پيدا كردن گمشدهاى مسافرت مى كند و نمى داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند بايد نماز را تمام بخواند
شرط سوم: آنكه در بين راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، يا مردد شود، بايد نماز را تمام بخواند.
اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود چنانچه تصميم داشته باشد كه همان جا بماند يا بعد از ده روز برگردد يا در برگشتن و ماندن مردد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
شرط چهارم در شکسته شدن نماز در سفر، آنكه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جايى بماند، پس كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند بايد نماز را تمام بخواند و كسى كه نمى داند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مى گذرد يا نه،يا ده روز در محلى مى ماند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
شرط پنجم از شکسته شدن نماز در سفر، آن كه براى كار حرام سفر نكند، و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد،مثل آن كه براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و سفرى كه اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.
شرط ششم در نماز شکسته در سفر آنكه از صحرانشينهايى نباشد كه در بيابانها گردش مى كنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى روند پس صحرانشينها در اين مسافرتها بايد نماز را تمام بخوانند.
شرط هفتم در نماز شکسته در سفر آنكه شغل او مسافرت نباشد، بنابراين شتردار و راننده و چوبدار و كشتيبان و مانند اينها، اگرچه براى بردن اثاثيه منزل خود مسافرت كنند، در غير سفر اول بايد نماز را تمام بخوانند، ولى در سفر اول اگرچه طول بكشد، نمازشان شكسته است.(جزئیات بیشتر هم دارد که باید سوال شود)
شرط هشتم در نماز شکسته مسافر آنكه به حد ترخص برسد، يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند، بقدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود
پس در کمتر از حد ترخص و یا اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص، يعنى جايى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند
مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده ، تا وقتى در آن جا هست بايد نماز را تمام بخواند و محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست چه در آن جا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آن جا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ، سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار كمى در آن جا بماند بايد نماز را تمام بخواند.
مسافر مى تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد در جايى كه اول جزو اين مساجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند احتياط مستحب آن است كه شكسته بخواند اگر چه اقوى، صحت تمام است و نيز مسافر مى تواند در حرم و رواق حضرت سيد الشهدا عليه السلام بلكه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند.
تذکر: با توجه به احکام متنوع نماز مسافر و اختلاف نظر مراجع در این موارد،بهتر است سوال به صورت جزئی و با ذکر مرجع تقلید پرسیده شود.
رساله مراجع،احکام نماز مسافر،م1272تا1356
ادامه مطلب
دو ركعت نماز احياگر
دو ركعت نماز احياگر

روايت است كه : روزى سيد انبياء صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بودند كه جماعتى از بزرگان عرب و قريش خدمت آن بزرگوار شرفياب شدند و عرض كردند: اى افتخار عرب ! ما را عروسى هست و دختر فلان را به پسر فلان مى دهيم و آن ها از اشرافند و با شما نسبتى دارند، استدعا مى كنيم كه فاطمه عليهاالسلام را در اين عروسى رخصت فرمايى كه مجلس ما را مزين فرمايد به قدوم خود.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند: از فاطمه طاهره مى پرسم : اگر اراده كند خواهد آمد.
اين را فرمود و تشريف به خانه بردند و فرمودند: اى فاطمه و اى نور ديده من ! اكابر عرب جمع شدند و عروسى دارند و به نزد من آمدند كه تو را به عروسى خود برند خواهى رفت يا نه ؟
فاطمه عليهاالسلام زمانى سر در پيش افكند، بعد از آن سر برآورد و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! ايشان كه مرا به عروسى خواسته اند مقصود آن ها استهزاء است نسبت به من ؛ زيرا كه زنان قريش همه با لباس هاى فاخر و جواهر زينت كرده اند و با كمال حشمت و تنعم نشسته اند و مرا لباسى غير از چادرى و كهنه پيراهنى و كفشى كه چند جاى او را وصله زده ام چيز ديگر نيست و با اين حال رفتن به آن جا غير شماتت حاصلى ندارد.
چون رسول اكرم صلى الله عليه و آله از فاطمه عليهاالسلام اين كلمات را شنيد، بسيار غمناك گرديد، در آن حال جبرئيل نازل شد و عرض كرد: يا رسول الله ! حق تعالى سلام مى فرستد و مى فرمايد فاطمه را با لباسى كه دارد به عروسى بفرست كه ما را در اين حكمتى است .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيغام حق تعالى را به فاطمه رسانيد، پس آن مخدره شكر حق تعالى را به جا آورد و عرض كرد: صدقنا و آمنا هر چه امر و حكم الهى است عين لطف و مرحمت است .
سپس حضرت صديقه عليهاالسلام برخاست و با جامه هاى كهنه خود به عروسى تشريف برد، اما از جهت شماتت زنان قريش دلتنگ بود، فرشتگان هفت آسمان و زمين سرنياز به درگاه بى نياز نهادند، عرض كردند: باز خدايا! اين دختر پيغمبر آخرالزمان است كه او را از جمله پيغمبران برگزيدى ، آيا او را دلشكسته مى نمايى ؟
خطاب از جانب رب الارباب به جبرييل شد كه دختر برگزيده ما را درياب و آن چه بايد به جهت او مهيا كن .
پس امين وحى به شتاب تمام به جنت فردوس شتافت و براى او جامه هاى بهشتى حاضر نمود و هنوز حضرت فاطمه عليهاالسلام هفت قدم از خانه بيرون ننهاده كه صد هزار حورى ماه لقاگرد وى حاضر شدند و جبرئيل سر تا پاى فاطمه طاهره را از سندس و استبرق بياراست و حوريان هر ساعت خاك قدم فاطمه را به ديده مى كشيدند، چون فاطمه اين لطف و حشمت حق تعالى را نسبت به خود ملاحظه كرد، به سجده شكر رفته و حق تعالى چندان از نور لطف خود روشنايى و تجلى به فاطمه عليهاالسلام نثار كرد كه شرح آن ممكن نيست ، پس فاطمه حمد و ثناى الهى مى كرد و مى رفت تا آن كه به خانه عروس رسيد، زنان قريش به انتظام مقدم شريف فاطمه عليهاالسلام بودند كه ناگاه روشنايى و نورى مشاهده كردند، چون برق كه عالم از آن روشن شد. مردم آن محله همگى متعجب شدند كه اين روشنايى چيست . ناگاه آواز از حوريان برآمد كه هر كه مى شنيد از خود بى خود مى شد و همه زنان از حسن صورت فاطمه عليهاالسلام متحير شدند و عروس را تنها گذاشتند و به استقبال ايشان شتافتند. فاطمه را ديدند كه صد هزار حور بهشتى با او خرامان مى آمدند و حوران عود و عنبر مى سوختند و از بوى خوش ايشان جمله زنان مدهوش شدند، همه به يك بار در قدم فاطمه افتادند و دست و پاى او را بوسيده و با تعظيم هر چه تمامتر او را به خانه آوردند.
چون آن سيده زنان قرار گرفت ، حوريان گرد او صف زده بر روى هوا ايستادند، به نحوى كه پاى هيچ كدام بر زمين نبود، زنان عرب از مشاهده اين امر و عطرهاى بهشتى دم به دم مى افتادند و سجده مى كردند و عروس نيز از كرسى درافتاد و بى هوش گرديد و بعد از ساعتى در آن بى هوشى مرد، چون عروس را مرده يافتند همه فرياد واويلا برآوردند و به گريه و زارى نشستند و عروسى به عزا مبدل شد.
حضرت فاطمه عليهاالسلام از مشاهده آن حال بسيار دلتنگ گرديد، در آن حال برخاست تجديد وضو نمود و دو ركعت نماز به جاى آورد، بعد از آن سر به سجده نهاد و عرض كرد: ملكا! پادشاها! به عزت و جلال بى زوال تو و به حرمت شرف طاعت بندگان خالص تو و به بركت محمد و على كه برگزيدگان درگاه تواند كه اين عروس را زنده گردان !
هنوز حضرت فاطمه عليهاالسلام در مناجات بود كه عروس عطسه زد و از جا برخاست و به دست حضرت فاطمه عليهاالسلام افتاد و عرض كرد: السلام عليك يا بنت رسول الله ! تو و پدر تو بر حقيد و خداى را كه شما پرستش مى كنيد بر حق است و كفارى كه راه بت پرستى را گرفته اند بر باطلند.
گويند: در آن روز هفتصد مرد از كسان عروس و غير ايشان به شرف اسلام مشرف شدند و اين مطلب در تمام شهر منتشر گرديد. پس فاطمه زهرا عليهاالسلام مراجعت نمود به خانه و شرح آن واقعه را براى پدر بزرگوار خود بيان نمود. رسول خدا صلى الله عليه و آله سجده شكر به جا آوردند، سپس فرمودند: اى نور ديده ! از آن چه گفتى من هزاران بيشتر و بهتر از حق تعالى اميد دارم .
- پی نوشت -
38- مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 356.
ادامه مطلب
