شرايط و آداب نمازگزار واقعي در خود نماز

 شرايط و آداب نمازگزار واقعي در خود نماز:

03514276130763248123.jpg;

 قبل از بيان اين صفات بايد دانسته شود كه براي نماز غير از اين صورت ظاهري، حقيقت و باطني است كه داراي آدابي مخصوص به خود است و چنانچه ظاهر آن را آدابي است كه مراعات آنها ضروري است بطوري كه اگر آنها را رعايت نكند موجب بطلان و نقصان نماز صوري است؛(مانند رعايت نكردن آداب و احكام شرعي و فقهي نماز همچون طهارت ظاهري بدن و لباس و مكان از نجاسات ظاهري و صحت وضو و افعال و اذكار نماز) همينطور براي نماز آدابي است به نام آداب قلبيه و باطنيه كه با مراعات ننمودن آنها نماز معنوي باطل و ناقص مي شود.[1] بدين جهت مراعات و محافظت بر تمام آداب ظاهري و باطني نماز امري است ضروري، چرا كه نمازي كه مقبول حق واقع شود همين نماز است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: كسي كه نماز واجب خود را در اول وقت ادا كند و حدود آنها را حفظ نمايد، فرشته آنرا سپيد و پاكيزه به آسمان مي برد و نماز به نمازگزار مي گويد خدا تو را نگاه دارد همان گونه كه مرا نگاه داشتي ... و كسي كه نمازهايش را بي سبب به تأخير بيندازد و حدود آنها را حفظ نكند، فرشته نماز او را سياه و تاريك به آسمان برد در حالي كه نماز با صداي بلند به نمازگزار گويد مرا ضايع كردي خداي تو را ضايع كند آنچنانكه مرا ضايع كردي و خدا تو را رعايت نكند آنچنان كه تو مرا رعايت نكردي»[2] اما برخي از آداب باطنيه اين سلوك روحاني و معجون الهي كه يك نمازگزار واقعي بايد بر آنها مواظبت كند عبارتند از:

1. خشوع:

يعني خضوع و فروتني كامل در برابر هيبت و عظمت جمال و جلال محبوب. «قد افلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون»[3] همانا رستگار شدند مؤمناني كه در نمازشان خاشع اند.

2. طمأنينه:

به اين معنا كه نمازگزار عبادت و نماز خود را از روي سكونت قلب و اطمينان خاطر بجا آورد زيرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل بجا آورد آن عبادت هيچ اثر و فايده اي بر روح و قلب انسان نمي گذارد.

3. محافظت نماز از تصرف و سرقت شيطان:

قرآن در وصف مؤمنين مي فرمايد: الذين هم علي صَلَواتِهم يحافظون»[4] مؤمنين كساني هستند كه بر نمازهايشان محافظت و مراقبت دارند و اين محافظت در تمامي حالات و مسائل و مراتب نماز است كه يكي از مهمترين مراتب، حفظ آن از تصرف غاصبانه شيطان است چنانكه مي دانيم شيطان دشمن قسم خورده انسان است«فبعزتك لاُغوينكم اجمعين»[5] پس به عزت تو قسم همه آنها را گمراه مي كنم مگر بندگان مخلَص .... . از اين روي همواره در همه جا و همه اوقات اين سارق و ره زن، در كمين مؤمنين و كالاهاي ناب آنان است لذا مي بايست تلاش و مواظبت كامل بر نماز و عبادات داشت.

4. نشاط و بهجت:

مي بايست نمازگزار وقتي و ساعتي را به نماز اختصاص بدهد كه فارغ از همه چيز باشد به گونه اي كه داراي نشاط و شادابي و تازگي باشد و هرگز در زمان خستگي و كسالت و بي حالي نماز و عبادت را بر خود تكليف نكن در قرآن آمده«در حال مستي به نماز نزديك نشويد»[6] كه در برخي روايات مستي را به كسالت تفسير كرده اند.[7] امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: هنگامي كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپاريد و وقتي كه گريزان اند آنها را واگذاريد»[8]

5. حضور قلب:

يكي از مهمترين آداب قلبيه كه خود مفتاح قفل كمالات و باب الابواب سعادت است حضور قلب است سخن در اين باب بسيار است اما اجمالاً يكي از مراتب حضور قلب اين است كه قلب نمازگزار در وقت عبادت از همه جا و همه چيز غير از جمال حق تعالي فارغ و منصرف شود، باجان و قلب خويش خود را فقط در محضر محبوب ببيند و جز او چيزي را مشاهده نكند رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«خدا را عبادت كن چنانچه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند»[9] در اهميت حضور قلب همين بس كه روايات فراوان داريم كه نمازي و يا مقداري از نماز مقبول حق واقع مي شود كه حضور قلب در آن باشد. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه «همانا بالا رود از نماز بنده از براي او نصف يا ثلث يا ربع يا خمس نماز پس بالا نمي رود براي او مگر آنچه را اقبال به قلب نموده است به آن و ما مأمور شده ايم به نافله ها و نمازهاي مستحبي تا نقص نمازهاي واجب كامل و تمام شود»[10]

6. اخلاقي در عبادات:

به اين معنا كه عبادت و نماز را فقط و فقط براي رضاي او انجام دهد و از هر آنچه كه شائبه غير خدائي دارد عملش را تصفيه و پاك نمايد تا آنجا كه براي ترس از جهنم و يا ثواب و پاداش هم نخواند.[11]

[1] . ر.ك، روح الله خميني(قدس)، آداب نماز، ص 2 ـ 5، مؤسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني ـ رحمة الله عليه ـ چاپ اول 1370.

[2] . شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 3، ص 90، كتاب الصلوة، ابواب المواقيت باب 3، حديث 17.

[3] . سوره مؤمنون، آيات 1 و 2.

[4] . سوره معارج، آيه 44. همچنين سوره مؤمنون آيه 9.

[5] . سوره ص، آيات 82 و 83.

[6] . سوره نساء، آيه 43.

[7] . آداب الصلوة، ص 24.

[8] . بحارالانوار، ج75، ص 377، كتاب االروضة, باب 29، حديث 3.

[9] . بحارالانوار، ج 74، ص 74، كتاب الروضة، باب 4، حديث 3.

[10] . شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 327، باب 24، حديث 2.

[11] . ر.ك، آداب الصلوة، ص 160 ـ 179.

 


ادامه مطلب


[ شنبه 20 تیر 1394  ] [ 11:21 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

حقیقتی دربارۀ تارک الصلاة

حقیقتی دربارۀ تارک الصلاة

 حضرت محمد(ص): نماز اساس و ستون دین است، پس کسی که نمازش را عمدا ترک کند پایه و اساس دینش را خراب و منهدم ساخته و هرکه اوقات آنرا واگذارد داخل ویل شود . ( ۱ )

ویل چاهی است در جهنم؛ چنانکه خدای تعالی فرماید: وای بر نمازگزاران آنانکه از نمازشان غفلت می ورزند و وقت آنرا سبک می شمرند.

از حضرت صادق (ع) پرسیده شد: چرا زناکار را کافر نمی نامید در صورتیکه تارک نماز (کسی که نماز نمی خواند) را کافر می خواند ؟ برهان و دلیل این امر چیست؟ آن حضرت (ع) فرمود: برای اینکه زناکار و امثال او چنین اعمال ناروایی را فقط به خاطر شهوت انجام می دهد، زیرا شهوت بر او دست یافته و اختیارش را سست کرده است، ولی ترک کننده نماز، ترک نماز نمی کند، مگر از روی کوچک شمردن و خفیف داشتن آن و دلیل این سخن آن است که تو زناکاری را نمی یابی که با زنی نزدیکی کند، مگر اینکه از نزدیکی با آن زن قصد لذت جویی و کامیابی داشته باشد و به این منظور به او میل کرده باشد، ولی هرکس که نماز را از روی قصد ترک می کند، منظورش از ترک آن دست یابی به لذت نیست، پس وقتی لذتی نباشد به ناچار خفیف شمردن نماز واقع گردد، و چون خفیف شمردن واقع شد، کفر واقع گشته است. ( ۲ )

پی نوشت:
۱ – جامع الاخبار صفحه ۸۶
۲ – من لایحضرالفقیه جلد ۱ صفحه ۳۰۷

 


ادامه مطلب


[ شنبه 20 تیر 1394  ] [ 10:51 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز صبح، پا گشای روز

نماز صبح، پا گشای روز

31737504382916702628.jpg;

اولین نمازی که در شبانه روز بر انسان واجب است یک دو رکعتی مهم است که نماز صبح نامیده می شود! وقت نماز صبح از طلوع فجر است تا طلوع آفتاب اما وقت فضیلت آن که در صورت اداء در آن زمان، نماز اول وقت به حساب می آید از طلوع فجر است تا آشکار شدن صبح، در این زمان که بهترین اوقات و محبوبترین وقتها نزد خداوند است راز و نیاز بامعبود بی نیاز آغاز و شروع روزی است که چون "با بندگی او پاگشا شده است" بی شک با برکت و نورانی خواهد بود.

منبع:تبیان


ادامه مطلب


[ شنبه 20 تیر 1394  ] [ 10:23 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تأثیر زبان و قلب در يكديگر

تأثیر زبان و قلب در يكديگر

 اگر اذكار با اخلاص و خداخواهى ادا شود و قلب از تصرفات شيطانى محفوظ بماند، قهرا اذكار و ادعيه لسانى به قلب سرايت مى كند و آن را متاءثر مى سازد، به طورى كه در اثر تداوم اين كار، قلب منشاء اثر مى شود. به بيان ديگر قلب الهى همه جوارح را الهى مى كند، يعنى هم گوش جز سخن حق نشنود و هم زبان جز حق نگويد و هكذا بقيه اعضاى بدن در اختيار تدبير عقل و قلب الهى قرار مى گيرد. در همين حال است كه انسانِ داراى قلب الهى به دستورهاى غيرالهى تن در نمى دهد، در مجلس لهو و لعب نمى نشيند و با غير دوستان خدا انس نمى گيرد، به دشمنان خدا قهر و كينه مى ورزد و زبان به دروغ ، غيبت ، تهمت و ناسزا نمى گشايد و لب از بيان حق و صلاح نمى بندد؛ و خلاصه تمام افعال ، حركات و سكنات او در مسير جلب رضاى حق قرار مى گيرد.
مرحله ديگر در دستيابى به حضور قلب اين است كه نمازگزار در عين حال كه توجه دارد در مقابل خالق خويش ايستاده ، با او سخن مى گويد و مناجات مى كند، در هر مرحله از قيام و قعود و ركوع و سجود و تكبير و تشهد و بقيه اجزاء و اركان نماز، به معناى باطنى آن جزء عنايت داشته باشد؛ زيرا حضور قلب در نماز معانى مختلفى دارد. ممكن است نمازگزار تنها متوجه اين مطلب باشد كه اكنون در حضور مولاى خويش ايستاده است و با او سخن مى گويد و همين توجه به حضور و شهود خدا او را از توجه به معانى اجزاى نماز باز مى دارد، زيرا وى در طول نماز از بدو تا ختم ، توجه بدين معنا دارد كه مولا و خالقش ناظر اعمال و شاهد صلوة است و او را نظاره مى كند. همين توجه نمازگزار را از تاءمل و تفكر درباره معناى قيام و ركوع و سجود و بقيه اجزاء باز مى دارد. يك معناى حضور قلب اين است كه شخص نمازگزار به معانى الفاظى كه بر زبان جارى مى كند توجه داشته باشد و بداند كه اذكار و ادعيه اى كه بر زبان مى راند، چه معنايى دارد. ممكن است نمازگزار متوجه اداى حروف از مخارج صحيح آن باشد و يا سعى كند كه الفاظ را به لحن عربى ادا نمايد؛ اما شايان ذكر است نمازگزار بايد به دو نكته تواءما توجه داشته باشد: اول اينكه بداند در محضر خداست و در مقابل خالق و حكيمى ايستاده است كه وجود و بقاى او و همه موجودات عالم مُلك و ملكوت به اراده او بستگى دارد و دوم آن كه در هنگام انجام هر فعل و قولى از افعال و اقوال نماز به معناى ظاهرى و باطنى آن توجه داشته باشد و سعى كند التفات به معناى يك جزء، او را از توجه به معناى جزء ديگرى كه مشغول آن شده است ، باز ندارد و اين حالت با تمرين و رياضت قابل تحصيل است .
اين نحوه از حضور قلب ، كاملترين حضور قلب است ، اما افسوس كه پرنده خوش پرواز خيال هر آن و هر لحظه بر فراز مقام و مطلبى از امور دنيايى مى نشيند و حضور قلب را از انسان سلب مى كند. اگر انسان سعى كند كه بطور جدى در نماز حاضر باشد، و نه در امور ديگر، كم كم قوه خيال در كنترل شخص قرار مى گيرد و كار او آسانتر مى شود. بديهى است كه اين امر محتاج به رياضت فراوان و مداوم است .

منبع: کتاب نماز محبوب عارفان


ادامه مطلب


[ شنبه 20 تیر 1394  ] [ 10:12 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]