عبادت و آبادى درون
عبادت و آبادى درون

حضرت فاطمه عليهاالسلام آن بنده پاك و خالص خداوند است كه سعى دارد حركت خود را در سير كمالى و در مسير بى نهايت طلبى قرار دهد و آن انسان فهميده اى است كه در سايه اخلاص و رهائى از ثقل ها و پاى بندى ها به مقام ان الى ربك الرجعى مى رسد و آماده پذيرش خطاب يا ايتها النفس المطمئنة و براى رجوع به خدا راضيه و مرضيه مى شود.
فاطمه عليهاالسلام به آن درجه از ادراك مى رسد كه در مى يابد اساس آبادانى درون ، ايمان به خداست و حاصل آن رهائى از بندها و اسارت ها، وابستگى به خداى حى ازلى و سرمدى است و مهم اين است كه ايمان او از سنخ ادراك است و مورد خطاب اعبد الله كانك تراه و ان كنت لا تراه فانه يراك .
چنين ايمانى است كه براى او امنيت پديد مى آورد و او را راضى به قضا و قدر الهى مى سازد. به گفته علامه طباطبائى مرحوم آدمى در حقيقت خود را در قبول امر مقبول در امنيت مى بيند و قلبش به آن تسكين و آرامش مى يابد. انسان كه در آرامش و امنيت باشد مى تواند نيكو بينديشد، نيكو تصميم بگيرد و درست عمل كند و اين يكى از رموز عدم اضطراب فاطمه عليهاالسلام در برابر كشاكش زندگى است . (1)
- پی نوشت -
1- در مكتب فاطمه ، ص 163.
ادامه مطلب
نماز وسيله تقرب به حضرت باري تعالي
خداي منان از روي لطف بي پايانش بر آدميان منت نهاده وبهآنها اجازه عروج به عالم ملك وملكوت وتقرب هر چه بيشتر به ذات مقدسش را عطا فرموده ونماز را نردبان ترقي و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است به طوريكه در اين زمينه امام علي– عليه السلام – مي فرمايند:
«الصَّلوة قربانُ كلِّ تقي(49)» « نماز موجب تقرب هر پرهيزگاري به خداست.»
انسان خاكي كه همواره اسير اميال نفساني وغرايز حيواني است به هنگام نماز ، پرده هاي ظلماني جهان ماده را كنار مي زند ، جاذبة دست وپاگير كره خاكي را مي شكند ،
موانع نيرومند عالم سفلي را از جلو پايش بر مي دارد و به جهان بالا راه مي يابد ، با خداي خودبي واسطه سخن ميگويد راز دل مي كند وخود را از چنگال نفس وشيطان مي رهاند(50)وبه مقام قرب الهي نايل مي گردد.
به خصوص كه خودبا انتخاب خود از نمازهاي مستحب نيز در اين زمينه كمك بگيرد همانگونه كه امام كاظم - عليه السلام - درمورد نمازهاي نافله فرموده اند: «صَلَواتُ النَوافِل قُرُباتُ كُلِّ مُؤمِنْ(51) « نمازهاي نافله ، وسيله تقرب مؤمنان به خداست.»
49. محمد محمدي ري شهري ،همان، ج 7ص3094 حديث، 10537.
50. شهيد ثاني ، اسرارالصلوه ، علي اكبر مهدي پور ص 5 .
51. محمد باقر مجلسي ، همان ، ج 82 ، ص 308 ، حديث 6 .
ادامه مطلب
نماز بيشترين حضور در برابر خداوند
نماز كه سراسر آن گفتگو با معبود وراز وعرض نياز است ، سراسر آن توجه وحضور ، آن هم نه جسمي بلكه قلبي وروحي است ، تنها عبادتي است كه از اين منظر مورد توجه قرار گرفته زيرا كه نماز ، ازابتدا تا انتها حضور انسان دربرابر خداست ، حضور عبد درمحضر ربوبي مولي ، قيام و قعود واذكارش همه در محضر خداست ،
در هيچ يك از عبادات اسلامي همانند نماز ، بنده ، تمام وكمال ، در محضر او قرار ندارد ، در نماز اگر صورت نماز گزار كمي به چپ يا راست منحرف شود نماز باطل مي گردد(44)و در بين آن حرف هم نمي تواند بزند حتي اگر حرفي بزند كه از دو قسمت تشكيل شده باشد نمازش باطل مي شود(45)، در حالي كه روزه وطواف حج و... اينگونه نيست(46)و حضور قلبي كه در نماز خواسته شده ،مؤيد اين كلام است.
به هر حال چون نماز رسيدن به بارگاه انس و قرب الهي است ، در محضر مولي و آقا وسيد قرار گرفتن شرايط خاصي دارد ،
به عنوان مثال ؛ اگر بنده حقيري اجازه اين را بيابد كه در محضر انسان جليل القدري حضور يابد آيا مدام اين سو وآن سو را مي نگرد ويا باديگران حرف و بحث وگفتگو مي كند يا اينكه سرش را ازشدت هيبت اوبه زير مي افكند به خصوص اگر گناهكار هم باشد
و از اين رو امام صادق - عليه السلام - مي فرمايد: « انّ طاعة َ اللهِ عزّوجَلَّ خِدْمَتُهُ فِي الأرض فَلَيْسَ شيءٌ مِنْ خِدمتِهِ يَعْدِلُ الصلوةَ(47)» «همانا طاعت خدا به خدمت كردن اودر روي زمين است وهيچ خدمتي به اوبا نماز برابري نمي كند(48).»
44. پنجم از مبطلات نمازآن است كه عمداً يا از روي فراموشي پشت به قبله كنديا به طرف راست يا چپ قبله بر گردد بلكه اگر عمداً به قدري بر گردد كه نگويد روبه قبله است گرچه به طرف راست يا چپ نرسد، مازش باطل است.مؤسسه منتظران موعود ، توضيح المسائل مراجع ، فتواي امام خميني ، ص 419.
45. ششم از مبطلات نماز آن است كه عماداً كلمه اي بگويد كه از آن كلمه قصد معني كند،گرچه معني هم نداشته باشد و يك حرف هم باشد بلكه اگر قصد هم نكند بنابراحتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند در صورتيكه دوحرف يا بيشتر باشدولي سهواً بگويد ،نمازش باطل نمي شود . مؤسسه منتظران موعود، همان ، ص 420.
46. ستاد اقامه نماز ، نماز بهشت خلوت انس ، ص18 ، سخنان حجة الاسلام نورمفيدي .
47. حسين نوري طبرسي ، همان، ج 3 ص 39 ، ح2964/1.
48. محمد محمدي ري شهري ،همان، ج 7ص3094 حديث 10542.
ادامه مطلب
نماز برترين عمل، بهترين عبادت
در قرآن كريم ، علاوه بر ايمان كه يك فضيلت بزرگ و ارزش والايي در حيات انساني دانسته شده ، همواره از عمل صالح ، برونيكي وانجام كارهاي خير و شايسته در پرتو ايمان سخن به ميان آمده است.
يكي از اين اعمال خير كه برترين آنها نيز مي باشد نماز است .
چنانچه قرآن درمعرفي رسولان وفرستادگان حق تعالي چنين مي فرمايد: « وَجَعَلْناهُمْ أئِمة ًيَهْدُونَ بِأمرنا وَأوحَينا اِلَيْهِم فِعْلَ الخيراتِ وَاقامَ الصلوة وَايتاءَ الزَّكوةِ وَكانُوا لَنا عابِدين.( 34)»
«وآنانرا پيشواي مردم ساختيم تاخلق را به امر ، هدايت كنند وهر كار نيكو را خصوص اقامه نماز واداء زكات را به آنها وحي كرديم وانها هم به عبادت ما پرداختند.»
در اينآيه عطف اقامه نماز به جمله « فعل الخيرات» ازباب عطف خاص به عام است كه دليل افضليت(35)اقامه نماز وپرداخت زكات به عنوان خصوص اعمال خير مي باشد وچنين چيزي رمز عبوديت وبندگي است(36).
واز سوي ديگر هر روز چندين مرتبه طنين شكوهمند اذان واقامه درگوشمان مي پيچد كه « حيّ علي خير العمل» واين تنها بدين معنا نيست كه بهترين عمل نماز است بلكه مبين آن است نماز زادگاه همه اعمال خوب و پسنديده نيز هست ،وقتي دل از اغيار شسته و به يار سپرده شود جز مهبط ومنزل خوبيها نخواهد شد(37)
از امام صادق- عليه السلام - :« لَمَّا سُئِلَ عَنْ اَفضَلَ الأَعْمالِ بعد الْمَعْرِفَةِ: قال مامِن شَيءٍ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ تَعْدِل هذِهِ الصَّلاةِ(38)» در پاسخ به سوال از بهترين اعمال بعد از معرفت خدا امام صادق -عليه السلام - فرموند: «بعد از معرفت خدا هيچ چيز با اين نماز برابري نمي كند(39) ».
از ابوذر ( رحمة الله عليه ) روايت شده است كه گفت: بر فرستاده صلي الله عليه و آله خدا وارد شدم ، دراين هنگام او در مسجد تنها نشسته بود به من فرمود: اي اباذر ! براي مسجد سلام و درود است.
گفتم: سلام و درود بر مسجد چيست ؟
فرمود: دو ركعت نماز كه آن را به جاي آوري ، گفتم: اي فرستاده خدا ، مرا به خواندن نماز سفارش كردي ، اكنون بيان فرماكه نماز چيست ؟ [ چه رتبه دارد ].
فرمود: خيرُ موضوعٍ ، فَمَن شاءَ أقَلَّ وَمَن شاءَ أكثَر. بهترين چيزي كه مقرر شده است و نيكوترين كار از كارهاي پرستشي است. هركه
مي خواهد آن راكمتر بخواند [ يعني به واجبات عمل كند] وهركه ميل دارد زياد بخواند [ به نوافل نيز عمل كند.] (40)با توجه به آنكه ابوذر ( عليه الرحمة ) با نماز آشنا بوده وبا عنايت به پاسخ پيامبرصلي الله عليه و آله روشن مي شودكه پرسش ابوذر درباره حقيقت رتبه نماز، درميان عبادتها بوده نه سؤال از حقيقت خودنماز(41) با اين وصف نماز بهترين كارهاست چون همه كارهاي خوب از آن آغاز مي شود ويا بهتر بگوئيم نماز ، تمرين وتمهيد خوب شدن وخوب ماندن است ونزد خداوند باري تعالي كه همواره خير بندگان وسعادت ايشان را مدنظر داشته محبوبترين كارها نماز مي باشد چنانچهپيامبراكرم– صلي الله عليه و آله – فرموده اند:«أحَبُّ الاَعمالِ اِلَي اللهِ الصلوةُ لِوَقتها(42)»« محبوبترين اعمال نزدخداي تعالي نماز در وقت خاص خودش مي باشد.»امير المومنين - عليه السلام - : آمده است كه فرموده اند:« ليسَ عَمَلٌ أحَبَّ اِلي اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الصلاةَ(43) .» « هيچ كرداري درپيشگاهخداوندگرامي وبزرگ پسنديده ترومحبوبتر ازنماز نيست.»
34. انبياء /73.
35. عبدالله شبر، همان، ص 319 ، ( عطف الخاص الي العام لِلأفضلية )
36. سيد ابراهيم سيدعلوي ، نماز درقرآن ، ص 50 - 49 .
37. جمعي از نويسندگان ،خانواده و نماز ، ص 114 .
38. ديلمي ، ارشاد القلوب ، ج 1ص 145. شيخ طوسي ،امالي ، ج 2 ص 305
39. محمدمحمدي ري شهري ، ميزان الحكمه، ترجمه حميد رضا شيخي ، ج 7 ، ص 3094 ح 10544 .
40. شيخ صدوق ، خصال ، ترجمه صادق حسن زاده ، ج 2 ص 787- 786 و شيخ صدوق ، معاني الأخبار ، ج 2 ص 282 و ديلمي ،همان ، ج 1 و2 ص 139 ، حسن بن فضل طبرسي، مكارم الاخلاق ، ترجمه سيد ابراهيم مير باقري ، ج 2 ، ص 487 .
41. حسن راشدي ،همان ،ج 1 ، ص 162.
42. علاء الدين هندي ، همان ، ج7 ، ص 285 ، ح 18897.
43. شيخ صدوق ، خصال ، ج 2 ص 950.
ادامه مطلب
