14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
جمعه 23 آبان 1393 

در منزل «قصر بني‏مقاتل» امام حسين عليه‏السلام از او ياري خواست ولي او بهانه آورد و از همراهي با آن حضرت سر برتافت. و توفيق شهادت نيافت.
وي همراه پسر عمويش در منزلگاه قصر بني‏مقاتل به امام حسين عليه‏السلام ديدار کرد. امام او را به نصرت خويش فراخواند، ليکن هم او و هم پسرعمويش بهانه آوردند که: پيرمرديم و بدهکار و عيالمند، کالاهاي مردم نيز در دست ماست. نمي‏دانيم چه خواهد شد؟ مي‏ترسيم امانت مردم تباه شود! بدين گونه به امام، پاسخ سرد و رد دادند. حضرت نيز از آنان خواست که بروند، تا نداي ياري خواهي حضرت را در کربلا نشنوند، چون هر که مظلوميت و تنهايي امام را ببيند و صدايش را بشنود اما پاسخ ندهد و ياري نکند، سزاوار است که خداوند او را در دوزخ افکند.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

نام وي هماء بن غالب است. وي از شعراي اهل بيت عليهم‏السلام و از محبين خوشنام بود. و در بين راه مکه و عراق حضرت امام حسين عليه‏السلام با فرزدق (که از عراق مي‏آمد) برخورد نمود.
پنجمين پيشنهاد انصراف از سفر عراق به حسين بن علي عليه‏السلام به وسيله‏ي فرزدق شاعر معروف عرب انجام گرفته است آنگاه که حسين بن علي عليه‏السلام عازم حرکت از مکه به سوي عراق بود و فرزدق نيز براي انجام عمل حج به طرف مکه مي‏آمد، در خارج از شهر به خدمت آن حضرت رسيد و در زمينه‏ي حرکت وي سؤال نمود. امام عليه‏السلام در پاسخ فرزدق سخناني ايراد کرد.

بقیه در ادامه مطلب



جمعه 23 آبان 1393 

وي يکي از شخصيتهايي بود که امام حسين عليه‏السلام را از ادامه‏ي سفر به عراق نهي مي‏کرد.
روزي عبيدالله بن عباس خدمت امام حسين عليه‏السلام رسيد و مسايل سياسي روز را و جنايات يزيد و سفاکي و کشتار خونين دودمان بني‏اميه را يادآور شد و گفت: اينها به دو کودک من رحم نکردند و آن دو را سر بريدند و سپس گريست، و تلاش داشت تا امام را از ادامه‏ي سفر به عراق بازدارد. امام فرمود:
«اي پسر عباس چه مي‏گويي درباره مردمي که، پسر دختر پيامبر خود را از وطنش، از خانه‏اش، از جايگاهش و از حرم جدش بيرون کردند و او را در وحشت و اضطراب رها ساختند؟! در حالي که او نمي‏تواند در محلي آرام گيرد و به همسايه‏اي اطمينان کند، بدين گونه مي‏خواهند او را بکشند و خونش را بريزند در صورتي که او نه به خداوند شرک آورده و نه غير خدا را برگزيده، و نه سنتي از سنتهاي رسول خدا را تغيير داده است.»

http://www.ashoora.ir



نوحه محرم و صفر مداحی محرم روضه محرم و صفر شعر و ترانه روضه محرم روضه حضرت عباس روضه حضرت ابولفضل العباس روضه حضرت ابوالفضل اشعار شب تاسوعا اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس  شعرهای روضه حضرت ابوالفضل العباس (ع)

من آب را وقتی فراهم کرده بودم
دل را تهی از ماتم و غم کرده بودم

 

قبل از زمانی که بریزد آبرویم
نذرش همه دار و ندارم کرده بودم

 

آقا اگر در دستهایم بود شمشیر
من شرّشان را از سرت کم کرده بودم

 

دست مرا بستی تو با حرفت وگرنه…
حیوان صفتها را من آدم کرده بودم

 

فرصت اگر من داشتم با رخصت از تو
دنیای آنها را جهنم کرده بودم

 

چیز عجیبی نیست چشمم را دریدند
این صحنه را قبلاً مجسم کرده بودم

 

با ضربۀ گرزی سرم پاشید از هم
وقتی برای مشک سر خم کرده بودم

 

تیری سه شعبه زحمت من را هدر داد
با اینکه مشکی پُر فراهم کرده بودم

نوحه محرم و صفر مداحی محرم روضه محرم و صفر شعر و ترانه روضه محرم روضه حضرت عباس روضه حضرت ابولفضل العباس روضه حضرت ابوالفضل اشعار شب تاسوعا اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس  شعرهای روضه حضرت ابوالفضل العباس (ع)

بقیه در ادامه مطلب



جمعه 23 آبان 1393 

نوحه محرم نوحه تاسوعا و عاشورا مداحی تاسوعا شعر و ترانه شعر تاسوعا اشعار شب تاسوعا اشعار روضه حضرت ابوالفضل اشعار روز تاسوعا اشعار تاسوعا و عاشورا اشعار تاسوعای حسینی

اشعار تاسوعای حسینی

آبی نبود اگر که تو دریا نمی شدی
مشکی نبود اگر که تو سقّا نمی شدی

 

حالا که  مثل نور شدی و قمر شدی
ای کاش هیچ وقت تو پیدا نمی شدی

 

این تیر با نگاه نظر می زند تو را
حالا نمی شد این همه زیبا نمی شدی؟!

 

می خواستی که تیر نگیرد تنِ تو را
کاری نداشت، خوش قد و بالا نمی شدی

 

تو جمع خیمه بودی و تقسیم کردنت
ور نه در این مزار کمت جا نمی شدی

 

پیش قد حسین، تمامت شکسته بود
تقصیر تو نبود اگر پا نمی شدی

نوحه محرم نوحه تاسوعا و عاشورا مداحی تاسوعا شعر و ترانه شعر تاسوعا اشعار شب تاسوعا اشعار روضه حضرت ابوالفضل اشعار روز تاسوعا اشعار تاسوعا و عاشورا اشعار تاسوعای حسینی

بقیه در ادامه مطلب



جمعه 23 آبان 1393 

وي کسي است که سيدالشهداء عليه‏السلام از او ياري خواست، اما توفيق همراه شدن در کاروان کربلا را نيافت و امام را ياري نکرد. امام در منزلگاه قصر بني‏مقاتل، خيمه‏ي او را ديد، حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند تا به اردوي امام بپيوندد و ياريش کند. وي بهانه آورد که از کوفه به اين خاطر بيرون آمدم که با حسين نباشم، چون در کوفه ياوري براي او نيست. پاسخ او را که به امام گفتند، حضرت همراه عده‏اي نزد او رفت و پس از گفتگوهايي پيرامون اوضاع کوفه، امام از او خواست که به ياري اهل بيت بشتابد. عبيدالله باز هم نپذيرفت و اين کرامت و توفيق را رد کرد و از روي خيرخواهي! حاضر شد که اسب زين شده و شمشير بران خويش را به امام دهد. چون امام مأيوس شد که او سعادت را دريابد، فرمود: اسب و شمشيرت از آن خودت، ما از خودت ياري مي‏خواستيم. اگر حاضر به جانبازي نيستي، ما را نيازي به مال تو نيست: «يابن الحر! ما جئناک لفرسک و سيفک، انما اتيناک لنسألک النصرة، فان کنت بخلت علينا بنفسک فلا حاجة لنا في شي‏ء من مالک و لم اکن بالذي اتخذ المضلين عضدا، لاني قد سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله و هو يقول: من سميع داعية اهل بيتي و لم ينصرهم علي حقهم الا اکبه الله علي وجهه في النار». آنگاه امام از پيش او به خيمه‏ي خويش برگشت!... وي پس از حادثه‏ي کربلا، به شدت از آن کوتاهي در ياري کردن امام پشيمان شده بود و خود را ملامت مي‏کرد و با شعري که مطلع «فيالک حسرة ما دمت حيا...» شروع مي‏شود، اين اندوه و ندامت را بيان کرده است.
در زمان قيام مختار عبيدالله بن حر براي خونخواهي سيدالشهداء عليه‏السلام به نيروهاي مختار بن ابوعبيد ثقفي پيوست. هنگامي که ابراهيم اشتر براي نبردي عليه نيروهاي بني‏اميه راهي شده بود، عبيدالله بن حر نيز در ميان نيروهاي ابراهيم قرار داشت. مختار و ديگر سران انقلاب و کساني که در شهر بودند، همگي به عنوان بدرقه به دنبال ارتش ابراهيم به بيرون از شهر حرکت کردند.
اما ابراهيم به «عبيدالله بن حر» مشکوک بود، زيرا وي کسي بود که امام حسين عليه‏السلام او را به ياري خود دعوت کرد، اما وي نپذيرفت.
ابراهيم، مطلب را محرمانه به مختار گفت که من از وجود اين مرد در نيروهاي مسلح خود نگرانم و مي‏ترسم با من هم خدعه کند و وقت حساس جنگ، برايم دردسر ايجاد نمايد.
مختار با خونسردي و آرامي به ابراهيم گفت: نگران نباش، او مردي دنياپرست است.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

ميان ماجراي شهادت امام حسين‏ «ع‏» و برخي پيامبران، شباهتهايي وجود دارد.از جمله ميان آن حضرت و حضرت يحيي بن زکريا، سر يحيي را در طشت طلا نهاده، نزد زن‏ بد کاره‏اي هديه فرستادند.[1] سر سيد الشهدا را نيز پس از شهادت نزد ابن زياد و يزيدفرستادند، آن هم در طشت طلا.خداوند به انتقام خون يحيي، بخت النصر را بر آن قوم‏ مسلط ساخت که هفتاد هزار از آنان را کشت.[2] خداوند به پيامبر اکرم‏ «ص‏» وحي فرمود: در مقابل قتل يحيي هفتاد هزار را کشتم، در مقابل قتل پسر دختر تو دو برابر آن را خواهم‏ کشت.[3] آنگونه که سر يحيي را در طشت نهادند، حسين بن علي را هم در کربلا ذبح‏ کردند.[4] شايد به خاطر اين شباهتها با پيامبران و حضرت زکريا بود که سيد الشهدا در مسيرکربلا، در هر منزلي که فرود مي‏آمد يا از آن کوچ مي‏کرد، از يحيي بن زکريا ياد مي‏کرد و روزي هم فرمود: از خواري و پستي دنيا همين بس که سر يحياي پيامبر، به يکي از زنان ‏زنا کار بني اسرائيل هديه مي‏شود![5] .

پی نوشتها :
[1] بحار الانوار، ج 45، ص 299.
[2] همان.
[3] عوالم (امام حسين)، ص 607.
[4] مناقب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 253.
[5] عوالم، ص 608، بحار الانوار، ج 45، ص 298.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

حدود نود سال از عمر زکريا گذشته بود، موهايش سفيد و نيروي بدنش رو به ضعف و فرسودگي گذاشته و کمرش خميده بود ولي هنوز فرزندي نداشت، در عين حال زکريا مردي وارسته و بي‏اعتنا به قيود مادي بود، ولي از نداشتن فرزند افسرده و غمگين به نظر مي‏رسيد.
يکي از روزها وقتي زکريا وارد بيت المقدس شد يکسره به حجره‏ي مريم رفت، او سرپرستي مريم را متعهد شده بود و به کارهاي او رسيدگي مي‏کرد، وقتي قدم به آن حجره گذاشت ديد مريم به نماز و عبادت مشغول است و در کنار حجره‏ي او ظرفي پر از ميوه ديده مي‏شود.
زکريا از ديدن ميوه‏ها دچار بهت و حيرت شد زيرا اولا در حجره‏ي مريم کسي رفت و آمد نداشت و قفل آن حجره را فقط زکريا باز مي‏کرد و مي‏بست و ثانيا ميوه‏ها مربوط به فصل تابستان بود و او آنها را در فصل زمستان مي‏ديد، لذا از مريم پرسيد: اين ميوه‏ها از کجاست؟ مريم گفت: اينها از پيشگاه خداوند صبح و شام براي من مي‏رسد و خداوند به هر کسي که خواهد بي‏حساب روزي مي‏دهد.
زکريا در همان شب دست به دعا برداشت و گفت: «رب لا تذرني فردا و انت خير الوارثين» پروردگارا! مرا تنها مگذار و فرزندي به من عنايت کن که جانشين و وارث علم و حکمت من شود.

بقیه در ادامه مطلب



جمعه 23 آبان 1393 

در تفاسير و تاريخ‏هاي اسلامي نسب او را چنين نوشته‏اند: ابن‏لمک بن مستو شلخ بن اخنوخ بن ادريس بن مارد بن مهلائيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم. و گويند وي پس از ادريس به پيامبري رسيد و چون پس از نهصد و پنجاه سال دعوت از قوم او بيش از 80 تن ايمان نياوردند و کافران بر سرکشي و عناد افزودند. نوح عليه‏السلام پس از قرنها دعوت و تحمل چون از تمسخر و عناد کافران قوم خويش به تنگ آمد از جانب خدا بدو وحي رسيد که «يا نوح از قوم تو جز اين هشتاد تن که مومن شدند کسي مومن نخواهد شد.» قوم را نفرين کرد و از خدا درخواست که دياري از کفار بر زمين باقي نگذارد. سپس خود به فرمان الهي با پيروان معدودش به ساختن سفينه‏اي پرداختند، چون کشتي ساخته شد، علامات و آيات عذاب الهي آشکار گشت.

بقیه در ادامه مطلب



جمعه 23 آبان 1393 

ابن‏عمران، پيغمبر معروف بني‏اسرائيل عليه‏السلام به اين معني لفظ موسي مرکب است از «مو» و «سا» که به زبان سرياني اولي به معني تابوت، و دومي به معني آب است چون ايشان را فرعون از درياي نيل در تابوت يافته لهذا به اين اسم مسمي شدند. و نيز نوشته‏اند که «مو» به زبان قبطي به معني آب و «سا» به معني شجر است چون ايشان را در آب کنار اشجار يافته بودند بنابراين نام او را موشام گذاشتند بعد شين را معرب کرده به سين بدل ساختند و به قاعده ناقص يايي به ياء نوشتند و به الف خواندند.
در قاموس محتملا کتاب مقدس آمده است که از کلمه قبطي مو مساوي آب به اضافه وشه مساوي نجات يافته. ولي اين وجه تسميه هم موجه به نظر مي‏رسد که با ريشه مصري مس يا مسو - پسر مربوط باشد و محتملا در اصل با نام يکي از خدايان مصري چون رامسو و يا توتمس مربوط بوده که بعدا تحت نفوذ معني يکتاپرستي اسرائيلي قرار گرفته. در قاموس کتاب مقدس ترجمه‏ي هاکس آمده است که: در زبان عبري به معني (از آب کشيده شده) است و او پيشواي قوم اسرائيل است و مدت زندگاني وي را به سه قسمت تقسيم کرده‏اند که هر يک داراي چهل سال مي‏باشد: دوره اول - زماني که دختر فرعون او را از آب کشيده و در منزل فرعون همه دانشمنداني که بر فنون و قواعد مصريان مهارت داشتند براي تربيت او گمارده شدند.

بقیه در ادامه مطلب






( کل صفحات : 61 )       20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364015
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا