14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
چهارشنبه 21 آبان 1393 

متني که هنگام زيارت مرقد پاک امام حسين‏ «ع‏» و هر يک از امامان معصوم و ذريه پاک‏ پيامبر و شهداي اهل بيت ‏خوانده مي‏شود، دعايي که به عنوان تشرف باطني براي ائمه ‏و امامزادگان مي‏خوانند و حاوي سلام و درود زائر نسبت به مدفون در آن مرقدهاست.
از آنجا که‏ «زائر» را ادب و معرفت ‏شرط است، پس سخني که هنگام زيارت بر زبان‏ مي‏آورد، بايد والا و عارفانه و مؤدبانه باشد.هر زائر مي‏تواند از پيش خود و به زبان خود، جملاتي و نيايش و دعايي را به عنوان زيارتنامه بخواند، ولي در منابع ما، متوني به نام‏ «زيارتنامه‏» نقل شده که سند آنها به ائمه مي‏رسد و به عنوان‏ «زيارتهاي ماثوره‏» شناخته ‏مي‏شود.علماي دين، کتب متعددي بصورت مجموعه‏هاي زيارات، تدوين کرده‏اند، که ‏آميخته‏اي است از زيارتهاي مستند و منقول از معصومين و زياراتي که انشاي علماي‏ بزرگ است.در اين ميان، آنچه از ائمه نقل شده، بسيار است، همچون زيارتهاي: امين الله، جامعه کبيره، وارث، عاشورا و زيارت اربعين.کتابهاي دعا و زيارات نيز بسيار است، همچون: مصباح المتهجد، مفاتيح الجنان، مزار، بحار الانوار (جلد زيارات).
                                                                                                          بقیه در ادامه مطلب



چهارشنبه 21 آبان 1393 

زيارتنامه‏اي است که به امام زمان‏ «ع‏» نسبت داده شده و شيخ طوسي با سندهاي خود آن را روايت کرده است.به اين صورت که در سال 252 هجري از ناحيه مقدس حضرت‏ حجت‏ «عج‏» اين روايت به دست‏شيخ محمد بن غالب اصفهاني صادر شده است. متن‏ زيارت، خطاب به سيد الشهدا و شهداي کربلاست و نام يکايک آنان، اغلب با ذکر اوصاف ‏و خصوصياتشان و نيز اسامي قاتلان آن شهدا در آن آمده است.آغاز زيارت، اينگونه ‏است: «السلام عليک يا اول قتيل من نسل خير سليل...».متن زيارت، در کتاب اقبال سيد بن‏طاووس، ص 573 و نيز در بحار الانوار، ج 98، ص 269 نقل شده است.زيارت رجبيه نيز مشتمل بر اسماء شهداست که در بحار (ج 98، ص 340) ذکر شده است.در اين زيارت، به برخي حوادث پس از شهادت امام حسين‏ «ع‏» و اوضاع کربلا و اهل بيت و ذو الجناح و سراسيمه شدن عترت پيغمبر در آن صحرا نيز اشاره شده است.[1] .


پی نوشتها :
[1] براي تحقيق پيرامون سند اين زيارت و صحت آن، ر.ک: «انصار الحسين‏»، ص 146 تا 162.در ضمن، در ج 45، بحار الانوار، ص 65 نيز اين زيارت آمده است.
                                                                                          http://www.ashoora.ir



چهارشنبه 21 آبان 1393 

از مقدسترين و با فضيلت‏ترين زيارتهايي که در فرهنگ ديني و روايات اسلامي بيان ‏شده است، زيارت قبر سيد الشهدا «ع‏» در کربلاست و براي زيارت هيچ امامي، حتي‏ زيارت قبر رسول خدا «ص‏» به اين اندازه سفارش و دستور نيست.در احاديث، گاهي ‏زيارت امام حسين‏ «ع‏» از زيارت کعبه هم برتر و بالاتر به حساب آمده و براي زيارت آن ‏حضرت، پاداشي برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است و لحن روايات، بگونه‏اي ‏است که آن را براي يک شيعه در حد يک‏ «فريضه‏» مي‏شمارد و ترک آن را ناپسند مي‏داند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمي‏آورد و ترک آن را جفا مي‏داند.از امام صادق‏ «ع‏» روايت است: «زيارة الحسين بن علي واجبه علي کل من ‏يقر للحسين بالامامة من الله عز و جل‏»[1] زيارت حسين بن علي‏ «ع‏»، بر هر کس که او را ازسوي خداوند، «امام‏» مي‏داند واجب است.
ميان عقيده به امامت و ديدار امام (چه در حال حيات و چه پس از مرگ) نوعي ملازمه‏ است و در روايات، به اين نکته اهميت داده شده است.زيارت خائفانه سيد الشهدا هم ارج‏ بيشتر و ثواب افزونتري دارد.اين، هم نشانه تاثير اجتماعي‏ «زيارت‏» و هم ميزان عشق و فداکاري‏ «زائر» است.امام صادق‏ «ع‏» به‏ «ابن بکير» که سخن از خوف و هراس در راه‏زيارت سيد الشهدا مي‏گفت، فرمود: آيا دوست نداري که خداوند، تو را در راه ما ترسان ‏ببيند؟... [2] و در حديثي که زراره از امام باقر «ع‏» درباره زيارت خائفانه آن حضرت‏ مي‏پرسد، حضرت پاسخ مي‏دهد: خداوند، از هراس قيامت، ايمنش مي‏دارد.[3] امام‏صادق‏ «ع‏» نيز به‏ «محمد بن مسلم‏» که با خوف و هراس به زيارت سيد الشهدا مي‏رفت، فرمود: هر چه مساله دشوارتر و پر مخاطره‏تر باشد، پاداش زيارت هم به اندازه آن است و هر کس خائفانه قبر آن حضرت را زيارت کند، خداوند، هراس او را در روز قيامت، ايمن ‏مي‏سازد: «ما کان من هذا اشد فالثواب فيه علي قدر الخوف و من خاف في اتيانه آمن الله‏ روعته يوم يقوم الناس لرب العالمين...»[4] در حديث مفصلي، امام صادق‏ «ع‏» به ثوابهاي آن ‏اشاره کرده، مي‏فرمايد: کسي که هنگام زيارت آن حضرت، دچار ستم سلطاني شود و او رادر آنجا بکشند، با اولين قطره خونش، همه گناهانش بخشوده مي‏شود و هر که در اين راه ‏به زندان افتد، در مقابل هر روزي که زنداني و اندوهگين گردد، در قيامت برايش يک شادي است، و اگر در راه زيارت، کتک بخورد، براي هر ضربه‏اي يک حوري بهشتي است‏ و در برابر هر درد و رنجي که بر جسمش وارد مي‏شود، يک‏ «حسنه‏» براي اوست.[5] و مي‏فرمايد: «من اتي قبر الحسين عارفا بحقه غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر».[6] هر که ‏عارفانه قبر سيد الشهدا را زيارت کند، خداوند گناهان گذشته و آينده‏اش را مي‏آمرزد.
                                                                                                       بقیه در ادامه مطلب



چهارشنبه 21 آبان 1393 

از زمانهاي بسيار مناسب و با فضيلت براي زيارت امام حسين‏ «ع‏»، روز عاشوراست، چه به صورت حضوري و رفتن به ديدار مرقد سيد الشهدا «ع‏» در کربلا و چه خواندن ‏زيارتنامه از دور. امام صادق‏ «ع‏» فرمود: «من زار الحسين‏ «ع‏» يوم عاشورا وجبت له ‏الجنة‏».[1] کسي که حسين‏ «ع‏» را روز عاشورا زيارت کند، بهشت براي او واجب است.درحديث ديگري زيارت آن روز، مانند به خون خويش غلتيدن پيش روي آن حضرت ‏به شمار آمده است: «من زار قبر الحسين يوم عاشورا کان کمن تشحط بدمه بين يديه‏»[2] .
متن زيارتنامه‏اي هم که از سوي ائمه دستور به خواندن آن داده شده به‏ «زيارت ‏عاشورا» شهرت يافته است و خواندن همه وقت و همه روز آن، آثار و برکات زيادي دارد. اين زيارت را امام باقر «ع‏» به علقمة بن محمد حضرمي آموخته که هر گاه خواست از دور و با اشاره آن امام را زيارت کند، پس از دو رکعت نماز زيارت، چنين بخواند: «السلام عليک‏ يا ابا عبدالله، السلام عليک يابن رسول الله...»[3] تا آخر، که در کتب زيارت آمده است.اين ‏زيارت، تجديد عهد همه روزه پيرو حسين بن علي‏ «ع‏» با مولاي خويش است که همراه با «تولي‏» و «تبري‏» است و خط فکري و سياسي زائر را در برابر دوستان و دشمنان اسلام واهل بيت، ترسيم مي‏کند و اعلام همبستگي و سلم و صلح با موافقان راه حسين‏ «ع‏» و اعلان‏جنگ و مبارزه با دشمنان حق است. «زيارت عاشورا» ولايت‏ خون و برائت‏ شمشير است ‏و تسليم دل و ياري در صحنه است، تا عشق دروني به جهاد بيروني بيانجامد و نفرت قلبي ‏به برائت علي برسد.زيارت عاشورا، منشور «تولي‏» و «تبري‏» نسبت به جريان حق و باطل‏ در همه جا و همه زمانهاست.


پی نوشتها :
[1] کامل الزيارات، ص 174، المزار، شيخ مفيد، ص 52.
[2] همان (کامل الزيارات).
[3] همان، ص 176، بحار الانوار، ج 98، ص 291.
http://www.ashoora.ir                         



چهارشنبه 21 آبان 1393 

زيارتنامه‏اي که با کيفيت ‏خاص خطاب به حسين بن علي‏ «ع‏» و شهداي کربلا در روز اول ماه رجب و نيمه شعبان خوانده مي‏شود و متن آن در کتب دعا و زيارت آمده است.[1] در ادامه اين زيارتنامه، متني خطاب به شهداي کربلا با ذکر نام آنها آمده است و شامل 75اسم است.منبع اين زيارت، «اقبال‏» سيد بن طاووس است و با زيارت ناحيه مقدسه که آن‏ هم مشتمل بر اسامي شهداي کربلاست، نقاط مشترک و اسامي متفاوت دارد.در پايان اين‏ زيارتنامه، تعبيرهايي چون: ربانيون، برگزيدگان خدا، ويژگان الهي، شهداي در راه دعوت‏به حق، ياوران وفادار و جان نثار، سعادتمندان کامياب و شرافتمندان آخرت، درباره ‏اصحاب امام حسين‏ «ع‏» به کار رفته است. اين زيارت و زيارت ناحيه مقدسه، از منابع‏شناسايي نام آن اصحاب شهيد به شمار مي‏آيند.[2] .

پی نوشتها :
[1] بحار الانوار، ج 98 (بيروت) ص 336، مفاتيح الجنان، ص 438.
[2] به بحث تحليلي و مقايسه‏اي بين اين دو متن، و نيز ميزان صحت و استناد اين دو زيارت در کتاب‏ «انصار الحسين‏»، محمد مهدي شمس الدين، مراجعه کنيد.
                                                                                          http://www.ashoora.ir



چهارشنبه 21 آبان 1393 

آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز
پاي پر آبله و باديه پيماي من است

غير از عشق و محبت، که پاي زائر را پياده به مرقد حسين‏ «ع‏» مي‏کشاند و رنج ‏سفر و خوف و خطر را به جان مي‏خرد، پياده روي براي زيارت سيد الشهدا، ثواب بسيار دارد و مورد تاکيد پيشوايان دين است.اما صادق‏ «ع‏» فرموده است: «من خرج من منزله يريد زيارة قبر الحسين بن علي‏ «ع‏» ان کان ماشيا کتبت له بکل خطوة حسنة و محا عنه سيئة...»[1] هر کس به قصد زيارت امام حسين‏ «ع‏»، پياده از خانه‏اش خارج شود، خداوند در مقابل هرگام، براي او حسنه‏اي مي‏نويسد و گناهي از او مي‏زدايد.
يکي از زائران هميشگي حسين‏ «ع‏» که هر ماه آن حضرت را زيارت مي‏کرده، بخاطر پيري و ناتواني، يک بار نتوانست برود.نوبت بعد که پياده پس از چند روز راهپيمايي به‏ حرم مي‏رسد و سلام مي‏دهد و نماز زيارت مي‏خواند، در خواب، آن حضرت را مي‏بيند که به وي مي‏گويد: چرا به من جفا کردي، تو که نيکوکار بودي... [2] اين شدت عنايت ائمه‏ را به زائر پياده مي‏رساند. معاوية بن وهب (از اصحاب امام صادق عليه السلام) مي‏گويد: خدمت آن حضرت رسيدم.در مصلاي خود در خانه‏اش نشسته بود و پس از نماز با خداوند راز و نياز مي‏کرد.از جمله (در دعا نسبت به زائران قبر حسين‏ «ع‏») مي‏گفت: «خداي زائران قبر حسين را بيامرز، اينان که در اين راه، پول خرج مي‏کنند، بدنهاي خود را در اين راه در معرض قرار مي‏دهند... خدايا رحمت کن بر چهره‏هايي که آفتاب، رنگ آنها را تغيير داده، صورتهايي که متوجه قبر ابا عبدالله است، چشمهايي که در محبت ما اشک‏ مي‏ريزد... خدايا اين جانها و بدنها را به تو مي‏سپارم، تا کنار حوض کوثر به هم برسيم...»[3] .
اين سنت زيارت پياده، از زمان ائمه بوده و تاکنون نيز ادامه دارد و اجر بيشماري براي‏ آن نقل شده است. فاضل دربندي مي‏نويسد: اين پياده بودن، يا به جهت فقير بودن زائر است که نشان مي‏دهد اين زيارت، برخاسته از شوق و محبت است، يا به جهت آنست که‏ زائر، خود را در برابر سلطان اقليم جوانمردي و خورشيد سپهر عصمت و شهادت کوچک‏ مي‏شمارد و در راه او، رنج ‏سفر پياده را بر خود هموار مي‏کند و هر دو ارزشمند است.[4] .
در عراق، از سالها پيش چنين رسم است که هيئتها، دسته‏ها و کاروانهايي کوچک يا بزرگ، در ايام خاصي از بصره، بغداد و عمدتا از نجف، براي زيارت کربلا پياده حرکت‏ مي‏کنند.بويژه در ايام زيارتي خاص مثل نيمه شعبان، اول رجب، ايام عاشورا و اربعين‏ بيشتر و پر شکوهتر است و اغلب، راه کنار ساحل فرات را انتخاب مي‏کنند که از نجف تا کربلا 18 فرسنگ است و چند روز طول مي‏کشد.در اين کاروانهاي زيارتي پياده، علماي‏ بزرگ هم شرکت مي‏کردند، همچون ميرزاي ناييني، آية ا... کمپاني، سيد محسن امين، وبسياري از علماي معاصر.در اين مسير، ديدار با عشاير و فعاليتهاي تبليغي هم انجام‏ مي‏گرفت و شعارهايي هم مطرح مي‏شد و روضه‏خواني برگزار مي‏گشت.
در ايام حکومتها بعثيها، اين پياده رويهاي پر شکوه، آن هم از طريق جاده غير رسمي‏ کنار فرات، رنگ مبارزه و مخالفت با رژيم عراق هم به خود مي‏گرفت و يک بار هم در ايام ‏اربعين حسيني در سال 1397 ق.به درگيريهاي سخت ميان نيروهاي بعثي با انقلابيون ‏شيعه و کاروانهاي زيارتي در طول راه و در حرم ابا عبدالله الحسين‏ «ع‏» انجاميد و کشته‏ها و مجروحان بسياري داد،[5] و به‏ «اربعين خونين‏» معروف شد.

در کوي عشق، درد و بلا کم نمي‏شود
از باغ خلد، برگ و نوا کم نمي‏شود

تيغ شهادتست دل گرم را علاج
اين تشنگي به آب بقاء کم نمي‏شود

قاصد، تسلي دل عاشق نمي‏دهد
شوق حرم به قبله نما، کم نمي‏شود[6] .


پی نوشتها :
[1] بحار الانوار، ج 98، ص 28، المزار، شيخ مفيد، ص 30.
[2] همان، ص 16.
[3] همان، ص 52 و 8.
[4] اسرار الشهادة، فاضل دربندي، ص 136، (چاپ سنگي).
[5] شرح مبسوط ماجرا در کتاب‏ «انتفاضة صفر الاسلاميه‏» از رعد الموسوي آمده است.
[6] کليات صائب تبريزي، غزل 1523.

http://www.ashoora.ir



چهارشنبه 21 آبان 1393 

اربعين، چهلمين روز شهادت امام حسين عليه السلام است که جان خود و يارانش را فداي دين کرد.از آنجا که گراميداشت‏ خاطره شهيد و احياء اربعين وي، زنده نگهداشتن‏ نام و ياد و راه اوست و زيارت، يکي از راههاي ياد و احياء خاطره است، زيارت‏ امام حسين‏ «ع‏» بويژه در روز بيستم ماه صفر که اربعين آن حضرت است، فضيلت بسيار دارد.
امام حسن عسکري‏ «ع‏» در حديثي علامتهاي‏ «مؤمن‏» را پنج چيز شمرده است: نماز پنجاه و يک رکعت، زيارت اربعين، انگشتر کردن در دست راست، پيشاني بر خاک نهادن‏ و «بسم ا...» را در نماز، آشکارا گفتن: «علامات المؤمن خمس: صلاة احدي و خمسين و زيارة الاربعين...»[1] زيارت اربعين که در اين روز مستحب است، در کتب دعا آمده است‏ و به اينگونه شروع مي‏شود: «السلام علي ولي الله و حبيبه...» که اين متن، از طريق‏ صفوان جمال از امام صادق‏ «ع‏» روايت‏ شده است.زيارت ديگر آن است که جابر بن‏عبدالله انصاري در اين روز خوانده است و متن زيارت بعنوان زيارتنامه آن امام در نيمه‏ ماه رجب نقل شده و با جمله‏ «السلام عليکم يا آل الله...» شروع مي‏شود.[2] .
مورخان نوشته‏اند که جابر بن عبدالله انصاري، همراه عطيه عوفي موفق شدند که در همان اولين اربعين پس از عاشورا به زيارت امام حسين‏ «ع‏» نائل آيند.وي که آن هنگام‏ نابينا شده بود، در فرات غسل کرد و خود را خوشبو ساخت و گامهاي کوچک برداشت تا سر قبر حسين بن علي‏ «ع‏» آمد و با راهنمايي عطيه، دست روي قبر نهاد و بيهوش شد، وقتي به هوش آمد، سه بار گفت: يا حسين!سپس گفت: «حبيب لا يجيب حبيبه...» آنگاه ‏زيارتي خواند و روي به ساير شهدا کرد و آنان را هم زيارت نمود.[3] .


پی نوشتها :
[1] بحار الانوار، ج 98، (بيروت) ص 329، المزار، شيخ مفيد، ص 53.
[2] مفاتيح الجنان، زيارت اربعين.
[3] منتهي الآمال، ج 1، حوادث اربعين، نفس المهموم ص 322، بحار الانوار، ج 98، ص 328.

 http://www.ashoora.ir



چهارشنبه 21 آبان 1393 

ديدار، بر سر تربت‏يک شهيد يا امام و امامزاده حضور يافتن، ديدار از حرم‏هاي مطهر و بقاع متبرک.زيارت پيامبر و ائمه‏ «ع‏» هم در حال حياتشان ارزشمند و تاثير گذار است، هم پس از رحلت‏ يا شهادتشان سازنده و الهام بخش است و تاکيد زيارت، نسبت به‏ حضرت رسول‏ «ص‏»، حضرت زهرا «س‏»، امامان معصوم، شهداي آل محمد، علما و صلحاست.امام صادق‏ «ع‏» فرمود: «من زارنا في مماتنا فکانما زارنا في حياتنا»[1] هر کس ما را پس از مرگمان زيارت کند، گويا در حال حيات، زيارتمان کرده است.
زيارت ائمه، نشانه احترام به مقامشان، پيروي از راهشان، تبعيت از مواضعشان، استمرار خطشان، تجديد عهد با امامتشان، وفاداري به ولايتشان و زنده نگاهداشتن نام و ياد و خاطره و فرهنگ و تعاليم آنان است.حضرت رضا «ع‏» فرمود: «ان لکل امام عهدا في‏ عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زيارة قبورهم...»[2] براي هرامامي در گردن و بر عهده هواداران و پيروانش عهد و پيماني است و از جمله نشانه‏هاي‏ وفاي کامل به اين پيمان، زيارت قبور امامان است.
اينگونه زيارتها، علاوه بر آنکه براي خود زائر، اثر تربيتي و تزکيه روح دارد و دليل‏ حقشناسي او نسبت به اولياء خدا و پيشوايان دين است، در زمينه احياء امر امامان و ترويج ‏مکتب انساني و تربيتي آن اسوه‏ها در جوامع بشري و توجه دادن به خط صحيح رهبري و ولايت در جامعه مؤثر است، بويژه وقتي حکام مستبد و منحرف، با برنامه در جهت محو آثار و ياد ائمه مي‏کوشيدند، «زيارت‏» به عنوان يک عمل مثبت و انقلابي محسوب مي‏شدو نوعي مبارزه با دستگاههاي ستمگر.
در احاديث متعدد، تاکيد شده که زيارت ائمه در غربتشان و همراه با خوف و خطر، پاداش بيشتري دارد، و اگر راه زائر دور باشد، و زيارت، پياده و همراه با مشقتها باشد، اجر و قرب بيشتري خواهد داشت.[3] . فضايل زيارت، درباره ديدار و زيارت خانه خدا، مرقدمطهر نبوي، قبور مؤمنان و صالحان بسيار فراوان است و حضور پيروان حق، پيرامون‏ مرقد پاکشان، کانوني از ايمان و جذبه و پيوستگي و همبستگي به وجود مي‏آورد و به‏ زائران هم، «دعوت به خير»، «دفاع از حق‏» و «شهادت در راه خدا» را الهام مي‏دهد وزيارت، «وسيله‏» قرب به پروردگار است.[4] .
زيارت، قلمرو «دل‏» و وادي محبت و شوق است، نمودي از احساس متعالي و زبان‏ علاقه و ترجمان پيوند قلبي است.فيض‏ «حضور» در کنار اولياء خدا، زائر را از کيمياي‏ «نظر» برخوردار مي‏سازد.زيارت، الهام گرفتن از اسوه‏ها و تعظيم شعائر و تقدير از فداکاريها و تجليل از پاکيهاست و زائر در برابر آيينه تمام قد فضيلتها مي‏ايستد، تا عيارخود را در آن بسنجد و خود را در برابر «ميزان‏» قرار مي‏دهد تا کم و کاستي خود را جبران‏کند.زائر، مهمان مائده معنوي اولياء الله است و زيارت، تجديد پيمان و ميثاق‏ «ولايت‏» بارهبري است.زيارت، سفر با کاروان اشک و بر محمل شوق و سوار شدن بر موج عرفان و براق عشق است.

پی نوشتها :
[1] بحار الانوار، ج 97، ص 124.
[2] همان، ص 116، وسائل الشيعه، ج 10، 346.
[3] براي مطالعه بيشتر پيرامون احاديث زيارت، از جمله ر.ک: بحار الانوار، ج 97، 98 و 99، من لا يحضره الفقيه، صدوق، ج 2، کامل الزيارات، عيون اخبار الرضا، المزار شيخ مفيد، الغدير، ج 5، وسائل الشيعه، ج 10، ميزان‏الحکمه، ج 4، مصباح الزائر، مصباح المتهجد و کتب ديگر.
[4] درباره سازندگيهاي زيارت، ر.ک: «زيارت‏» به قلم نويسنده، ناشر: سازمان حج و زيارت.نيز: سلسله مقالات‏ «زيارت‏» در مجله‏ «پيام انقلاب‏»، سال 1363 از شماره 115 به بعد، که بيش از پنجاه شماره طول کشيد، و کتاب‏ «شوق‏ديدار» از: دکتر محمد مهدي رکني، انتشارات آستان قدس رضوي.

http://www.ashoora.ir



چهارشنبه 21 آبان 1393 

ستیز با ستم و ستمگران به ویژه حاكمان ستم و بر پایىِ عدل یكى از درس‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى است. عاشورا به ما مى‏ آموزد كه انسان مسلمان نمى‏ تواند در برابر ستم و ستمگران سكوت كند و بى‏ تفاوت بماند؛ اگر سكوت كرد در حكم همان ستمكار است.

امام ‏حسین(ع) در یك سخنرانى كه در منزل «بیضه» در برابر سپاهیان حرّ فرمودند:
«اى مردم. رسول خدا(ص) فرمود: اگر كسى حاكم ستمگرى را ببیند كه حلال خدا را حرام مى‏كند، عهد و پیمان الهى را مى ‏شكند، و با سنت رسول خدا مخالف است، و با بندگان خدا به ستم و بیدادگرى رفتار مى‏كند، پس با گفتار و كردار در برابرش نایستد بر خداست كه این فرد را نیز با همان حاكم ستمكار محشور كند.»[1]

آن بزرگوار سپس از بنى‏ امیه و پیروان آنها به عنوان نمونه و مصداقى از سخنان پیامبر گرامى اسلام یاد كرده و مى‏فرماید:


«مردم آگاه باشید كه بنى ‏امیه و اتباع آنها پیرو شیطانند و از پیروى و بندگى خداى بخشنده سرپیچى كرده‏ اند، فساد و تباهى را آشكار ساخته ‏اند و حدود الهى را تعطیل كرده ‏اند و اموال مردم را به خود اختصاص داده ‏اند. حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كرده‏اند. من از هر كس شایسته‏ ترم كه وضع موجود را تغییر دهم...پس لازم است از روش من پیروى كنید زیرا عمل من براى شما حجّت و سرمشق است...»[2]

از سخنان یاد شده چند نكته اساسى زیر استفاده مى‏شود:

 1. مبارزه با ستم ستمگران و متجاوزان به حدود و قوانین دین واجب است. این برنامه باید سر لوحه زندگى امت اسلامى در گستره تاریخ در هر سرزمینى باشد.

2. سكوت در برابر حاكم ستم، گناهى بس بزرگ و در حدّ گناه همان حاكم ستم است.

3. حكومت یزیدى از مصادیق حاكمان ستم و متجاوزان به حدود و قوانین الهى است.

از این روى مبارزه با او نیز تكلیف الهى است. امام در نامه‏اى به مردم كوفه مى‏نویسد:

«فلعمرى ما الامام الّا الحاكم بالكتاب، القائم بالقسط، الدائن بدین الحق، الحابس نفسه على ذات الله؛[3]

به جان خودم سوگند، امام و پیشوا تنهاكسى است كه برابر كتاب خدا داورى كند.

دادگر و متدین به دین حقّ باشد. وجود خویش را وقف و فداى فرمان خدا كند.»

امام‏ حسین(ع) در همین نامه سخنان مردم كوفه را كه نوشته بودند: «لیس لنا امام؛ ما امام نداریم، تأیید كرده است، چرا كه آن بزرگوار یزید را داراى شرایط امامت و حكومت نمى‏ داند. زیرا كه اجراى حقِّ و عدالت، عمل به كتاب خدا از شرایط امام و حاكم است و یزید هیچ یك از این شرایط را ندارد.

 

 

 

1. بقره/ 154.
2. امام حسین(علیه السلام)شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، ص 135.
3. شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، صص 107 و 108 (با تصرّف و تلخیص)

http://www.tebyanyazd.ir



چهارشنبه 21 آبان 1393 

از عصر عاشورا زینب تجلی می کند.

از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئیس قافله اوست چون یگانه مرد زین العابدین(سلام الله علیه)است که در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا که دشمن طبق دستور کلی پسر زیاد که از جنس ذکور اولاد حسین هیچ کس نباید باقی بماند،چند بار حمله کردند تا امام زین العابدین را بکشند ولی بعد خودشان گفتند:«انه لما به » (1) این خودش دارد می میرد.و این هم خودش یک حکمت و مصلحت خدایی بود که حضرت امام زین العابدین بدین وسیله زنده بماند و نسل مقدس حسین بن علی باقی بماند.یکی از کارهای زینب پرستاری امام زین العابدین است.

 

در عصر روز یازدهم اسرا را آوردند و بر مرکبهایی(شتر یا قاطر یا هر دو)که پالانهای چوبین داشتند سوار کردند و مقید بودند که اسرا پارچه ای روی پالانها نگذارند،برای اینکه زجر بکشند.

بعد اهل بیت خواهشی کردند که پذیرفته شد.آن خواهش این بود:«قلن بحق الله الا ما مررتم بنا علی مصرع الحسین » (2) گفتند:شما را به خدا حالا که ما را از اینجا می برید،ما را از قتلگاه حسین عبور بدهید برای اینکه می خواهیم برای آخرین بار با عزیزان خودمان خدا حافظی کرده باشیم.

در میان اسرا تنها امام زین العابدین بودند که به علت بیماری،پاهای مبارکشان را زیر شکم مرکب بسته بودند،دیگران روی مرکب آزاد بودند.وقتی که به قتلگاه رسیدند،همه بی اختیار خودشان را از روی مرکبها به روی زمین انداختند.

زینب(سلام الله علیها) خودش را به بدن مقدس ابا عبد الله می رساند،آن را به یک وضعی می بیند که تا آن وقت ندیده بود:بدنی می بیند بی سر و بی لباس،با این بدن معاشقه می کند و سخن می گوید:«بابی المهموم حتی قضی،بابی العطشان حتی مضی » (3).آنچنان دلسوز ناله کرد که «فابکت و الله کل عدو و صدیق » (4) یعنی کاری کرد که اشک دشمن جاری شد،دوست و دشمن به گریه در آمدند.

بقیه در ادامه مطلب






( کل صفحات : 61 )       20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364040
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا