14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
جمعه 23 آبان 1393 

پيامبري و سلطنت داوود، به اراده‏ي خداوند، به سليمان انتقال يافت، در حالي که او از تمام فرزندان داوود خردسال‏تر بود. پادشاهي سليمان از پدرش هم عظيم‏تر بود، زيرا خداوند متعال، باد را مسخر او گردانيد تا بساط او را به هر جا بخواهد حمل کند، جنيان را تحت فرمان او قرار داد که خدمتگزار او باشند، پرندگان را مطيع او فرمود که با پر و بال خود بر او سايه افکنند، منطق پرندگان را هم به وي آموخت و فهم و ذکاوت خارق العاده‏اي نيز به او عطا کرد و اين مزايا موجب شد که سلطنت سليمان به صورت بي‏نظيري درآيد و تمام قدرتها در او متمرکز گردد. ساليان درازي، سليمان در ميان مردم به عدل و داد سلطنت کرد، مردم از روش عادلانه‏ي او در مهد آسايش و خوشي بودند و به بهترين وجه از مزاياي زندگي برخوردار مي‏شدند تا آن گاه که آفتاب عمر سليمان بر لب بام رسيد.
يکي از روزها سليمان در کاخ بلور خود تنها ايستاده و تکيه بر عصاي خود داده و به تماشاي مناظر و عمارتهاي کشور پهناور خود مشغول بود که ناگاه جواني ناشناس را در کاخ خود مشاهده کرد، از آن جوان پرسيد تو کيستي و چرا بدون اجازه قدم در قصر من گذاشتي؟! گفت من آن کسي هستم که براي ورود به خانه‏ها و کاخها، از کسي اجازه نمي‏گيرم، من ملک الموت و فرشته‏ي مرگم که براي قبض روح تو آمده‏ام، سليمان از شنيدن نام او و احساس مأموريتش بر خود لرزيد و گفت: ممکن است مهلتي بدهي تا به کار خود رسيدگي کنم؟ گفت: نه و در همان حال بدون اينکه حتي اجازه‏ي نشستن به او بدهد جانش را گرفت.
جسد بي‏جان سليمان مدتها به همان حال که ايستاده و تکيه به عصا داده بود باقي ماند و سپاهيانش از ديوارهاي بلوري قصر او را مي‏ديدند و گمان مي‏کردند که سليمان زنده است و به آنها مي‏نگرد، از بيم سطوت او کسي جرأت وارد شدن به قصر را نداشت تا آن که خداوند موريانه‏اي را فرستاد، عصاي سليمان را خورد و سليمان بر زمين افتاد.
هنگامي که حضرت سليمان عليه‏السلام با خدم و حشم، جن و انس و طيور از هوا وارد مقتل سيدالشهدا عليه‏السلام شد، آنگاه باد، بساط او را دو سه بار پيچاند و به سوي زمين آورد، سپس سليمان عليه‏السلام باد را بواسطه‏ي اين حرکت مؤاخذه نمود، در آن هنگام باد، مصائب حسين عليه‏السلام را بيان کرد و گفت: يا نبي الله اينجا زمين شهادت اوست، پس سليمان عليه‏السلام گريان گشت و بر قاتل او لعن فرستاد سپس از آن محل گذشتند.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

نسبت حضرت زکريا در قرآن معلوم نيست و در تورات هم ديده نشده. کتابي در ميان نصارا باقي مانده است که در آن مي‏نويسد زکريا بن برخيا معاصر داريوش بود.
حضرت زکريا از پيغمبران عظام بني‏اسرائيل بود که نسبتش به حضرت داوود مي‏رسد و او زکرياي سوم است که در ميان بني‏اسرائيل پيغمبري يافته. زکريا رئيس خدمه‏ي بيت‏المقدس و احبار بود و آن اسرائيل را به شريعت حضرت موسي دعوت مي‏کرد.
از حضرت ولي عصر روحي له الفداه مروي است که: زکريا عليه‏السلام از حضرت باري تعالي درخواست نمود که اسماء خمسه‏ي طاهره را به او تعليم نمايد، پس جبرئيل بر او نازل گرديد و او را تعليم نمود، هر گاه زکريا اسم محمد، علي و فاطمه و حسن عليه‏السلام را ذکر مي‏کرد غم و اندوهش برطرف مي‏شد، اما همان که اسم حسين عليه‏السلام را ذکر مي‏کرد گريه در گلويش گير مي‏کرد و دلش به طپش مي‏آمد، پس عرض کرد: پروردگارا، چه مي‏شود وقتي که نام آن چهار بزرگوار را ذکر مي‏نمايم از غم و اندوه رها شوم و چون حسين عليه‏السلام را ياد مي‏کنم اشکم مي‏ريزد و دلم مي‏سوزد؟ آن گاه خداوند کيفيت شهادت امام حسين عليه‏السلام را براي زکريا بازگو نمود. چون زکريا عليه‏السلام اين واقعه را شنيد سه روز از مسجد بيرون نيامد و از مردم دوري نمود و پيوسته گريه و ناله مي‏کرد، پس عرض کرد: خداوندا، فرزندي به من عنايت نما که چشم من به او روشن گردد و محبت او را در دلم زياد گردان، آن گاه مرا به مصيبت او مبتلا گردان (تا مصيبت من موافق مصيبت خاتم انبيا باشد).

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 
در مجمع البحرين، موسي عليه‏السلام با خضر سلام الله عليه ملاقات نمود، آن گاه از آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم و مصائب و شدايد ايشان صحبت کردند تا اين که به قضيه شهادت حسين عليه‏السلام رسيدند و صداي آن دو به ناله و گريه بلند شد.
 

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

ساره، همسر ابراهيم، نازا بود و از او فرزندي بوجود نمي‏آمد. چون مي‏ديد شوهر مهربان و باوفايش در آرزوي فرزند بسر مي‏برد غمگين و متأثر مي‏شد، زيرا سنين عمرش به حدي رسيده بود که ديگر اميد فرزند آوردن از خود نداشت، بدين جهت کنيز خود هاجر را به ابراهيم واگذار کرد. هاجر حامله شد و فرزندي آورد که او را اسماعيل ناميدند، اين نوزاد ديده و دل پدر را نوري بخشيد و قلب او را سرشار از شادي نمود ولي در دل ساره آتش غيرت شعله‏ور شد و سخت ناراحت و رنجور گرديد. رفته رفته کار به جايي رسيد که ديگر ساره تاب ديدن هاجر و اسماعيل را نداشت و از ابراهيم درخواست کرد که هاجر و فرزندش را به يکي از دورترين نقاط ببرد تا ديگر خبري از آنها نشود.
ابراهيم به دستور خداوند، درخواست ساره را قبول کرد و هاجر و اسماعيل را با خود برداشت و به راهنمايي خداوند به راه افتاد تا به سرزمين مکه رسيد و به فرمان خداوند، آنها را در آن سرزمين فرود آورد و خود به نزد ساره بازگشت.
زني بينوا، با يک فرزند شيرخوار در يک بيابان بي‏آب و علف و دور از آباداني تنها ماندند، ولي هاجر زني بود که توکل و اتکاء به خدا را از ابراهيم فرا گرفته بود و با يک دنيا ايمان و توکل به خداوند، صبر را پيشه‏ي خود ساخت و از آب و غذايي که داشت صرف مي‏کرد تا توشه‏اش تمام شد و گرسنگي و تشنگي بر او غلبه کرد و شير در سينه‏اش خشک شد، هاجر در اطراف آن بيابان به جستجو پرداخت تا شايد آبي پيدا کند و جان فرزند عزيز را نجات دهد اما متأسفانه هر چه بيشتر جست کمتر يافت، نزد اسماعيل برگشت و او راگريان و پريشان ديد.
گريه‏ي طفل قلب مادر بينوا را پاره مي‏کرد ولي او هم راه به جايي نداشت، ديگرباره در آن بيابان وحشت آور به کوشش و جستجو پرداخت تا يکسره از يافتن آب نااميد شد، با چشم گريان نزد فرزندش باز آمد، در اين بار حال طفل بسيار خطرناک شده بود و گويا آخرين لحظات زندگي را طي مي‏کرد، هاجر کنار فرزندش ايستاده به آن منظره‏ي جانگداز مي‏گريست که ناگاه چشمه‏ي آب زلالي از زير پاي اسماعيل بجوشيد و دل هاجر را غرق شادي و شعف نمود. مادر کنار فرزند، روي زمين نشست و از آن آب، کام خشکيده‏ي کودک را تازه کرد و خطر را از طفل برطرف نمود، خود هم نوشيد و جان تازه در تنش پديد آمد و شکر خدا را بجا آورد.

بقیه در ادامه مطلب



 خبرگزاری ایبنا نوشت:

کتب «ناسخ» و «مقتل خوارزمی» چنین روایت کرده اند که بعد از شهادت حضرت عبّاس، علی اکبر (علیهماالسلام ) شهید شد و او آخرین شهید است.

از کتاب قمقام چنین به دست می آید که حضرت عباس علیه السلام آخرین شهید است (یعنی بعد از ذکر شهادت عبّاس(علیه السلام)، شهادت خامس آل عبا علیهم السلام را ذکر کرده) و چنان که از شیخ مفید و ابن طاوس همین قول نقل شده است و از کتاب ابی مخنف نقل شده که عبّاس (علیه السلام) قبل از همه و اول شهید بوده است.

در کتاب ناسخ، ج2، ص341 آمده: از پسرهای امیرالمؤمنین(علیه السلام) دو تن عبّاس نام بود: یکی را عبّاس الاکبر(علیه السلام) و دیگر را عبّاس الاصغر(علیه السلام) می نامیدند.

احتمال دارد که عبّاس الاصغر(علیه السلام) در شب عاشورا شهید شده باشد و عبّاس الاکبر(علیه السلام) در روز عاشورا.

عبّاس الاصغر(علیه السلام) نیز در شب عاشورا به طلب آب شتافت و به سعادت شهادت رسید. پس آن کس که می گوید: عبّاس(علیه السلام) اول شهید است، یعنی عبّاس الاصغر(علیه السلام) و آنکه می گوید عبّاس(علیه السلام) در روز عاشورا شهید شده است، یعنی عبّاس الاکبر(علیه السلام).

در کتاب معالی السبطین، ج1، ص274، از مرحوم دربندی قدس سره نقل شده است که امام حسین (علیه السلام) آمد بر بالین برادر و خواست او را به خیمه ها ببرد، عبّاس(علیه السلام) چشم خود باز کرد و عرض کرد: برادر چه می خواهی بکنی؟ فرمود: می خواهم تو را به خیمه ببرم، عرض کرد: شما را به جدّت رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) قسم می دهم که این کار را مکن.

فرمود: چرا؟ عرض کرد: من به سکینه وعده آب داده ام و نتوانستم به وعده خود عمل کنم، لذا خجالت می کشم، تا آنجا که فرمود: پس امام حسین علیه السلام برادر را به جای خود گذاشت و به طرف خیمه روان شد و اشک چشمان مبارک را با آستین پاک می کرد.

وقتی چون سکینه(علیهاالسلام) پدر را به آن حال دید، نزدیک آمد و عرض کرد: ای پدر! آیا خبری از عمویم عبّاس(علیه السلام) داری؟ به من وعده آب داده و آمدنش طولانی شده و هیچ وقت خُلف وعده نمی کرد. آیا آب خورد و ما را فراموش کرد یا با دشمنان می جنگد؟

امام حسین(علیه السلام) در این وقت گریه کرد و فرمود: دخترم! عمویت کشته شد و روحش به بهشت پرواز کرد. وقتی زینب(علیهاالسلام) شنید عبّاس(علیه السلام) کشته شد، فریاد زد و فرمود:

وا أخاه، واعبّاساه، واقِلّة ناصِراه، واضیعَتاه مِن بَعدِک.

در کتاب رمز المصیبة فی مقتل من قال انا قتیل العبرة: ج2، ص222 آمده است:

فقال الحُسین(علیه السلام): إی واللّه من بعدِهِ واضیعَتاه، واانقطاع ظهراه وأنشأ یقول:

یا أخی یا نُور عَینی یا شقیقی
فَلِی قد کنتَ کالرُّکنِ الوَثیقِ

أیا ابن أبی نصحتَ أخاک حتّی
سَقاک اللّه کأساً مِن رحیقِ

أیا قمراً منُیراً کنت عَونی
عَلی کلِّ النوائِبِ فِی المضیقِ

فبعدُک لاتطیب لنا حیوة
سَنَجمع فی الغداة عَلی الحقیقِ

الا للّه شکوائی وَصَبری
وَما القاهُ مِن ظَمأً وَضیق.

یعنی: ای برادرم! ای نور چشمم! تو برای من پشتیبان محکمی بودی، ای پسر پدرم! برادرت را نصیحت کردی تا وقتی که خداوند تو را به کاسه شراب خالص بی غش، سیرابت کرد، ای ماه نور دهنده من! تو در تمام گرفتاری ها کمک من بودی، پس بعد از تو زندگی خوش نیاید و فردای قیامت خداوند ما را بر چیز لایقی جمع خواهد کرد و آنچه از تشنگی و تنگنایی به من رسیده، به خدا شکوه کنم و صبر نمایم و در زیارت ناحیه، فرمود:

السّلامُ عَلی أبی الفضلِ العبّاسِ بن أمیرالمُؤمِنینَ المُواسی أخاهُ بنفسهِ، الآخِذِ لِغَدهِ مِن امِسهِ الفادی له الواقِی السّاعی الیه بمائه المقطوعةِ یداهُ لَعَنَ اللّه قاتَله یزیدَ بنَ الرُّقادِ ا لحیتی وحکیمَ بن الطُّفیلِ الطّائی....

 



 آیت الله جوادی آملی می گوید: «وجود مبارک حسین‌‌بن‌علی چون عقل و عدل‌مدار بود لذا وارث همه انبیا بود که آنها هم حق‌مدار بودند و عقل‌مدار بودند و عدل‌محور و معنای ارث هم این است که در ارث، مالک به جای مالک می‌نشیند.»

به گزارش خبرآنلاین، آنچه می خوانید گلچینی ازسخنان آیت الله جوادی آملی در برنامه تلویزیونی "نهضت سيدالشهداء بر مدار عقل و عدل" است.

نهضت سيّدالشهداء حسين‌بن‌علي(صلوات الله و سلامه عليهما) در مدار حق بود و چون عقل و عدل پيرو حق هستند، لذا آن نهضت، عقل‌محور و عدل‌مدار بود. سرّش آن است که جامعه را اين دو عنصر محوری اداره می‌کند: يکی انديشه صائب و يکی عمل صالح؛ از انديشه صائب به عنوان عقل ياد می‌شود و از عمل صالح به عنوان عدل ياد می‌شود.

بقیه در ادامه مطلب



 فایل صوتی که در ابتدای پرونده می شنوید، تصنیف «امید» امیرحسین مدرس درباره حضرت عباس(ع) از آلبوم «خورشید» است.


 تعابیری که همه مقاتل درباره حضرت عباس(ع) نوشته اند

گلچینی از سخنرانی مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی، مجتهد عارف و استاد اخلاق را که به دو واقعه مهم روز نهم و دهم محرم از حضرت قمر بنی هاشم(ع) اشاره کرده است، اینجا بشنوید.

 فرزندان قمربنی هاشم چه کسانی بودند و در تاریخ چه نقشی داشتند؟

گلچینی از مجلس سخنرانی استاد عبدالله فاطمی نیا، محقق و سخنران برجسته را که به خلاصه تحقیقی درباره فرزندان حضرت قمر بنی هاشم(ع) اشاره کرده است، اینجا بشنوید.

 عکس العمل مادر عباس(ع) هنگام شنیدن خبر شهادت فرزندانش
 
گلچینی از مقتل خوانی و روضه حجت الاسلام سید حسین هاشمی نژاد، درباره عکس العمل حضرت ام البنین مادر عباس(ع) هنگام شنیدن خبر شهادت حضرت عباس و فرزندانش را اینجا بشنوید.


 چه کسی اولین بار عباس(ع) را قمر بنی هاشم نامید؟ 

گلچینی از سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی، که اشاره ای به گفت و گوهای امام حسین(ع) و حضرت قمر بنی هاشم(ع) کرده است، اینجا بشنوید.

 عشق ورزی سلیم موذن زاده به حضرت عباس(ع)

نوحه عاشقانه سلیم موذن زاده را در شب تاسوعا برای حضرت عباس (ع) را اینجا بشنوید.

 اویان ای یار وفاداریم، با مداحی محمد عاملی

مداحی سید محمد عاملی با سروده حسین غفاری اردبیلی درباره حضرت ابالفضل(ع) با عنوان «اویان ای یار وفاداریم اویان، بیدار شو ای یار وفادارم، بیدار شو» را در اینجا بشنوید.

http://www.khabaronline.ir



یادداشتی از حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی درباره انحرافات حکومت بنی امیه که به قیام امام حسین(ع) منجر شد.

امویان تمام  ارزش های اسلامی را باز ستانده و برای پیشبرد سیاست خود جز ترس و پول چیزی نمی‌شناختند. هدف، حكومت كردن و حفظ قدرت بود، به هر قیمت و روش؛ معاویه عملا روش حاکمیت سیاست براخلاق را به كار بسته بود. احمد امین مصری می‌گوید: حكومت بنی‌امیه بر پایة خوارشمردن ملل زیردست است بنا شده بود و در حقیقت اعراب در این تعصب با تعالیم خود اسلام مخالف بودند.

از همین رو جامعه اسلامی از حقیقت اسلام و تعالیم پیامبر(ص) آنچنان فاصله گرفته بود که امام حسین(ع) برای اصلاح این وضعیت و بازگرداندن دین نبوی قیام کرد و واقعه کربلا را رقم زد. حکومت اموی برای حفظ حکومت خود به چند شیوه انحرافی متوسل شده بود که جعل حدیث و بدعت در ولایتعهدی از آن جمله است. در ادامه برای شناختن جامعه آن دوره و دلیل امام حسین(ع) برای قیام چند مورد انحرافی حکومت اموی را بررسی می کنیم.

بقیه در ادامه مطلب



 
تحریفات موجود درباره امام سجاد(ع)/ از فرار کردن مادر امام از کربلا تا بیهوش بودن و بی خبری از جنگ
 
دوازدهم ماه محرم به روایتی، سالروز شهادت امام سجاد(ع) است. امامی که در فضای اختناق بعد از کربلا با نشر علم و معارف و دعاهای پر مضمون، دین را حفظ کرد.

به مناسبت این روز، تحریفات وارد شده درباره امام چهارم در واقعه عاشورا و پس از آن را مرور می کنیم. گلچین خبرآنلاین، از نوشته های استاد مرنضی مطهری درباره این تحریفات را در ادامه می خوانید.

بیهوش بودن امام سجاد(ع) در طول حادثه کربلا

داستان جعلی و تحریفی که درباره امام نقل می کنند این است که می گویند در روز عاشورا وقتی برای امام حسین یاوری باقی نماند، امام سجاد پرسید: پدر جان کار شما و این مردم به کجا کشید؟ (یعنی تا آن وقت امام زین العابدین بی خبر بوده است) امام فرمود: پسر جان به جنگ کشید. 

امام سجاد پرسید: حبیب بن مظاهر چه شد؟ فرمود کشته شد. و همینطور از دیگر یاران پرسید. امام حسین فرمود بدان که در میان خیمه ‏ها غیر از من و تو مردی نمانده است. این قصه از حواشی زیادی برخوردار است و غرض این است که امام سجاد از اول مقاتله تا وقت مبارزه پدر اصلا از حال نزدیکان و انصار و میدان جنگ خبری نداشته است.

این داستان جعلی و دروغ است. امام آن قدر مریض و بیهوش نبوده که نداند چه گذشته است. تاریخ می نویسد حتی در همان حال امام حرکت کرد و فرمود عمع عصای مرا با یک شمشیر بیاور. در واقع یکی از کسانی که در واقعه حاضر بوده و آن را نقل کرده است، شخص امام سجاد است.

بقیه در ادامه مطلب



جمعه 23 آبان 1393 

نمرود بن کنعان، در شهر بابل فرمانروايي و سلطنت مي‏کرد و چون دامنه‏ي تسلط و نفوذش توسعه يافت، مردم را به پرستش خويش دعوت کرد و مردم هم که در برابر بتهاي سنگي و چوبي سجده مي‏کردند، به آساني طوق بندگي او را به گردن نهادند و تن به خدايي او دادند.
مدتها گذشت و مردم در چنين گمراهي و ضلالت بزرگي به سر مي‏بردند و يکباره خداي بزرگ را فراموش کرده بودند تا آن که خداوند اراده فرمود از ميان آن قوم، رهبري عالي مقام برانگيزد و به ارشاد او، مردم را راهنمايي فرمايد.
يکي از ستاره شناسان که در دربار نمرود مقامي شامخ داشت، روزي به عرض رسانيد که نجوم دلالت مي‏کنند که به زودي شخصي قيام مي‏کند و بساط بت پرستي را واژگون مي‏سازد و مردم را به دين جديدي دعوت مي‏کند، نمرود پرسيد: از چه سرزميني قيام مي‏کند؟ گفت: از همين سرزمين ولي تاکنون، نطفه‏ي او منعقد نشده و پا به رحم مادر نگذاشته.
نمرود براي پيشگيري از اين موضوع، دستور اکيد صادر کرد که بين زنان و مردان جدايي بيندازند، تا نطفه‏ي او بسته نشود و چنين شخصي پا به عرصه‏ي وجود نگذارد، نمرود نادان گمان مي‏کرد با اين اقدام عاجزانه مي‏تواند در برابر اراده‏ي ازلي و خواست خداوندي سدي ايجاد کند و مانع اجراي قضاي الهي شود.

بقیه در ادامه مطلب






( کل صفحات : 61 )       20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364036
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا