14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
دوشنبه 12 آبان 1393 
به گزارش گروه چند رسانه‌ای باشگاه خبرنگاران، اینها تصاویری است از چشمه آب زلالی كه صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام در زیر حرم مطهرش در كربلا طواف می‌كند و این است اجر تشنه‌ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر.




















گزارش های تصویری باشگاه خبرنگاران را اینجا ببینید



دوشنبه 12 آبان 1393 
























 



Moharram (1)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (2)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (3)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (4)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (5)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (6)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (7)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (8)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (9)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (10)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (11)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (12)_Www.Shabhayetanhayi.ir

Moharram (13)



 

emam hossein (11)

emam hossein (1)

emam hossein (1)

emam hossein (2)

emam hossein (3)

emam hossein (4)

emam hossein (5)

emam hossein (6)

emam hossein (7)

emam hossein (8)

emam hossein (9)

emam hossein (10)

emam hossein (12)

emam hossein (14)

emam hossein (15)

emam hossein (13)

 



emam hosein (10)

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که جان‌ها همه پروانه اوست

اندک اندک ، مشکی بر تن کن

ماه سالار شهیدان در راهست…

با عرض سلام و تسلیت پیشاپیش

تصاویر متحرک و جدا کننده متن ویژه ماه محرم

آماده نمایش در

وبـــــ سایتــــــــ بزرگــــــ شبـــــ هـــای تنهــــــایی

قرار گرفت

التماس دعا

1022

 

emam hosein (1)

emam hosein (2)

 

 

emam hosein (3)

 

emam hosein (4)

 

 

emam hosein (5)

 

 

emam hosein (6)

 

emam hosein (7)

emam hosein (8)

emam hosein (9)

 

 

  emam hosein (11)

emam hosein (12)

 

emam hosein (13)

 

emam hosein (14)

 

emam hosein (15)

 

 

emam hosein (16)

 

emam hosein (17)

emam hosein (18)

 

emam hosein (19)



با سلام و عرض تسلیت به مناسبت ماه محرم به همه مسلمانان جهان :
در این پست به مناسبت ماه محرم زنگ ها و تصاویر متحرک و ثابت و هم چنین تم های زیبا برای گوشی های نوکیا و سونی اریکسون قرار داده ایم .
این مجموعه شامل 4 فایل جهت دانلود قرار گرفته است !

توضیخات :
1 - مجموعه آهنگ ها : شامل 5 آهنگ زیبا ببا موضوع محرم قرار گرفته شده است .
2 - مجموعه تصاویر ثابت : شامل 20 تصویر ثابت با موضوع محرم با سایز 240 در 320 پیکسل و حجم مناسب .
3 - مجموعه تم ها : شامل 5 تم زیبا که هر تم دارای 3 پوشه جداگانه است : 1 پوشه برای سونی اریکسون 1 پوشه تم سیمبیان 8 و 1 پوشه تم سیمبیان 9.1 .
4 - مجموعه تصاویر متحرک : شامل 5 تصویر متحرک با موضوع محرم .

التماس دعا !

PersianMob.Net

PersianMob.Net1 - دانلود آهنگ های موبایل با حجم 2.19 مگابایت
PersianMob.Net2 - دانلود عکس های ثابت با حجم 1 مگابایت
PersianMob.Net3 - دانلود تم ها با حجم 2.45 مگابایت
PersianMob.Net4 - دانلود تصاویر متحرک با حجم 262 کیلوبایت

 



 

عکس های متحرک محرم 92

عکس های متحرک محرم 92

عکس های متحرک محرم 92

عکس متحرک باز محرم امد





 

 



دوشنبه 12 آبان 1393 

آقاي حاج شيخ علي اسلامي ، فرزند مرحوم آيت الله آقاي حاج شيخ عباسعلي اسلامي بنيانگذار جامعه تعليمات اسلامي در تهران اظهار داشتند:
داستاني را دوستان از جناب آية الله سيّدعبدالكريم كشميري  نقل نمودند كه مشتاق شدم آن را بدون واسطه از خود ايشان بشنوم .
بدين منظور به محضرشان مشرف شدم آقاي كشميري ، كه در نجف مي زيستند، مورد مراجعه اقشار مختلف مردم بودند و اكثراً از ايشان طلب استخاره مي شد.

 

 7.jpg


ضمنا استخاره ايشان با تسبيح صورت مي گرفت و مكنونات قلبي را نيز كه مراجعه مي كردند و استخاره مي خواستند بيان مي كردند. ايشان صبحها قريب دو ساعت به ظهر مانده در يكي از ايوانهاي صحن مطهر حضرت اميرالمؤ منين (ع ) مي نشستند و افراد مختلف در اين موقع براي گرفتن استخاره به ايشان مراجعه مي كردند. آقاي كشميري  نقل كردند كه :
مدّتي بود مي ديدم زني با عباي سياه و حالت زنان معيدي (دهاتي ) زير ناودان طلا مي نشيند و زنها به او مراجعه مي كنند و او نيز با تسبيحي كه به دست داشت بر ايشان استخاره مي گرفت اين حالت نظرم را جلب كرد. روزي به يكي از خدّام صحن مطّهر گفتم :
هنگام ظهر كه كار اين زن تمام مي شود او را نزد من بياور، از او سوالاتي دارم . خادم مزبور، يك روز پس از اينكه كار استخاره آن زن تمام شد، او را نزد من آورد، از او سؤ ال كردم :
تو چه مي كني ؟ گفت : براي زنها استخاره مي گيرم . گفتم : استخاره را از كه آموختي ؟ چه ذكري مي خواني ، و چگونه مسائل را به مردم مي گويي ؟
گفت : من داستاني دارم ، و شروع به تعريف آن داستان كرد و گفت : من زني بودم كه با شوهر و فرزندانم زندگي عادي يي را مي گذراندم . شوهرم در اثر حادثه اي از دنيا رفت و من ماندم و چهار فرزند يتيم ، خانواده شوهرم به اين عنوان كه من بدشگون هستم و قدم من باعث مرگ پسرشان شده است ، مرا از خود طرد كردند. و خانواده خودم هم اعتناي به مشكلات مادي من نداشتند، لذا زندگي را با زحمات زياد و رنج فراوان مي گذراندم .
ضمنا از آنجا كه زني جوان بودم ، طبعا دامهايي نيز براي انحرافم گسترده مي شد، و چندين مرتبه بر اثر تنگناهاي اقتصادي و احتياجات مادي نزديك بود به دام افتاده و به فساد كشيده شوم و تن به فحشا بدهم ولي خداوند كمك نمود و خود داري كردم تا روزي بر اثر شدت احتياج و گرفتاري ، تصميم گرفتم كه چون زندگي برايم طاقت فرسا شده وديگر چاره اي نداشتم تن به فحشا بدهم . من تصميم خود را گرفته بودم .
اماّ اين بار نيز خدا به فريادم رسيد و مرا نجات داد. در بين ما رسم است كه اگر حاجتي داريم به حرم حضرت ابوالفضل (ع ) مي آئيم و سه روز اعتصاب غذا مي كنيم تا حاجتمان را بگيريم ، و اكثرا هم حاجت خود را مي گيرند من نيز تصميم گرفتم به ساحت مقدّس حضرت ابوالفضل العباس (ع ) متوسل شده و اعتصاب غذا كنم . رفتم و دست توسل به دامنش زدم و كنار ضريح آن حضرت اعتصاب غذا را شروع كردم . روز سوّم بود كه كنار ضريح خوابم برد و (حضرت ابوالفضل (ع ) به خوابم آمد و حاجتم را برآورد و فرمود:
تو براي مردم استخاره بگير. عرض كردم من كه استخاره بلد نيستم فرمود: تو تسبيح را به دست بگير، ما حاضريم و به تو مي گوييم كه چه بگويي . از خواب بيدار شدم و با خو گفتم : اين چه خوابي است كه ديده ام ؟! آيا براستي حاجت من روا شده است و ديگر مشكلي نخواهم داشت ؟! مردد بودم چه كنم ؟ بالاخره تصميم گرفتم اعتصابم را شكسته و از حرم خارج شوم ببينم چه مي شود. از حرم خارج شدم و داخل صحن گرديدم . ا
ز يكي از راهروهاي خروجي كه مي گذشتم زني به من برخورد كرد و گفت : خانم استخاره مي گيري ؟ تعجب كردم ، اين چه مي گويد؟! معمول نيست كه زن استخاره بگيرد، آن هم زني معيدي و چادر نشين و بياباني ! ارتباط اين خانم با خوابي كه ديدم و دستوري كه حضرت به من داده چيست ؟! آيا اين خانم از خواب من مطلّع است ؟! آيا از طرف حضرت مامور است ؟! بالاخره به او گفتم : من كه تسبيح ندارم فورا تسبيحي به من داد و گفت : اين تسبيح را بگير و استخاره كن : دست بردم و با توجهّي كه به حضرت ابوالفضل العباس (ع ) داشتم مشتي از دانه هاي تسبيح را گرفتم ، ديدم حضرت در مقابلم ظاهر شد و فرمود:
  به اين چه بگويم مطالب را گفتم و او رفت . از آن تاريخ ، من هفته اي يك روز به اين محل زير ناودان طلا مي آيم و زناني كه وضع مرا مي دانند، نزد من مي آيند و من بر ايشان استخاره مي گيرم و بابت هر استخاره پولي به من مي دهند ظهر كه مي شود، با پول حاصله ، وسايل معيشت خودم و فرزندانم را تهيه مي كنم و به منزل برمي گردم .

http://www.ashoora.ir



دوشنبه 12 آبان 1393 

ام سلمه مي‏گويد: شبي رسول خدا صلي الله عليه و آله از کنار ما گذشت و مدتي طولاني غايب شد، بعد از آن با سر و روي گرد و غبار آلود و غمگين برگشت. گفتم: يا رسول الله! چرا شما را غبار آلود مي‏بينم؟ رسول خدا فرمودند: همين الآن مرا به سرزميني در عراق به نام کربلا بردند که قتلگاه فرزندم حسين عليه‏السلام است و تعداد ديگري از فرزندانم را به من نشان دادند و من مقداري از خاک آن سرزمين را برداشتم و اکنون در دست من است،

 

47.jpg

 

آن گاه رسول خدا صلي الله عليه و آله دست‏هاي شان را گشودند و فرمودند: اين را بگير و حفظ کن. من آن را که شبيه خاک سرخ بود، برداشتم و در شيشه اي ريختم و سرش را بستم و نگه داشتم، وقتي امام حسين عليه‏السلام از مکه به طرف کربلا حرکت کرد هر روز آن شيشه را بيرون مي‏آوردم و مي‏بوييدم و مي‏گريستم. صبح روز دهم محرم؛ يعني روز شهادت امام حسين عليه‏السلام آن را بيرون آوردم، به حال خود بود؛ ولي وقتي غروب آن روز آن را بيرون آوردم به خون خالص تبديل شده بود، فهميدم که امام حسين عليه‏السلام به شهادت رسيده است و گريستم تا خبر شهادت ايشان از عراق رسيد. ( بحارالانوار، ج 44، ص 239. )

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 67 و 68



دوشنبه 12 آبان 1393 

صالح بن ميثم مي‏گويد: من و غباية بن ربعي نزد حبابه‏ي والبيه‏ي رفتيم. او گفت: آيا مي‏خواهي آن چه از حسين بن علي عليه‏السلام شنيده و ديده‏ام به تو بگويم، گفتم: بله اي عمه! گفت: من به زيارت حضرت امام حسين عليه‏السلام مي‏رفتم تا آن که به پيسي مبتلا شدم به خاطر همين مدتي براي زيارت آن حضرت نرفتم، وقتي حضرت از بيماري من با خبر شدند، با اصحاب و ياران خود به خانه‏ي ما آمدند، در حالي که مشغول نماز بودم. حضرت به من فرمودند اي حبابه! چرا نزد ما نمي‏آيي؟ گفتم: آقا جان! به خاطر مريضي که دارم خدمت شما نمي‏رسم، سپس محل درد خود را به آقا نشان دادم. آن گاه ايشان مقداري از آب دهان مبارک خود را بر جاي پيسي ماليدند و فرمودند: خدا را شکر کن تا خداوند اين مرض را از تو دفع کند. سپس من به سجده شکر رفتم و خدا را سپاس گفتم، آن گاه ايشان فرمودند: اي حبابه» از جا برخيز و در آيينه نگاه کن. من سرم را بلند کردم و در آيينه نگاه کردم و ديگر اثري از پيسي نديدم و خدا را شکر کردم. ( همان، ص 180. )

 

48.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 68 و 69






( کل صفحات : 61 )       50   51   52   53   54   55   56   57   58   59   >   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364221
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا