14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
یک شنبه 11 آبان 1393 
یک شنبه 11 آبان 1393 





 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩



یک شنبه 11 آبان 1393 
یک شنبه 11 آبان 1393 
یک شنبه 11 آبان 1393 
مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی حجت الاسلام موسوی مطلق و مداحی کربلایی محمد حسین پویانفر در مسجد اباذر برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی حجت الاسلام موسوی مطلق و مداحی کربلایی محمد حسین پویانفر در مسجد اباذر برگزار شد.

در ادامۀ خبر گزیده ای از سخنان حجت السلام موسوی مطلق را می خوانید:

در باب اختصاصات حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به اینجا رسیدیم که یکی از اختصاصات ایشان استجابت دعا تحت قبۀ امام حسین علیه السلام است. ما بعضی از اماکن و اوقات را داریم که آنجا استجابت دعا نزدیک است و سفارش شده است که در این مکان ها و در این ایام اینچنین دعا بکنید که به اجابت نزدیکتر بشود. اما آنجایی که اجابت دعا ضمانت شده است و بدون هیچ چون و چرایی مستجاب است حرم مطهر سیدالشهداء علیه السلام است. مکان های دیگری هم هستند از جمله حرم مطهر علی بن موسی الرضا علیه السلام.

فقط یک شرط برای اینکه دعا مستجاب بشود آمده است. خوب است که انسان اگر قرار است به یک مکان معنوی و یا مراسم معنوی و یک زیارتی برود قبل آن با یک انسان اهل فن و صاحب نفسی مشورتی داشته باشد که دست خالی برنگردد. این اجابت دعا یک علامتی دارد و آن علامت این است که هروقت به حرم مشرف می شوید اذن دخول بخوانید. زیاراتی که انسان با ادب و آداب انجام می دهد جنسشان فرق می کند. علامت استجابت دعا تحت قبه این است که در حین قرائت اذن دخول هروقت و در هرجای آن که گریه ات گرفت یعنی اجازۀ ورود داده اند، اذن دخول را رها کنید و به زیارت بروید. بزرگان ما چون مسلط به اخبار و معانی هستند، از کنار جملات آنها ساده عبور نکنید زیرا معمولاً ریشه در سخنان معصومین علیهم السلام دارند.

بزرگی از اهل معنا برای تعریف کردند که یکی از خطبا و اهل منبر تهران عادتی داشت که همه ساله محرم و صفر به عتبات مشرف می شدند، در یک سفر که رفته بودند یک لیست خریدی را به همسرشان داده بودند، ایشان خرید مختصری انجام داده بودند و بعد به حرم امام حسین علیه السلام رفتند، آنجا زیارت کرده بودند و برگشته بودند. از جملۀ وسایلی که خرید بودند گوشت بود. به منزل که رسیدند گوشتی را که خریداری کرده بودند برای پختن آمدن کردند. ساعتی گذاشت دیدند که گوشت آماده نشده است، مدت زمان بیشتری آن را گذاشتند که بپزد اما باز هم دیدند که نپخته است. شب تا صبح گوشت در حال پخت بود اما آماده نمیشد. صبح که شد به سراغ قصاب رفتند و گفتند که ما زائر امام حسین علیه السلام هستیم شما حیا نمی کنید که در شهر کربلا گوشتی به ما داده اید که از دیروز تا حالا نمی پزد؟ قصاب لبخندی زد و گفت که حتماً با این گوشت به حرم رفته ای؟ نمیدانی که گوشتی که وارد حرم امام حسین علیه السلام بشود بر آتش حرام میشود؟

با اخلاص و صدق محض وارد مجالس اهل بیت علیه السلام بشوید، درب خانۀ اهل بیت علیهم السلام سادگی و صداقت را می خرند، زرنگ بازی ها را از کسی نمی خرند. هرچه دارید در طبق اخلاص قرار دهید و به امام حسین علیه السلام عرضه بکنید. 

در ادامۀ مراسم ذاکر اهل بیت علیه السلام کربلایی محمد حسین پویانفر به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

http://vareth.ir



یک شنبه 11 آبان 1393 




بيعت مخالفان مامون با ابراهيم بن مهدي عباسي.

پس از آن که سپاهيان مامون به فرماندهي حس بن سهل (ذوالرياستين) بر سپاهيان برادرش امين پيروز شده و امين را به قتل رساندند و تمام مناطق تحت اختيار او را در استيلاي مامون قرار دادند، در برخي از شهرهاي حجاز، يمن و عراق شورش هايي بر ضد عباسيان به وقوع پيوست و در بسياري از اين نهضت ها، علويان رهبري مردم را بر عهده داشتند. مامون عباسي براي خاموش کردن شورش ها واز ميان بردن نهضت هاي مردمي، از امام رضا عليه السلام که جانشين پدرش امام موسي کاظم عليه السلام بود و مورد احترام همه شيعيان و علويان بود، دعوت کرد به خراسان سفر کند و در امر حکومت وي را ياري دهد. امام رضا عليه السلام از همکاري با حکومت غير مشروع خودداري مي کرد ولي با اجبار و اکراه، مجبور به هجرت به سرزمين خراسان و پيوستن به مامون در «مرو» [1]  شد. در آن جا مامون در ظاهر به امام عليه السلام پيشنهاد خلافت را داد ولي امام عليه السلام امتناع نمود. سرانجام پس از اصرار و تاکيد فراوان مامون، امام عليه السلام را ولايت عهدي مامون را پذيرفت.

در آن هنگام، فضل بن سهل، زمام کشوري خلافت مامون را عهده دار بود و برادرش حسن بن سهل (ذوالرياستين) با سپاهيان بي شمارش بر عراق و ايران حکومت داشت و فرماندهي مقام لشکري مامون را عهده دار بود. در حقيقت، حکومت مامون به دست فضل و حسن اداره مي شد.

 

63.jpg

 

اين گونه روي کردهاي مامون نسبت به امام رضا عليه السلام، فضل و حسن، موجب گرديد که عباسيان و طرفداران آنان در بغداد، بر ضد مامون شورش ‍ کرده و خواهان خلع وي از خلافت و جايگزيني شخص ديگري از بني عباس و استحکام حکومت عباسيان شدند. در اين ميان بيش از همه ابراهيم بن مهدي، منصور بن مهدي، مطلب بن عبدالله بن مالک سندي بن شاهک، نصير، و صيف، صالح و اسحاق بن موسي پافشاري مي کردند.

سرانجام با برپا کردن جو عمومي بر ضد مامون، وي را در بغداد از خلافت خلع کرده و ابراهيم پسر مهدي عباسي را به خلافت برگزيدند و با وي بيعت کرده و وي را به «المبارک» ملقب ساختند.

در اين هنگام، مامون به همراه امام رضا عليه السلام و فضل بن سهل و ساير بزرگان حکومتي در خراسان بوده و از شورش عباسيان در عراق بي خبر بودند. حسن بن سهل در عراق با شورش گران و ياغيان مبارزه مي کرد و اين گونه اخبار را به برادرش فضل بن سهل در خراسان مي رسانيد و اين دو، تلاش مي کردند که مامون را از اين وقايع بي خبر نگه دارند. ابراهيم بن مهدي پس از آنکه در بغداد بر مسند خلافت نشست، بر مداين و کوفه نيز نيرو فرستاد و اين مناطق را از دست سپاهيان حسن بن سهل بيرون آورد.

ميان سپاهيان حسن بن سهل و سپاهيان ابراهيم بن مهدي، مدتي در بغداد و جنوب عراق جنگ و گريزي برقرار بود، ولي سرانجام زيادي لشکر مامون و تدابير و مديريت رزمي حسن بن سهل، موجب شکست سپاهيان ابراهيم بن مهدي گرديد. وي پس از پراکنده شدن نيروهايش، در تاريکي شب از مداين گريخت و ديگر کسي وي را نديد.

به اين ترتيب، مخالفان مامون بار ديگر طعم تلخ شکست و سرافکندگي را پذيرا شده و به ناچار بيعت با مامون را تجديد کردند.[2] .

اين ماجرا با آن که با پيروزي سپاهيان مامون به پايان رسيده بود، ولي زنگ خطري براي مامون بود که دوري وي از دارالخلافه بغداد، طمع رقيبان وي از بزرگان بني عباس را بر مي انگيزاند و احتمال تکرار جرياناتي همانند جريان ابراهيم بن مهدي، بعيد نخواهد بود.

به همين جهت، مامون از خراسان به قصد بغداد عزيمت کرد و پس از مدتي وارد بغداد شد. ولي پيش از رسيدن به عراق، هم فضل بن سهل و هم امام رضا عليه السلام را به طور ناجوانمردانه در بين راه به قتل رسانيد.

 

 

پی نوشتها :

[1] شهر «مرو» در آن روزگار مقر حکومت مامون در شمال خراسان بود. هم اکنون در کشور ترکمنستان قرار داشته و به زبان محلي «ماري» خوانده مي شود.

[2] نک: تاريخ ابن خلدون، ج 2، ص 383.

 

منبع : منبع : روز شمار تاريخ اسلام (ماه محرم ) ؛ سيد تقي واردي



شهادت عبدالله بن عفيف ازدي به دست دژخيمان عبيدالله بن زياد.

يزيد بن معاويه و خاندان بني اميه و هواداران آنها از جمله عبيدالله بن زياد، عامل يزيد در کوفه و بصره و عنصر اصلي جنايت واقعه کربلا، پس از کشتن امام حسين عليه السلام و ياران فداکارش در کربلا، پس از کشتن امام حسين عليه السلام و ياران فداکارش در کربلا بر اين باور بودند که کار مخالفان بني اميه و دشمنان يزيد پايان يافته و آنان براي هميشه سرکوب گرديدند.

آنان گمان کردند که با خاموش کردن نور حسيني، براي هميشه انوار طيبه اهل بيت عليه السلام را خاموش کردند. ولي غافل از اينکه شهادت امام حسين عليه السلام آغاز راهي است که ادامه آن، حکومت ننگين بني اميه را بر فنا خواهد داد.

بي ترديد قيام اباعبدالله الحسين عليه السلام آثار و نتايج سنگيني براي خاندان ستم پيشه بني اميه و عاملان نابکار آنان به بار آورد و آنها را در معرض اعتراض ها و قيام هاي متعدد مردمي قرار داد و سرانجام در سال 132 قمري، درست 71 سال بعد، اين خاندان جنايت کار را با قيام سراسري مسلمانان مواجه ساخت و حکومت هزار ماهه آنان را براي هميشه به وادي نيستي و نابودي سپرد.

نخستين اعتراض آشکار نسبت به جنايات عبيدالله بن زياد در شهادت امام حسين عليه السلام، از سوي يکي از شيعيان کوفه، به نام عبيدالله بن عنيف ازدي برخاست.

عبيدالله بن زياد، پس از آن که اسيران واقعه کربلا را در مجلس خود با کلمات درشت و خشن، مورد اذيت و آزار قرار داد و آنان را سرزنش کرد و پاسخ دندان شکن و کوبنده اي از امام زين العابدين عليه السلام و زينب کبري عليه السلام شنيد، براي نشان دادن قدرت ظاهري خويش و گرفتن زهره چشم از مخالفان بني اميه و هواداران اهل بيت عليه السلام، دستور داد مردم کوفه در مسجد اعظم گرد آيند تا براي آنان سخنراني کند.

 

47.jpg

 

وي در جمع اهالي کوفه با تکبر و غرور، چنين گفت: الحمدلله الذي اظهر الحق و اهله، و نصر اميرالمؤمنين يزيد و حزبه و...؛ سپاس ‍ خداي را که حق را آشکار و اهل حق را روسفيد کرد و يزيد و لشکريانش را ياري نمود و دروغ گو و دروغ گو زاده و ياران او را نابود ساخت و از ميان برد.

از سخنان خشن و خارج از نزاکت وي بسياري از حاضران خشمگين و متنفر گرديدند ولي نمي توانستند خشم خويش را آشکار سازند. اما عبدالله بن عفيف که از شيعيان دلير اميرمؤمنان و از زاهدان و عبادت پيشه گان کوفه بود و چشم چپ خود را در جنگ جمل و چشم راست خود را در جنگ صفين از دست داد و نابينا شده بود و پيوسته ملازم مسجد اعظم کوفه و اوقات خود را به صوم صلوات مي گذرانيد، همين که نعره هاي نفرت انگيز عبيدالله را شنيد، به خشم آمد و با صداي بلند بانگ زد که اي دشمن خدا، دروغ گو تويي و پدرت زياد بن ابيه و اميرت يزيد بن معاويه که تو را حکومت داده است، دروغ گويند.

اي پسر مرجانه! فرزندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را مي کشي و بر فراز منبر و مقام صديقين مي نشيني و کلمات کفرآميز مي گويي.

عبيدالله بن زياد که انتظار چنين پيش آمدي را نداشت و خيال مي کرد که ديگر نفس در سينه هاي دوستان اهل بيت عليه السلام حبس شده است، با تکبر و خودخواهي تمام دستور داد او را دستگير کرده و به نزدش ببرند.

مأموران حکومتي به سوي عبدالله بن عفيف هجوم آورده و او را دستگيرش کردند ولي وي مردان طايفه خود، يعني «ازد» را به ياري طلبيد. بي درنگ 700 تن از مردان ازدي از داخل و خارج مسجد به ياري او شتافته و او را از دست دژخيمان عبيدالله رهانيدند. ابن زياد براي خاموش ‍ کردن جنبش ازديان به رهبري عبدالله بن عفيف، آن روز را تامل کرد و با خشم و کينه و سرافکندگي به دارالاماره برگشت. ولي چون شبانگاه فرا رسيد و مردم پراکنده شده و در خانه هاي خويش آرميدند، مأموران عبيدالله به سوي خانه عبدالله بن عفيف هجوم آورده و او را از خانه اش به بيرون کشيده و با ضربات شمشير به شهادت رسانيدند.

جنايتکاران حکومتي، سرش را از بدن جدا کرده و تن او را در محله سبخه به درا آويختند.[1]  بدين گونه نخستين جرقه اي که مي رفت کوفه را بار ديگر به حرکت درآورد و جنبش عظيمي را پي افکند، به دست مزدوران پليد اموي به خاموشي گراييد.

ولي شش سال بعد، شيعيان کوفه و دوستداران اهل بيت عليه السلام انتقام خويش را از عاملان جنايت کربلا گرفتند و آنان را به دست مختار بن ابي عبيده ثقفي به اشد مجازات رسانيدند.

 

 

پی نوشتها :

[1] نک: الارشاد، ص 474 و منتهي الامال، ص 414.

 

منبع : منبع : روز شمار تاريخ اسلام (ماه محرم ) ؛ سيد تقي واردي



بناي شهر جعفريه به دستور متوکل عباسي.

متوکل عباسي براي انتقال مقر حکومت خود به خارج شهر «سرمن راي» (سامرا) مناطق چندي را در نظر گرفت و از ميان آن ها، منطقه «ماحوزه» را که در سه فرسنگي سامرا قرار داشت و از جهات گوناگون نظر وي را به خود جلب کرده بود، برگزيد. وي در آن جا شهري بنا نمود و نام آن را برگرفته از نام خودش، «جعفريه» گذاشت. زيرا نام وي، جعفر معروف به «المتوکل علي الله» بود. به دستور متوکل، تمام دفاتر و کتاب هاي حکومتي به ساختمان هاي تازه ساخت اين شهر منتقل گرديد.

هم چنين نيروهاي حفاظتي، امنيتي و خدماتي و مسئولان و درباريان خلافت و خانواده هاي آنان به همراه متوکل و خانواده اش به اين شهر کوچ کردند.

متوکل در مکاني به نام قاطول، رودي از رودخانه بزرگ دجله جدا کرد و در اين شهر جاري ساخت و براي خود کاخي بي نظير از جهت زيبايي و استحکام بنا نمود.

بنا به روايت يعقوبي، بناي شهر جعفريه در ماه محرم سال 246 قمري آغاز گرديد. متوکل عباسي پس از آن که به دست فرزندش منتصر در چهارم شوال سال 247 قمري ترور شد و به هلاکت رسيد در همان کاخ زيباي خود دفن شد.[1] .

 

65.jpg

 

لازم به يادآوري است که از ميان خلفاي بني عباس، متوکل بيش از همه با خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار عليه السلام دشمني مي ورزيد و کينه آنان را در دل داشت. به همين جهت، دستور داد قبور منوره ائمه اطهار عليه السلام، مانند مرقد اميرمؤمنان عليه السلام، مرقد امام حسين عليه السلام و ساير شهيدان کربلا را تخريب نموده و بر قبور آنان آب بسته و زراعت نمايند. امام علي النقي عليه السلام که در عصر اين خليفه نابکار مي زيست، با افکار و اعمال ننگين او مقابله و مبارزه مي نمود و از هر راه ممکن براي خنثي کردن توطئه هاي او تلاش مي کرد و دشمنان اهل بيت را رسوا مي ساخت.[2] .

 

 

پی نوشتها :

[1] نک: تاريخ اليعقوبي، ج 2، ص 492.

[2] نک: خاندان عصمت عليه السلام، ص 186.

 

منبع : منبع : روز شمار تاريخ اسلام (ماه محرم ) ؛ سيد تقي واردي






( کل صفحات : 61 )       50   51   52   53   54   55   56   57   58   59   >   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364216
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا