مقدمه امروزه قدرتهای اقتصادی بزرگترین بخش زندگی ما را تحت سیطره خود دارند، مهمترین سؤالی كه پیش میآید این است كه با استفاده از تئوریهای اقتصادی معاصر، در چه سطحی میتوان توسعه پایدار را تجزیه و تحلیل و اجرا كرد. تئوریها و مفاهیم توسعه اقتصادی در قرن گذشته نمیتوانست نیازهای انسانی را تأمین كند و آن را تنها در زنجیرهای از مطالعات حمایت محیطی خلاصه مینمود. این مسائل موجب شد تا رویكردهای جدیدی ارائه شود و ماهیت تئوری اقتصادی و نقش و وظایف بالقوه آن برای حل مسائل مرتبط با وجود انسان انتقادی و بقای شهروندی تعریف شود. در ابتدای دهه 1990 بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گروه زیادی از كشورها با ویژگی خاص توسعهای خود در دو گروه كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم شدند. اگر چه این كشورها با اقتصاد به اصطلاح در حال تغییر، محدود به حوزه اقیانوس آرام میشدند ولی توجه كمتری به تجزیه و تحلیل ویژگیهای خاص توسعه آنها در حاشیه ركود وضعیت اقتصادی میشد و نه تنها به تجزیه و تحلیل وضعیت آنها در بخشهای مختلف تولید اقدام نمیشد بلكه وضعیت مصرف منابع طبیعی و آلودگی محیطی نیز مورد غفلت واقع شده بود.تغییر در جهت اقتصاد بازار كه مبتنی بر سرمایهگذاری بخش خصوصی بود از طریق ساخت دهی مجدد اقتصاد كشورهای كمونیستی و تعدیل فعالیتهای آنها دنبال میشد. تغییر سریع در جهت اقتصاد بازار، باز ساختدهی اقتصادی، افزایش قیمت انرژی و منابع دیگر، بسیاری از مسائل جدی را در دهههای اخیر موجب شد، ولی افزایش مصرف منابع تجدیدپذیر از نقطه نظر پایداری تغییرات مثبتی در توسعه ایجاد كرد. بقیه در ادامه مطلب
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،7:07 PM
...:::| اقتصاد سازمانهای رسانه ای
اقتصاد سازمانهای رسانه ای نوع مقاله : تجمیعی پرسشهای اساسی وجود دارد كه اقتصاد سازمانهای رسانه ای به آنها میپردازد. از جمله اینكه چگونه سازمانی رسانه ای(خبرگزاری خاصی) از دیگر سازمانهای رسانه ای پیش میگیرد؟ چگونه سازمانی رسانه ای مخاطبان بیشتر جذب میكند؟ مسائل مالی خود را سازمانهای رسانه ای چگونه حل و فصل میكنند؟ مالكیت سازمانهای رسانه ای در اختیار كیست؟ و پرسشهای از این دست. دو پیش فرض برای ورود به بحث در اینجا اساسی خواهد بود: الف ـ اگر جامعه با اقتصاد سرمایه داری و رقابتی باشد و در آن سازمانهای رسانه ای را بخش خصوصی اداره كند، نتیجه آن خواهد بود كه ما با تعدد سازمانهای رسانه ای رقیب مواجه خواهیم بود. در چنین شرایطی سازمانهای رسانه ای برای حفظ خود و دوام خود هم به لحاظ حفظ و جذب مخاطب و هم تامین مسائل مالی چه باید بكنند؟ ب- اگر جامعه با اقتصاد دولتی باشد در آن صورت سازمانهای بزرگ رسانه ای در اختیار و كنترل دولت خواهند بود. در چنین شرایطی با سازمانهائی مواجه خواهیم بود كه اگرچه ممكن است مسائل مالی چندانی نداشته باشند اما مسائل خود را در جذب مخاطب دارند. اقتصاد علم مطالعه تولید و مصرف منابع و تولیدات است و همچنین علم مطالعه شیوههائی است كه برای براوردن نیازها و خواستهها اتخاذ میشود. نیازها و خواستهها می توانند عمومی و خصوصی باشند و سازمانهای رسانه ای به هر دو نیاز پاسخ می دهند. آموزش همگانی و خدمات عمومی از جمله نیازهای عمومی است كه سازمانهای رسانه ای پاسخ میدهند. از نیازهای خصوصی مه سازمانهای رسانه ای برآورده میسازند نیازهای افراد و شركتها و سازمانهای دیگری است كه میخواهند به مشتریانشان دسترسی داشته باشند. به طور كلی سازمانهای رسانهای با نیازهای چهار گروه در ارتباط هستند: *صاحبان رسانهها، افراد یا سهامدارانی كه مالكیت رسانه را دراختیار دارند *مخاطبان، كسانیكه محتوای رسانه ها را مشاهده و مطالعه میكنند یا آن را می شنوند. *آگهی دهندگان، كسانی كه از زمان و فضای رسانه ها برای رساندن پیام خود به مخاطبان استفاده میكنند. *كارمندان رسانهها یعنی كسانی كه برای سازمانهای رسانه ای كار می كنند. نیاز صاحبان رسانه ها افزایش سود دهی و افزلیش ارزش شكرت رسانه ای است. نیاز مخاطبان این است كه خدمات و تولیدات با كیفیت بالا دریافت كنند، نیاز آگهی دهند گان این است كه با هزینه كمتر و خدمات بهتر به مخاطبان خود دسترسی داشته باشند و نیاز كاركنان این است كه خواهان دستمزد خوب، برخورد عادلانه و محیط كار مناسب هستند. هر چهار گروه ذكر شده نفش زیادی در فرایند تولید و مصرف سازمانهای رسانه ای دارند. مسئله تخصیص مسئله تخصیص از آنجا مطرح میشود كه منابع محدود و خواسته ها زیادند و از این رو بین خواسته ها و منابع موجود انتخاب صورت میگیرد. اینكه كدام و چه تعداد از خواسته ها برآورده شود را فرایند تخصیص می نامند. *چه كالائی باید تولید شود *چگونه باید تولید شود چه كسانی كالاها و خدمات را مصرف خواهند كرد. سازمانهای رسانهای ابتدا به این پرسش باید پاسخ بدهند كه چه كالاها و چه مقدار از كالاهای فرهنگی را باید تولید كنند. مثلا برای دینی تر كردن جامعه یا برای توجه به مخاطرات اعتیاد به مواد مخدر چه نوع كالائی و به چه مقدار باید تولید شود. منظور از نوع كالا برای تلویزیون می تواند شامل خبر، فیلم، آگهی ، میزگرد و... باشد. در زمینه چگونگی تولید كالا مسئله این است كه چه كسی و با چه چیزی كالا را باید تولید كند. مسئله واگذاری تولید كالا به گروهها و شركتها . یا اینكه از چه نوع سیستمی برای ضبط و فیلمبرداری استفاده كنیم، در ایستگاههای رادیوئی از چه نوع تجهیزاتی باید استفاده كنیم یا در كدام استودیو كار فیلمبرداری باید انجام شود. سومین مسئله این است سازمانهای رسانه ای باید در نظر داشته باشند كه چه كسانی كالاها را مصرف میكنند. و این كالاها را برای چه كسانی با چه تحصیلاتی با چه سنی با چه جنسیتی و با چه مذهبی باید تولید كنند. در مرد اینكه تا چه اندازه به خواست مصرف كنندگان توجه شود یا خیر به نوع جوامع بستگی دارد، جوامع ایدئولوژیك معمولا كمتر با خواست مخاطبان توجه می كنند و بیشتر به مخاطب سازی فكر می كنند تا اینكه مخاطب را راضی نگه داشته باشند. تا چه اندازه اصول بازار بر سازمانهای رسانه ای حاكم است؟ در جوامع سرمایهداری كه سازمانهای رسانه ای وابسته به بخش خصوصی اند و برای كسب سود فعالیت میكنند، اصول نظام بازار برفعالیتهایشان حاكم است. حتی سازمانهای وابسته به دولت نیز در این جوامع تابع شرایط بازار هستند. اما در جوامع ایدئولوژیك و دولت مدار باید سازمانهای رسانه ای كمتر تابع منطق بازار باشند. مع الوصف مدیریت در این دو نوع جوامع متفاوت است. اما منظور ما از بازار چیست؟ بازارها برای سازمانهای رسانه ای چگونه تعریف می شوند؟ درك بازار برای مدیران و كاركنان سازمانهای رسانهای اساسی است. ابتدا یك سازمان رسانه ای باید بداند چه سازمانهائی دربازار او قرار دارند و رقیبان او تا چه اندازه بر بازار سیطره دارند؟ در این مورد می توان به رقابت بین سازمانهای خبرگزاریها توجه بیشتری كرد. اگرچه مشابهتهای زیادی بین برخی سازمانهای رسانه ای وجود دارد اما انان تمایل دارند خود را از برخی جهات متمایز نشان دهند. این تمایز می تواند براساس نوع بازار و خدمات رسانه ای انجام شود. این بازار و خدمات بر دو د سته است. بازار تولید محتوی و بازار آگهی است. بازار تولید محتوی از مهمترین بازار های سازمانهای رسانه ای است كه تولیدات خود را در اشكال مختلف عرضه میكنند. تمامی سازمانهای رسانه ای از مشتریان خود مستقیم پول دریافت نمی كنند وبرخی برمبنای حق اشتراك و فروش (مجله، روزنامه و...) عمل میكنند. برخی از سازمانهای رسانهای كالای خصوصی عرضه میكنند به این معنا كه استفاده دیگران بر میزان دسترسی به آن كالا تاثیر دارد اما كالاهای عمومی به این معناست كه استفاده دیگران تاثیری در دسترسی به كالا ندارد مانند برنامه های تلویزیون. بازار دوم كه سازمانهای رسانه ای در آن حضور دارند بازار آگهی هاست. گفتیم كه رسانهها زمان و فضا را به آگهی دهندگان میفروشند. شاید بهتر باشد بگوئیم كه سازمانهای رسانه های رسانه ای دسترسی به مخاطبان را به صاحبان اگهی ها میفروشند. به عبارت دیگر مبلغی كه تلویزیون یا مطبوعات مطالبه میكند بیش از آنكه به اندازه ، حجم و مدت زمان پیام بستگی داشته باشد به تعداد و و یژگیهای مخاطبان رسانه ها بستگی دارد. بسیاری از رسانهها در این دوبازار فعالیت می كنند. اما در جامعه ما برخی از سازمانهای رسانهای به بازار دوم نیاز ندارند و مسائل مالی خود را از پول دولتی حل می كنند. باید توجه داشته باشیم كه هر سازمان رسانه ای به شكلی با آگهی ها سروكار دارد. روزنامهها صفحه های نیازمندی ها دارند و تلویزیون فی المثل در ساعات مشخصی به طور متناوب آگهی پخش میكند. سازمانهای مجازی ها به اشكال مرتبط با خود. بازار جغرافیائی سازمانهای رسانهای سازمانهای رسانهای در بازارهای جغرافیائی خاصی فعالیت میكنند. محتوای تولیدات و خدماتی كه ارائه میدهند نیز به این بازار بستگی دارد. برخی از سازمانها در بازار ملی با یكدیگر رقابت میكنند و برخی در بازار محلی یا منطقهای(استانی). مثل شبكه ها و مطبوعات و خبرگزاریهای استانی. برخی از سازمانها در بازارهای مجازی و برخی در بازارهای واقعی با یكدیگر رقابت میكنند. برخی در فضاهای اینترنتی و برخی در فضاهای موجود جامعه. اینكه منطقه نفوذ یك سازمان چه اندازه است مسئله مهمی برای سازمانهای رسانهای است. مثلا حیطه نفوذ سازمانهای مجازی رسانهها بسیار نامحدود است و توان رقابت را در آینده برای ای قبیل سازمانها افزایش می دهد. درك این مفهوم برای مدیران سازمانهای رسانهای اهمیت دارد و مسئله مهمی در رقابت بین این سازمانها محسوب میشود. رقابت سازمانهای رسانهای رقابت بین سازمانهای رسانهای به بازارهای دوگانهای كه این سازمانها در آن فعالیت میكنند پیوند خورده است. مسئله رقابت از اینجا شروع می شود كه سوالات زیر طرح می شوند. آیا تولیدات رسانه ای شبیه یكدیگرند؟ میزان جایگزینی آنها تا چه حد است؟ یعنی آیا خدمات و كالاهای ارائه شده توسط سازمانهای رسانه ای قابل مبادله و جایگزینی هستند؟ 1. اگر بخواهیم به بازار تولید محتوی توجه كنیم كه می بینیم كه برخی از سازمانهای رسانهای كالاهای قابل جایگزینی را با یكدیگر ارائه میدهند. مثلا اگر به رقابت بین سازمانی توجه كنیم و به تلویزیون و مطبوعات نگاهی بیفكنیم می بینیم كه هریك از این دو نوع سازمان در كیفیت و كمیت خدمات و تولید محتوی متفاوت اند . علاوه بر آن شیوه خبررسانی از طریق مطبوعات و تلویزیون با یكدیگر متفاوت است اگرچه نوع خاصی از كالا را هردو تولید میكنند. همین تفاوت موجب رقابت بیشتر در میان آنها میشود.یعنی در هریك مخاطبان به شیوه ای متفاوت از خدمات استفاده میكنند. رسانههای نوشتاری و رسانههای صوتی و تصویری هریك به شكلی خدمات خود را عرضه میكنند. اگر به رقابت درون سازمانی مثلا شبكه های تلویزیونی با یكدیگر نگاه كنیم باید این رقابت را در نوع برنامه ها و نوع تولیدات و حیطه نفوذ هریك درك كنیم. مثلا یك شبكه برنامه های ورزشی بیشتر و شبكه ای برنامهها خبری بیشتری پخش میكند. رابطه میان مخاطبان و سازمانهای رسانه ای صرفا نباید در طریق استفاده از آن خلاصه شود بلكه مناسبات مالی نیز در اینجا مهم است. خوانندگان مطبوعات و محلات از آنجا كه پول می پردازند ممكن است تعلق خاطر بیشتری به تولیدات داشته باشند تا مخاطبانی كه رایگان برنامه های تلویزیون را مشاهده میكنند. 2. در زمینه بازار آگهی ها نیز رسانهها كاملا قابل جایگزینی با یكدیگر نیستند اگرچه با هم رقابت دارند. هر رسانه دارای نقطه قوت و ضعف در پخش آگهی هاست. بنابراین نمی توانیم بگوئیم كه رسانه ها توان جایگزینی كامل با یكدیگر را دارند. مثلا در ایران روزنامه ها در برابر گستردگی و مخاطب تلویزیون، مخاطبان خاص خود را دارد. در درچه اول به دلیل شیوه عرضه تولیدات محتوی و نوع آگهی ها. كافی است به روزنامه همشهری نگاه كنیم. دوم به دلیل نوع تولیدات. در حالیكه رسانه تلویزیون محدودیت بیشتری برای برخی از اخبار و اطلاعات دارد روزنامه ها میتوانند آن مطالب را منتشر كنند. اینكه مخاطبان از چه رسانهای استفاده میكنند و شركتها از چه رسانه ای برای ارائه آگهی استفاده میكنند به شیوه خدمات و میزان هزینه بستگی دارد. ساختار و قدرت بازار اجازه دهید قدری راجع به ساختار و قدرت بازار تامل كنیم. ابتدا باید بدانیم كه تعداد سازمانهای رسانه ای در شكل دادن به یك بازار رسانه ای تعیین كننده است. در جامعه ای كه با تكثر سازمانی مواجه هستیم می توانیم دوام و حضور یك سازمان رسانه ای را شاخصی بر میزان قدرت و توانائی آن بدانیم. اصولا در هیچ حامعه ای "رقابت كامل" بین سازمانهای رسانه ای وجود ندارد. یعنی وضعیتی كه نیروها و سازمانها كاملا آزادانه عمل كنند نیست. برای مثال در جامعه ما برخی از سازمانهای رسانهای توسط دولت حمایت می شوند و برخی از این حمایت برخوردار نیستند. همین امر رقابت را بین سازمانها دشوار میكند. مثلا تلویزیون در جامعه ما دولتی است و چون تلویزیون خصوصی وجود ندارد شكل رقابت بین شبكههای تلویزیونی با جوامع سرمایه داری تفاوت دارد. رقابت در بازار به شكل و نوع مالكیت بستگی دارد. در جامعه ایران با تمركز مالكیت رسانه ای مواجه هستیم. خبر گزاری موج گرفته شده از سایت بازار کار
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،7:06 PM
...:::| مبانی اقتصاد اسلامی
قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است .
در مورد اقتصاد هم ، اندیشمندان اقتصادی معتقد بودند که فعالیت های انسان در تولید ، توزیع و مصرف تابع قوانین طبیعی است که باید آنها را شناخت تا آنکه بتوان روابط علمی بین پدیده های اقتصادی را تبین کرد . از آنجا که این قوانین طبیعی است پس ، مناسب ترین قوانینی هستند که می توانند تعادل به وجود آورند ، به شرط اینکه در وضعیت طبیعی و آزادبکار روند و دولت یا اخلاق یا دین ، در عملکرد آنها دخالتی نکنند . بنابراین پدیده های عینی اقتصادی و رفتار های انسان عاقل اقتصادی در صحنه اقتصاد ، همانند دیگر رخداد های فیزیکی ، تابع رابطه علمی مشخص است و با روش تجربه قابل ملاحظه و بررسی است . واقعیت این است که پیدایش رفتار های اقتصادی ، تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علّی و معلولی بر آنها حاکم است ؛ به گونه ای که می توان در سایه رابطه علیت ، این رفتار ها را تفسیر کرد ؛ ولی نباید از نظر دور داشت که یکی از اجزاء علت تامه و این رفتار ها و رخدادهای عینی اراده و اختیار انسان است . رابطه اقتصادی در جامعه الزاما"در چهارچوب یک نظام اقتصادی ، مشکل می گیرد و نظام اقتصادی هم بدون « جهت » و « هدف » پذیرفته نیست و « باید » های که « جهت » و « هدف » نظام اقتصادی را تبیین می کنند ؛ « باید » های مبانی نامیده می شود .
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،7:05 PM
اقتصاد جهانی طی بیست سال اخیر به دلیل گسترش استفاده از رایانه و افزایش دسترسی به اینترنت به عنوان یک شبکه ارتباطات عمومی بهشدت متحول شده است. خبرگزاری بیبیسی در گزارشی اعلام كرد: به همان نسبت که فعالیتهای بازرگانی در دهه 1950 به تلفن و در نیمه دوم قرن 19 به خط آهن وابسته بود، امروزه این فعالیتها بهطور مستمر بر پایه تواناییهای شبکههای اینترنتی صورت میگیرد و این تحولات در حالی رخ داده است که تکنولوژی و فرآیندهای تولید صنعتی نیز انقلاب خودشان را تجربه کردهاند. توماس فریدمن، در کتاب «جهان مسطح است» شرح میدهد که چگونه شرکتهایی مانند «دل» توانستهاند خط عرضه خود را اداره و شیوههای طراحی و ساخت محصولات را دگرگون سازند، روشی که سایر شركتها نیز آن را دنبال کردهاند. بر اساس این گزارش، هفته گذشته مطبوعات انگلیس تصویری از انبارهای فروشگاه اینترنتی آمازون در این كشور را منتشر کردند که انباشته از میلیونها بستهای است که قرار است برای کریسمس به نقاط مختلف دنیا ارسال شود؛ تصویری که حکایت از چگونگی گردش اقتصاد شبکهای امروز جهان دارد. اینگونه تغییرات در اقتصاد اهمیت دارد زیرا نحوه انجام فعالیتهای بازرگانی و تولیدات از بسیاری جهات در زندگی روزمره ما تاثیر میگذارد ولی ما بهندرت به عمق نفوذ این تاثیرها توجه میکنیم. در ادامه این گزارش آمده است: بیش از 150 سال پیش، کارل مارکس و فریدریش انگلس تئوری جدید اقتصادی را ارائه کردند که مدعی بود زیرساخت اقتصادی هر جامعهای، شکل سایر بخشهای آن را تعیین میکند. آنها بر این عقیده بودند که ساختار سیاسی، فرهنگی، خانواده، رسانههای گروهی و هر چیز دیگری که آنها از آن به عنوان «رو بنا» یاد میکردند، به نحوه عملکرد اقتصادی بستگی دارد و میگفتند چنانچه اقتصاد تغییر کند، زندگی روزمره مردم نیز تغییر خواهد کرد. البته ما مجبور نیستیم که تمام فلسفه سیاسی را که مارکس در تشریح مدل اقتصادی خود ارائه کرده بود بپذیریم تا بفهمیم این اتفاق در اطراف ما در حال رخ دادن است و زندگی روزمره و ساختار فرهنگی در نتیجه تغییر در بنیانهای اقتصادی، تغییر میکنند. اینترنت که در ابتدا به عنوان شبکهای برای تبادل سریع اطلاعات بین شرکتها و تسهیل فعالیتهای بازرگانی در مقیاس کوچک و بزرگ طراحی شده بود، اکنون به صورت وسیلهای برای بیان نظرات و عقاید افراد درآمده است. در نتیجه، حداقل در کشورهای توسعه یافته که دسترسی به اینترنت همگانی شده، روندهای سیاسی، مدلهای رسانهای و زندگی هر روزه مردم در حال تغییر است؛ وبلاگها تا حدودی در شکلگیری نتایج انتخابات آمریکا نقش داشتند، بهخصوص در زمینه نظارت بر انتخابات و نشان دادن دورویی و ریاکاریهای سیاسی به مردم. در انتخابات اخیر در هلند نیز دستکم نیمی از رأیدهندگان برای شناسایی بیشتر کاندیداها به سایتهای اینترنتی مراجعه کردند که میتواند حمایت از احزاب اقلیت را به دلیل آشنا شدن با مواضع آنان افزایش داده باشد. رسانههای مشارکتی، شهروندان روزنامهنگار، وبلاگنویسی و فعالیتهای اجتماعی اینترنتی، نقطه عطف از میان رفتن ساختارهای اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم شکلگیری روابط جدید را نمایش میدهد. تاریخ جهان پایان نمییابد ولی دورهها به پایان میرسند و بین سالهای 2000 تا 2006 ما شاهد پایان دوران پس از جنگ و شکوفایی شبکه اینترنت جهانی بودهایم. اما سؤال این است که ما چگونه میخواهیم با تاثیرهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی غول اینترنت روبهرو شویم؟ حد تواناییها و افق دید ما بسیار بیش از آنکه به توان مهندسی بستگی داشته باشد، به سیاست که شامل دغدغههای اجتماعی و مذهبی نیز میشود، بستگی دارد. در ادامه این گزارش بیبیسی آمده است كه نباید فراموش کرد که در روند تکامل شبکه اینترنت، سیاست بر تکنولوژی غلبه میکند و حرف آخر را سیاست میزند؛ این واقعیت موجب محدود شدن تواناییهای ما میشود و سیاست، آرمانها و برنامههای ما را تحت کنترل درمیآورد؛ به عبارت دیگر هنگامی که قرار باشد تصمیمات تعیینکنندهای گرفته شود، اولویت به سیاست داده میشود ولو اینکه تکنولوژی در این راستا قربانی شود. البته همچنان امیدواریهایی وجود دارد. دوره انقلاب هنوز به پایان نرسیده است و این فرصت هنوز وجود دارد که بتوان تکنولوژی و سیاست را به نحوی در کنار هم قرار داد. ما هنوز این قدرت را داریم که جهان اینترنتی را به شکلی که میخواهیم درآوریم مشروط بر اینکه به این توانایی خود واقف باشیم. همشهری آنلاین
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،7:05 PM
مشاغل خانگی، مشاغلی است که با عضویت اعضای خانواده در فضای خانه و در قالب طرح کسب و کار مجاز بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل می گیرد. بررسی ها نشان می دهد با گسترش روزافزون فناوری های نوین به ویژه فناوری دیجیتالی و گسترش فضای مجازی فرصت های اقتصادی زیادی برای مشاغل خانگی ایجاد شده است ، به طوری که 20 درصد درآمد در کشورهای در حال توسعه از مشاغل خانگی به دست می آید که نمونه آن، کشورهای چین، هند و بنگلادش هستند که در این زمینه تجربه جالب توجهی است. درباره بنگلادش استفاده از تسهیلات کم بهره و کوچک در مناطق فقیر روستایی این کشور شرایطی فراهم کرده است که روستاییان از این راه سطح رفاه و درآمد بالاتری تجربه کنند. در ایران به دلایل مختلفی حمایت از این مشاغل می تواند اثر گذاری بالایی داشته باشد. نخست آنکه در کشورمان این مشاغل به طور سنتی در قالب فعالیت های استاد - شاگردی زمینه تاریخی قابل توجهی دارد و فعالیت های مربوط به بافت فرش در کشورمان در این قالب رشد بسیاری داشته است. دوم اینکه با توجه به سهم بالای زنان در اقتصاد ملی و افزایش سطح سواد در این گروه از جامعه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به اشتغال زنان، این امکان فراهم می آید که از با توسعه مشاغل خانگی از ظرفیت های اقتصادی زنان در اقتصاد استفاده بهتری شود . سومین مسئله اینکه: ایران در ردیف کشورهای پیشرو منطقه از نظر فناوری دیجیتالی و شاخص های فضای مجازی قرار دارد و می توان با برنامه ریزی در این بخش منافع اقتصادی مطلوبی کسب کرد. با توجه به این واقعیت که اقتصاد ایران با عرضه بالای نیروی کار، بیکاری دو رقمی و محدودیت منابع مالی مواجه است، توسعه کسب و کارهای کوچک و مشاغل خانگی به علت ساختار ساده و زود بازده و نیاز اندک به سرمایه می تواند در فعال کردن بازار کار نقش آفرین باشد؛ به شرط آنکه در این فضا به برخی مسائل توجه شود. کشورهای گوناگون با شعار ( هرخانه ، کارخانه و هر کارخانه، خانه ماست ) که شعار کلیدی مشاغل خانگی است به دستاوردهای چشمگیری رسیده اند که امید است این تجربه در اقتصاد ایران نیز عملیاتی شود
1- به زنجیره ارزش در این مشاغل توجه شود.
2- بازاریابی برای محصولات تولیدی در اولویت جدی قرار گیرد .
3- حمایت های دولتی و قانونی از این مشاغل با هدف تولید کیفی در دستور کار برنامه ریزان باشد.
4
- بیمه این فعالیت ها برای افزایش اعتماد فعالان در اولویت باشد.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،7:04 PM
گزارش سازمان ملل نشان میدهداز بین رفتن طبیعت میتواند اقتصاد کشورها را تحت تأثیر قرار دهد .
به گزارش بیبیسی، سومین دورنمای تنوع زیستی جهانی (GBO-3) که توسط سازمان ملل تهیه شدهاست اخطار میدهد که بعضی از اکوسیستمها در حال رسیدن به نقطهای هستند که دیگر برای انسانها مورد استفاده نخواهند بود.
این شرایط شامل از بین رفتن جنگلها و صخرههای مرجانی و همچنین ازدیاد جلبکها و خزهها در آبهای زمین میشود.
این در حالی است که هنوز دولتها برای جلوگیری از تخریب تنوع زیستی به توافق نرسیدهاند و ب گفته احمد جوگلاف، دبیرکل کنوانسیون تنوع زیستی سازمان ملل (CBD) نرخ از بین رفتن تنوع زیستی اکنون به هزار برابر قرنهای پیشین رسیدهاست.
این مطالعه همچنین نشان میدهد که فراوانی مهرهداران بین سالهای 1970 تا 2006 به یک سوم رسیدهاست.
فرض کنید اگر آب و هوای پاک و بسیاری دیگر از منابع طبیعی در دسترس ما نبود، چه هزینه سنگینی برای جایگزین کردن آنها پرداخت میشد. سازمان ملل نیز تحت پروژهای به نام اقتصاد اکوسیستمها و تنوع زیستی (TEEB) از این فرضیه برای تخمین زدن هزینههایی که از بین رفتن طبیعت به اقتصاد کشورها وارد میآورد، استفاده میکند.
این پروژه در حال حاضر هزینه از بین رفتن جنگلها تا کنون را بین 2 تا 5 تریلیون دلار تخمین زده است.
گفتنیاست انتشار GBO-3 با نشست کشورها در نایروبی برای رسیدن به تمهیدات جدید برای جلوگیری از نابودی تنوع زیستی کمتر از شش ماه از نشست تنوع زیستی ژاپن، همزمان شدهاست.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،7:02 PM
در دو بخش گذشته از این سلسله مطالب درباره واژههای «عدالت» و «قسط» در قرآن و تاكید اسلام بر اصل گردش سالم ثروت و سرمایه در اقتصاد و تشریح برخی از اصول اقتصادی اسلام و پارهای از آثار اقتصادی طرح هدفمندی یارانهها سخن گفتیم. در آخرین بخش از این مباحث پیرامون آثار و شاخصهای فرهنگی طرح مزبور بحث و بررسی شده كه اینك با هم آن را از نظر میگذرانیم. هدفمندی یارانهها ، توزیع عادلانه و یا مساوی ثروت؟ بقیه در ادامه مطلب
شاید برخی بر این باور باشند كه هدف از طرح هدفمندی یارانهها و كمكهای دولتی از منابع ملی، به معنای توزیع فراگیر ثروت باشد به گونهای كه همگان از منابع ملی و ثروت عمومی، یكسان و مساوی بهرهمند شوند. و لذا در تمثیل هدفمندی یارانهها آن را همانند آب نهری تجسم میكنند كه با ایجاد سد و مدیریت آب، با لوله كشی و تقسیم عادلانه و قطره چكانی، همه درختهای یك بوستان از آن بهرهمند میشوند بی آن كه هیچ درختی بیبهره از آب ماند و یا كمتر از دیگری به آن برسد. تحلیل این نگرش بر این پایه است كه اگر آب این گونه مدیریت نشود، نه تنها هرز میرود و بخش اعظم آن توسط درختان و علفهای انگلی همانند قاچاق ثروت و كالا از مرز باغ بیرون میرود و هیچ سودی عاید باغ نمیگردد، بلكه برخی از درختان به سبب نزدیكی به نهر و دیگر شرایط محیطی بیش از دیگر درختان بهرهمند میشوند و برخی دیگر اصولا همانند دست به دست كردن یخ، نصیبی جز هیچ و پوچ نمیبرند. این گونه نگرش به هدفمندی، تفسیری نادرست از مفهوم عدالتی است كه در آموزههای قرآنی به ویژه آیه 25 سوره حدید و مانند آن بر آن تاكید شده است و همگان از جمله تودههای مردم و دولت موظف به قیام اجرایی آن با بهره گیری از قانون مكتوب و میزان درست سنجش حتی از طریق قدرت سخت و زور شدهاند؛ چرا كه مفهوم عدالت به معنای تقسیم مساوی و بهرهمندی یكسان و برابر نیست، بلكه به معنای بهرهمندی هر یك از افراد جامعه به اندازه نیاز و مناسب با شرایط زیستی آن است.
اگر بخواهیم به تمثیل نهر آب و باغ باز گردیم میبایست توجه داشت كه در هر باغی، تنوع بسیاری در كیفیت خاك، تنوع گیاهی و مانند آن وجود دارد. برخی ازخاكها از فقر شدید مواد غذایی و معدنی رنج میبرند. برخی دیگر از خاكهای بسیار آماده برای كشت و زرع و سرشار از مواد معدنی هستند. از نظر گیاهان میتوان درختانی را یافت كه دارای ریشههای سطحی یا عمیق هستند كه از اعماق خاك نیز از مواد غذایی و آب بهره مند میشوند. برخی تاك و رز و یا علف و بوتهها هستند و برخی چون درختان خرما میباشند. از نظر برگ نیز برخی دارای برگهای پهنی هستند كه به سرعت آب از دست میدهند و آب بیش تری نیاز دارند، برخی دیگر، دارای برگهای سوزنی میباشند.
جامعه انسانی نیز همانند باغ و بوستان است و هرگز جامعهای را نمیتوان یافت كه از نظر خاك و آب و درخت یكسان باشد تا بتوان گفت كه با تقسیم برابر و یكسان، عدالت توزیعی اجرا میشود و هر كس باید به همان سهم و نصیب و قسط خود بسنده كند.
بنابراین با این همه تنوع از نظر برگ، ریشه، ساقه، خاك و مانند آن، هرگز باغبانی حكیم و خردمند را نمیتوان یافت كه به نظام عدالت تساوی و برابر رو آورد و بخواهد با نظام قطرهای همه درختان ریز و درشت و خاك مرغوب و نامرغوب را تغذیه كامل و مناسب كند و از نتیجه مطلوب نیز بهرهمند شود.
بنابراین، مفهوم عدالت در هدفمندی یارانهها و توزیع ثروت ملی، به معنای برخورداری افراد جامعه از موقعیت و وضعیت مناسب و بهرهمندی متناسب هر یك از آنها با آن وضعیت است تا شرایط رشد و بالندگی برای همگان در جامعه فراهم آید و كسی از امكانات زمین و طبیعت دنیا بیبهره نماند.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:58 PM
بستگی سلامت اجتماع به سلامت اقتصاد قرآن با بیان سیاست هایی كه حضرت یوسف در مدیریت اقتصادی جامعه ایفا كرد، نشان می دهد كه چگونه ارتباط و پیوستگی استواری میان سلامت اقتصادی و سلامت اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی جامعه وجود دارد؛ زیرا اگر روابط مالی و اقتصادی جامعه براساس صحیح و درستی استوار نباشد و اقتصاد جامعه از فساد و نابسامانی رنج ببرد، جامعه گرفتار یك بحران هویت در انسانیت خود می شود و از هویت انسانی بیرون رفته و تبدیل به جامعه غیرماندگار در زمین می گردد كه نه تنها می بایست نابود شود بلكه خود به خود سنت و قانون الهی نیست و نابود می شود. در حقیقت جامعه با رویكرد اقتصادی ناسالم گرفتار یك نوع خودكشی خواهد شد؛ و نه تنها نابودسازی فردی افزایش می یابد بلكه انتحار اجتماعی و نابودی آن حتمی خواهد بود. حوادث و انقلاب هایی كه در جوامع مختلف دنیای معاصر روی داده، شاهد گویای این حقیقت است كه اقتصاد فاسد و نابسامانی در بخش های تولید و به ویژه توزیع ثروت، اجتماع را به نابودی و سقوط می كشاند. خداوند در قرآن به این اصل بنیادین توجه داده و جامعه را از گرفتاری در بحران این چنینی باز می دارد. تصرف های باطل در اموال دیگران كه نشانه ای از فساد اقتصادی و روابط ناسالم مالی جامعه است، زمینه بروز بحران های اجتماع و سقوط جامعه ها را در پی دارد: خداوند می فرماید: «تصرف های مالی فاسد و نامشروع را در میان خود انجام ندهید... و خودكشی نكنید» (نساء/ 29) زیرا هرگونه تجاوز، تقلب، غش، معاملات ربوی، خرید و فروش اجناس بیهوده، قمار و ربا مصادیقی از این تصرفات باطل و فاسدی است كه زمینه های فساد اجتماعی جامعه و نابودی آن را فراهم می آورد.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:57 PM
مکتب اقتصادی اسلام، در صدد تامین اهداف فراوانی است که برخی از آنها اخلاقی و برخی دیگر اجتماعی است، در این جا به بعضی از آن اهداف که دارای اهمیت بیشتری است، اشاره می شود: بقیه در ادامه مطلب
1. حاکمیت سیاسی اسلام
2. تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی
3. برپایی عدالت اجتماعی
4. عدم وابستگی اقتصادی
5. خودکفایی و اقتدار اقتصادی
6. توسعه و رشد
7. رفاه عمومی
اهداف مذکور همه در عرض هم نیستند بلکه برخی از آنها با حفظ برخی دیگر هدف قرار می گیرند، مثلا سه هدف آخر به این شرط مطلوب اند که لطمه ای به چهار هدف اول نزنند. دو هدف اول، به نظر می رسد که اقتصادی نیستند، ولی جزء اهداف اقتصادی اسلامی گنجانده شده اند، زیرا، در احکام اسلام، این اهداف جدا از یکدیگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها جزء اهداف وظایف سازمان های اقتصادی نیستند و از وظایف سایر سازمان های اجتماعی سیاسی اسلام می باشند، در صورتی که این گونه نیست، مثلا، درباره زکات، در عین این که هدف از آن توازن اقتصادی و تعدیل در خلال رفتارهای اقتصادی در نظر گرفته شده اند. موارد ذکر شده، به جز این که خود، اهداف مکتب اقتصادی اسلام را شکل می دهند، هر یک از آنها در بسیاری از موارد، به عنوان محدودیت برای اهداف دیگر و یا ابزاری برای رسیدن به اهدافی مثل رفاه عمومی است و گاهی تحقق آن ارزش ها در جامعه، ابزاری برای رسیدن به سایر اهداف است. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که در این مبحث، نظر به مکتب اقتصادی اسلام است، که در این جا از آن بحث نخواهیم کرد و به توضیح اهداف اقتصادی ذکر شده می پردازیم.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:56 PM
...:::| پارادوكس مدیریت اقتصاد كلان
پارادوكس مدیریت اقتصاد كلانهرچند كه از دوران اقتصاد كلاسیك، تمام تعاریف درباره علم اقتصاد گرد محور «استفاده از منابع كمیاب تولید برای برآورده كردن بیشترین نیازهای بشری» دور می زده است، ولی تا چند دهه پیش اقتصاددانان برای افزایش تولید كالاها و خدمات در یك جامعه، به مراتب بیش از آنكه بر بهره برداری بهینه از منابع موجود تاكید ورزند، به بالابردن حجم كاربرد عوامل تولید اشاره می كردند. شاید بتوان گفت كه عمدتا در نیمه دوم سده بیستم بود كه تاكید بر بهره وری عوامل تولید دوچندان شد و به عنوان شیوه اصلی افزایش تولید كالاها و خدمات تجلی پیدا كرد. در این شرایط، پیوند بین اقتصاد و مدیریت تكامل می یابد و نزدیكتر میشود.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:56 PM
...:::| تولید در اقتصاد
تولید در اقتصاد واژه یی آشنا است. شاید بتوان گفت که تمام کشورهای جهان برای افزایش تولید و مدرن کردن ساختارهای اقتصاد و صنعت خود در پی آن هستند که شرایط بهینه تولید صنعتی را طراحی کنند.اما اینکه تولید با اتکا به چه پیش زمینه هایی می تواند جایگاه اصلی خود را در اقتصاد باز کند پرسشی است که در حال حاضر تحلیلگران زیادی را به خود مشغول کرده است.فرآیند تولید یا خروجی صنعت به مولفه های بسیاری نیاز دارد؛ پدیده هایی چون فضای کسب و کار که نهادهای بسیاری در جامعه باید برای به وجود آمدن آن تلاش کنند
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:53 PM
...:::| علم اقتصاد كارآیی اقتصاد
در علم اقتصاد كارآیی اقتصاد در موقعیتی به دست می آید كه اولاً منابع تولیدی از بین نرود، ثانیاً تولید با كم ترین هزینه ممكن انجام پذیرد و ثالثاً مصرف كنندگان بیش ترین مطلوبیت ممكن را از تولید به دست آورند به عبارتی دیگر رفاه مصرف كنندگان افزایش یابد. (عبادی، جعفر، مباحثی در اقتصاد فرد، مبحث كارایی و رفاه
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:52 PM
...:::| gogi اقتصاد
امروزه نگرش به وظایف،اختیارات و مسؤلیت های دولت ها و حدود دخالت آنها در امور مختلف در محافل علمی دنیا دستخوش تغییرات سریعی گشته که آخرین جهت گیری آن در راستای کاهش نقش و حضور مستقیم دولت در امور اجرایی و جلوگیری از دخالت آن در زمینه های اقتصادی است؛ که از آن با نام خصوصی سازی یاد می شود. در واقع خصوصی سازی می تواند به مفهوم یک مجموعه ای از خط مشی های مبتکرانه باشد در ساده ترین حالت خصوصی سازی شامل انتقال مالکیت می شود. دولت از میدان خارج شده وبخش خصوصی وارد میشود لیکن در شرایط حاظر مالکیت ونظارت لزوماً به یک معنا نبوده وآنچه تعیین کننده می باشد نظارت است.در کشور ما سیاست های خصوصی سازی همزمان با آغاز برنامه توسعه اقتصادی ، فرهنگی، اجتماعی و فرهنگی کشور(72-1368) مورد توجه مسؤلین و برنامه ریزان قرار گرفتو بخش نامه ها و دستورالعمل هایی وضع گردید اما مهمترین اقدام صورت گرفته ابلاغیه مقام معظم رهبری در مورد سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی می باشد. فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر واگذاری مبنی بر واگذاری سهام از طریق بورس در رونق و اعتبار بازار سرمایه بسیار موثر است. 80 درصد شرکت های دولتی به استثناء چند شرکت به بخش خصوصی واگذار خواهد شد. محدود سازی اقتصاد دولتی وآزاد سازی اقتصاد اقتصادی از پیامد های مهم اصل 44قانون اساسی است. سیاست های راهبردی اصل44 نقطه عطف سازماندهی مجدد اقتصاد ایران خواهد بود و می تواند سرمنشاء تحولات مهمی در ساختار کارکرد و روند اقتصاد کلی ایران شود. به منظور شتاب در توسعه اقتصدی کشور، دولت باید از حالت تصدیگری خارج شود و تنها نقش حمایتی داشته باشد. اجرای دقیق این سیاست ها همراه با نتایج مثبتی همچون افزایش اشتغال و بهره وری،افزایش سطح رفاه، کاهش حوزه فعالیت های دولت، افزایش کارایی، کاهش کسر بودجه وبدهی ملی، ایاد دلبستگی و علاقه در شاغلین شرکت ها،گسترش بازار سرمایه، تأمین منافع مصرف کنندگان، مقررات زدایی و... می شود. جهت اجرای سیاست های اصل44 لازم است که اجازه گسترش به بنگاه های دولتی داده نشود وبنگاه های ضعیف تر ویا ورشکسته تحت سرپرستی بنگاه های با مدیریت کارا قرار گیرند. برای واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی و تعاونی می توان از روش های مختلفی همچون واگذاری کامل یا جزیی ویا واگذاری مدیریت بنگاه به بخش خصوصی بهره جست و یا اینکه سهام این شرکت ها به عموم مردم و از طریق بازار بورس عرضه گردد. بقیه در ادامه مطلب
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:50 PM
خدمات، نه تنها در داخل یک شهر، بلکه بین شهرها و مناطق شهری بررسی می شود. تمرکز فعالیتهای تولیدی در یک فضا باعث تغییرکارایی تولید، توزیع کالا و خدمات در آن فضا می شود. وظیفه اقتصاد دانان شهری این است که تعیین کنند: آیا تمرکز در یک فضا مفید و اقتصادی است یا خیر؟ همچنین بررسیهایی درباره بازار کار، سطح اشتغال، پایگاه اقتصادی زنان، سهم زنان در نیروی کار شهری، میزان در آمد در محله های شهری، نابرابری میزان درآمد گروههای شهری ونقش بخشهای صنعتی، خدماتی، فرهنگی و توریستی در اقتصاد شهری صورت می گیرد. برای حل مسائل و مشکلات شهری، نظریه های اقتصاد خرد و کلان هر دو کاربرد دارند. مسائلی مانند در آمد، تورم، بیکاری، هزینههای دولتی، صادرات و واردات در سطح یک شهر یا مناطق شهر اقتصاد کلان را مورد بررسیو تحلیل قرار می دهد. در صورتی که مسائل واحدهای کوچک مانند کارخانه و خانوار درشهر از طریق اقتصاد خرد مورد بررسی قرار می گیرد. شناخت نظریه های اقتصاد خرد وکلان برای توضیح حقایق شهری پایه و اساس است، ولی دامنه استفاده از این نظریه ها برای توضیح حقایق شهری محدود است زیرا مسائل شهری زیادی در اقتصاد شهری وجود داردکه امکان بررسی آنها بدون در نظر گرفتن فضا و فاصله وجود ندارد، در صورتی که نظریه های اقتصاد خرد و کلان برای توضیح حقایق اقتصادی آنها را در نظر نمی گیرند. در ضمن اقتصاد کلان در بررسی مسائل چند جانبه ای مانند اشتغال، در آمد و تولید با محدودیت نظریه ای مواجه است. در علم اقتصاد شهری سعی می شود برای توضیح مسائل شهری، ابزارهای اقتصادی به کار گرفته شود، نه اینکه شهر را در مطالعات اقتصادی وارد کنند. اقتصاد شهری بر خلاف علم اقتصاد مجرد، به کارگر به عنوان یکعامل تولید کننده نگاه نمی کند بلکه او را به عنوان یک مصرف کننده ، یک رای دهنده،فردی که موجب شلوغی، موجب آلودگی محیط می شود و بالاخره فردی که درگیر مسائل ومشکلات شهری است می نگرد. اقتصاد شهری هم مسائل بین شهری وهم مسائل درون شهری را موردبررسی قرار می دهد. از دید اقتصاد شهری در تجزیه وتحلیل مسائل بین شهری ما علاقه مندیم که بدانیم علل پیدایش شهرچیست؟ چرا شهرها رشد و توسعه پیدا نمی کنند؟ چرا رشد شهری در دوره ای از تاریخسریع تر شده است؟ آیا رشد شهر نشینی در جوامعی از نظر اقتصادی وابسته اند مثل کشورهای پیشرفته اند؟ آیا رقابتی بین شهرها وجود دارد؟ از دید اقتصاد شهری در مورد مسائل درون شهر این سئوالات مورد توجه قرار می گیرد: درباره زمین و استفاده از آن چگونه تصمیم گرفته می شود؟ آیا امکان بوجود آوردن یک سیستم حمل و نقل موثر و مفید در یک منطقه شهری وجود دارد؟ اثر تمرکز افراد در یک منطقه بر روی فقر و آلودگی محیط چیست؟ آیاحاشیه نشینی فقط مختص جوامع توسعه نیافته است؟ گرچه اقتصاد دانان شهری، جوابهای نهایی برایاکثر این سئوالات ندارند ولی شناخت و تجزیه و تحلیل این مسائل از نظر اقتصادی،اولین قدم مهمی است که باید برداشته شود. در نگرش اقتصاد جدید شهری، شهر به صورت متوازن، یک هسته ای و بدون توجه به سیاست بخش عمومی و عملکردهای اقتصاد آزاد وقیمتها در مسئله ساختمان و بهای زمین( که همه از روند بازار رقابتی تبعیت می کنند)مطالعه می شوند. توسعه شهر در گرو درآمدهای پایدار پایتخت برای رشد و بالندگی، بیش از همیشه نیازمندتوسعه پایدار و رسیدن به یك شرایط متعادل از نظر پیشرفت است. بیشك برای رسیدن به این مقصود، منابع پایدار شهری نقش تعیینكنندهای ایفا میكنند و شاید بتوان این عامل را مهمتر ازدیگر عوامل در توسعه شهر تهران ارزیابی كرد. البته این نكته را هم نباید فراموش كرد كه موفقیت شهری در تبیین حس مسئولیت شهروندی و انگیزش شهروندان برای مشاركت درامور، منوط به تحقق مواردی ازجمله اعتمادسازی وتحلیل هزینه و مشاركت است. اصولاً در اقتصاد شهری سالم، همه فعالان اقتصادی اعم از بنگاههای بخش عمومی، دولتی و خصوصی كه استفاده كننده امكانات شهری هستند،متناسب با بهرهای كه از خدمات و فضای شهر میبرند، پرداختی متناسب با سهم خود نیز به شهر دارند كه از آن به عنوان «عوارض» یاد میشود. در سالهای اخیربه دلیل فقدان منابع مالی مناسب و ضرورت خدماترسانی، بخش عمده درآمد شهرداری از طریق فروش «تراكم» بوده است كه از زمره درآمدهای ناپایدار به شمار میآید، درحالی كه اگر مدیریت شهری بخواهد درچارچوب اصول توسعه پایدار حركت كند، باید متكی به درآمدهای پایدار باشد كه ازجمله مهمترین آن عوارض نوسازی و عمران شهری است. بقیه در ادامه مطلب
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:47 PM
...:::| تعریف چند مفهوم بنیادی در اقتصاد
اقتصاد یکی از معانی اقتصاد در لغت ، میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در هر کاری است . در آیه "و اقصد فی مشیک " نیز اقتصاد به همین معنی آمده است . از آن نظر که اعتدال در هزینه زندگی یکی از مصادیق میانه روی بوده ، کلمه "اقتصاد " درباره آن بسیار استعمال می شده است تا آنجا که در عرف منظور از "اقتصاد " ،غالبا همین معنی بوده است .در تعریف، اقتصاد از معانی عرفی خود (میانه روی در معاش و تناسب دخل و خرج ) ، تعمیم داده شده و معادل economy قرار گرفته است . به هر حال برای "اقتصاد " که اقتصاددانان از آن بحث می کنند تعاریف مختلفی ارائه شده است . ارسطو : علم اقتصاد یعنی مدیریت خانه آدام اسمیت : اقتصاد، علم بررسی ماهیت و علل ثروت ملل است استوارت میل : اقتصاد، عبارت است از بررسی ماهیت ثروت از طریق قوانین تولید و توزیع آلفرد مارشال : اقتصاد، عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای در تعریف دیگر : علم اقتصاد بررسی کردار های انسان در جریان عادی زندگی اقتصاد یعنی کسب درامد و تمتع از آن برای تربیت دادن زندگی است اما شاید ساده ترین و بهترین تعریف اقتصاد، علم تخصیص امکانات محدود به خواسته های نامحدود باشد. بقیه در ادامه مطلب....
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:45 PM
چكیده در این مقاله، جهانی شدن اقتصاد به عنوان یكی از پدیده های غیر قابل اجتناب در آینده جهان از منظر تغییر تعاریف در واژه های كلیدی اقتصاد، جا به جایی قدرت از دولت های ملی به نهادهای بین المللی، تغییر تئوری های حاكم بر اقتصاد، تغییر در تقسیم كار جهانی و ظهور امپریالیسم جهانی مورد بررسی قرار گرفته است و به فرصت های طلایی كه از این تغییرات برای زنان در دنیای «جهانی شده» پدید آمده و می آید اشاره شده است. همچنین تبعیض های جنسیتی، وضعیت سازمان های غیر دولتی زنان، درك موقعیت های جدید از سوی زنان به ویژه در كشورهای پیشرفته صنعتی و اهمیت آماده شدن برای دنیای «جهانی شده» مخصوصاً در بعد اقتصاد مورد نظر قرار گرفته است. كلید واژه: جهانی شدن، جهانی سازی، اقتصاد زنان، تقسیم كار جهانی، تغییر باورها و تئوری های اقتصادی.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:39 PM
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه فايننشال تايمز موسسه فيچ در ادامه اين گزارش افزود علي رغم نوسانات موجود در بازارهاي مالي و نگراني از وضعيت اقتصاد جهاني چشم انداز مثبتي در انتظار اقتصاد بين المللي در سال 2011 خواهد بود .
بر اساس اين گزارش كشورهاي نوظهور و در حال توسعه بيشترين نقش را در افزايش رشد و رونق اقتصادي جهان در سال 2011 خواهند داشت . رشد اقتصادي جهان در سال 2010 به بيش از 3.4 درصد خواهد رسيد . اين رقم در گزارش ماه اكتبر به 3.2 درصد رسيده بود . رشد اقتصادي جهان در سال 2011 نيز به 3 درصد خواهد رسيد. اين رقم نيز در گزارش قبلي به 2.9 درصد رسيده بود .
بر اين اساس رشد اقتصادي جهان در سال 2012 به 3.3 درصد افزايش خواهد يافت . موسسه فيچ افزود رشد اقتصادي كشورهاي توسعه يافته و صنعتي تا پايان سال 2010 روندي نااميد كننده خواهد داشت . رشد اقتصادي آمريكا و ژاپن در سه ماه سوم 2010 با افزايش نسبي روبرو شده ولي رشد اقتصادي اروپا تقريبا نزديك به صفر بوده است .
بر اين اساس رشد اقتصادي كشورهاي صنعتي در سال 2010 به كمتر از 2.4 درصد خواهد رسيد و اين رقم براي سالهاي 2011 و 2012 به ترتيب به 2.3 و 2.5 درصد خواهد رسيد .
بر اساس گزارش موسسه فيچ رشد اقتصادي چهار كشور برزيل، روسيه، چين و هند موسوم به بريك در سال 2010 به بيش از 8.4 درصد خواهد رسيد و اين رقم در سال 2011 و 2012 به 7.4 درصد خواهد رسيد .
موسسه فيچ در ادامه افزود احتمال وقوع موج دوم بحران اقتصادي در آمريكا كاهش يافته است. رشد اقتصادي آمريكا در سالهاي 2011 و 2012 به ترتيب به 3.2 و 3.3 درصد خواهد رسيد . بر اين اساس نرخ بيكاري آمريكا در سال 2011 به بيش از 9.1 درصد و در سال 2012 به 8.7 درصد خواهد رسيد .
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:38 PM
تبلیغ در کلام از مصدر بلغ به معنی آگاهی دادن یا مطلع کردن می باشد و به کسی که در این راه فعالیت می کند مبلغ یا تبیغاتچی گفته می ود هارولد لاسول جامعه شناس آمریکایی می گوید : تبلیغات در معنی گسترده آن ، فن تحت تاثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری تصورات یا بازنمده هاست ، همچنین تبلیغ کوششی است تعمدی و حساب شده که به منظور شکل دادن به دریافت ، دستکاری کردن ادراک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد .
توسعه اقتصادی ، پیشرفت های صنعتی ، سهولت ارتباطات بین المللی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی در سطح گسترده در قرن کنونی تبلیغات و ضرورت توجه به آن مطرح ساخته است اگر چه اولین اثر تبلیغاتی شناخته شده در جهان به سه هزار سال پیش تعلق دارد که در شهر تبس یونان بدست آمده است و حاوی اعلان پاداش برای دستگیری برده ای بر روی کاغذ پاپیروس است اما تبلیغات به مفهوم امروزی آن از قرن هفدهم و هیجدهم زمانی که شهرنشینی همزمان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و افزایش تولید انبوه رایج شد به عنوان یکی از ضرورتهای ارتباطی در جهان مطرح گردید . در اواسط قرن ۱۷ روزنامه مرکوری Marcuries به صورت هفتگی رد انگلستان به چاپ می رسید و اولین آگهی معرفی قهوه در سال ۱۶۵۲ و شکلات ۱۶۵۷ و چای ۱۶۵۸ میلادی در این روزنامه منتشر شد و اولین آگهی که ایجاد رقابت بین کالا را شروع کرد در ۱۴ سپتامبر ۱۷۱۰ میلادی در روزنامه تاتلر در آمریکا شروع شد که به معرفی یک نوع دارو پرداخته بود گرچه پیش از این روزنامه بوستن در ۲۴ آوریل ۱۷۰۴ میلادی در آمریکا اقدام به درج آگهی نمود درج آگهی تبلیغاتی در ایران از سال ۱۲۶۷ هجری قمری یعنی ۱۴ سال پس از انتشار اولین روزنامه کشور (کاغذ اخبار) و ۱۵ سال پس از رواج کاربرد آگهی در مطبوعات غربی رایج شد و برای اولین بار درج آگهی در زونامه اطلاعات در دهه اول ۱۴ هجری شمسی اغاز شد شروع درج تبلیغات تجاری به معنای واقعی آن در سال ۱۳۲۵ شمسی در روزنامه کیهان بوده است .
● نقش تبلیغات در توسعه اقتصادی
امروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد . این کیفیت است که تعیین کننده نهائی است . امروزه تبلیغات به عنوان یک ضرورت در جامعه ایران مطرح است که به معرفی کالاها و تولیدات و در خدمت براورده ساختن نیازهای ضروری زندگی انسان قرار دارد تبلیغات باید در خدمت رونق بخشیدن به حرکت چرخ های اقتصادی یا شناساندن محصول و . . . باشد . تبلیغات در حقیقت زبان و وسیله ارتباط بنگاه اقتصادی با جامعه است و قطع تبلیغات به نوعی مرگ کالا محسوب می شود که اگر ناآگاهانه ، تقلیدی ، سفارشی ، و با دید غیر کارشناسی و غیر تخصصی انجام شود ، چاهی است که کالا و صاحبش را در خود فرو می کشد بر عکس یک تبلیغ خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند . تبلیغ گسترده و علمی باعث می شود که کالای ایرانی در برابر رقیب خارجی بازار بیشتری بیابد و به فروش برسد و کارخانه دار با شکست مواجه نگردد و جامعه نیز مواجه با خیل عظیم بیکاران نشود . نقش تبلیعات و آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک تر کرده و باعث ایجاد ارتباط گردد دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که تبلیغات در مردم انگیزه های قابل ملاحظه ای در افزایش سطح زندگی مردم داشته است . زیرا تبلیغات در مردم انگیزه های فراوانی برای خرید کالا ایجاد می نماید و تقویت این انگیزه باعث می گردد تا آنان برای بدست آوردن دستمزد و درآمد بیشتر میزان کار و تلاش خود را افزایش داده تا از این طریق بتوانند ضمن بر طرف نمودن احتیاجات ضروری و نیمه ضروری ، کالاهای لوکس و تجملی نیز خریداری نمایند که این امر موجب رونق کسب و کار ، تجارت ، اشتغال و کاهش بیکاری می گردد به نوعی تبلیغات باعث بازگشت سرمایه و جاری شدن خون در رگ تولید و حیات اقتصادی کشور می گردد . دکتر علی اکبر فرهنگی استاد مدیریت و ارتباطات می گوید : از تبلیغات می توان به خوبی برای اطلاع رسانی بازار گشائی و پاسخ دادن به نیازهای مصرف کنندگان استفاده کرد اما در عین حال باید از مصرف زدگی و مصرف گرایی لجام گسیخته پرهز نموده و از تبلیغات برای استقرار شرایط انسانی و عقلانی و ایجاد روابط منطقی استفاده کرد . تبلیغ در مردم ضمن ایجاد علاقه و تشویق به خرید کالا ، اگاهی و هوشیاری آنان را نیز در این زمینه افزایش می دهد . تبلیغ و تبلیغات می تواند در بالابردن توسعه فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی جامعه نقش بسزایی داشته باشد . نکته ای که باید در تبلیغات به آن توجه کنیم این است که تبلیغ یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جوئی در وقت برای مصرف کننده و راهی برای رسیدن به یک هدف نهائی پیام دهنده می باشد از طرف دیگر تبلیغ راهی برای رساندن پیام به دیگران از طریق ایجاد روابط منطقی به منظور تغییر دگرگونی در بینش ، تفکر ، خواسته ها و رفتار می باشد .
باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات صنعت و حرفه ای است که اگر صحیح به آن پرداخته شود می تواند در ایجاد اشتغال نقش به سزایی را داشته باشد و مشاغل جدیدی را به وجود آورد . و از سوی دیگر به سبب ایجاد رقابت برای افرادی که در این رشته فعالیت می کنند ، باعث رشد تولید ، صنعت ملی و توسعه اقتصادی گشته و تولیدات غیر نفتی را بالا می برد . این موضوع به امر صادرات به جهت بالا رفتن کیفیت نیز کمک می نماید . تبلیغات یک صنعت عظیمی است که از علوم متفاوتی شامل : روانشناسی ، مردم شناسی . جتمعه شناسی ، رفتار شناسی مدیریت سازمانی ، اقتصاد ، مدیریت صنعتی علوم مرتبط با تولید ، بسته بندی ، گرافیک ، طراحی ، نقاشی ، حسابدرای و . . . که هر کدام در محل عملیاتی خود بسیار مهم و اثر گذار می باشند بهره می گیرد و تبلیغات تجاری یک جزء لازم برای اقتصاد ممالک می باشد . تبلیغ سبب رونق اقتصادی ، رونق اجتماعی ، ایجاد شغل ، تحول در بازار ، سیر تکامل اجتماعی و بالا رفتن فرهنگ مصرف صحیح می گردد . امروزه تبلیغات در غرب در دو بعد مطرح است تبلیعاتی که به عنوان پروپاگانا نم می برند و به تبلیغات سیاسی و اجتماعی معروف است هیچ انگیزه تجاری و سود مالی در آن نهفته نیست صرفاً دنبال منافع معنوی یا سیاسی است . نوع دیگر تبلیغات تجاری یا Advertising به معنی آگاهی دادن است .
بازاریابی و تبلیغ هر دو برای فروش بیشتر ، مستمر و صحیح فعالیت می نمایند حفظ نگهداری مخاطبین (مشتریان) جلب مشتریان جدید ، آگاهی صحیح و منطقی دادن به آنها از وظایف تبلیغات است . در حقیقت تبلیغات یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده می باشد . مدیران و مجریان تبلیغ باید به شاخصه های مهم انتشار یک پیام توجه کنند حوزه انتشار پیام ، زمان انتشار پیام ، ابزار انتشار پیام ، موقعیت انتشار و تکرار پیام های تبلیغی از جمله این شاخصه های مهم تبلیغی است ، یک تابلو تبلیغاتی با پیام جذاب و هزینه ای اندک می تواند از بسیاری از مشخصه های یک پیام ارتباطی برخوردار باشد به شرط آن که از ویژگی های بهینه بهره مند گردد .البته باور کردنی نیست که سالانه شرکتهای تولیدکننده کلالا وخدمات در سطح بین المللی و سطح ملی چه رقم بالایی هزینه می کنند تا به جمعیت میلیاردی ساکن دهکده جهانی بقبولانند که آنچه تولید کرده اند همانی است که خواسته اند بسیار بیش از آن شرکت های عظیم تولید کننده کالاهای مصرفی تابلوهای تبلیغاتی عریض و طویل خود را به چشم جهانیان بنمایانند این شعار کشف شده بود که همیشه حق با مشتری است یک آژانس تبلیغاتی موظف است در سطح وسیعی به فعالیتهای تحقیقی دست بزند مانند بررسی خصوصیات مختلف بازار ، تجزیه و تحلیل بازار از نظر اقتصادی ، تخمین وسعت بازار .
بررسی موقعیت شرکت مورد نظر در صنعت ، گروه بندی مصرف کنندگان بر اساس مقدار مصرف چگونگی مصرف ، عادات موثر در مصرف ، استفاده از روش های مناسب تبلیغ از جمله هدایای تبلیغاتی فیلم ها ، طرح ها و پوسترهای تبلیغاتی و نیز برنامه ریزی و زمان بندی انجام تبلیغات با راههای برقراری رابطه موثر با مصرف کنندگان می باشد . در یکی از تعاریف تبلیغات بازرگانی عبارت است از پیش بینی و تهیه پیام های سمعی و بصری که در ازاء پرداخت بهای نشریک یا چند عامل تبلیغاتی به اطلاع مردم رسانیده شود این پیام ها حامل خبری از خصوصیات و امتیازات یک کالا یا خدمت با یک فکر یا شیوه عمومی خواهند بود که اطلاع از آنها موجب افزایش فروش کالا یا استقبال عمومی از خدمت و فکر مورد نظر است علاوه بر این در عمر مصرف و تولید انبوه بخش مهمی از هدف تبلیغات مطلع کردن مردم نسبت به تازه های تولید است و هدف اصلی آن معرف یک کالا و فروش ان است هزینه تبلیغات یک هزینه سربار نیست و تبلیغات خرج خودش را در می آورد . نقش آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک کند یک اگهی خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند استفاده از یک عضو هنری واحد ، بیشترین تاثیر را دارد به خصوص در آگهیکوچک که جا و فضا ، ارزش بیشتری دارد . وقتی که همه اطلاعات جمع آوری شد باید آن اطلاعات را به منظور تدوین یک استراتژدی فروش تحلیل کنید . یک شرکت طراحی اگهی باید به مواردی چون جلب نظر مشتری ، نفع مشتری انگیزه خریدار و خرید توجه کند در این زمیه باید از نیازهای عقلانی و احساسی هر دو استفاده شود .
در یک تعریف تبلیغات تجاری نوعی از ارتباطات است که با هدف معرفی جلب توجه و یا تشویق نسبت به کالا ، خدمت ، نیاز موسسه و یا آموزه ای از سوی شخص حقیقی یا حقوقی معینی با استفاده از وسایل گوناگون خطاب به توده گروه یا فرد انجام می شود اگر کارخانهای تولید بالا داشته باشد اما از طریقه و ارائه محصول و بازار و تعیین بازار مصرف و آشنا کردن مشتریان با محصول جدید در برنامه کاری خود قرار ندهد موفق نخواهد شد در تبلیغات باید منافع ملی ، مصالح ملی ، اموزش . جلب مشارکتهای عمومی را در روند توسعه در نظر گرفت تبلیغات بایددائمی ، مستمر و با ظرافت باشد نه مقطعی ودر موقع بحران .
عمده ترین اهداف تبلیغات می تواند به شرح ذیل باشد :
الف) اشنایی مخاطب با کالا
ب) ایجاد تصور خاص مثبت در ا نسبت به کالا و ترغیب او به مصرف آن ، برای بدست آوردن وانجام رساندن هر یک از این مراحل به طور کامل باید اطلاعات لازم را از طریق تحیقات بدست آورد اطلاعات در باره این که :
▪ چه باید گفت (محتوای پیام )
▪ چگونه باید گفت (ابزار و شرایط تبلیغ)
▪ اثر چه بود (تاثیر تبلیغ)
ما باید در تبلیغ نشان بدهیم دوستی هستیم که برای کمک آمده ایم تا برای تحیمل عقیده خود . به وقل ایزنهاور که در حدود ۵۰ سال قبل گفت : بزرگترین جنگی که در پیش داریم نبرد برای تسخیر افکار انسان هاست . سیسرو خطیب و سیاستمدار رومی در مورد تاثیر پیام گفته است : اگر می خواهی مرا متقاعد کنی باید اندیشه های مرا بشناسی احساس مرا حس کنی و با کلماتی که من حرف می زنم حرف بزنی .
این نکه را نیز در نظر داشت که تبلیغ هنر ، علم و صنعت است . دکرت علی محمد اربابی در کتاب تبلیغات تجاری از انتشارات داشنکده علوم ارتباطات اجتماعی سال ۱۳۵۰ می گوید : تبلیغ شامل پیام های دیدری ، گفتاری است که از طریق وسایل تبلیغاتی با پرداخت وجه مردم را به طریقی به یک نوع محصول یک خدمت ، یک فرک و . . . علاقمند می نماید و یا تبلیغات به کلیه اشکال ترغیب عمومی برای ایجاد تقاضا و بازار اطلاق می گردد که به واسطه ان ، افکار و تمایلات مردم را تحت تاثیر قرار داده ، مردم را به خرید کالا یا خدمت مورد نظر مبلغان تشویق می نماید . فروش فوری و رضایتبخش تولیدات تولین هدف تبلیغات است بنابراین آگهی باید گویا باشد برای این که جلب توجه نماید عنوان آگهی باید قوی و موثر باشد مخصوصا باید دید با چه نوع عنوان و عکسی می توان مردم را تحت تاثیر قرار دهد در نوشتن آگهی باید از تکرار و ذکر جملات مکرر و کلمات زاید و بی فایده خودداری نمود آگهی باید حاوی پیشنهاد تازه و ایجد حیثیت و شهرت کند ویلیام وایت یکی از نویسندگان آمریکا طی یک سلسله مقالات در سال ۱۹۵۰ در مجله معروف فورچون چاپ کرد و بعدها همان کتاب آیا کسی گوش می هد / را منتشر نمود می گوید : هیچ موسسه ای نمی تواند تنها با تعریف و تمجید و نشر آگهی های توخالی به جایئی برسد و اعتماد و تفاهم مردم را جلب کند جلب تفاهم در صورتی امکان پذیر است که موسسه با طبقات مردمی که با ان سرو کار دارند موضوعات مورد علاقه مشارکت نزدیک داشته باشد زیرا تجربه مشترک تنها پایه و اساس محکم و استوار برای ایجاد تفاهم است در هر کاری باید ارزشهای انسانی را ملحوظ و مورد نظر داشت تا بتوان در فکر و قلب و مغز دیگران نفوذ کرد .
تبلیغات بازرگانی باید به عامل رونق تجارت و صنعت . ، ارتقاء کیفی تولید و کاهش قیمت قلمداد شود اما به نظر متخصصات علوم اجتماعی نیز به نوعی شستشوی مغزی قلمداد می شود تبلیغات در بسیاری مواقع عادت به مصرف برخی از کالاهای غیر ضروری را دامن زاده باعث از خود بیگانگی افراد می گردد از آثار زیانبار دیگر تبلیغات و تهاجم تبلغاتی دگرگون ساختن الگوی مصرف جامعه است تبلیغات مصرف گرایی و مصرف مازاد بر احتیاج را دامن می زند که نتیجه آن از دست رفتن امکان پس انداز و عدم آینده نگری است نتایج دیگر ان چشم و همچشمی . فخر فروشی ، سطحی نگری و جایگزین کردن معیارهای مادی به جای معیارهای اخلاقی و معنوی است و شکاف بیش از پیش طبقات و تمایزات اجتماعی و طبقاتی را به دنبال دارد از دیدکاه انقادی باید گفت . تبلیغات فعالیتی است که در آن بازاری ایجاد می کند ا به هر طریقی که ممکن باشد مردم را فریب دهند یا مصرف گرایی را ترویچ کنند هزینه لازم برای تبلیغات از یک سو قیمت تمام شده کالا را افزایش می دهد و از سوی دیگر منجر به افزایش کمیت تولید و در نتیجه کاهش هزینه توید می گردد و نیز ایجاد رقابت ممکن است منجر به افزایش کیفیت گردد تبلیغات شرکت های فراملیتی در کشورهای در حال توسعه به زیان این کشورهاست به عنوان نمونه به دلیل وجود نداشتن یا ناکار آمد بودن مقررات و محدودیت های تبلیغات در کشورهای در حال توسعه باعث گردد که در این کشورها تمایل به مصرف کالاهای غیر ضروری افزایش یابد ، صنایع داخلی آنها لطمه بیند و الگوی مصرف آنها به نحو غیر اصولی مشابه الگوی کشورهای مرفه گردد . اطلاع رسانی می تواند اصلی ترین اهداف تبلیغات باشد . تبلیغات مردم را مطلع می سازد تا به عنوان مثال بطور صحیح رانندگی کنند و قوانین و مقررات راهنمائی و رانندگی را رعایت نمایند در مصرف اب و برق صرفه جویی نمایند در حفظ و حراست از محیط زیست بکوشند و در جهت کاهش آلودگی هوا قدم بردارند و به جای مراجعه حضوری به ادارات از پست وسایل ارتباطی دیگر استفاده نمایند همچنین تبلیغات می تواند در خدمت توسعه توریسم و جهانگردی ، تشویق به صادرات ، بازار گشائی و پاسخ به نیازهای مصرفی منطقی ، حفظ و تداوم حیات تولید کنندگان کشور باشد . تبلیغات همچنین به فرهنگ تعلیم و تربیت ، ثبات تولید ، استاندارد کردن محصول جلوگیری از نوسان قیمت ها ، توسعه تکنولوژی ، پیشرفت سطح زندگی / تولید انبوه و مصرف انبوه کمک می کند تبلیغات ممکن است برای مصرف کننده وسایلی فراهم آورد که در وقت وانرژی خود . رد رفع نیازمندی هایش صرفه جویی کند آزادی انتخاب و اختیار او را آسانتر کند و از میزان آزمایش و خطای او بکاهد از طرفی درآمد حاصله از امور تبلیغات بازرگانی برای موسسات گرداننده وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات رقم قابل توجهی را تشکیل می دهد بدون این درآمد ها تصور کنید که روزنامه ها یا مجلات ، رادیو تلویزیون چگونه می توانند وضعیت اقتصادی شغلی خود راتثبیت نمایند بدون داشتن چنین درآمدی ، مطبوعات مجبور خواهند بود که از طریق دیگری به حیات خود ادامه دهند معمولاً یکی از راهها یکسب درآمد بیشتر افزایش نرخ مطبوعات می اشد که در چنین حالتی مصرف کننده بایستی پول بیشتری بپردازد و یا قلم روزنامه خود را در اختیار گروه و یا موسساتی بگذارد که امکان حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه ای را به خطر بیندازند به هر حال شکی نیست که تبلیغات بازرگانی یکی از عوامل موثر و مفید اجتماعی می باشد و موسساتی که از طریق تبلیغات بازرگانی مراحل موفقیت را پیموده و بر پیروزی بزرگی نائل گردیده اند بسیار بوده چه بسا بدون وجود آنها تکنولوژی امروز هم وجود نبود وبشر قرن معاصر از مزایای امروزی برخورداری نداشت . دیدگاه انتقادی در مورد تبلیغات این است امروزه جوامع تحت تاثیر تبلیغات تجاری به خرید کالاهای غیر ضروری تشویق و ترغیب می شوند و افراد در این جوامع که به جوامع مصرف موسوم شده است ناچار می شوند تحت تاثیر تبلیغات تجاریی که از طریق روزنامه ها ، مجله ، رادیو تلویزیون . سینماها و آگهی های گوناگون دیواری آنها را تعقیب می کند کالاهای بیشتری خریداری کنند . بدیهی است که افراد برای تامین این همه نیازهای مصنوعی و سرگرم کننده باید درآمد بیشتری نیز بدست آورند تا قادر باشند قوه خرید خود را بالا ببرند ولی از آنجا که کسب درآمد بیشتر نیازمند کار بیشتر است خود را مجبور می بینند که ساعتهای زیادتری کار کنند و احتمالا به جای یک شغل یا چند شغل دیگری پیدا کرده تا بتوانند بهای کالاهای مصرفی را که بیشتر به طور قسطی خریداری می کنند به موقع بپردازند بدون تردید افراد با کار بیشتر چه از لحاظ جسمی چه از لحاظ روحی ، خسته تر و فرسوده تر می شوند و شور نشاط زندگی را از دست می دهند از فراغت و آسایش واقعی محروم شده .
نسبت به وضع اجتماعی خود و اطرافیان خویش بی اعتنا و بی توجه می شوند در نتیجه آنها نمی توانند از حقوق سیاسی خود بهره برداری کنند . مسئولیت های اجتماعی خویش را انجام دهند و باهمکاری دیگران آینده بهتری بسازند در چنین شرایطی تبلیغات بازرگانی بطور غیرمستقیم ، هدف های تبلیغات سیاسی را که حفظ و گسترش سازگاری و محافظه کاری است تامین می کنند صرف نظر از معایبی که برای تبلیغات بر شمردند باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات تجاری ، نیروی مهاجم و خلاقی است ه با تشویق میل عمومی به مصرف ، به فروش کالا کمک می کند و عامل محرکه ای در گردش چرخ های اقتصاد جهانی به شمار می رود در واقع تبلیغاتتجاری فرآیندی پویاست که همگام با تغییرات اجتمعی و تحولات سیاسی - اقتصادی ، هر روزه شکل تازه ای پیدا می کند افزایش سطح دانش عمومی ، رشد فکری و نیز سلیقه و ذوق مردم از یک سو و افزایش سطح درآمد و جمعیت . رغبت به مصرف و بهتر زیستن از سوی دیگر ، تبلیغات تجاری را شدیداً تحت تاثیر قرار داده است شرت ها با انجام تبلیغات تجاری ، هدف های جهار گانه ای را دنال می کنند نخست این که سعی می کنند میزان مصرف مشتریان خود را افزایش دهند دوم این که درصد جلب مشتریانی جدید بر می آیند که رسیدن به این هدف خود را افزایش دهند دوم این که درصد جلب مشریان جدید بر می آیند که رسیدن به این هدف از طریق جلب نسل جوان ، جلب مشتریانی که خریدار محصولات شرکت نیستند و جلب مشتریان رقبل امکان پذیر است سومین هدف شرت زنده نگاه داشتن نام موسسه و چهارمین هدف مبارزه با عقاید مخالف شرکت یاموسسه است از دیگر مزایای تبلیغات تجاری افزایش حم مبادلات است و نیز عاملی در توسعه فن آوری است چرا که موفقیت در بازار به ارائه کالاهای دارای کیفیت مناسب بستگی دارد تا مشتریان بالقوه ای که با تبلیغات برای خرید محصول شرکت به صورت بالفعل درامده ند به صورت مشتریان دائمی شرکت باقی بمانند . از دیگر مزایای تبلیغات تجاری ، افزایش تقاضای مشتریان است هر قدر سرعت فروش کالا بیشتر باشد قدرت تولید محصولات نیز افزایش می یابد سرعت فروش از راه ارتباط با انبوه مشتریان میسر می شود که در گوشه وکنار پراکنده هستند .
جان مینارد کینز اقتصادان مشهور انگلیسی می گوید : اشتغال کامل مستلزم مصرف کامل است و مصرف کامل نیز مستلزم شناساندن محصول به متقاضی است از دیگر مزایای تبلیغات تجاری ، ایجاد رقابت بین تولید کنندگان است که به تبع آن کیفیت محصول بهبود می یابد در واقع تولید کنندگان برای از دست ندان بازار ، همواره درصد افزایش کیفیت محصول خد نسبت به شرکت رقیب هستند .
تبلیغاتی تجاری همچنین حق انتخاب مشتری را برای خرید کالا افزایش می دهد در این شرایط متقاضی به راحتی به اطلاعات مربوط به کالا دست می یابد و دست به انتخاب می زند همچنین با ایجاد اعتماد در مصرف کنندگان در دراز مدت توزیع کالا نیز آسان تر می شوند زیرا با اطمینانی که مصرف کننده نسبت به کارک کالا پیدا می کند تولید کننده قادر است حتی بسیاری از محصولات خود را پیش فروش کند .
تبلیغات می تواند در افزایش منظم توانای خرید مردم و نیز گردش سرایه ها موثر باشد تبلیغ میل عمومی مصرف کنندگان را برای خرید افزایش می دهد و باعث می شود مشتریان برای دسیابی به کالاهای جدید مورد نظر خود بکشوند تا درامد بیشتری را کسب کنند اگر تولید کننده مجاز به آگهی کردن محصول خود نباشد علاوه بر مشکلاتی که برای خریداران به جهت بی اطلاعی از کالا و خدمات ایجاد می شود تولید کننده نیز رغبتی برای سرمایه گذاری نشان نیم دهد همچنین اشتغال کامل عوامل تولید فراهم نمی شود و با افت درامد قدرت خرید کاهش می یابد بطور کلی تبلیغات تجاری یکی از مهمترین عوامل توسعه اقتصادی به شمار می رود و ابزاری است برای تسریع گردش سرمایه و پیشرفت صنعت .
این در حالی است که به همین میزان ضد تبلیغ می تواند مخرب باشد تبلیغات سوئی که برای پسته وخرمای ایران در جهان صورت یم گیرد تولید کنندگان ایرانی را با مشکلات زیادی مواجه می کند .
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:37 PM
...:::| بر بال اقتصاد اطلاعات
استفاده صحیح و بهینه از منابع جهت كسب و كار، علم اقتصاد را پایه نهاده است و بر همین اساس، اقتصاد جز با اطلاعات درست و موثق پدیدار نخواهد شد. اما اقتصاد اطلاعات، آن بخش از اقتصاد است كه به بهره وری و كسب سود از طریق روش های اطلاع رسانی، ارتباطی و اطلاعاتی به صورت بعضاً الكترونیكی در جهت فروش و عرضه محصول و خدمات غیر از روش های سنتی برای جامعه مخاطبان خود می پردازد. در واقع این نوع اقتصاد، كه بعضاً به اقتصاد سایبرنتیكی هم بیان می شود، به دنبال كسب و كار الكترونیكی در اقتصاد است. این اقتصاد با توجه به اطلاعاتی كه در قالب های الكترونیكی در اختیار می گیرد، استراتژی تولید، عرضه خدمات و محصولات متنوعی را در محیط های الكترونیكی یا نیمه الكترونیكی فراهم می كند تا مخاطبان خود با استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعاتی، به سیستم های عرضه مبتنی بر اقتصاد اطلاعات فروشنده متصل شوند. پس در این بین، ارزش اطلاعات به عنوان بنیان رفتار سازمانی اقتصاد اطلاعات، باید مورد توجه قرار بگیرد. اطلاعات عنصری از تجارت شده است. در زمان های پیشتر، كامیابی مبتنی بر معیارهایی چون مال و ثروت، منابع فیزیكی، نگارش، غذا، آتش یا جان پناه بود. امروزه افراد و حرفه های موفق و كامیاب، آنهایی هستند كه اطلاعات را تحت كنترل دارند: توسعه، دسترسی، تحلیل و ارائه اطلاعات. ما دوران خود را به عنوان «عصر اطلاعات» منتسب می كنیم. ما به خرید و فروش اطلاعات دست می زنیم، گاهی به وسیله پول و گاهی آن را با اطلاعات دیگر مبادله می كنیم. اطلاعات به عنوان عنصری از تجارت یك كالا است ولی به طور كلی نظریه های اقتصادی و حسابداری پذیرفته شده درباره اطلاعات وجود ندارد. بارلو ((John Perry Barlow در ۱۳ فوریه ۲۰۰۲ در نشریه الكترونیكی وایرد www.wired.com، در مقاله ارزش گذاری بر اطلاعات می نویسد: هر چقدر كه اطلاعات مانوس تر شود، ارزش آن افزایش می یابد برعكس كالاهای فیزیكی كه هر چقدر نادر و كمیاب شوند، بیشتر ارزشمند هستند. گاهی اوقات كمیابی، ارزش اطلاعات را افزایش می دهد مثلاً همچون وقتی صاحب یك راز از دانستن آن سود می برد. در این نمونه ها، تنظیم وقت به همان میزان زیاد تعیین كننده ارزش است كه خود اطلاعات. كسی كه از نظر زمان تولید شده به اطلاعات نزدیكترین است كسی است كه از اجرای آن سود می برد. اطلاعات همچنان كه فاصله میان شكل و كاربردش افزایش می یابد، ارزشمندی كمتر و ارتباط كمتری پیدا می كند. ارزش دستیابی به اطلاعات به عنوان یك اصل غیرقابل انكار در رفتارهای كاری امروزی ما حیاتی تصور می شود. كسانی كه اطلاعات بهتری در اختیار دارند معمولاً ضریب ریسك پذیری كارهای آنها پایین تر است و می توانند كسب و كارهای خود را با مدل های پیچیده و متنوع تری در اختیار مصرف كنندگان قرار دهند. به عنوان مثال، سهامداری كه به پورتال های الكترونیكی جامعه آن لاین سهامداران یك كشور مرتبط است، قطعاً حجم اطلاعاتی و بازه عملیاتی و اثربخشی رفتاری او در بازار سرمایه سنتی بسیار موفق تر از كسی است كه فقط به نشریات سنتی كه محدودیت خبرپراكنی را در اختیار دارند، دسترسی دارد. اطلاعات یعنی قدرت و قدرت امروزی در سیطره اطلاعات است. غروب خورشید در امپراتوری های سنتی انگلیس و طلوع آن در امپراتوری های اطلاعاتی جدید كمپانی های آی تی مدار، خود نمونه بازاری ارزش اطلاعات و اقتصاد اطلاعاتی به شمار می رود كه در طراحی و بنیانگذاری جامعه اطلاعاتی (Information Soceity) بسیار موثر بوده است.
• سواد اطلاعات
ارزش اطلاعات و راه های كسب آن بر هیچ كس پوشیده نیست. اما برای دستیابی به یك سواد اطلاعاتی مطمئن و شناور، در راستای حركت بخشی به اقتصاد اطلاعات، باید شیوه های كسب اطلاعات خود را به طور مرتب به روزرسانی كنیم. سواد اطلاعاتی را مجموعه توانایی هایی تعریف كرده اند كه به كمك آنها می توان تشخیص داد در چه زمانی به اطلاعات نیاز و به به كارگیری موثر اطلاعات مورد نیاز پرداخت. (ACRL, ۲۰۰۰ ) در قرن بیست و یكم كه عصر اطلاعات نامیده شده است، شهروندان باسواد اطلاعاتی سنگ بنای جامعه ای خواهند بود كه در آن عدالت اجتماعی برقرار است، از رشد اقتصادی بالقوه ای برخوردار است و افراد برای انجام امور حرفه ای، شخصی و حتی تفریحی خود به مهارت های اطلاعاتی نیاز دارند. اخیراً كتابداران، مربیان، فناوران و برخی از سیاستگزاران نیاز به تدریس و آموزش مهارت های اطلاعاتی در كلیه سطوح آموزشی را مطرح كرده اند. لازم است تمام افراد برای یادگیری مادام العمر آماده شوند و آموزش مهارت های اطلاعاتی مناسب به افراد پیشرفت مهمی در این راستا خواهد بود. تلاش های انجام شده در حوزه سواد اطلاعاتی هنوز در آغاز راه است و درك پیچیدگی، اثرات بلندمدت و اهمیت آماده سازی افراد برای كار اطلاعاتی موثر، كار بیشتری طلب می كند. در دهه گذشته، سواد اطلاعاتی تبدیل به موضوعی جهانی شده و اقدامات بسیاری در این راستا در سراسر جهان ثبت شده كه در این میان به طور ویژه می توان به آنچه در آمریكای شمالی، استرالیا، آفریقای جنوبی و اروپای شمالی صورت پذیرفته است اشاره كرد. Bruce & Candy۲۰۰۰, برنامه های مستند شده در این مناطق، به بسیاری از ابعاد مرتبط با فناوری و مهارت های اطلاعاتی پرداخته اند. در حوزه آموزش، مدرسان و كتابداران و دیگر گروه ها سرگرم فعالیت به منظور ادغام ساختاری مهارت های اطلاعاتی در برنامه تحصیلی هستند تا از این رهگذر به خروجی های مرتبط در امر یادگیری دست یابند. دیگر اقدامات صورت گرفته در این زمینه با آموزش از راه دور، فعالیت های پژوهشی و انتشاراتی مرتبط با سواد اطلاعاتی سروكار دارند. اخیراً كارفرمایان و سیاستگزاران برای حصول اطمینان از ایجاد مهارت های فناوری و اطلاعاتی متناسب در كاركنان برای انجام موثر مسئولیت های محوله به آنان، ضرورت توسعه نیروی كار در راه بسط این مهارت ها را مطرح كرده اند.در واقع برای در اختیار داشتن اقتصاد اطلاعات، ارزش نهادن بر اطلاعات و سواد اطلاعاتی بسیار حیاتی است. همگام با ورود جوامع به محیط های اطلاعاتی دیجیتالی، سواد اطلاعاتی نیز به طرز روزافزونی به عنوان یك اولویت جهانی مطرح می شود. در كشورهای در حال توسعه مانند آفریقای جنوبی یا مكزیك، اقدامات صورت گرفته در زمینه آموزش سواد اطلاعاتی به بسیاری از افراد فاقد تحصیلات قبلی كمك می كند تا علاوه بر مهارت های خواندن و نوشتن و ریاضی، از مهارت های اطلاعاتی مهم نیز برخوردار و به شهروندانی مولد در قرن بیست و یكم تبدیل شوند. كتابداران، اساتید و مربیان در محیط های مختلف آموزشی با یكدیگر كار می كنند و در تلاش اند تا دانشجویان را به عنوان جزیی از برنامه های آموزشی رسمی و دانشگاهی، با اطلاعات و فناوری آشنا كنند. در كشورهای توسعه یافته اروپایی، استرالیا و آمریكای شمالی، اقدامات مرتبط با سواد اطلاعاتی در چند دهه اخیر از طریق كنفرانس ها، انتشارات، سازمان های جدید، مطالعات موردی، برنامه های ویژه، وب سایت ها، استانداردهای ملی و شاخص های سنجش مربوطه جمع آوری و مستند شده اند. اقدامات مشترك كتابداران و مدرسان برای تلفیق آموزش مهارت های اطلاعاتی با برنامه های تحصیلی موفقیت آمیزند. در آموزش عالی نیز تلاش های مشابهی انجام شده و به تدریج نتایج مثبت خود را از نظر بهبود در یادگیری دانشجویان در ارتباط با استفاده موثر از اطلاعات نشان می دهند. یك مثال جالب در كتاب مدیریت در ابهام آمده است كه: محصول بدون خدمت محصول نیست و خدمت بدون محصول نیز خدمت محسوب نمی شود. در حقیقت، یكی از بهترین روش های ارائه خدمت با محصول و محصول با خدمت، در مختصات اقتصاد اطلاعات یا اقتصاد مبتنی بر ساز و كارهای اطلاعات منطبق با فناوری اطلاعاتی (ICT)، قابل تعریف است. در اقتصاد اطلاعات می توان خدمات فراگیر و آن لاینی را به جامعه مشتریان مختلف خود عرضه كرد و این خدمت را در راستای محصولات متنوع وبی مدیریت و ارائه كرد.سازمان اقتصاد اطلاعات آمازون، همانند لابراتوارهای متنوع و پول ساز گوگل، یاهو و آمریكن آن لاین، بر دو محور اصلی پایه گذاری شده است:
۱ - ترغیب مشتری به استفاده از سرویس های مختلف خرید و فروش
۲ - ایجاد اینترفیس تعامل الكترونیكی سیستم با كاربران و حفظ ساختار آن لاین خدمات دهی الكترونیكی در هر زمان و مكان
شما اگر بهترین سوپرماركت دنیا یا بهترین سیستم توزیع نشریات را در اختیار داشته باشید، به اندازه كسب و كارهای مبتنی بر اطلاعات الكترونیكی مانند وب سایت های جهانی و شبكه های LAN بومی، موفق و تاثیرگذار نخواهید بود. مشخص است كه گستردگی دسترسی به خدمات و محصولاتی كه صورت های الكترونیكی آن ها در پایگاه های فروش ارائه شده است، محدودیت زمانی و مكانی و ترافیك ندارد. اختصاص یك سوم كل گردش تجارت جهانی در سال ۲۰۰۴ میلادی به كسب و كارهای مبتنی بر اقتصاد اطلاعات، خود نشان دهنده پویایی این نوع اقتصاد در جهان آینده است. امیدواریم در برنامه ۵ساله چهارم توسعه كشور، شاهد بسترسازی هوشمند و زیربنایی كشور در عرصه اقتصاد اطلاعات و گسترش كسب و كارهای مبتنی بر آن در ایران زمین باشیم.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:33 PM
...:::| اولويت اخلاق در اقتصاد اسلامى
اسلام تحصيل مال و معيشت و يا به تعبير جامعتر «اقتصاد» را در زندگى بشر داراى اهميت مىداند ولى نه بسان جوامع سرمايهدارى كه آن را اصيل دانسته و تمام فضائل اخلاقى و عواطف انسانى را فداى آن مىنمايند. بلكه آن را يكى از امور مؤثر در زندگى قرار داده و نقش مهم اخلاق و فضيلت را هم ناديده نگرفته است و در هر شرائط اولويت را به اخلاق و فضيلت داده است. و لذا در روايات زيادى مسلمانان را به اصلاح كار و معيشتيكديگر موظف نموده و توانگران را به دستگيرى از فقيران و درماندگان جامعه فرمان داده است و آنها كه از اين وظيفه مقدس اخلاقى و اجتماعى شانه خالى كنند و در اثر دست زدن به راههاى زيانبار بازرگانى انحصارى و زيادهطلبى، توازن اقتصادى را به خطر مىافكنند، به شدت تهديد و نكوهش كرده است. مرحوم كلينى از هاشمى از امام صادقعليه السلام روايت كرده كه فرمود: «...من لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم». (1) ترجمه: هركس شب را روز كند بدون اينكه قصدش رسيدگى به امور مسلمانان و اصلاح كارهاى آنان باشد، مسلمان نيست. باز از آن حضرت منقول است كه فرمود: «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم». (2) ترجمه: هركس صبح كند بدون آنكه قصدش رسيدگى به امور مسلمانان باشد، از مسلمانان نيست و هركس صداى مردى را بشنود كه مسلمانان را به يارى مىطلبد و به يارى او نشتابد، مسلمان نيست. كلينى از «سماعة» روايت كرده كه گفت: از امام صادقعليه السلام سئوال كردم: گروهى سيرند و اضافه بر لوازم و مخارج خود، ثروتى گردآوردهاند، درحالى كه برادران مسلمانشان شديدا احتياج دارند، و زكات هم براى آنها كفاف نمىدهد، آيا رواست آنها سير باشند درحالى كه برادرانشان در اين روزگار سخت گرسنه هستند؟! امام در پاسخ فرمودند: «المسلم اخو المسلم لا يظلمه ولا يخذله ولا يحرمه، فيحق على المسلمين الاجتهاد فيه والتواصل والتعاون عليه والمؤاساة لاهل الحاجة والعطف منكم تكونون على ما امرالله فيهم رحماء بينكم متراحمين». (3) ترجمه: مسلمان برادر مسلمان است، نبايد به او ستم كند و نبايد او را تنها بگذارد و خوارش نمايد (ونسبتبه وضع او بىتفاوت باشد) و نبايد او را محروم كند (وبا داشتن ثروت اضافى او را در فقر و فلاكتبگذارد) پس بر مسلمانان لازم است كه در برادرى و برابرى باهم كوشا باشند و بر كمك و رسيدگى به هم و بپا خواستن به يارى حاجتمندان اهتمام بورزند و طبق فرمان خدا (4) نسبتبه هم مهربان و بخشاينده باشند. كلينى از ابو بصير از امام صادقعليه السلام روايت كرده كه فرمود: «ايما رجل من شيعتنا اتى رجلا من اخوانه فاستعان به في حاجته فلم يعنه و هو يقدر الا ابتلاه الله بان يقضي حوائج عدة من اعدائنا يعذبه الله عليها يوم القيامة». (5) ترجمه: هرگاه يكى از شيعيان ما نزد برادر مسلمانش برود و از او در انجام حاجتش يارى بخواهد واو با اينكه تواناست، كمكش نكند، خدا او را به قضاى حاجتهايى گروهى از دشمنان ما، مبتلا مىكند تا بر اين كار او را در روز قيامت عذابش كند. كلينى و صدوق از «فرات بن احنف» از امام صادقعليه السلام روايت كرده كه فرمود: «ايما مؤمن منع مؤمنا شيئا مما يحتاج اليه وهو يقدر عليه من عنده او من عند غيره اقامه الله يوم القيامة مسودا وجهه مزرقة عيناه مغلولة يداه الى عنقه، فيقال: هذا الخائن الذي خان الله ورسوله، ثم يؤمر به الى النار». (6) ترجمه: هر مؤمنى برادر مؤمنش را از چيزى كه به آن احتياج دارد و از خود يا از ديگرى بتواند آن چيز را به او برساند، محروم كند، خداوند او را در روز قيامتبا روى سياه و چشمان برگشته و دستان به گردن آويخته، بازداشت مىكند و اعلان مىشود: اين همان خائنى است كه به خدا و رسولش خيانت كرده، سپس امر مىشود او را به آتش افكنند. كلينى از مفضل بن قاسم روايت كرده كه گفت: امام صادقعليه السلام فرمود: «من كانت له دار فاحتاج مؤمن الى سكناها فمنعه اياها قال الله عزوجل: ملائكتي ابخل عبدي على عبدي بسكنى الدار الدنيا و عزتي و جلالي لا يسكن جناني ابدا». (7) ترجمه: هركس خانهاى داشته باشد و مؤمنى به سكناى آن محتاج باشد و او محرومش كند، خداوند مىفرمايد: فرشتگان من اين بنده من در دنيا، از اسكان دادن بنده ديگرم در خانهاش، بخل نمود، به عزت خودم قسم هيچگاه در بهشت من ساكن نمىشود. قرآن مجيد مىفرمايد: ارايت الذي يكذب بالدين فذلك الذي يدع اليتيم و لا يحض على طعام المسكين فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون والذين هم يراءون و يمنعون الماعون. (8) ترجمه: آيا كسى كه روز جزا را پيوسته انكار مىكند، مشاهده كردى؟ او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مىراند. و ديگران را به اطعام مسكين تشويق نمىكند. پس واى بر نمازگزارانى كه نماز خود را به دست فراموشى مىسپارند، آنها كه ريا مىكنند و ديگران را از ضروريات زندگى منع مىنمايند. «ماعون» از ماده «معن» به معنى چيز كم است و بسيارى از مفسرين معتقدند كه منظور از آن در اينجا اشياء جزئى است كه مردم مخصوصا همسايهها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك مىگيرند مانند مقدارى نمك، آب، آتش(كبريت)، ظروف و مانند اينها. بديهى است كسى كه از دادن چنين اشيائى به ديگران خوددارى مىكند، آدم بسيار پست و بىايمانى استيعنى آنها به قدرى بخيلند كه حتى از دادن اين اشياء كوچك مضايفه دارند درحالى كه همين اشياء كوچك گاه نيازهاى بزرگى را برطرف مىكنند و منع آن، مشكلات بزرگى در زندگى مردم ايجاد مىنمايد. جمعى گفتهاند: منظور از «ماعون» زكات است. در روايتى از امام صادقعليه السلام آمده است كه در تفسير ماعون فرمود: هو القرض يقرضه والمتاع يعيره و المعروف يصنعه: ماعون وامى است كه انسان به ديگرى مىدهد و وسائل زندگى است كه به عنوان عاريه در اختيار ديگران مىگذارد و كمكها و كارهاى خيرى كه انسان انجام مىدهد. (9) در روايت ديگرى از امام صادقعليه السلام اين معنى نقل شده و در ذيل آن آمده است كه راوى گفت: ما همسايگانى داريم كه وقتى وسائلى را به آنها عاريه مىدهيم آن را مىشكنند و خراب مىكنند، آيا گناه استبه آنها ندهيم؟ فرمود: دراين صورت مانعى ندارد. (10) مرحوم صدوق از امام صادق از پدران بزرگوارش در حديث مناهى رسول اكرمصلى الل.ه عليه وآله روايت كرده: «نهى رسول اللهصلى الله عليه وآله ان يمنع احد الماعون جاره».: ترجمه: رسول خدا از ندادن لوازم خانگى (ازقبيل: ديگ، كاسه، سطل، آب، نمك، آتش و نظائر اينها) به همسايه نهى كرده. و فرموده: «من منع الماعون جاره منعه الله خيره يوم القيامة و وكله الى نفسه و من وكله الى نفسه فما اسوء حاله... و من احتاج اليه اخوه المسلم فى قرض و هو يقدر عليه فلم يفعل حرم الله عليه ريح الجنة ... و من اكرم اخاه المسلم فانما يكرم الله عزوجل». (11) ترجمه: هركس كه آنها را از همسايهاش دريغ دارد، خدا در روز قيامتخيرش را از او دريغ مىدارد واو را به خود وامىگذارد و چه بسيار بد استحال كسى كه خدا او را به خود واگذارد و هركس برادر مسلمانش به او محتاج باشد و از او قرض بخواهد و او با وجود اينكه مىتواند قضاى حاجتش برآورد، كوتاهى نمايد و حاجتش را برنياورد خداوند نسيم بهشت را بر او حرام مىگرداند، تا آنجا كه فرمود: وكسى كه به برادر مسلمانش احسان كند به خدا احسان كرده است. صدوق از مفضل بن عمر از امام صادقعليه السلام روايت كرده كه فرمود: «ايما مؤمن حبس مؤمنا عن ماله و هو محتاج اليه لم يذقه الله من طعام الجنة ولا يشرب من الرحيق المختوم». (12) ترجمه: هر مؤمنى كه از مؤمن ديگر مالش را مخفى كند (باوجود اينكه او محتاج است)، خداوند از طعام بهشتبه او نمىچشاند و از شراب طهور بهشت هم محروم مىسازد. اين نوع رسيدگى به امور مسلمين و دستگيرى از درماندگان آنها يك وظيفه عمومى مسلمانان است، ولى برخى از آنان كه از لحاظ تقوى و انسانيت مراتب بالاترى دارند، ديگران را بر خويشتن مقدم مىدارند و خود را براى آسايش ديگران به زحمت مىاندازند به اين معنى زندگى را بر خود تنگ مىگيرند تا ديگران را به آسايش برسانند و آنچه دارند به نيازمندان مىبخشند. پس اقتصاد اسلامى هيچگونه برخورد با اخلاق و فضيلت ندارد و در هر شرائط اولويتبا اخلاق مىباشد ولى در ساير مكتبهاى اقتصادى دنيا، مساله درستبر عكس استيعنى همهجا اولويتبا اقتصاد است و تا زمانى فضائل و سجاياى انسانى را بكار مىبندند كه سد راه منافعشان نشود واگر روزى مشاهده كردند كه بين اخلاق و اقتصادشان ناسازگارى وجود دارد، به ارزشهاى انسانى و مكارم اخلاق پشتپا مىزنند، رهبران اين مكتبها اخلاق را تنها از ديدگاه مادى مىنگرند و چگونگى آن را منحصرا وابسته به كيفيت روابط توليد و تابع خصوصيات اقتصادى مىدانند. آئين مقدس اسلام مسلمانان را به رعايت اعتدال و ميانهروى دعوت مىكند و حتى در انفاق و بخشش هم توصيهاش اين است كه بايد دور از هرگونه اسراف و سختگيرى باشد. چنانكه قرآن مجيد به يكى از اوصاف ممتاز «عبادالرحمن» كه اعتدال و دورى از هرگونه افراط و تفريظ در كارها مخصوصا در مساله انفاق است، اشاره كرده مىفرمايد: والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما. (13) ترجمه: آنها كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند نه اسراف مىكنند و نه سختگيرى، بلكه درميان اين دو حد اعتدالى دارند). يعنى آنان انفاق عادلانه و دور از هرگونه اسراف و سختگيرى دارند نه آنچنان بذل و بخششى كنند كه زن و فرزندشان گرسنه بمانند و نه آنچنان سختگير باشند كه ديگران از مواهب آنها بهرهمند نشوند. در تفسير «اسراف» و «اقتار» كه نقطه مقابل يكديگرند مفسران سخنان گوناگونى گفتهاند كه روح همه آنها به يك موضوع برمىگردد و آن اينكه «اسراف» آن است كه بيش از حد و در غير حق و بيجا مصرف گردد و «اقتار» آن است كه كمتر از حق و مقدار لازم بوده باشد. امام صادقعليه السلام در روايتى تشبيه جالبى براى «اسراف» و «اقتار» و «حد اعتدال» به كار برده است، هنگامى كه آن حضرت ا ين آيه را تلاوت فرمود: مشتى سنگ ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود اين همان «اقتار» و سختگيرى است، سپس مشت ديگرى برداشت و چنان دستخود را گشود كه همه آن را به روى زمين ريخت و فرمود: اين «اسراف» استبار سوم مشت ديگرى برداشت و كمى دستخود را گشود به طورى كه مقدارى فرو ريخت و مقدارى در دستش باز ماند و فرمود اين همان «قوام» و حد وسط است. (14) از آنجا كه رعايت اعتدال در همه چيز حتى در انفاق و كمك به ديگران، شرط است در آيه ديگر مىفرمايد: و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا. (15) ترجمه: هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن (وترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گيرى واز كار فرومانى. اين تعبير كنايه لطيفى است از اين كه دست دهنده داشته باش و همچون بخيلان كه گوئى دستهايشان به گردنشان با غل و زنجير بستهاند و قادر به كمك وانفاق نيستند،مباش. واز سوى ديگر، دستخود را فوق العاده گشاده مدار و بذل و بخشش بىحساب مكن تا سبب شود از كار بمانى و مورد ملامت اين و آن قرار گيرى. در شان نزول اين آيه آمده است كه پيامبرصلى الل.ه عليه وآله در خانه بود سائلى بر در خانه آمد چون چيزى براى بخشش آماده نبود، و او تقاضاى پيراهن كرد، پيامبرصلى الل.ه عليه وآله پيراهن خود را به او داد و همين سبب شد كه پيامبر نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود. اين پيشامد زبان كفار را باز كرد گفتند: محمد خواب مانده و يا مشغول لهو و سرگرمى است و نمازش را به دست فراموشى سپرده است و به اين ترتيب اين كار هم ملامت و شماتت دشمن، و هم انقطاع از دوست را در پى داشت و مصداق «ملوم محسور» شد آيه فوق نازل گرديد و به پيامبرصلى الل.ه عليه وآله هشدار داد كه اين كار تكرار نشود. (16) امام صادقعليه السلام فرمود: «ان السرف يورث الفقر و ان القصد يورث الغنى». (17) ترجمه: اسراف و ولخرجى موجب فقر و ميانهروى باعث غنى مىگردد. امام صادقعليه السلام مىفرمايد: «الكمال كل الكمال في ثلاثة فذكر فيالثلاثة التقدير في المعيشة». (18) ترجمه: كمال در سه چيز است: از جمله حساب در زندگى. امام باقرعليه السلام فرمود: «ما خير في رجل لا يقتصد فيمعيشته ما يصلح لا لديناه ولا لآخرته». (19) ترجمه: خير و خوبى در كسى كه در زندگى خود ميانهرو نيست، وجود ندارد. زيرا اين كار نه براى دنياى او فائده دارد و نه براى آخرتش. علىعليه السلام فرمود: «من المروة ان تقتصد فلا تسرف». (20) ترجمه: از كرامت انسانى است كه اسراف نكند و ميانهرو باشد. در روايتى آمده است كه مردى وارد خدمت امام صادقعليه السلام شد و تقاضاى وام كرد و چون قدرت پرداخت نداشت از امام خواست تا هنگام توانائى مهلت دهد. امام صادقعليه السلام از او پرسيد آيا به هنگام برداشت محصول آن را پرداختخواهى نمود؟ گفت: نه به خدا قسم. فرمود: از سود كسب و تجارت ادا خواهى كرد؟ گفت: نه به خدا قسم. فرمود: تا زمانى كه متاعى بفروشى؟ گفت: نه به خدا قسم. (يعنى متاع قابل فروش هم ندارم) امام همين كه ديد كاملا نيازمند و مستحق است فرمود: «فانت اذا ممن جعل الله له في اموالنا حقا» دراين صورت تو از كسانى هستى كه خداوند در اموال ما براى تو حقى قرار داده است. امام مبلغى به او داد و توصيه فرمود كه: «اتق الله ولا تسرف ولا تقتر و كن بين ذلك قواما ان التبذير من الاسراف قال الله : ولا تبذر تبذيرا و قال ان الله لا يعذب على القصد». (21) ترجمه: از خدا بترس نه اسراف كن و نه سختيگرى و روشى ميان اين دو برگزين زيرا «اسراف» از «تبذير» استخداوند فرموده: هرگز اسراف و تبذير مكن. سپس امام فرمود: خداوند به خاطر ميانهروى كسى را عذاب نمىدهد. داود الهامى رعايت اعتدال در انفاق و بخشش
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:32 PM
...:::| اقتصاد در رسانه هاي امروز جهان
گزارش خبرنگار اقتصادي فارس در حالي كه تا روز دوشنبه بحران اقتصادي جهان موضوع نخست نشريات و رسانه هاي جهان بود از اين روز به بعد آنفلوآنزاي خوكي به كانون توجه رسانه ها تبديل شده و هر روز اخبار متعددي در اين زمينه منتشر مي شود.
روزنامه فايننشال تايمز در شماره روز چهارشنبه خود همچون روزهاي گذشته گزارشي خبري را در اين زمينه منتشر كرده است. بر اساس اين گزارش بيماري مذكور كه از مكزيك شروع شد با سرعت در حال گسترش و انتقال به كشورهاي ديگر است. در مكزيك تاكنون بيش از 150 نفر در اثر اين بيماري كشته شده اند. تعداد مبتلايان به اين ويروس در امريكا به 64 نفر افزايش يافته است. دولت امريكا براي مقابله با اين بيماري بودجه 1.5 ميليارد دلاري از كنگره درخواست كرده است.
رژيم صهيونيستي و نيوزيلند نيز انتقال اين بيماري به خود را تاييد كرده اند. اسپانيا،انگليس و كانادا نيز پيش تر از انتقال اين بيماري خبر داده بودند. صرفنظر از مكزيك كانون اصلي انتشار اين بيماري تاكنون كشورهاي صنعتي غرب بوده است.
با توجه به روند رو به گسترش بيماري آنفلوآنزاي خوكي سازمان بهداشت جهاني در نظر دارد درجه هشدار براي اين بيماري را از 4 به 5 افزايش دهد.
كارشناسان هشدار داده اند در صورت همه گيري متوسط بيماري مذكور امكان مرگ 1.4 ميليون نفر و كاهش 0.8 درصدي در رشد اقتصادي جهان وجود دارد.
ديگر خبرهاي فايننشال تايمز عبارتند از: استعفاي رئيس شركت سوكگن در اثر رسوايي مالي، تقلاي سيتي گروپ براي افزايش سرمايه، تلاش آي اي جي براي فرار از بحران اعتبارات، و حل و فصل اختلافات كرايسلر با طلبكاران خود.
خبر نخست نشريه بيزينس وويك به اقدام يك سناتور جمهوريخواه امريكا در جدايي از اين حزب و پيوستن به جمع دموكرات ها اختصاص دارد. پيوستن اسپكتر سويچ قدرت دموكرات ها در سنا را افزايش مي دهد.
اين نشريه همچنين اخبار زير را بر روي سايت خود قرار داده است: بازداشت دني پانگ سرمايه دار كاليفرنيايي توسط اف بي آي، گناهكار شناخته شدن يك زن در كلاهبرداري كلان در بخش رهن مسكن، افزايش دوبرابري سود شركت دريم وركز تهيه كننده فيلم هاي كارتوني در سه ماهه نخست 2009، و اخراج 590 كارمند خود توسط شبكه راديويي كلير چنل امريكا.
خبرگزاري رويترز نيز اخبار مربوط به آنفلوآنزاي خوكي را در صدر اخبار خود قرار داده و نوشته است:«دولت هاي جهان در جستجوي ويروس آنفلوآنزاي خوكي آزمايش انجام مي دهند با اين اميد كه هرگز آن را نيابند».
بر اساس اين گزارش وجود اين ويروس رسما در كشورهاي مكزيك،امريكا، كانادا،نيوزيلند، انگليس، اسپانيا و در رژيم صهيونيستي تاييد شده است.
اين بيماري 159 نفر در مكزيك را به كام مرگ كشانده و 1300 نفر را نيز روانه بيمارستان كرده است. مجموع مبتلايان به اين ويروس در مكزيك 2500 نف راعلام شده است.
امريكا نيز ابتلاي 65 نفر به اين ويروس را تاييد كرده كه البته هيچ مرگي تاكنون در اثر اين ويروس گزارش نشده است.
منابع پزشكي نخستين مورد ابتلاي به اين ويروس را در روز 8 مارس و نخستين مورد مرگ را مربوط به يك زن در اواسط آوريل اعلام كرده اند. گمان مي شود يك پسربچه پنج ساله در روستايي در مكزيك نخستين مورد انساني ابتلا به ويروس مذكور باشد. اين روستا يك مركز مهم پرورش خوك در مكزيك است.
ساير خبرهاي رويترز عبارتند از: اوباما 100 روز طوفاني رياست جمهوري خود را گرامي مي دارد، با توافقي ديون كرايسلر كاهش يافت اما احتمال ورشكستگي همچنان وجود دارد، سيتي گروپ در پي كسب اجازه براي پرداخت سود اوراق قرضه است، و 300 هزار كودك در امريكا در معرض خطر ورود به بازار تجارت جنسي كودكان قرار دارند.
خبرهاي قرار داده شده در صفحه اي اصلي بلومبرگ به اين شرح است:فدرال رزرو اعلام كرد 6 عدد از 19 بانك بزرگ امريكا به افزايش سرمايه نياز دارند، سود شركت نفتي شل در سه ماه نخست 2009بيش از 62 درصد كاهش يافت، شاخص بورس هاي آسيا افزايش پيدا كرد، سود شركت زيمنس از پيش بيني ها فراتر رفت، كاهش ذخاير و هزينه ها توسط شركت ها عامل رشد منفي اقتصادي در امريكا اعلام شد، آنفلوآنزاي خوكي به صدها نفر در نيويورك انتقاد مي يابد.
بر اساس اين گزارش شاخص بورس هاي امريكا در روز گذشته روندي نزولي داشت و تا يك درصد كاهش پيدا كرد. در روز چهارشنبه بورس هاي آسيايي با افزايش بيش از 2 درصدي در شاخص خود مواجه شدند و بورس هاي اروپا نيز كار خود را با رشد محسوس شاخص ها آغاز كرده اند.
ارزش دلار در برابر يورو نسبت به روز گذشته با بيش از يك سنت افزايش مواجه شده است. در حال حاضر هر يورو در برابر 1.3183 دلار معامله مي شود.
قيمت هر بشكه نفت سبك امريكا در روز چهارشنبه با 8 سنت افزايش به 50 دلار و نفت برنت با 47 دلار افزايش به 50.46 دلار رسيد.
قيمت هر اونس طلا نيز در اين روز 3 دلار افزايش يافت و به 896.6 دلار رسيد
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:31 PM
...:::| اقتصاد و معيشت پيامبر اعظم(ص)
انسان در زندگي مادي از مواهب طبيعي و روزي و اقتصاد و معيشت بينياز نيست و در اين اصل كلي تفاوتي ميان انسانهاي عادي و مادي و انسانهاي متعالي و معنوي – حتي برترين آنها- به چشم نميخورد. اما آنچه منشأ تفاوت در اخلاق اقتصادي، ميان انسانها ميشود نوع رفتار آنان در كسب روزي و معيشت و درآمد و نيز چگونگي بهرهمندي و مصرف است. در اخلاق اقتصادي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اصولي به چشم ميخورد كه براي هر مسلمان طالب رفتار درست اقتصادي، درسآموز و داراي قابليت پيروي كردن است. كار و تلاش براي كسب روزي نگاهي به زندگي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ميتواند اين واقعيت را تأييد كند كه سرتاسر زندگي آن حضرت همراه با تلاش براي كسب روزي از راههاي مشروع و در راستاي حفظ عزت و پرهيز از تحميل خود بر ديگران بوده است. ميزان اهتمام حضرت به كار و تلاش اقتصادي به قدري بود كه بنا به نقل ابنعباس، هنگامي كه آن حضرت از فردي خوشش ميآمد، ابتدا ميپرسيد: آيا شغلي دارد؟ اگر ميگفتند: بيكار است، ميفرمود: «از چشم افتاد» و هنگامي كه سبب را ميپرسيدند، ميفرمود: «زيرا مؤمن وقتي بيكار باشد دين خود را اسباب معيشت قرار ميدهد» و ميفرمود: «خداوند بنده مؤمن داراي حرفه و شغل را دوست دارد» اينكه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بيكاري را زمينه ارتزاق از راه دين برشمرده ميتواند بدان معنا باشد كه فقدان شغل و حرفه از سويي و نيازمندي مادي از سوي ديگر ممكن است رفته رفته فرد را به سوي مايه گذاشتن از دين براي نيل به مقاصد مادي سوق دهد؛ و اين حالت ممكن است در قالب رفتارهاي گوناگون نمود يابد. جلب روزي از راههاي معنوي از منظر پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تلاش مادي و جسماني تنها راه كسب درآمد نيست و راههاي بسيار معنوي براي جلب روزي وجود دارد. اينكه از راههاي مادي همچون تجارت ميتوان درآمد كسب كرد براي همه انسانها شناخته شده است، اما راههاي معنوي جز براي اهل معنا شناخته شده نيست. بدين رو، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پارهاي از اين راهها را معرفي كرده و خود نيز در عمل به آن ملتزم بوده است. اهتمام بر حلال بودن درآمد يكي ديگر از اصول اخلاقي در سيره اقتصادي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) كه بسيار مهم است، اهتمام بر حليت درآمد است. اينكه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درآمدي نامشروع نداشته به لحاظ تاريخي و نيز با لحاظ مباني كلامي جاي كوچكترين ترديد ندارد، اما براي درك ميزان اهتمام پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) -و همه پيامبران- بر كسب حلال به چند روايت نقل شده از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در اين باره اكتفا ميكنيم. قرضگيري در حال ضرورت رواياتي در سيره نبوي(صلی الله علیه و آله و سلم) به چشم ميخورد كه گوياي آن است كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در صورت ضرورت و بروز اضطرار، نياز اقتصادي خود را هر چند با قرض گرفتن، مرتفع ميساخته است. امام صادق(ع) قرض، عاريه و مهماننوازي را سنت شمرده است، كه احتمال دارد قرضگيري نيز علاوه بر قرضدهي، مراد حضرت باشد. در روايتي ديگر، آن حضرت از بدهكار بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) به وقت رحلت خبر داده است. سوتيتر هنگامي كه آن حضرت از فردي خوشش ميآمد، ابتدا ميپرسيد: آيا شغلي دارد؟ اگر ميگفتند: بيكار است، ميفرمود: «از چشم افتاد» و هنگامي كه سبب را ميپرسيدند، ميفرمود: «زيرا مؤمن وقتي بيكار باشد دين خود را اسباب معيشت قرار ميدهد»
در گزارشهاي تاريخي، شواهدي به چشم ميخورد كه از اشتغال پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به مشاغل متعارف آن زمان، يعني چوپاني، زراعت و تجارت حكايت دارند.
از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده كه فرمود: «خداوند هيچ پيامبري را مبعوث نكرده جز اينكه آن پيامبر گوسفندچراني كرده است.» پرسيدند: «و شما نيز؟» فرمود: «آري، من نيز گوسفندان را براي اهل مكه در منطقه قراريط ميچراندم.»
عمار ميگويد: «من و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) گوسفندان اهل خود را ميچرانيديم. روزي من به ايشان عرض كردم: «آيا مايليد به سرزمين فخّ برويم؟ من زميني سرسبز در آنجا يافتهام.» فرمود: آري فردا هنگامي كه من به آنجا رفتم ديدم ايشان پيش از من در محل قرار حاضر شده ولي گوسفندان را از ورود به آن زمين منع ميكند. و چون مرا ديد فرمود: «چون با تو وعده داشتم نخواستم كه پيش از تو گوسفندانم را بچرانم.» از آنجا كه عمار تقريباً هم سن پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود اين جريان ميتواند مربوط به دوران جواني آن حضرت باشد كه اوج دوره گوسفندچراني ايشان است.
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به جز چوپاني، تجارت نيز كرده است. در 25 سالگي آن حضرت، با سرمايه اي از خديجه(ع) براي تجارت از گونه مضاربه راهي شام شد. نيز آن حضرت با خريدن –كالاهاي- كارواني تجاري كه از شام آمده بود، به سود خوبي دست يافت و با آن، هم دين خود را ادا كرد و هم مقداري بين بستگان تقسيم كرد.
به جز چوپاني و تجارت كه عمدتاً قبل از هجرت به مدينه انجام شده است، در مدينه- به لحاظ وجود زمينه براي زراعت، برخلاف مكه- پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) زراعت نيز انجام ميداده است. بنابر نقل امام صادق(ع)، اميرالمؤمنين(ع) و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به اتفاق يكديگر زراعت ميكردند؛ بدين ترتيب كه اميرالمؤمنين(ع) بيل ميزد و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هسته خرما را با آب دهان خيس كرده و در زمين مينهاد.
پيش از هر چيز، وجود روح توكل بر خدا در افراد، وسيلهاي براي جلب روزي معرفي شده است. آن حضرت در اين باره فرموده: «اگر آنگونه كه بايد، بر خدا توكل كنيد، خداوند همانگونه كه پرندگان را روزي ميدهد شما را روزي خواهد داد. چنانكه پرندگان با شكمهاي خالي صبح كرده و با شكم پر روز را به شب ميبرند.»
دعا و درخواست از محضر الهي نيز از راههاي بسيار مهم در جلب و افزايش روزي از منظر نبوي(صلی الله علیه و آله و سلم) است. در روايتي نقل شده كه: روزي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در جمع اصحاب، دست به دعا برداشته و عرض كرد: «خدايا، ما آن فضل و رحمتت را كه جز تو كسي آن را مالك نيست خواهانيم.» در اين هنگام، يك گوسفند بريان شده به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هديه آورده شد و حضرت رو به اصحاب كرده، فرمود: «بگيريد، كه اين از فضل الهي است و ما منتظر رحمت اوييم.»
از برخي كلمات نقل شده از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برميآيد كه استغفار و توبه در كنار ذكر خداوند از ديگر راههاي معنوي جلب روزي است. در يك روايت، از آن حضرت چنين نقل شده: «هر كس كه خداوند نعمتي او را عطا كرده، حمد خداي تعالي گويد و آن كسي كه روزياش به كندي به او رسيد، از خداوند طلب مغفرت كند.» در روايت ديگر فرمود: «آنكه روزياش به تأخير افتاد، زياد تكبير گويد و آنكه هم و غمش زياد است زياد استغفار كند.» همچنين تعدي به حقوق ديگران را موجب محروميت از بركت در روزي معرفي فرمود مگر آنكه اقدام به توبه كند. و نيز كثرت استغفار را موجب جلب روزي ميدانست. صدقه و نيز اطعام به ديگران، ديگر طريق معنوي براي جلب روزي در نگرش و منش نبوي(صلی الله علیه و آله و سلم) است. همچنين بسيار صدقه دادن را سبب كسب رزق معرفي و فرموده است: «روزي به كسي كه اطعام طعام ميكند سريع ميرسد تا اثر چاقو در كوهان شتر.»
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) امانتداري و ترك خيانت را موجب جلب رزق و خيانت را موجب فقر معرفي فرموده است.
از ديگر اسباب معنوي جلب روزي در نگرش پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و نيز روش و منش آن حضرت، دائمالطهاره بودن است.
همچنين، ازدواج در نگاه آن حضرت از اسباب جلب روزي است.
اكنون مناسب است به روايتي از امام رضا(ع) اشاره شود كه طي آن از اين عادت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) حكايت كرده كه آن حضرت اگر از راهي به جايي ميرفت، در مراجعت از راه ديگري باز ميگشت. امام رضا(ع) در ادامه، خود را نيز پايبند به اين سيره معرفي كرده و آن را در جلب روزي مؤثر معرفي فرمود. اين امر ميتواند ناشي از پيدايش زمينه ملاقات با برادران ديني در مسير جديد و يا صله ارحام و در نتيجه ازدياد روزي باشد و يا از دعاي زميني كه مؤمن روي آن حركت ميكند.
در نگرش پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) كسب حلال خود عبادت بلكه برترين عبادات است، چرا كه در يك روايت به نقل از خداوند چنين فرموده: «عبادت را ده جزء است كه نه جزء آن طلب حلال ميباشد» نيز آن حضرت، كسي كه شب را در جستجوي حلال به صبح آورد مشمول غفران ميدانست و ميفرمود: «خداوند دوست دارد بندهاش را در زحمت طلب حلال مشاهده كند.» و نيز «طلب حلال را بر هر زن و مرد مسلمان واجب ميدانست.»
از جمله بيانات بسيار مؤثر پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در اين زمينه، شرح مشاهدات آن حضرت در شب معراج نسبت به حرامخواران است. در آن شب، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در چهره باطني عالم ماده، مردم حرامخوار را چنين ديده «به گروهي برخوردم كه در مقابل ايشان هم گوشت طيب و حلال و هم گوشت ناپاك و حرام بود اما آنان گوشت ناپاك را خورده و گوشت پاك و طيب را وا مينهادند!» هنگامي كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئيل ميپرسد: «اينان كيستند؟ پاسخ ميگويد: اينان كسانياند كه حرامخواري كرده و حلال را وا مينهند.»
از جمله نمونههاي عملي كه از اهتمام پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بر حلالخواري و پرهيز از حرام حكايت دارد جريان ميهمان شدن حضرت بر گروهي از انصار است. هنگامي كه آنان گوشت گوسفندي بريان شده را در برابر آن حضرت نهادند، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) لقمهاي در دهان نهاده و جويد اما فرو نداد و بيرون آورد و فرمود: اين گوسفند به من خبر ميدهد كه به طور ناحق تهيه شده است. آنان ضمن تصديق سخن پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: چون در بازار، گوسفند نيافتيم گوسفند يكي از همسايگان را –بدون اذن- گرفتيم و –بعداً- بهاي آن را خواهيم پرداخت. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نيز فرمود كه آن را – به عنوان صدقه- به اسيران بدهند.
بعيد نيست مقصود حضرت، در گرو بودن زره پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نزد يكي از يهوديان مدينه در قبال دريافت بيست صاع جو، باشد كه براي تأمين نياز خانوادهاش گرفته بود و در حالي از دنيا رفت كه زره همچنان در گرو آن يهودي بود.
اينكه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) يا اميرالمؤمنين(ع) گاه از يك فرد يهودي اقدام به قرض گرفتن ميكردند، ناشي از وضع مناسب مالي يهوديان و وضعيت نامناسب اقتصادي مسلمانان بود و از اين رو، با اين عمل، جواز اقدام به اين كار را در صورت اضطرار، براي مسلمانان تثبيت كردهاند. شايان ذكر است كه بر اساس اصل انكار و استثناناپذير عزتطلبي در سيره معصومين(ع) اينگونه اقدامات، هيچگاه به معناي زيرپانهادن اصل ياد شده نبوده؛ به علاوه بنابر شواهد تاريخي، اين قرضگيريها معمولاً همراه با رهن و گروگذاري يك كالا بوده است؛ از اين رو، اگر پيش از اداي دين، از دنيا ميرفتند، كالاي به گرو نهاده شده ميتوانست ذمه ايشان را بريء كند.
نكته جالب توجه آنكه در برخي موارد، اين قرضگيريها و نوع رفتار پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به فرد قرضدهنده، موجب هدايت وي به اسلام شده است. به عنوان مثال، بنا به نقل اميرالمؤمنين(ع) يك يهودي كه براي دريافت طلب خود نزد پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده بود و با وجود اينكه حضرت اظهار داشت در آن لحظه توان پرداخت بدهي را ندارد، آن يهودي به اصرار خود ادامه داد و قريب به يك شبانهروز پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را رها نكرد و با وجود تهديد وي توسط برخي اصحاب، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) همچنان در كنار وي ماند و اصحاب را از آن كار منع ميفرمود. تا اينكه روز بعد، يهودي اظهار داشت: «من اين كار نكردم جز براي اينكه صفات تو را با آنچه در تورات آمده تطبيق كنم، چرا كه تو در تورات به عنوان كسي كه درشتخو و اهل فحش و ناسزا نيست معرفي شدهاي.» سپس آن يهودي اسلام آورده و شهادتين گفت و اموالش را در اختيار پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نهاد.
اقدام پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به قرضگيري، گاه با حركت اخلاقي جالب توجهي همراه بوده است. به عنوان مثال، در يك مورد، هنگامي كه سائلي از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درخواست كمك كرد، آن حضرت مقداري آذوقه از يكي از انصار قرض كرده و به وي داد و پس از مدتي، هنگامي كه آن فرد انصاري به طلب خود نياز پيدا كرد، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از فردي ديگر، دو برابر آن مقدار را قرض كرده و به فرد انصاري داد. هر چند حتيالامكان بايد از قرضگيري اجتناب كرد اما روح انفاق و سخا در پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) گاه آن حضرت را به سوي استقراض براي تأمين اين امر سوق ميداده است. چنانكه پرداخت مبلغي اضافه بر ميزان بدهي، به صورت داوطلبانه از سوي بدهكار، از مستحبات است و روايت ياد شده نيز گوياي تقيد پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به اين امر است.
به جز چوپاني و تجارت كه عمدتاً قبل از هجرت به مدينه انجام شده است، در مدينه- به لحاظ وجود زمينه براي زراعت، برخلاف مكه- پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) زراعت نيز انجام ميداده است. بنابر نقل امام صادق(ع)، اميرالمؤمنين(ع) و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به اتفاق يكديگر زراعت ميكردند؛ بدين ترتيب كه اميرالمؤمنين(ع) بيل ميزد و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هسته خرما را با آب دهان خيس كرده و در زمين مينهاد.
در آن شب، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در چهره باطني عالم ماده، مردم حرامخوار را چنين ديده «به گروهي برخوردم كه در مقابل ايشان هم گوشت طيب و حلال و هم گوشت ناپاك و حرام بود اما آنان گوشت ناپاك را خورده و گوشت پاك و طيب را وا مينهادند!» هنگامي كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئيل ميپرسد: «اينان كيستند؟ پاسخ ميگويد: اينان كسانياند كه حرامخواري كرده و حلال را وا مينهند.»
اينكه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) يا اميرالمؤمنين(ع) گاه از يك فرد يهودي اقدام به قرض گرفتن ميكردند، ناشي از وضع مناسب مالي يهوديان و وضعيت نامناسب اقتصادي مسلمانان بود و از اين رو، با اين عمل، جواز اقدام به اين كار را در صورت اضطرار، براي مسلمانان تثبيت كردهاند. شايان ذكر است كه بر اساس اصل انكار و استثناناپذير عزتطلبي در سيره معصومين(ع) اينگونه اقدامات، هيچگاه به معناي زيرپانهادن اصل ياد شده نبوده؛ به علاوه بنابر شواهد تاريخي، اين قرضگيريها معمولاً همراه با رهن و گروگذاري يك كالا بوده است؛ از اين رو، اگر پيش از اداي دين، از دنيا ميرفتند، كالاي به گرو نهاده شده ميتوانست ذمه ايشان را بريء كند.
منبع:ماهنامه آموزشي، اطلاع رساني معارف
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:30 PM
عمدتاً دو نظام اقتصادي بر جهان حاكم بوده و هست، نظام سرمايهداري و نظام كمونيستي...
در نظام سرمايهداري مالكيت فردي محترم و آزاد و نامحدود است در حالي كه دخل و تصرف دولت در مالكيت مردم محدود بوده و مانع آزادي اقتصادي مردم نيست.
به عكس، در نظام كمونيستي مالكيت مردم، ناچيز و تقريباً با تفاوتهايي كه در كشورهاي مختلف وجود دارد منتفي است، در حالي كه دولتها به طور نامحدود و تقريباً انحصاري و مستقل و آزاد عمل ميكنند و مالك بلارقيب شمرده ميشوند.
نظامهاي مشابه با اندكي تفاوت، به يكي از اين دو نظام بر ميگردند و همان مشخصات را دارا هستند، كه فعلا در صدد بيان آنها نيستيم و تنها به ذكر مشخصات و مفاسد اين دو نظام اشاره ميكنيم، تا زمينهاي باشد براي ارائؤ نظام اقتصاد اسلامي از ديدگاه امام خميني(س).
نظام سرمايهداري به معني عام حسنش اين است كه دست مردم را در تلاشها و فعاليتهاي اقتصادي و در انتخاب شغل و جمع ثروت باز ميگذارد، به طوري كه مردم احساس آزادي ميكنند و اين امر با فطرت و غرايز و تمايلات انسان سازگار است و طبعاً باعث نشاط و تلاش مردم در كار و با يك مطالعؤ سطحي اين امر را در كشورهاي غير كمونيستي آزاد و مستقل جهان ميتوان ملاحظه كرد، البته در كشورهايي با نظام سرمايهداري كه آزادي ندارند غالباً چنين رشدي مشهود نيست، كه علت آن هم فشار استعمار و فقدان آزادي سياسي است نه خاصيت اصل نظام. ولي در كنار اين حسن و امتياز در نظام سرمايهداري، اختلاف طبقاتي كه لازمؤ آزادي مردم و پيش افتادن طبقهاي و عقب افتادن طبقه ديگر است، وجود دارد و جامعه به دو طبقه مرفه و ثروتمند و مترف و طبقؤ محروم و مستضعف و عقب افتاده يا عقب نگه داشته شده تقسيم ميشود، و اين خود باعث همه نوع ستم و تجاوز و تعدد و محروميت و درگيري و كينه توزي ميگردد، همان خصلتهايي كه انقلابهاي پياپي و مبارزات طبقاتي را در پي دارد و در گذشته منشا استقرار نظام كمونيستي و حكومت كارگري گرديده است.
اما نظام كمونيستي همان طور كه ادعا ميشود مانع اختلاف طبقاتي و سمتهاي فردي و طبقاتي است و اگر سوء استفادهاي از سوي طبقؤ حاكمه رخ ندهد، زندگي مردم مشابه هم خواهد گرديد و از معايب و مفاسدي كه براي نظام سرمايهداري بر شمرديم، فارغ است، اما مفاسد ديگري در بردارد كه از مفاسد نظام سرمايهداري دست كمي ندارد و بلكه مسلماً بدتر و زيان بارتر است و به همين جهت اين نظام، در ذات خود محكوم به فنا و نيستي ميباشد زيرا:
اولاً: از جهات گوناگون و در ابعاد مختلف باغر غرايز و فطرت انسان مخالف است؛ انسان طبعاً مالكيت جو و مال طلب است، در خود احساس علاقه به مال ميكند. انسان مايل است نتيجؤ كار و كوشش خود را خود مالك شود، نه كس ديگر يا دولت يا جامعه. انسان فطر به طور فطري آزاديخواه است و ميخواهد در انتخاب شغل، فعاليت و كار، جمع ثروت، نحوؤ زندگي و سكني آزاد باشد، نظام كمونيستي به حكم طبيعت خود همؤ اين آزاديها را از انسان سلب مينمايد و كاملاً بر خلاف تمايلات و غرايز انسان حركت ميكند.
ثانياً: همان گونه كه تجربه نشان داد اين نظام، نظامي است استبدادي و خشن كه آزادي سياسي را مانند همؤ آزاديهاي خدادي ديگر از انسان سلب ميكند اين نظام، انسان را به ابزاري بي اراده در دست حاكمان تبديل مينمايد و جز با همين خصلت قابل بقا و دوام نيست.
ثالثاً: اين نظام، مانع رشد و تلاش و نشاط انسان است و جامعه را به جامعهاي مرده و بي تحرك و مستمند و فقير تبديل خواهد كرد.
رابعاً: سرانجام، باعث يك نوع ديگر از اختلاف طبقاتي است كه در يك طرف عامؤ مردم محروم و بي اراده و در طرف ديگر طبقؤ حاكمه مرفه و برخوردار از همؤ مواهب و مالك الرقاب مردم قرار دارد. و اگر اختلاف طبقاتي، عيب عمدؤ سرمايهداري است كه اين عيب به كيفيتي بدتر و در چهرهاي قبيح تر در نظام كمونيستي تكرار ميشود.
در نظام سرمايهداري، طبقات گوناگون وجود دارد ولي به طور عمده مقدرات اقتصادي جامعه مستقيماً، و مقدرات اجتماعي و فرهنگي و سياسي جامعه به طور غيرمستقيم در دست سرمايهداران است و در نظام كمونيستي همؤ اين مقدرات يكجا به طور شقاوتمندانهاي در اختيار دولت و طبقؤ حاكمه است، با اين تفاوت كه در نظام سرمايهداري، مظلومان و محرومان حق داد زدن و فرياد كشيدن و تظلم و تظاهر و اعتصاب و در دل ندارند؛ ولي در نظام كمونيستي ابداً چنين حقي وجود ندارد.
در نظام سرمايهداري مردم، اميد رهايي از محروميت دارند و راه فرار از استضعاف و نردبان ترقي و پيشرفت در وضع اقتصادي براي ايشان وجود دارد و هر كسي با تلاش و كوشش خود اميد ثروتمند شدن و نيل به رفاه را دارد.
اما در نظام كمونيستي چشمههاي اميد همه كور است و همؤ درهاي نجات بسته است و جز افراد معدودي كه با شركت در ستم حاكمان بر خلق خدا و همكاري با حزب امكان رسيدن به نوايي را دارند، بقيؤ افراد به طور مطلق در نااميدي به سر ميبرند و شبهاي تاريكشان شب يلداست.
خامساً: آنچه در نظام كمونيستي مزيد بر علت است و "زاد في الطنبور نغمة اخري" رابطه و وابستگي تصنعي اين نظام در بلوك كمونيستي، با انكار خدا و با الحاد و مبارزه با اديان است كه خود حركت ديگر بر خلاف مسير فطرت و غرايز انساني و مخالف با عاليترين غرايز انساني يعني غريزه خداجويي و انساني يعني غريزه خداجويي و انسان دوستي او است.
نظام كمونيستي با همؤ زرق و برق و ادعاهاي تو خالي طرفداران آن، همان طور كه اشاره شد به لحاظ روبرويي و نبرد با فطرت و غريزؤ انسان، در ذات خود محكوم به فنا است و همان طور كه مشاهد كرديم در پايگاه مركزي اش، اين نظام شكست خورد و با شكست آن كشور پهناوري از هم پاشيد.
نظام سرمايهداري گرچه تا اين حد بي پايه و ناپايدار نيست، اما مسلماً همواره دستخوش انقلاب و نارضايتي عمومي خواهد بود اينك نشانههاي آن در پايگاه اصلي آن يعني آمريكا به چشم ميخورد.
نتيجه آنكه هر دو نظام بر اساس يك نوع ستم و ظلم و نابرابري مبتني است و ظلم پايدار نيست.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:28 PM
...:::| راهی به سوی اقتصاد پایدار جهانی
به راه همان خدایی که هرچه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست و رجوع تمام امور (عالم آفرینش) به سوی اوست.
تاکنون صحبتهای بسیاری در خصوص مدینه فاضله، دهکدۀ جهانی، حکومت جهانی و الحاق شنیده اید و به تعبیری همۀ این کلمات ، کلمات پرمعنا و زیبایی هستند، ولی آیا تاکنون به این اندیشیده اید که در مقام عمل چنین کلمات پرمحتوا و معنا چه نقش مهمی در جامعۀ جهانی می توانند ایفا کنند و در این راستا چه گام بلندی در دست یافتن به کمالات انسانی می توان برداشت. آری ! برادر و خواهرم که علاقمندید در جامعه با صفا و در کمال آرامش زندگی کنید و از همۀ امکانات هستی به نحو احسن وشایسته استفاده لازم را ببرید بدانیدکه بدون علم و حکمت چنین امکانی حاصل نمی گردد پس لازمۀ به دست آوردن علم وحکمت ، پژوهش وتحقیق است تا بتوان در ابعاد گوناگون چنین امکانی را فراهم نمود حال از خود سوال می کنید، چگونه ؟ البته اینجانب برای فهم مطلب و آنچه که در این راستا بیشتر قابل دقت ودرک است را موضوع اقتصاد پایدار را که به نوعی در سطح بین الملل قابل طرح است بیان می کنم.
یک محل کوچکی (خواه ناخواه ، این محل کوچک می تواند یک محله ، شهر، استان ، قاره و... باشد ) را که دارای موقعیتهای متفاوتی است در نظر بگیریم بیشترین بخشهایی که در این راستا، اقتصاد پایدار با مشاغل ، مسائل و نیازهای زندگی روزمره هرفرد مرتبط است و به عبارتی می تواند در سایر امور افراد نیز تاثیرگذار باشند اموری ازقبیل : کشاورزی و دامپروری، صنعت ومعدن، مسکن وشهرسازی، و با توجه به بالا بودن قوۀ فهم، تحقیق وپژوهش شما عزیزان بررسی و تحلیل درمورد موضوع اقتصاد پایدار را به خود شما واگذار نموده و ببینید خود شما به چه نتیجه ای می رسید وچه پیشنهادی خواهید داشت.
لیکن اینجانب نیز مختصری از آنچه را خود به نتیجه رسیده ام را مطرح نموده تا تأمل و تعاملی حاصل آید.
آنچه با توجه به این ثروتهای خدادادی مهم است این است که همۀ ملتها از هرقوم، قبیله، نژاد، زبان، رنگ، دین وآیینی که هستند حق وحقوقی از بهره وری این منابع و ذخایر الهی دارند و با توجه به مبانی الهی هیچ تبعیضی بین بندگان خدا در خصوص احقاق حق وحقوقشان وجود ندارد .
برای این مهم ( اقتصاد پایدار برای فهم و درک کلمات مدینۀ فاضله ، دهکدۀ جهانی ، حکومت جهانی ، الحاق و...) بر آن شدم تاچندی از دیدگاههای خود را به شکل سؤال (که این سؤالات نیز به خودی خود در جامعۀ جهانی نیز طرح می گردد ) طرح نمایم. در این خصوص با توجه به نوع موضوع که طرح گردیده را در نظر گرفته ومسائل طرح شده را مورد بررسی وتحلیل قرار می دهیم .
- آیا این محل نباید از یک نظام فکری (جهان بینی) ارزشمند برخوردار باشد، شما برای چنین نظام فکری (جهان بینی) ارزشمند چه پیشنهادی می کنید.
- آیا نباید توجه نمود که این نظام فکری (جهان بینی) چه نقشی را در راستای برپایی عدالت بین اقشار مختلف بدون تبعیض می تواند ایفا نماید.
- اگر افرادی توان مالی بالاتری نسبت به دیگر اقشار این محل دارند آیا نسبت به حقوق دیگر اقشار این محل توجه دارند؟ اگر دارند - الحمدالله رب العالمین - واگر ندارند برای هدایت این افراد ناآگاه شما چه پیشنهادی دارید؟
- آیا طرحهای تفصیلی چنین محلی در ابعاد گوناگون بررسی و عمل می شوند، یا نه اینکه جاهلانه و براساس منافع عده ای که به حقوق دیگران نیز توجه خاصی ندارند. و برای بهترین طرح تفصیلی که در ابعاد گوناگون بررسی و عمل گردد و حقوق همۀ بندگان خدا از اقشار مختلف این محل درآن لحاظ گردد شما چه پیشنهاد می کنید.
- آیا دراین طرحهای تفصیلی نباید به مستضعفان ومحرومان توجه نمود، در راستای توجه به مستضعفان و محرومان برای این طرحهای تفصیلی شما چه پیشنهادی دارید.
- آیا دراین طرحهای تفصیلی، اقتصاد پایدار درراستای بهره وری مناسب جهت حفظ وحراست از بخشهای مختلف از قبیل کشاورزی و دامپروری، صنعت و معدن و مسکن و شهرسازی تدابیری اندیشیده شده و برای این مهم شما چه پیشنهاد می کنید.
اگـر دقـت کـرده باشـید خـود به خـود سؤالاتی در ایـن راستا طـرح گردیـده کـه بـرای کـلمـات مـذکور (مدینۀ فاضله، دهکدۀ جهانی، حکومت جهانی، الحاق و...) می توان به آنها توجه خاص نمود. چرا که همۀ انسانها وجه مشترکی دارند که کاملاً آشکار و واضح است و آن فطرت آنهاست. در این خصوص نیز با توجه به مقام والای انسان به زیباترین و عالی ترین بیان قابل فهم ودرک درکتاب نظام هدفمند به تحریر درآمده است. ان شاءا... از این کتاب ارزشمند که طرحی جامع و نظام فکری (جهان بینی) ارزشمند در زمینه های علمی، اجتماعی، اقتصادی، تربیتی و... در ابعاد مختلف برای همۀ ملتها بیان گردیده، نهایت استفاده را در نیل به کمالات انسانی درراه رسیدن به خدا داشته باشیم .
درآخر پیامی را با توجه به آیات قرآن و سپس یکی از دیدگاههای خود را به همۀ ملتها تقدیم می کنم.
ارادۀ ما براین قرارگرفته است که برمستضعفان زمین نعمت بخشیم وآنها را پیشوایان و وارثان روی زمین قراردهیم (قرآن کریم ،قصص،5) .
ملتی در تعلیم وتربیت موفق است که در قیمت دادن به محصولات و خدماتش از مستضعفان و محرومان غافل نباشد.
منبع:حسینی،مقدمه ای در بعد زمان و مكان بر كتاب نظام هدفمند
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:27 PM
«لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون»(1)چنان که در متن اثر حاضر اشاره شده، سنت ديرپاي وقف، هم در سيرهي رسول خدا صلي الله عليه و سلم و معصومين عليهمالسلام و هم در سيرهي صحابه و تابعين از جايگاهي والا و ارجمند برخوردار بوده است. پس از صدر اول نيز مسلمانان، به سهم خود، در همهي اعصار و امصار به عنوان يک سنت حسنه و صدقهي جاريه به آن نگريستهاند. محمد حسن حائري
اين روند، به رغم همهي نشيب و فرازها و عوامل متعدد بازدارنده در طول تاريخ، استمرار يافت تا آن جا که در مقاطع متعدد تاريخي، در بسياري از بلاد اسلامي، آمار رقبات موقوفه به ارقامي نجومي و شگفت آور رسيد که در مبحث پاياني اين کتاب به گوشههايي از آنها اشارههايي شده است.
غرض از ذکر اين نکته، بيان اين واقعيت است که: مسألهي وقف همواره (جز در بعضي از مقاطع) به عنوان يک مسأله اصلي و اساسي (و نه يک مسألهي فرعي و حاشيهاي) در متن جامعهي اسلامي مطرح بوده است و مسلمانان براي آن حساب ويژهاي بازميکردهاند.
از اين رو موضوع «وقف» در ابعاد گوناگون فقهي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و...
زمينههاي پژوهش دارد که (به ويژه در سالهاي اخير و پس از پيروزي انقلاب اسلامي) کارهاي بس ارزنده و قابل توجهي در اين مورد صورت گرفته است. اما تا آن جا که نگارنده استقصا کرده، اين موضوع از نظر فقهي و اقتصادي (بويژه فقهي) کمتر مورد توجه قرار گرفته و جاي کتابي مستقل در موضوع وقف با محوريت فقه اماميه، که در آن ديدگاه ديگر مذاهب اسلامي نيز مورد بحث و بررسي قرار گرفته باشد، خالي است.
نگارنده به هيچ وجه مدعي نيست که اين خلأ را پر کرده و يا در اين زمينه کاري در خور انجام داده، اما به هر حال گامي است که برداشته و کاري است که با راهنماييهاي ارزشمند اساتيدي بزرگوار انجام داده است. اميد است محققان و پژوهشگران ارجمند با عنايت به اهميت ويژهي اين موضوع، گامهاي بلندتري را بردارند و کارهاي ارزشمندتري را در اين زمينهها ارائه دهند.
اين اثر، بجز فهرستها و پيشگفتار، سه بخش اصلي و «سخن آخر» را در بر ميگيرد؛ بخش اول با عنوان «کليات» به واژهي وقف و صدقه، مشروعيت و جايگاه وقف و تاريخچهي آن پرداخته است.
بخش دوم «وقف در فقه اسلامي» نام دارد و در آن، شرايط وقف، واقف، مال موقوف و موقوف عليه بررسي شده، سپس تحت عنوان «احکام وقف»، مباحث ملکيت در وقف، توليت و نظارت بر وقف، شروط واقف، بيع و استبدال وقف، راههاي اثبات وقف و وقف در مرض موت، مطرح و بررسي شده و در پايان، مطالبي دربارة سکني، عمري، رقبي و حبس آمده و مورد تحقيق قرار گرفته است.
بخش سوم با عنوان «نقش وقف در شکوفايي اقتصاد و فرهنگ اسلامي» به کلياتي پيرامون «اقتصاد اسلامي» پرداخته و سپس در ادامه، اهداف اقتصاد اسلامي و نقش مثبت وقف در تحقق آن اهداف، به اختصار مورد بررسي قرار گرفته است. و بالاخره، «سخن آخر» پيشنهادهايي است در مورد احياي مجدد و رونق دوباره سنت وقف، به اين اميد که اين سنت ديرينهي اسلامي جايگاه راستين خود را باز يابد. ان شاء الله.
نگارنده در اين اثر از راهنماييهاي ارزشمند اساتيد بزرگوار و حجج اسلام استاد محمد واعظزادهي خراساني، استاد عبدالکريم عبداللهي نژاد و استاد کاظم مدير شانهچي،
استادان گرانقدر دانشکده الهيات دانشگاه فردوسي و نيز حجة الاسلام و المسلمين استاد الهي خراساني، مدير عامل محترم بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، بهره جسته و در ويرايش اثر از همراهي فاضل ارجمند جعفر شريعتمداري برخوردار شده و زحمت آماده سازي را به دوش آقاي رضا ارغياني و رنج حروف چيني را بر دستان آقاي احمد پهلوان زاده نهاده و همچنين از همان آغاز از همراهي بيدريغ برادر ارجمند مصطفي کدکني استفاده کرده است و اينک وظيفهي خود ميداند از همهي اين عزيزان بويژه استادان گرانقدر و برادران عزيز در واحد نشر بنياد پژوهشهاي اسلامي تقدير و سپاسگزاري نمايد.
نگارنده همچنين ضمن اعتراف به پيراسته نبودن اين اثر از اشکال، آمادگي خود را براي استقبال از هر نقد خيرخواهانه و راهنمايي دلسوزانه اعلام مينمايد.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:25 PM
...:::| نقش زن در اقتصاد
در حال حاضر، سهم زنان از کل نیروی کار جهان بسیار بیشتر از سهم آنها در قرن گذشته است. در برخی از کشورها نیز این زنان هستند که اکثریت را در دانشگاهها در اختیار دارند. با وجود این، دنیا هنوز دنیای مردانه است. تحقیقات اخیر نشان میدهند که اگر زنان بیشتر در مشاغل دارای حقوق مشغول و استخدام میشدند، وضعیت اقتصادی دنیا خیلی بهتر از وضعیت فعلی آن بود. جالب آن که تأثیر این موضوع و ضرر عدم انجام آن در کشورهای در حال توسعه بسیار بیشتر از کشورهای پیشرفته است. گزارش کمیسیون اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل برای آسیا و اقیانوسیه )UNESCAP( در این زمینه نشان میدهد که تبعیض جنسیتی در این منطقه از طریق ایجاد محدودیتهای شغلی برای زنان، سالانه 42 تا 47 میلیارد دلار زیان به بار میآورد .
در حال حاضر، نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه آسیا و اقیانوسیه حدود 30 تا 40 درصد با یکدیگر تفاوت دارد. در عین حال، نظام ضعیف آموزشی دختران در این منطقه 16 تا 30 میلیارد دلار زیان اقتصادی دیگر به همراه دارد. زیانهای یادشده تنها هزینههای اقتصادی هستند، در حالی که زنان در برخی از این مناطق مورد خشونت و تعرض قرار گرفته و به بهداشت و درمان مناسب نیز دسترسی ندارند .
البته این موضوع تنها مختص کشورهای در حال توسعه نبوده و کشورهای ثروتمند و پیشرفته نیز ارزش واقعی زنان را نمیدانند. در این زمینه کافی است به نرخ اشتغال زنان در کشورهایی چون آمریکا، ژاپن و کشورهای اروپای غربی نگاهی بیاندازیم. تحقیقات آقای کوین دالی، اقتصاددان مؤسسه گلدمن سکس، این حقیقت را نشان میدهد. بر اساس تحقیقات وی که در نمودار همراه قابل تأیید است، در سوئد که تقریبا 70 درصد زنان 15 تا 64 ساله به کار مشغولند، تفاوت اشتغال زنان و مردان پنج درصد است. در آمریکا و انگلیس این تفاوت به 12 درصد و در ایتالیا، ژاپن و اسپانیا به 20 درصد نیز بالغ میشود. کوین دالی در این زمینه میگوید: فرض کنید نرخ اشتغال زنان در آمریکا به مقدار نرخ استخدام مردان برسد و در عین حال، نرخ محصول ناخالص داخلی )GDP( این کشور به همان نسبت نرخ اشتغال افزایش یابد. در این شرایط، شاهد افزایش 9 درصدی GDP آمریکا خواهیم بود. این افزایش برای منطقه یورو 13 درصد و برای ژاپن 16 درصد خواهد بود .
البته ممکن است این آمارها کمی اغراقآمیز باشند، زیرا افزوده شدن تعداد زیادی نیروی کار به بازار، میتواند متوسط نرخ بهرهوری را کاهش دهد. به علاوه، بسیاری از زنان، کار نیمهوقت را به تماموقت ترجیح میدهند. حال اگر مردان نیز همانند زنان به دنبال شغلهای نیمهوقت باشند، این وضعیت ممکن است تأثیرات اقتصادی اشتغال را پایین آورد. با وجود این، باز هم افزایش نرخ اشتغال زنان میتواند ثمرات اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد. اما بر اساس ادعای آقای دالی، در صورتی که نرخ بهره وری نیروی کار در اروپا به سطح بهرهوری آمریکا برسد، تولید GDP() منطقه یورو تنها 7 درصد رشد خواهد کرد .
شاید تنها با نگاه به GDP بتوان مزایای این وضعیت را مشاهده کرد. زنان برای برخی مشاغل مانند مراقبت از فرزندان، نظافت منزل و طبخ غذا پولی دریافت نمیکنند، در حالی که با افزایش تعداد زنانی که در مشاغل درآمدزا کار میکنند، خدمات بیشتری خریداری میشود. ضمن این که با عرضه کار و تولید جدید، به میزان GDP افزوده میشود، چراکه کار و خدمات زنان، در بازار عرضه شده است، نه فقط در خانه. البته به اعتقاد آقای دالی، این موضوع فقط تا حدی صحیح است، زیرا پرداختها در بخش مراقبت از کودکان و فرزندان بالا نیست. به طور مثال، در سوئد بازار نگهداری از کودکان پیش دبستانی تنها 2/1 درصد کل GDP این کشور را به خود اختصاص داده است.هماکنون نیز بسیاری از مادران در صورتی که بتوانند مراقبت از فرزندان خود را با دریافت برخی یارانههای دولتی به دیگران بسپارند، مایلند در بیرون از منزل مشغول به کار شوند. بدین ترتیب، می توان گفت پرداخت یارانه برای مراقبت و پرستاری از کودکان، میتواند احتمال بازگشت زنان به بازارهای کار را افزایش دهد. از سوی دیگر، افزایش حضور زنان در مشاغل بازار می تواند با مشکل پیر شدن جمعیت نیز به مقابله بپردازد، زیرا با افزایش تعداد افراد شاغل، نسبت بازنشستگان به افراد شاغل کاهش خواهد یافت. همچنین آقای دالی با نابهجا خواندن نگرانی برخی افراد، میگوید : این موضوع (کار زنان) باعث کم شدن نرخ زاد و ولد نمی شود. حتی میتوان گفت با کاهش شکاف اشتغال بین زنان و مردان، خانمها تمایل بیشتری برای بچهدار شدن پیدا میکنند. دلیل این موضوع آن است که در برخی کشورهایی که دریافت مالیات از زنان شاغل بیشتر است و یا پیدا کردن پرستار مناسب با قیمت متعادل سخت است، زنان مجبور میشوند بین کار و فرزندانشان یکی را انتخاب کنند - به خصوص اگر درآمدشان نیز کم باشد. اما در کشورهایی که نرخهای مالیات زنان شاغل زیاد نیست و پرستار مناسب و با قیمت خوب هم به راحتی پیدا میشود، زنان می توانند هم کار و هم فرزندان خود را در کنار یکدیگر حفظ کنند .
اما همان طور که آقای دالی میگوید، اوضاع در حال تغییر است، به طوری که در دهه گذشته نرخ اشتغال زنان در ایتالیا و اسپانیا به شدت افزایش یافته است. با کاهش شکاف نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه یورو، نیمی از کل نرخ اشتغال و 4/0 درصد از کل رشد سالانه 1/2 درصدی GDP این منطقه از سال 1995 بدین سو را اشتغال زنان تشکیل داده است. به اعتقاد وی، این موضوع نسبت به برنامههای متداول اقتصادی، کمک بیشتری به بازار کار منطقه یورو کرده است. اما در همین مدت در آمریکا به دلیل برخی مسایل چرخهای، نرخ اشتغال زنان کاهش یافته است. نرخ پایین اشتغال زنان ژاپنی نیز چندان افزایش نیافته است .
در این میان، به نظر میرسد حتی بدون تغییر سیاستها، شکاف اشتغال میان زنان و مردان، در حال پر شدن است. شاید بتوان گفت بزرگترین تغییرات، در نرخ اشتغال زنان اسپانیا در حال رخ دادن است، زیرا هماکنون علیرغم این که نرخ مشارکت زنان اسپانیایی هماندازه 15 سال پیش آلمان یا انگلیس است، اما دختران 20 ساله اسپانیایی بیشتر از دختران آمریکایی شانس کار کردن دارند. بر اساس پیشبینی آقای دالی، در صورت ادامه این روند طی 10 سال آینده، سالانه 5/0 درصد به تولید اسپانیا افزوده خواهد شد و در صورتی که سیاستها اصلاح شوند، این رقم رشد بیشتری نیز خواهد داشت. گفتنی است، رشد تولید منطقه یورو نیز سالانه حدود 25/0 درصد خواهد بود. با این حال، به نظر میرسد کشورهایی که باید تلاشی مضاعف در زمینه کاهش شکاف اشتغال زنان و مردان داشته باشند، ایتالیا و ژاپن هستند، به طوری که در ایتالیا این موضوع میتواند سالانه 3/0 درصد بر GDP این کشور بیافزاید. البته این رقم در ژاپن سالانه 1/0 درصد خواهد بود، اما اگر همزمان سیاستها نیز تغییر کنند، به سالی 5/0 درصد خواهد رسید. در نهایت، باید گفت اگرچه مردان چرخهای دنیای اقتصاد را میگردانند، اما شاید زنان باید به نجات آنها بیایند .
منبع: سایت اقتصاد ایران
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:25 PM
...:::| اصول اقتصاد سیاسی
اصول اقتصاد سیاسی کتابی از جان استوارت میل (1) (1806-1873)، اقتصاددان انگلیسی، که در 1848 منتشر شد. نویسنده بر آن بوده که عقاید مخصوص مکتب کلاسیک انگلیس را مورد بررسی قرار دهد؛ با این حال با پرداختن به افکار اسمیت (2)، ریکاردو (3) و مالتوس (4) مفهومی گستردهتر و جامعهشناختیتر به اقتصاد داده است. این نکته خود نشاندهنده تأثیری است که نویسندگان سوسیالیست مانند سن سیمون (5)، پرودون (6) و فوریه (7) در او داشتهاند. استوارت میل اگر از دسته اول نظریات آنها در زمینه تولید و مبادلات، و آرای ریکاردو مالتوسی اصل تحصیل بیشترین رضایت با کمترین کوشش، قانون نفع خصوصی، قانون رقابت آزادانه، بازده غیرمتناسب با هزینه، پرداخت کمترین مزد، درآمد املاک، نظریه مبادله آزاد و... را به وام میگیرد، با بهرهگیری از دسته دوم است که برخلاف بینش ریکاردویی به نظریه توزیع خود میرسد. میل قاطعانه به مخالفت با مالکیت خصوصی برمیخیزد و این تمرکز و انباشت ثروت را ناروا ُو دور از عدالت میداند و به جایی میرسد که برای نزدیک شدن به «برابری اولیه» پیشنهاد میکند که حق ارث از میان برود. به اعتقاد وی، زمین حاصل کار نیست، بل دهشی است از سوی طبیعت که فرد نمیتواند بدون غصب به تصرف درآورد. میل، همچنان که دیدگاه خود را دنبال میکند، به بررسی جنبههای ایستا و پویای اقتصاد میپردازد. این تحلیل او را به صورتبندی نظریه «حالت ایست» رهنمون میشود که مبتکرانهترین بخش کتاب اوست و به این ترتیب در برابر بینش ریکاردو، درباره دنیایی که فقط بر بازی سود مادی میچرخد، دیدگاهی اخلاقی و جامعهشناختی عرضه میکند. میل به این پرسش که پیشرفتهای صنعتی، جامعه را به سوی کدام هدف نهایی میکشد و انسان هنگامی که این پیشرفتها متوقف شود خود را در چه وضعی خواهد یافت، بر پایه نظریه «حالت ایست» پاسخ میدهد که در نهایت چیزی جز مرحله آخر، یعنی نتیجه طبیعی «حالت پیشرونده» نیست و برای آن به اینجا میکشد که رشد ثروت نامحدود نیست. منتها مؤلف این مرحله را به گونهای نومیدکننده پیش نظر ما مجسم نمیسازد. از آنجا که «حالت پیشرونده» نمیتواند تا ابد ادامه یابد، بشریت هم نمیتواند از چنگ فقر حاصل از آن جز از طریق «حالت ایست» رهایی یابد: ایست در تولید، ایست در تولیدمثل. میل خواهان آن بود که «عده نسل آینده درست به اندازهای باشد که برای جانشینی نسل پیشین کفایت کند.» بالاخره، «حالت ایست» در زمینه آنچه به تولید مربوط است باید هدفش عملی ساختن توزیعی عادلانهتر در میان طبقات گوناگون اجتماع باشد. از این اثر چنین برمیآید که میل، کوشش داشته است که دید خود از «حالت ایست» را با خواستههای فردگرایانه و اشتراکی آشتی دهد و به این ترتیب، مسئله خاص فایدهمندی در پیشرفت صنعت، ابداع و تجارت را که از سالیان پیش دنبال میشده مطرح کرده و کمابیش تعالیم مکتب کلاسیک انگلیس را ترازبندی کند. نويسنده: جهانگیر افکاری
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:23 PM
...:::| جهاني شدن و اقتصاد
اصطلاح جهاني شدن اقتصاد، كه ناظر به همگرايي اقتصادي و رفاهي است، بيانگر همگون سازي قيمتها، توليدات، دستمزدها، داراييها، دستمزدها، داراييها و ... در سراسر جهان ميباشد. بنابر آن چه كه سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) اظهار ميدارد. جهاني شدن اقتصاد گوياي روندي است كه در بر گيرنده گسترش و توسعه تجارت بين الملل و سرمايهگذاريهاي مستقيم خارجي است. از نشانههايي كه ميتواند مؤيد اين معنا باشد، نقش واهميت شركتها و كمپانيهاي بزرگ چند مليتي است، كه ارزش توليدات تنها تعدادي از اين شركتها در سال معادل با توليدات ناخالص داخلي 100 كشور جهان است. لذا، جهاني شدن اقتصاد به اعتقاد برخي، برابر است با سلطهي جهاني اين شركتها و نيز شدت گرفتن روابط اقتصادي و گسترش ناگهاني حجم تجارت بين الملل، به گونهاي كه از سال 1966 تا 1980 توليد جهاني فقط 6/3 برابر شده است. اما حجم صادرات جهاني در فاصلهي بين همين سالها، يعني از 1960 تا 1996، بيش از 37 برابر رشد داشته، كه اين حجم عظيم معادلات، بيان گر شدت روند جهاني شدن اقتصاد است.(1) الف) تأثير اقتصاد بر زندگي انسان: اقتصاد در قلمرو زندگي انسان فراتر از يك ابزار عمل ميكند و حتي در مواردي به جاي هدف نشسته است. پوستمن در كتاب تكنو پلي، اين اصطلاح را تصور جهاني ميداند كه تكنولوژي، فرهنگ سازي كرده و اقتصاد، فرهنگ را به سيطره خويش درآورده است. عمده ترين ابزار تكنولوژي در عرصه جهاني سازي شامل اين موارد است: الف)موافقین:(2) هواداران جهانی شدن اقتصاد بر این باورند که ورود اقتصادهای توسعه یافته و اقتصادهای در حال توسعه به درون یک سیستم واحد جهانی تجارت، پول و تولید، به صورت اعضای برابر و به دور از هرگونه تبعیض، می تواند باعث تقویت اقتصادهای ضعیف گردد. به نظر این گروه، جهانی شدن اقتصاد این توانایی و قابلیت را دارد که نتایج مثبت و منافع حاصل از تجارت و رشد اقتصادی را به طور مساوی برای هر دو بخش از کشور ما فراهم سازد. به اعتقاد آنان، جهانی شدن اقتصاد حداقل چهار مزیت را برای کشورهای در پی خواهد داشت که هرکدام می تواند باعث تحول و افزایش روند پیشرفت اقتصادی کشورها گردد. ب)مخالفین جهانی شدن اقتصاد:(3) بی تردید گشایش بازارهای جهانی وایجاد فرصت برای تحرک اقتصادی کشورهای در حال توسعه و ورود آنها به بازارهای جهانی و قدم گذاشتن در میدان رقابت، بستگی زیادی به میزان سطح توسعه ی اقتصادی این کشورها دارد که با بازگشایی مرزهای اقتصادی بتواند در میدان عرضه ی کالای خود به بازارهای جهانی قدم بردارند، و نیز با ورود سرمایه های خارجی به کشورشان از میدان خارج شوند.
-كامپيوتر(رايانه) : امروزه اطلاعات1، هويت انسان را ميسازند و به قول يك منتقد آمريكايي در جهاني كه همه چيز انسان كامپيوتريزه شده ما نميتوانيم به صراحت بگوييم كه اين انسان است كه كامپوتر را اداره ميكند يا كامپيوترها انسان را اداره ميكند. پوستمن در اين خصوص ميگويد: در جهان امروز عبارت (كامپيوترها به ما چنين ميگويند) به جاي(خدا چنين گفته) نشسته است.
-سينما: جهان امروزه جهان تصوير است وتمدنهاي موفق، تمدنهايي هستند كه قادرند معناي تصوير را ترجمه نمايند. هر تصوير معادل هزار كلمه است واثر ماندگاري كه در ذهن مخاطب ميگذارد بسيار قوي تر از اثر سخنراني و كلام است.
فيلم ماتريكس2 فيلمي است كه در سال 2000 م ساخته شده و هم اكنون فيلم ماتريكس 2 و 3 در حال ساخته شدن است. در اين فيلم ما شاهد سال 2199 م يعني 200 سال بعد هستيم .اين فيلم، فيلمي است كه از تسلط عجيب تكنولوژي و اقتصاد بر انسان بحث ميكند. و واقعيت هم اين است كه يكي از اصلي ترين بسترهاي جهاني شدن اقتصاد است.اين كه شما از رسانهها ميشنويد و ميبينيد كه هرجا كنفرانس جهاني شدن برگزار ميگردد مورد اعتراض كارگران و قشرهاي پايين جامعه واقع ميشود به اين علت است كه بسياري از آنان احساس ميكنند اقتصاد در قلمرو جهاني، به شدت نظام طبقاتي را به هم ميزند. اخيرا گزارشي از اينترنت تحت عنوان (گلوباليزيشن) دريافت كردهايم كه در مجله سياست خارجي بود. در اين گزارش آمده كه (مقدار ثروت 200 نفر دركره زمين معادل ثروت دو ميليارد انسان است.)
بنابراين جهاني شدن اقتصادبه شدت منجر به شكاف طبقاتي در جوامع شده و ضربات سهمگين را بر بدنه اقشار پايين جامعه وارد ميآورد.به هر حال كشورهاي توسعه يافته صنعتي از نيمه دوم قرن بيستم در تلاشند، تا از طريق ايجاد سازمانهاي جهاني، مانند صندوق بين المللي پول، سازمان تجارت جهاني(گات) مقرراتي را در جهت آزاد سازي مبادلهي كالا و برداشت موانع گمركي و رفت و آمد سرمايه براي كشورهايي كه عضو اين سازمان هستند، به تصويب برساند. در نشستي كه وزيران سازمان تجارت جهاني، شامل 133 كشور عضو، در ماه مه 1998 در ژنوش، برگزار كردند، توافق نامهي مربوط به برداشتن عوارض گمركي را نسبت به تجارت الكترونيك به امضاء رساندند.
در مورد اين كه جهاني شدن اقتصاد چه آثار رو نتايجي را به همراه خواهد داشت دو ديدگاه موافقين و مخالفين را بررسي ميكنيم:
1-گشایش بازارهای جهانی: گشوده شدن مرزها، توسعه تجارت و نقل و انتقالات بین المللی کالا و خدمات، که متأثر از افزایش تقاضای ناشی از گسترش تجارت بین المللی و سرمایه گذاری خارجی بوده، توانسته به عنوان مثال سهم تجارت در کشورهای در حال توسعه را از تولید ناخالص داخلی از 33 درصد در دهه ی 1980 به 43 درصد در سال 1996 برساند، و چنین پیش بینی می شود که حتی در ده سال آینده، این میزان سهم از مرز 50 درصد نیز بگذرد.
2-افزایش رقابت: از مهمترین دستاوردهای جهانی شدن اقتصاد افزایش رقابت و در نتیجه بهینه شدن تولید، کاهش هزینه ی مبادلات، سرعت جابجایی و تحرک و پویایی سرمایه و افزایش روند نوآوری در طرف عرضه، و افزایش کیفیت کالاها و خدمات که خود رفاه اجتماعی را به وجود خواهد آورد. نظریات علمی حاکی از آن است که تجارت آزاد، و در نظر گرفتن شرایط رقابت کامل، سبب می شود که تولید جهانی به حداکثر برسد و در عین حال هر کشوری، با رعایت این سیستم، به تولید و مصرف بیشتر، و در نتیجه به رفاه اقتصادی بالاتری دست یابد.
3-گسترش دانش و تکنولوژی: با گشوده شدن مرزهای تجاری و برداشته شدن موانع ورود و خروج سرمایه های خارجی و ایجاد فرصت های مناسب برای سرمایه گذاری مستقیم شرکت های چند ملیتی، زمینه خوبی برای انتقال تکنولوژی و دانش فنی و نیز منبع ارزشمندی برای کشورهای در حال توسعه فراهم می شود.
4) تقسیم بین المللی کار: جهانی شدن اقتصاد شرایطی را به وجود خواهد آورد که در آن هریک از کشورها بر اساس توانمندی های خود در زمینه های مختلف تولید کالا و خدمات می توانند نهایت بهره برداری از استعدادهای مادی و معنوی خود را ببرند، زیرا با برداشته شدن موانع گمرکی و تحرک و جابجایی بی قید و شرط سرمایه، و جابجایی نیروی کار، شرایط مناسب برای بهره گیری از سرمایه های انسانی و طبیعی فراهم می گردد، درنتیجه عوامل ناکارآمد اقتصاد از میان برداشته می شود.
خلاصه این که به نظر موافقین، هنگامی که درهای اقتصاد ملی(کشور) به روی دینامیک اقتصاد جهانی گشوده شود، استانداردهای زندگی میلیون ها تن از مردم جهان، به میزان قابل ملاحظه ای، ارتقا می یابد.
در این صورت است که بازگشایی مرزهای اقتصادی نتایج مثبتی را به همراه دارد. اما کشوری که از خود صنعتی ندارد در نتیجه توان رقابت در بازار برای او منظور نیست، تا چه رسد به این که در مقام عمل بتواند به رقابت با قدرت های اقتصادی برتر برخیزد تا از این طریق به تقویت بنیان های تولیدی خود بپردازد. زیرا بسیاری از کشورها همان گونه که پل هرسیون بیان می کند: (ساکنانشان هنوز چوب می برند و آب می آورند.)
از این رو بازگشایی بازارها، حداقل نسبت به این کشورها، باعث کاهش تولیدات داخلی، کاهش اشتغال و وابستگی بیشتر به واردات و نیز کاهش خود اتکایی خواهد بود.
به نظر مخالفین، جهانی شدن اقتصاد چیزی فراتر از سلطه ی بلا منازع کمپانی های بزرگ بین المللی بر بازارهای جهانی نخواهد بود. لذا برخی جهانی شدن را این گونه تعریف می کند:
جهانی شدن در مفهوم عام عبارت است از: در هم ادغام شدن بازارهای جهانی در زمینه های تجارت و سرمایه گذاری مستقیم و جابجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایه داری و آزادی بازار، و نهایتاً سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت های جهانی بازار که منجر به شکافته شدن مرزهای ملی وکاسته شدن از حاکمیت دولت خواهد شد. عنصر اصلی و اساسی در این پدیده، شرکت های بزرگ چند ملیتی و فرا ملیتی هستند.
به نظر مری رابینسون یکی از ویژگیهای اصلی جهانی شدن اقتصاد این است که عوامل دخیل در آن تنها دولت ها نیستند. بلکه قدرت های خصوصی در شرکت های چند ملیتی یا فراملیتی نیز در آن حضور دارند.
اکنون این نکته به خوبی آشکار شده که بیش از نیمی از اقتصادهای بزرگ جهان متعلق به شرکتهاست، و نه دولت ها و یا این که سرمایه گذاری بین المللی حقوقی رو به افزایش است.
بنابراین در جهانی شدن که قدرت های اقتصادی منحصر به شرکت های چند ملیتی و کشورهای صنعتی است سخن گفتن از رقابت و حضور در بازارهای جهانی گزاف و بی معناست. کشورهای در حال توسعه در شرایط جدید بازگشایی مرزها و برداشته شدن موانع گمرکی، به دلیل ضعف بنیه ی اقتصادی، توان رقابت را با قطبهای توانمند اقتصادی ندارند. البته جای امیدواری است که این کشورها با اتخاذ سیاست های مناسب، از جمله اصلاح ساختار اقتصادی خود از پیامدهای آن کاسته و بیشتر از منافع جهانی شدن بهره گیرند.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:22 PM
...:::| اقتصاد در خانواده
قدمت ازدواج همپاي پيدايش بشر است. در نخستين نجواي رازگونه، آدم ابوالبشر به خداوند مي گويد: پروردگارا در برابر خود کسي را مي بينم که در دلم ميلي و انسي به او احساس مي کنم و چون خداوند يگانه، نجواي بنده ي يکدانه اش را شنيد فرمود: اگر او را مي خواهي از من بخواه و وصال او را از من طلب کن... (1)
از اين جرقه ي نخستين معلوم مي شود ميل به جنس مخالف که در درون انسان ها نهاده شده ميلي است که پيدايش اش تکويني و طبيعي است و پاسخ اش تشريعي و تعليمي.
اين ميل و پاسخ به آن عليرغم اين درجه از استواري، در طول تاريخ بشر گاه دچار انحرافات جدي شده است. اين انحرافات در ارتباط با ساير انحرافاتي بود که بشر گرفتار آن شده بود و امروزه در قرن 21 انحرافاتي که بشر در نگاه به هستي و انسان يافته، بر ازدواج و خانواده نيز سايه افکنده است. انحرافي که از غرب آغاز شده و با سلطه ي اقتصادي و رسانه اي، ساير نقاط جهان را نيز در برگرفته است. هر چند جامعه ي ديني هنوز در مقابل نفوذ جامعه ي غربي مقاومت کرده و مي کند.
امروزه اخلاق نوين در غرب، برداشتي اومانيستي از اراده و تمايلات انسان ارائه مي دهد. اين برداشت که از تفرد شخصي آغاز مي شود و تا تفرعن اجتماعي دامن مي گشايد، اصلي ترين وجه تمايز ميان جامعه ي الهي( توحيدي)و جامعه ي غربي است. جامعه ي توحيدي جامعه اي مبتني بر فطرت و خواستار شکوفايي و پاسخ دهي بي قيد و شرط به فطرت است و جامعه ي غربي جامعه اي مبتني بر غريزه و خواستار پاسخ دهي بي قيد و شرط به غريزه. در جامعه ي توحيدي مبناي حرکت و حيات، فطرت حقيقت پذير کمال جوي حق محور است و در جامعه ي غربي غريزه ي منفعت طلب لذت جوي خودمحور. انسان در جامعه ي غريزي غرب،توانمند مي شود و در جامعه ي فطري الهي ،فرهمند ،جامعه ي الحادي غرب با شعار آزادي و حقوق فردي، قوانيني تصويب مي کند مانند: آزادي، سقط جنين، عرفي سازي رابطه ي جنسي با افراد متعدد، بيمه ي زنان خياباني، آسان سازي طلاق، هيولا نمودن ازدواج و... و بدينوسيله با حاکميت ليبراليسم جنسي، زنان را فرومايه، خانواده را فرومانده و مردان را فرمانده ي ارضاي هوسهاي خود مي نمايد.
جامعه ي توحيدي در مقابله با تحکم غرب براي پذيرش شعارها و قوانين غربي در سرتاسر جهان، بر قداست ازدواج و خانواده و تحکيم آن پاي مي فشرد و در مقابل هرج و مرج جنسي و فروپاشي خانواده در غرب، اعلام مي کند که: خانواده بهترينن و يگانه محل براي تأمين سه نياز انساني: تمتع جنسي، تمناي عاطفي و تعهد انساني است بنابراين بايد همه ي ارکان جامعه ي اسلامي بکوشند تا زمينه ي ارضاء اين سه نياز را در کانون خانواده، به وفور فراهم سازند. (2)
از آنجا که استوارترين قدمها در پي عميق ترين دانش ها برداشته مي شود، براي بهره مندي جامعه از خانواده هايي سالم و متعالي، بايد اعضاء خانواده را آموزش داد تا با ژرف نگري در مسائل مختلف مرتبط با خانواده، گامهايي استوار جهت ايجاد پرورش خانواده ي سالم و متعالي بردارند.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:21 PM
...:::| آزمونی برای اقتصاد خانواده
منابع خانواده زمان، درآمد، فضای زندگی و ... است. از آنجا که منابع خانواده محدود است، تهیه تمام کالاها و خدمات مورد نیاز خانواده ممکن نیست.
هر سال اسفند و فروردین، ماههائی است که خانوادهها هزینههائی بیشتر از بقیه ایام سال دارند. آئین نوروز رسم و آدابی دارد که زندگی را تازه میکند اما این آئین هزینهآور است. با این حال باید بر انجام آداب پافشاری کرد. خرید شب عید، سفرهای نوروزی و ... اگر دقیق و درست و با رعایت اصول اقتصادی انجام شود برای هر خانوادهای شیرین خواهد بود و هزینههایش هم بر زندگی خانوادهها سنگینی نخواهد کرد. این مسئلهای است که در قالب رعایت اقتصاد خانواده قادر به مراعات آن خواهیم بود. اقتصاد خانواده را میتوان چگونگی سازماندهی و مدیریت منابع خانواده تعریف کرد. منابع خانواده زمان، درآمد، فضای زندگی و ... است. از آنجا که منابع خانواده محدود است، تهیه تمام کالاها و خدمات مورد نیاز خانواده ممکن نیست. پس باید از میان خواستهای خود انتخاب به عمل آورد. انتخاب قلب اقتصاد است. انتخاب از میان خواستههای مختلف با توجه به هزینهها، وظیفه اصلی اقتصاد خانواده است. اقتصاد خانواده به دنبال بهترین انتخاب میگردد و بهترین انتخاب برای خانواده، انتخابی است که بیشترین رضایت خاطر را برای بیشتر اعضاء خانواده به بار آورد. اقتصاددانان بهجای رضایت خاطر، از یک اصطلاح علمی به اسم مطلوبیت استفاده میکنند.
آنها میگویند بیشترین مطلوبیت با توجه به شرایط هر خانواده و میزان درآمدها، متفاوت است. پس در انتخاب از میان خواستهها، حفظ اعتدال مهم است. برای اینکه از بین خواستههای خود، دست به انتخاب بزنید:
۱) فایدهها را محاسبه کنید.
۲) هزینهها را برآورد کنید. در نظر داشته باشید هزینه تنها آن مبلغی نیست که شما میپردازید، بلکه فرصتهای از دست رفته نیز در شمار هزینههاست.
۳) انتخابی را انجام دهید که فایدهاش بیش از هزینه باشد.
پویائی اقتصادی فقط به زمانی که جیبهایتان پر از پول است، محدود نمیشود. هر چند در یک چنین مواقعی باید به شدت به آداب مالی خود توجه داشته باشید، اما به هر حال باید این توانائی را نیز داشته باشید که پولهایتان را همین حالا نیز به بهترین شیوه کنترل و سپس سرمایهگذاری نمائید. بنابراین بهجای اینکه نفستان را در سینه حبس کرده و منتظر از راه رسیدن آن روز رویائی باشید که یک چک مبلغ بالا نصیبتان شود، همین حالا شیوههای صحیح نظارت بر مسائل اقتصادی را یاد بگیرید تا بتوانید خودتان را دارنده آن چک پر بها بکنید. در این نوشتار چند نمونه از تکنیکهای صحیح آداب مالی را برای شما ذکر مینمائیم.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:20 PM
کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا می کند. بخش قابل توجهی از کسب وکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، به طوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسب وکارها تامین می شود.
اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگی چیست؟ بسیاری از کسب وکارهای خانوادگی، بخش عمده ای از هویت خانواده ها را تشکیل می دهد. رونق و شکوفایی چنین کسب وکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت.
از طرفی برخی از این کسب وکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود. آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی می شود، آموختن این مطلب است که چگونه با کسانی که به آنها علاقه و ارتباط عاطفی داریم، فعالیت شغلی سالمی داشته باشیم. شاید این کار ساده به نظر برسد، چه چیز بهتر از اینکه شما با کسانی کار کنید که آنها را به خوبی می شناسید و به آنها علاقه قلبی دارید، اما در واقع این کار چندان هم ساده نیست.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:19 PM
...:::| مديريت اقتصاد خانواده
همانطور كه در خانواده، والدين بايد مديريت عاطفي، رواني و اجتماعي را براي ايجاد روابط دوستانه و رسيدن به تكامل خانواده به عهده گيرند و عمل كنند، بايد بر دخل و خرج خانواده نيز مديريت كنند. اهميت مديريت صحيح اقتصادي در خانواده ميتواند موجب استحكام بنيان خانواده و كاهش تنشها و مشكلات خانوادگي شود. پدر و مادر در خانواده نقش اساسي را در امور مالي و كاهش مشكلات اقتصادي دارند. بسياري از جامعهشناسان اعتقاد دارند، زنان به دليل دقت نظر در اداره كردن امور مالي خانواده از موفقيت بيشتري برخوردارند.
مديريت اقتصادي خانواده در شرايط عادي بايد براساس ميزان درآمدهاي يكي از اعضاي خانواده و هزينهها تنظيم شود. خانواده براساس شرايط حال تصميمگيري كند و در مديريت اقتصادي جايي نيز براي پسانداز در نظر بگيرد. اين نوع مديريت نشان از آيندهنگري خانواده دارد و معمولاً دچار مشكلات مالي و اقتصادي نميشود و در برابر مشكلات و عوامل پيشبيني نشده اقتصادي مقاومت ميكند.
درحال حاضر به دليل تجمّلگرايي، مخارج اضافه، نداشتن قناعت و صرفهجويي و الگوهاي مصرف نامناسب نيمي از خانوادهها با سه شيفت كار كردن نميتوانند هزينههاي زندگي را تأمين كنند. اين خانوادهها در مديريت اقتصادي خانواده مشكل دارند و فرهنگ قناعت و صرفهجويي در اين خانوادهها بسيار كمرنگ است. بايد در خانواده صرفهجويي و درست مصرف كردن و به آن چه داريم، راضي باشيم فرهنگسازي شود. فرهنگ مصرف صحيح موجب آرامش، شادابي و نشاط خانواده ميشود و بسياري از خانوادهها با وجود امكانات مالي خوب؛ امّا افسرده، مضطرب و ازهمگسيخته هستند. آنان بايد با آموختههاي مذهبي از تجمّلگرايي و مصرفزدگي كه هزينههاي خانوادهها را افزايش داده است مبارزه كنند. آمارها نشان ميدهد 80 درصد هزينههاي زايد خانوادهها به دليل تجمّلگرايي و چشم و همچشميهاست.
بنابراين اقتصاد خانواده را بايد براساس داشتهها و درآمدها برنامهريزي كرد، نه براساس خواستهها. خداوند متعال در آيه 27 سوره بنياسرائيل درخصوص اسرافكاران ميفرمايد:
«اسراف مكن و مال خودت را پراكنده مساز، به درستي كه اسرافكنندگان برادران شيطانند و شيطان كفركننده پروردگار است.»
حضرت علي(علیه السلام) فرمودهاند: « زيادهروي و اسراف مكن، زيرا بخشش اسرافكار مورد ستايش نيست و تنگدستي او هم مورد ترحّم واقع نميشود و اسراف و زيادهروي موجب نابودي مال و ثروت و از بين رفتن بركت و مقدّمه فقر و تنگدستي است.»
منبع: روزنامه اطلاعات
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:17 PM
...:::| جايگاه وقف در توسعه اقتصادي
پس از جنگ جهاني دوم و آغاز پروژه توسعه در کشورهاي جهان سوم نقش دولت در سرنوشت اين کشورها بسيار پررنگ شد. مردم از صحنه امور کنار گذاشته شدند و فعاليتهايي که در جوامع کشاورزي بر عهده مردم بود دولت متحمل آنها شد. اما نظريههاي توسعه دولتسالاري را برنتابيدند و در نهايت حکم به کمتر دخالت کردن دولت داده و پديده جهانيشدن هم به اين روند کمک کرده و امروزه دولتهاي ملي با چالشهاي عديدهاي مواجه هستند به نحوي که کارآمدي و مؤثر بودن فعاليتهايشان منوط به دخالت کمتر، و حضور گستردهتر مردم در فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي ميباشد. از اين رو، ضرورت نگاه مجدد به فعاليتهاي وقفي و امور مشابه جهت ورود به عصر جديد احساس ميشود.
با توجه به فرايند خصوصيسازي در ايران و جهان و با توجه به روند ثروتمند شدن بخش خصوصي در نتيجه فرايند خصوصيسازي، لزوم فرهنگسازي براي تأسيس بنيادهاي وقفي از سوي سرمايهداران و همه مردمي که ثروتي مياندوزند شديداً احساس ميشود. اين فرهنگسازي موجب ميشود که فعاليتهاي اقتصادي مربوط به وقف امکان مناسبي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي، و نيز ارتقاي بهرهوري و اجراي عدالت اجتماعي و اقتصادي به ارمغان بياورد.
از اينرو، نگاهي مجدد به ارزش وقف در اسلام و رابطه آن با توسعه اقتصادي در عصر جديد کاملاً احساس ميشود. وقف ميتواند به انباشت سرمايه فيزيکي، انباشت سرمايه انساني، و بهرهوري به مثابه علل مستقيم رشد اقتصادي کمک شاياني کند. جالب اين است که اين کمک به نحوي است که موجب عادلانه شدن رشد و موافق با فقرا بودن آن خواهد شد. بنابراين، يکي از ابزارهاي مهم اقتصاد اسلامي براي ايجاد رشد عادلانه نهاد اصلاح شده وقف است که ميتواند در عصر جهانيشدن به کمک دولت اسلامي بشتابد و موجب رفاه جامعه اسلامي شود. اين مقاله در صدد بحثي کاملاً علمي و مکتبي در اين موضوع مهم است. ابتدا به مفهوم وقف و ارزش آن پرداخته و سپس توسعه اقتصادي تعريف ميشود، آنگاه به ارتباط بين ايندو ميپردازيم.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:15 PM
سخنان اهل بيت (ع) در بردارنده خير دنيا و آخرت است آن بزرگواران با رهنمودهاي گران بهايشان، هم شيوه هاي خوشبختي در دنيا را فرا راه پيروانشان قرار داده اند و هم شيوه هاي خوشبختي در آخرت را. آموزه هاي به جا مانده از هشتمين امام ما نيز، هم در بردارنده رهنمودهاي سامان بخشي به دنياي انسان هاست و هم به خوشبختي آخرت توجه دارد. بر اين اساس و به منظور آباداني دنياي آدميان، به انديشه هاي اقتصادي امام رضا(ع) اشاره مي شود. بررسي انديشه هاي اقتصادي امام هشتم(ع)، آنگاه اهميت بيشتري مي يابد كه بدانيم، يكي ازاهداف مقام معظم رهبري در نام گذاري سال 1389 به سال «همت مضاعف و كار مضاعف»، شكوفايي اقتصادي ايران است. در اين نوشتار به برخي ازاين انديشه هاي ناب اشاره مي كنيم.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:13 PM
...:::| سياست هاي مالي ازديدگاه قرآن
تا يک قرن قبل،اهميت و جايگاه سياست مالي و پولي دراقتصاد ترديد پذير بود و تأثير مثبت دخالت دولت بر اشتغال، تورم، بيکاري، توزيع درآمد، تخصيص منابع، رشد و توسعه ي اقتصادي، پس انداز، سرمايه گذاري و کارايي اقتصاد، انکارپذير.
کم نبودند انديشمنداني که آموزه هاي انساني پيشوايان دين را به چالش مي کشيدند و حمايت از نيازمندان را مخالف قانون طبيعت مي شمردند و دخالت دولت در جهت توزيع مجدد درآمد و تخصيص منابع و تحت پوشش قرار دادن اقشار کم درآمد را ناروا و دخالت ناصواب در نظام عرضه و تقاضا مي پنداشتند،ولي امروزه تأثير دخالت ارشادي دولت در بهبود توزيع و توليد و افزايش مطلوبيت در مصرف، انکارناپذير است.
بدين ترتيب، اگر بيشتر به آثار اقتصادي و اجتماعي دستورات وتوصيه هاي ديني در رابطه با توليد، توزيع و مصرف نگرشي منفي وجود داشت، امروز چنين نيست. در واقع، ايجاد سازمان هاي تأمين اجتماعي و راه اندازي برنامه هاي حمايتي، با استفاده از ابزارهاي سياست پولي و مالي و مديريت و برنامه ريزي دولت ها به منظور ايجاد اشتغال، مبارزه با بيکاري و تورم، گوياي ضرورت
دخالت در دولت ها در جهت دست يابي به رشد و توسعه ي اقتصادي همراه با کاهش شکاف طبقاتي است.
آن چه دولت ها درقالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند، در قرآن به شکل بسيار دقيق و انساني تر آمده است.
در اين نوشتار ضمن اشاره به اهداف، ابزار و تأثير سياست مالي در اقتصاد معاصر، ديدگاه قرآن و اسلام را در اين موارد بررسي مي کنيم.
سياست مالي عبارت است از دخالت دولت در اقتصاد با استفاده ازابزارهاي مالي به منظور بهبود در توزيع درآمد، تخصيص منابع، تثبيت و توسعه اقتصادي
قبل از بحران 1929-1933 م، در کشورهاي صنعتي، اقتصاددانان بر اين باور بودند که دولت نبايد در اقتصاد دخالت کند و نبايد درحمايت ازگروه هاي آسيب پذير، ايجاد فرصت برابر ورقابت عادلانه وارد عمل شود، ولي ظهور آن بحران و تنش هاي اجتماعي به دليل غيرانساني و تحمل ناپذيري محيط کار و فقر و بيچارگي کارگران،نشان داد که از دست نامرئي کلاسيک ها کاري ساخته نيست. از ميان بحران ها و به دنبال اعتراضات انديشه وران، که به شرايط غيرانساني محيط کار معترض بودند و رشد روزافزون کمونيسم در غرب، کينز، اقتصادانان بزرگ انگليسي، ظهور کرد. او براي خروج از بحران و بهبود وضعيت اقتصادي، توزيع مجدد درآمد را مؤثرشمرد و فراهم سازي امکان مصرف بيشتراقشار کم درآمد را از زاويه يتقاضا، مفيد و براي خروج از رکود ضروري دانست (رشد و توسعه اقتصادي، بي تا، 2 /563، 5-680) از اين به بعد بود که سياست مالي به صورت جدي از زواياي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
از ديدگاه اسلام، دخالت اقتصادي به منظور کارسازي مصرف متوسط براي همه ي مردم، جلوگيري از اسراف و زياده روي ثروتمندان،هدايت پس اندازها به سرمايه گذاري هاي زيربنايي و توليدي، فراهم سازي زمينه براي آزادي انسان ها و رهايي از دست اربابان زور و تزوير رهنمون شدن او به سمت
قله هاي بلند سعادت و تقرب به پروردگار توصيه مي شود.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:12 PM
...:::| قرآن و اقتصاد
نمونهاي از آیات اقتصادي قرآن نويسنده:وجيهه گلمكاني
1 ـ تعاون و همكاري ـ سورة مائده آيه 2 تعاونوا… تا آخر ايه
2 ـ منابع طبيعي ـ سوره نحل آيه 10 ـ هوالذي … تا آيه 13 يذكرون
3 ـ مسكن و خانهسازي ـ اعراف 74 ـ نحل 80 تا 82
4 ـ كشاورزي ـ ، انعام 95 ـ انعام 141
5 ـ كميته امداد ـ ، توبه 60
7 ـ معادن : رعد 3 و 4 ـ حجر 19 تا 23
8 ـ قرض الحسنه: بقره 245 ـ مائده 12 ـ حديد / 10 ـ 13 ـ مزمل/20 ـ تغابن/19 ـ حديد/18
9 ـ بانكداري بدون ربا ـ آل عمران/120 ـ روم/39
10 ـ خريد و فروش : انعام/153 ـ اعراف/85 ـ هود/84 ـ 86
نظري به اقتصاد اسلامي:
كساني كه فكر ميكنند مسئل زندگي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و قلمروي خاصي دارد و هر گوشهاي و قسمتي از زندگي بشر به يك شي ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و يا احياناً انكار ميكنند كه كسي مسألهاي به نام مسائل اقتصادي در قرآن طرح كند زيرا به عقيده اينها هر يك از اسلام و اقتصاد يك مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان يك دين براي خودش و اقتصاد به عنوان يك علم براي خودش اسلام قلمرويي دارد و اقتصاد قلمروي ديگر . اما نكته اين است كه مسائل زندگي را نبايد مجرد فرض كرد. صلاح و فساد در هر يك از شؤن زندگي در ساير شئون مؤثر است . نظام ارزشي اسلام، خوشبختي دنيا وآخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيا را مزرعه آخرت معرفي نموده است . بر اين مبنا به هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزة ارزشهاي اسلامي مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شايسته است .
مدلها و الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني مي باشد، قابل تجويز و ارائه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است . اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها ، در منابع اسلامي بيان شدهاند . اين مقاله تحقيقي در جهت شناخت آموزههاي اقتصادي قرآن ميباشد.
نظر قرآن راجع به ثروت : ما آنگاه كه ميخواهيم نظري به ايدههاي اقتصادي قرآن بيفكنيم اول بايد ببينيم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دورانداختني ميشناسد اما چيزي كه پليد و مطرود باشد ديگر مقررتي نميتواند داشته باشد. كه آن چيز را بدست نياوريد، دست به آن نزنيد، استفاده نكنيد. همچنانكه دربارةمشروب چنين مقرراتي آمده است : لَعَنَ الله بايغها و مًشْتَريها و آكِلَ ثَمَنها و ساقيها و شاربها .
جواب اين است كه قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با اين كه انسان فداي ثروت شود محال است به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است: « الَّذينَ يَكنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ كايُنفْقِوُنَها في سَبيل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ اليم … توبه /34» آياتي وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان ميكنند و به همين دليل نيز ثروت پرستي مطرود كرده است.
ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَيَطَغْي، اَنْ را'ه اسْتَغْني » علق 6
ـ « وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلاّفِ مَهين، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَميمْ …… اَنْ كان ذامالٍ و بَنينْ …… قلم/15ـ10
ـ زُيِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَينْ و التَضاطيرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخيَلْ المسُومَّه » ال عمران/14 .
اما قرآن خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خير » ناميده است. كُنتَ عَلَيكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَيْراً الوَصَّهُ لِلْوالدينِ و الاَقْربَين » بقره 180
و دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه و شهيد تلقي كرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و براي مال بر انسان حقوقي تأمل شده است.
ـ آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر، جز با درك درست كيفيت مطلوب زندگي انساني از ديدگاه قرآن و سنت ميسر نخواهد بود و از آنجا كه معمولاً در اقتصاد نيز از چهار موضوع عمده يعني توليد،توزيع، مصرف و رشد بحث ميشود لذا آيات قرآني مربوط به علم اقتصاد را نيز بر چنين مبنا طبقهبندي نموده همراه با شرح مختصري از آنها.
الف ـ توليد و مباحث مربوط به آن : در اين مبحث به ذكر دو نمونه اكتفا ميكنيم:
1 ـ قرآن و گستردگي منابع توليد: آياتي چند از قرآن كريم گوياي آن است كه خداوند در زمين ، آنچه را انسان نياز داشته، براي وي فراهم كرده است . در آيهاي ميفرمايد «وَاتيكم من كُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواستهايد به شما ارزاني داشته است» ابراهيم/34
و در جاي ديگر ميفرمايد: « وَلَقَدْ مكَنَّا فيِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَكُمْ فيها معايشَ قليلاً ما تَشكَرون » اعراف زا « در زمين جايگاهتان داديم و داها معيشتتان را در آن قرار داديم : و چه اندك سپاس ميگذاريد»
بنابراين از ديدگاه قرآن كريم، در زمين آنچه مورد نياز انسان براي ادامه زندگي لازم است، مهياست اما اين امر به معناي آن نيست كه كليه نيازمنديهاي انساني به صورت بالفعل و بدون كار و تلاش در اختيار اوست بلكه بدين معناست كه انسان بايد به كارگيري روحيه عمران و آباداني و در ساير خلاقيت، ابتكار و تلاش رزق و روزي خويش را از منابع طبيعت به دست آورد و آنها را براي استفاده تغييرات ضروري دهد . و علت عمده ايجاد رفاه را تغيير دادن امكانات موجود دانسته است ،بنابراين اگر در مواردي مشاهده ميشود كه قرآن كريم صرف ايمان و تقوا را مايه نزول بركات الهي و رونق اقتصادي دانسته است مثل آنجا كه ميفرمايد :
« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُري آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا عليهم بَرَكاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ اعراف 96 »
مراد آية شريفه اين نيست كه فقط ايمان و تقوا،يعني پرهيز از گناه، اسراف و … موجب نزول بركات ميشود بلكه جنبة اثباتي آن دو نيز كه سعي و تلاش براي بهرهوري مطلوب از منابع طبيعت باشد منظور خواهد بود بنابراين تلاش در راه بكارگيري وسايل براي رسيدن به مواهب طبيعت در امور مادي وسيله خواهد بود همانطور كه در امور معنوي وسيله قرار دادن اولياء و انبيا براي تقرب الي الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است كه قرآن كريم ديدگاه هايي مانند نظريه مالتوس را كه به محدوديت منابع طبيعت و عدم كفاف آن بري انسانها معتقد است رد ميكند.
2 ـ زن هم ميتواند فعاليت اقتصادي داشته باشد:
1 ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آيه 4 » 2 ـ « لِلرِّجال نَصيبُ مِمَّا اكْتَبَوا و لِلنسآء نَصيبٌ مِّمِا اكْتَبْنَ نساء/32» 3 ـ لِلرِّجالِ نَصيبُ مِّمِا ترك الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصيبٌ مِّما ترك الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او كَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/7 » در هر صورت زن هم ميتواند كسب مشروع و فعاليت اقتصادي ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زيرا همه بر فعاليت اقتصادي محتاجند تا بتوانند به زندگي خويش ادامه دهند.
ب : توزيع
1 ـ سه اصل مسلم در تجارت : در آيه زيرـ كه يكي از آيات مورد بحث و تحقيق در فقه معاملاتي است ـ روابط انساني را بر اساس مبادلات تجاري بيان ميكند. خداوند ميفرمايد:
« يا اَيُّهَا الذَّينِ امنَوا لاتَأكلُوا بَيْنَكُم بالباطلَ إلاّ اَنْ تَكوُنَ تِجارَةً عَنْ تَراضِ مِنكُمْ … نساء 29»
« اي كساني كه ايمان آوردهايد اموال يكديگر را به ناحق نخوريد مگر آنكه تجارتي باشد كه هر دو طرف به آن رضايت داده باشيد»
اين آيه گرامي،تجارت را بر اساس رضايت طرفين تشريح فرموده است از اين آيه چند اصل استفاده ميشود .
اـ اصل عدم تصرف و دخالت در اموال يكديگر ،كه مالكيت بر آن متفرع است .
2ـ اصل جواز تصرف در اموال يكديگر بر اساس رضايت دو طرف مبادلات و تجارت، از اين اصل ناشي ميشود.
3 - اصل مالكيت كه مسلم دانسته شده و در واقع اين اصل زيربناي دو اصل مذكور است . در جاي ديگر ميتوان
از اين آيه استفاده نمود كه بايد تجارت و معاملات با رضايت فروشنده و خريدار باشد. خريد و فروش اجباري و اكراهي و يكطرفه مردود است .
2 ـ اقتصاد در خانواده : در آيهاي از قرآن در مورد اينكه نبايد در امور زندگي و در مسائل مصرفي افراط و تفريط نمود آمده : والَذّضينَ اذا اَنفَقَوُا لَمْ يُسْرِفوا و لَمْ يَقْتَروا و كانَ بَيْنَ ذالِكَ قَواماً : آنان كه چون هزينه ميكنند اسراف نميكنند و خست نميورزند، بلكه ميان اين دو راه اعتدال را ميگيرند. فرقان /67 .
انساني كه وظيفه تأهل را ميپذيرد و خرج و نفقه خانوادهاي را به عهده ميگيرد بايد براي اين دخل و خرج حساب و كتاب داشته باشد به عبارت ديگر تا آنجا كه براي او مقدور است در جهت رفاه نسبي خانواده بكوشد. از نظر قرآن، حد مطلوب حالت اعتدال و ميانهروي است لذا قرآن ميفرمايد « نه » دست خويش را از روي خست به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي كه در هر دو حالت، ملامت زده و حسرت خورده بنشيني. اسراء29.
ج ـ مصرف :
1 ـ يتيم ورشكسته اقتصادي است، روا نيست مال او مصرف گردد:
خوردن مال يتيم و مصرف نمودن دارايي او به هر شكلي حرام است. مگر در مواردي كه حالت سوددهي داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزايش يابد . « وآتواليتامي اَمْوالَهُمْ وَ لاتُتَبدَلَّوا الْخَبيثَ … »
مال يتيمان را به يتيمان بدهيد، و حرام را با باطل مبادله مكنيد و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد كه اين گناه بزرگي است … نساء آيه 9 . فامَّا اليتيم فلا تَقْهَرْ ضحي/9.
2 ـ مصرفهاي ضد ارزشي :
« يا اَيُهَاالذَّينَ امَنوا أنِ الْاَحْبارِ وَالرَّهْبانِ لِيَاْكُلوُنَ امَوْالَ الناسَّ بِالباطِل و يَصْدوّنَ عن سبيل ا… » توبه /34 انسان در مقابل آنچه مصرف ميكند بايد توليدات يا خدمات تحويل دهد و به نحوي به جامعهاش خدمت كندو الا از مصاديق « اَكْل الاموال بالباطل » خواهد بود. اگر به عوض آگاهي دادن و سوق دادن مردم به سوي واقع، آن و گمراه و دور از حقيقت كند آن فردي كه در اين مورد ميگيرد حرام و مصداق « اكل المال بالباطل » است همانند رشوه،ربا و … .
د ـ رشد
1 ـ اقتصاد مورد علاقه انسانها:
در قرآن آمده است : « زُيِّنَ للاِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِنَ النِسآءِ و … آل عمران 14»
در چشم مردم آرايش يافته است،عشق به اميان نفساني و دوست داشتن زنان و فرزندان و هميانهاي زر و سيم و اسبان و چهارپايان و زراعت . همه اينها منابع زندگي اين جهان هستند در حالي كه بازگشت گاه خوب نزد خداست»
1ـ در آيه فوق بهره اقتصادي و سياسي بردن از زن نيز مورد نظر ميباشد 2ـ در آياتي از قرآن ابتدا به منافع كشاورزي و رونق آني اشاره شد . و سپس ذكر شده كه بهتر از آن نيز وجود دارد يعني اين منابع اقتصادي در نظر مردم، مورد علاقه است و خداوندبهتر از آنها را به مردم نشان ميدهد.
اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم يهود در امور اقتصادي فرق دارد.
« يا بني اسرائيل اْذكُرُا نعمتي الَّلتي اَنْعَمْتَ علَيكَمْ واَنّي فَضَّلْتكُمَ علي العالمين بقره/47»
خداوند قوم بني اسرائيل را بر ساير اقوام موجود آن روز برتري داد آنها داراي بهترين سرزمين از نظر آب و هواي مناسب با چشم سار بودند و منطقه پراستعدادي براي كشاورزي و دامداري داشتند ولي ناسپاسي كردند و از بهرهبرداري خوب از آن مواهب خودداري نمودند و اطاعت از انبياي زمان را كنار گذاشتند اما مؤمن در رفتار اقتصادي خودش اطاعت از انبياء را بر هر چيزي ديگر مقدم ميدارد.
او شكر زباني و عملي خود را به جا ميآورد تا در پيشگاه خداي خود سرافكنده نباشد.
عدالت اجتماعي در قرآن : اهداف اقتصادي در هر مكتب اقتصادي بايد مشخص و روشن باشد . در مكتب اسلام نيز اهداف اقتصادي شامل، عدالت اقتصادي و اجتماعي، قدرت اقتصادي حكومت اسلامي،رشد اقتصادي و استقلال ميباشد كه نظر قرآن را راجع به هر يك از آنها شرح ميدهيم:
عوامل انحراف از عدالت :
معمولاً دو عامل مهم براي انحراف از مرز علايق وجود دارد كه قرآن به هر دو عامل توجه فرموده است . اولين عامل انحراف . حب ذات و علاقهها و روابط است . قرآن در اين باره ميفرمايد: « يا ايها الذين آمنوا کونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لو علي انفسكم او الوالدين و الاقربين ان يكن غنيا او فقيرا فالله اولي بهما » نساء /135 « اي كساني كه ايمان آوردهايد كاملا به عدالت قيام كنيد و گواهيهاي شما فقط براي خدا باشد گرچه به زيان خود شما يا والدين و بستگان تمام شود و مسئله فقير بودن يا غني بودن در گواهي دادن شما اثر نكند زيرا خدا سزاوارتر است به اينكه از آنها حمايت كند. يعني مسئوليت شما فقط دفاع از حق است بدون هيچگونه ملاحظه فاميلي يا اقتصادي دومين عامل براي اينكه انسان در خط عدالت حركت نكند مسئله ناراحتيهائي است كه انسان از فردي و يا گروهي ميبيند و در اين زمينه نيز قرآن ميفرمايد « يا ايها الذين امنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط و لايجرمنكم شنآن قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب لِلتَّقوي » مائده /8 اي كساني كه ايمان آوردهايد برنامه شما قيام خالصانه و شهادت عادلانه باشد، دشمني قوي سبب انحراف شما از مرز عدالت نشود و خرده حسابهاي سابق را تصفيه نكنيد و مكرراً فرمان ميدهد كه به عدالت رفتار كنيد كه به تقوي نزديكتر است.
قرآن عامل ديگري را نيز از عوامل انحراف در عدالت معرفي ميكند كه همان مسئله رشوه است . در اين زمينه قرآن ميفرمايد : « و لاتأكلو اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتأكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون» بقره /188.
قدرت اقتصادي حكومت اسلامي :
دومين هدف اقتصادي اسلام كه ميتوان آن را عنصري بيروني يا فرامرزي دانست، قدرت اقتصادي حكومت اسلامي در برابر ساير حكومتهاست كه اين امر به دو منظور ميباشد .
1ـ ترساندن كفار و دشمنان خارجي تا به ذهن آنها نقشه تجاوز نظامي و امكان تحت فشار قرار دادن حكومت اسلامي از نظر اقتصادي و محاصره اقتصادي، خطور نكند. « وَ اَعِدّوا لَهُمْ ماَاسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَةّ وَمِنْ رُباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّاللهَ و عَدُوكَّمْ » انفال /60 در آيه فوق اطلاق كلمه « قوة » شامل هر نيرويي ميشود و اين شمول با استفاده از روايات اثبات ميشود كه از ذكر روايات خودداري ميكنم . پس كلمة « قوه » شامل نيروي برتر اقتصادي نيز كه مسلماً براي رويارويي با دشمن از حمله ابزار حتمي شمرده ميشود،خواهد شد.از تعليل ذيل آية شريفه « تَرْهَبوُنَ بِه بَدُواَّ … وَعَدوُكَّمْ ، استفاده ميشود كه هر وسيلهاي كه موجب ترساندن كفار شود مطلوب است و يكي از مهمترين وسايل ترس،قدرت اقتصادي حكومت اسلامي است پس رساندن حكومت اسلامي به قدرت و استقلال اقتصادي از اهداف اقتصادي اسلام ميباشد.
2 ـ اشاعه اسلام در خارج از مرزهاي حكومت اسلامي با بهرهگيري از امكانات اقتصادي و كمك به ملل فقير .
«و لاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون الله من اولياء ثم لاتنصرون» هود،113
بر اساس اين آيه اعتماد به ستمكاران ـ كه از ديدگاه قرآن كافران مصداق اتم آن هستند ـ و تمايل به آنها جايز نيست و اگر حكومت اسلامي استقلال اقتصادي نداشته وبه غير مسلمين وابسته باشد، بر ظالمين اعتماد كرده است . پس يكي از وظايف حكومت اسلامي استقلال اقتصادي است كه زمينه قدرت و اقتدار اقتصادي را فراهم ميكند. اين امر را قاعدة فقهي في سبيل نيز تأكيد ميكند « لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلاً » نساء 114 كه بر اساس قوانين فقهي هر گونه واردات و يا تجارتي كه باعث تسلط كفار بر جامعه اسلامي شود ، حرام شمرده ميشود.
3 ـ استقلال: برخي حاكميت سياسي اسلام را جزو اهداف اقتصادي اسلام معرفي كردهاند د رحالي كه اين امر عنصري سياسي و يكي از اهداف سياسي اسلام ذكر كرد به هر حال درباره استقرار حكومت سياسي اسلام آيات بسيار فراواني در قرآن ديده ميشود از جمله آياتي كه لزوم اجراي قوانين قضايي، نظام و … را كه توسط دولت اسلامي بايد انجام گيرد ،تأكيد ميكند وَاَعِدوُالَهُمْ ماَاستْطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ … انفال 60 .
4 ـ رشد اقتصادي ، قبلاً آياتي كه مربوط به لزوم اقتدار اقتصادي و رشد آن در جامعه اسلامي ميباشد ذكر شد در بحث توسعه اقتصادي نيز به آنها اشاره خواهد شد.
آياتي از قران كه در آنها كلمة « اقتصاد» به كاررفته است .
1 ـ فَلَماّ نَجَّيهُمْ إلي البَرِّ فَمِنْهُم مُقْتصِد
2 ـ فَمِنْهُمْ ظالِمْ لِنفسَه و مِنْهُم مُقْتصَدِ و مِنْهُم سابِق بالخِيرْات فاطر/32
3 ـ مِنْهُمْ اُمَّه مُقْتَصِدةً وَ كَثيرً مِنْهُم سآءَ ما يَعْلَموُنَ مائده 66
در همه آيات فوق اقتصاد به معناي ميانهروي به كار رفته است .
واحدهاي اندازهگيري كه در قرآن به كار رفته است :
1ـ الوَرِق : كهف 19 2 ـ دِرْهَم 3ـ دينار
4ـ تَقير: نساء /53 5ـ قِطمير: فاطر/13 6ـ فردل : انبياء/47
7 ـ قيراط : انبياء /47 8ـ ذرع : حاقه /32 9 ـ صاع: يوسف /72
10 ـ قنكار : آل عوان/14 ـ نساء /20 11ـ ذره: نساء /45 ـ زلزال / 7
12 ـ ديه : نساء /92
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:10 PM
مکتب اقتصادي اسلام، در صدد تامين اهداف فراواني است که برخي از آنها اخلاقي و برخي ديگر اجتماعي است، در اين جا به بعضي از آن اهداف که داراي اهميت بيشتري است، اشاره مي شود: 1- حاکميت سياسي اسلام: در اقتصاد اسلامي، سعي در حفظ حاکميت سياسي اسلام در روابط با بيگانگان است، زيرا در روابط خارجي، مناسبات اقتصادي و سياسي بسيار به هم پيوسته اند، هم اکنون وابستگي سياسي بسياري از کشورهاي جهان سوم در اثر وابستگي اقتصادي آنهاست، به اين سبب يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، حفظ حاکميت سياسي اسلام است. 2- تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي: اسلام در رسيدن به همه اهداف اقتصاديش از قبيل، زدودن فقر، ايجاد رفاه و اجراي عدالت، از چهارچوب ارزش هاي اخلاقي، خارج نمي شود. زيرا تحقق اين ارزش ها همراه با پياده شدن اقتصاد اسلامي از اهداف مکتب اسلام است. اين از اهدافي است که هم افراد بايد مراعات کنند و هم دولت بايد در تحقق آن بکوشد. کسي حق ندارد از راههاي حرام کسب درآمد کند يا با اکراه، طرف مقابل را به معامله اي وادار نمايد. قرآن مي فرمايد: «يا ايها الذين أمنوا لا تاکلوا اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم ... اي کساني که ايمان آورده ايد اموالتان را در ميان خود به باطل نخوريد مگر اين که داد و ستدي از روي رضايت شما باشد». (نساء/29) 3- برپايي عدالت اجتماعي: عدالت اجتماعي در بعد اقتصادي از نظر اسلام با تامين زندگي متوسط اجتماعي براي فقرا و جلوگيري از انباشته شدن بيش از حد ثروت در دست اغنيا تحقق مي يابد. از آنجا که عدالت اجتماعي به صورت جداگانه مورد بحث قرار گرفته است در مورد اين موضوع بيش از اين توضيح نمي دهيم. 4- خودکفايي و اقتدار اقتصادي: مقصود از خود کفايي اين است که جامعه بتواند نيازمنديهاي خود را در حد بالايي از رفاه توليد کند و ناگزير به وارد کردن کالا از خارج نباشد. البته ممکن است ترجيح دهد بعضي از نيازهاي خود را از خارج تامين کند، به اين سبب که هزينه تهيه آن در داخل بيشتر مي شود و با وارد کردن آنها، اين جامعه مي تواند امکانات خود را در راه مفيدتري به کار گيرد. در اين صورت با خودکفايي ناسازگار نيست، زيرا جامعه قدرت لازم براي توليد آن کالا در دارد. در اين تعريف، بيان شده که جامعه اي که توانايي تامين نيازمندي هاي خود را در سطح عالي رفاه داشته باشد، خودکفاست. زيرا ممکن است کشوري به توليدات داخلي اکتفا کند ولي وضعيت فقيرانه اي داشته باشد. در اين حال آن کشور خودکفا نيست، در خودکفايي، توانمندي و اقتدار نهفته است، جامعه خودکفا، روي پاي خود ايستاده است. اين ايستادگي بدون وجود حيات و نشاط ممکن نيست. قرآن مجيد درباره مومنان به پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: «کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليفظ بهم الکفار. مانند دانه اي است که شاخ و بال بيرون آورده و (اين شاخه ها) او را تقويت کرده و در نتيجه آن گياه درشت شده، تا آنکه بر ساقه استوار گرديده، بدان گونه که کشاورز را به شگفتي واداشته است (خدا آنان را قوي کرده)، تا به وسيله آنان کافران را به خشم آورد». (فتح/29) مفاد اين آيه، قدرت يافتن مسلمانان و رسيدن آنان به شکوه و عظمتي است که دشمنان اسلام تاب تحمل آن را ندارند. قطعا بايد اين اقتدار هم اقتدار سياسي، هم اقتدار نظامي و هم قدرت اقتصادي و هم توانمندي فرهنگي باشد. 5- عدم وابستگي اقتصادي: معناي استقلال غير خودکفايي است. خودکفايي به اين است که يک جامعه همه نيازهاي خود را تامين کند و نيازي به وارد کردن کالا از خارج نداشته باشد. اما استقلال اعم از اين است يک جامعه مستقل اقتصادي ممکن است احتياج به وارد کردن برخي کالاها داشته باشد،اما تامين اين نياز تکيه بر ساير جوامع ندارد، ناگزير به باج دادن و سر فرود آوردن نيست، بلکه در روابطي سالم، برخي از محصولات خود را مي دهند و توليدات ديگران را مي ستاند. اما خودکفايي بيش از اين است يک جامعه خودکفا مي تواند همه نيازهاي خود را هر چند بار هزينه بيشتر تامين کند، گرچه ترجيح مي دهد براي بهتر استفاده کردن از امکانات خود و صرفه جويي کردن، برخي کالاها را از بيرون وارد کند. 6- توسعه و رشد: يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، ايجاد توسعه و رشد است. اين هدف را در راهنماييهاي اسلام و عمل رهبران بزرگ آن مشاهده مي کنيم. که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود. 7- رفاه عمومي: رفاه در ضمن توسعه و رشد حاصل مي شود، يعني اگر جامعه اي توسعه و رشد لازم را فراهم کرده باشد، به دنبال آن رفاه نيز به وجود مي آيد. از مطالعه آيات و روايات مربوط به بحث بسيار روشن به دست مي آيد که نظام اقتصادي اسلام تنها در صدد رفع نيازهاي ضروري بشر نيست و با تامين آنها کار خداوند را تمام شده نمي داند، بلکه در صدد تامين رفاه بشر است. خداوند نعمت هاي بي شماري را در اختيار انسان قرار داده که از آنها بهره گيرد. «قل من حرم زينه الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق. بگو چه کسي زينت خداوند را که براي بندگانش (از زمين) بيرون آورده و روزيهاي پاک را حرام کرده است؟» (اعراف/32) و اميرالمومنين (ع) نيز در وصف متقين مي فرمايد: «همانا متقين بهره دنياي نقد و آخرت آينده را بردند، با اهل دنيا در دنيايشان شريک شدند، ولي اهل دنيا در آخرت آنان شريک نشدند. در دنيا به بهترين نوع مسکن گرفتند و به بهترين وجه خوردند. از دنيا به آن گونه که مترفين بهره مند مي شوند، استفاده کردند و از آن چيزي را که جابران متکبر بر مي داشتند، برگرفته اند. سپس از آن با توشه کافي و تجارب سودمند بيرون رفتند. هم چنين در روايتي از معصوم (ع) نقل شده است که فرمود: «نعم المال الصالح للعبد الصالح. چه نيکوست مال شايسته براي بنده شايسته». (8) نظام بانکي در جامعه اسوه اسلامي 1. نظام بانکي مي بايست برطبق موازين شرعي و اسلامي باشد. هفت بعد اساسي در ساختار اقتصاد: 1- مبارزه با فقر و تأمين نيازهاي هر فرد در پرتو کار خلاق او و ارزش افزوده اي است که او در جامعه توليد مي کند.
1. حاکميت سياسي اسلام
2. تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي
3. برپايي عدالت اجتماعي
4. عدم وابستگي اقتصادي
5. خودکفايي و اقتدار اقتصادي
6. توسعه و رشد
7. رفاه عمومي
اهداف مذکور همه در عرض هم نيستند بلکه برخي از آنها با حفظ برخي ديگر هدف قرار مي گيرند، مثلا سه هدف آخر به اين شرط مطلوب اند که لطمه اي به چهار هدف اول نزنند. دو هدف اول، به نظر مي رسد که اقتصادي نيستند، ولي جزء اهداف اقتصادي اسلامي گنجانده شده اند، زيرا، در احکام اسلام، اين اهداف جدا از يکديگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها جزء اهداف وظايف سازمان هاي اقتصادي نيستند و از وظايف ساير سازمان هاي اجتماعي سياسي اسلام مي باشند، در صورتي که اين گونه نيست، مثلا، درباره زکات، در عين اين که هدف از آن توازن اقتصادي و تعديل در خلال رفتارهاي اقتصادي در نظر گرفته شده اند. موارد ذکر شده، به جز اين که خود، اهداف مکتب اقتصادي اسلام را شکل مي دهند، هر يک از آنها در بسياري از موارد، به عنوان محدوديت براي اهداف ديگر و يا ابزاري براي رسيدن به اهدافي مثل رفاه عمومي است و گاهي تحقق آن ارزش ها در جامعه، ابزاري براي رسيدن به ساير اهداف است. نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت، اين است که در اين مبحث، نظر به مکتب اقتصادي اسلام است، که در اين جا از آن بحث نخواهيم کرد و به توضيح اهداف اقتصادي ذکر شده مي پردازيم.
در روايتي از پيامبر اکرم (ص) آمده است: «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه، اسلام برتر است و چيزي بر آن برتري ندارد». (تذکره الفقها، ج1، ص 446)، بنابراين در مناسبات سياسي نيز بايد برتري اسلام و مسلمين مراعات گردد. قرآن کريم مي فرمايد: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوکم ... براي مقابل با دشمنان تا آنجا که مي توانيد نيرو و اسبهاي بسته و آماده فراهم کنيد تا به اين وسيله دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد.» (انفال/60).
هم چنين قرآن کريم مي فرمايد: «ولن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند براي کافران بر مومنان راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141)
در اسلام پرداخت زکات و خمس عبادتي است که فرد با رضايت کامل به آن اقدام مي کند. به علاوه، قرآن گرفتن زکات را وسيله پاک شدن و تزکيه پرداخت کننده به شمار مي آورد. «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها... از اموال آنان زکات بگير و بدين وسيله آنان را پاک و تزکيه کن» (توبه/103). هم چنين به انفال کنندگان سفارش مي کند که از بهترين اموال خود انفاق کنيد تا به «نيکي» دست يابيد . « لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. هرگز به نيکي نمي رسيد، مگر آنکه از آن چه که دوست داريد، انفاق کنيد» . (آل عمران/92)
استقلال در آيات قرآن: از اطلاق برخي از آيات و لازمه برخي ديگر، لزوم استقلال اقتصادي فهميده مي شود که درذيل به آنها اشاره مي شود. «و لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند هرگز براي کافران بر مومنين راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141)
غالب فقهاي بزرگ اسلام، براي نفي هر گونه سلطه کافران برمسلمانان به اين آيه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانسته اند نه اخبار. يعني، مسلمانان مي بايد کاري کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملي که منتهي به سلطه کفار شود نامشروع است. از جمله راههاي سلطه کفار بر مومنين سلطه اقتصادي است. متاسفانه در اين روزگار، سلطه اقتصادي بيگانگان بر مسلمانان تحقق يافته است و اين واقعيت تلخ به دليل عمل نکردن مسلمانان به مقتضاي ايمان است. مطابق مستفاد از اين آيه مومنان وظيفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگي ها - از جمله وابستگي اقتصادي - رهايي دهند. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه. براي مقابله با آنان کفار و مشرکان آن چه مي توانيد نيرو آماده کنيد». (انفال/60). سياق آيه نشان مي دهد که درباره جنگ است و طبعا مهم ترين نيرو براي مقابله با دشمن نيروي نظامي است. اما کلمه «من قوه» هر نيرويي را شامل مي شود. نيروي اقتصادي براي رويارويي با دشمن از اهميت برخوردار است. به خصوص در جنگ هاي امروز که قدرت اقتصادي يکي از دو طرف جنگ در سرنوشت آن نقش به سزايي دارد. روايتي در تفسير اين آيه آمده است که با استفاده از آنها شمول آيه را نسبت به توان اقتصادي بهتر مي توان فهميد. از امام صادق (ع) نقل شده است که فرموده سياه کردن موي صورت (براي پير مردان) از مصاديق «قوه» در آيه است. «منه الخضاب بالسواد».(1). در روايت ديگري از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: گروهي بر امام حسين (ع) وارد شدند و ديدند که آن حضرت به رنگ سياه خضاب کرده است. علت آن را پرسيدند، فرمود: رسول خدا (ص) در يکي از جنگها به مسلمان دستور داد با رنگ سياه خضاب کنند تا به اين وسيله بر مشرکان قوت بگيرند و قويتر بنمايند. (همان منبع).
الف) اسلام بر فراگيري معلومات و افزايش اطلاعات مسلمين سفارش اکيد دارد، تا آنجا که از پيامبر (ص) نقل شده است: «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد». به اين معني که براي اندوختن دانش محدوديت زماني نبايد شناخت و نيز آمده است: «اطلبوا العلم ولو بالصين». (2) بدين معني که دوري راه و رنج سفر براي کسب دانش بايد ناچيز شمرده شود هم چنين آمده است: «اطلبوا العلم و لو بخوض اللحج و شق المهج». (3) که مفاد آن اين است که هر چه طلب دانش، دشواري به همراه داشته باشد، گرچه در حد فرو رفتن در گردابها و ريختن خون قلبها، اين سختيها را بايد بر خويش هموار کرد و هيچ مشکلي نبايد مانع افزايش دانش مسلمانان شود.
ب) تغيير وضعيت اقتصادي جزيره العرب از بازرگاني صرف و واسطه داد و ستد کالاها بودن به افزايش کشاورزي تا آنجا که مدينه مرکز مهم توليد کشاورزي شد. اسلام، عرب جاهلي را از تنبلي و تن پروري و آماده خوري بيرون آورد و به کار و کوشش و تلاش واداشت تا آنجا که از اميرالمومنين (ع) نقل شده است که فرمود: «من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله (4). هر که آب و خاکي بيابد و باز هم فقير باشد، خدا او را از رحمت خود دور کند». يعني هر که آب و خاک در اختيار داشته باشد نبايد فقير بماند. هم چنين هنگامي که کسي از امام صادق (ع) تقاضا کرد که دعا کند رزق و روزي او به راحتي برسد: «لا ادعو لک، اطلب کما امرک الله عزوجل. برايت دعا نمي کنم. آنگونه که خدا به تو امر فرموده است روزيت را طلب کن». يعني با به زحمت انداختن خود روزي بخواه. (5)
ج) اسلام بر آباد کردن زمين ها و شهرها و تعطيل نگذاردن اراضي تاکيد فراوان دارد که از عوامل مهم رشد توليد مي باشد.
قرآن مي فرمايد: «هو أنشاکم من الارض و استعمرکم فيها. خدا شما را از زمين ايجاد کرد و به آباداني در آن گماشت» هم چنين در روايتي از پيامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرموده: من کان له ارض فيزرعها و الا فليؤدها اخاه و لا يؤاجرها اياه، هر که زميني دارد آن را به کارد و گرنه به برادرش بدهد و از او اجاره نگيرد»و اين روايت بيانگر يکي از سياست هاي اقتصادي پيامبر (ص) است. در عهدنامه اميرالمومنين (ع) به مالک اشتر يکي از وظايف استاندار را عمران و آبادي شهرهاي منطقه ماموريت وي قرار مي دهد و مي فرمايد: «جبايه خراجها، و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عماره بلادها، وظايف استاندار عبارت است از: جمع آوري ماليات آن منطقه و مبارزه با دشمن آن و به صلاح آوردن اهل آن و آباد کردن شهرهاي آن». (6) و نيز به او مي فرمايد: «و ليکن نظرک في عماره الارض ابلغ من نظرک في استجلاب الخراج. بايد نظرت درباره آباد کردن زمين رساتر از نگاهت درباره گرفتن ماليات باشد». (7)
و از ديگري ويژگي ها مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
2. داشتن فرمولهاي مختلف در فعاليت نظام بانکي اسلامي در جهت کمک به دولت، مردم و بالاخص مردم محروم و مستضعف.
3. ايجاد مؤسسات شخصي يا گروهي (به صورت قرض الحسنه اسلامي).
4. توجه داشتن به مقوله ربا و اشکال مختلف آن در اسلام.
- نظام مالياتي در جامعه اسوه اسلامي مي تواند:
الف) مردم را نسبت به ماليات و ثمرات خوب آن آگاه نمايد.
ب) نسبت دريافت ماليات براي اقشار مختلف با توجه به وضعيت امرار معاش چه در سرمايه هاي ملي، سرمايه هاي پنهان و سرمايه هاي جاري را مشخص گرداند.
ج) ثمرات دريافت ماليات را به سرعت براي مردم قابل دسترس نمايد.
اقسام مختلف بيمه هاي اجتماعي، با رعايت عدالت اجتماعي به معناي واقعي مي تواند نقش بسزايي در اقتصاد پويا در جامعه اسوه داشته باشد.
2- آزاد نگه داشتن بخشي از وقت هر انسان، براي اين که فرصتي مناسب براي خودسازي و رشد انساني و تعالي معنوي داشته باشد، به تعبير ديگر در نظام اقتصادي جامعه اسوه تلاش براي نيازمنديهاي اقتصادي، نبايد همه وقت ملت را بگيرد بلکه مقداري از آن وقت بايد براي خودسازي انسان و رشد معنوي آزاد باشد.
3- اعتدال در مصرف، مبارزه با اسراف و نفي هر نوع اقتصاد تخريبي نسبت به امکاناتي که خداوند در جامعه براي زندگي انسان ها در اختيار همه قرار داده است.
4- حفظ آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد، در برابر کساني که انسان را يک حيوان اقتصادي معرفي مي کنند و بدين ترتيب او خود به خود برده اقتصاد سرمايه داري و خصوصي و يا برده اقتصاد دولتي يا به تعبير صحيح تر، برده سرمايه داري خصوصي و سرمايه داري دولتي مي شود، بايد آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد حفظ شود.
5- تأکيد بر استقلال اقتصادي جامعه اسوه اسلامي و اين که براستي از نظر اقتصادي به روي پا خود بايستد؛ خود توليد کند و متناسب با نيازهاي خود مصرف کند. به ديگران وابسته نباشدکه وابستگي اقتصادي امروزه زيربنا و ريشه وابستگي هاي ديگر شده است و خود به خود با استقلال جامعه سازگار نيست.
6- تأکيد به تکامل فني و صنعتي، زيرا پيشرفت هاي صنعتي از جلوه هاي رشد انسان است و هيچگاه نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بنابراين در برنامه ريزي اقتصادي جامعه اسوه اسلامي بايد به آن تأکيد شود.
7- برقراري عدل اقتصادي نسبت به بي عدالتي هايي که در گذشته صورت گرفته است.
اين هفت بعد، اساس اقتصاد است و اصل 43 قانون اساسي در حقيقت نسبت به بسياري از اين افراد توجه تام دارد. در حل برخي از مشکلات امروزه در جامعه اسوه اسلامي، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
الف- مبارزه با بيکاري
ب- اشتغال کامل
ج- افزايش مهارت و ابتکار
با توجه به فعاليت هاي انجام شده در خصوص توان بسيج در حل بسياري از مشکلات جامعه اسوه اسلامي به اطلاع مي رساند که در بحث اقتصاد، مقوله کار و اشتغال به عنوان محور فعاليت قرار دارد و اعضاء گروه تحقيقات در اين بخش در صدد طرحي جامع براي فعاليت بسيج نسبت به رفع اين معضل مي باشد.
منبع:کتاب طرح تحقيقاتي شهر اسوه
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،1:06 PM
چكيده اين مقاله درصدد بيان چند مطلب است: مقدمه ديدگاه اسلام و انديشه اقتصادى اسلام در مورد جهانيشدن اقتصاد نه تنها مثبت، بلكه به مثابة آرماني است كه همواره در جان و دل اوليا و پيروان اين مكتب ريشه داشته و دارد. يكپارچگى اقتصادي ملتهاى مختلف در سراسر جهان آرمان اساسى انسان است. براي رسيدن به اين آرمان، بايد بر نقل و انتقال آزادانه كالا، انسانها، سرمايه و اطلاعات اعتماد و اتكا كرد. جهانيشدن اقتصاد و رفاه اقتصاد نوين جهانى، با وجود آنكه بر مقوله يكپارچگى اقتصادى پاى مىفشارد، جايگاه عدالت را در اقتصاد، بسان اقتصاد اسلامي مهم نميانگارد. از لوازم عدالت، برخورد برابر با هم قطار و نابرابرعمل كردن با نابرابرهاست؛ در همان حال كه صادرات كشورهاى صنعتى افزايش مىيابد، صادرات كشورهاى در حال توسعه نيز بايد افزايش يابد، بلكه بايد با نرخ بالاتر از كشورهاى صنعتى افزايش يابد تا به افزايش سهم اين كشورها در تجارت جهانى و كاهش شكاف بين كشورهاى فقير و غنى انجامد. با وجود اين، تا زمانى كه همه موانع از سر راه صادرات كشورهاى در حال توسعه به كشورهاى صنعتى برچيده نشده باشد، سهم آنها در صادرات جهانى افزايش مناسب، نخواهد يافت. 1. حقايق رشد اقتصادي در جهان اگر رشد اقتصادي ابزاري ضروري براي كاهش فقر باشد، وضعيت رشد در دهههاي اخير چگونه بوده است؟ آيا رشد در كشورهاي در حال توسعه تحقق يافته و همه آنها از نرخ رشد مثبت برخوردار بودهاند، يا اينكه خير؛ برخي از كشورها و مناطق جهان نه تنها رشد نداشتهاند بلكه تنزل هم كردهاند؟ 2. حقايق نابرابري در جهان بهطور معمول، مسئله نابرابري در چهار قلمرو بررسي ميشود. اين چهار قلمرو به ترتيب عبارتاند از: 3. حقايق فقر در جهان فقركه همواره قرين بشر بوده، از حقايق مزمني است كه قرنها جزء سرنوشت و تقدير انساني به شمار آمده و در هر عصري به نحوي با آن دست و پنجهنرم كردهاند. اما بهجز برهههايي از دوران باشكوه صدر اسلام و تمدن اسلاميكه بنا به نقل، فقيري وجود نداشته تا از بيتالمال زكات دريافت كند، بشر همواره در مبارزه با اين پديده شوم مشكل داشته و حتي صنعتيشدن و رشداقتصادي بلندمدت نيز نتوانسته ريشه فقر را بركند. البته رشد اقتصادي و انقلاب صنعتي و آگاهي فقرا از پيشرفتهاي مادي سبب شده كه آنها در حال حاضر فقر خويش را كشف كنند و بهدنبال رفع آن از هر طريق ممكن باشند. مهاجرت به شهرها و كشورهاي ثروتمند يكي ازپيآمدهاي اين كشف است. بهطور كلي از اوايل قرن نوزدهم ميلادي، تفاوت ميان نحوه زندگي مردم مناطق مختلف جهان شناخته شد و بروز نابرابريها و بيعدالتيها و عواقب آن، انديشمندان و نظريهپردازان را به ارائه فرضياتي پيرامون علل و عوامل مؤثر در پيدايش فقر واداشت.اين تلاشها بهويژه پس از جنگ جهاني دوم و كشف فقر فزاينده كشورهاي جهان سوم اوج گرفت. راهبردهاي رشد اقتصادي، رشد اقتصادي همراه با توزيع، و راهبرد نيازهاي اساسي و...، به منظور بهبود شرايط زندگي مردم اين كشورها طراحي شدند، اما متأسفانه آثار توزيعياين راهبردها آنچنان كه بايد سرريز نشد و به حاشيه قرارگرفتن كثيري از مردم و گسترش پديده فقر انبوه3 انجاميد. در دهه 1980 نيز با اتخاذ سياستهاي تعديل، اين اكثريت خاموش به فراموشي سپرده شد تا جايي كه بانك جهاني، اين دهه را دهه از دست رفته براي فقر4 ناميد. نتيجه اين راهبردها، بر اساس برآورد بانك جهاني در سال 1990، وجود بيش از3/1 ميليارد انسان فقير دراين كشورهاست. از اين رو، جهت حلاين معضل، دهه 1990 را دهه جنگ با فقر5 يا دهه تغيير راهبردهاي توسعه از راهبردهاي رشد به راهبردهاي فقرزدايي6 ناميدند. فقر نسبي: گاهي به تمركز بر فقيرترين جزء (يعني بيست، يا چهل درصد) جمعيت علاقهمنديم؛ اينها فقراي نسبي هستند. وقتي بدين صورت تعريف ميكنيم، روشن است كه فقرا هميشه با ما هستند. اغلب سودمند است كه چنين شاخصي داشته باشيم تا برنامههايي كه براي كمك به فقرا آماده ميشوند، هدفگيري كنيم. همانطور كه كشورها وضعيت بهتري پيدا ميكنند، معمولاً خط فقر بالاتري انتخاب ميكنند. بهطور مثال، اتحاديه اروپا بهطور نوعي فقرا را به مثابه كساني كه درآمد سرانهشان زير پنجاه درصد ميانه است، تعريف ميكند. هنگاميكه درآمد ميانه افزايش مييابد، خط فقر نيز بالا ميرود.9 فقر مطلق: راواليون و ديگران سال (1991ميلادي) اولينبار فقر مطلق را تعريف كردند. آنان درك فقر را در فقيرترين كشورها، جايگزين خط فقر 31 دلار در ماه نمودند. پس از آن تعريف مذكور به 42/30 دلار تغيير يافت و بعد از آن به يك دلار در روز تبديل گشت. بعد، خط فقر يك دلار در روز توسط بانك جهاني، به عنوان تعريف رسمي فقر مطلق اتخاذ و پذيرفته شد. خط فقر ديگري كه در ادبيات مطرح گشت، ارقام اوليه را به دو دلار در روز افزايش داد.10 نياز به دكترين عدالت اقتصادي عدالت هدف نهايي نظام اجتماعي فرهنگي اسلام تعيين شده است. عدالت از فضايلي است كه به وسيله اسلام حيات و زندگي را از سر گرفت و ارزش فوقالعاده يافت. اسلام به عدالت، تنها توصيه نكرد و يا تنها به اجراي آن قناعت نكرد بلكه ارزش آن را بالا برد و آن را هدف نهايي نظام اجتماعي فرهنگي خود در سطح محلي، ملي، منطقهاي و جهاني اعلام كرد. البته تحقق عدالت در سطوح جهاني، به وجود آمادگي جهاني و رهبر جهاني مشروط خواهد بود. از مصاديق بارز آمادگي جهاني، يأس و نوميدي از پارادايم غالب سرمايهسالارانه جهاني است؛ همانطوري كه يأس از نظام كمونيستي، به فروپاشي ابرقدرت شرق انجاميد، با وجود اين، رهبري جهاني بايد عظمتي داشته باشد كه فقط در امام زمان(عج) متحقق است. مفهوم دكترين واژه دكترين13 در فرهنگ غربي ـ مسيحي به معناي آموزه، و دستورالعمل، اصل يا مجموعه اصول در يك شاخة دانش يا يك نظام اعتقادي (اعتقاد ديني) اصل حقوقي كه از طريق تصميمات گذشته اخذ شده، اعلان سياست بنيادين حكومت بهويژه درعرصة روابط بينالملل است.14 در مورد سياست خارجي و روابط بينالملل، در دائرةالمعارف ويكيپديا آمده است: مفهوم عدالت اقتصادي عدالت اقتصادي به معناي فرآيند تصميمگيري مبتني بر اسلام است كه امور را به سه امر الهي، امور عمومي، و امور خصوصي تقسيم ميكند. عدالت اقتصادي، در زمينه توليد به عدالت در حفظ و گسترش ثروت يعني رشد اقتصادي پايدار، در زمينه توزيع به عدالت در توزيع ثروت، و در زمينه مصرف يا رفاه اقتصادي يا تقليل كمبود كالاها و خدمات كه هدف نهايي خردهنظام اقتصادي اسلام است، به آموزة كفايت ميرسد. عدالت اقتصادي متضمن نظم فردي و اجتماعي در حوزة اقتصاد است و اصول اخلاقي را به اعطا ميكند تا در سازوكارها و نهادهاي اقتصادي تجلي يابند. اين سازوكارها و نهادها تعيين ميكنند كه چگونه شخص در زندگي كار و كسب انجام دهد، وارد قراردادها شود، با ديگران كالاها و خدمات را مبادله كند و علاوه بر اين، بنياد مادي مستقلي را براي معيشت اقتصادياش ايجاد كند.17 دكترين عدالت اقتصادي مهدوي دكترين عدالت اقتصادي مهدوي با چهار شاخص رشد اقتصادي پايدار، كاهش مداوم نابرابري، حذف فقر، و مصرف حد كفاف، شناسايي شده است.18 الف) احكام ايجاد فرصتهاي برابر يكم. وظايف بخش خصوصي: ب) احكام ايجاد برابري كاركردي اسلام در زمينة ايجاد برابري كاركردي براي هر يك از بخشهاي خصوصي، دولتي، عام المنفعه، و فقرا وظايفي در نظر گرفته است. در اين قسمت، به ترتيب، رفتارهاي اين بخشها بهطور فهرستوار بررسي ميشود: ج) حكام ايجاد برابري نهايي يكم. وظايف بخش خصوصي: جمعبندي و نتايج اين مقاله در صدد بيان چند مطلب بود: نويسنده:ناصر جهانيان
1. جهانيشدن اقتصاد يك واقعيت است؛
2. اين واقعيت با دكترين مكتب سرمايهداري، رفاه وخوشبختي به ارمغان نياورده و نميآورد؛ زيرا دكترين سرمايهداري به عدالت توجهي ندارد.
3. نياز به دكترين جديدي است كه همه مردم دنيا آن را درك و مطالبه كنند؛ دكترين عدالت اقتصادي مهدوي.
4. دكترين عدالت مهدوي ضمن تبيين شاخصهاي عدالت، احكام اسلام را در زمينة رشد اقتصادي پايدار و عادلانه به مردم شيفتة عدالت اعلام ميدارد و تحقق اين احكام را در سطوح ملي، منطقهاي و جهاني ضامن رفاه و خوشبختي همگان ميداند.
ايجاد موانع ساختگى، تنها باعث عقيم ماندن آرمان رسيدن به وحدت بشر و افزايش رفاه همگانى است. با اين همه، در صورتى كه عدالت تأمين شود، يكپارچگى پايدار هم مىتواند تحقق يابد. وقتي پاي عدالت در ميان نباشد، به رغم پيشرفت، ابتدا ممكن است يكپارچگى پديد آيد، اما پس از آنكه ملتها پى ببرند كه مزايا و دستآوردهاى يكپارچگى بهطور منصفانه توزيع نمىشود، طرح يكپارچگى نقش بر آب خواهد شد.
گسترش صادرات كشورهاى در حال توسعه، بدون دستيابى به توسعه شتابان به گونهاى كه توانايى آنها را براى توليد، جهت صادرات با قيمتهاى رقابتى ارتقا دهد، امكانپذير نيست. با كمال تأسف، اين توسعه شتابان در حال شكلگيرى نيست. در اين صورت، حاصل آزادسازى چيزى جز افزايش واردات كشورهاى در حال توسعه و نابودكردن ظرفيت توليدى از پيش ايجاد كرده آنان نيست.
نگاهي گذرا به آمارهاي رشد اقتصادي، نابرابري و فقر كشورهاي در حال توسعه ما را با اين واقعيت تلخ آشنا ميكند كه جهاني شدن اقتصاد نه تنها فقر و نابرابري را كاهش نداده كه حتي رشد اقتصادي را نيز به ارمغان نياورده است.
براي درك بهتر روند رشد اقتصادي به آمارهاي گزارش توسعه جهاني در دهه 1990 مراجعه ميكنيم. در جدول 1-2 ملاحظه ميشود كه كشورهاي كمدرآمد و فقير دنيا در دهه 1990 از رشد سرانه 4/0 برخوردار بودند كه تداوم فقرشان را نشان ميدهد. كشورهاي با درآمد متوسط و پردرآمد هم در اين دهه نرخ رشد بالايي ندارند. بنابراين، از طريق رشد اقتصادي خيلي قادر به مبارزه با فقر نيستند. البته، از اين نكته هم نبايد غفلت كرد كه كشورهاي پردرآمد به علت حجم بالاي درآمد سرانه، باوجود نرخ رشد4 تا 5 درصدي نيز براي اشتغالزايي و مبارزه با فقر رشد مناسبي دارند.
جدول 2ـ1 نرخ رشد DP سرانه كشورها
گروهكشورهادهه 1980دهه 1990نرخ رشد توليد ناخالصملينرخ رشد جمعيتنرخ رشد توليد ناخالص ملي سرانهنرخ رشد توليد ناخالصملينرخ رشد جمعيتنرخ رشد توليد ناخالص ملي سرانهكم درآمد4/43/21/24/20/24/0درآمد متوسط به پايين 0/4 6/1 4/2 4/3 1/1 3/2درآمد متوسط به بالا 5/2 8/1 7/1 6/3 4/1 2/2پردرآمد 1/3 6/0 5/2 4/2 6/0 8/1
از لحاظ منطقهاي هم بررسيهاي آماري (جدول 2-2) نشان ميدهد كه به جز كشورهاي جنوب شرقي آسيا كه دو دهه رشد سرانه 4/6 و 1/6 درصدي داشتهاند، بقيه مناطق جهان از رشد مطلوبي برخوردار نبودهاند. اروپا در دهه 90 در ركود بوده، و آسياي مركزي هم در بحران انتقال از اقتصاد متمركز به اقتصاد آزاد قرار داشتهاند. وضعيت امريكاي لاتين و خاورميانه و افريقاي شمالي نيز با رشد حدود يك درصدي مساعد نبوده است، اما بدتر از همه رشد منفي فقيرترين منطقه جهان يعني افريقاي پايين صحرا مينمايد. در مجموع، جهان در اين دهه بيش از يك درصد رشد سرانه درآمدي نداشته است.
بهطوردقيقتر وجزئيتر، ميتوان به جدول 3-2 نظر كرد كه در مورد كشورهاي خوش شانس و بدشانس از لحاظ وضعيت رشد سرانه اشاره ميكند. چين و ويتنام در صدر كشورهاي خوش شانس دهه 1990 بودهاند، و كنگو و سيرالئون بدشانسترينهاي اين دهه به شمار رفتهاند. البته، در دهه 1990 كشورهاي بلوك شرق سابق در اروپاي شرقي و آسياي مركزي بدون استثنا رشد منفي از 3/11- تا 4/0- داشتهاند و از فقر به سمت فلاكت تغيير جهت دادهاند. بنابراين، ادعاي كساني مثل دالر و كراي كه عصر جهاني شدن را عصر افزايش رشد ميدانند، با موارد نقض بيشماري مواجه است. بلي، كشورهايي مثل هند و چين و سنگاپور كه امكان دسترسي به بازارهاي كشورهاي توسعه يافته را به هر علتي پيدا كردهاند، از مزاياي جهاني شدن تا حدي برخوردار شدهاند.
1. نابرابري در قلمرو ملي؛
2. نابرابري در قلمرو بين گروههاي قومي، نژادي و منطقهاي؛
3. نابرابري درون خانوار بين جنس زن و مرد و بين دختر و پسر؛
4. نابرابري بين ملل.
اما آنچه در اين قسمت بدان توجه ميشود، مسئله نابرابري بينالمللي است. شكل زير توزيع درآمد جهان را نشان ميدهد. جمعيت جهان به پنج بيستك تقسيم شده كه ثروتمندترين بيستك 83% درآمد دنيا را به خود اختصاص ميدهد، در حالي كه بيستك فقير فقط 4/1% درآمد دنيا را دارد. متأسفانه هر چقدر دنيا ثروتمندتر ميشود، وضعيت نابرابري بدتر ميشود؛ در دهه 1960 ميلادي، درآمد بيستك ثروتمند سي برابر بيستك فقير دنيا بود، اما امروزه اين نسبت هشتاد برابر شده است.
مطابق تحقيق ارزندهاي كه فرانسيس بورگيگنون و كريستين موريسن در مورد توزيع درآمد مردم جهان از سال 1992-1820 يعني براي دوره بعد از انقلاب صنعتي تا اواخر قرن بيستم انجام دادهاند، مشخص شده كه سهم بيست درصد فقير شهروندان دنيا از درآمد جهان در سال 1820، 5/4% بوده در حالي كه در سال 1992 بدتر شده و به دو درصد رسيده است. اين در حالي است كه سهم ده درصد ثروتمند شهروندان دنيا از1/43% به 4/53% افزايش يافته است. همينطور وضعيت ضريب جيني،2 از 504/0 به 663/0 افزايش يافته كه بدتر شدن نابرابري در سطح جهان را نشان ميدهد.
جدول 2ـ2ـ درصد سهم درآمدي اغنيا و فقراي دنيا و ضريب جيني آنها
از سال 1992ـ1820
سال18201850187018901910192919501960197019801990سهم درآمد 20% پايين5/446/33/39/28/24/23/229/12سهم درآمد 10% بالا1/436/45481/50511/504/518/499/504/514/53ضريب جيني504/0538/0565/0592/0614/0621/0641/0635/0654/0657/0663/0
گزارش سازمان ملل به خوبي روشن ميكند كه در عصر جهانيسازي اراده سياسي لازم براي ايجاد عدالت اقتصادي عليرغم همه شعارهاياهداف هزاره توسعه7 وجود ندارد. در سال 2000ميلادي اعضاي سازمان ملل بر سر اهداف هزاره توسعه به توافق رسيدند. هدف از اين برنامه، كاهش پنجاه درصدي فقر در جهان تا سال 2015 اعلام شد. حل مشكلاتي نظيرگرسنگي، بيماري، بيسوادي، صدمه به محيطزيست و گسترش ويروس اچ.آي.وي و ايدز از جمله معيارهاي سنجش تحقق اين هدف بود. برنامه توسعه سازمان ملل ميگويد اين اهداف قابل تحقق است، اما تنها درصورتي كه كشورهاي فقير اصلاحات همهجانبه را پيگيريكنند و كشورهاي ثروتمند نيز با بهبود شرايط تجاري و افزايش كمك به كشورهاي فقير به اين اصلاحات واكنش نشان دهند. اما واقعيت اين است كه نظام سرمايهداري دغدغة فقرزدايي ندارد. به گفته سازمان ملل شمار افرادي كه روزگار خود را در شرايط نكبتبار زاغهنشينها سپري ميكنند، تقريباً به يك ميليارد نفر، يعني يك ششم جمعيت جهان رسيده است. سازمانملل معتقد است كه بدون اعمال تغييراتبنيادي، شمار اينافراد طيسي سال آينده دوبرابر خواهدشد. اين سازمان ميگويد تا سال 2050، ممكناست 5/3 ميلياردنفر از جمعيت ششميلياردي شهرنشين زمين در زاغهها زندگي كنند.
امروزه براي تفكيك فقرا از غيرفقرا از شاخصهاي رفاه اقتصادي خاصي به نام خطوط فقر مطلق و نسبي8 استفاده ميكنند.
با استفاده از دو شاخص يك دلار و دو دلار براي خط فقر مطلق تا سال 2000 ميلادي آمار زير بهدست آمده است:
تخمين1200 ميليوني جمعيت جهان كه با كمتر از يك دلار در روز زندگي ميكنند.
متجاوز از دو ميليارد مردميكه در سراسر جهان با كمتر از دو دلار در روز زندگي ميكنند.
جدول 2-3 نرخ فقر مطلق و نسبي در مناطق گوناگون جهان11
مناطق گوناگون جهان(فقر مطلق) درصد فقراي با كمتر از يك دلار در روز(در1998ميلادي)(فقر نسبي) درصد فقراي با كمتر از يكسوم ميانگينمصرف ملي سال 1993(در 1998 ميلادي)آسياي شرقي و پاسيفيك3/156/19همان بدون چين3/116/24اروپا و آسياي مركزي1/56/25امريكاي لاتين و كارائيب6/154/51خاورميانه و افريقاي شمالي9/18/10جنوب آسيا0/402/40افريقاي پايين صحرا3/465/50كل دنيا0/241/32كل دنيا بدون چين2/260/37 جدول 3-2 نرخهاي مطلق و نسبي فقر را براي مناطق مختلف دنيا ارائه ميكند. براي چگونگي مقايسه مناطق با يكديگر، بايد ديد كه چه معياري براي فقر بهكار گرفته ميشود(خط فقر نسبي معيار باشد يا خط فقر مطلق). بهطور مثال، با شاخص مطلق كمتر از يك دلار در روز، افريقاي پايين صحرا بالاترين نسبت جمعيت فقير را دارد. از سوي ديگر، كشورهاي امريكاي لاتين و كارائيب بالاترين نسبت جمعيتي را دارند كه زير ميانگين مصرف ملي زندگي ميكنند.
مطابق آمار فوق، خاورميانه و شمال افريقا بهتر است بر كاهش فقر نسبي تأكيد كنند، زيرا فقر مطلق آنها بسيار ناچيز است. در عوض، افريقاي پايين صحرا و جنوب آسيا ميبايست بر كاهش فقر مطلق تأكيد كنند زيرا مشكل اصلي آنها فقدان غذا، و بهداشت كافي است.
بههر روي، آمارها نشان ميدهند كه اين نوع از جهانيشدن، نه تنها موجب رشداقتصادي پايدار نميشود، بلكه نابرابري بينالمللي را افزايش ميدهد و فقر را نيز ريشهكن نميكند. برنامه توسعه سازمانملل12 در گزارش سال 2003ميلادي خود درباره توسعه انساني گفت با توجه به روند فعلي، برخي كشورهاي افريقايي تا سال 2165ميلادي قادر به غلبه بر فقر نخواهند بود. اين سازمان گفت پيشروي به سوي تحقق اهداف هزاره توسعه رضايتبخش نبوده و موفقيت در زمينه آن هنوز قطعي نيست.
اما آمادگي جهاني در صورتي امكان ميپذيرد كه مردم دنيا با آموزههاي عادلانه آن امام همام آشنا شوند. در مبحث اقتصاد، مهمترين آموزه كه رفاه اقتصادي را به ارمغان ميآورد، بحث رشد عادلانه موافق فقراست، چرا كه اگر رشد اقتصادي تحقق يابد، نابرابري بهطور مداوم كاهش يابد، فقر ريشهكن شود، و البته، مصرف متعادل و بهينه گردد عدالت اقتصادي تام و تمام در جوامع حاكم ميشود؛ اين همان آرمان اسلام و اولياي الهي در طول تاريخ در قلمرو اقتصاد است. اين آرمان امروزه در كشور ما امكان تحقق نسبي را دارد، و ميتوان آن را اجرايي كرد. و از اين طريق، بايد آن را به عنوان دكترين مهدويت در قلمرو اقتصاد به جهانيان عرضه كرد و به عنوان دكترين رقيب در مقابل دكترين تعديل اقتصادي يا اجماع واشنگتني و همينطور در مقابل دكترين اجماع فراواشنگتني مطرح نمود.
آموزههايي كه با آموزههاي جهانيشدن سرمايهداري بتوانند مقابله كنند، چيستند و چگونه ميتوان بين رشد اقتصادي پايدار و عادلانه همآهنگي و همسويي ايجاد كرد؟ اينها پرسشهايي است كه در اين مرحله از مقاله بايد بدانها پرداخته شود. از اين جهت، به نظر ميرسد كه بايد مراد از دكترين و آموزههاي عدالت اقتصادي مهدوي را تبيين كرد و سپس اجزاي آن را تشريح نمود.
دكترين عبارتاست از مجموعه اصول بنياديني كه در سياست خارجي يك كشور بهكار گرفته ميشود. از اين رو، دكترين بيانگر توافق گستردهاي است كه آنچه حقيقت تلقي شده را در طول يك سلسله اقدامات و اعمال، محقق ميكند. دكترين در اين معنا همواره بيانگر ابتكارات يك رهبر سياسي خاص است كه به نام وي خوانده ميشود، مثل دكترين مونروئه و دكترين آيزنهاور. در امريكا اين رسم رايج است كه هر رئيس جمهور دكترين خود را داشته باشد.
نكته مهم در اين مفهوم سياسي آن است كه رئيس جمهورهاي ايالات متحده از آن در جنگ سرد عليه شوروي سابق استفاده ميكردهاند. امروزه نيز دكترين بوش در مورد مبارزه با تروريسم او در جنگ سرد با اسلام بهكار ميرود. ويكيپديا همينطور معاني ذيل را براي واژه دكترين ذكر ميكند:
گاهي دكترين تنها يك واژه بلندپروازانه است براي يك شعار؛
دكترين همچنين در فرآيند عمليات پيچيده در جنگ به كار ميرود. نمونه بارز اين معنا از دكترين، تاكتيكي است كه در آن مجموعهاي از مانورها، نيروها و تسليحات خاص به مثابه يك رهيافت پيشفرض در حمله خاص به كار گرفته ميشود.
در نسخه كينگجيمز عهد عتيق واژه آموزه شش بار و معمولاً در ترجمه واژه عبري leqakh به معناي دستورالعمل يا در معناي دقيقتر آنچه بايد دريافت شود، به كار رفته است. اين واژه در متن عهد جديد جيمزكينگ نيز بيش از پنجاه بار بهكار رفته است كه اغلب در مورد تعليم يا دستورالعملهاي عيسي مسيح و كمتر در مورد تعاليم ديگران به كار رفته است. دكترين در كاربرد مفرد خود تنها به تعاليم مسيح اطلاق شده است و در كاربرد جمع خود در مورد تعاليم ديگران كه از نظر مسيحيان باطل محسوب مي شوند، به كار رفته است.15
با توجه به معاني واژه دكترين كه در فرهنگ مسيحي ـ غربي، ميبايست بر نقش آموزههاي ديني در معناي اين واژه تأكيد كرد. ريشه اين لغت نيز به معناي دستورالعمل و راهنماست. با چنين محتوايي، واژه دكترين در زندگي غيرديني نيز رواج مييابد. در عرصه سياسي ـ اجتماعي، واژه دكترين بيشتر بيانگر ديدگاههاي اعلامي و سياستهاي رهبران سياسي در جنگ سرد با دشمن واقعي يا خيالي است.16
حال اگر ما در عصر غيبت بخواهيم از دكترين مهدويت سخن بگوييم، ميتوانيم به دو گونه از آن استفاده كنيم:
اول اينكه ميبايست آن را به صورت آموزههاي بنيادين اسلام، همانند سنت مسيحي به كار ببريم. از اين حيث دكترين مهدويت شامل آموزههاي اسلامي درباره منجي موعود و زندگي در مدينه فاضله اسلامي خواهد بود. طبيعي است با توجه به ويژگي كلان آموزه مهدويت اسلامي، ابعاد مختلفي از آن را ميتوان استخراج و تبيين نمود.
گونه دوم استفاده از اين واژه، ميتواند اين باشد كه بهطور مثال، رهبري سياسي ايران اسلامي در جنگ سرد عليه شيطان بزرگ و عليه راهبردهاي اقتصادي رشد ناعادلانه، از دكترين عدالت اقتصادي مهدوي فقر است كه حامل رشد اقتصادي پايدار، عادلانه، و موافق استفاده كند البته، زمان استفاده از اين واژه مهم است. به نظر ميرسد، زمان استفاده از اين واژه وقتي است كه نسيمي از اين نوع رشد عادلانه در ايران وزيده باشد، و مردم ايران موفقيت نسبي آن را احساس كرده باشند. در آن صورت، هنگامي كه اين دكترين اقتصادي در روابط بينالملل مطرح ميشود، هم مردم ايران احساس صداقت و افتخار خواهند داشت و از آن با جان و دل حمايت ميكنند، و هم اين متاع در بازار دنياي اسلامي و غيراسلامي مشتري فراوان خواهد داشت. در نتيجه، آن آمادگي جهاني براي ظهور حضرت(عج) فراهم خواهد شد.
به نظر ميرسد، دكترين مهدويت اگر بخواهد اثربخش باشد، بايد به همين معناي دوم بهكار برود. بنابراين، لازم است كه ابعاد اين دكترين بسط داده شود تا نخبگان فكري مستقر در جايگاههاي رهبري و كارگزاري شيعه به شناخت عملياتي از آن رسيده باشند و تحقق آن را سياست اصلي خود قرار دهند. اين امر باعث ميشود تا زمينهسازي براي تحقق اين ايده جدي گرفته شود. چگونگي انتقال از وضع موجود به وضع موعود و مطلوب، كه در تعبير امروزيها چشمانداز ناميده ميشود، رسالت اصلي دكترين مهدويت است.
رشد اقتصادي پايدار افزايش بلندمدت ظرفيت توليد به منظور افزايش عرضة كل است تا بتوان نيازهاى جمعيت را تأمين كرد. صفت پايداري بر رشدي تأكيد دارد كه در آن نيازها و رضايتمندي افراد همراه با افزايش كيفيت زندگي انسان، تأمين مستمر ميشود. در حكومت امام زمان(عج) اين ويژگي به نهايت حد خود ميرسد. ابوسعيدخدري از پيامبراكرم( نقل ميكند كه فرمود:
امّت من در زمان مهدي(عج) به گونهاي از نعمت برخوردار ميشوند كه هرگز پيش از آن مشابه آن بهرهمند نبودهاند، آسمان پيدرپي بر آنان ميبارد و زمين از روييدنيهايش هيچ فروگذار نميكند.19
كاهش مداوم نابرابري به معناي كاهش انواع نابرابريهاي اقتصادي در سطح ملي، نژادي و قومي، خانوادگي و منطقهاي و بينالمللي است. مضمون برخي از روايات نشاندهنده اين نكته است كه انواع تبعيضها و تجاوزها در جامعه مهدوي مرتفع ميشود و عدل در هر جا كه جامعهاي انساني وجود داشته باشد، گسترش مييابد. از امام باقر(ع) نقل شده است:
در حكومت قيامكننده اهلبيت پيامبر( قسط و عدل(به معناى عدم تبعيض در تقسيم بيتالمال و رعايت حقوق مردم) به طور كامل اجرا خواهد شد.20
منسوب به اميرمؤمنان علي(ع) است كه: لو تمثّل لي الفقر رجلاً لقتلته؛ اگر فقر در برابر من به صورت انساني مجسم گردد، البته او را ميكشم21. جامعه مهدوي موفق به حذف كامل فقر ميشود، زيرا از يك طرف سرمايههاى مادى فوقالعاده زياد مىگردد و رشداقتصادي پايدار پديد ميآيد، و ازطرفديگر، اينامكانات بهنحو عادلانه توزيع مىگردد و از اجحاف و تعدى سودجويان تكاثرطلب جلوگيري مىشود، و در نهايت، مردم نيز از نظر غناى روحى و سطح اخلاق و معرفت و تقوى چنان اوج مىگيرند كه دامنه حرص و آز كه سرچشمه تكاثر و بخل و احتكار و تنازع است، برچيده مىشود. در حديثى از امام صادق(ع) چنين مىخوانيم:
هنگامى كه قائم ما قيام كند... زمين (باتدبير امام و تلاش صادقانه مردم) گنجها و ذخاير گرانبهاى خود را آشكار مى سازد. آنچنانكه مردم آنرا باچشمخود مىبينند (آنچنان غناى ظاهرى و معنوى مردم را فرا مىگيرد) كه نمىتوانيد كسىرا پيدا كنيد كه هديه شما را بپذيرد، و يا زكات مال را قبول كند. همه مردم به آنچه خدا از فضلش به آنها روزى داده مستغنى و بىنياز مىشوند.22
از ديدگاه اسلام حتي اگر رشد اقتصادي پايدار، كاهش نابرابري، و حذف فقر تحقق يابد، ولي مصرف در نظام اقتصادي متعادل نباشد، عدالت اقتصادي تحقق نيافته است. سرزنش مترفين، مسرفين، و مبذّرين در قرآن كريم و سنت معصومان گواه صدق اين مدعاست، زيرا اين سرزنش اطلاق دارد، و زماني را شامل ميشود كه رفاه اقتصادي براي همه فراهم باشد. حرمت اتراف و اسراف و تبذير، اقتصاد اسلامي را از اقتصاد سرمايهداري و ديگر مكاتب مادّي اقتصادي جدا ميكند. از ديدگاه اسلام، مصرفگرايي و افسارگسيختگي در تأمين لذتهاي حيواني به شدت محكوم است. به همين دليل، تخصيص درآمد در مورد نيازهاي مشروع و امكانات مصرفي نبايد با سطح زندگي عموم مردم تفاوت بسياري داشته باشد؛ بهگونهاي كه از نظر عرف، زندگي اشرافي و مترفانه محسوب شود. در واقع ميتوان گفت اتراف نيز نوعي اسراف است؛ با اين تفاوت كه اسراف به معناي زيادهروي در يك مورد معين از مخارج زندگي است. ولي اتراف، زيادهروي در تنظيم سطح زندگي و گذشتن از حد مورد قبول زندگي اجتماعي است. از اين رو، حرمت اسراف، دليل ديگري بر حرمت اتراف خواهد بود. برخلاف عصر جهانيسازي سرمايهسالارانه كه نيازهاي واقعي با نيازهاي كاذب، توسط بيشتر مردم دنيا تشخيص داده نميشود و مصرفگرايي از طريق جامعة مصرفي جهاني به دو جامعه ديگر متوسط و فقير با تبليغات و چشم و همچشمي سرايت ميكند.23
در جامعه مهدوي، حكمت و عقل عملي بشر بر اثر تقوا به تكامل ميرسد و مردم به آن روشنبيني خاص قرآني ميرسند. امام باقر(ع) در روايت ابوخالد كابلى مىفرمايد:
هنگامى كه امام قائم(عج) ظهور كند، شعاع نورانيت و هدايتش همه بندگان خدا را فرا مىگيرد، و عقول مردم متمركز و اخلاقشان به واسطه آن امام بزرگوار كامل ميشود.24
رفتار امام(عج) بمثابه انساني كامل بههمراه ياران خالص و كامل خود در عرصة فردي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، و اقتصادي بهتدريج نهادهاي قديمي ضعيف يا شيطاني را اصلاح يا تغيير داده و نهادهاي جديدي ابداع كرده و ساختارهاي جديدي را بهوجود ميآورد و آن ساختارها به تدريج تعداد انسانهاي كامل و نخبه و نوآور را تكثير ميكند. و اين فرايند تأثير متقابل نوآوران را در نهادهاي قديم و نهادهاي جديد را در افراد جامعه جهاني اهداف جهانيسازي مهدوي، در زمينه تشخيص نيازهاي واقعي از نيازهاي كاذب و قوام بودن مال و مصرف حد كفايت براي همگان محقق خواهد ساخت.
در آن عصر، بشر قوام بودن مال را بهطور كامل درك ميكند و ارزشها و نهادهاي جديد، قدرت ترك اسراف و تبذير و اتراف را براي انسانها امكانپذير ميكنند. هنگامي كه قوام بودن مال به نحو صحيح درك شود، عقلانيت اقتصادي با ارزشهاي واقعي هستي همآهنگ ميشود و كارايي مطلق اقتصادي (كارايي بدون هزينة اجتماعي) تحقق مييابد. رسول خدا( درباره درك عميق آدميان، حتي مجرمان و گنهكاران آن عصر نسبت به اموال ميفرمايد:
زمين بهترين چيزهايي كه در دل دارد، بيرون ميريزد، مانند پارههاي طلا و نقره. آن گاه قاتل ميآيد و چنين ميگويد: براي اينها دست به قتل زدم و كسي كه قطع رحم كرده است، ميگويد: اين باعث قطع رحم شده بود. دزد ميگويد: براي اين دستم بريده شد. پس همگي طلا را رها ميكنند و چيزي از آن برنميدارند.25
حال با تبيين شاخصهاي عدالت اقتصادي مهدوي ميتوان به تشريح وظايفي كه مردم و دولت در عرصة ايجاد و تحقق اين شاخصها بايد انجام دهند پرداخت. در اين باره، احكام عدالت اقتصادي را با شاخصهاي پيشگفته، يعني رشد پايدار اقتصادي، كاهش مداوم نابرابريها، حذف فقر بطور فهرستوار بررسي ميكنيم. اميد است كه در مجالي واسع بطور تفصيلي به اين مهم پرداخته شود.
1. احكام رشد اقتصادي پايدار
افزايش توليد و ثروت از يكسو به پيشرفت فنّآوري و علوم جديد از جمله علم اقتصاد بومي بستگي دارد(جنبة عيني توليد)، و از سوي ديگر، به تطبيق اين پيشرفتها با شرايط نهادي و هنجاري مرتبط با توليد مرتبط است (جنبة ذهني توليد).26 در قسمت اول، يعني جنبة عيني توليد، اسلام نه تنها بر وجوب كفايي يادگيري تمامي علوم و فنون مورد نياز جامعه تأكيد دارد، بلكه مسلمانان را به توانمندي و عزّتمندي كامل در روابط خود با ديگران و نقش رهبري در نظام جهاني فرا ميخواند.27 اما در قسمت دوم، يعني جنبة ذهني توليد، اسلام ضمن تشويق به كار و توليد و انباشت سرمايههاي انساني و فيزيكي و مالي، و بهرهوري كامل از اين سرمايهها، احكام و قوانيني در معارف فقهي خود آورده است كه وظايف بخش خصوصي، دولت و فقرا را روشن نموده است. اين وظايف به ترتيب عبارتاند از:
يكم. وظايف بخش خصوصي:
احكام رشد اقتصادي پايدار در حوزة تكاليف بخش خصوصي عبارتاند از:
1. حرمت فعاليتهاي عقيم و تشويق به امور مولد؛
2. حرمت اسراف، و تبذير، و تشويق به پسانداز و سرمايهگذاري؛
3. حرمت كنز و زراندوزي، و وضع ماليات بر آن؛
4. تحريم بيهودهكاري، حرمت سؤال و گدايي و ابراز نياز؛
5. احكام ارث؛
6. حرمت فعاليتهاي ربوي؛
7. استفاده از عقود مورد تأييد اسلام در فعاليتهاي اقتصادي(نك: اقتصادنا، ص331 -320).
دوم. وظايف بخش دولتي:
وظايف دولت در بسترسازي براي رشد اقتصادي پايدار به ترتيب ذيل است:
1. سرمايهگذاري براي پرورش نيروي انساني ماهر؛
2. انباشت سرمايه فيزيكي به ويژه در امور زيربنايي؛
3. نظارت بر بهرهوري؛
4. مداخلة مسئولانة دولت در مبادله(به مثابة جزيي از فرايند توليد)؛
5. كاهش انواع نابرابريهاي اقتصادي(تأثير كاهش نابرابري در رشد)؛
6. نظام جامع تأمين اجتماعي(تأثير تأمين بر كارايي نيروي كار)؛
7. هزينهمند كردن گدايي، بيهودهكاري و كارهاي حرام.
سوم. وظايف بخش سوم:
در عصر جديد بخش سومي در حيات اقتصادي كشورهاي جهان در حال شكلگيري است كه پاسخي به ناكاميهاي بازار(بخش خصوصي: بخش اول)، و دولت(بخش عمومي: بخش دوم) است. بخش سوم كه بخش مستقل يا داوطلب يا بخش اجتماعي اقتصاد نيز ناميده ميشود، به دو صورت متصور است:
نخست آنكه انسانها وقت خويش را به يكديگر اختصاص ميدهند كه طيف وسيعي از خدمات عمومي تا خدمات درماني، تعليم، آموزش و پرورش، هنر، مذهب، و وكالت را شامل ميشود، مانند هيئتها و بنيادهاي خيريه، نهضت سوادآموزي و... در اين صورت، انباشت سرمايه انساني صورت ميگيرد و بهرهوري فقرا افزايش مييابد.
ديگر آنكه انسانها مال خويش را در اختيار ديگران قرار ميدهند، بدون اينكه انگيزة سودجويي داشته باشند بلكه انگيزة ديگرخواهي در اين اعمال با شدت و ضعف وجود دارد.
در مورد رشد اقتصادي پايدار، سه وظيفه براي بخش سوم تشخيص داده شد:
1. امر به كار و تلاش(معروف)، و نهي از تنبلي و گدايي(منكر)؛
2. افزايش سطح توليد و اشتغال از طريق گسترش امور عامالمنفعه؛
3. افزايش تقاضا و گسترش بازار(و در نتيجه، افزايش سرمايهگذاري و رشد) از طريق كمك به فقرا.
چهارم. وظايف فقرا:
فقير كسي است كه مخارج ساليانه خود و افراد تحت تكفل خودش را ندارد. او در رشد اقتصادي پايدار دو وظيفة عمده دارد كه بهطور فهرستوار عبارتاند از:
1. لزوم انجام كار اقتصادي(كسب رزق و روزي)؛
2. تداوم بر كار درآمدزا و مورد علاقه.
2. احكام كاهش مداوم نابرابري
مسئله برابري اقتصادي از ديدگاه اسلام در سه سطح مطرح ميشود.
1. عدم تبعيض در امكانات و فرصتها(بلكه جانبداري از مناطق محروم و فقرا)، و به ديگر سخن، برابري اوليه يا برابري در فرصتها و امكانات28 (عدالت توزيعي در مرحلة قبل از توليد.)؛29
2. برابري كاركردي (عدالت توزيعي در مرحلة پس از توليد؛)
3. توازن اجتماعي يا همسنگي در مصرف (نه درآمد)، يا برابري در وضعيت نهايي،30 يا برابري در نتيجه31 (توزيع مجدد كه به دليل اينكه مستلزم دخالتهاي تحمل ناپذير در آزاديهاي شخصي است، احتياطآميز ميشود و ممكن است كارايي را كاهش دهد).32
به هر تقدير، مطابق با روش اتخاذشده در مبحث احكام رشد اقتصادي پايدار، وظايف چهار بخش خصوصي، دولتي، سوم، و فقرا در سه سطح فوق از عدالت توزيعي(برابري فرصتها، برابري كاركردي، و برابري نهايي) فهرستوار بيان ميشود:
افراد و بنگاههاي اقتصادي در صورت برابري فرصتها ميبايست به احكام ذيل توجه كنند:
1. فقط كار مفيد و انتفاعي حق ايجاد ميكند؛
2. كار احتكاري حقي ايجاد نميكند؛
3. حق عموم مردم بر منابع طبيعي؛
4. محدوديت زماني حقوق مالكيت خصوصي(احكام ارث).
دوم. وظايف بخش دولتي:
قرآن در بيان فلسفه احكام مصرف فيء ميفرمايد: كَي لاَيَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ؛33 در اين آيه، غرض از تعلق فيء به خدا و رسول(امام مسلمانان)، جلوگيري از گردش ثروت فقط در دست اغنيا و به عبارت ديگر، جلوگيري از پديد آمدن اختلاف طبقاتي معرفي ميكند. بنابراين، دولت اسلامي در كاهش مداوم نابرابريها در هر سهسطح وظايفي دارد كه اكنون وظايف دولت در سطح برابري فرصتها فهرستوار ذكر ميشود:
1. مبارزه با تبعيض و انحصارطلبي فرصتطلبها؛
2. حقمحوري و قانونگرايي؛
3. برابري عموم مردم در توزيع امكانات عمومي.
سوم. وظايف بخش سوم:
در عصر جديد، اصول كار بخش سوم برخلاف بخش اول (بخش خصوصي) كه بر سود مبتني است، و برخلاف بخش دوم ( بخش دولتي) كه مبتني بر منافع عمومي است، بر خيرخواهي، احسان، تعاون و محبت و كمك به ديگران مبتني است. از اين لحاظ، بهطور طبيعي، در زمينة كاهش نابرابري و ايجاد فرصتهاي برابر، و برابري كاركردي، و برابري در نتيجه، از بخش سوم اين انتظار ميرود كه كمك شاياني به نيازمندان و طبقات ضعيف كند.
از سوي ديگر، امروزه تقريباً همه اقتصاددانان نقايص كاركرد بازار رقابت كامل را پذيرفتهاند، بهويژه اثر سوء عملكرد اين بازار بر توزيع ثروتها و درآمدها مورد اتفاق بيشتر اقتصاددانان است. لذا دخالت دولت تا حدى كه نقايض بازار رقابت كامل را مرتفع سازد، تجويز مىشود. اما دخالت دولت در امر توزيع كه عمدتاً از طريق مالياتها انجام ميگيرد، نيز با ناكارآمديهايي همراه است. وجود بخش سوم در اقتصاد بسياري از نقايص مزبور را مرتفع مىسازد و دايره دخالتهاى دولت را كمتر مىكند.
رفع اين نقايص، در فقه اسلام از طريق رابطة انفاق في سبيلالله و كار خير انجام ميگيرد، و عقودى چون قرضالحسنه، صدقه، عاريه، هبه، وقف، وصيت و واجباتى مانند زكات فطره و كفّارات مالى متكفل اجراي اين رابطه خيرخواهانهاند ميباشند.تبيين نقش هر يك از اين عقود در كاهش نابرابري در هر سه سطح نيازمند مقالات متعددي است. لذا در اين قسمت(سطح برابري فرصتها)، وظايف بخش سوم در هر سه سطح عدالت توزيعي ارائه ميشود. اين وظايف عبارتاند از:
1. انفاق در راه خدا(مواسات و ايثار)؛
2. وقف و نظايرش؛
3. وصيت به مال؛
4. قرضالحسنه؛
5. عاريه؛
6. هبه (هديه)؛
7. استحباب واگذاري هر آنچه مازاد از سرمايه باشد؛
8. اخلاق در بازار و نقش آن در ايجاد تبعيض قيمتها.
چهارم. وظايف فقرا:
فقيران براي اينكه فاصله نابرابري خود را نسبت به سطح عمومي درآمد جامعه كاهش دهند، در هر سه سطح كاهش نابرابري تكاليفي بر عهده دارند. اما در سطح برابري فرصتها وظايف آنها به قرار ذيل است:
1. افزايش بهرهوري؛
2. استفادة مطلوب از فرصتها و وقتشناسي؛
3. حقطلبي و تلاش براي احياي حقوق؛
4. ياريجستن از خداوند و توکّل؛
5. افزودن بر سرمايه اجتماعي.
يكم. وظايف بخش خصوصي:
احكام وضعي و تكليفي اسلام در مورد بازارهاي كار و سرمايه به نحوي وضع شده است كه مانع افزايش نابرابري بين نيروي كار و صاحب سرمايه شده، بلكه موجب نزديك شدن اين طبقات به يكديگر نيز ميشود. اين احكام به ترتيب عبارتاند از:
1. قاعده اول برابري كاركردي: كارگر در حالتي كه روي ماده خام غيرمملوك كاري صورت دهد، تمامي ثروتي كه در فرايند توليد ايجاد ميشود به او داده ميشود، و عناصر مادي در آن شريك نيستند، زيرا آنها نيروهاي خادم انسان توليدكننده هستند، و در سطح او نيستند، بنابراين، آنها پاداششان را از اين انسان ميگيرند و با او در محصول شريك نيستند.
2. پديده ثبات مالكيت: اگر ماده اوليه قبلاً در ملكيت ديگرى درآمده باشد، بنا بر قاعدة ثبات مالكيت هر قدر هم كه با كار بعدى مادّة اوليه تغيير شكل يابد، همچنان مالكيت صاحب اوليهاش باقى خواهد ماند.
3. تفكيك مالكيت از ارزش مبادله: اسلام مالكيت را از ارزش مبادله جدا گرفته است، حتى اگر قبول كنيم كه ابزار توليد به ميزان استهلاك خود در تكوين ارزش جديد دخالت دارند، اين امر موجب نميشود كه براى صاحب ابزار در محصول توليدى حقوقى مالكانه بشناسيم.
4. قاعده دوم برابري كاركردي: كار بر روي مادّة خام مملوك غير(مانند پشم در فرايند تبديل آن به نخ و پارچة پشمي) فقط موجب دستمزد ميشود، و پارچه در مالكيت غير باقي ميماند، و نه كار و نه هيچ يك از عناصر مادي توليد سهمي از مالكيت ندارند.
5. تعيين نوع پاداش منابع توليد: اكنون ميخواهيم از خلال بررسي احكام اسلامي، در حالت مملوك غير بودن مادّة خام، پاداشي را كه عناصر يا منابع توليد به دست ميآورند، تحقيق كنيم و حدود و كيفيت آن، و در نتيجه اساس نظري اين پاداش را كشف كنيم. با تعيين نوع پاداشي كه به منابع توليد ـ كار، زمين، ابزار توليد و سرمايه ـ داده ميشود، به مقدار درآمد مجاز از سوي اسلام كه نتيجه مالكيت يكي از منابع توليد است شناخت پيدا ميكنيم، و به دلايل نظري اين درآمد مبتني بر اساس مالكيت آن منابع پيميبريم.
1. نيروي كار و دو روش پاداش:
ـ روش دستمزد با ويژگي ضمانت و عدم ريسك؛
ـ روش مشاركت در سود يا محصول با ويژگي ريسك و بازده بالا
2. ابزار توليد و يك روش پاداش(اجاره)؛
3. سرمايه تجاري و يك روش پاداش(مشاركت در سود همراه با تحمل بار خسارت)؛
4. زمين و يك روش پاداش(اجاره).
6. قاعده سوم برابري كاركردي: درآمد فقط مبتني بر اصل كار صرفشده (اصل ريزش كار) در خلال پروژه استوار است. براي اين قاعده دو مفهوم ايجابي و سلبي وجود دارد. اين قاعده از جنبة ايجابي اثبات ميكند كه درآمد بر مبناي كار صرفشده مجاز است، و از جنبة سلبي اثبات ميكند كه درآمدي كه مبتني بر اصل كار صرفشده در پروژه نباشد، ممنوع است.
7. حرمت ربا يكي از مصاديق جنبة سلبي قاعده سوم.
8. درآمد ريسكي از مصاديق جنبة سلبي قاعده سوم.
9. قاعده چهارم برابري كاركردي: در اسلام محدوديتهاي متعددي براي سلطة مالك بر تصرف در مالش وجود دارد، و منابع نظري اين محدوديتها متفاوت است.
دوم. وظايف بخش دولتي:
دولت اسلامي سازوكارهاي لازم را براي ايجاد همآهنگي بين بخشهاي مختلف اقتصاد در راستاي اهداف نظام اقتصادي اسلام فراهم ميكند. در جهان امروز، يكي از ابزارهاي مجرّب و علمي براي كنترل سلطه سرمايه بر كار و كاهش نابرابري سازوكار برنامهريزي ارشادي است. البته بدون نظريه صحيح علمي و اسلامي از دولت و جامعه مدني اسلامي بحث حدود دخالت دولت در اقتصاد همواره در معرض برداشتهاي تفريطي و افراطي ليبرالي و مركانتاليستي است.
به هر تقدير، در زمينة توزيع كاركردي، دولت ميبايست از يك سو، نارسايي بازارها34 را پوشش دهد، و از سوي ديگر، به تنظيم بازارهاي كار، كالا، سرمايه، و پول و ارز بپردازد.
سوم. وظايف فقرا:
فقيران براي كاهش نابرابري كاركردي وظايفي به ترتيب ذيل دارند:
1. كار و تلاش بيشتر؛
2. كار بر حسب استعدادهاي ذاتي؛
3. مهاجرتهاى شغلى؛
4. خطرپذيرى در برخى امور؛
5. تدبير و برنامهريزى دقيق.
ميتوان به وظايف ذيل براي افراد و بنگاهها(بخشاول) در جهت ايجاد توازن اجتماعي و برابري در نتيجه تأكيد كرد:
1. مالياتهاي اسلامي؛
2. حرمت احتكار؛
3. حرمت اعمالي كه موجب ضرر به ديگران است از جمله انحصارات مضرّ؛
4. حرمت ربا؛
5. قانون ارث.
دوم. وظايف بخش دولتي:
وظايف بخش دولتي در زمينة ايجاد برابري نهايي عبارتاند از:
1. اخذ ماليات؛
2. واگذاري منابع طبيعي به مردم (ترجيحاً طبقات محروم و كارآفرين خلاق)[خصوصيسازي]؛
3. اعطاي اعتبارات به فقرا؛
4. ابزارهاي ديگر بازتوزيع.
سوم. وظيفة فقرا:
در زمينة كاهش نابرابريهاي يا توازن اجتماعي، ميتوان مهمترين وظيفة فقرا را استغناي روحي دانست. مهمترين دستور عملي ديني در مورد استغناي روح، نگريستن به آن است كه زندگى فروترى دارد.
3. حكام فقرزدايي
حذف فقر يكي از اهداف نظام اقتصادي اسلام است كه بايد تا حد امكان در تحقق آن كوشيد. در زمينة حذف فقر، عقلانيت رفتاري حاكم بر احكام اسلامي در چهار بخش خصوصي، دولتي، سوم، و فقرا را فهرستوار بررسي كنيم:
يكم. وظايف بخش خصوصي:
اصل اوليّه و قاعده اصلي در اموال مردم به عنوان بنگاههاي اقتصادي و افراد توليدكننده اين است كه آنها سلطه كامل بر ثروتشان دارند، و كسي حق مصادره آنها را ندارد. با وجود اين، دو نوع واجب از اين اصل استثناء شده است. زكات و خمس از اين قبيلاند. زكات براي فقراست، اما براي سادات فقير ممنوع به شمار ميرود. از اين جهت، بخشي از خمس براي رفع فقرشان در نظر گرفته شده است. به نظر مي رسد كه واجبات مالي بخش خصوصي نسبت به فقرا، در سه محور زكات35، خمس، و تكافل عمومي مسئوليت مشترك همه مردم در مورد نيازهاي شديد ديگران باشد كه فهرست ميشود:
1. زكات(زكات اموال و زكات ابدان يا زكات فطرة)؛
2. خمس؛
3. تكافل عمومي (مسئوليت مشترك اجتماعي).
دوم. وظايف بخش دولتي:
اسلام بر دولت اسلامي تأمين كامل زندگي شهروندان جامعه اسلامي را واجب كرده است. بدين صورت كه نخست فرصت كار و اشتغال را براي آنها فراهم ميكند و از اين طريق همة افراد جوياي كار و توانا بر آن ميتوانند درآمد آبرومندانهاي كسب كنند، اما اگر وضعيت اقتصادي به نحوي باشد كه دولت قادر به تأمين اشتغال كامل نباشد، يا برخي افراد توانايي كار نداشته باشند، يا قادر بر كسب درآمد كافي نباشند، در اين صورت، دولت لازم است تا حدود امكاناتش كمترين رفاه نسبي براي همه اين افراد فراهم كند. اين مهم از سه طريق ذيل امكانپذير ميشود:
1. ايجاد بسترهاي لازم فرهنگي، قانوني، اداري و تشويقي براي اجرايي شدن اصل تكافل عمومي؛
2. وظيفة دولت و حق فقرا در درآمدهاي عمومي؛
3. وظيفة دولت و تأمين(بيمههاي) اجتماعي.
سوم. وظايف بخش سوم:
آمارها نشان ميدهند كه فقر در كشورهاي اسلامي نسبت به ديگر كشورهاي با درآمد مشابه پايين است، زيرا اين كشورها برخوردار از يك سيستم منسجم مهم مسئوليتپذيري اجتماعي توسط مردم هستند كه تحت آن سيستم، از يكسو، خانوادهها كمكهايي را براي اعضاي خانواده خود به هنگام مواقع سخت زندگي فراهم ميآورند، و از سوي ديگر، بخشي از درآمد از طريق يك سيستم خيريه مذهبي بازتوزيع ميشود.36
در اين قسمت، عناويني كه در فقرزدايي توسط بخش سوم نقش دارند، عرضه ميشود:
الف) نقش نهاد خانواده در فقرزدايي:
1. نقش نهاد ازدواج در فقرزدايي؛
2. نقش صله رحم در فقرزدايي؛
3. وجوب فقرزدايي از والدين و فرزندان؛
4. استحباب فقرزدايي از ديگر خويشاوندان.
ب) نقش نهاد خيريه مذهبي يا صدقات در فقرزدايي:
1. تعريف صدقه؛
2. آثار و بركات صدقه؛
3. احكام صدقه؛
4. مصارف صدقه؛
5. سامان اقتصادي صدقه.
چهارم. وظايف فقرا:
همانطور كه قبلاً در مباحث وظايف فقرا در مورد رشد اقتصادي پايدار و كاهش نابرابري گفته شد، افزايش بهرهوري، استفادة مطلوب از فرصتها و وقتشناسي، حقطلبي و تلاش براي احياي حقوق، ياريجستن از خداوند و توکّل، افزودن بر سرماية اجتماعي، كار و تلاش بيشتر، كار بر حسب استعدادهاي ذاتي، مهاجرتهاى شغلى، خطرپذيرى در برخى امور، تدبير و برنامهريزى دقيق، و نگريستن به آن كه زندگى فروترى دارد، از جملة اموري هستند كه ميتوان به مثابة وظايف فقرا در رشد اقتصادي پايدار و عادلانه در نظر گرفت. اين امور، در مبحث حذف فقر هم كاربرد دارند، اما در اين قسمت، بر چند وظيفه تأكيد ميشود، كه بهطور فهرستوار ذكر ميگردد:
1. عزت نفس در برابر ثروتمندان؛
2. قناعت و شكرگزاري؛
3. كراهت سؤال حتي براي نيازمند.
4. احكامآموزه كفايت در مصرف
در يك جامعه اسلامي ميبايست الگوي مصرف حد كفاف نهادينه گردد. اهميت اين نكته از دو جهت است: جهت اول آموزههاي اسلامي مربوط به حرمت اسراف و تبذير و اتراف است كه بدان اشاره شد؛ اما جهتدوم مسئله ضرورتزمان براي كشورهايدرحالتوسعه است، زيرا اينكشورها هنوز به رشداقتصادي خودپويا نرسيدهاند، لذا اگر بخواهند از توسعهيافتهها در مصرف تقليدكنند، لازمهاش گذشتن از مرحله بلوغ فني روستو(مرحله توليد انبوه) و رسيدن به مرحله مصرف انبوه است، در حالي كه كشورهاي كمتر توسعهيافتهاي مانند ايران هنوز در مرحله خيز اقتصادي هستند و ميبايست به پسانداز و سرمايهگذاري و توليد بيشتر اهميت دهند تا به مصرف و خريد و ايجاد زباله بيشتر.37 اين نكته نيز نبايد فراموش شود كه يكي از راهكارهاي غربيكردن جهانسوم از طريق گسترش اقتصادمصرف انبوه نخست در ميان نخبگان شهرى و سپس در ميان بخشهاى وسيعترى از مردم است.38 البته، نبايد مصارف عرفي و متناسب هر عصر را منع كرد، بلكه محروم كردن مردم و سركوب نيازهاي واقعي خودش نوعي ظلم است، لذا تنها از نيازهاي كاذب ميبايست به روشهاي مسالمتجويانه صرفنظر كرد.39
حال مطابق با مباحثگذشته، وظايف بخشهاي خصوصي، دولتي، سوم، و فقرا در زمينة بهينهكردن مصرف مطالبي فهرستوار ارائه ميشود.
يكم. بخش خصوصي و بهينهسازي مصرف
حداقل وظايف بخشخصوصي(بنگاههاي اقتصادي) يا بازار در يك نظام
اجتماعي - فرهنگي اسلامي براي بهينهسازي مصرف در موارد زير نمودار است:
ـ عدم عرضه كالاهاي لوكس مترفانه
ـ تبليغ مجاز
ـ عدم عرضه كالاها و خدمات حرام
دوم. بخش دولتي و بهينهسازي مصرف
مصارف40 و هزينههاي هر دولتي از جمله دولت اسلامي تابعي از اين است كه در چه مرحلهاي از توسعة اقتصادي خود قرار دارد. با صرفنظر از چالشهايي كه مراحل توسعه روستو41 از لحاظ روششناختي و عموميت با آنها مواجه است، ميتوان از اين مراحل براي تبيين علل رشد مصارف و هزينههاي دولتي از لحاظ تاريخي مطالبي مطرح كرد. بهطور مثال، در مرحله اول(جامعه سنتي) دولت وظايفي از قبيل امنيت، عدالت، و توليد كالاهاي عمومي مانند آموزش و پرورش، و بسط فرهنگ ترقيخواهي، و سرمايهگذاريهاي زيربنايي دارد. در مرحله دوم(مرحله انتقال و گذر) نيز علاوه بر تداوم وظايف قبلي به افزايش هزينه در سرمايهگذاريهاي زيربنايي اقدام ميكند. در مرحله سوم(مرحله خيز و جهش اقتصادي) بيشتر هزينههاي دولت به سمت آموزش و بهداشت هدايت ميشود. در مرحلة چهارم (مرحلة بلوغ اقتصادي) بيشتر هزينهها به سمت خدمات اجتماعي و تحقيقات ميرود. و در مرحله آخر (مرحله مصرف انبوه) توجه دولت به توزيع جلب ميشود، زيرا در اين مرحله نابرابريهاي كاركردي به اوج خود ميرسد. بنابراين، هزينههاي هر دولت تابعي از مراحل رشد و توسعه اقتصادي آن كشور است و نميتوان بدون در نظر گرفتن اين مراحل در مورد ميزان مصارف دولتي اظهارنظر كرد. با وجود اين، آنچه ارزيابي ميپذيرد، اين است كه آيا اندازه دولت در هر مرحله بهينه است، و آيا دولت تا چه حد دچار فساد مالي است؟ آيا سياستهاي اقتصادي دولت در حمايت از مصرفكنندگان يا توليدكنندگان موجب بهينهشدن مصرف در سطح كلان ميشود؟ و آيا مصرف مكفي براي همه فراهم ميگردد؟
در اين قسمت، فهرستي از وظايف دولت اسلامي در بهينهكردن مصرف ارائه ميگردد:
1. اندازة بهينة دولت؛
2. به حداقل رساندن فساد مالي؛
3. صرفهجويي در وقت و اموال عمومي؛
4. اجراي قانون از كجا آوردهاي؛
5. وضع ماليات بر مصرف كالاهاي لوكس مترفانه؛
6. وضع يارانههاي موافق فقرا؛
7. معرفي الگوي مصرف شايان تقليد.
سوم. بخش سوم و بهينهسازي مصرف
در يك جامعه اسلامي، بهطور طبيعي، رهبري بخش سوم را نخبگان دانشگاهي و حوزوي، به ويژه روحانيون بزرگ و بزرگوار بر عهده ميگيرند. تاريخ مبارزه روحانيان و شهداي فضيلت و آزادي نشان ميدهد كه پس از عصر غيبت، روحانيان پرچم عدالتخواهي و آزادگي را برداشتهاند و امروزه نيز ميبايست همينطور باشد. البته، عصر جديد اقتضا دارد كه نخبگان دانشگاهي نيز با تعهد ايماني و ديني، در رهبري بخش سوم نقش بيشتر و بهتري را بر عهده بگيرند. به هرتقدير، رهبران بخش سوم جامعه اسلامي با رفتارهايي كه انجام ميدهند، و سازمانهايي كه براي دفاع از مصرف بهينه و مكفي تأسيس ميكنند، ميتوانند به اين مهم اقدام كنند.
چهارم. فقرا و بهينهسازي مصرف
در اين قسمت، به اين نكته توجه ميشود كه اگر فقرا نتوانند درآمدي كسب كنند تا با آن مصرفشان را سامان دهند، يا خانوادة حمايتگري نداشتند، يا به هر علتي دولت و بخش سوم به آنان نتوانست كمك كنند، چه بايد بكنند؟ آيا بايد رو به قبله دراز بكشند و منتظر عزرائيل بمانند تا آنها را از اين زندان دنيا خلاص كند، يا اينكه بايد به هر ترتيبي شده براي حفظ جانشان چارهاي كنند، چرا كه از اين ستون به آن ستون شايد فرجي حاصل شود؟
در پاسخ بايد گفت كه متون ديني ما سرشار از اين مطلب است كه:
ـ اولاً حفظ جان بر خود شخص واجب است؛
ـ ثانياً اين هدف ميبايست در ابتدا از هر راه مشروع و قانوني حاصل شود؛
ـ ثالثاً اگر امكان تحقق اين هدف از راه مشروع و قانوني نباشد، بايد از راههاي ديگري مانند اكل مردار به دست آيد، البته به شرط تقوا و عدم التذاذ و عدم تجاوز از حد ضرورت.
1. جهانيشدن اقتصاد يك واقعيت است؛
2. اين واقعيت با دكترين مكتب سرمايهداري رفاه و خوشبختي به ارمغان نيامده و نميآيد، زيرا دكترين سرمايهداري به عدالت كمترين توجهي ندارد.
3. نياز به دكترين جديدي است كه همه مردم دنيا آن را درك و مطالبه كنند؛ دكترين عدالت اقتصادي مهدوي.
4. دكترين عدالت مهدوي ضمن تبيين شاخصهاي عدالت، احكام اسلام را در زمينة رشد اقتصادي پايدار و عادلانه به مردم شيفتة عدالت اعلام ميدارد و پياده كردن اين احكام را در سطوح ملي، منطقهاي و جهاني ضامن رفاه و خوشبختي همگان ميداند.
عدالت اقتصادي مهدوي بر رشد اقتصادي پايدار، كاهش مداوم نابرابري، حذف فقر و رعايت حد كفايت در مصرف تأكيد ميكند. مكتب اقتصادي اسلام به سياستهاي تركيبي رشد و توزيع و سياستهاي اجتماعي مبتني بر نهادهاي خاص خود تكيه ميكند. رشد و توزيع در اين مكتب عقلاني و اقتصادي هيچ تضادي با يكديگر ندارند، زيرا وظايف و مسئوليتهاي هر بخش از اقتصاد اعم از بازار، دولت، بخش اجتماعي، و فقرا مشخص است، و از سوي ديگر، محدوديتهاي ابزارهاي توزيعي متضاد با رشد در نظر گرفته شده است. به همين دليل، ابزارهاي توزيعي اسلام متنوع و متعدد است، تا هر يك در قلمرو معين خود مورد استفاده قرار بگيرند. رمز عدم تضاد رشد و كارايي با عدالت توزيعي از ديدگاه اسلام، همين است. احكام اسلام كه وظايف بخشهاي چهارگانة اول(بخش خصوصي)، دوم(بخش دولتي)، سوم(بخش اجتماعي)، و بخش مربوط به فقرا را تعيين ميكند، از ارزشهاي مورد قبول مسلمانان است، كه برخي از اين احكام به صورت نهادهايي مانند وقف، و قرضالحسنه، و ... در جوامع اسلامي ساري و جارياند، هرچند براي اينكه با مقتضيات زمانه سازگار شوند، هنوز با اهداف عدالت اقتصادي اسلام فرسنگها فاصله دارند. اما برخي از احكام رشد عادلانه هستند كه هنوز در جوامع اسلامي نهادينه نشدهاند و ميبايست اولاً به صورت ارزش درآيند، ثانياً هنجار شوند، يعني، ارزش تثبيتشده شوند، و ثالثاً به صورت نهادهاي اجرايي و معقول درآيند. به گفته ديگر، ميبايست در مورد آنها ابتدا فرهنگسازي و سپس نهادسازي صورت گيرد. راهبرد رشد عادلانه موافق فقرا هنگامي كه نخبگان در آن وفاق ورزند و مردم آن را تاييد كنند، ميتواند توسط تركيب اقتصاددانان متعهد و اسلامشناسان بصير طراحي و به مرحلة اجرا درآيد.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،12:54 PM
...:::| اقتصاد اسلامی
تعریف علم اقتصاد علم اقتصاد عبارت است از دانشی که به تخصیص بهینه کالاها و فراورده ها میپردازد. به عبارت دیگر ، علمی است که به تفسیر حیات اقتصادی و پدیدههای آن و ارتباطشان با عوامل کلّی آنها اهتمام می ورزد. اقتصاد اسلامی نظام اقتصاد اسلامی عبارت است از مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی ، در راستای تامین عدالت اجتماعی. نگاه ویژهی اسلام به اقتصاد اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرفگرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود میداند؛ در حالی که در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شدهاند. اقتصاد در مکتب اسلام وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَْرْضِ جایگاه اقتصاد اسلامی در تفسیر و تحلیل رشد و توسعه اقتصادی ، پیروان مکاتب اقتصادی کلاسیک ، نئو کلاسیک ، مکتب کینز و امثال آنها ؛ دیدگاه های خاص خود را در جهت طراحی نظام اقتصادی مطرح نموده اند. مدل اقتصاد اسلامی: یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر و بیشتر در کشورهای مسلمان مورد توجه قرار گرفته ارائه یک نظام اقتصادی جایگزین بهجای سیستم اقتصادی غربی میباشد. یک موج فزاینده از نظریات در کشورهای در حال توسعه درحال شکل گیری است که معتقد است اقتصاد سرمایه داری غرب درحل مشکل فقر و از بین بردن بسیاری از ناهماهنگی اقتصاد شکست خورده است. بسیاری ازاین راه حل ها با هدف پاسخگویی احتیاجات انسان آزمایش شده اما هنوز انسان قادر نیست که بدون مواجهه با رکود ها و تورم های دوره ای، به یک جامعه رفاه (مبنی بر فرصت های برابر، تعادل بین طبقات وروح تعاون ومشارکت به جای حرص وهرج ومرج ) دست پیدا کند. منبع:راسخون
مسألهی اقتصاد، به عنوان یکی از مهمترین مسائل زندگی بشری، مطرح است، و اسلام نیز نگرش خاصی به آن دارد.
وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا ( سوره ابراهیم، آیه ۳۴ )
و اگر بخواهید نعمتهای خداوند را در شمار بیاورید نمیتوانید نعمتهای خداوند را به حد و حصری محدود کنید
اسلام مسألهی اقتصاد را(بر اساس اصالت انسان) به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها میتواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم میداند
قرآن مجید، آیهی ۹۶
و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب بركات زمین و آسمان را بر آنها گشوده بودیم...
اسلام اقتصاد را در جهت اهداف عالیهی بشر دانسته و بر این اساس، نگرش سوسیالیستی و یا سرمایهداری که اقتصاد را مبنا قرار میدهند، رد میکند.
به عنوان نمونه ، کلاسیکها در مورد بازار آزاد ، نئو کلاسیکها در زمینه کارآفرینی ، پیروان مکتب شیکاگو در زمینه نقش آموزش ، طرفداران فیزیوکراسی در خصوص کشاورزی و مکتب سوداگران (مرکانتلیسم) در زمینه مازاد صادرات ؛ نقطه نظرهای ارزشمندی را مطرح نموده اند.
آیین اسلام نیز ، در جهت تنظیم روابط اقتصادی بین انسانها که برای تأمین نیازهای اقتصادی (یا رفع مشکلات اقتصادی) تدوین گردیده و با عدالت اجتماعی مرتبط می باشد ، قواعدی کلی ارائه نموده که در ابواب اقتصادی فقه اسلامی به تفصیل بیان گردیده است.
واژه يا ترکيب «اقتصاد اسلامي» يک لفط مشترک است كه داراي ابعاد مختلفي است . هر يك از صاحبنظران و متفكران مرتبط با اين حوزه ديني و فكري بر اساس بينش و گرايشهايي كه داشتهاند به نحوي بر دامنه ابعاد آن افزودهاند. عمدهترين ابهام در تعريف و تبيين وظايف و ابعاد ان ارتباط آن با حوزه دين اسلام به عنوان مجموعه معارف مرتبط با وحي كه از راه كتاب و سنت به ما رسيده است و حوزه علم اقتصاد كه در پي شناسايي و كشف روابط ثابت رفتاري در ميان متغيرهاي اقتصادي است، ميباشد. از سوي ديگر گستردگي دامنه بحث و اختلاف در ابعاد آن بيش از همه بيانگر ميزان انتظاراتي است كه درباره آن وجود دارد. بسياري از مسلمانان در جوامع اسلامي بر اساس شناختي كه از اقتصاد صدر اسلام و موازين شرعي دارند انتظارشان اين است كه رهبران جامعه و كارگزاران نظام اجتماعي با مبنا قرار دادن اين الگوها مشكلات اجتماعي و اقتصادي امروزين را مرتفع سازند. اين مهم به ويژه در طي 50 سال اخير كه جوامع اسلامي با ناكارآمدي الگوهاي سرمايه داري و سوسياليستي مواجه بوده اند بروز بيشتري يافته است.
اگر چه انتظارات تودههاي مسلمان از همگوني و سازگاري خواستهها حكايت دارد اما صاحبنظران اين حوزه فكري بر اساس بينشها و گرايشهاي خود بر ابهام اين واژه افزودهاند، به ويژه اينكه عمدتاً از آنجا كه علم اقتصاد متعارف در بستر تفكر و فلسفه دوران نوزايي (Renaissance) متولد گرديده و نظام انگيزشي و اخلاقي كه توصيه نموده لزوماﹰ با مباني اخلاقي و موازين شرعي اسلام همخواني نداشته است، پذيرش دستاوردهاي آن با ترديد همراه بوده است.
بسياري از متفكران و اقتصاددانان اسلامي بيش از همه به دنبال درك و معرفي سيستم ايده آل اقتصاد اسلامي بودهاند و از اين رو اغلب نوشتههاي مدون در اين رشته به بيان مكتب و سيستم اقتصادي اسلام اختصاص داشته است.
اگر چه بيان مكتب و سيستم اقتصادي اسلام داراي اهميت والايي است و حتي با وجود تحقيقات گسترده در اين زمينه هنوز از ضعفهاي بنيادين رنج ميبرد، اما اين مهم نبايد ما را از مطالعه و بررسي ابعاد ديگر اقتصاد اسلامي به ويژه در عرصه تطبيق و اجرا باز بدارد. يكي از مهمترين هدفهاي اقتصاد اسلامي به تعبير مرحوم شهيد آيت الله صدر تغيير واقع فاسد در جهت نيل به واقع سالم و مطلوب اسلامي است وليكن اين مهم روشها و سازوکارهاي خود را نياز دارد. اقتصاد اسلامي چگونه ميتواند بدون توجه به واقعيتهاي اقتصادي و شناخت دقيق آن نسخه عملي براي تغيير ارائه دهد.
کساني که گستره اقتصاد اسلامي را به دايره تعريف مکتب اقتصادي و تبيين وضعيت ايده آل محدود ساخته اند، شناخت واقعيتها و تفسير آن را بر عهده علم اقتصاد نهادهاند اما آيا علماي اقتصاد تاكنون كمكي در جهت شناسايي واقعيت اقتصادي جوامع اسلامي داشتهاند.
حقيقت اين است كه بسياري از كساني كه در حوزه اقتصاد اسلامي قلم زدهاند اگر چه عموماً اسلام شناس بودهاند اما با حقيقت علم اقتصاد آشنايي نداشتهاند. اگر دقت شود اين افراد در حيطه قلمرو تخصصي خود كه شناخت دين و استنباط احكام شرعي بوده موضع گيري كردهاند و لذا نظر آنان در همين حد حجيت دارد و شامل قلمروهاي ديگر اقتصاد اسلامي نميشود.
كشف مكتب اقتصادي اسلام در حوزه بايدها و نبايدهاي اقتصادي بر اساس «روش اجتهادي» ميسر است، اما در عين حال بايد توجه داشت كه زير بناي احكام اسلامي در حوزه اقتصاد، مجموعهاي از روابط اثباتي (Positive) قابل استخراج از قرآن و روايات است كه بر اساس آن قوانين علمي و سنن تكويني اقتصادي بر اساس شريعت اسلام و روايات اسلامي قابل كشف و استخراج است. به نظر ما بدون درك اين سيستم امكان تعميم احكام اسلامي به شرايط امروز ممكن نيست و نميتوان سازگاري سيستم اقتصاد اسلامي را نشان داد. علاوه بر اين امكان پذيري اقتصاد اسلامي در جوامع امروز مستلزم آن است كه اقتصاددانان اسلامي بر اساس شناختي كه از واقعيت روابط اقتصادي در جوامع اسلامي كسب ميكنند و بر پايه مباني و اصول ثابت شريعت اسلام به توليد نظريههاي راهبردي براي تغيير واقع فعلي همت گمارند. اين نظريهها در چارچوب عقل جمعي يك جامعه اسلامي و بر پايه مباني نهادي و ايدئولوژيك واقعي در آن جامعه پايه گذاري ميشوند و به شرايط زمان و مكان نيز توجه دارند. مجموعه اين نظريهها راه را براي رهبران اسلامي جوامع اسلامي باز ميكند تا نظريه و راهكاري را كه با مباني اسلامي سازگارتر است انتخاب كنند و زمينههاي لازم را براي تغيير شرايط بر اساس الزامات اين نظريهها فراهم سازند.
به نظر ما توليد نظريه در حوزههاي راهبردي مستلزم بررسي واقعيت خارجي و محاسبه عوامل تأثير گذار و پيش بيني نتايج است. اين همه جز از طريق «روش علمي» و با تبعيت از دستاوردهاي مثبت علم اقتصاد ميسر نيست. فقط با شناخت روابط ميان متغيرهاي اقتصادي و ميزان و نحوه تأثير گذاري عوامل اصلي است كه امكان تغيير شرايط و سياست گذاري واقع بينانه پديد ميآيد.
سخن اصلي در اين ميان اين است كه استفاده از دستاوردهاي مثبت علم اقتصاد به معناي نفي هويت علمي اقتصاد اسلامي نيست و اين دو ميتوانند رابطه تعاضدي و مكمل داشته باشند تنها در اين شرايط است كه نظريههاي اقتصاد اسلامي از «اثر بخشي» لازم برخوردار خواهند بود.
به تعبير مرحوم شهيد مطهري رضوان الله عليه:
«قوانين اقتصاد اسلامي نميتواند و نبايد بر خلاف اصول اوليه اقتصاد نظري باشد، چه در غير اين صورت شكست يار كود و سرانجام مرگ اقتصادي اين جامعه بيمار حتمي است.»
بنابر اين اقتصاد اسلامي هم داراي مکتب و نظام اقتصادي است و هم از ماهيت علمي برخوردار است و بر اساس اين ويژگيها جوامع اسلامي قادرند با تکيه بر معارف غني اسلام به حل مشکلات امروزي اقتصادي همت گمارند. البته اين امکان به معني نفي کج فهميهاي برخي مدعيان نيست. ما بر اساس وصيت پيامبر گرامي اسلام منظورمان از اسلام و شريعت اسلام قرآن و عترت است.اقتصاد اسلامي براي دوري از تفاسير سليقه اي لازم است به تعاريف روشن و واضح از معيارها و فرايندهاي تصميم گيري دست يابد. همه اين موارد با مراجعه به متخصصان امر ميسر است اما مشکل در اين است که برخي با علم اجمالي از اسلام يا اقتصاد مدعي اقتصاد اسلامي شده اند و حتي برخي از مدعيان سياسي به راحتي به خود اجازه مي دهند که ناشيانه به نفي اقتصاد اسلامي بپردازند.
بر اساس نظرات اجماعي در اقتصاد اسلامي دو تفاوت ماهوي ميان اقتصاد اسلامي و اقتصاد آزاد و نظامهاي اقتصادي مبتني بر اين معارف وجود دارد. 1- تفاوت در کسب درآمد حلال 2- نظارت درونزا
از جهت اول اقتصاد اسلامي از ميان گزينه هاي ممکن فقط به موارد حلال آن توجه دارد. از جهت دوم اقتصاد اسلامي فراتر از قوانين مدني جامعه و قبل از آنها به ايمان و اعتقاد و ارزيابي دروني مسلمان و مؤمن توجه دارد. يک انسان مسلمان قبل از همه بايد عالم را محضر خدا بداند و بر اين مبنا فقط درآمدي برايش حلال خواهد بود و مجاز به تصرف خواهد بود که قابليت انتساب به او دلاشته و حق باشد.موارد باطل اصولا پوچ و بي مبنا مي باشند. بنابر اين حتي در نظام اسلامي امروز چنانچه مالي حقا به کسي انتساب نداشته باشد صرف داشتن مجوز قانوني دليل بر حق بودن آن نيست و اصل بر بطلان آن است. براي مثال تعلق بودجه دولتي به يک فرد يا نهاد يا سازمان زماني حلال آست که کار و ارزش افزوده حقيقي لازم به وجود آمده باشد.
از جمله مهمترين معيارهاي اقتصاد اسلامي دوري از اسراف و احسان است. دوري از اسراف مشابه معيار کارايي فني در اقتصاد است که بيانگر ضرورت استفاده از حداقل منابع براي توليد محصول است. معيار دوم يعني احسان به معني اقتصاد اسلامي ملازم با معني شکر است و به معني "کار نيکو" است.کار نيکو به معني کار اثر بخش و با بالاترين کيفيت است. اين بيان نيز مشابه معيار کارايي تخصيصي در اقتصاداست.
چه بر اساس نظریات سوسیالیسم وچه سرمایه داری انسان در مرکز دنیا قرار داشته و بوسیله تمایلات پایه ای نسبت به غذا، لذت و ماندگاری، کنترل میشود. پس از رنسانس در قرن 14مدل تمدن مرکزی اروپا بوسیله ریزون سروسامان گرفت. حتی شناخت میراث معنوی الهی موضوع برخی از ریشه یابی های دقیق شده بود. درعلم تئوری تغییر وتکمیل دوره ای هوش انسان، در اقتصاد پیشرفت تکنولوژی وابداع معیارGNP برای اندازه گیری و محک پیشرفت ملت ها و درسیاست ترویج دموکراسی وتبدیل شدن آن به یکی ازساختارهای تشکیل دولتها تغییرات زیادی در زندگی انسان بوجود آورد.
همچنین ماتریالیسم سکولار نیز اقدام به جایگزینی معنویت الهی باتئوری کرد که طبق آن زندگی انسان محدود به ارضای نیازهای بنیانی اوبوده ودرآن هیچ اعتقادی به جهان پس از مرگ وجود نداشت.کلیساها وصومعه ها برای 75 سال یا بیشتر، دیگر حرفی از جهنم به زبان نیاوردند واینگونه شد که شهرهای بوجود آمده در غرب صنعتی وکشورهای در حال توسعه که در حال بکار گیری مدل های توسعه علمی وفنی غربی بودند دچار معضلاتی چون بی ثباتی اقتصادی عدم توازن اقتصادی بین فقر وثروت وبیماری های اجتماعی مثل خشونت، مواد مخدر وروابط نامشروع نوجوانان شدند.
نظام های سیاسی اروپا در بعد از رنسانس برخلاف سیستم های پادشاهی وملوک الطوایفی، تبدیل به دولتهای مردمی شدند.این حکومتها از زمان باستان دراشکال دولت یونانی، نمایندگی امپراتور روم ، شارلمانی، امپراتور مقدس روم ودر آخر دولت های ملی اروپایی قرون وسطایی تغییرکرده بودند ودر آخرتبدیل به دولت های دموکراتیک انقلابی شده ومحور مشترک آنها زندگی آسوده و امنیت در برار حمله بیگانگان شد. از آنجا که ارباب های فئودال رعایا را مدیریت می کردند و مالیات می گرفتند، همانها هم برای حمایت از پادشاه تشکیل ارتش ونیروی نظامی می دادند.
از طرف دیگر خود کلیساها مالک زمین هایی بودند وبا دستگاه اشراف فئودالهاوپادشاه همکاری می کردند.در قرون وسطی به درخواست کلیسا ها سپاهیان زیادی برای جنگ علیه مسلمانان تشکیل شد.
این سپاهیان که آغاز گران جنگهای صلیبی بودند برای رسیدن به یک پاداش مادی ویا رسیدن به پاداش های اخروی دست به جنگ می زدند. اگر چه ارتش مسیحیان از مسلمانان بیزار بودند ولی به آنها احترام می گذاشتند وباانان رابطه برقرار می کردند به طوری که تماس های بین مسلمانان ومسیحیان که در جریان جنگ های صلیبی صورت گرفت تاثیرات زیادی روی اقتصاد اروپایی ها و همینطور زندگی سیاسی اجتماعی آن ها گذاشت.
اروپا در دوره بعد از رنسانس به سمت عقاید انسان محورانه وبرتری انسان متمایل شد که در این عقاید ابزار اصلی دانش علت هابود و نه روابط الهی. همه چیز از کتاب مقدس گرفته تا دانش سکولارنجوم،جغرافی،ریاضیات،پزشکی،فلسفه وفیزیک ) به صورت تجربی وآزمایشی تبدیل شد تا جاییکه معتقد بودند هیچ چیز وجود ندارد مگر اینکه با یکی از حواس پنجگانه احساس شود. در تاریخ اندیشه های غربی، دانشمندان تکیه برحقایق مربوط به تمدن یونانی داشته اند که البته این حقایق همیشه برای آنها نا شناخته بود، تازمانی که مسلمانان آنها رابه عربی ترجمه کرده و پس از آن دوباره به زبان های لاتین و رومی ترجمه شدند. شهر آندلس به عنوان پلی عمل می کرد به طوری که دانشمندان از استانبول که در آن زمان در دست مسلمانان قرارداشت (1458) به شهر بولونیای ایتالیا که تنها مر کز ترجمه متون عربی به زبان اروپایی بود می رفتند.
البته آسیا خود از بسیاری قبل تر حاوی تمدن های بزرگی چون آشوری، بابلی، چینی، مصری و هندی بوده است. این جملات که توسط کرنل مارتین برنل در کتاب آتن سیاه مطرح شد بسیاری از دانشمندانی که معتقد بودند یونان اولین زمینه ساز تمدن غربی است را بسیار عصبانی کرد.
از طرف دیگر بسیاری از اروپایی ها به استثنای محققین نسبت به نقش اسلام واعراب در زمینه سازی علوم انسانی بی اطلاع هستند.در مقابل غربی ها به مسلمانان به صورت تحقیر آمیزتحقیر آمیز نگاه کرده وآنها را انسانهایی منفعل وخطر ناک می دانند.
حقایق بسیاری در این بین مهجور مانده است، مثلا ابوریحان بیرونی در قرن 10 وبسیار زودتر از گالیله ثابت کرد که زمین به دور خورشید می گردد . کتاب قانون ابن سینا برای 200 سال در دانشگاه های اروپا تدریس می شد یادداشتهای فلسفی ابن رشد در مورد ارسطو طرفداران بسیاری در اروپا پیدا کرده بود. ابن خلدون به عنوان پدر جامعه شناسی مطرح شد خوارزمی اقدام به تاًلیف کتاب الجبرو المقابله کرد که پایه گذار ریاضیات مدرن شد و اعدادعربی جایگزین اعداد لاتین شدند.در نجوم نیز نام بسیاری از ستارگان عربی میباشد. همینطور الکندی به عنوان جغرافی دان، بیرونی به عنوان ریاضی دانی که محیط زمین رادقیق تراز بطلمیوس بدست آورده، الزهراوی به عنوان متخصص بیماری های زنان و ابن هیثم بعنوان پدر علم اپتیک آخرین کمکهای اسلام واعراب به علوم اروپا را انجام دادند.
شیمی از یکی از شعبات دانش مسلمانان الکیمیا و جبر از کتاب الجبر المقابله گرفته شده است. وبه عنوان مثال آخر میتوان از الادریس نام برد که او را یکی از جغرافی دانان بزرگ میدانند چرا که توانست اطلس زمین را تهیه کند.900 سال قبل از کریستف کلمب یک پادشاه مسلمان ساکن در غرب آفریقا (مالی)یک هیئت اعزامی را فرستاد تا کشف کنند که آن سوی اقیانوس اطلس چه چیز قرار دارد تمام کشتی ها غرق شدند و فقط یکی از آنها سالم به حوزه کارائیب رسید که بعدها دانشمندان وقتی متوجه وجود یک کتاب عربی شدند تائید کردند که آمریکا بسیار قبل تر از کریستف کلمب، توسط اعراب مسلمان کشف شده بود.
همینطور،اسپانیا ابتدا در زمان عثمان کشف شد. اوعقبه بن ناجی رابه همراه دستور العمل در دست گیری قسطنطنیه به آنجا فرستاد. اما قبائل وحشی جلوی آنها را گرفتند و بعدها دیگر اعزام این هیئت صورت نگرفت. پس همانطور که ذکر شد اندلوس به عنوان پلی بین دانش اعراب واروپائیان شده بود که بعد ها زمینه ساز ظهور رنسانس در اروپا نیز شد.
در یک سمینار بین المللی در مورد اسپانیای اسلامی که در سال 1991 در لاهور برگزار شد در مورد کمک های اعراب مسلمان به غربی ها تمام جزئیات به خوبی بیان شد (نویسنده مقاله، خود هماهنگ کننده این سمینار بود ).
پیشرفتهای علمی، تکنولوژی و اقتصادی صورت گرفته در غرب (از بعد از رنسانس ) که همراه با توسعه سیاسی وفرهنگی می باشند هنوز نتوانسته اند زمینه ساز خرسندی ورضایت انسانها شوند و یا یک جامعه عادلانه تر وبرابر تر ارائه دهند. از نظر اخلاقی بیماری های اجتماعی – اقتصادی موجود به همراه عدم پاکدامنی و انسجام در خانواده ها معضلات بزرگی را در چهره اجتماع رقم زده اند. از نظر اقتصادی نیز، رشد سریع اقتصادی موجب گرم شدن اقتصاد شده و نرخ بهره در حال زیاد شدن است چرا که باید تورم داخلی کنترل شود ولی همیشه این خطر وجود دارد که نکند این چرخ در مسیر دیگری تاب بخورد و نتایج برعکس شود یعنی سیاست های جلوگیری کننده از تورم،باعث ایجاد رکورد شوند.
در این شرایط وبرای مقابله با این بیماری های اقتصادی مخصوصاً اکنون که نظام سوسیالیسم نیز شکست خورده، وجود یک نظام اقتصادی جایگزین راه حل خوبی به نظر می رسد. در همین شرایط نظریه پایان تاریخ فوکویاما در بهترین حالت، یک تئوری ناقص وترک خورده در مورد پیروزی سرمایه داری برای درمان بیماری های موجوددر جوامع مدرن می باشد. چرا که فجایع زیست محیطی، تاٌثیرات گاز های گلخانه ای،رشد جمعیت واحتمال ایجاد زمستان هسته ای، خطرات بزرگی هستند که از ناحیه سرمایه داری بوجود آمده ودنیا راتهدید می کنند. این نتایج صنعتی شدن خود سرانه ولجام گسیخته در جوامع مدرن دنیا می باشد.
یکی از بخشهای جایگزین، نظام بانکداری بدون بهره می باشد که توسط اسلام ارائه شده ومدت زیادی ( قبل از اینکه نظام مبتنی بر نرخ بهره غربی اقتصاد دنیا را ویران کند )بکار گرفته شده. بهره در نسخ قدیمی انجیل نیز ممنوع شده بود. قرآن نیز از آن به عنوان جنگ با خدا نام می برد. در نظام اقتصادی اسلامی پول به عنوان وسیلة مبادله تعریف می شود ولی در اقتصادهای غربی که مبتنی بر نرخ بهره هستند، جامعة مصرف کننده به جای قرار گرفتن در کامروائی وخوشنودی در زیر بار سنگینی از بدهی ها وبهره قرار گرفته که باز پرداخت وامها به سالها وقت نیاز دارد.
در اقتصاد اسلامی برای درمان این معضل، مفاهیمی چون مضاربه، مشارکت واجاره تعریف می شود. مضاربه یک همکاری ببن تاٌمین کننده سرمایه وکارگر است که هر دوی آنها توافق می کنند که در سود پروژه شریک باشندواگر ضرری به خاطر کارگر به سرمایه رسید کارگر کار خود را از دست می دهد، همکاری پیامبر اسلامصلیاللهعلیهوآلهوسلم با خدیجه سلاماللهعلیه در زمینة تجارت، در غالب مضاربه صورت می گرفت.در مشارکت؛ سهامداران شریک می شوند.
مدیران شرکت در مورد فعالیتهای شرکت مسئول بوده ودر سود شریک می باشند ولی اگر شرکت ضرر بدهد، مدیران هزینه ودستمزد خودرادریافت می کنند ودر زیان شریک نمی باشند.واین یعنی شرکت های راس از دارایی سهامداران منتفع می شوندونه از فعالیت خود.برای نمونه در موجودی سرمایه ووجوه دو طرفه، شرکت کل(هولدینگ چندین شرکت کوچکتر ) حتی با وجود ضرر دیدن، باید هزینه های تاٌمین مالی را بپردازد.
اجاره نیز نوعی از ارائه خدمات است به گونه ای که به ازای کار با ماشین آلات یا دارائی و براساس ارزش بازار، یک مقدار اجاره با نرخی نزولی پرداخته می شود. برای مثال در بانکهای بدون ربا، یک شکل از مضاربه انجام می شود به طوری که بانک با سپرده گزاران شرط می کند که بازده سرمایة سپرده گزاران متناسب با سود وزیان متعلق به سرمایه گزارده شده شان محاسبه وپرداخت شود.
بانک سرمایه ها را براساس قواعد از پیش توافق شده وبا مدیریت اعضای هیئت مدیره بانک، سرمایه گزاری می کند. البته این مدیریت در سود وزیان سرمایه گزاری شریک هستند. تضاد آشکار در بین بانکهای موجود وبانکهای اسلامی،درزمینه فعالیت های بانکداری، اعمال بهره های ثابت در قبالدریافت وثیقه و دریافت بهره ثابت توسط سپرده گزار، بدون اعتنا به سود وزیان پروژه می باشد. خسارت ها وجریمه های کارتهای اعتباری چه یک شرکت باشد، چه بانک، با اعمال بهره های گزاف باعث می شود سپرده گزاران هزینه بسیار زیادی بپردازند ولی در اسلام بر مشارکت با حفظ برابری شرایط و با توجه به اشتراک در سود وزیان تاکید شده است.
به غیر از اجاره ماشین آلات وتجهیزات ، عقد اجاره برای خرید خانه وماشین نیز به کار می رود که در چهاچوب مالیه اسلامی قرار دادهایی بدون ربا بین سپرده گزار وبانک اسلامی منعقد می شوند. برای مثال اگر یک وام 100 هزار دلاری اعطا شود، مستاٌجر ونه صاحب سرمایه، قبول می کند که اقساط وام را طی یک دوره مشخص که بسیار کوتاه تر از 30-15 سال می باشد، بپردازد. بنابر این سرمایه گذاران سرمایه های خودر ا زودتر باز پس خواهند گرفت. به علاوه، کاربر یا مستاجر بر اساس ارزش بازار اجاره می پردازد، به طوری که مجموع اقساط و اجاره ها از مقدار وام بیشتر نمی شود. همچنین در صورت وررشکستگی، برخلاف نظام سرمایه داری، خانه یا ماشین مصادره نمی شود بلکه اقدامات به گونه ای صورت می گیرد که شخص از ورشکستگی رهایی یابد. اینگونه نظام اقتصادی بر اساس سنت پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیش می رود که: قرض دهنده باید یک مهلت اضافی به قرض گیرنده بدهدو....ودر صورت مرگ قرض گیرنده، قبل از تقسیم ارث، باید ابتدا دیون او پرداخت شود.
نظام اسلامی در کنار مالیه بدون بهره، موضوعات دیگری دارد که قابل تامل می باشند. هزینه داوطلبانه (صدقه) یا انفاق،هدیه و اهدا به فقرا، افراد محتاج، پیران، ناتوانان، در راه مانده گان، سربازان باز نشسته، زنان بیوه، یتیمان، ساخت مدرسه، بیمارستان والبته فریضه زکات ازاین موضوعات می باشند که قرآن مسلمانان را تشویق کرده است که آنچه مازاد بر نیاز دارند، در این مصارف خرج کنند تا در هر 40 سال چرخه ثروت تداوم داشته باشد. پاداش معنوی در جهان آخرت انگیزه خوبی برای کمک به فقرا و موجب بی تمایلی نسبت به احتکار وانباشت ثروت می شود. کمک به همسایگان بسیار سفارش شده است تا جاییکه پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود من فکر کردم جبرئیل ممکن است وحی بیاوردکه همسایه نیز از انسان ارث ببرد.
تعجبی نیست که نظام اسلامی محبوبیت زیادی پیدا کرده است. در پاکستان وجوه دو طرفه و ادغام های صنعتی بر اساس مضاربه راه انداز ی شده اند. موسسه بیت المال الاسلامی در حدود دو جین با نک اسلامی ایجاد کرده است. موسسات مالی بدون ربا توسط دکتر یحیی عبدالرحمان شعبه های زیادی در ایالات متحده وحتی در ازبکستان ایجاد کرده اند. بانک گریند لیز در پاکستان نیز اقدام به گشایش مضاربه می کند. در هوستن، سن لوئیزو تورنتو نیز وام های بدون بهره داده می شود. نظام اسلامی مخصوصاً در زمینه اقتصاد و با توجه به اصل محاسبه رفتار در معاد، ثابت کرده است که میتواند پیشرو در رسیدن به زمینه های تازه،دولت رفاه – اتوپیا- که آرزوی نوع بشر است، باشد.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،12:51 PM
| .:. آخرين مطالب ارسال شده .:. | ||
|
|
|
|

امروز :
| منوي اصلي وب | ||||||||||||
|
• صفحه
اصلي وب • سامانه وبلاگ راسخون • رايانامه وب • Add To Favorites • آر اس اس وب | ||||||||||||
|
نويسنده و معرفي وب |
||||||||||||
|
||||||||||||
| موضوعات وب | ||
|
ساعت وب |
||
|
|
||
| آمار وب | ||
|
تعداد پست ها :334 تعداد نظرات :
11 تاريخ آخرين بروز رساني :
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 تاريخ تأسيس وبلاگ :
دوشنبه 1 فروردین 1390
|
||
|
لوگوي وب |
||
|
|
||
|
صفحات وب |
||
|
|
||


