...:::| راهبردهایی برای مدیران شهری
آیا شهرها محکومند؟ اقتصاددان ها انبوهی از داده ها را جمع آوری کرده اند که ما را قادر به ارائه این پاسخ می کنند: یقینا خیر. شهرها جزئی ضروری از اقتصاد عصر اطلاعات هستند و آنهایی که ترکیب متنوعی از صنایع و کارگرانی بسیار ماهر را در خود دارند بارزتر از همه، نیویورک – آینده ای روشن تر را پیش روی خود دارند. در حقیقت انقلاب ارتباطات، حیات کاملا جدیدی را به شهرها می دهد. در مطالعات صورت گرفته یکی پس از دیگری، شواهد صریح و روشنی در ارتباط با سرزندگی و پویایی دائمی شهرها به دست می آید. آنچه این داده ها نشان می دهند، از این قرار است:
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : یک شنبه 7 فروردین 1390 ،11:17 PM
خدمات، نه تنها در داخل یک شهر، بلکه بین شهرها و مناطق شهری بررسی می شود. تمرکز فعالیتهای تولیدی در یک فضا باعث تغییرکارایی تولید، توزیع کالا و خدمات در آن فضا می شود. وظیفه اقتصاد دانان شهری این است که تعیین کنند: آیا تمرکز در یک فضا مفید و اقتصادی است یا خیر؟ همچنین بررسیهایی درباره بازار کار، سطح اشتغال، پایگاه اقتصادی زنان، سهم زنان در نیروی کار شهری، میزان در آمد در محله های شهری، نابرابری میزان درآمد گروههای شهری ونقش بخشهای صنعتی، خدماتی، فرهنگی و توریستی در اقتصاد شهری صورت می گیرد. برای حل مسائل و مشکلات شهری، نظریه های اقتصاد خرد و کلان هر دو کاربرد دارند. مسائلی مانند در آمد، تورم، بیکاری، هزینههای دولتی، صادرات و واردات در سطح یک شهر یا مناطق شهر اقتصاد کلان را مورد بررسیو تحلیل قرار می دهد. در صورتی که مسائل واحدهای کوچک مانند کارخانه و خانوار درشهر از طریق اقتصاد خرد مورد بررسی قرار می گیرد. شناخت نظریه های اقتصاد خرد وکلان برای توضیح حقایق شهری پایه و اساس است، ولی دامنه استفاده از این نظریه ها برای توضیح حقایق شهری محدود است زیرا مسائل شهری زیادی در اقتصاد شهری وجود داردکه امکان بررسی آنها بدون در نظر گرفتن فضا و فاصله وجود ندارد، در صورتی که نظریه های اقتصاد خرد و کلان برای توضیح حقایق اقتصادی آنها را در نظر نمی گیرند. در ضمن اقتصاد کلان در بررسی مسائل چند جانبه ای مانند اشتغال، در آمد و تولید با محدودیت نظریه ای مواجه است. در علم اقتصاد شهری سعی می شود برای توضیح مسائل شهری، ابزارهای اقتصادی به کار گرفته شود، نه اینکه شهر را در مطالعات اقتصادی وارد کنند. اقتصاد شهری بر خلاف علم اقتصاد مجرد، به کارگر به عنوان یکعامل تولید کننده نگاه نمی کند بلکه او را به عنوان یک مصرف کننده ، یک رای دهنده،فردی که موجب شلوغی، موجب آلودگی محیط می شود و بالاخره فردی که درگیر مسائل ومشکلات شهری است می نگرد. اقتصاد شهری هم مسائل بین شهری وهم مسائل درون شهری را موردبررسی قرار می دهد. از دید اقتصاد شهری در تجزیه وتحلیل مسائل بین شهری ما علاقه مندیم که بدانیم علل پیدایش شهرچیست؟ چرا شهرها رشد و توسعه پیدا نمی کنند؟ چرا رشد شهری در دوره ای از تاریخسریع تر شده است؟ آیا رشد شهر نشینی در جوامعی از نظر اقتصادی وابسته اند مثل کشورهای پیشرفته اند؟ آیا رقابتی بین شهرها وجود دارد؟ از دید اقتصاد شهری در مورد مسائل درون شهر این سئوالات مورد توجه قرار می گیرد: درباره زمین و استفاده از آن چگونه تصمیم گرفته می شود؟ آیا امکان بوجود آوردن یک سیستم حمل و نقل موثر و مفید در یک منطقه شهری وجود دارد؟ اثر تمرکز افراد در یک منطقه بر روی فقر و آلودگی محیط چیست؟ آیاحاشیه نشینی فقط مختص جوامع توسعه نیافته است؟ گرچه اقتصاد دانان شهری، جوابهای نهایی برایاکثر این سئوالات ندارند ولی شناخت و تجزیه و تحلیل این مسائل از نظر اقتصادی،اولین قدم مهمی است که باید برداشته شود. در نگرش اقتصاد جدید شهری، شهر به صورت متوازن، یک هسته ای و بدون توجه به سیاست بخش عمومی و عملکردهای اقتصاد آزاد وقیمتها در مسئله ساختمان و بهای زمین( که همه از روند بازار رقابتی تبعیت می کنند)مطالعه می شوند. توسعه شهر در گرو درآمدهای پایدار پایتخت برای رشد و بالندگی، بیش از همیشه نیازمندتوسعه پایدار و رسیدن به یك شرایط متعادل از نظر پیشرفت است. بیشك برای رسیدن به این مقصود، منابع پایدار شهری نقش تعیینكنندهای ایفا میكنند و شاید بتوان این عامل را مهمتر ازدیگر عوامل در توسعه شهر تهران ارزیابی كرد. البته این نكته را هم نباید فراموش كرد كه موفقیت شهری در تبیین حس مسئولیت شهروندی و انگیزش شهروندان برای مشاركت درامور، منوط به تحقق مواردی ازجمله اعتمادسازی وتحلیل هزینه و مشاركت است. اصولاً در اقتصاد شهری سالم، همه فعالان اقتصادی اعم از بنگاههای بخش عمومی، دولتی و خصوصی كه استفاده كننده امكانات شهری هستند،متناسب با بهرهای كه از خدمات و فضای شهر میبرند، پرداختی متناسب با سهم خود نیز به شهر دارند كه از آن به عنوان «عوارض» یاد میشود. در سالهای اخیربه دلیل فقدان منابع مالی مناسب و ضرورت خدماترسانی، بخش عمده درآمد شهرداری از طریق فروش «تراكم» بوده است كه از زمره درآمدهای ناپایدار به شمار میآید، درحالی كه اگر مدیریت شهری بخواهد درچارچوب اصول توسعه پایدار حركت كند، باید متكی به درآمدهای پایدار باشد كه ازجمله مهمترین آن عوارض نوسازی و عمران شهری است. بقیه در ادامه مطلب
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 1 فروردین 1388 ،6:47 PM
| .:. آخرين مطالب ارسال شده .:. | ||
|
|
|
|

امروز :
| منوي اصلي وب | ||||||||||||
|
• صفحه
اصلي وب • سامانه وبلاگ راسخون • رايانامه وب • Add To Favorites • آر اس اس وب | ||||||||||||
|
نويسنده و معرفي وب |
||||||||||||
|
||||||||||||
| موضوعات وب | ||
|
ساعت وب |
||
|
|
||
| آمار وب | ||
|
تعداد پست ها :334 تعداد نظرات :
11 تاريخ آخرين بروز رساني :
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 تاريخ تأسيس وبلاگ :
دوشنبه 1 فروردین 1390
|
||
|
لوگوي وب |
||
|
|
||
|
صفحات وب |
||
|
|
||


