...:::| مارکسیسم بدون نقاب
این نوشته گزارشی است از کتاب «مارکسیسم بدون نقاب، از توهم تا نابودی» که توسط لودویگ فن میزس نوشته شده است. لودویگ فن میزس، در ژوئن و ژولای ۱۹۵۲، نه سخنرانی درباره مارکسیسم و کاپیتالیسم در سان فرانسیسکو ایراد کرد. بتینا گریوز، متن این سخنرانی ها را پیاده کرد. وی با قراردادن این سخنرانی ها در دسترس عموم، خدمت بزرگی به ما کرده است. در این سخنرانی ها، دیدگاه بی بدیل میزس به نمایش گذاشته شده است. حتی شاگردان مجرب و کارآزموده او نیز از بحث هایی که وی در این سخنرانی ها مطرح کرده است، چیزهای زیادی خواهند آموخت. برخی از مارکسیست های غربی مثل اریک فروم، اومانیسم مارکس را که عمدتا در دست نوشته های اولیه اش به چشم می خورد، مورد تاکید قرار داده اند. اما نگاه میزس به مارکس، متفاوت است. از دید او، مارکس، گونه ای خام و ناپخته از ماتریالیسم را پذیرفته است. به بیان میزس: «طبق باور مارکس، هر کس، به واسطه نیروهای مولد مادی، مجبور به تفکر به شیوه ای است که نتیجه آن، نشانگر منافع طبقاتی وی می باشد.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : دوشنبه 8 فروردین 1390 ،1:19 PM
...:::| باورهای نادرست اقتصادی
ما باید جلوی واردات ارزانی که به خاطر دستمزد پایین و شرایط کاری بد در خارج ممکن شده است را به کشورمان بگیریم فرصت فروش کالاها به ما، به برخی مردم در کشورهای فقیرتر از ما اجازه می دهد تا در جاده رشد اقتصادی قرار بگیرند. دستمزدهایی که برای ما در حد «بخور و نمیر» به نظر می رسد، برای آنها در حد حداقل دستمزد است. اگر سایر کشورها می توانند کالاهایی را ارزان تر از ما بسازند، ما باید این کالاها را خریداری کنیم، و تولیدمان را به آنچه که بهتر از بقیه می توانیم انجام دهیم اختصاص دهیم. هر کسی از این وضعیت نفع می برد. این را قانون مزیت نسبی می نامند و کشورهایی که اقتصادشان را متعهد به انجام کاری که مزیت دارند می کنند هرکدام کالاهایی که نیاز دارند را با قیمت کاراترین تولیدکننده می خرند. در یک اقتصاد سالم، سرمایه دایما از صنایعی که رقابتی نیستند به سمت صنایعی که رقابتی هستند حرکت می کند. اقتصاد جهانی رشد می کند و کشورهای فقیرتر با انجام برخی کارهایی که سابق بر این ما انجام می دادیم ثروتمندتر می شوند. ما نیز در عوض کارهای جدیدی انجام می دهیم. ممنوع ساختن واردات ارزان باعث می شود تا ما مجبور به پرداختن پول بیشتر از آنچه لازم است برای کالاهایی بشویم که ما نمی توانیم به بقیه جهان بفروشیم.
برخی صنایع در ملت های در حال توسعه، مبالغ کمتری از آنچه کارگران ما قبول می کنند می پردازند و شرایطی بسیار بدتر از آنچه ما تحمل می کنیم دارند. پرسش این است که چگونه این دستمزدها و شرایط را با آنچه در غیر این صورت در کشورهای شان وجود داشت مقایسه کنیم. در اکثر موارد، آنها یک قدم جلوتر از کشاورزی روستایی و سوء تغذیه هستند. همین وضعیت در کشورهای غربی حاکم بود، زمانی که صنعتی شدند. همین دستمزدهای اندک است که به آنها اجازه ورود به بازارهای ما را می دهد و این که پایشان را بر اولین پله نردبان اقتصادی می گذارند. وضع ما بهتر است چون کالاهای ارزانتر می خریم؛ وضع آنها بهتر می شود چون پول ما را به دست می آورند. با ثروتمندتر شدن اقتصادها، آنها می توانند شرایط کاری بهتری برای کارگران خود به وجود آورند؛ ما باید به آنها کمک کنیم تا این کار را تا حد امکان سریع انجام دهند. به جای ممنوع کردن کالاهای آنها، ما باید از آنها بیشتر خرید کنیم.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : دوشنبه 8 فروردین 1390 ،12:54 PM
به رغم مباحث فراوانی که در زمینه امنیت اقتصادی مطرح شده است هنوز تعریف واحدی از این واژه وجود ندارد. البته موضوعات اقتصادی همواره مورد توجه افکار عمومی و حفره های سیاست گذاری عمومی بوده است. به طوری که امروزه رفاه اقتصادی نیز در کنار سایر اهداف، یکی از اجزا و مؤلفه های بنیادین منافع ملی کشور محسوب می شود. حال این سؤال پیش می آید که مباحث جدید در خصوص امنیت اقتصادی چه تفاوتی با رویکردهای سنتی برای دستیابی به رفاه اقتصادی دارد . آیا پیگیری امنیت اقتصادی از دستیابی به رفاه و سعادت متفاوت است آیا علاوه بر اهدافی مانند رشد اقتصادی، اشتغال و کاهش تورم، سیاست گذاران باید به دنبال اهداف جدیدتری برای تقویت امنیت اقتصادی باشند. هرچند که افراد مختلف برداشت های متفاوتی از مفهوم امنیت اقتصادی دارند، اما می توان دو ویژگی مشترک در تمامی برداشت های موجود یافت. اولین ویژگی مشترک در برداشت های موجود از امنیت اقتصادی توجه به چالش ها، مخالفت ها و ابهامات موجود بر سر راه دستیابی به امنیت اقتصادی است. در واقع امنیت اقتصادی توانایی حمایت و پیشبرد منافع اقتصادی در برخورد با وقایع، تحولات یا اقداماتی است که می تواند منجر به تهدید این منافع گردد.
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : دوشنبه 8 فروردین 1390 ،12:52 PM
...:::| رابطه میان فرهنگ، سیاست و اقتصاد
مارکس اعتقاد داشت که اقتصاد زیربنا و فرهنگ روبنا است. به این معنا که هر جامعه ای که از حیث مواهب طبیعی، آب و هوا و اقلیم با برکت و نعمت بیشتری روبه رو باشد طبعا ساعات کمتری را صرف کار برای تامین معاش خواهد کرد، لذا فرصت بیشتری را به سایر امور از قبیل هنر، ادبیات و فلسفه و به طور کلی فعالیت هایی که سبب پیشرفت های علمی خواهند شد، اختصاص خواهد داد. مباحثه میان <کارل مارکس> و <ماکس وبر> برای همه کسانی که رابطه میان فرهنگ و اقتصاد را بررسی می کنند آشنا است. مارکس اعتقاد داشت که اقتصاد زیربنا و فرهنگ روبنا است. به این معنا که هر جامعه ای که از حیث مواهب طبیعی، آب و هوا و اقلیم با برکت و نعمت بیشتری روبه رو باشد طبعا ساعات کمتری را صرف کار برای تامین معاش خواهد کرد، لذا فرصت بیشتری را به سایر امور از قبیل هنر، ادبیات و فلسفه و به طور کلی فعالیت هایی که سبب پیشرفت های علمی خواهند شد، اختصاص خواهد داد. در نظر او فرهنگ میوه درخت اقتصاد است زیرا به دست کسانی گسترش می یابد که اوقات فراغت بیشتری دارند
نويسنده: سجاد رنجبر رفسنجانی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : جمعه 5 فروردین 1390 ،1:24 PM
| .:. آخرين مطالب ارسال شده .:. | ||
|
|
|
|

امروز :
| منوي اصلي وب | ||||||||||||
|
• صفحه
اصلي وب • سامانه وبلاگ راسخون • رايانامه وب • Add To Favorites • آر اس اس وب | ||||||||||||
|
نويسنده و معرفي وب |
||||||||||||
|
||||||||||||
| موضوعات وب | ||
|
ساعت وب |
||
|
|
||
| آمار وب | ||
|
تعداد پست ها :334 تعداد نظرات :
11 تاريخ آخرين بروز رساني :
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 تاريخ تأسيس وبلاگ :
دوشنبه 1 فروردین 1390
|
||
|
لوگوي وب |
||
|
|
||
|
صفحات وب |
||
|
|
||


